18 نتیجه برای شجاعی
امیر احمد شجاعی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
مصدوم کسی است که در اثر حادثهای طبیعی یا دستساز بشر آسیب جدی دیده باشد و نیازمند کمک آنی و فوری باشد. از سویی یاری رساندن به مصدوم وظیفهای است که یا به حکم قانون یا وجدان انسانی بر عهدهی دستگاه یا اشخاصی بهخصوص گذارده شده که اعم از پزشک، پرستار، امدادگر هلال احمر و تکنسین اورژانس و ... در اینجا نجاتگر نامیده میشوند. حال چنانچه مصدوم مجرم باشد یا مجرم انگاشته شود، آیا صحیح است که در وظیفهی نجاتگران خللی وارد شود یا از وظیفهی خود استنکاف نمایند؟ به عبارت دیگر، مجرمیت یا اتهام مجرمیت مصدومین، در وظیفهی نجاتگران مدخلیتی دارد یا خیر؟ در این مقاله به اینگونه سؤالات بر مبنای مبانی فلسفی و دینی و حفظ کرامت نامشروط انسانی پاسخ داده شده و چنین نتیجهگیری شده است که: امروزه عدم مدخلیت مجرمیت در عملکرد نجاتگران در تمام دنیا پذیرفته شده است، اما گاهی برخی باورها و آموزههای غلط ممکن است بر خلاف آن منجر شود که نیازمند اصلاح دیدگاه و تغییر نگرش است.
امیراحمد شجاعی،
دوره 3، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1389 )
چکیده
امیراحمد شجاعی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 4، شماره 4 - ( تیر ماه 1390 )
چکیده
بر اساس آنچه دانشمندان و اندیشمندان سلف از واژهی اخلاق تعریف کردهاند، اخلاق عبارت است از ملکات و سجایای نفسانی و شخص اخلاقی کسی است که به آن ملکات و سجایا متصف باشد. اما این تعریف که امروزه نیز مورد قبول است نسبت به رفتار شخص اخلاقی مواجهای ندارد و موضع اخلاق را نسبت به کسی که متصف به صفات اخلاقی است اما بر حسب اتفاق مرتکب فعلی غیراخلاقی میشود معلوم نمیکند.
در این مقاله با رویکردی تحلیلی و بحث منطقی علاوه بر پذیرش تعریف فوق نسبت به تکتک رفتار اشخاص نیز مواجهای ابطالگرایانه خواهیم داشت و پس از تبیین مفهوم واژهی تقوا به تعریفی جامع از شخص اخلاقی مبادرت خواهیم نمود. این تعریف که برای اولین بار در این مقاله عنوان میشود نظریهای جدید در باب تعرف اخلاق است و با تلفیق معنای واژهی تقوا و اخلاق، شخص اخلاقی را شخص با تقوایی میداند که علاوه بر آنکه به صفات اخلاقی متصف است نسبت به تکتک رفتار و کردار خود نیز حساس است و دغدغه دارد.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده
شرایط بحرانی شرایطی است که تشابه بسیار کمی با شرایط عادی دارد. تعاریف بسیاری برای بحران و شرایط بحرانی ارائه شده است و مؤلفههای زیادی را برای آن میتوان منظور کرد اما آنچه در همهی تعاریف و همهی شرایط بحرانی یافت میشود تلفات و صدمات جانی است. هر جا صدمات جانی مطرح باشد به تبع آن مراقبتهای پزشکی از مصدومان نیز مطرح خواهد بود. یعنی در هر حال، هنگام بحران حضور کادر پزشکی اعم از پزشک یا دیگر مراقبان سلامت لازم است.
ارائهی خدمات سلامت در دو دستهی کلی قرار میگیرند. یکی هنگام شرایط عادی و دیگری هنگام شرایط بحرانی و از آنجا که شرایط بحرانی با شرایط عادی تفاوت کلی دارد، مسؤولیتهای اخلاقی مراقبان سلامت هم در شرایط عادی و شرایط بحرانی متفاوت خواهد بود.
