18 نتیجه برای صادقی
رقیه کریمی، ناهید دهقان نیری، تابنده صادقی، عباس مهران،
دوره 1، شماره 4 - ( مهرماه 1387 )
چکیده
اساس و بنیاد مراقبت پرستاری احترام به شأن افراد است. جزء تفکیکناپذیر پرستاری احترام به زندگی، شأن و حقوق انسانها است که تحت تأثیر ملیت، نژاد، مذهب، رنگ پوست، سن، جنس یا وضعیتهای سیاسی اجتماعی قرار نمی گیرد. این مسأله در نوجوانی اهمیت دو چندانی مییابد، زیرا که نوجوانی زمان تغییر و شروع تصمیمگیری فرد است. تلاش نوجوانان برای استقلال، تصمیمگیری و آزادی به خاطر هویت شخصی است. هر موردی که مداخلهای در آن نماید، تهدیدی برای حس هویت بوده و سبب از دست دادن اراده خواهد شد. بیماری با محدود کردن تواناییهای فیزیکی و بستری شدن در بیمارستان منجر به جدایی از سیستم حمایت شده که میتواند سبب بحرانهای موقعیتی جدی در نوجوان شود. بررسی دیدگاه نوجوانان به همراه مقایسه با دیدگاه پرستاران میتواند ضمن آشکارسازی اختلافات موجود، زمینهی ارائهی خدمات جامع تر پرستاران به نوجوانان بستری در بیمارستان را فراهم آورد.
این تحقیق، مطالعهای پیمایشی، از نوع مقطعی است. برای انجام آن 175 پرستار و 180 نوجوان بستری (18- 12 سال) که خصوصیات لازم برای نمونهگیری را دارا بودند، به ترتیب به روش سرشماری و نمونهگیری آسان انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه و روش گردآوری دادهها خودگزارشی بود. تجزیه و تحلیل دادهها به کمک نرمافزار آماری SPSS و با به کارگیری آمار توصیفی و استنباطی نظیر آزمون من ویتنی یو و کروسکال والیس صورت گرفت.
یافتههای این پژوهش نشان داد که بین درک پرستاران و نوجوانان بستری در زمینهی اهمیت حریم (001/0> P)، رعایت حریم (001/0 > P)، اهمیت تعاملات پرستار و نوجوان (019/0 = P)، رعایت تعاملات پرستار و نوجوان (001/0 > P)، تفاوت آماری معنیداری وجود دارد و در این زمینهها میانگین درک پرستاران از نوجوانان بالاتر است. در زمینهی اهمیت و رعایت ایجاد فرصت برای تصمیمگیری نوجوان تفاوت آماری معنیداری بین درک پرستاران و نوجوانان بستری وجود ندارد. در مجموع، بین درک پرستاران و نوجوانان بستری در زمینهی اهمیت شأن و منزلت (001/0> P) و رعایت شأن و منزلت (001/0> P)، تفاوت آماری معنیداری وجود دارد و میانگین درک پرستاران از نوجوانان بالاتر است.
با استفاده از یافتههای این پژوهش و با توجه به اولویتهای اهمیت و رعایت از دیدگاه نوجوانان میتوان پرستاران را راهنمایی نمود تا مراقبتی با کیفیت بالاتر به این گروه سنی ارائه دهند.
تابنده صادقی، ناهید دهقان نیری،
دوره 3، شماره 1 - ( آذرماه 1388 )
چکیده
احترام به شأن افراد اساس مراقبت پرستاری است که گامی در جهت افزایش رضایت بیماران از خدمات ارائه شده توسط کارکنان بوده و تبعاتی چون ارتباط مطلوب بین مددجو و کارکنان، احساس امنیت، کاهش مدت اقامت در بیمارستان، کاهش هزینهها و افزایش انگیزهی کارکنان جهت ارائهی خدمات بهتر را به همراه خواهد داشت. یکی از بندهای منشور حقوق بیمار نیز در این رابطه، بدین گونه اشاره نموده است: دفاع از حقوق انسان بهمنظور حفظ حرمت و عزت او برای اطمینان از این که در مواقع بیماری بهویژه در فوریتهای پزشکی بدون تبعیض سنی و جنسی و دارا بودن قدرت مالی از جسم و جان و سلامت او مراقبت کافی به عمل خواهد آمد و این مراقبت در محیطی سرشار از احترام و با کیفیت مطلوب ارائه خواهد شد. مطالعهی حاضر با استفاده از روش مرور کتب و مقالات این موضوع را مورد بحث قرار داده است. تمرکز یافتههای پژوهش بر بررسی دیدگاههای مختلف از ابعاد گوناگون، اثرات رعایت شأن و منزلت بیمار و مضرات عدم رعایت آن است. نتایج حاصل میتواند در روشن شدن مفهوم شأن نقش مؤثری داشته و سبب آشنا شدن بیشتر پرستاران با این موضوع و درک بیشتر اهمیت آن بهعنوان یکی از اصول اساسی مراقبت از بیماران شود.
