8 نتیجه برای سعیدی طهرانی
محمد رفیع زاده، مهشاد نوروزی، اکرم هاشمی، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات در انتظار انتشار 1404 )
چکیده
پزشکان به دلایل گوناگونی مانند ترس از شکایت قانونی و انگ بیسوادی از اعلام خطای خود خودداری میکنند. برای انجام یک رفتار حرفهای فرد باید علاوه بر دانش کافی، نگرش درستی در مورد رفتار مورد نظر داشته باشد. بنابراین، آگاهی از نگرش پزشکان در پیشگری از وقوع رفتار و عملکرد حرفهای آنان در شرایط مختلف مؤثر است. از اینرو، مطالعهای با هدف ارزیابی نگرش کارورزان نسبت به افشای خطای پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه به روش مقطعی-توصیفی انجام شد و شرکت کنندگان، تمامی کارورزان ورودی سال 1396 دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند. دادهها با استفاده از نسخهی فارسی پرسشنامه Medical Mistakes Survey جمعآوری و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از 186 شرکت کننده، 66% مرتکب خطای پزشکی شده بودند. تنها 21% از کارورزان به هنگام ارتکاب خطایی که عوارض تأثیرگذاری بر بیمار ندارد و پیامد نهایی مثبت است، خطای صورت گرفته را بهصورت کامل بیان میکردند. این در حالی است که در مواردی که خطای صورت گرفته عوارض شدیدی برای بیمار داشته است، 31% از شرکت کنندگان خطا را بهصورت کامل بیان میکردند.
نتیجه گیری: دادهها نشان داد که اکثر کارورزان از بیان کامل خطای خود سر باز میزنند. ترس از شکایت قانونی بیماران و همچنین دست کم گرفته شدن توسط بیماران دو علت عمده شرکت کنندگان برای امتناع از افشای خطا بود. بر این اساس، ضروری است با انجام مطالعات بیشتر جهت ارائهی راهکار و بهبود عملکرد پزشکان و سلامتی بیماران برنامهریزی شود.
حجت رستگاری نجف آبادی، مجتبی صداقت، سعیده سعیدی طهرانی، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 5 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
هدف از این مطالعه، بررسی نگرش پرستاران مسؤول مراقبت از بیماران مرحلهی نهایی در بخشهای ICU، داخلی، جراحی و دیالیز بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی، انواع آن و عوامل مؤثر بر آن بوده است. این مطالعه، از مردادماه 87 تا اسفندماه 88، در بیمارستانهای امام خمینی، امیر اعلم، سینا و شریعتی انجام شد. ابزار مورد استفاده پرسشنامهای بود که در آن 4 بیمار فرضی مطرح شده و پس از آن سؤالاتی پیرامون آنها بهصورت سه گزینهای طرح شده بود تا نگرش پرستاران نسبت به موضوع مورد مطالعه سنجیده شود. با 140 نفر از پرستاران مشغول به خدمت در بخشهای مراقبت از بیماران مرحلهی نهایی (دیالیز، نورولوژی، انکولوژی و ICU) مصاحبه شد و 102 پرسشنامهی قابل قبول بهدست آمد (response rate =72%) که نتایج به شرح ذیل است:
64 درصد پرستاران مخالف اتانازی فعال داوطلبانه، 50 درصد آنها مخالف اتانازی فعال غیرداوطلبانه، و 58 درصد آنها مخالف اتانازی غیرفعال داوطلبانه و پرستاران مخالف اتانازی غیرفعال غیرداوطلبانه بر حسب شرایط از 40 تا 80 درصد متغیر بودند.
در این بررسی تأثیر عوامل جنس، سن، بخش محل خدمت، سطح تحصیلات و مدت زمان خدمت نیز بر نگرش ایشان سنجیده شد. از میان متغیرهای فوق، تنها عامل مؤثر بهنحو معنیدار بر نگرش پرستاران در مورد تمام انواع اتانازی مدت زمان خدمت بود؛ بهطوری که با افزایش سابقهی خدمت، مخالفت با اتانازی کمتر دیده میشد.
میتوان تبیین نظرات پرستاران را بهعنوان بخش اصلی تیم مراقبت از بیماران گامی درجهت روشن ساختن نیازهای آموزشی و تدوین قوانین و مقررات مرتبط در این رابطه دانست.
امین حسن زاده حداد، حجت رستگاری، مجتبی صداقت، سعیده سعیدی طهرانی، کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1389 )
چکیده
چگونه مردن، بهخصوص در سالهای اخیر نسبت به گذشته، با توجه به پیشرفتهای علوم پزشکی و امکانات طولانیکنندهی حیات بیماران مفهوم جدیدی پیدا کرده و بر اهمیت آن افزوده شده است. درد و رنج بیماران از یکسو و هزینههای سنگین درمان که بر بیماران یا خانوادهها و نظام سلامت تحمیل میشود از سوی دیگر، بحث اتانازی را در بین افراد مطرح مینماید.
