21 نتیجه برای صالح
سیدعبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامینیا، احمد فیاض بخش،
دوره 3، شماره 5 - ( (ویژه نامه حقوق بیمار) 1389 )
چکیده
کرامت انسانی از برجسته ترین موضوعهای بررسی شده در همهی زیر گروههای علوم انسانی است. همهگیر بودن و گستردگی جستارها در اینباره، آن را مسألهای سهل و ممتنع نموده است. به رغم کشش فراوان اندیشمندان به آن، کمتر بهدرستی بدان پرداخته شده و گرفتاریهای فراوانی در پژوهشهای آن دیده میشود. شاید نتایج گوناگون و گاه متناقض در اینباره، دستاورد نبود یک شیوهی همهپذیر در پژوهش کرامت باشد. بیشتر پژوهشگران تلاش نمودهاند تا باورها یا دریافتهای خود در اینباره را سامانمند سازند؛ ولی کمتر کوشیده شده است تا بنیادهای فکری و دغدغههای اندیشمندان دیگر واکاوی و برآورده گردیده؛ یا به پاسخی اقناعی و خردپذیر در آن زمینه دست یابند. با نگاه به برجستگی این جستار و جایگاه زیرساختی آن در دیگر تصمیمسازیها، این نگاره تلاش بر آن دارد تا برخلاف رایج، گامی پس نهد و پژوهشگران را پیش از پرداختن به این موضوع و با چشمپوشی از رسیدن به هر نتیجه، به نکاتی چند در راهبرد جستوجو و لغزشگاهها و لغزشها در پژوهش آن یادآوری نماید. از برترین این نکتهها میتوان به ضرورت پرداختن به موضوع با برهانهای عقلی پیش دینی و دوری از برداشتهای احساس محور، ضرورت رسیدن به یک باور جهان شمول، دقت در تعاریف کرامت و بهویژه انسان و سستیهای آنها، دستاوری گونهی بودن کرامت و ملاک آن و تمایز جایگاه بود و نمود در تعیین مصادیق نام برد.
سیدعبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامینیا، احمد فیاض بخش، علیرضا باقری،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
پایهترین جستار در دانشهای انسانی همان جستار انسان یا مردم است. اگر چه آشنایی نخستین همگان با مفهوم کلان مردم، به جهت رویارویی هر روزه با مصادیق آن، به احساس بینیازی بسیاری، از پرداختن به تعریف و شناسه آن گردیده است. بیتوجهی در شناخت و شناسهی انسان میتواند ما را از دستیابی به نتایج تعمیمپذیر باز دارد و ما را بهسوی تصمیمهای روبینانه و گروهی و گذرا بکشاند. اما بهراستی لغزشگاههایی نیز در راه شناسهی انسان هست: برونرفت از تعریف مفهوم به توضیح واژگان انسان، جدا نبودن زیستی گونههای جانداران از یکدیگر تا مرز انکار عینیت گونهها، درآمد به درگیریهای نامگرایان و برونگرایان، نارسایی تعریفهای زیستی (ریختی، زایایی ، ژنتیکی و رفتاری) مردم و نیز کاستی تعریف منطقی آن.
در نگاه ما ملاک فراگیر و جداگری دربارهی انسان زیستی در دست نیست؛ از این رو، حقوق و ویژگیهایی که در دانشهای انسانی برای انسان بر میشماریم، از نگاه فلسفی نمیتواند منسوب به انسان زیستی گردد. در تلاش برای پیوست این گسست، در تعاریف انسان کمینه مشترک پذیرفته و انسان فلسفی دانسته شده و اختلافات و استثناها بدان الحاق گردیده است. آشکار است که الحاقی هم پایه با اصل نیست و میباید که دربارهی آن دو، پذیرای مراتب گردید و گرنه ملحق کلاً از مقولهی فلسفی انسان بیرون خواهد بود. دست کم در رویکرد ثبوتی، آنچه تفاوت چیستاری میان انسان و دیگر جانداران ایجاد مینماید، مفهوم زیستی و حتی شناسایی انسان نیست. هرچند در رویکرد اثباتی، این تعریف گاه تنها ابزار در دسترس برای جداگری نمونههای مردم باشد. خودآیینی و گزینش آزاد، ملاک راستین این شناسه تواند بود.
مجید نیمروزی، علیرضا صالحی، عبدالعلی محقق زاده، حسین کیانی، محمد هادی ایمانیه، محمود نجابت،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
ارجوزهی طبی یکی از آثار کمتر شناخته شدهی منسوب به ابن سینا، دانشمند و طبیب بزرگ ایرانی در قالب شعر تعلیمی به زبان عربی است. ابن سینا در این کتاب دوره کاملی از طب سنتی ایران را در قالب 1326 بیت شعر عربی در بحر رجز سروده است. شعر تعلیمی یکی از قالبهای شعر است که تأمین اهداف آموزشی و انتقال مفاهیم علمی بر جنبههای ادبی و شعری اولویت دارد. شعر ابن سینا در ارجوزهی طبی ساده و روان بوده و مباحث علم طب بهصورت اجمالی و با پرهیز از توضیحات مفصل ارائه گردیده است. در این ارجوزه طب نظری و طب عملی در دو بخش جداگانه شرح داده شده است.
وجود ترجمههای ارجوزه به زبان فرانسوی و انگلیسی حاکی از ارزش فراوان این اثر در نزد اروپاییان به عنوان خلاصهی کاملی از طب آن دوران است ولی ترجمهی فارسی از این اثر نفیس موجود نمیباشد. مرکز تحقیقات طب سنتی و تاریخ طب دانشگاه علوم پزشکی شیراز برنامهی ترجمهی منظوم ارجوزهی طبی را با هدف معرفی این کتاب ارزشمند که نشانگر الگوی آموزشی دانشمندان طب سنتی ایران در بهکارگیری شعر تعلیمی است آغاز نموده است. این نوشتار بر آن است تا با مقدمهای در بررسی جایگاه ابن سینا در طب سنتی نوین به معرفی ویژگیهای ارجوزهی طبی ابنسینا بپردازد.
