6 نتیجه برای صابر
مجید ذکی دیزجی، علی صابر،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
با پیدایش و توسعهی ژنومیکس، حوزه و قلمرو تحقیقات در عرصهی ژنتیک نیز گستردهتر شده است. بهطوری که قرن 21 درعلوم پایه و پزشکی از نظر دانشمندان بزرگ این عرصه بهعنوان عصر ژنومیک توصیف میشود. تحقیقات ژنتیکی در ابتدا عموماً بر پایهی خانواده و در زمینهی بیماریهای تکژنی و نادر مثل بیماری هانتینگتون یا دیستروفی ماهیچهای تمرکز داشتهاند.
اما بعد از تکمیل پروژهی ژنوم انسان و پیشرفتهای گسترده در روشهای توالییابی و آنالیز دادهها مطالعات به سمت مطالعات بر پایهی جمعیت و بیماریهای شایع مثل دیابت و سرطان گرایش پیدا کردهاند. برای پیشبرد مطالعات بر پایهی جمعیت، محققان نیازمند این هستندکه به نمونههای بیولوژیک انسانی که بهصورت سیستماتیک جمعآوری شدهاند دسترسی داشته باشند. جمع آوری و نگهداری این نمونهها درمجموعههایی بهنام بیوبانک صورت میگیرد. بیوبانک میتواند انواع نمونههای انسانی از قبیل سلول، بافت، خون یا DNA را شامل شود. پیشبینی میشود بیوبانکها ابزار مهمی برای فهم بهتر بیماریهای چندعاملی باشند و بهعنوان منبعی برای تحقیقات موجب بهبود پیامدهای بهداشتی و پزشکی شخصی شوند. زیرا با درک بهتر بیماریهای چندعاملی تجویز دارو از طریق درمان فردی (یعنی فارماکوژنومیکس) مؤثرتر و سالمتر خواهد بود. همچنین مطالعات مبتنی بر بیوبانک تأثیرات شگرفی بر مشاورهی ژنتیک خواهد داشت. این تأثیرات تنها بهدلیل بهبود در تست ژنتیکی، تشخیص، جلوگیری و درمان نیست، بلکه به این خاطر است که در این مطالعات مباحث پیچیده اخلاقی، قانونی واجتماعی بهوجود خواهد آمد.
اخلاق از همان شروع ایجاد بیوبانکها یکی از موضوعات بحثبرانگیز در اخلاق زیستی و سلامت عمومی بوده است. بعضیها اعتقاد دارند بیوبانکها موجب پیشرفتهای بیسابقه خواهد شد که تحقیقات را دگرگون ساخته و موجب بهبود سلامت نسلهای آینده خواهد شد. از طرف دیگر، بعضی دیگر نگران بانکهای اطلاعات شخصی و بافتیای هستند که بدون احترام کافی برای دهندگان این نمونهها استفاده خواهد شد. فارق از اینکه یکنفر در کدام سمت این طیف قرار گیرد، بهطور کلی، از دیدگاه اخلاقی بیوبانکها خاصیت انقلابی دارند، زیرا علاوه بر ایجاد بحثهای جدید در اخلاق مثل تبادل بینالمللی اطلاعات ژنومی، نیاز به بازنگری در مفاهیم پایهی اخلاقی مثل رضایت آگاهانه و رازداری را امری ضروری میکنند. این مقالهی مروری سعی میکند مباحثی را که بیشتر از همه در زمینهی بیوبانکها مورد توجه مقالات بوده است جمعآوری کند. این مباحث عبارتند از رضایت آگاهانه، رازداری و قابلیت شناخته شدن، عودت نتایج به شرکتکنندگان، اهمیت اعتماد عمومی، مشارکت کودکان، تجاریسازی، نقش بورد اخلاق، تبادل بینالمللی دادهها، مالکیت نمونهها، اشتراک درسود و اداره و نظارت.