در این بررسی نظر بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی ارزیابی شده است. این مطالعه در نیمهی دوم سال 88 در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. ابزار مورد استفاده پرسشنامهای بود که در آن 4 بیمار فرضی مطرح شده و پس از آن سؤالاتی پیرامون آنها بهصورت سه گزینهای طرح شده بود تا نگرش بیماران در موضوع مورد مطالعه سنجیده شود. از 110 بیمار انتخاب شده 105 نفر در مطالعه همکاری کردند (response rate =95. 45%) که 60 نفر از این افراد مذکر و 55 نفر مؤنث بودند. این افراد بین سنین 17 تا 70 سال بوده و 40 درصد تحصیلات دانشگاهی داشتند.
در مطالعهی انجام شده از بین 4 نوع اتانازی، تنها اتانازی غیرفعال داوطلبانه مورد موافقت بیماران بود. در بررسیهای انجام شده 5/69 درصد از کل بیماران با انجام این نوع اتانازی موافق بودند و میزان مخالفت 1/18 درصد بود. درحالی که دیگر انواع اتانازی به طور واضح مورد مخالفت بیماران بود.
از بین متغیرهای بررسی شده (سن، جنس، مذهب و سطح تحصیلات) فقط متغیر بخش بستری رابطهی معنیداری با نگرش بیماران نسبت به اتانازی داشته است. نتایج حاصله نشاندهندهی موافقت بیشتر بیماران در بخش داخلی با انجام اتانازی نسبت به بیماران بستری در بخش جراحی است. این امر میتواند بهدلیل ازمان بیماری و طولانی شدن بیماریها در بخشهای داخلی نسبت به بخشهای جراحی باشد. ماهیت مزمن بیماریهای داخلی و درگیری بیشتر بیمار با بیماری خود میتواند بر روی نحوهی نگرش وی به مسألهی اتانازی تأثیر بگذارد که این امر با مطالعات مشابه مطابقت دارد.
مهشاد نوروزی، احسان شمسی گوشکی، سعیده سعیدی طهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، سعید بیرودیان، نازیلا نیک روان فرد، مهشاد گوهری مهر، اکرم هاشمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
فعالیت پژوهشی کشورهای در حال توسعه در دو دههی گذشته افزایش یافته است. گسترش و تمرکززدایی کمیتههای اخلاق، نیازمند ارزیابی عملکردی مناسب است. مطالعهای مقطعی در سال 2023 میلادی با استفاده از چک لیست "ابزار خودارزیابی کمیتههای اخلاق در پژوهش" بر روی کارگروه/کمیتههای اخلاق در پژوهش کشور اجرا شد. چک لیست به فارسی ترجمه شد. براساس نظر متخصصین اخلاق در پژوهش و بر مبنای دستورالعمل مصوب نحوهی تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیتههای اخلاق مورد بازنگری قرار گرفت. چکلیست الکترونیک، برای اعضای ارشد 269 کارگروه/کمیته اخلاق در پژوهش ارسال شد. دادهها با نرمافزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت؛ میزان پاسخدهی 83% بود. میانگین نمرهی کلی 25.173 ± 152.11 بود که 69.14% از حداکثر نمره کلی بهدست آمد، اما در بخش ارزیابی مداوم (نظارت) و منابع کمیته، کمتر از 50% از نمره میانگین کسب شد. نمرات 138 کارگروه/کمیته اخلاق در محدودهی عالی و 85 مورد در محدوده خوب قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات با میزان سابقهی فعالیت، تعداد جلسات در ماه، وجود بودجهی مصوب سالانه، وجود یک برنامهی مدون مصوّب ارتقای کیفیت و دارا بودن کارکنان اداری مشخص ارتباط دارد. تکمیل ابزار خودارزیابی، علاوه بر آگاهی کارگروه وزارتی از نحوهی عملکرد کارگروه/کمیتهها و توجه فردی هر کارگروه/کمیته به استانداردهای لازم الاجرا، میتواند آگاهی از نقاط قوت و چالشها را در سطح هر کمیته افزایش دهد. بازنگری در دستورالعمل مصوب نحوه تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیتههای اخلاق توسط دبیرخانه کارگروه وزارتی اخلاق در پژوهش و تکرار مجدد خودارزیابی در آینده میتواند روند ارتقاء و بهبود عملکرد کمیتههای اخلاق را تسهیل نماید.
سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
حرفهگرایی در حوزهی پزشکی، به معنای پایبندی به اصول و رفتارهایی است که به حفظ کرامت بیماران و تأمین منافع عمومی کمک میکند. در عصر دیجیتال، رعایت این اصول توسط حرفهمندان در فضای مجازی به اندازهای اهمیت دارد که نیازمند توجه به ملاحظات اخلاقی و قانونی است. فضای مجازی میتواند به بهبود ارتباط بین پزشک و بیمار و جامعه، ارتقاء آگاهی عمومی و تسهیل فرایند آموزش کمک کند؛ همچنین، این فضا بستری برای شبکهسازی و تبادل اطلاعات بین حرفهمندان را فراهم میآورد. رشد رسانههای اجتماعی، بر نحوهی تعاملات حرفهای بسیار اثر گذاشته است؛ بهویژه، در دوران پساکرونا که مردم بهطور فزایندهای از این رسانهها برای تبادل اطلاعات بهداشتی استفاده میکنند؛ بهگونهایکه مطالعات نشان میدهند، تعداد کاربران اینترنتی دنیا به بیش از ۳.۷میلیارد نفر و در ایران نیز، این تعداد به بیش از ۷۸میلیون کاربر رسیده است؛ همچنین، مطالعات نشان دادهاند، تأثیر اطلاعاتی که پزشکان در شبکههای اجتماعی یا رسانههای عمومی وارد کردهاند، فراوان و بسیار مهم است؛ چراکه مردم به این قشر از جامعه اعتماد بیشتری دارند و بهدنبال دریافت اطلاعات صحیح از ایشان هستند. توجه به مسائل اخلاقی در حضور حرفهمندان در فضای مجازی، امری ضروری است. این مقاله به بررسی حرفهایگری در این فضا و الزامات آن برای حرفهمندان پزشکی پرداخته است. با توجه به اینکه حفظ منافع بیمار در اولویت تعهدات حرفهای قرار دارد، هرگونه رفتاری که به اعتبار حرفهای آسیب بزند و اعتماد عمومی را کاهش دهد، غیرحرفهای محسوب میشود. رعایت محرمانگی و حفظ حریم خصوصی بیماران، توجه به حسن شهرت خود و حرفه، پرهیز از برچسبزنی و ترویج شایعات، صداقت در ارائهی اطلاعات، مسئولیتپذیری، پرهیز از نگرشهای تبعیضآمیز و اجتناب از تحقیر صلاحیت سایر افراد حرفهای در تبلیغات پزشکی، ازجمله الزامات حرفهای در فضای مجازی است. در نتیجه، پایبندی به این موازین، برای حفظ اعتماد عمومی به حرفهی پزشکی ضروری است و به همین دلیل، آموزش و ارزیابی و نظارت بر رفتار حرفهمندان در این فضا، برای ارتقاء استانداردهای حرفهای و اخلاقی از اهمیتی ویژه برخوردار است.
حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبتهای پزشکی است. در دهههای اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، بهعنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعهی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همهگیری کووید پرداخته و مؤلفههای مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعهی مروری، از طریق جستوجو در پایگاههای علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer و Scopus جمعآوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاههای ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفههای اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالشهای پیش روی نظام سلامت در دوران همهگیری تحلیل شدهاند. مطالعه نشان داد، مؤلفههای اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همهگیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کردهاند. در دوران پیش از همهگیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایتنکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفهای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجیها نشان میدهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکتهای دارویی و رسانهها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه میدهند. طبق مطالعهای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همهگیری کرونا را تهدیدی اغراقآمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کردهاند. بااینحال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائهی خدمات فداکارانه و شفافسازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکلگیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولتها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نهتنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه میتواند بر موفقیت برنامههای پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینهی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفافسازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.