برای تبیین اخلاق پزشکی (یا به شکل عامتر، اخلاق در مراقبتهای سلامت) در شرایط بحرانی به دو موضوع کلی باید پرداخت؛ یکی مسؤولیتهای اخلاقی مراقبان سلامت و دیگری حل اثر بخش مسائل اخلاقی مربوطه. موضوع دوم بسیار گسترده است و در این مقاله با اشارهای جزئی از کنار آن میگذریم. اما در خصوص تبیین مسؤولیتهای اخلاقی مراقبان سلامت در بحران دو نگاه میتوان داشت. یکی نگاه شخصگروانه و فردی که البته تحویلی و خردانگارانه است و دیگری نگاه سیستمی وراهبردی که البته کاملتر و همهجانبهتر است. در نگاه سیستمیک برای تدوین اخلاق به سه جزء باید پرداخت. اول، اصول اخلاقی، دوم کدهای اخلاقی و سوم منشور چندوجهی اخلاق سازمان. که در این مقاله اشارهای کوتاه به اصول و کدها کرده و به ذکر یک نمونه از اصول و کدها که در جمعیت بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر حاکم است اکتفا میکنیم.
شرایط بحرانی بهقدری وسیع و پردامنه هست که نمیتوان به یک شکل واحد و بهطریق موضوع محور (subject oriented) در مورد آنها صحبت کرد و لازم است حوزههای گوناگون بحران احصا شده و مسائل هرکدام استخراج شود و آنگاه با رویکردی مسألهمحور (problem oriented) به آنها نگریست و پژوهش کرد. از سوی دیگر، لازم است اخلاق پزشکی و مراقبت در شرایط بحرانی جزء اولویتهای وزارت بهداشت و دیگر سازمانهای مربوطه قرار گیرد.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر در رابطهی پزشک و بیمار است و در توصیف اهمیت آن همین بس که در فرمایش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، پزشک حاذق و مورد اعتماد همپایهی فقیه عادل شمرده شده و هم در پندنامهی اهوازی و هم مناجاتنامهی ابن میمون بر آن تأکید فراوان شده است. امروزه، اعتماد را از مؤلفههای سلامت اجتماعی میدانیم و معتقدیم که در رابطهی پزشک و بیمار تأثیرات زیادی بر طبابت دارد؛ ازجمله آنکه اثربخشی درمان بیشتر میشود، رضایت بیمار و همچنین رضایت پزشک بالاتر میرود، اتونومی بیمار حفظ میشود، تلقین سلامتی صورت میگیرد و بیماران در پیگیری درمان خود و پرداخت هزینهها جدیت بیشتر و مماشات کمتری به خرج میدهند. هدف از تدوین این مقاله که به شیوهی مروری - تحلیلی تدوین شده است، دستهبندی اعتماد و بیان نقش آن در ارتباط پزشک و بیمار است. اعتماد در رابطهی پزشک و بیمار را چنانچه فقط در موضوع طبابت محدود کنیم، به دو دسته تقسیم میشود که عبارتند از:
1- اعتماد نامشروط، یعنی اعتماد کامل و فارغ از خودآیینی (autonomy)
2- اعتماد مشروط و همراه با حفظ خودآیینی. در نوع اول و در خصوص فراموش شدن خودآیینی بیمار، هم میتوان بیمار را مقصر دانست هم پزشک را. تقصیر بیمار از لحاظ ضعف در خودباوری و عدم مشارکت در تصمیمسازی و فرایند درمان است و تقصیر پزشک از لحاظ تمایل به پدرسالاری (paternalism) و نگاه پدرسالارانه به بیمار و درمان او میباشد. لکن در این مقاله با تأکید بر اهمیت اعتماد متذکر میشویم که مبادا شدت اعتماد در رابطهی پزشک و بیمار موجب نامشروط شدن آن و جاری شدن پدرسالاری شود و چنین نتیجه میگیریم که اگر پزشکان مفهوم اعتماد و دستهبندی آن را بشناسند در ارتباط با بیمار کمتر به پدرسالاری رو میآورند.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 5 - ( مهرماه 1391 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر در رابطه ی پزشک و بیمار است و تأثیر بسزایی در اثربخشی درمان و همچنین، رضایت پزشک و بیمار دارد. چنانچه اعتماد را به درستی بشناسیم و معنی و مفهوم آن را بدانیم و تصور درستی از آن پیدا کنیم، میتوانیم به تحقق خارجی آن امیدوار باشیم و آن را ارتقا بخشیم. لذا در این مقاله بر آن هستیم که مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد را بشناسیم و در رابطهی پزشک و بیمار به عنوان یکی از مهمترین مصادیق به بحث گذاشته و الگویی در این خصوص ارائه دهیم. به این منظور ابتدا به بررسی دیدگاه دانشمندان اعم از علوم اجتماعی و اخلاق پزشکی، غربی و ایرانی پرداخته و