تابنده صادقی، ناهید دهقان نیری، رقیه کریمی،
دوره 4، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1390 )
چکیده
توانایی پرستار در برقراری ارتباط با بیماران برای استفادهی مؤثر از فرایند پرستاری ضروری است. این مسأله در مورد نوجوانان بیمار اهمیت بیشتری دارد. برقراری ارتباط مناسب بین نوجوان و کادر درمانی امری حیاتی است. در این گونه ارتباطات است که نوجوانان قادر به افشاء و ابراز اطلاعات حساس و شخصی خواهند شد و پرستاران نیز قادر به انتقال اطلاعات، نگرشها یا مهارتهای ضروری از طریق اقدامات ارتقاء دهندهی سلامتی خواهند بود. این مطالعه با هدف مقایسهی درک پرستاران و نوجوانان بستری از میزان اهمیت و رعایت ارتباطات پرستار و بیمار صورت گرفت.
در این مطالعهی مقطعی، 175 پرستار و 180 نوجوان بستری (18- 12 سال) که معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند به ترتیب به روش سرشماری و نمونهگیری آسان انتخاب شدند. محل جمعآوری دادهها بیمارستانهای کودکان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه و روش گردآوری آنها خودگزارشی بود. تجزیه و تحلیل دادهها به کمک نرمافزار آماری SPSS صورت گرفت.
یافتههای این پژوهش نشان داد بین درک پرستاران و نوجوانان بستری در زمینهی اهمیت ارتباط پرستار و بیمار (019/0 = P) و رعایت آن (001/0 > P)، تفاوت آماری معنیداری وجود دارد و نمرهی درک پرستاران در هر دو مورد از نوجوانان بستری بالاتر است. در این مطالعه اولویتهای اهمیت و رعایت نیز تعیین شد و نتایج نشان داد از دیدگاه پرستاران توضیح مراقبتهای پیگیری مورد نیاز بعد از ترخیص، و از دیدگاه نوجوانان برقراری ارتباط کلامی مناسب و گوش دادن با حوصله به صحبتهای آنان اهمیت بیشتری دارد و از دیدگاه دو گروه برقراری ارتباط کلامی و غیرکلامی مناسب بیشتر رعایت میشود.
با استفاده از یافتههای این پژوهش، میتوان پرستاران را در جهت فراهم نمودن مواردی که از دیدگاه نوجوانان اهمیت دارد و کمتر رعایت میشود راهنمایی نمود تا بتوانند موانع سر راه رعایت ارتباط مناسب پرستار و بیمار را برطرف نمایند.
غلامحسین مهدوی نژاد، نعمت ستوده، سجاد صادقی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
اخلاق پزشکی یکی از با سابقهترین شاخههای اخلاق کاربردی است که حیطههای اصلی آن عبارت است از: 1- فراگیران آموزش پزشکی 2- پژوهشهای پزشکی 3- درمان و ارائهی خدمات پزشکی. بر اساس ادبیات تخصصی موضوع، آموزش مسائل پزشکی در حد نیاز جامعه، واجب کفایی است. دانشجویی که در این مسیر گام مینهد برای انجام یک تکلیف شرعی و آماده شدن برای خدمت در حرفهای که در ارتباط تنگاتنگ با حفظ جان، مال، اسرار و آبروی مردم قرار دارد، تلاش میکند. از این رو، لازم است اصول اخلاقی ویژهای را فرا گیرد. مسألهی اصلی در این پژوهش آن است که چه آموزشهایی برای دانشجویان پزشکی باید در نظر گرفته شود؟ و اصول اخلاقی مورد نیاز برای آموزش پزشکی چیست؟
روش تحقیق توصیفی – تحلیلی همراه با استفاده از تکنیکهای اقناعی برای پژوهش انتخاب شده است. مقاله با مراجعه به متون دینی و الهام از آیات و کلمات معصومین (ع) به پرسشهای پژوهش پاسخ داده است.
دستاوردهای پژوهش مبین آن است که اصول اخلاقی مربوط به فراگیران در حیطهی آموزش پزشکی عبارت است از:
علاقه به حرفهی پزشکی، عشق به خدمت، آمادگی برای خودسازی، احساس تکلیف، وظیفهشناسی، مراعات مسائل شرعی، رابطهی صحیح با استاد و همکاران آینده، رابطهی صحیح با بیماران و همراهان، تلاش برای فراگیری و تعمق در آن، مراعات حقوق بیماران، سعی در ایجاد اعتماد به جامعهی پزشکی و عبرتآموزی.
دانشجویی که خود را برای کار مهم و خطیر پزشکی آماده میکند، با مراعات اصول فوق توان کافی یافته، و در مراحل کار سست نمیشود و میتواند اصول اخلاقی لازم را رعایت کند.
هادی صادقی، مهدی نصرتیان اهور،
دوره 6، شماره 1 - ( فروردین ماه 1392 )
چکیده
هر چند برای مرگ در لغت معانی مختلفی ذکر کردهاند، بهنظر میرسد مناسبترین معنا برای آن، رفتن قوه از هر چیز زنده است. در اصطلاح فقها نیز مرگ به معنی جدا شدن روح از بدن بهطور دائم است. برای این معنا در آیات و روایات شواهد و قرائنی نیز وجود دارد. برای مرگ انسان در فقه و اخلاق اسلامی احکام متعددی وجود دارد. به همین دلیل شناخت موضوع، حقیقت و ملاک مرگ و زندگی برای فقیه ضروری است. دربارهی ملاک مرگ و زندگی از منظر فقهی و اخلاقی دو نظریهی عمده وجود دارد. برخی معتقدند مرگ آدمی به مردن قلب اوست. برخی دیگر معتقدند انسان با مرگ مغزش میمیرد. هر یک از دو نظر برای خود استدلالهایی دارند که لازم است از منظر فقهی و اخلاقی به آن پرداخته شود. پیروان دیدگاه مرگ قلب به ادلهای همچون مرجعیت عرف عام در تشخیص مفاهیم، وجوب حفظ نفس محترم، اصاله الاحتیاط در امر نفوس و استصحاب استدلال کردهاند که در این مقاله این دلایل به نقد کشیده شده است. طرفداران مرگ مغزی نیز به ادلهای همچون تپش قلب قبل از حلول روح به بدن، امکان تعویض قلب و عدم امکان تعویض مغز، مشابهت مرگ و خواب و نشانههای مرگ استدلال کردهاند که از میان آنها دلیل امکان تعویض قلب و عدم امکان تعویض مغز و دلیل نشانههای مرگ پذیرفته شد.