فرزانه زارعی، محمدصالح واحدی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
محتوای تدریس آن چیزی است که فقط مدرس و دانشجو شاهد حقیقی آن هستند و در محضر عظیم خداوند قادر و متعال به بحث پیرامون سرفصلهای مصوب پرداخته خواهد شد. در بررسی مطالب تدریس شده در کلاسهای درس به لحاظ اینکه حضور یک مشاهدهگر ثالث میتواند عامل مداخله گر مخربی باشد معمولا منطقی جلوه نمیکند. بنابراین، موضوع رعایت اخلاق حرفهای در بعد پوشش تمامی سرفصلهای مصوب و مرتبط بودن تمامی مطالب مطرح شده در کلاسهای درس با این سرفصلها در حیطهی آموزش پزشکی بسیارمهم بهنظر میرسد.
به منظور بررسی اعتبار محتوایی، آزمونهای نیم سال دوم تحصیلی 90 – 89 در دانشکدهی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع 104 آزمون برگزارشده، 51 آزمون دانشکده به فرمت MCQ بود. 10 درصد آزمونهای فرمت MCQ بهصورت کاملاً تصادفی (آزمونهای ساعت 10 روزهای شنبه و دوشنبه ایام امتحانات) انتخاب شد. هر مجموعه سؤال به همراه اهداف آموزشی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی بهصورت کاملا محرمانه (و کد گذاری شده ) در اختیار اساتید صاحبهنظر و متخصص در آن زمینه قرار داده شد و خواسته شد مشخص کنند که هر سؤال به کدام هدف مربوط میشود و کدامیک از حیطههای شناختی و نگرشی و عملکردی را پوشش میدهند.
از مجموع 50 سرفصل بررسی شده 36 درصد سرفصلها اصلا مورد توجه قرار نگرفته بود و هیج سؤالی را به خود اختصاص نداده بودند. میانگین کل تطابق سؤالات با سرفصلها 5/68 درصد بود. کمترین تطابق 25 درصد و بیشترین 100 درصد بود. از نظر تحلیل گران آزمون، سؤالات هدفهای دانش و فهم را در حیطهی شناختی بیشتر مورد بررسی قرار دادهاند و کمتر به حیطهی نگرشی و عملکردی پرداخته شده بود.
محققان معتقدند همانطور که آزمون وسیله یا روش نظاممندی است برای اندازه گیری نمونهای از رفتار دانشجویان، میتواند به همان اندازهی ابزاری باشد برای ارزیابی مدرس. گاهی بعضی از ویژگیهای ظاهراً غیرقابل اندازهگیری را میتوان از طرق غیرمستقیم مورد سنجش قرار داد. اهتمام مدرس برای پوشش کلیهی سرفصلهای مرتبط و مصوب و ارزیابی کلیهی این سرفصلها و اهداف در پایان ترم نکتهی اخلاقی و بسیار حائز اهمیتی است.
رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیر فرهنگ میر اسماعیلی، ایرج صالحی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
موضوعات اخلاق در آموزش، امروزه، بهطور محسوس در عرصههای آموزش نظری و عملی برای اساتید مطرح است. اساتید در زمینهی نحوهی تعامل صحیح با دانشجویان در هنگام بروز یک رویداد اخلاقی آموزش کافی نمیبینند و هر یک بنا بر تجربیات شخصی سعی در حل مشکل دارند. این شیوه در بسیاری از موارد موفقیتآمیز نبوده و سبب بروز برخوردهای لفظی و غیر لفظی بین استاد و دانشجو میشود و گاه اثرات غیر قابل جبرانی برای هر دو گروه بهدنبال دارد. هدف این مقاله ارائهی تجربیاتی است که طی چندین سال توسط مؤلفین آزموده شده است. این رویکرد تحلیلی مبتنی بر حل رویداد برای موضوعات اخلاق بهصورت «رویدادمحور» در آموزش است. در این شیوه «موضوع اخلاقی» پیشآمده، پس از کسب اطلاعات مورد نیاز توسط مدرس بهصورت سیستماتیک از دیدگاههای مختلف اعتقادی، فرهنگی، کدهای اخلاق در آموزش و مقررات دانشگاهی بهطور مستند تحلیل میشود و در نهایت روش حل معضل اخلاقی متناسب با آنها انتخاب میشود. یک کمیتهی اخلاق در آموزش نیز باید در دانشگاه موجود باشد که در صورت نیاز به اساتید در این موارد کمک کند. برای کسب مهارت در این شیوه، اساتید بهصورت کارگاهی آموزش میبینند تا برای نحوهی تعامل با موضوعات اخلاقی آماده شوند.این شیوه میتواند در افزایش دانش، نگرش و مهارت اساتید برای کلاسداری و تعامل مؤثر با داشجویان مفید واقع شود. نتایج چند دوره برگزاری کارگاهها و نشستهای تخصصی با موضوع اخلاق و آداب معلمی در دانشگاه علوم پزشکی همدان از سال 1387 تا 1390 حاکی از تأکید شرکتکنندگان از ضرورت برنامه (92-82 درصد) و موفقیت اجرای آموزش این شیوهی مهارتی (95-74 درصد) است. ارائه و توسعهی این رویکرد میتواند به ارتقاء مهارت اساتید در تعامل صحیح با دانشجویان بینجامد و در نگاه بالاتر باعث بهبود سطح اخلاق در آموزش دانشگاهی شود.