سپس با روش بحث متمرکز گروهی به اخذ دیدگاههای افراد متخصصو غیر متخصص در زمینه ی اخلاق پزشکی پرداخته و در نهایت با تحلیل محتوایی آنها به مدل و الگوی پیشنهادی و جدیدی میرسیم که هر چند ادعای کامل بودن و استقصای همه ی مؤلفه ها را ندارد اما در نوع خود و با در نظر گرفتن محدودیتهای مطالعات کیفی، تلاش کرده است که عمده ی مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد را در خود بگنجاند. برای رسیدن به این الگو بر این باوریم که طرفین اعتماد یعنی اعتمادکننده (بیمار) و اعتمادشونده (پزشک)، هر دو در شکلگیری اعتماد نقش دارند و مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد به هر دو طرف مربوط است و در این میان برخی مربوط است به شخص بیمار و به شکل یکسویه درون او شکل میگیرد، نظیر نیاز و تمایل بیمار به اعتمادکردن. برخی مربوط است به بیمار و با توجه به آگاهی بیمار از ویژگیهای پزشک شکل میگیرند نظیر آگاهی بیمار از دانش و تجربیات پزشک. دو دسته ی دیگر از مؤلفه ها مربوط است به پزشک که یکدسته از آنها با توجه به ویژگیهای خود پزشک شکل میگیرد، نظیر وظیفه شناسی پزشک و ظاهر او. دسته ی آخر مؤلفه هایی هستند که مربوط است به پزشک ولی در ارتباط پزشک با بیمار شکل میگیرند نظیر رفتار ارتباطی پزشک با بیمار.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 7 - ( بهمن ماه 1391 )
چکیده
در رابطهی میان پزشک و بیمار اعتماد سرمایهی اجتماعی بزرگی محسوب میشود. اعتماد میان پزشک و بیمار عاملی مؤثر در بهبود بیمار و رضایت پزشک است. اما تا از چیستی اعتماد و شناخت آن سخن نگوییم نمیتوان به تحقق آن امیدوار باشیم. به معنای دیگر، تحقق خارجی و تقویت اعتماد در رابطهی میان پزشک و بیمار مستلزم شناخت دقیق اعتماد و مؤلفههای آن است که این پژوهش آن را انجام داده است. لذا قبل از هر کار لازم است که ابتدا اعتماد را از منظر لفظ و مفهوم بشناسیم و مورد تحلیل قرار دهیم. در این مقاله که با استفاده از مرور مقالات و روش تحلیل محتوا و همچنین تحلیل منطقی نوشته شده است، پس از بر شمردن نظرات اندیشمندان در باب اعتماد و بیان مایهی اصلی آنها به استخراج 23 مؤلفه از اعتماد پرداختهایم وسپس این مؤلفهها را در رابطهی میان پزشک و بیمار مصداق بخشیدهایم. نتیجه آنکه اعتماد میان پزشک و بیمار را از سه منظر میتوان مورد تحلیل قرار داد: یکی ناظر به بیمار با 5 مؤلفه، دیگری ناظر به پزشک با 2 مؤلفه و سومی ناظر به رابطهی پزشک و بیمار با 9 مؤلفه و بدون شناخت این مؤلفهها و تفکیک آنها نمیتوان به تحلیل و کنکاش در تحقق خارجی اعتماد پرداخت.
احمد شجاعی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
هر چند سرآغاز بحث اخلاق پزشکی به سالیان بسیار پیش از میلاد مسیح بر میشود ولی مایهی تأسف است که یک کریکولوم آموزشی اخلاق پزشکی که مورد قبول عموم در سطح جهان باشد وجود ندارد. در کشور ما نیز این نقیصه وجود دارد و از دانشگاهی به دانشگاهی دیگر برنامهی آموزش اخلاق پزشکی تفاوت میکند و حتی در گروه مدرسان اخلاق پزشکی نیز بسیار متنوع و مختلف است. این درحالی است که پزشکی یک حرفه است و آموزش و رعایت اخلاق پزشکی از عناصر جداییناپذیر آن است. اگر جامعهی پزشکی بهنحو مطلوب به اخلاق پزشکی مزین و عامل به آن باشد در آن صورت ما از سویی شاهد اعتماد روز افزون آحاد جامعه به پزشکان و از سوی دیگر شاهد حداقل موارد قصور پزشکی و شکایات از جامعهی پزشکی خواهیم بود. والا همچنان نظارهگر شرایط نامطلوب کنونی و افزایش بیاعتمادی بیشتر مردم، شکایات و نارضایتی آنان و نزول ارزش و جایگاه اجتماعی پزشکان خواهیم بود که این نه به نفع جامعه و نه به نفع مردم خواهد بود.. دبیر اسبق انجمن آموزش پزشکی اروپا میگوید: پزشکی به انتهای خود رسیده است اگر برای اعتلای اخلاق حرفهای چاره اندیشی نشود. رعایت حقوق انسانی، رعایت عدالت، خودمختاری فردی، راستگویی، رازداری، ارائهی مناسبترین خدمات درمانی و پیشگیری از عوارض از اصول اخلاق پزشکی است که پزشک باید آنها