ساسان صابر،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
آموزش امری فعال، تعاملی و دوسویه است که با هدف ایجاد تغییر رفتار در فرا گیرنده و حتی آموزشدهنده اعمال میشود. در این رابطهی فعال و تعاملی بین آموزگار و فراگیر مقتضیاتی نهفته است که توجه بدان ضروری مینماید تا صیرورت فراگیر را به مقصود، تسهیل و تسجیل کند. از آنجا که بخش عمدهی انطباع فراگیرنده از آموزگار بیگفتگوست، از این رو تصور میشود که آموزش باید مبتنی بر آنچه باشد که در زیر میآید:
یکم. آموزگار باید متخلق به مقتضیات اخلاقی باشد که مهمترین آن اتکا به اخلاق باور است. باید اصول اخلاق باور را شناخته و اهتمام بر آن کند، چرا که انعکاس آن در نفسانیات فرا گیرنده هویت و شخصیت وی را شکل میدهد.
دوم. آگاهی بر ساختار پرتکل آموزشی و مبدأ و منشأ آن، کارکرد وهدف آن بر آموزگار الزامی است. چرا که او در افق اکنون واقع شده است و واسطهای برای امتزاج افقهاست، از این رو، مسؤولیت مهم خود را در این گذر حساس باید درک کند.
سوم. چون آموزش یک حرفه تلقی میشود، پس التزام به تعهدات حرفهای مانند روز آمد شدن دانش و روش آموزش ضروری است. اما وقتی از تکنولوژی آموزش صحبت میشود این متصور نیست که یک تکنوکرات، فراگیرنده را یک ابژه تصور کند، بلکه در اینجا با یک سوژهی انسانی طرف است. انسانی که مستقل و با کرامت خواهد بود. آموزگار باید در نظر بدارد که آیا هدف او خلق یک مخلوق طوطی صفت و کاربردی است؟ یا خلق فراگیرندهای خلاق و مبدع و نقاد؟
چهارم. سؤال دیگر این است که تا کجا باید آموزش و رابطهی آموزگار و فراگیر را مقهور تکنولوژیهای نوین کرد؟ بهنظر میرسد باید در حضور و نه غیاب فناورانه، تقابل و تعامل با نیازها و استعدادهای فردی فراگیرنده، آموزش را پیش برد.
محسن رضایی آدریانی، علی صابر،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
کمیتههای اخلاق بیمارستانی برای حل و فصل تعارضات زیستپزشکی تشکیل میشوند. حل تعارضاتهای زیستپزشکی، صرفاً با قضاوت علمی امکان پذیر نیست و در بعضی موارد تصمیمگیری فراتر از توان متخصص پزشکی است. سایر وظایف این کمیتهها شامل آموزش اخلاق زیستی برای اعضای خود و کارکنان حوزهی سلامت، مشاورهی اخلاق زیستی، توسعهی راهنماها و سیاستگذاری در حوزهی اخلاق زیستی است. کمیتههای اخلاق بیمارستانی در بیمارستانهای کشور بنا به دلایلی از جمله آموزش ندیدن اعضاء، عملاً کارآیی لازم را ندارند و غیرفعال بهنظر میرسند. برای فعالکردن این کمیتهها، علاوه بر اصلاح ساختار آنها، آموزش کارکنان حوزهی سلامت در مورد ساختار، اهداف، وظایف، ترکیب اعضاء کمیتهها در ایران و سایر کشورها ضرورت دارد. بهنظر میرسد در بعضی از موارد بهعلت عدم آموزش کافی اعضا کمیتهها کارآیی لازم را جهت انجام وظایف