مهدی گلافروز ، هاجر صادقی، فاطمه قائدی، یاسر تبرایی، فریبا کیقبادی، فرزانه کیقبادی،
دوره 7، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1393 )
چکیده
با وجود اینکه خطا در عرصهی ارائهی خدمات سلامت، پدیدهای آسیبرسان و در بعضی مواقع غیر قابل جبران میباشد، هیچیک از افراد ارائهکنندهی خدمات بهداشتی از ارتکاب خطا مبرا نیستند. از آنجایی که هدف غایی حرفهی پرستاری تأمین بهبودی و سلامت بشریت است، ضرورت گزارش دادن خطاهای کاری جهت تحقق اهداف پرستاری مشخص میشود. اما موانع متعددی بر سر گزارشدهی خطاهای پرستاری وجود دارد که باید به شناسایی و رفع آنها پرداخت. لذا این مطالعه با هدف بررسی موانع مدیریتی و اخلاقی گزارش خطای کاری پرستاران، از دیدگاه آنها انجام گرفت.در این مطالعهی توصیفی- تحلیلی 201 پرستار شاغل در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر سبزوار با روش نمونهگیری در دسترس شرکت داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهای دو قسمتی شامل مشخصات فردی و پرسشنامهی پژوهشگر ساخته موانع مدیریتی و اخلاقی به ترتیب با 13 و 27 سؤال بود. شاخص اعتبار محتوا و پایایی ابزار با روش همسانی درونی (80=α) و آزمون مجدد (84/0= r) اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از SPSS نسخهی 18 و با آزمونهای آماری توصیفی (فراوانی) و استنباطی (اسپیرمن) انجام شد. نتایج نشان داد که مهمترین مانع مدیریتی گزارش خطای پرستاری از دیدگاه آنان، به خطر افتادن موقعیت شغلی با 3/46 درصد و مهمترین مانع اخلاقی، عدم حمایت پزشک از پرستار مرتکب اشتباه با 2/55 درصد بود. احساس ناامنی در حیطه شغلی و ارتباطی بهویژه در ارتباط با پزشکان، میتواند تهدیدی برای گزارش خطاها و آسیبپذیری بیشتر سیستم مراقبتی از بیمار شود. لذا باید تدابیر مدیریتی و اخلاقی مناسبی در این راستا اتخاذ شود.
فریبا کیقبادی، هاجر صادقی، فرزانه کیقبادی، یاسر تبرایی،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده
اساس حرفهی پرستاری بر رعایت اخلاق است. تصمیمگیریهای بالینی که پرستاران بیشتر با آن سروکار دارند، دربردارندهی مواردی شامل بروز تعارضات در موضوعات اخلاقی است. آشفتگی اخلاقی از جمله پدیدههای اخلاقی بوده و عامل درد، رنج، اضطراب، غم، آسیب و نگرانی روحی است. فرسودگی هیجانی بهعنوان یکی از علل احتمالی ایجاد کننده پریشانی اخلاقی، همواره از پیامدهای مطرح برای استرس شغلی است که حتی یکی از علل مطرح برای کنارهگیری پرستاران از شغلشان است. بدین جهت مطالعهی حاضر با هدف بررسی ارتباط آشفتگی اخلاقی و فرسودگی هیجانی پرستاران انجام شد.در این مطالعهی توصیفی - تحلیلی 265 پرستار شاغل در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر سبزوار با روش نمونهگیری در دسترس شرکت داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مشخصات فردی، آشفتگی اخلاقی (در مطالعات دیگر روایی و پایایی آن ارزیابی شده است (آلفا کرونباخ 86/0)) و فرسودگی هیجانی بود که اعتبار آن از طریق اعتبار محتوا و پایایی آن با آزمون مجدد (84/0= r) تعیین شد. تجزیه و تحلیل دادها با استفاده از SPSS نسخهی 18 انجام شد. میانگین و انحراف معیار آشفتگی اخلاقی و فرسودگی هیجانی پرستاران به ترتیب 99/4 (91/0) و 17/4 (58/1) بود. همبستگی معنیداری بین آشفتگی اخلاقی با زمینهی کاری پرستاری (بخش محل کار) دیده شد (338/0 rho= ، 000/0 P=). همچنین، بین فرسودگی هیجانی با نوبتهای کاری در گردش (385/0 rho= ، 000/0 P=) و بخشکاری (173/0- rho= ، 03/0 P=) و بین آشفتگی اخلاقی و ابعاد هیجانی و روانی فرسودگی رابطهی مثبت معنیدار وجود داشت (255/0 rho= ، 001/0 P=). یافتههای این مطالعه نشان میدهد آشفتگی اخلاقی و فرسودگی هیجانی پرستاران بالاتر از سطح متوسط است وآموزش، مشاوره و آشنایی پرستاران با این مؤلفهها جهت توانمندی آنها برای مواجهه با موقعیتهای اخلاقی ضرورت دارد.