را تمام و کمال رعایت کند. امروزه، مسائل و موضوعات نوینی در حرفهی پزشکی بروز کرده است؛ مثل اتانازی، پیوند اعضا، همانندسازی، درمان در سطوح ژنی، اهدا اسپرم، پرورش جنین در رحم دیگران، سقط جنین قانونی و.. که هر کدام بحثهای اخلاقی خاص خود را میطلبد. یکی از این موارد، حق سقط جنین قانونی برای مادر است. ماده واحدهی سقط جنین: سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی، مبنی بر بیماری جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقصالخلقه بودن موجب حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توام باشد قبل از ولوج روح با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نیست. بر اساس این ماده واحده و با توجه به اصول اخلاق پزشکی، برای مادر حقوقی مترتب میشود که عبارت است از تشخیص بیماریها و ناهنجاریهای جنین قبل از ولوج روح (تا پایان 18 هفتگی حاملکی بر اساس LMP و تشخیص بیماریهای تهدیدکنندهی جان مادر در صورت ادامهی حاملگی قبل از ولوج روح در جنین در صورت مراجعهی مادر به پزشک. عدم تشخیص بهموقع ناهنجاریهای جنین و بیماریهای جنین و مادر امکان اقدام به سقط قانونی را از مادر سلب میکند که اولاً با اصل اخلاقی ارائهی خدمات تشخیصی و درمانی مطلوب و سودمند به بیمار در تعارض است و موجب رنج و عذاب جسمی و روانی برای مادر میشود و ثانیا در صورت شکایت بیمار، موضوع از جنبهی قصور پزشکی قابل پیگیری است. با عنایت به این اصل اخلاق پزشکی که پزشکان را ملزم به ارائهی خدمات تشخیصی درمانی مناسب و سودمند و پیشگیری از بروز صدمه و ضرر به بیمار میکند و با عنایت به اینکه در صورت عدم تشخیص بیماری و ناهنجاری جنین یا بیماری مادر پیش از ولوج روح، امکان اقدام به سقط قانونی از مادر سلب میشود، در این صورت پزشک مسؤولیت اخلاقی و قانونی خواهد داشت. آشنایی دقیق از قانون سقط جنین و آییننامهی اجرایی آن از نظر اخلاقی و قانونی برای پزشکان مفید و سودمند خواهد بود.
امیر احمد شجاعی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
یکی از موازین اخلاقی بودن دانشگاه، رعایت حقوق دانشجویان است. دانشجو در دانشگاه حقوق بسیاری دارد که یا قانونی هستند یا اخلاقی. حق یادگیری دانشجو از جمله حقوق دانشجویان است که هم قانونی است و هم اخلاقی، لذا با عنایت به متعدی بودن این حقوق، دانشگاه نسبت به آنها وظیفه دارد یعنی هم قانون و هم اخلاق حکم میکند که دانشگاه نسبت به یادگیری دانشجویان مواجههی اخلاقی داشته باشد یعنی فرایند آموزش به گونهای انجام شود که فراگیری دانشجو به بهترین شکل ممکن انجام پذیرد.مواجههی اخلاقی سه موضع دارد: 1- موضع قبل از وقوع فعل 2- حین انجام فعل 3- پس از انجام فعل. یعنی دانشگاه در سه موضع فوق باید به وظایف اخلاقی خود آگاه باشد یعنی 1- قبل از ارائهی درس 2- هنگام ارائهی درس و حضور دانشجو در کلاس 3- پس از اتمام درس وکلاس. دانشگاهها عموماً برای تحقق یادگیری دانشجو برخی قوانین و مقررات وضع میکنند و با اتکا به آنها در پی ادای حق یادگیری دانشجویان هستند اما سؤالاتی چند باقی میمانند:
1- آیا این قوانین و مقررات برای تحقق امر یادگیری کافی است؟
2- آیا وظایف اخلاقی دانشگاه در قبال یادگیری دانشجو، در لوای همین وظایف قانونی مستتر است؟
3- آیا سیستم آموزشی دانشگاه، خود وظیفهی نظارت بر وظایف خود را دارد یا واحد های دیگری برای نظارت و پایش امر یادگیری باید گمارده شوند؟
4- آیا دانشجو در مقام صاحب حقی که بسیاری از وظایف دانشگاه را رقم میزند، میتواند و لازم است که در احقاق حقوق آموزشی خود دخیل باشد و بر آن نظارت و پایش و اصلاحات انجام دهد؟
5- اگر پاسخ سؤال بالا مثبت است توصیف وضعیت فعلی با آن توافق دارد یا تغایر؟
در این مقاله به سؤالات بالا با توصیف وضعیت کنونی دانشگاههایی که میشناسیم پاسخ داده میشود و چنین نتیجه میگیریم که علیرغم آنکه حق یادگیری دانشجویان از جمله مهمترین رسالات دانشگاه است و وظایف گوناگونی بر آن مترتب است اما به شکل اخلاقی انجام نمیشود.