ندارند که موجب سرگردانی و بلاتکلیفی پزشکان و کارکنان سلامت میشود. بدین منظور مطالعهای برای بررسی تأثیر آموزش بر روی آگاهی و نگرش اعضای کمیتهها در مورد کلیات اخلاق پزشکی و کمیتههای اخلاق بیمارستانی انجام شد. در جریان برنامهریزی دومین کنگرهی کشوری اخلاق پزشکی در اسفندماه 1390 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، کارگاهی با عنوان همایش یکروزهی اعضای کمیتههای اخلاق پزشکی بیمارستانهای استان اصفهان در سالن جنبی و همزمان با کنگره برگزار گردید. مهمترین موضوعات شامل کلیات اخلاق پزشکی (فلسفهی اخلاق پزشکی، فلسفهی اخلاق پزشکی اسلامی، رضایت و برائت، آغاز و پایان حیات) و ساختار، اهداف، وظایف، ترکیب اعضای کمیتهها در ایران و سایر کشورها توسط اساتید و دانشجویان PhD اخلاق پزشکی، بهصورت سخنرانی بهمدت 5 ساعت برای اعضای کمیتههای اخلاق پزشکی بیمارستانهای استان ارائه گردید و پیش از شروع جلسه، پرسشنامهای با 16 سؤال بهعنوان پیشآزمون در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. پس از پایان همایش مجدداً پرسشنامهی قبلی بهعنوان پسآزمون توزیع گردید. نتایج دو مرحله با هم مقایسه شد. آنالیز واریانس با اندازههای تکراری نشان داد که متغیرهای جنس، سابقهی کار و شغل تأثیری بر نتایج ندارد. اختلاف بین پیشآزمون و پسآزمون ناشی از آموزش ارائهشده در جلسه بود. آموزش مداوم موضوعات مطرح در حوزهی اخلاق پزشکی برای اعضای این کمیتهها برای محافظت از تصمیمات شایستهی بیماران و مسؤولیتهای قانونی مؤسسات و کارکنان سلامت ضرورت دارد. این آموزشها باعث خواهد شد تا کمیتهها در جهت برطرف کردن نیازهای بیماران و کارکنان و مؤسسات سلامت حرکت کنند.
مرتضی علیخانی، صابره بذرافشان،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
این مطالعه به منظور وارسی حوزهی اخلاق در آموزش مجازی و تبیین معنا و اهمیت آن انجام پذیرفته است. فناوری اطلاعات نه تنها در شیوهی افعال و اقدامات روزمرهی ما تأثیر میگذارد، بلکه علاوه بر آن تلقی ما از آنها را نیز تغییر داده است. برخی از مفاهیمی که در حوزهی فلسفهی اخلاق و فلسفهی سیاسی کاربردی خاص داشتهاند با پیشرفت فناوری اطلاعات دچار چالشهایی شدهاند که از آن جمله میتوان به مفهوم مالکیت، مفهوم حریم خصوصی، مفهوم توزیع قدرت، مفهوم آزادیهای اساسی و مفهوم مسؤولیت اخلاقی اشاره کرد. در این پژوهش حوزههای اخلاق، رشد اخلاقی، اخلاق کاربردی و فرا اخلاق مورد بررسی قرار گرفته و نظریههای پر نفوذ در خصوص اخلاق آموزش مجازی مورد مطالعه قرار گرفته و حوزه ی دقیق اخلاق در آموزش مجازی مشخص شده است. نتایج مطالعهی کنونی در نهایت اهمیت اخلاق در آموزش مجازی را روشن ساخته و الگویی مناسب برای رعایت اخلاق در آموزش مجازی ارائه میدهد.