حسین ابراهیمی، عفت صادقیان، نعیمه سیدفاطمی، عیسی محمدی،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
استقلال بیمار از عناصر اصلی مراقبت فردگرا، بیمارمحور و اخلاقی است. چالشهای استقلال بیمار وابسته به فرهنگ بوده و در ایران روشن نیست؛ لذا، این مطالعه بهمنظور کشف چالشهای استقلال بیمار در بالین انجام شد. این مطالعه با رویکرد تحقیق کیفی و روش آنالیز محتوای مرسوم در سال 1392 با مشارکت 13 بیمار، 7 پرستار و 1 پزشک بر اساس نمونهگیری هدفمند انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای جامع و مشاهده در یک دورهی 10 ماهه از مراکز آموزشی - درمانی تبریز و همدان جمعآوری شدند. یافتهها از طریق تحلیل محتوای کیفی و به روش استقرایی و با کمک نرمافزار MAXQDA10 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.از مجموع مصاحبههای 21 مشارکتکننده 394 کد اولیه استخراج شدند. کدهای اولیه بر اساس تشابه و تفاوتهایشان طبقهبندی شده و 15 زیرطبقه را ایجاد کرد که با مرور بیشتر و مقایسهی زیرطبقات، 3 طبقه که بیانگر چالشهای استقلال بیمار در بالین بودند، شناسایی و براساس ماهیتشان بهصورت مفهومی و انتزاعی نامگذاری شدند. این طبقات شامل 1) عوامل درونفردی، 2) ارتباطات غیر مؤثر و 3) بیکفایتی سازمان بودند. یافتههای این مطالعه چالشهای فردی، اجتماعی و سازمانی استقلال بیمار را نشان داد که تیم درمان، مدیران و برنامهریزان سلامتی باید به این عوامل توجه کرده و با تعدیل آنها به بهبود استقلال بیمار کمک کنند.
نیکزاد عیسی زاده، رضا سلیمی، کاظم صادقی آبی سفلی،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده
دین اسلام با نگرشی الهیگونه به انسان و فلسفهی حیات، هندسهی تعلیم و تربیت خویش را بر اساس نظامی کارآمد و جامع بنا کرده است و تمام ابعاد وجودی انسان را مبتنی بر آموزههای وحیانی (قرآن و روایات) به رشد و بلوغ میرساند. بنابراین، شخص «انسان» بهعنوان محور نظام تربیتی اسلام جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده و در جغرافیای شریعت از قداست خاصی برخوردار است.در این میان، پیگیری آیین تعلیم و تربیت اسلامی در عرصهی آموزش پزشکی که یکی از دو بعد اصلی انسان یعنی «بعد جسمانی» را هدف تلاش خویش قرار داده است، موضوع حائز اهمیتی است که رد پای آن را باید در متون اولیهی دینی یعنی آیات و روایات جستوجو کرد. استادان و دانشجویان اصلی ترین زیربناهای علم و دانش هستند و تهذب و توانمندی آنهاست که سعادت و شکوه معنوی، اخلاقی و علمی یک جامعه را رقم میزند. البته نقش دانشگاههای علوم پزشکی را در آموزش جوانان مستعد و تربیت متخصصان برای نظام سلامت جامعه، بهعنوان مقدمهی ضروری توسعهی پایدار کشور، نباید فراموش کرد و این در صورتی محقق میشود که استاد توانمند و با انگیزه، حضور و کوشش کافی در امر پرورش و آموزش داشته باشد. آنچه پژوهش حاضر وجه همت خود ساخته است، مروری بر اصول و آیین ویژهای است که معلمان مشتاق برای تربیت انسانهای کارآمد و شاگردان این عرصه به آنها نیازمند بوده و توفیق ایشان در نیل به اهداف بلند و مقدس تعلیم و تربیت، در گرو آشنایی، رعایت و مراقبت همیشگی از آنهاست.
بهزاد جودکی، محسن صادقی، کیوان غنی، محمد میرزایی،
دوره 9، شماره 4 - ( آبان ماه 1395 )
چکیده
یکی از مسائل مهم در حوزه اخلاق پزشکی مسأله خودکشی با مساعدت پزشک میباشد، به گونهای که حق مرگ یا چگونه مردن در این حوزه اهمیت زیادی پیدا کرده است. خودکشی با کمک پزشک از جمله اقسام اتانازی میباشد که برای پایان دادن به درد و رنج تحمل ناپذیر، درخواست میشود. این مسأله از دیدگاه اخلاقی چالش برانگیز است به گونهای که این اختلاف عقاید در اندیشه متفکران اخلاقی و حقوقی به وضوح نمایان و حتی مبنای قانون گذاری در برخی از کشورها قرار گرفته است. با بررسی نظرات مختلف به نظر می رسد هر چند یکی از چهار اصل اخلاق پزشکی، احترام به تصمیم بیمار از سوی پزشک می باشد و پزشک باید بر اساس این اصل به خواسته بیمار احترام بگذارد؛ اما از منظر اکثر اخلاقیون و از دیدگاه حقوق دانان، خودکشی با کمک پزشک، غیر اخلاقی و جرم می باشد. باید اذعان داشت که مبنای اصلی نظرات موافقان و مخالفان این امر به تفاسیر ایشان از اصل کرامت بر میگردد و این تفاوت دیدگاه با ارجاع به مبادی عقلی و شرعی و ارائه قرائت همسان از اصل کرامت بر این اساس قابل رفع است که خودکشی مساعدت شده، مخالف کرامت ذاتی انسان و حفظ حق حیات است، مگر در مواردی که لزوماً در راستای مصالح ارجح و اساسی قابل توجیه عقلی، شرعی و قانونی باشد.
محمد جعفری، آرش قدوسی، نرگس صادقی، مژگان محمدپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ارتباط همدلانه با بیماران از امور مهم پرستاری است و این مطالعه با هدف مقایسه میزان همدلی پرستاران با بیماران وابسته به مواد در مراکز درمان سوءمصرف مواد و بخش داخلی بیمارستان انجام شد. مطالعهی مقطعی از نوع توصیفیتحلیلی است و بخش داخلی بیمارستان و مراکز درمان سوءمصرف مواد، محیط این پژوهش بودند. نمونههای پژوهش، شصت نفر بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار مطالعه، پرسشنامهای دو قسمتی شامل اطلاعات فردی و پرسشنامهی استاندارد همدلی جفرسون بود که روایی و پایایی داشت. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS 16 (T-Test مستقل،One-Way ANOVA ، Krus kal-Wallis، (Chi-Square تجزیه و تحلیل شدند. امتیاز همدلی پرستاران (از صد نمره)، در بخش داخلی 32/6±84/67 و در مراکز درمان سوءمصرف مواد 21/9±73/79 بود (001/.=P). پرستاران مرد (88/9±80/76)، متأهلان (98/9±93/75)، پرستاران بالای چهل سال (12/11±1/79)، پرستاران دارای مدرک فوق لیسانس (78/3±5/75)، پرستاران دارای سابقهی خدمت بالای ده سال (53/8±53/83) و اضافهکار کمتر از پنجاه ساعت (9/9±61/80)، بیشترین امتیاز همدلی را داشتند (05/.> P). همدلی پرستاران با بیماران معتاد، در مراکز درمان سوءمصرف مواد در مقایسه با بخش داخلی بیمارستان بیشتر و تفاوت میان آنها معنادار بود. نتایج پژوهش نشان داد مراقبت از بیماران معتاد، در یک بخش اختصاصی باعث همدلی بیشتر میشود. در ارتباط همدلی با سطوح تحصیلی و سابقهی شغلی پرستاران، ضروری است به آموزش مهارتهای همدلی به دانشجویان پرستاری از ترم اول توجه شود و برای پرستاران شاغل در بیمارستان و دیگر مراکز درمانی توسط پرستاران با مدرک تحصیلی بالاتر و باتجربه، جلسات آموزش ضمن خدمت برگزار شود.
شیلان قادری، مهران صادقی، فایق یوسفی، محمد صالح واحدی، نادر کرمی، آرام کریمیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
یکی از روشهای اصلی افزایش ایمنی بیمار، استفاده از سیستم گزارشدهی و فراهمکردن امکانات برای آنالیز خطاها و پیشگیری از بروز آنهاست. این مطالعه با هدف تعیین نگرش مدیران پرستاری بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کردستان نسبت به نظام داوطلبانهی گزارشدهی خطاهای پزشکی در سال 1394 انجام شد. روش تحقیق در این مطالعه توصیفیمقطعی است. نمونهی پژوهش، همهی مدیران پرستاری بیمارستانهای استان کردستان بود که با روش تمام سرشماری وارد مطالعه شدند. دادهها از طریق پرسشنامهی روا و پایاشدهی نگرش نسبت به نظام داوطلبانهی گزارشدهی خطای پزشکی، جمعآوری شد. دادهها با نرمافزار spss نسخهی 20 با استفاده از آزمون آماری کای دو، آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد 9/87 درصد (۸۰ نفر) از مدیران با گزارش خطا در محل فعالیت خود مواجه شده بودند. 1/68 درصد (62 نفر) از مدیران نسبت به نظام داوطلبانهی خطاهای پزشکی نگرش مثبت، 5/16 درصد (۱۵ نفر) نگرش منفی و 38/15 درصد (14نفر) ممتنع بودند. با توجه به نتایج پژوهش مبنی بر اینکه 1/68 درصد از مدیران نسبت به گزارش داوطلبانهی خطای پزشکی نگرش مثبت دارند، میتوان با انجام دادن اقدامات لازم، بستر مناسب را برای راهاندازی نظام داوطلبانهی خطاهای پزشکی در مراکز درمانی فراهم کرد.