فاطمه حکمتیان، اکرم هاشمی، سودابه هویدامنش، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اخذ صحیح رضایت آگاهانه، از حقوق مشارکتکنندگان در پژوهش است. هدف از آن، اطلاعرسانی درست دربارهی نوع پژوهش، نحوهی همکاری، سود و زیان پژوهش و چگونگی جبران خسارت است و به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی و کاهش مداخلات حقوقی کمک میکند. این مطالعه با هدف بررسی میزان آگاهی بیماران از محتوای رضایت آگاهانه در پژوهشهای کارآزمایی بالینی دانشگاه علوم پزشکی ایران طراحی شد. مطالعهی حاضر به بررسی فرم رضایت آگاهانهی کارآزماییهای بالینی ثبتشده و صحت مطالب درجشده در آنها و ارزیابی بیماران دربارهی کیفیت رضایت آگاهانه و چالشهای آن در محیطهای آموزشی و درمانی و پژوهشی پرداخته است. نمونههای پژوهش از بین شرکتکنندگان کارآزماییهای بالینی دانشگاه که در سال ۲۰۲۰ ثبت و اجرا شدهاند، انتخاب شد. پس از رؤیت فرمهای رضایت آگاهانه، بررسی فرمها از طریق چکلیست وزارتی صورت گرفت. شمارهی تماس مشارکتکنندهها یادداشت شد. با توجه به چکلیست با مشارکتکنندهها تماس گرفته شد تا از فهم درست اطلاعات داخل فرم رضایت آگاهانه اطلاع حاصل گردد. بررسی همزمان چکلیست فرمهای رضایت آگاهانه و پرسش از شرکتکنندگان کارآزماییهای بالینی پیرامون درک از محتوای بندهای چکلیست، منتج به این بود که آگاهی از محتوای فرم از دید شرکتکنندگان پایینتر از انتظار ما، پس از ارزیابی آگاهیبخشی فرمها بود و این اهمیت بازنگری و نظارت بر نحوهی انتقال آگاهی را میرساند. اشاره به احتمال تهاجمیبودن مداخلات (25/7 درصد)، تصادفیبودن قرارگیری در مطالعه و امکان استفاده از دارونما (44درصد)، احتمال بهرهمندنشدن شرکتکنندگان از نتایج حاصل از کارآزمایی (44 درصد) و اشاره به حفظ محرمانگی اطلاعات (47/2 درصد) کمترین میزان رعایت و تأکید بر پژوهشیبودن مداخلات (98/2 درصد)، متناسببودن با زبان و گویش افراد (97/2 درصد)، اشاره به فواید اختصاصی (92/7 درصد) و اشاره به عوارض و مضرات اختصاصی (98/9 درصد) بیشترین میزان رعایت را از جانب پژوهشگران داشتند. از دادهها چنین برمیآید، توضیحات تیمهای پژوهشی دربارهی کلیت پژوهش مفهوم و بیشتر معطوف به عوارض و منافع پژوهش بوده است. این توضیحات دربارهی احتمال تهاجمیبودن، تصادفیبودن مطالعه و احتمال بهرهمندنشدن از فواید حاصل، کمتر در کانون توجه بوده است و بیماران آگاهی کافی را کسب نکردهاند. بهطور کلی، نامناسب و ضعیفبودن میزان اطلاعات مشارکتکننده در هنگام تصمیمگیری و رضایتدادن، از چالشهای مهم در فرایند اخذ رضایت آگاهانه محسوب میشود.
امیرمهدی طارمیها، سعیده سعیدی طهرانی، سودابه هویدامنش، مهشاد نوروزی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
امروزه، ارائهی خدمات بیمارمحور که نیازها و ارزشها و ترجیـحات بیمار را در کانون توجه قرار دهد، رکن اساسی در ارائهی خدمات سلامت محسوب میشود. این مطالعه با هدف بررسی نگرش دانشجویان به ارائهی خدمات بیمارمحور در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. این مطالعهی مقطعی، در تمامی مقاطع تحصیلی پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از مقیاس جهتگیری بیمار-پزشک (PPOS) انجام گرفت. پرسسشنامه بهصورت آنلاین توزیع و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی ۲۶ تجزیه و تحلیل شد. از ۳۸۹ شرکتکننده، 48/6 درصد، مرد و 51/4 درصد، زن بودند و میانگین سنی آنان 2/453 ± 24/02 سال بود. از میان شرکتکنندگان، 41/09 درصد آنان در مقطع کارآموزی و 40/9 درصد از آنها، در مقطع کارورزی در حال تحصیل بودند. در 7/14درصد از شرکتکنندگان، یکی از والدین پزشک بود. قلب و عروق، جراحی و چشمپزشکی، بهترتیب بیشترین رشتههای تخصصی محبوب بودند. میانگین نمرات بهدستآمده در بخش نمرهی کلی، نمرهی اشتراک و نمرهی مراقبت، بهترتیب 0/50 ± 3/61، 0/40± 3/93 و 0/56± 3/83 و در محدودهی پزشکمحور قرار داشت. میانگین نمرهی سه حوزه با جنسیت شرکتکنندگان ارتباط معنادار داشت (0.001>P-value) و شرکتکنندگان مؤنث نگرشی بیمارمحورتر در هر سه حوزه داشتند. مقاطع تحصیلی، تنها، با میانگین نمرهی اشتراک ارتباط معنیدار داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد، اکثر دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، عمدتاً رویکرد پزشکمحور در ارتباط با بیمار دارند؛ بنابراین نیاز است تا برنامههای آموزشی در خصوص ارتقاء نگرش بیمارمحور و توسعهی مشارکت بیمار در فرایند تشخیصی و درمانی، برای دانشجویان پزشکی گسترش یابد.