19 نتیجه برای صدیق
ناهید خداکرمی، صدیقه صدیق، سمیه هاشمی، مصطفی حمدیه، ربابه طاهریپناه،
دوره 2، شماره 3 - ( شهریور ماه 1388 )
چکیده
گرچه مطالعات متعددی جوانب مختلف زندگی زوجهای نابارور را نشان دادهاند، اما هنوز حقوق اولیه آنان ناشناخته مانده است. این مقاله بر تجربهی زندگی با ناباروری از بعد حقوقی و اخلاقی متمرکز شده است و هدف آن دسترسی به تجربیات زوجهای نابارور در این زمینه است تا با درک عمیق چالشها و مشکلاتی که زوجهای نابارور با آنها درگیر میباشند بتوان پیشنهاداتی را جهت احقاق حقوق آنان در برنامههای بهداشت باروری ارائه نمود.
این پژوهش مطالعهای است کیفی و بر مبنای پدیدارشناسی به اجرا در آمد که در طی آن با یازده زوج نابارور که جهت درمان به مرکز تحقیقات باروری - ناباروری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مراجعه نموده بودند مصاحبهی شفاهی انجام شد. گفتوگوها با کسب اجازه از افراد ضبط شد و به روی کاغذ آمد و با استفاده از روش Colaizzi، جملات و عبارات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
از تدوین مصاحبههای انجام شده، چهار مضمون و دوازده زیر مضمون استخراج شد. نتایج نشان داد که ناباروری نه تنها بر روابط خانوادگی و اجتماعی زوجها تأثیر قابل توجهی داشته است، بلکه یکی از دغدغههای جدی آنان روشن نبودن حق و حقوق آنان در نظام سلامت کشور و مشخص نبودن سازمانهای حامی آنان، عدم پوشش بیمهای خدمات درمانی ناباروری و نگرانی از واکنش سایر اعضای خانواده و جامعه به مشکل آنها بود. زوجهای نابارور خود را مستحق حمایت بیشتری از جانب خانواده، جامعه و دولت میدانند.
مضمونهای استخراج شده مشخص نمود که ناباروری میتواند کلیهی ابعاد زندگی زوج نابارور را تحت تأثیر قرار دهد و احساس نداشتن حمایت اجتماعی و اقتصادی در پروسهی درمانی آنان را آزرده میسازد.
مهناز سنجری، فاطمه خوشنوا، صدیقه سالمی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
اخلاق یکی از مبانی اصولی در ارزشیابی است و استانداردهای اخلاقی نظیر صداقت، رازداری، سودرسانی و عدم آسیب در ارزشیابی آموزشی دانشجویان علوم پزشکی حائز اهمیت بسیاری است که توجه به این اصول و استانداردهای مورد نظر در آزمونسازی میتواند ملاحظات اخلاقی در این زمینه را برآورده سازد. یکی از وظایف اساتید گروه پزشکی توجه به این ملاحظات در ارزشیابی دانشجویان است. رعایت اصول ارزشیابی عادلانه در کل مراحل آزمون از قبیل طراحی، آمادهسازی دانشجویان، اجرا و گزارشدهی نتایج ضروری است. در دستیابی به اهداف آموزشی هیچگاه توجه به ملاحظات اخلاقی نباید نادیده گرفته شود. لازم است سؤالات برگرفته از اهداف آموزشی بوده و آزمون با توجه به محتوای ارائه شده عادلانه باشد. همچنین، آزمون باید از روایی و پایایی مناسب برخوردار بوده و به خوبی بین گروه بالا و پایین افتراق ایجاد کند. آمادهسازی آزمون شامل ارائهی اطلاعات، مهارتها و نگرشهایی است که به دانشجو کمک میکند حداکثر عملکرد خود را در آزمون نشان دهد. دانشجویان باید مطلع باشند که چه محتوایی آزمون میشود و هر عنوان چه تعداد سؤال دارد و چه سطح شناختی را پوشش میدهد. عدم ارائهی اطلاعات به دانشجویان در مورد محتوای آزمون میتواند از جانب دانشجو به معنای تهدید یا تنبیه بهدلیل عدم توجه در کلاس، اشکال در تکالیف درسی و عدم دستیابی به انتظارات معلم باشد که در این صورت غیر اخلاقی است. در نهایت، اساتید باید دانشجویان را آماده کنند تا نسبت به آزمون نگرش مثبت داشته باشند. احساسات و افکار منفی موجب