جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای شیرازی

فاطمه شیرازی، شیوا حیدری، مهناز سنجری،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

آموزش الکترونیکی و آموزش مجازی یکی از بخش‌‌های آموزشی است که امروزه بیش‌ترین رشد را در صنعت آموزش به خود اختصاص داده است. این در حالی است که با استفاده‌ی روزافزون از تکنولوژی‌‌های ارتباطی جدید، اهمیت توجه و بحث در رابطه با مسائل اخلاقی نیز افزایش می‌یابد. اگر چه که یادگیری الکترونیکی منجر به راحتی و آزادی فراگیران در دسترسی و مدیریت اطلاعات می‌شود، این امر منجر به مسائل اخلاقی جدیدی در رابطه با اقدامات یادگیری اخلاقی، تمامیت فردی و مسؤولیت و جوابگویی می‌شود. امروزه بیش از 200 نوع محصول یادگیری الکترونیکی در سراسر دنیا موجود است که برخی از طریق پرداخت هزینه و برخی به‌صورت رایگان در دسترس کاربران هستند. وجه شباهت این محصولات در این است که تمامی این محصولات شامل 3 جزء اصلی هستند که عبارتند از تکنولوژی، فرایند‌ها و افراد (آموزش‌دهنده و آموزش‌گیرنده). هر یک از این اجزاء می‌توانند مسائل اخلاقی خاص خود را ایجاد کنند که در این میان مهم‌ترین مسائل اخلاقی مربوط به دو جزء افراد و فرایند‌هاست. از جمله مسائل اخلاقی مربوط به تکنولوژی می‌توان به انواع سیستم‌‌های مدیریت یادگیری و داده (LMS, CMS)، فناوری رمزگزاری و تصدیق داده‌ها، نظارت از راه دور و امنیت شبکه اشاره کرد. با این وجود، تکنولوژی به تنهایی نمی‌تواند در ایجاد جو اخلاقی یادگیری کمک‌کننده باشد. ازجمله مهم‌ترین مسائل اخلاقی مربوط به فرایند‌ها و آموزش‌دهندگان یادگیری الکترونیکی می‌توان به طراحی نامناسب آرایش دوره و دروس، مدیریت نامناسب منابع، عدم توجه و ارتباط مناسب با فراگیران و در کل کیفیت نامناسب آموزش اشاره کرد. در متون مختلف به مسائل اخلاقی زیادی در رابطه با فراگیران یادگیری الکترونیکی اشاره شده که برخی از آن‌ها عبارتند از: تقلب، سرقت ادبی، تعدی به حقوق دیگران و جاسوسی در فضای مجازی. در روش آموزش اینترنتی تقلب بسیار راحت‌تر از آموزش چهره به چهره است. در این روش فراگیران می‌توانند مجموعه‌ای از اطلاعات را از طریق تقلب جمع‌آوری کنند و در تکالیف، پروژه‌‌ها و مقالات خود به‌کار برند. برخی از انگیزه‌‌های مربوط به تقلب و عدم رعایت مسائل اخلاقی در یادگیری الکترونیک شبیه آموزش چهره به چهره است که شامل: فشار برای کسب نمره، اضطراب محیط امتحان، کمبود دانش، خصوصیات فردی و شخصیتی و اختلال رشد استدلال اخلاقی است. با وجود مطرح شدن مسائل اخلاقی مختلف در روش‌های یادگیری و آموزش الکترونیکی، راهکار‌های مؤثر و کمک‌کنند‌ه‌ای نیز در این زمینه وجود دارند که در هر یک از ابعاد ذکر شده می‌توان از آن‌ها کمک گرفت. اگرچه آموزش و یادگیری الکترونیکی تحولات شگرفی را در زمینه‌ی آموزش ایجاد کرده است، منجر به ایجاد مسائل جدیدی در حیطه‌ی اخلاق و مسؤولیت‌پذیری نیز شده است. بنابراین، برای مدنظر قرار دادن و حل این مشکلات باید به کلیه‌ی ابعاد یادگیری الکترونیکی از جمله سیستم‌‌های مدیریت یادگیری، کیفیت محتوا و روش‌‌های اجرا و مدیریت آموزش توجه ویژ‌ه‌ای مبذول داشت.
فاطمه کشمیری، امیرعلی سهراب پور، شروین فرهمند، کامران سلطانی عربشاهی، فرهاد شاهی، نرگس صالح، ماندانا شیرازی،
دوره 6، شماره 4 - ( مهر ماه 1392 )
چکیده