امیراحمد شجاعی،
دوره 9، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1395 )
چکیده
اخلاق بیمارستانی بهمعنای اخلاق سازمانی در بیمارستان میباشد. وضعیت اخلاقی بیمارستانهای دانشگاهی چندان مطلوب نیست. تحقق اخلاق سازمانی در بیمارستان امری مدیریتی است و مسؤولیت آن متوجه مدیریت بیمارستان میباشد. مدیریت بیمارستان برای آنکه اخلاق را در سازمان خود تعالی بخشد لاجرم باید برنامهریزی استراتژیک کند. هدف از این برنامه، رسیدن به وضعیت مطلوب اخلاق بیمارستانی است. این وضعیت مطلوب با تدوین سند جامع اخلاقی معلوم میشود. استراتژی لازم برای رسیدن به این هدف، همانا استراتژیهای لازم در حوزههای ساختار، منابع انسانی و تکنولوژی است.
یعنی بیمارستان برای اخلاقیشدن باید بتواند سند اخلاقی تدوین کند و در حوزههای سهگانهی ساختار، منابع انسانی و تکنولوژی، استراتژیهای لازم و برنامههای اجرائی لازم را اعمال کند و برای اخلاقیشدن بیمارستانها نمیتوان تنها به کمیتههای اخلاق بیمارستانی یا ستاد حاکمیت بالینی بیمارستان بسنده کرد
امیراحمد شجاعی،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
پزشکان گرچه وظیفه دارند برای سلامت بیمار خود از هیچ تلاشی فروگذار نکنند، اما گاهی اوقات علاج بیمار آنها در توان حرفهپزشکی نیست و عملا برای درمان ایشان نمیتوان کاری کرد. در این جا با دوگونه بیمار مواجه هستیم: یکی بیماران هوشیار که قادرندچند صباحی را در هوشیاری بگذرانند و طبعا پزشکان برای تداوم حیات و بهبود کیفیت زندگی آنها همه اقدامات لازم را انجام میدهند و دسته دیگر بیمارانی که ناهوشیار بوده و از منظر دانش و تجارب پزشکی نه تنها امکان علاج آنها نیست، بلکه امکان هوشیاری مجدد آنها نیز نمیباشد. این دسته دوم موضوع مقاله پیش رو هستند و میدانیم که این بیماران معمولا مدت طولانی با کمک دستگاه تنفس مصنوعی و خدمات بخش مراقبت ویژه بقا مییابند و هزینههای زیادی بردوش بیمارستان و خانواده میگذارند وبه دلیل کم بودن تختهای آی سی یو، مانع از درمان سایر بیماران نیازمند میشوند و سؤال مقاله این است که بیمارستان اخلاقی در برخورد با این بیماران چه باید بکند؟ وآیا قطع درمان ایشان فعلی اخلاقی است یا خیر؟
پاسخ این سؤال که در لابهلای مسائل و بحثهای مقاله میآید به شکل خلاصه ایناست که بیمارستان اخلاقی باید خطمشی درمانی این بیماران را با نگاهی جامعه محور و مبتنی بر آموزههای اسلام و رعایت عدالت و انصاف، تدوین کرده و به اطلاع عموم برساند و نسبت به آنها اعلام پایبندی کند و بیماران و همراهان را به رعایت این خطمشیها ترغیب و تشویق نماید.