زهرا صادقی آرانی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پس از انتشار ویروس کووید 19 و همهگیری آن در اواخر دسامبر 2020، سازمان بهداشت جهانی و سازمانهای ملی در سراسر دنیا توصیههایی برای محافظت شخصی ارائه کردند که یکی از مشهودترین آنها استفاده از ماسک برای جلوگیری از شیوع ویروس بود. علیرغم اهمیت این راهکار، هنوز بسیاری از افراد در برابر استفاده از ماسک مقاومت میکنند؛ ازاینرو، هدف این پژوهش، پیشبینی میزان پوشیدن ماسک توسط افراد با استفاده از چهار عامل تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی و فردگرایی، با تأکید بر تأثیر باورها و هنجارهای ذهنی بر رفتار مصرفکننده بود. جامعهی آماری این تحقیق را شهروندان شهرستان کاشان تشکیل دادند و برای جمعآوری دادههای تحقیق، از پرسشنامه استفاده شد. نتایج حاصل از آزمونهای میانگین حاکی از آن بود که زنان بیش از مردان از ماسک استفاده میکنند؛ همچنین با افزایش تحصیلات، میزان استفاده از ماسک افزایش یافته است. (p-value<0.05)
نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نیز نشان داد هر چهار متغیر پیشبین دارای توان پیشبینیکنندگی بودند. میزان استفاده از ماسک با متغیرهای تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی رابطهی مثبت و معنیدار و با فردگرایی رابطهی منفی و معنیدار داشت؛ همچنین تعهد اخلاقی با ضریب بتای 0.694 (p-value<0.1) و تفکر سیستمی با ضریب بتای 0.107 (p-value<0.05) بهترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر متغیر ملاک (میزان استفاده از ماسک) داشتند. با توجه به یافتههای این پژوهش به نظر میرسد، ایجاد و توسعهی یک تفکر کلنگر، توجه به مسئولیتهای فردی و اجتماعی، تقویت تعهد اخلاقی و پرهیز از فردگرایی در رابطه با رفتارهای مطلوبِ جمعی برای مدیریت یک بحران همهگیر ضروری است. در نتیجه، اجرای راهکارهایی برای افزایش این ویژگیهای فردی، میتواند به تقویت و شکلگیری رفتارهای مطلوب جمعی در زمان بحران، مانند پوشیدن ماسک در زمان کووید ۱۹، کمک میکند.
لیلا رازقیان جهرمی، صفورا صادقی مزیدی، علی فرهنگ دوست،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
افزایش ابتلا به بیماریهای مزمن و صعب العلاج و کمبود امکانات جهت رسیدگی به بیماران موجب مطرح شدن بحث اولویت بندی در تخصیص امکانات و انتخاب بیماران در استفاده از امکانات و انتخاب بین مرگ و زندگی میشود. بحث خاتمه حیات و قطع درمان از جمله چالشهای حوزه پزشکی و اخلاق می باشد. در سالهای اخیر درخواست اتانازی افزایش یافته است و پزشکان آینده قطعا با این موضوع رو به رو خواهند شد. این مطالعه مقطعی بر روی 200 تن از دانشجویان و دستیاران پزشکی در سال 1400 انجام شد. تمامی شرکتکنندگان پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، افسردگی بک و نگرش به اتانازی را با رضایت خود تکمیل کردند . در مطالعه حاضر67/5 % شرکت کنندگان با اتانازی موافق بودند. نگرش مثبت به اتانازی در مردان بیشتر از زنان بود (0.22 = P) و در افراد مجرد بیشتر از متاهلین بود (0.045 = P) . با افزایش اعتقادات مذهبی در افراد میانگین نمره نگرش به اتانازی در آن ها کاهش میافت و مخالفت با آن بیشتر می شد (0/001 نگرش مثبت به اتانازی با افسردگی و شدت آن مرتبط بود. این مقاله حاصل پایان نامه دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز است. در طول فرایند پژوهش اصول اخلاقی در پژوهشهای دارای آزمودنی انسانی در براساس راهنمای جمهوری اسلامی ایران ، از جمله اخذ رضایت آگاهانه جهت شرکت در پژوهش رعایت شد. افسردگی و شدت آن با تمایل بیشتر پزشکان برای اتانازی ارتباط معنادار دارد. از سوی دیگر هرچه اعتقادات مذهبی قویتر باشد میزان مخالف با اتانازی نیز افزایش مییابد. حمایت از اتانازی در مردان و افراد مجرد نیز بیشتر از گروه های دیگر بود.