در مسیر درمان یکپارچه و مبتنی بر همکاری، یکی از دغدغه‌های اصلی در ارائه‌ی مراقبت سلامت، رعایت ارزش‌ها و اصول اخلاقی در همکاری‌های بین‌حرفه‌ای است. لذا در این مطالعه تلاش شده است چارچوب توانمندی‌های اخلاق بین‌حرفه‌ای تدوین و در ایران بومی‌سازی شود. پژوهش حاضر مطالعه‌ی کیفی است که با استفاده از تکنیک دلفی در دوفاز انجام شد. در فاز اول مطالعه با استفاده از بررسی متون چارچوب اولیه‌ی توانمندی‌های اساسی اصول اخلاقی و ارزش‌های بین‌حرفه‌ای تدوین شد و در فاز دوم به منظور روان‌سنجی و بومی‌سازی در بافت فرهنگی ایران دو راند دلفی با شرکت 15 تن اعضای هیأت علمی و کارشناسان دانشگاه علوم پزشکی تهران در حرفه‌های مختلف علوم پزشکی انجام شد و سپس شاخص‌های روایی محتوایی (CVR,CVI) بررسی و در نهایت چارچوب توانمندی‌های اخلاق بین‌حرفه‌ای بومی‌سازی شده در ایران تدوین شد. در مطالعه‌ی حاضر چارچوب اخلاق بین‌حرفه‌ای با 12 توانمندی در سه بخش اساسی ارزش‌های بیمارمحور، توانمندی‌های اخلاقی بین‌حرفه‌ای و ارزش‌های تیم‌محور در ایران تدوین و بومی‌سازی شد. در راستای هدف کاربردی مطالعه و به‌کارگیری توانمندی‌ها در کوریکولوم‌های رشته‌های مختلف علوم پزشکی، میانگین میزان اهمیت چارچوب توانمندی اخلاق بین‌حرفه‌ای بررسی شد و با کسب میانگین بالای 5/4 از 5 در همه‌ی ابعاد شامل ارزش‌های بیمارمحور (9/4)، توانمندی‌های اخلاقی بین‌حرفه‌ای (6/4) و ارزش‌های تیم‌محور (5/4) بر کاربرد و اهمیت آنان در برنامه‌های آموزشی تأکید شد. در مجموع، روان‌سنجی و بومی‌سازی چارچوب اخلاق بین‌حرفه‌ای در ایران تأیید شد. بنابراین، چارچوب مذکور ابزاری کاربردی جهت تدوین برنامه‌های آموزشی و ارزشیابی توانمندی‌های اخلاق بین‌حرفه‌ای در ایران محسوب می‌شود.
زهرا نیکخواه فرخانی، فریبرز رحیم‌نیا، مصطفی کاظمی، علی شیرازی،
دوره 7، شماره 6 - ( اسفند ماه 1393 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های رفتار اخلاقی پرستاران و ارائه‌ی مدل مربوطه، در شبکه‌ی خدمات درمانی دولتی است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش آمیخته است. طرح تحقیق نیز از نوع طرح تحقیق آمیخته‌ی اکتشافی است چراکه ابتدا روش کیفی انجام پذیرفته و سپس با توجه به نتایج به‌دست آمده روش کمی انجام می‌پذیرد. از آن‌جا که فرضیه‌های تئوری فضیلت‌محور بر روند انجام این پژوهش حاکم است، جامعه‌ی آماری در بخش کیفی کلیه‌ی پرستاران نمونه کشوری بیمارستان‌های دولتی شهر مشهد بودند که با توجه به کفایت داده‌ها 14 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل مصاحبه‌ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده و در نتیجه مدل اولیه‌ی رفتار اخلاقی در سه سطح استخراج شد. در سطح نخست، سه حوزه‌ی رفتار اخلاقی با بیماران، رفتار اخلاقی با همراهان بیمار و رفتار اخلاقی با گروه درمان قرار گرفت. در سطح دوم، 13 بعد و در سطح سوم، 51 مؤلفه (مضمون) انتزاع شد. سپس در قسمت کمی تحقیق جهت سنجش و برازش مدل، پرسشنامه‌ای در میان 176 نفر از پرستاران با سابقه‌ی بیمارستان‌های دولتی شهر مشهد توزیع شد. جهت تحلیل داده‌های بخش کمی از روش تحلیل عاملی تأییدی و نرم‌افزار AMOS بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی گویای آن بود که تمامی ابعاد و مؤلفه‌ها به‌جز مؤلفه-ی «آموزش بیمار» مورد تأیید قرارگرفتند. شاخص برازش تطبیقی مدل (CFI= Comparative Fit Index) نیز با استفاده از نرم‌افزار AMOS 9/0 برآورد شد که نشان از برازش مدل ارائه‌شده دارد. نتایج حاصل از این پژوهش می‌تواند راهنمای عمل مدیران ‌منابع‌ انسانی بیمارستان‌های دولتی باشد تا در بستری فضیلت‌مندانه به اشاعه‌ی فضایل اخلاقی پرستاران بکوشند.
بنت‌الهدی شیرازی صدر، سیامک افشین مجد، شیوا رفعتی، زهرا پشت چمن، ناهید رژه،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