امیراحمد شجاعی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
اخلاق فضیلتمدار در ارتباط پزشک و بیمار، یعنی ابتدا اخلاق پزشکی را به اخلاق پزشکان فروکاهیم و سپس پزشک اخلاقی را پزشکی بدانیم که به فضائل اخلاقی متصف باشد. فضائل اخلاقی در آموزههای شیعی قریب ۱۵۰ عددند که بسیاری از آنها به حوزهی درمان ارتباط پیدا نمیکنند. حدود هشتاد فضیلت به حرفهی پزشکی مرتبط میشوند؛ اما این تعداد هم زیاد است و نمیتوان با استفاده از آیات و روایات، به تحلیل آنها پرداخت؛ ازاینرو، لزوماً دو کار باید صورت پذیرد: ۱. فضائل مرتبط با حرفهی پزشکی محدودتر شوند؛ ۲. فضائل محدودشده، در ارتباط با حرفهی پزشکی تحلیل شوند. باور و عمل به فضائل تأکیدشده در آموزههای شیعی به نگاه توحیدی در طبابت منتهی میشود و جهانبینیای متفاوت و متعالی به پزشکان اهدا میکند. این بینش که بر پایهی آموزههای قرآن و احادیث معصومان(س) است، طبابت را ابتدا رابطهای الهی میداند و سپس، به ارتباط پزشک با دیگران میپردازد. این مقاله، رابطهی الهی طبیب و نقش آن بر طبابت را تحلیل میکند. با استفاده از مطالعهی کتابخانهای ۱۳۷ فضیلت اخلاقی جمعآوری شدند و سپس، با استفاده از روش آنالیز عاملی (Factor Analysis)، فضائل مرتبط با حوزهی درمان به سیزده فضیلت محدود و با استفاده از مطالعهی کتابخانهای و بحث تمرکز گروهی، این فضائل در ارتباط با حوزهی درمان تحلیل شدند. نتیجه آنکه، چنانچه اخلاق پزشکی را مبتنی بر فضیلت بدانیم و فضائل را مبتنی بر آموزههای شیعی تفسیر و تعبیر کنیم، آنگاه به نگاه توحیدی در طبابت خواهیم رسید. این نگاه توحیدی، وجه متمایز اخلاق پزشکی شیعی و سکولار خواهد بود و به پیوند ایمان و اخلاق کمکی شایان میکند.
امیراحمد شجاعی، میرسعید یکانی نژاد، سیما امینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر برقراری روابط بینفردی است و بهخصوص در ارتباط پزشک و بیمار نقشی کلیدی و محوری پیدا میکند. برای شناخت و اندازهگیری اعتماد، لازم است عوامل مؤثر بر آن را که در جوامع گوناگون متفاوت هستند بشناسیم و معیار واحدی برای سنجش آنها فراهم آوریم؛ یعنی به ابزاری نیازمندیم که بتواند این عوامل مختلف را در بستر فرهنگ و شرایط جامعه بسنجد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، تعیین عواملی است که بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان مؤثرند و میتوانند گویههای لازم را برای ساخت ابزاری مناسب جهت اندازهگیری اعتماد عمومی مردم نسبت به پزشکان در ایران فراهم کنند. در گام اول طی مطالعهای کتابخانهای عوامل شناختهشدهای که بر اعتماد بیماران به پزشکان تأثیر میگذارند بررسی شدند؛ سپس با استفاده از اطلاعات کسبشده در طی مصاحبهها و جلسات بحث متعدد، نوزده عامل مؤثر بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان تهیه شد و بیست متخصص اخلاق، این عوامل را از نظر شفافیت و مرتبطبودن و اهمیت ارزیابی کردند ,شاخصهای نسبت روایی محتوا (CVR) و ایندکس روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان عددی CVR برای هر نوزده مؤلفه بیش از 42/0 بود؛ لذا روایی محتوای ابزار در سطح P<0.05 معنادار بود. مقدار عددی CVI، 944/0 به دست آمد که نشان میدهد روایی محتوای مقیاس تأیید شده است. عوامل اثرگذار بر «اعتماد عمومی مردم به پزشکان» در ایران، شامل نوزده عامل استخراجشده طی این تحقیق است و میتوانند بهعنوان گویههای ابزار سنجش اعتماد عمومی مردم به پزشکان در ایران به کار گرفته شوند.
هاجر یعقوبی، محسن صفایی، علی شجاعیان، سمیرا صنمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ژندرمانی شامل ورود ژنهای اختصاصی و عملکردی به درون سلولها با هدف پیشگیری و درمان است. این فرایند ممکن است بهصورت خارج بدنی (آزمایشگاهی) یا بهصورت مستقیم از طریق داخل بدنی انجام شود. یکی از روشهای نوین ژندرمانی و ویرایش ژنوم که در چند سال اخیر معرفی شده و در حوزهی مهندسی ژنتیک و زیستفناوری تحولات بزرگی ایجاد کرده، سیستم ویرایش ژنی CRISPR-Cas است. این سیستم سریعتر و ارزانتر و دقیقتر از شیوههای رایج ویرایش ژن مانند روشهای TALENو ZFNs است. در ارتباط با سیستم ویرایش ژنی، همانند هر فرایند نوظهور دیگری، چالشهای اخلاقی و نگرانیهایی مطرح شده است؛ برای مثال، میتوان از بهکارگیری احتمالی این تکنیک برای اهداف هنجارشکن مانند بیوتروریسم، جهشهای زیانبار وارده به موجود زنده، بههمخوردن تعادل اکولوژیک نام برد. در مقالهی مروری حاضر، از پایگاه دادههای Science Direct، Pub-Med، SID، Scopus و Web of Science استفاده و پس از انتخاب و مطالعهی کامل مقالات مورد نیاز، اطلاعات لازم استخراج و خلاصه شد. با توجه به ملاحظات اخلاقی و حقوقی موجود در خصوص فرایندهای ژندرمانی، انتظار میرود شرایط مناسبی برای بهرهگیری هرچهبهتر از ژندرمانی فراهم آمده و از نگرانیها، لغزشهای ممکن و سوءاستفادههای احتمالی کاسته شود. مقالهی حاضر مباحث اخلاقی پیرامون ویرایش ژنوم و ژندرمانی را با تأکید بر سیستم CRISPR-Cas شرح میدهد.
امیراحمد شجاعی، فضل الله حسنوند، حمیدرضا نمازی، مجتبی پارسا، دانشجوی PHD کبری رشیدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
اخلاقحرفهای مبتنی بر ارزشها، تکالیف، حقوق و مسئولیتهای انسانی بنا شده است و شرایط حرفهای و سازمانی پرستاران را متاثر میسازد. در این راستا، این پژوهش با هدف شناخت ابعاد اخلاقحرفهای پرستاران از دید ایشان و پزشکان؛ با روش کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته، با مشارکت 26 پزشک متخصص اخلاقپزشکی، متخصص بالینی، دستیار بالینی و اینترن و 20 پرستار براساس اشباع نظری با روش نمونهگیری هدفمند، پس از کسب رضایتآگاهانه از ایشان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوا استفاده شد که در نرمافزار MAXQDA نسخه 18 انجام شد. یافتهها نشانداد که؛ اخلاقحرفهای پرستاران مبتنی بر یک چارچوب چهاربعدی بود؛ اخلاقحرفهای پرستاران در ارتباط با بیمار (شش خردهمولفه)، در ارتباط با همکاران در ردههای مختلف (چهار خردهمولفه)، در ارتباط با حرفه (سه خردهمولفه) و در ارتباط با بیمارستان و سازمانهای درمانی (دو خردهمؤلفه). پایایی کدگذاری مولفهها براساس شاخص کاپا برابر با 88/0 بود. بنابراین میتوان گفت که ابعاد اخلاقحرفهای پرستاران از دید افراد مورد مطالعه در ارتباط با خود و دیگران (بیماران، همکاران، سازمان و حرفه) معنا پیدا می کند. پرستاران با شناخت و رعایت جزئیات و ماهیت این ارتباطات و تکتک حقوق این افراد از دید خود، میتوانند اصول اخلاقحرفهای را در پیشبرد اهداف سازمان و افزایش کیفیت خدمات، رضایتمندی دیگران و اعتلای جایگاه حرفه، اجرایی نمایند.