سید مهدی صالحی، فاطمه فرامرزی رزینی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
در فقه شیعه در باب مسؤولیت پزشک با عنوان «ضمان طبیب» دو نظریهی عمده مطرح است. اکثر فقها (مشهور) پزشک حاذق و ماهر را اگر چه مرتکب تقصیری نشده باشد، ضامن میدانند؛ در مقابل، اقلیت فقها (غیرمشهور) وی را ضامن نمیدانند که عمدهی دلیل آنها اصل برائت است. قانون مجازات اسلامی نیز به پیروی از نظر مشهور، مسؤولیت مطلق را پذیرفته است. این در حالی است که اصل برائت بهعلت دارا بودن مبانی دینی، اخلاقی و انطباق با سرشت انسانها بهعنوان یکی از اصول اساسی و بنیادین حقوق جزا پذیرفته شده و بهدلیل عنایت خاصی که دین مبین اسلام به آن مبذول داشته، در قانون اساسی کشور ما همچون قوانین اساسی و عادی دیگر ملل متمدن دنیا گنجانده شده است. همچنین، امروزه، با ابداع روشهای جدید درمانی و تخصصیشدن اعمال پزشکان برای جزء جزء بیماریهای مرتبط با جسم و روان افراد، ضمن حساستر شدن اعمال پزشکی، حوادث پزشکی نیز به تبع آن افزایش یافته و مفهوم تقصیر پزشکی جنبهی خاص به خود گرفته است که تأمل بر اصل برائت را ضروریتر میکند. از این رو، پژوهش حاضر برآن است با تکیه بر اندیشههای اندیشمندان حقوقی و تألیفات فقها و اصول و قواعد فقهی، اصل طلایی برائت را در مورد پزشکان که مظهر شفابخشی خدا هستند، بیش از پیش مورد توجه قرار دهد.
فاطمه کشمیری، امیرعلی سهراب پور، شروین فرهمند، کامران سلطانی عربشاهی، فرهاد شاهی، نرگس صالح، ماندانا شیرازی،
دوره 6، شماره 4 - ( مهر ماه 1392 )
چکیده
در مسیر درمان یکپارچه و مبتنی بر همکاری، یکی از دغدغههای اصلی در ارائهی مراقبت سلامت، رعایت ارزشها و اصول اخلاقی در همکاریهای بینحرفهای است. لذا در این مطالعه تلاش شده است چارچوب توانمندیهای اخلاق بینحرفهای تدوین و در ایران بومیسازی شود. پژوهش حاضر مطالعهی کیفی است که با استفاده از تکنیک دلفی در دوفاز انجام شد. در فاز اول مطالعه با استفاده از بررسی متون چارچوب اولیهی توانمندیهای اساسی اصول اخلاقی و ارزشهای بینحرفهای تدوین شد و در فاز دوم به منظور روانسنجی و بومیسازی در بافت فرهنگی ایران دو راند دلفی با شرکت 15 تن اعضای هیأت علمی و کارشناسان دانشگاه علوم پزشکی تهران در حرفههای مختلف علوم پزشکی انجام شد و سپس شاخصهای روایی محتوایی (CVR,CVI) بررسی و در نهایت چارچوب توانمندیهای اخلاق بینحرفهای بومیسازی شده در ایران تدوین شد. در مطالعهی حاضر چارچوب اخلاق بینحرفهای با 12 توانمندی در سه بخش اساسی ارزشهای بیمارمحور، توانمندیهای اخلاقی بینحرفهای و ارزشهای تیممحور در ایران تدوین و بومیسازی شد. در راستای هدف کاربردی مطالعه و بهکارگیری توانمندیها در کوریکولومهای رشتههای مختلف علوم پزشکی، میانگین میزان اهمیت چارچوب توانمندی اخلاق بینحرفهای بررسی شد و با کسب میانگین بالای 5/4 از 5 در همهی ابعاد شامل ارزشهای بیمارمحور (9/4)، توانمندیهای اخلاقی بینحرفهای (6/4) و ارزشهای تیممحور (5/4) بر کاربرد و اهمیت آنان در برنامههای آموزشی تأکید شد. در مجموع، روانسنجی و بومیسازی چارچوب اخلاق بینحرفهای در ایران تأیید شد. بنابراین، چارچوب مذکور ابزاری کاربردی جهت تدوین برنامههای آموزشی و ارزشیابی توانمندیهای اخلاق بینحرفهای در ایران محسوب میشود.
نازآفرین قاسم زاده، فاطمه فرامرزی رزینی، سلمان علی پور قوشچی، سید مهدی صالحی،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
مقررات تازه تقنین شدهی قانون مجازات، با سلب ضمان مطلق از پزشک ماهر و تعدیل کردن آن ضمان بر مبنای تقصیر، قواعد مطلوبی را به ارمغان آوردهاست. در این قانون با رویکردی جدید ضمن دادن آزادی عمل بیشتر به پزشک به حمایت از وی برخاسته است که این امر هم با موازین اخلاقی انطباق دارد و هم اصول و قواعد فقهی بر آن صحه میگذارند. در این جستار برآنیم تا ضمن بیان سیر قوانین موضوعه در ایران که در باب مسؤولیت پزشکی مطرح شده به تحلیل مواد قانونی موجود در این باب در قانون مجازات اسلامی 1392 بپردازیم. ابهامهایی در بطن برخی مواد این قانون وجود دارد از جمله تعارضی که بین مادهی 492 و تبصرهی یک مادهی 496 به چشم میخورد که باید آن را تعدیل کرد و وجه تعدیل نیز آن است که در حالت اجتماع سبب و مباشر (پزشک و پرستار) که پزشک دستور صادر کرده و پرستار عمل میکند شایسته نیست پزشک را نادیده انگاشت.