هما صادقی اول شهر،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
آموزش مؤثر پزشکی، مستلزم پرورش حرفهایگرایی، استدلال اخلاقی، مهارتهای ارتباطی و همدلی است. روشهای سنتی، اغلب نمیتوانند به اندازهی کافی به این موضوع بپردازند؛ ازاینرو، به رویکردهای ساختارمندتر برای توسعهی حرفهای نیاز است. یادگیری مبتنی بر بازاندیشی، با تأکید بر خودتحلیلی و تفکر نقاد، راهبردی امیدوارکننده را ارائه میدهد. این مطالعه از نوع مروری است و برای جمعآوری اطلاعات، شواهد مرتبط با واژگان کلیدی آموزش، بازاندیشی، حرفهایگرایی، رفتار حرفهای و دانشجویان پزشکی، در فاصلهی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، در پایگاههای اطلاعاتی Web of Science, PubMed, Scopusو Google Scolar جستوجو و در نهایت، هجده مقالهی مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ نوع، تمرکز و پیامدهای مفهومی، رویکردهای مختلف به بازاندیشی در آموزش حرفهگرایی، تحلیل و طبقهبندی شدند. متون بررسیشده، با ترسیم رویکردی چندوجهی به بازاندیشی در آموزش پزشکی، بر اهمیت ادغام بازاندیشی در محیط یادگیری بالینی و برنامهی درسی تأکید میکنند. بهطور خلاصه، این رویکردها عبارتاند از: بازاندیشی متنی، پیوند بازاندیشیها به تجربیات بالینی خاص، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته مانند چرخهی گیبس برای هدایت بازاندیشی، بحثهای تسهیلشده و بازخورد همتایان از طریق ایجاد محیطهایی برای یادگیری مشترک، نقد همتایان و راهنمایی و ادغام بازاندیشی در برنامهی درسی، بهنحویکه آن را بهعنوان جنبهای مداوم و ارزیابیشده از یادگیری تبدیل کند. یافتهها حاکی از آن است که رویکرد آموزشی مبتنی بر کاربرد عملی و یادگیری تجربی، با فرصتهایی برای تعامل با همسالان و بازاندیشی ساختاریافته و ادغام بازاندیشی در برنامهی درسی، به بهبود درک دانشجویان از رفتار حرفهای منجر میشود. بهبود مهارتهای ارتباطی، استدلال اخلاقی، همدلی و خودآگاهی از نتایج پیشبینیشده است که در نهایت، به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و قویترشدن نیروی کار پزشکی منتج میشود. روش توصیفشده، برای یادگیری مبتنی بر بازاندیشی در آموزش پزشکی، راهبردی جامع برای توسعهی رفتار حرفهای ارائه میدهد. این رویکرد از گنجاندن فعال بازاندیشی در فعالیتهای یادگیری بالینی، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته و ارائهی فرصتهایی برای پشتیبانی همتایان و استادان حمایت میکند. در آینده، برای ارزیابی دقیق تأثیر این راهکارهای ترکیبی بر رشد حرفهای دانشجویان پزشکی، بررسی پیوندهای بین فعالیتهای بازاندیشی خاص و پیشرفتهای ملموس در مهارتها و رفتارهای بالینی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.
محمد چهکندی، یاسمن صادقی، وجیهه تنومند،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
سالانه حدود ۷۳میلیون سقط جنین القایی در سراسر جهان رخ میدهد. سقطهای القایی به دو دسته تقسیم میشوند: درمانی (یا قانونی) و غیرقانونی. سقطهای غیرقانونی اغلب در موقعیت ناایمن انجام میشوند. کشورهای مختلف بر اساس اصول ایدئولوژیک خود، شرایط خاصی را قانونی و برخی دیگر را غیرقانونی اعلام میکنند. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی ابعاد چالشهای اخلاقی سقط جنین و دیدگاههای مرتبط با آن در جوامع اسلامی انجام شده است. مواد استفادهشده در این مطالعه، حاصل جستوجو در پایگاههای دادهی PubMed SID, CINAHL, Cochrane, و Google Scholar است. سه پژوهشگر، این جستوجو را بهطور جداگانه با استفاده از کلمات کلیدی استاندارد Mesh مانند سقط جنین، اسلام، اخلاق و ترکیب آنها با عملگرهای AND و OR انجام دادهاند. انتشار مقاله از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴، داشتن کلمات کلیدی پیشگفته در عنوان، چکیده یا واژگان کلیدی و امکان دسترسی به متن کامل، معیارهای ورودِ مطالعات به پژوهش بودند. پس از بررسی اولیهی چکیدهی مقالات و حذف مقالات تکراری و نامرتبط، دوازده مقاله انتخاب و بررسی شدند. عوامل متعدد، ازجمله: تمایل به بارداری، وضعیت سلامت مادر و جنین، خانواده، انگ اجتماعی و مقررات قانونی و مذهبی بر تصمیمگیری برای سقط جنین اختیاری اثر میگذارند. با وجود موضع قاطع اسلام دربارهی سقط جنین، مباحثات جاری پیرامون این موضوع، ناشی از چالشهای مرتبط با دسترسی به روشهای سقط جنین ایمن و حقوق مادر است. در اسلام، سقط جنین مجاز نیست؛ مگر در مواقعی که عمر جنین کمتر از چهارماه باشد، اختلالات کروموزومی او تشخیص داده شود یا ادامهی بارداری برای مادر خطرناک باشد؛ بااینحال، محدودیتهای دسترسی به خدمات سقط جنین، تعداد بارداریهای ناخواسته را کاهش نمیدهد و در عوض، مادران باردار را به استفاده از روشهای ناایمن سقط جنین سوق میدهد که باعث آسیبهای جسمی و روانی، بهویژه برای اقشار آسیبپذیر جامعه میشود؛ علاوهبراین، محدودیتهای غربالگری قبل از تولد، به تولد نوزادانی با نقصهای ژنتیکی کمک میکند؛ همچنین، دسترسی به خدمات سقط جنین ایمن، بهعنوان یک حق شهروندی تلقی میشود. این مسائل سؤالاتی را دربارهی مزایای ممنوعیت سقط جنین مطرح میکند.