میشوند دانشجویان از انجام فعالیتهای آماده سازی آزمون پرهیز کنند. یکی دیگر از مسؤولیتهای اخلاقی اساتید فراهم آوردن شرایط مساوی و عادلانه در اجرای آزمون است؛ بهگونهای که تمامی دانشجویان حداکثر میزان و شانس مساوی در ارائهی توانمندیهای خود داشته باشند. همچنین، طول آزمون باید بهصورتی باشد که تمامی دانشجویان امکان پاسخگویی داشته باشند. دانشجویان باید در مورد شرایط آزمون آگاهی کافی داشته باشند. مثلاً مدت زمان آزمون چقدر است، از چه منابعی لازم است استفاده کنند و چه وسیلهی خاصی باید همراه داشته باشند. گرفتن آزمون بدون برنامه و اطلاع قبلی از دانشجویان، میتواند حالت تنبیهی یا تهدیدکننده داشته باشد و غیراخلاقی محسوب میشود. از دیگر ملاحظات اخلاقی آزمون توجه به اثرات منفی نتایج آزمون در دانشجو است. لازم است استاد پس از آزمون بازخورد سریع و دقیق به دانشجو ارائه دهد و اثرات نتایج را در دانشجو بررسی کند. در مواردی که نتایج رضایتبخش نیست استاد و دانشجو با مشارکت یکدیگر فرایند یادگیری را مرور کرده و به برطرف کردن نقاط ضعف میپردازند. در دهههای اخیر رویکرد ویژهای به ملاحظات اخلاقی در ارزشیابی شده است و کدهای آزمون سازی و ارزشیابی عادلانه یکی از اسنادی است که به مفهوم عدالت در ارزشیابی میپردازد. توجه به این ملاحظات موجب ارتقاء کیفیت ارزشیابی، ترغیب دانشجویان و بهبود فرایند آموزش خواهد شد.
امید آسمانی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 6، شماره 6 - ( اسفند ماه 1392 )
چکیده
رازداری یکی از ارکان اجتنابناپذیر تاریخچهی روابط پزشک و بیمار است. درک نادرست از این اصل نهتنها میتواند به قداست حرفهی پزشکی آسیب بزند، بلکه بر کیفیت رابطهی درمانی و در سطحی وسیعتر، بر سلامت عموم جامعه نیز تأثیرگذار باشد. زیربنای این تأثیرگذاری نیز آسیبی است که به حس اطمینان و اعتماد بیماران وارد میشود. مکاتب فلسفی غرب اساساً موافق مطلوبیت اصل رازداری هستند. چنانکه آموزههای اسلام نیز توصیههای عام و بعضاً خاصی در باب اهمیت رازداری و کتمان اسرار از افراد ناشایست دارد. در مجموع، علیرغم اجماعی که در خصوص اهمیت اصل رازداری وجود دارد، برخی اصرار بر آن را در هر شرایطی مجاز نمیدانند. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن معرفی نقش و اهمیت رازداری در حرفهی پزشکی، دلایل مطلقگرایان و نسبیگرایان در باب رازداری مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.مطلقگرایان معتقدند که مطلوبیت ذاتی رازداری در مواردی که اجرای این اصل نتیجهی مطلوبی ندارد تخصیص نمیخورد؛ بلکه اشتباه افراد در انتخاب نکردن اصلی که در آن شرایط نسبت به اصل رازداری اولویت بالاتری داشته است، این تخصیص ظاهری را القاء میکند. بهعلاوه، بسیاری از مطلقگرایان باور دارند که شکستن این اصل در عمل نیز بهدلیل عوارض بلندمدت، مهم و غالباً نهفته و پنهان، مجاز نیست. عدم یا تأخیر در مراجعه به پزشک، پرهیز یا خودداری بیمار از ارائهی اطلاعات ضروری بعضی از مهمترین این عوارض هستند. در کل، با عنایت به تأیید شواهد تجربی و عقلی، پایبندی به اطلاق در رازداری، پسندیدهتر مینماید. اما بر خلاف مطلقگرایان، قائلین به نسبی بودن رازداری، در موارد خاصی، پایداری بر اصل رازداری را جائز نشمرده و آن موارد را از این اصل استثناء میکنند. از مهمترین دلایل به اشتباه افتادن افراد در گرایش به رازداری نسبی، میتوان به مواردی همچون تعجیل در حصول نتیجهی دلخواه، ضعف در مهارتهای ارتباطی، ناآگاهی از عواقب و خودرأیی اشاره کرد.
امید آسمانی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 7، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1393 )
چکیده
طاهره بلوچی بیدختی، حمیدرضا تولیدهای، علی فتحی، مهدی حسینی، صدیقه گوهری بهاری،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده
تصمیمگیری برای مددجویان حین ارائهی خدمات بالینی از مسائل مهم پرستاران در انجام وظایف است. مذهب یکی از عوامل اخلاقی تأثیرگذار بر عملکرد و تصمیمگیری پرستاران است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین جهتگیری مذهبی و حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری پرستاران است. در این مطالعهی تحلیلی- مقطعی ، تعداد 170 نفر از پرستاران بیمارستانهای شهرستان گناباد به روش سرشماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای جهتگیری مذهبی Allport و حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری جمعآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرمافزار آماری SPSS نسخهی 16 استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین جهتگیری مذهبی درونی 65/4±39/36 ، میانگین جهتگیری مذهبی بیرونی 89/6±77/33 و میانگین مربوط به حساسیت اخلاقی1/14±21/ 159 است. آزمون آماری همبستگی پیرسون نشان داد که جهتگیری مذهبی درونی با حساسیت اخلاقی رابطهی مستقیم و معنیداری دارد (17/0r=، 01/0P=)؛ ولی جهتگیری مذهبی بیرونی با حساسیت اخلاقی رابطهی معنیداری ندارد (01/0- r=، 86/0P=).با توجه به یافتههای این پژوهش مبنی بر ارتباط بین جهتگیری معنوی درونی و حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری و اهمیت پیامدهای اعتقادی پرستاران، آشناسازی بیشتر این قشر تأثیرگذار بر سلامت جامعه با اخلاق و معنویت از طرف مسؤولان برنامهریز ضروری بهنظر میرسد.
شاهین رئیس نژادیان، صدیقه ابراهیمی، شیوا همتی،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده
داروسازان، بهعنوان اعضای جامعه بهطور کل و همچنین، بهعنوان اعضای کادر سلامت، در بسیاری از فعالیتهایی شرکت دارند که میتواند ایشان را در معرض چالشهای اخلاقی قرار دهد. آنها در حین انجام کار خود ممکن است با مشکلات و مسائلی روبهرو شوند که آیا آنچه انجام دادهاند، درست، مناسب و قانونی است یا نه؟ این مطالعه به بررسی چالشهای اخلاقی از دیدگاه داروسازان داروخانه و اساتید دانشکدهی داروسازی شیراز میپردازد و جنبهی تفسیری و فرایندهای استدلالی آنها از پدیدههای اجتماعی مانند مسائل اخلاقی و تصمیمگیری اخلاقی برای مقابله با چنین مشکلاتی در داروخانهها و در تعاملات بین داروساز با افرادی که با آنها رابطه دارد را مورد بررسی قرار میدهد. پژوهش حاضر یک مطالعه با رویکرد کیفی، از نوع تحلیل محتواست. شرکتکنندگان 20 نفر از داروسازان از جامعهی آماری داروسازان شاغل به کار در داروخانههای شهر شیراز و اساتید دانشکدهی داروسازی بودند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختارمند و با نمونه گیری مبتنی بر هدف جمعآوری و تا اشباع دادهها ادامه یافت.. تجزیه و تحلیل دادهها با رویکرد تحلیل محتوای کیفی انجام شد. تجزیه و تحلیل مصاحبه با شرکتکنندگان در مطالعه، به استخراج شش مقوله شامل درک داروسازان از مفاهیم کلیدی اخلاق، وظایف و تجربیات داروسازان، روابط با سایر کادر سلامت، داروخانه بهعنوان یک مکان اقتصادی، تفاوت رعایت اخلاق در داروسازی با پزشکی و پرستاری از دیدگاه داروسازان و چگونگی پاسخ عملی داروسازان در مواجهه با مشکلات اخلاقی، منتج شد. هر کدام از این مقولهها، نیز به زیر مقولههای مربوط به موارد خاص چالشهای اخلاقی در محیط کار، خوشهبندی شد. آگاهی از مسائل اخلاقی و دستورالعملهای حرفهای، یک بخش اساسی در آموزش ارائهدهندگان خدمات سلامت است. اهداف گسترده از آموزش اخلاق رسمی در افراد حرفهای، بالا بردن آگاهی آنها از مسائل اخلاقی و دستورالعملهای حرفهای و ارائهی یک ساختار برای ارزیابی مشکلات اخلاقی و تصمیمگیری مناسب و قابل توجیه است. یافتههای این مطالعه نشاندهندهی نیاز به ایجاد دستورالعملهای حرفهای و کدهای اخلاقی برای تجربیات داروخانهای در راستای پوشش دادن همهی مسائل اخلاقی است
شهرزاد غیاثوندیان، آفاق صدیقیانی، انوشیروان کاظم نژاد، ایرج ایرانشاهی،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
یکی از مهمترین چالشهای بخش بهداشت و درمان داشتن کارکنان با تعهد قوی نسبت به سازمان بهمنظور بهبود اثربخشی سازمانی است. متغیر کلیدی که تاثیر قابل توجهی روی عملکرد سازمان دارد رضایت ارتباطی است. از آنجا که امکان دارد تعهد سازمانی تحت تاثیر ابعاد مختلف ارتباط سازمانی قرار گیرد، این پژوهش با هدف تعیین رابطهی رضایت ارتباطی با تعهد سازمانی در پرستاران شاغل انجام یافته است. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. تعداد 300 نفر از پرستاران که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی از میان کارکنان پرستاری شاغل در بخشهای مختلف بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 94 انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی تعهد سازمانی آلن و مایر و پرسشنامهی رضایت ارتباطی Downs&Hazen است. دادهها پس از جمعآوری وارد نرمافزار Spss v.16 شد و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که 31.3% از پرستاران از روابط سازمانی خود رضایت داشتند و 25% دارای تعهد سازمانی بودند. رضایت ارتباطی با متغیرهای موقعیت شغلی و وضعیت تاهل ارتباط معنیداری داشت اما با متغیرهای سن، جنس، سابقهی کار، میزان تحصیلات و شیفت کاری ارتباط معنیدار نداشت. همچنین تعهد سازمانی با متغیرهای میزان تحصیلات و شیفت کاری ارتباط معنیدار داشت و با متغیرهای جنس، تاهل، سن و موقعیت شغلی ارتباط معنیدار نداشت. میانگین و انحراف معیار رضایت ارتباطی (91.39±23.92) و برای تعهد سازمانی (9.33±47.48 ) بود. بین رضایت ارتباطی و تعهد سازمانی ارتباط مثبت و معنیداری وجود داشت (p<0.001). همچنین، مدل رگرسیون نشان داد که به ازای افزایش 1 نمره رضایت ارتباطی ./189 به نمرهی تعهد سازمانی اضافه می شود.با توجه به وجود ارتباط مثبت و معنیدار و نیز نتایج رگرسیون خطی، رضایت ارتباطی بهعنوان متغیر پیش بین برای تعهد سازمانی است. بنابراین، بهنظر میرسد بهینهسازی روابط سازمانی از سوی مدیران و مسؤولان در بیمارستانها میتواند موجب افزایش تعهد پرستاران بهعنوان یکی از شاخصهای مهم در اثربخشی عملکرد شود.