سید عبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامی نیا، احمد فیاض بخش،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
بسیاری از دانشمندانی که دربارهی کرامت انسانی کار میکنند، کرامت انسانی را ذاتی و برآمده از نهاد مردم میدانند. همچنین، همگان بر این باورند که کرامت انسانی دارای هستی بیرونی، جدا از هستی مردم نیست. بر این پایه، ناگزیریم کرامت را اعتباری و پیمانی یا انتزاعی و برگرفته بدانیم. دریافت شهودی و پایدار کرامت، هرچند که از سوی همه پذیرفته نیست، دست کم نگاه باورداران را از اعتباری بودن کرامت دور کرده است. بیشتر گمان میشود که کرامت پیمانی، نپذیرفتن کرامت ذاتی است؛ در حالی که این برداشت، نادرست و برآمده از لغزش اندیشه و نبود ریزبینی در شناخت است. نگارنده در تلاش است تا نخست اعتبار یا انتزاع بودن کرامت را بررسی کند و با نگاه به ارزشی بودن مفهوم کرامت و دلالت آن بر باید و نبایدهای اخلاقی و استناد بر نشدنی بودن انتزاع چنین موضوعات از اعیان خارجی، رای بر اعتباری بودن مفهوم کرامت بدهد. نویسنده با نگاه به ضرورت بودن اعتبارگری برای هر اعتبار، به جستوجوی پیمانگزار یا منشأ اعتبار کرامت میپردازد. آنگاه اعتبارات ارزشی درونزاد را بیارزش و نامعتبر دانسته، هستومندان بیرونی نااندیش یا کهترینه را نیز بی صلاحیت و ناتوان از پیمانگزاری کرامت و مهتری میشمارد. در پاسخ به چگونگی پایداری و دریافت ذاتی کرامت اعتباری نیز، نیاز به پایداری پیمانگزار را به میان میکشد. در پایان نیز آن هستی پایدار اندیشمند مهتر از مردمِ و به مردم مهتری بخش را خداوند دانسته، دریافت شهودی کرامت اعتباری را نیز برآمده از پیوند آفرینشی و همسویی و همپیمانی نهاد مردم با او میداند.
سید عبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامی نیا، احمد فیاض بخش،
دوره 7، شماره 6 - ( اسفند ماه 1393 )
چکیده
از فرازهایی که در جستار کرامت انسانی باید پرداخته شود، ملاک یا سنجهی آن است. سخن آن است که چه چیز انسان را سزاوار چنین گرامیداشتی کرده است؟ مردم چه ویژگی دارد که دیگر جانوران ندارند و از این رو گرامیتر از آنان است؟ اگرچه دانش زیستشناسی نیز بر جدایی گونهها تلاش میکند و از این نگاه در پژوهشهای انسانی نیز شایان نگریستن است، در پژوهشهای کرامت در جستوجوی آندسته از جداییها هستیم که دگرگونی چیستاری با دیگر جانداران بسازد و بتواند پایهای برای پیوند کرامت شود. در این راه، دگریهای ریختشناسی، تودهای و ساختار ژنتیکی نمیتواند دارای چنین ویژگی باشد و رفتارها نیز بازگشت به اندیشهی مردم دارد. این جستوجو دانشمندان را به شناسهی انسان بر پایهی خرد رسانید. نگاه نویسندگان بر آن است که خرد نیز نمیتواند پایهی کرامت باشد. اندازهای از هوش و خرد در دیگر جانداران و دستگاهها هست و نمیتواند سازندهی جدایی چیستاری شود. همچنین، خرد میتواند در جایگاه ابزاری برای بهتر زیستن، همانند دیگر تواناییها شمرده شود. در نگاه نویسندگان، توان گزینش یا اختیار، ویژگی جداگر مردم از دیگر جانوران است که رفتارهای آنها تنها بر پایهی ساختار آفرینشی یا نیاز برپا میشود. این گزینش چون به برگزیدن آزادانهی چیزهایی میانجامد که خوب و بد، زشت و زیبا و مفاهیم ارزشی از آنها بر میآید، میتوانند به مردم نسبت ارزشی هماهنگ با خود را بپیوندند. از این رو، گزینش، زمینهی کرامت را آفریده و گونهی گزینش، ارزش هماهنگ با خود را به گزیننده خواهد بخشید.
بهزاد فروتن، موسی ابوالحسنی، سجاد صالحی پور، عدنان کریمی، فریبا دهقانی زاده، نسترن رضوانی، محمد سلطانی بلداجی،
دوره 8، شماره 4 - ( آبان ماه 1394 )
چکیده
اﺧﻼق در ﻫﻤﻪی ﻣﺸﺎﻏﻞ ﺿﺮوری اﺳﺖ اﻣﺎ در ﺣﺮﻓﻪی ﭘﺮﺳﺘﺎری ﺿﺮورت ﺑﻴشتری دارد، چراکه رﻓﺘﺎر ﻣﻌﻨﻮی و ﺗﻮأم ﺑﺎ ﻣﺴﺆوﻟﻴﺖ ﭘﺮﺳﺘﺎران ﺑﺎ ﺑﻴﻤﺎران ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮی در ﺑﻬﺒﻮد و ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺳﻼﻣﺘﻲ آﻧﺎن دارد؛ بنابراین، ﺣﺮﻓﻪی ﭘﺮﺳﺘﺎری ﭘﺎﻳﻪی اﺧﻼقی دارد و رﻋﺎﻳﺖ اﺧﻼق حرفهای در ﻋﻤﻠﻜﺮدﻫﺎی ﭘﺮﺳﺘﺎری از ﺳﺎﻳﺮ ﻣﻮارد ﻣﺮاﻗﺒﺖ حساستر و مهمتر است. مطالعهی حاضر با هدف ﺗﻌﻴﻴﻦ دیدگاه بیماران دربارهی میزان رعایت معیارهای اخلاق حرفهای در عملکرد پرستاری در بیمارستان امام حسین (ع) شاهرود در سال 1394 مورد بررسی ﻗﺮار گرفت.
این پژوهش مطالعهای توصیفی تحلیلی است که در آن 575 بیمار بخشهای مختلف بیمارستان امام حسین (ع) شاهرود مشارکت داشتند. اﺑﺰار جمعآوری اﻃﻼﻋﺎت، ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪی 22 سؤالی ﻣﺤﻘﻖﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد ﻛﻪ رﻋﺎﻳﺖ اخلاق حرفهای عملکرد پرستاران را در ﺳﻪ ﺑﻌﺪ مسؤولیتپذیری، ارﺗﻘﺎء ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺮاﻗﺒﺖ و اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎر ﺑﺮرﺳﻲ کرد. با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 20 تجزیه و تحلیل نتایج انجام گرفت.
نتایج نشان داد که میانگین سنی نمونهها (03/19±) 32/51 بود، همچنین، 299 نفر (52 درصد) شرکتکنندگان مذکر و میانگین مجموع امتیازات اخلاق حرفهای (74/2±)38/18 بهدست آمد. همچنین، ﺑﻴﻦ ﺳﻦ و رﻋﺎﻳﺖ اخلاق حرفهای ﻧﻴﺰ رابطهی آماری معنیدار بود (P=0.006).
بر اساس دیدگاه بیماران میزان رعایت اخلاق حرفهای توسط پرستاران نسبتاً مطلوب و مطلوب ارزیابی شد. ﻟﺬا پیشنهاد میشود ﺑﺮﻧﺎﻣﻪریزان آﻣﻮزش ﭘﺮﺳﺘﺎری ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از شیوههای آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﺘﻨﻮع و اﺳﺘﻔﺎده از اﺳﺎتید اخلاق ﭘﺮﺳﺘﺎری یادگیری اﺻﻮل اﺧﻼﻗﯽ در ﺣﺮﻓﻪی ﭘﺮﺳﺘﺎری را ﻣﺎﻧﺪﮔﺎرﺗﺮ کنند.
منصوره اشقلی فراهانی، تهمینه صالحی، زهرا عرب عامری، فاطمه حاجی بابایی، آغا فاطمه حسینی، فاطمه غفاری،
دوره 9، شماره 4 - ( آبان ماه 1395 )
چکیده
همدلی، شرطی ضروری برای مراقبت پرستاری موثر است. یک رابطه همدلانه بین پرستار و بیمار به نتایج مثبت درمانی منتهی می¬شود و در محیط¬های آموزشی و درمانی موجب افزایش سازگاری دانشجویان پرستاری شده و حساسیت اخلاقی آنان را تحت تاثیر قرار می¬دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین همدلی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با مشخصات دموگرافیک آن¬ها در سال 1393-1392 انجام شد. مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی بود که در آن به روش تصادفی طبقهای، 320 دانشجوی سال اول تا چهارم مقطع کارشناسی پرستاری شرکت کردند. داده¬ها با استفاده از پرسشنامه همدلی جفرسون ویژه دانشجویان پرستاری جمع-آوری شدند و سپس با استفاده از نرم¬افزار SPSS نسخه 18، آزمون¬های آماری تی¬تست مستقل، آنالیز واریانس یک¬طرفه و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. میانگین نمره همدلی دانشجویان 11±103 بود و با افزایش سال تحصیلی، نمره همدلی نیز افزایش یافت. ارتباط معنی¬دار آماری بین جنس و همدلی وجود داشت و دانشجویانی که دوره ارتباط موثر را نگذرانده بودند، نمره همدلی بیشتری کسب کردند. به علاوه، با افزایش سن، نمره همدلی افزایش یافت و دانشجویان مجرد و شاغل، نمره همدلی بالاتری نسبت به دانشجویان متاهل و غیر شاغل به دست آوردند. ارتباط معنی¬داری بین نمره همدلی با علاقه مندی به رشته پرستاری، محل سکونت و معدل دانشجویان به دست نیامد. از آن جایی که ضعف ارتباطات بین فردی و پایین بودن احساس همدلی از موانع حساسیت اخلاقی است، تقویت همدلی از طریق آموزش می تواند به ارتقای اخلاق حرفه ای در دانشجویان پرستاری منجر شود. با توجه به ارتباط همدلی با سنوات تحصیلی دانشجویان در مطالعه حاضر، پیشنهاد می شود دانشکده ها از ترم های اول، دانشجویان را با اهمیت همدلی و چگونگی به کارگیری این مهارت در مراقبت از مددجویان آشنا سازند. همچنین در آموزش دانشجویان مذکر، به تقویت همدلی آنان با مددجویان توجه بیشتری صورت پذیرد.
فاطمه فرامرزی رزینی، سید مهدی صالحی، سید مهدی قریشی، امیر حمزه سالارزائی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 9، شماره 4 - ( آبان ماه 1395 )
چکیده
باروری و فرزندآوری به عنوان یکی از نیازهای جوهری خلقت، با توسعه جوامع انسانی دائماً در فراز و نشیب بوده است. پیشرفت های دانش پزشکی در روشهای نوین باروری، دگرگونیهایی را در آن پدیدار نمود. بارداری با دخالت شخص ثالث که بحثی بسیار جدی، پر تلاطم و چالش برانگیز به شمار میرود، از جمله این دگرگونیها است. با عنایت به روند سریع استفاده از این تکنولوژی در کشور، مبهم ماندن جوانب و پیامدهای مترتب بر آن به ویژه برای کودکان حاصل از این روش ها، تنقیح مناسبی را میطلبد. بدین منظور، پژوش حاضر با هدف بررسی هویت و حقوق کودکان حاصله از روش های کمک باروری با بهرهگیری از استفتائات فقهای عظام معاصر در گستره قانون، قابل واکاوی است. در این مطالعه ابتدا با استفاده از کلید واژههایی مانند نسب، ولایت، اهدای جنین و ناباروی در منابع معتبر فقهی و حقوقی و سایت های معتبر، مطالب مرتبط استخراج شد و سپس در بخش میدانی با روش کیفی، نظرات مکتوب برخی مراجع عظام تقلید معاصر شیعه در خصوص هویت کودکان آزمایشگاهی با دخالت شخص سوم استفتاء گردید. نتایج این پژوهش ترکیبی در دو بخش نظری و میدانی نمایان ساخت که دیدگاه فقهای عظام معاصر با دیدگاه مقنن در قانون اهدای جنین تناسب ندارد، زیرا فقها همچنان بر نظر فقه سنتی ابرام دارند و صاحبان نطفه و تخمک را به عنوان والدین طفل قلمداد میکنند که این امر با تکالیفی که در متون قانونی برای زوجین اهدا گیرنده گنجانده شده است، همسو نمی باشد. به این بیان که فقها طفل حاصل از اهدای جنین را به اهدا گیرندگان ملحق نمیدانند، در حالی که از فحوای خطاب مقنن به ویژه با توجه به وظایفی که قانون اهدای جنین به زوجین نابارور بر دوش آن ها نهاده، پذیرش ضمنی اهدا گیرندگان به عنوان والدین طفل استنباط میشود. این امر طفل را دچار بحران هویت نموده وانگهی، در مواردی او را از حقوق شهروندی محروم میسازد. در نتیجه با عنایت به اینکه قوانین جاری و ساری کشور با نظرات فقهای عظام معاصر تعارض دارد، در راستای مرتفع نمودن آن و جلوگیری از تشتت آراء، حکم به پذیرش اهدا گیرندگان به عنوان والدین حکمی طفل، راهگشا خواهد بود.
شیلان قادری، مهران صادقی، فایق یوسفی، محمد صالح واحدی، نادر کرمی، آرام کریمیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
یکی از روشهای اصلی افزایش ایمنی بیمار، استفاده از سیستم گزارشدهی و فراهمکردن امکانات برای آنالیز خطاها و پیشگیری از بروز آنهاست. این مطالعه با هدف تعیین نگرش مدیران پرستاری بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کردستان نسبت به نظام داوطلبانهی گزارشدهی خطاهای پزشکی در سال 1394 انجام شد. روش تحقیق در این مطالعه توصیفیمقطعی است. نمونهی پژوهش، همهی مدیران پرستاری بیمارستانهای استان کردستان بود که با روش تمام سرشماری وارد مطالعه شدند. دادهها از طریق پرسشنامهی روا و پایاشدهی نگرش نسبت به نظام داوطلبانهی گزارشدهی خطای پزشکی، جمعآوری شد. دادهها با نرمافزار spss نسخهی 20 با استفاده از آزمون آماری کای دو، آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد 9/87 درصد (۸۰ نفر) از مدیران با گزارش خطا در محل فعالیت خود مواجه شده بودند. 1/68 درصد (62 نفر) از مدیران نسبت به نظام داوطلبانهی خطاهای پزشکی نگرش مثبت، 5/16 درصد (۱۵ نفر) نگرش منفی و 38/15 درصد (14نفر) ممتنع بودند. با توجه به نتایج پژوهش مبنی بر اینکه 1/68 درصد از مدیران نسبت به گزارش داوطلبانهی خطای پزشکی نگرش مثبت دارند، میتوان با انجام دادن اقدامات لازم، بستر مناسب را برای راهاندازی نظام داوطلبانهی خطاهای پزشکی در مراکز درمانی فراهم کرد.
سید محسن سادات اخوی، حمیدرضا صالحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اعتماد طرفینِ یک رابطهی اجتماعی به یکدیگر، شاهکلید تنظیم آن رابطه از منظر اخلاق و حقوق است. اعتماد بیمار به پزشک در یک بازهی زمانی طولانی و فرایند چندجانبه به دست میآید. در اولین نصوص قانونی، از پزشک، جلب احترام و اعتماد جامعه نسبت به خود و همکارانش مطالبه و در مرحلهی بعد، تعهدات حقوقی پزشک ذیل آن تبیین شده است. اگرچه در اصلاحات بعدی، این تعهدات با تغییراتی باقی ماند، هیچگاه ذیل ارزشی به نام «احترام و اعتماد» تکرار نشد. در واقع، بهجای تکلیف پزشک به رعایت مناسک و تهدید به اعمال ضمانتاجراهای نقض آن، مقنن ابتدا اهمیت این مفاهیم را بیان کرده، سپس با ذکر جزئیاتی تمثیلی، ضمانتاجرای نقض آن را بیان کرده بود که از آن به مجازات انتظامی تعبیر میشد. قوانین مربوطه نهتنها به تعهدات فنی پزشک در درمان تصریح دارند و پزشک را به رعایت شئون حرفهای فرامیخوانند، بلکه رعایتنکردن این تعهدات را تخلف حرفهای محسوب کرده و حسبمورد موجب مسئولیت کیفری، مدنی یا انتظامی میدانند. به نظر میرسد «احترام» و «اعتماد» جامعه به پزشکان، سرمایهی گرانقدرِ اجتماعی آنها از یکسو و تضمینکنندهی اثربخشی درمان، بهواسطهی مشارکت آگاهانهی بیمار از سوی دیگر است. این مهم، در گرو اهتمام پزشک به رعایت حریم بیمار از یک سو و انجام تعهدات فنی و حرفهای خود از سوی دیگر است. این نوشتار، به این ارتباط ناگسستنی و لزوم تحلیل تعهدات حقوقی، ذیل ارزشهای برتر اخلاقی تأکید دارد.
سیدعبدالصالح جعفری، سیدابوالحسن نواب، باقر طالبی دارابی، بهین آرامینیا،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
در قرآن کریم، به کرامت آدمی تصریح شده است؛ اما در دو آیه، به دو مفهوم خلافت و امانت دربارهی انسان و در سنجش با دیگر آفریدگان پرداخته شده که از آیات دشوار و پوشیده در تفسیر شمرده میشوند. «گزینش نیک» از بد یا همان معنای «اختیار» بهعنوان بنیاد و ملاک کرامت انسان، میتواند تفسیری آسان و شفاف از این آیات ارائه دهد. آیهی «امانت»، انسان را بر خلاف آفریدگان دیگر، پذیرای امانتی میشمارد که از «ظلوم» و «جهول»بودن اوست و مفسران، هم، در معنای این دو صفت و هم، در نسبت آن با پذیرش امانت، اختلاف کردهاند. اگر این امانت ویژه، همان ویژگی انسانی «اختیار» باشد، میتواند در کنار دو ویژگی عدل و علم، دو ویژگی ظلم و جهل را نیز، برای انسان رقم زند. وزن «فعول» برای رساندن توان یک ویژگی است، نه فعلیت آن و اینجا، به معنی «توانا به ستم یا توانا به نادانی» است، در کنار «عدول» و «علوم». پس التزام همه انسان ها به ستم و نادانی نیست. در آیهی «خلافت» نیز، فرشتگان به خدا میگویند جانشینی آدم، به «پستی» و «خونریزی» خواهد انجامید و خداوند نفی نکرده است؛ اما به دانشی بالاتر ارجاع میدهد. اگر وجه خلافت نیز، همان ویژگی انسانی نیکگزینی و ملزوم علم و عدل باشد، فرشتگان، بهدرستی، وجه مقارن آن را که جهل و ظلم و پستی و خونریزی است، دیده و ارزش اصل اختیار را که نیکگزینی آزادانه در برابر نیکی جبری خودشان است، درنیافتهاند؛ آنچه خلافت و تخلق و مَثَل خدا و عبودیت آزاد با کنه ربوبیت است.
تهمینه صالحی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
به موضوع اخلاق در سیاستگذاری و مدیریت نظام سلامت، آنچنانکه به سایر ابعاد آن همانند اخلاق بالینی، اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی توجه شده، پرداخته نشده است. وجود چهارچوبهای اخلاقی در تخصیص منابع، برای دستیابی به عالیترین منفعت، ارتقاء عدالت در سلامت و حل تعارضها بین نیاز بخشهای متفاوت جامعه، الزامی است و بیتوجهی به آن، تنگناها و چالشهای جدی را برای نظام سلامت ایجاد میکند. نگاهی به عملکرد حوزههای مختلف نظام سلامت، در زمینهی سیاستگذاری و تصمیمسازیهای کلان، نشانگر بیتوجهی به تفکر اخلاقگرایانهی نظاممند است. شاید بتوان گفت، مهمترین تنگنا و چالش اخلاقی در فرایند سیاستگذاری نظام سلامت، تعارض منافع و اشتغال کارگزار نظام سلامت، بهصورت همزمان در حوزهی خصوصی و دولتی است که به اتخاذ سیاستهایی منجر میگردد که نمیتوان از آنها انتظار ارائهی اخلاقی خدمات داشت. ارائهی خدمات مازاد بر نیاز، ارائهی خدمات غیراستاندارد یا کمتر از میزان واقعی و کاهش کیفیت ارائهی خدمت از عوارض جدی این مسأله است. مشکلات اقتصادی کشور و افزایش مداوم هزینههای بخش درمان، تنگنای دیگری با عنوان سهم پایین سلامت از تولید ناخالص داخلی را موجب شده که بر دسترسی عادلانه به مراقبتهای بهداشتی اثر گذاشته و به بیعدالتی در توزیع منابع و امکانات در کشور و حرکت منابع محدود به سوی نیاز گروههای خاص منجر شده است. مصداق اصلی افزایش مداوم هزینههای بخش درمان، بیتوجهی به یکی از موفقیتهای نظام سلامت کشور، یعنی ساختار نظام شبکه و از سوی دیگر ایجاد و توسعهی مراکز درمانی تخصصی و رویکرد تخصصمحوری بهجای رویکرد جامعنگر است، نظیر ساخت بیمارستانهای متعدد در شهرهای مختلف کشور. یکی دیگر از بنیادیترین تعارضهای این حوزه، تعیینکردن این موضوع است که نظام سلامت از جنس تصدیگری است یا حاکمیتی؛ انتخاب هرکدام از این دو، تأثیراتی مهم بر اتخاذ سیاستهای سلامت خواهد داشت. محدودکردن سلامت به اعمال حاکمیتی ممکن است به ایجاد چالشهای اخلاقی در آن منتهی گردد و قرارگرفتن صِرف، ذیل قانون عمومی و وظایف تصدیگری نیز خالی از مشکل نیست. مشکل دیگر اینکه، سیاستگذار همزمان هم ارائهکننده و هم خریدار خدمت است. تداوم این وضعیت، تضاد منافع و تقاضای القایی را تشویق کرده و افزایش میدهد. تغییر رویکرد و بازگشت به نگاه اخلاقی در حوزهی سیاستگذاری نظام سلامت و استفاده از تفکر نظاممند و جامع، رعایت ملاحظات اخلاقی در سیاستگذاری و مدیریت نظام سلامت و توجه به ویژگیهای خاص بازار سلامت میتواند در ارتقاء نظام سلامت و ازبینبردن تنگناها و مشکلات اثرگذار باشد. حاصل اتخاذ این رویکرد، بازگشت سیاستها به سمت نظام سلامت مبتنی بر شبکه، تربیت نیروهای توانمند برای سطح اول خدمات بهداشتیدرمانی، اصلاح و تقویت نظام ارجاع، ایجاد شرایط ماندگاری بیشتر برای نیروهای صف، کاهش تعارض منافع و سوءاستفادههای مختلف از رانتهای تجهیزات پزشکی و داروهای گرانقیمت و ارتقاء جایگاه ارزشمند آموزش در نظام سلامت خواهد بود.
معصومه صالحی، بهزاد ایمنی، شیردل زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
تنوع محیطهای کار و قوانین و جو حاکم بر آنها، بهشکلی منحصربهفرد بر هوش اخلاقی افراد اثر میگذارد؛ ازاینرو، با توجه به اهمیت ارتباط پرستاران اتاق عمل با امر مراقبت از بیمار و اهمیت هوش اخلاقی در ارتقاء کیفیت این خدمات، مطالعهی حاضر با هدف تبیین تجارب پرستاران اتاق عمل از هوش اخلاقی در دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. این مطالعه، بهصورت یک پدیدارشناسی هرمنوتیک در بیمارستانهای تحتنظر دانشگاه علوم پزشکی (همدان) ایران از اردیبهشت تا مهر۱۴۰۳ انجام شد. دوازده پرستار اتاق عمل، بهطور هدفمند وارد مطالعه شدند. دادهها به روش مصاحبهی عمیق و نیمهساختاریافته جمعآوری و به روش ون منن آنالیز شد و برای اعتبار و پایایی مطالعه از چهار معیار قابلیت اعتبار، قابلیت ثبات، تأییدپذیری و قابلیت انتقالپذیری استفاده شد. با بررسی تجارب پرستاران اتاق عمل، سه مضمون اصلی در ارتباط با هوش اخلاقی شناسایی شد. مضامین عبارتاند از: حساسیت اخلاقی (هدایت درونی، شناخت ماهیت صحیح و غلط اقدامات، داشتن تعهد کاری)، توانایی تصمیمگیری صحیح (توانایی قضاوت صحیح، شجاعت اخلاقی) و رفتار اخلاقی در جهت منافع بیمار (انجامدادن مراقبت اخلاقی، حفظ کرامت بیمار، توانایی انجامدادن کار تیمی). پرستاران اتاق عمل با هوش اخلاقی بیشتر، با شناخت ماهیت صحیح و غلط اقدامات و هدایتشدن با آرمانهای درونی و تعهد حرفهای، به انجامدادن کارهای درست حساس شده و با قضاوت صحیح، هنگام بروز چالش و دفاع شجاعانه از آن، به تصمیمگیری صحیح اقدام میکنند و با انجامدادن مراقبت اخلاقی، کار تیمی و با حفاظت از کرامت انسانی، رفتار اخلاقی را در جهت منافع بیمار در پیش میگیرند.