بتول زیدآبادی، خدیجه احمدزاده، زینب خادمی، رضا صادقی، فرنوش قمی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اخلاق در پژوهش، عنصری اساسی در فرایند علمی است و برای اطمینان از یکپارچگی و موثقبودن نتایج تحقیقات، بسیار مهم است. پژوهشگران باید همواره در نظر داشته باشند که نتایج تحقیقاتشان میتواند بر زندگی افراد و جوامع اثر بگذارد؛ بنابراین، مسئولیتپذیری و شفافیت در انجامدادن پژوهشها، از اهمیتی ویژه برخوردار است. پایبندی به اصول اخلاقی، نهتنها اعتبار علمی پژوهشگران را افزایش میدهد، بلکه به پیشرفت علم و فناوری نیز کمک میکند. پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی میزان پایبندی پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی کلانمنطقهی هشت ایران به اصول اخلاق در پژوهش انجام شده است. پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی ایران، جامعهی آماری این مطالعهی مقطعی از نوع توصیفیتحلیلی را تشکیل دادند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی پایبندی به اخلاق پژوهش بود که در اختیار پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی کلانمنطقهی هشت قرار گرفت. این پرسشنامه، دارای چهل گویه و متشکل از نُه بُعدِ احترام به حقوق اخلاقی آزمودنیها، بیغرضی عاطفی، دقت، اصالت، مسئولیتپذیری حرفهای، مسئولیتپذیری اجتماعی، درستکاری، مشروعیت و آزاد اندیشی است. دادهها با نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ تجزیه و تحلیل شدند؛ علاوه بر آمار توصیفی، آزمونهای من ویتنی، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن نیز، در تجزیه و تحلیل دادهها به کار برده شد. در این مطالعه 230 پژوهشگر شرکت کردند که 193 نفر از آنان، عضو هیئت علمی بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمرهی پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش 174/3 بود که رعایت چشمگیر اصول اخلاق در پژوهش را نشان میداد؛ همچنین، از نتایج میتوان دریافت، بُعد مشروعیت و بُعد دقت، بهترتیب دارای بالاترین میانگین بودند (21/7 و 22/5). مقایسهی میانگین نمرهی پایبندی به رعایت اصول اخلاق در پژوهش با ویژگیهای جمعیتشناختی نشان داد، میزان پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش، بر اساس مدرک تحصیلی، رتبهی علمی، سن و سابقهی کار تفاوتی معنادار دارد (p<0/5). همبستگی اسپیرمن نشان داد، بین متغیر پایبندی به اصول اخلاق در پژوهش و مدرک تحصیلی رابطهای معکوس و معنیدار وجود دارد و هرچه مدرک تحصیلی افراد بیشتر شود، میزان پایبندی آنان به رعایت اخلاق در پژوهش کاهش مییابد. بر اساس نتایج این پژوهش، بیشتر پژوهشگران کلانمنطقهی هشت دانشگاههای علوم پزشکی ایران، اصول اخلاق در پژوهش را بسیار رعایت میکنند.
هما صادقی اول شهر، کوثر علیزاده، لیلا امینی، شیما حقانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
برقراری ارتباط مؤثر با بیمار، علاوه بر اینکه جزئی مهم از حرفهایگرایی و رفتار حرفهای محسوب میشود و جلب اعتماد بیشتر جامعه به حِرَف سلامت را در پی دارد، تأثیری بسزا در دستیابی به اهداف مراقبتی و درمانی نیز خواهد داشت. نظر به اهمیت تأکید بر روشهای فعال و دانشجومحور در یادگیری و اهمیت بازاندیشی در آموزش، مطالعهی حاضر با هدف ارزیابی اثر بازاندیشی هدایتشده بر مهارتهای ارتباطی دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی انجام شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعهی نیمهتجربی یکگروهی همراه با پیشآزمون و پسآزمون و محیط پژوهش دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. پنجاه دانشجوی سالهای دوم تا چهارم کارشناسی مامایی و پرستاری، بهشکل داوطلبی و بر اساس فراخوان در این مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها، شامل پرسشنامهی مشخصات فردی و پرسشنامهی مهارتهای ارتباط با بیمار جواهر و همکاران بود. مداخله شامل برگزاری چهار جلسه کلاس آموزشی با رویکرد تعاملی نوددقیقهای (هفتهای یک بار)، بهصورت آنلاین و در بستر گوگلمیت بود. دو جلسهی اول به آموزش مؤلفههای حرفهگرایی با تأکید بر مهارتهای ارتباط با بیمار و آموزش و تمرین بازاندیشی و دو جلسهی بعد به ارائهی سناریو و پخش فیلم و ارائهی فرصتهایی برای بازاندیشی و بهاشتراکگذاری تجارب دانشجویان و جمعبندی اختصاص یافت. دادههای حاصل از مطالعه، پس از ورود به نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ با استفاده از تستهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد، نمرهی مربوط به مهارتهای ارتباطی بلافاصله بعد از آموزش و یک ماه بعد، نسبت به قبل از مداخله، تغییری مثبت داشته؛ ولی این تغییر معنادار نبوده است. نتایج تحلیلهای آماری دربارهی حیطههای مهارتهای ارتباطی نشان داد، حیطهی شروع آگاهانه قبل از آموزش بهطور معناداری پایینتر از بلافاصله پس از آموزش (0/005 = P) و یک ماه بعد ازآن (0/011 = P) بود و در حیطهی پذیرش غیرمشروط مددجو، مقایسهی دو به دو نشان داد، مهارتهای ارتباطی در این حیطه قبل از مداخله بهطور معناداری، کمتر از یک ماه بعد بود (0/02 =P). با توجه به یافتههای این پژوهش، برای اظهارنظر دربارهی تأثیر بازاندیشی هدایتشده در ارتقاء مهارتهای ارتباطی دانشجویان پرستاری و مامایی، کماکان به پژوهشهای بیشتری نیاز است.