صدیقه ابراهیمی، نسرین علی نژاد،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
امروزه بهعلت پررنگترشدن کرامت و شأن انسانی و افزایش آگاهی بیماران، روشهای سنتی آموزش اخلاق پزشکی نمیتواند جوابگوی نیاز افراد در زمینهی رعایت اخلاق پزشکی باشد. در این پژوهش مقطعی، تأثیر کارگاههای آموزشی اخلاق پزشکی، بر میزان یادگیری و تغییر دیدگاه چهل نفر از دانشجویان پزشکی سال چهارم، بررسی شد. در ابتدا و انتهای کارگاه اخلاق، پرسشنامهی سنجش اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی، خودارزیابی از نظر رفتار اخلاقی و خودارزیابی کلی برای بررسی میزان اخلاق حرفهای ارائه شد. نتایج حاصل از بررسی این پرسشنامهها نشان داد میانگین نمرهی دانشجویان در زمینهی میزان اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی (پرسشنامهی شمارهی ۱) بعد از کارگاه، بیشتر از قبل از آن بوده است (۰۰۲/۰=p) و از نظر آماری، تفاوتی معنادار میان این دو مرحله وجود دارد؛ ولی دربارهی خودارزیابی رفتار اخلاقی (۶۴/۰=p) و خودارزیابی کلی میزان رعایت اخلاق حرفهای (۴۸/۰=p)، بین میانگین نمرهی دانشجویان، قبل و بعد از کارگاه، تفاوت آماری معناداری دیده نشد. آنچه از تحلیل لاگبوکها به دست آمد، بیانگر آن بود که موضوعاتی همچون: رازداری، رضایت آگاهانه و شرایط ارائهی خبر بد، برای دانشجویان بهخوبی تفهیم شده و موضوعاتی مانند همدلی با بیمار، احترام به وضعیت روحی او، برخورد با بیمار ایدزی، آگاهساختن بیمار از بیماری و سیر درمان و قبول اشتباه از سمت پزشک یا پرسنل و عذرخواهی از بیمار، بهطور ناقص، در کانون توجه دانشجویان بوده است. آموزش اخلاق فقط در کارگاه اخلاق، آن هم تنها در شروع مقطع بالینی کافی نیست؛ بلکه باید، بهصورت فعال، در بیمارستان و بر بالین بیمار نیز آموزش داده شود.
رقیه زارع، صدیقه ابراهیمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
درگیرکردن کودکان در تصمیمگیریهای درمانی مربوط به آنها، تواناییهایشان را ارتقا میبخشد. عواملی مانند توانایی استدلال، تجربههای قبلی کودکان در ارتباط با موضوع و همچنین، اطلاعات، شناخت و درک کلی آنها از موضوع، بر تواناییهایشان در تصمیمگیری اثر میگذارند. قوانین کنونی رضایت آگاهانه در کودکان، به تصمیمگیرندگان جایگزین اجازه میدهد تا به جای آنان تصمیم بگیرند. هدف ما از این مطالعه، بررسی وضعیت کنونی اخذ رضایت آگاهانه از کودکان، به منظور ارائهی رهنمودهایی مناسب در این زمینه بود. در این مطالعهی کیفی، شرکتکنندگان به صورت نمونهگیری هدفمند، انتخاب شدند. دادهها با مصاحبهی نیمهساختاریافته با سؤالات باز، جمعآوری شد و کدگذاری و طبقهبندی بر اساس تکنیک تحلیل مقایسهای مداوم صورت گرفت. شرکتکنندگان، شامل شش کودک بستری، پانزده نفر از والدین کودکان و چهار پزشک کودکان بودند. سه مقولهی کلی، شامل «فرهنگ رضایت»، «وضعیت محیط درمانی» و «جهان کودک» از دادهها استخراج شد. والدین و کودکان دربارهی هدف از اخذ رضایت و مفهوم آن درکی روشن ندارند. جنسیت کودکان در فرایند اخذ رضایت رسمی در محیطهای درمانی، چندان اثرگذار نیست. وضعیت موجود، باعث ایجاد تعادل معیوب در انتظارات والدین به اعمالِنظر در تصمیمات درمانی، بسندهکردن پزشکان به دادن اطلاعات حیاتی و رفتار با کودک، بیتوجه به میزان قدرت تشخیص او، شده است. این تعادل معیوب میتواند در عین حفظ ثبات ظاهری، موجب ناپایداری و آسیب به ﺷﺄن اﻧﺴﺎﻧﻲ و استقلال والدین و کودک، هدررفتن منابع، کماعتمادشدن جامعه به پزشکان و رشدنیافتن قدرت تصمیمگیری در کودکان شود.