با توجه به شیوع روزافزون بیماری‌های بدخیم و تأثیر چشمگیر این نوع بیماری‌ها بر جنبه‌های مختلف زندگی بیمار و خانواده‌‌اش، افشای تشخیص سرطان و حقیقت‌گویی به بیمار به یکی از چالش‌ها در حیطه‌ی اخلاق پزشکی تبدیل شده است؛ بنابراین مطالعه‌ی حاضر، با هدف ارزیابی تمایل بیماران و همراهان به آگاه‌شدن از بیماری بدخیم انجام شده است. این پژوهش، مطالعه‏ای توصیفی‌مقطعی است که روی 270  مراجعه‌کننده به بیمارستان مصطفی خمینی انجام شد. این تعداد که با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند شامل صد بیمار غیرمبتلا به سرطان، صد همراه بیمار غیرمبتلا به سرطان و هفتاد بیمار مبتلا به سرطان بودند. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه جمع‌آوری و با نرم‌افزار 16 spss تجزیه و تحلیل شد. 74% از بیماران مبتلا به سرطان، 85% از بیماران غیرمبتلا به سرطان و 50% از همراهان بیمار، به آگاه‌شدن فرد مبتلا از تشخیص بیماری بدخیم تمایل داشتند. درباره‌ی پیش‌آگهی نیز 39% از بیماران مبتلا به سرطان و 75% از بیماران غیرمبتلا به سرطان موافق آگاهی کامل و 4۲% از بیماران مبتلا به سرطان و 2۲% از بیماران غیرمبتلا به سرطان، موافق آگاهی نسبی بودند. با توجه به نتایج مطالعه، اکثر بیماران و خانواده‌هایشان تمایل دارند از تشخیص و پیش‌آگهی بیماری خود آگاهی داشته باشند. همچنین باید برای ارتقای سطح روابط بین پزشک وبیمار رویکردهایی اتخاذ گردد تا پزشکان مهارت‌های ارتباطی لازم را برای بازگوکردن وقایع پیش‌آمده به بیمار خود داشته باشند.

ثریا قلی‌پور خانمیری، علیرضا خدائی، مرجان شیرازی، خدیجه نظیری،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر رفتار سازمانی، رضایت شغلی پرستاران است. سلامت معنوی پرستاران از عوامل جدایی‌ناپذیری است که بر ارتقای رضایت شغلی آن‌ها تأثیر می‌گذارد. هدف از این پزوهش بررسی ارتباط سلامت معنوی و رضایت شغلی پرستاران بوده است. روش‌ پژوهش توصیفی‌تحلیلی بوده و جامعه‌ی آماری آن را همه‌ی پرستاران بیمارستان شهدای تبریز تشکیل دادند. در پژوهش حاضر 155 نفر به شیوه‌ی تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل دو پرسش‌نامه‌ی سلامت معنوی پولتزین و الیسون و پرسش‌نامه‌ی رضایت شغلی میته سوتا بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تی مستقل، پیرسون، اسپیرمن، ANOVA و آزمون تعقیبی توکی) استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که بین سلامت معنوی پرستاران و رضایت شغلی آن‌ها ارتباط مستقیم و معنی‌داری وجود داشت (05/0< (p. همچنین میانگین نمره‌ی سلامت معنوی پرستاران (64/13) 85/89 و میانگین نمره‌ی رضایت شغلی آنان (63/12 ) 89/61 بود که هر دو به‌طور معنی‌داری از سطح متوسط بالاتر بودند (05/0< (p. بین نوع استخدام، سن و جنسیت با رضایت شغلی رابطه‌ای معنی‌دار وجود داشت (05/0< .(p بر اساس یافته‌های پژوهش به مسئولان ذی‌ربط پیشنهاد می‌شود برای افزایش رضایت شغلی پرستاران، به مقوله‌ی سلامت معنوی و راهکارهای ارتقای آن توجهی ویژه داشته باشند؛ زیرا افزایش سلامت معنوی موجب افزایش رضایت شغلی پرستاران و در نهایت ارائه‌ی بهتر خدمات مراقبتی به بیماران خواهد شد.

 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb