امروزه، پیوند عضو درمان نهایی بیماران در مراحل پایانی اختلال در عملکرد اندامهاست. با توجه به اهمیت اهدای عضو و نقش مهم معلمان در افزایش آگاهی و بهبود نگرش قشری گسترده از جامعه، پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان آگاهی و چگونگی نگرش معلمان شهر سنندج به مسألهی اهدای عضو انجام شد. روش تحقیق در مطالعهی حاضر، توصیفیتحلیلی (مقطعی) است. در همین راستا، 250 معلم شاغل در مدارس متوسطهی اول و دوم شهرستان سنندج، به روش نمونهگیری خوشهای، در سال تحصیلی 1397-1396، انتخاب و پرسشنامهی میزان آگاهی و چگونگی نگرش به اهدای عضو را تکمیل کردند. دادهها با نرمافزار SPSS 20 با استفاده از آزمون آماری همبستگی و تی مستقل و تحلیل واریانس آنوا تجزیه و تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد 152 نفر (8/60%) آگاهی متوسط و 92 نفر (8/36%) آگاهی بالا دربارهی اهدای عضو داشتند. نگرش 166 نفر (4/66%) از معلمان، متوسط و 81 نفر (4/32 %) بالا بود. 8/90 درصد از معلمان نیز، کارت اهدای عضو نداشتند؛ درحالیکه 144 نفر (6/57 %) تمایل داشتند این کارت را دریافت کنند. ازآنجاکه میزان آگاهی و نگرش مثبت اکثریت معلمان در حد متوسط بوده و بیشتر آنها دارای کارت اهدای عضو نبودند و با توجه به اثرگذاری این قشر در افزایش فرهنگ اهدای عضو و آگاهی دانشآموزان، آموزش فرهنگیان و ایجاد زمینههای مناسب برای بالابردن آگاهی و نگرش مثبت آنها دربارهی اهدای عضو، ضروری است.
پرستاران بهعنوان بزرگترین گروه ارائهدهندهی خدمات بهداشتی، در تیمهای درمانی و مراقبت از بیماران، نقش حیاتی دارند. دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده خواهند بود، به شایستگیهای بالینی و اخلاقی نیاز دارند تا بتوانند مراقبتهای حرفهای و مناسبی ارائه دهند. حساسیت اخلاقی، بهعنوان توانایی درک و تشخیص موقعیتهای اخلاقی، بسیار اهمیت دارد و ارتباط پرستاران با بیماران را بر پایهی اعتماد و پاسخگویی به نیازهای فردی تقویت میکند که در مواجهه با چالشهای اخلاقی محیطهای بالینی کمککننده است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با ویژگیهای جمعیتشناختی انجام شد. در این مطالعهی توصیفیمقطعی، 112 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری شرکت کردند. پرسشنامههای مشخصات جمعیتشناختی و حساسیت اخلاقی لوتزن، ابزارهای استفادهشده بودند. دادهها پس از جمعآوری، از طریق نرمافزارSPSS نسخهی 23 و با استفاده از آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. حساسیت اخلاقی مشارکتکنندگان در حیطهی صداقت در تصمیمگیری، با بالاترین میانگین (5/62 ±14/71) و در حیطه دانش حرفه ای، با کمترین میانگین (2/12 ± 3/70) مشاهده شد. میانگین نمرهی کلی حساسیت اخلاقی 15/854 ± 59/87 و در سطح متوسط بود.بررسی ارتباط متغیرهای جمعیتشناختی، شامل سن، معدل، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت سکونت، ترم در حال تحصیل، وضعیت مالی خانواده و وضعیت تحصیلی والدین نشان داد، تنها در حیطهی تجربهی مشکلات اخلاقی، حساسیت اخلاقی با وضعیت اقتصادی خانوادهی دانشجویان، رابطهی مثبتو معنادار (0.046 >P) داشت. با توجه به یافتههای حاصل از این مطالعه، طراحی و اجرای برنامههای مدون برای ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری امری ضروری به نظر میرسد؛ همچنین، این مطالعه بر توجه به عوامل اجتماعی اثرگذار، ازجمله موقعیت اقتصادی بر کسب تجارب اخلاقی و تقویت حساسیت اخلاقی تأکید میکند.