محمد شجاعی نیا،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) ، رهیافتی تحولگرایانه و نوآورانه در مراقبتهای بهداشتی است که میتواند فرایندهای تشخیصی، درمانی، اداری، آموزشی، پژوهشی و مدیریتی را دگرگون سازد. سیستمهای هوش مصنوعی بر نحوهی استدلال، تصمیمگیری و ارائهی مراقبت اثر میگذارند؛ لذا، در کاربرد با چالشهایی ازجمله ملاحظات اخلاقی مواجه هستند که ریشه در ماهیت منحصربهفرد نظام سلامت دارد؛ جایی که رفاه و اعتماد بیماران و استقلال عملکرد مراقبان سلامت، بسیار اهمیت دارد. برای این مطالعه که از نوع کیفی است، منابع اطلاعاتی مختلف، ازجمله مجلات و مقالات و نشریههای مرتبط با موضوع مطالعه شدند؛ سپس، با بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در محیطهای بالینی و تأثیر آن بر ارتباط افراد با نظام سلامت، تصمیمسازیها و گردش کار بالینی، ملاحظات اخلاقی مرتبط با آن استخراج گردید. نتایج نشان میدهد، بهکارگیری هوش مصنوعی در مراقبتهای بهداشتی، علیرغم مزایای گستردهی آن در پیشگیری، تشخیص، درمان، پیشبینی، تصمیمسازی، اتوماسیون فرایندها و روتینها، توصیههای دارویی و درمانی، هدایت اعمال جراحی، پزشکی شخصیسازیشده، سیستمهای پزشکی از راه دور و کاربردهای متنوع دیگر، با مجموعهای از ملاحظات اخلاقی مواجه است که برای تضمین استفادهی مسئولانه و عادلانه از این فناوریها، باید مدنظر قرار گیرد. این ملاحظات، شامل مسائل مربوط به حریم خصوصی (Privacy) بیماران و امنیت دادهها، انواع سوگیریها (Bias) ، شفافیت (Transparency) ، توضیحپذیری (Explainability)، تفسیرپذیری (Interpretability) ، مسئولیتپذیری (Responsibility) ، پاسخگویی (Accountability) ، رضایت آگاهانه (Informed Consent) ، میزان تأثیر بر روابط مراقبان سلامت و بیماران، دسترسی عادلانه و برابری در بهرهمندی از مزایای هوش مصنوعی، استفادهی مناسب و بجا از فناوری، استفادهی اخلاقی از اتوماسیون، حفظ کرامت انسانی، نظارت و تنظیمگری صحیح، مسائل قانونی و حقوقی و پیامدهای بلندمدت، ازقبیل جلوگیری از سوءاستفادهی بیمهگران یا کارفرمایان از اطلاعات پیشبینیکننده و سایر موضوعات مرتبط با حقوق بیماران است. استفاده از هوش مصنوعی در مراقبتهای بهداشتی، مستلزم ایجاد چهارچوبهای اخلاقی و حقوقی و برقراری تعادل بین نوآوریها با اصول انسانی حاکم بر نظام سلامت است، تا ضمن بهرهبرداری از مزایای این فناوری، از حریم خصوصی، عدالت، برابری و کرامت انسانی محافظت شود. تمرکز بر نظارت مداوم و همسوسازی سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی با ارزشهای انسانی میتواند اعتماد به این فناوری را تقویت کند و این اطمینان را به وجود آورد که ضمن رعایت استانداردهای اخلاقی، هوش مصنوعی میتواند بهطور مسئولانه در خدمت بهبود سلامت عمومی جامعه قرار گیرد.
لیلا مسعودی یکتا، احسان حسن پور پازواری، علیرضا پارساپور، احسان شمسی کوشکی، محمد جلیلی، امیراحمد شجاعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
تنشهای اخلاقی یکی از چالشهای عمدهای است که کادر درمان با آن مواجه میشوند. این تنشها به معنای ناتوانی فرد در عمل، بر اساس ارزشهای درونی و حرفهای خود، به دلیل فشارهای داخلی و خارجی است. متخصصان بهداشت و درمان ممکن است با موقعیتی روبهرو شوند که در آن، دربارهی درستی یا نادرستی تصمیمات و اقدامات درمانی دچار تردید شوند و در برابر تغییراتی که آنها را غیراخلاقی میدانند، احساس ناتوانی کنند. مطالعهی حاضر، با هدف تبیین تجربهی تنشهای اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران در بخش اورژانس انجام شد. مطالعه، کیفی و به روش تحلیل محتوا بود و در آن با ۲۵ نفر از کادر درمان که با روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند، مصاحبهی نیمهساختاریافته انجام گرفت. دادهها با نرمافزار MAXQDA 2018 تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای این پژوهش نشاندهندهی این است که تجربهی تنشهای اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران بخش اورژانس در چهار زمینهی اصلی تنشهای مرتبط با حقوق بیمار، تنشهای مرتبط با رابطهی کادر درمان و همکاران، تنشهای مرتبط با مدیریت و تنشهای مرتبط با حرفهمندان بود؛ بنابراین، ازدحام جمعیت، کمبود کادر درمانی، نبود تناسب میان حقوق و مزایا و حجم کاری و سوءمدیریت در منابع، اعم از انسانی و فیزیکی از مهمترین علل ایجادکنندهی تنش در بخش اورژانس بیمارستان امامخمینی(ره) است. برنامهریزی برای بهبود تریاژ، توجه شایسته به منابع انسانی، متناسبسازی منابع با نیازها، پایش جمعیت مجاز به حضور و تدوین پروتکل جامع و شامل برای کارکنان، میتواند به بهبود ارائهی خدمات مراقبتی به بیماران بیانجامد.