رضا صالحی نیا، مرضیه نصیری سنگری، حسین عباسیان، سجاد صالحیان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
هوش مصنوعی، یکی از پیشرفتهای بزرگ بشری است که با توسعهی فناوریهای هوش مصنوعی در زمینهی سلامت، تأثیرات مثبت آن بر ارتقاء شاخصهای بهداشتی و درمانی، بهطور چشمگیری افزایش یافته است؛ اما کاربرد آن با چالشهای اخلاقی بسیاری نیز همراه است؛ ازاینرو، هدف از این مطالعه، بررسی ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت است. در این مطالعهی مروری، مقالههای منتشرشده بین فوریه ۲۰۱۹ تا نوامبر۲۰۲۴ بررسی شدند. برای جمعآوری مقالهها، از پایگاههای اطلاعاتی داخلی مانند Magiran, SID و از پایگاههای منابع علمی خارجی نظیر PubMed, web of Science Medlib, Science Direct و موتور جستوجوی Google Scholar استفاده شد. برای جستوجو در منابع فارسی و انگلیسی، از کلمات کلیدی اخلاق، هوش مصنوعی، سلامت، Ethics, Artificial Intelligence, Healt استفاده شد. پس از ارزیابی معیارهای ورود و کیفیت مقالات، نُه پژوهش واجد شرایط، شناخته و به مطالعهی حاضر وارد شدند. نتایج مطالعات پیشین نشان دادهاند، استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت مزایایی چشمگیر همچون: تشخیص دقیقتر بیماریها، پیشبینیهای بالینی مؤثرتر، مدیریت کارآمدتر بیمارستانها، بهینهسازی منابع، بهبود مراقبت از بیماران، بهینهسازی گردش کار بالینی و پیشرفت تحقیقات پزشکی را به همراه داشته است. این فناوری موجب افزایش کارایی و ارتقاء کیفیت خدمات بهداشتی شده است؛ بااینحال، چالشهای اخلاقی مانند حریم خصوصی و امنیت دادهها، سوگیری الگوریتمی، شفافیت، اعتبارسنجی بالینی و مسئولیت حرفهای همچنان وجود دارد. رعایت اصولی چون: شفافیت، انصاف، حفاظت از حریم خصوصی و تضمین دسترسی برابر برای توسعه و استفادهی مسئولانه از هوش مصنوعی ضروری است. در نهایت، ایجاد تعادل میان منافع فناوری و ارزشهای انسانی، مسیر بهرهبرداری پایدار و اخلاقی را از این فناوری هموار خواهد کرد. نتایج حاصل از مطالعات انجامشده نشان میدهد، هوش مصنوعی با ارائهی راهکارهای نوآورانه، تأثیری چشمگیر در بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء خدمات در حوزههای مختلف، بهویژه سلامت، داشته است؛ بااینحال، بهرهگیری بهینه از این فناوری نیازمند توجه جدی به ملاحظات اخلاقی، نظارت دقیق بر فرایندها، و رفع چالشهای موجود است.
شهربانو صالحین،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
همهگیری جهانی، یک اضطرار بهداشت جهانی است که در همهگیری اخیر، بسیاری از مسائل اخلاقی به چالش کشیده شده است. این مطالعه با هدف بررسی چالشها و ملاحظات اخلاق حرفهای مامایی در همهگیری کووید ۱۹ انجام شده است. مطالعهی حاضر، پژوهشی کیفی از نوع تحلیل محتواست. در ابتدا با مروری گسترده بر متون و منابع مرتبط با موضوع، دادههای خام گردآوری شدند. روش نمونهگیری هدفمند بود و مرور متون تا رسیدن به اشباع دادهها ادامه یافت. صحت دادهها، با استفاده از معیارهای لینکلن و گوبا بررسی و دادهها با روش استقرایی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج این مطالعه در چهار درونمایه و هفده طبقهی اصلی جای گرفت: اول: چالشهای اخلاقی در تصمیمگیری مراقبتهای مامایی و مکان زایمان (چالشهای اخلاقی زایمان در منزل، چالشهای اخلاقی زایمان در بیمارستان، رویارویی با چالشهای اخلاقی)، دوم: اصول اخلاق بالینی (منفعت، توزیع عادلانه و انصاف، همبستگی، اعتماد، وظیفهی مراقبت)، سوم: اصول اخلاقی در مدیریت (دغدغه و احترام برابر، بهحداقلرساندن آسیبهای همهگیر، همکاری بینبخشی و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد)، چهارم: حمایت از حقوق ماماها (حمایت روانی از ماماها، ملاحظات جنسیتی در ماماها، آموزش ماماها، سلامت محیط کار، سیاستهای حمایتی ماماها). ماماها در همهگیریها با چالشهای اخلاقی متعددی روبهرو میشوند. تدوین چهارچوبی اخلاقی، برای تصمیمگیری در همهگیریها میتواند به رویارویی با این چالشها کمک کند.