الیزه نژدحسین دانش، هایده صابری، شادی جزایری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
حساسیت اخلاقی یکی از معیارهای مهم در اصول اخلاق حرفهای است که درونمایهی تعدادی از ابعاد آن روانشناسی است؛ لذا این تحقیق با هدف تبیین معنای حساسیت اخلاقی با تأکید بر ابعاد روانشناختی آن از دیدگاه کادر درمان اتاق عمل صورت گرفت. در این پژوهش کیفی، مصاحبهای نیمهساختاریافته و عمیق با یازده تن از کادر درمان اتاق عمل بیمارستان امامخمینی(ره) انجام شد؛ همچنین، تجزیه و تحلیل محتوا به روش استراوس و کوربین انجام گرفت. نتایج مطالعهی اخیر، سه درونمایهی متغیرهای محیطی، مشکلات فردی و بینفردی و حقوق متقابل بیمار و کادر درمان را شامل میشود. ابعاد حساسیت اخلاقی عبارت بودند از: میزان احترام به استقلال مددجو، میزان آگاهی از نحوهی ارتباط با بیمار، میزان دانش حرفهای، تجربهی مشکلات و کشمکشهای اخلاقی، بهکارگیری مفاهیم اخلاقی در تصمیمگیریهای اخلاقی و صداقت و خیرخواهی. مشاهدات ما اختلاف دیدگاه کادر درمان را از ابعاد مختلف موضوع «حساسیت اخلاقی» با آنچه بهواقع در متون ذکر شده است، نشان میدهد؛ تاآنجاکه بسیاری از مصاحبهشوندگان حساسیت اخلاقی را، آنچه موجب رنجش شخص آنها میشود، برداشت کردند.
فاطمه سادات عسگریان، علی صابر، ساره باقری،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اعتماد، یکی از مهمترین جنبههای روابط انسانی است که زمینهساز مشارکت و همکاری میان اعضاست؛ همچنین، اعتماد یکی از ارزشمندترین سرمایههای اجتماعی در نظام سلامت است که در صورت مخدوششدن، هزینهای سنگین به نظام سلامت تحمیل خواهد کرد. هدف از این مطالعه، بررسی سنجش میزان اعتماد بیماران به پزشکان و تأثیر آن بر روند درمان بیماران در بیمارستان شهیدبهشتی کاشان بود. در این مطالعه 325 نفر از بیماران مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان شهیدبهشتی کاشان انتخاب شدند و بعد از اعمال معیارهای ورود و خروج، 310 نفر از آنها در مطالعه باقی ماندند. در این بررسی از ابزار اعتماد عمومی استفاده شد. این پرسشنامه از 33 سؤال تشکیل شده که شامل شش بُعدِ مراقبتهای بیمارمحور (شش سؤال)، سیاستهای مراقبت از بیمار در سطح کلان (شش سؤال)، تخصص ارائهدهندگان (چهار سؤال)، کیفیت مراقبتها (نُه سؤال)، ارتباطات و ارائهی اطلاعات (شش سؤال) و کیفیت همکاری میان ارائهدهندگان (دو سؤال) است. بازهی نمرات بین 0 تا 100 در نظر گرفته شده بود و اگر نمرات 0 تا 20 بود، اعتماد بسیار کم، بین 20 تا 40، اعتماد کم، 40 تا 60، اعتماد متوسط، 60 تا 80، اعتماد زیاد و 80 تا 100 اعتماد بسیار زیاد به مراقبتهای بهداشتیدرمانی را نشان میداد. از 310 بیمار، 157 نفر (50.6درصد) مذکر و 153 نفر (49.4درصد) مؤنث بودند و میانگین و انحراف معیار سنی بیماران در زمان مطالعه 20.6±56.6 سال بود. در بین بیماران 178 نفر (57.4درصد) به بیماری حاد و 132 نفر (42.6درصد) به بیماری مزمن مبتلا بودند. میانگین و انحراف معیار نمرهی کلی پرسشنامهی اعتماد عمومی 13.8±95.59 گزارش شد. این مطالعه نشان داد، نمرهی اعتماد عمومی بیماران به پزشکان در این مرکز زیاد است. در ارائهی مراقبتهای بهداشت و درمان، مداخلات بهتنهایی کافی نیست و باید کیفیت خدمات، برای افزایش اعتماد و رضایت بیماران، ارتقا یابد.