صدیقه ابراهیمی، رضا محمدی، سیدضیاءالدین تابعی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
جشن روپوش سفید، بهصورت پدیدهای در آموزش پزشکی، نمادی برای تأکیدکردن بر دانشجویان پزشکی برای اخلاقگرایی در حرفهی پزشکی است. این جشن، بهعنوان یکی از اولین آمادهسازیهای لازم برای ورود دانشجویان پزشکی به مقطع بالینی، دانسته شده است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر جشن روپوش سفید بر اخلاق حرفهای و آشنایی دانشجویان با شرح وظایف حرفهای ایشان برای حضور در بخشهای بالینی است. پژوهش حاضر، مطالعهای کیفی در زمینهی نظر دانشجویان دربارهی جشن روپوش است و طبق نمونهگیری مبتنی بر هدف، انجام شده است. جامعهی آماری، شامل دانشجویان پزشکی سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در سال ۱۳۹۴، بود. جمعآوری اطلاعات، به روش مصاحبهی نیمهساختاریافته، همراه با سؤالات تشریحی انجام شد و تا رسیدن به مرحلهی اشباع، ادامه پیدا کرد. دادهها نیز، با روش تحلیل محتوا، با توجه به دستورالعملها، تجزیه و تحلیل شد. بیشتر شرکتکنندگان در این مطالعه، برگزاری مراسم قبل از ورود به بیمارستان را رویدادی مهم برای ایجاد آمادگی دانشجویان برای ورود به مقطع بالینی دانستند. مهمترین آثار مثبت جشن بر دانشجویان، افزایش تعهد و مسئولیتپذیری، بهبود آمادگی برای برخورد با بیمار، افزایش انگیزه و اعتمادبهنفس در آنها و آشنایی با برخی اصول ابتدایی اخلاق حرفهای است. جشن روپوش سفید، میتواند موجب افزایش آشنایی دانشجویان با وظایف حرفهای و انگیزهی ایشان شود؛ ولی تحقیقات و مطالعاتی بیشتر برای شناخت دقیقتر نقاط قوت و ضعف و کاستیها نیاز است.
صدیقه ابراهیمی، زهرا همتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
خطای پزشکی یکی از مباحث بسیار مهم اخلاقی و حقوقی است که گاه در انجامدادن مهارتهای حرفهای کارکنان تیم مراقبت درمانی و سلامت رخ میدهد. با توجه به ضرورت افشای خطای پزشکی و نبود حمایتهای فردی و سازمانی کافی در این زمینه، در این مطالعه به بررسی راهکارهای تسهیل افشای خطا و همچنین افزایش انواع تمهیدات حمایتی از دیدگاه دستیاران پرداخته شده است. این مطالعه از نوع توصیفیمقطعی با جامعهی آماری شامل همهی دستیاران رشتههای تخصصی دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان ۲۴۸ نفر به دست آمد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامهی محققساخته (با روایی و پایایی مطلوب) جمعآوری و با نرمافزار آماری SPSS و آمار توصیفی و آمار استنباطی تحلیل شد. در این مطالعه افزایش امکانات حمایتی در جهت افشای خطای پزشکی (میانگین 4.38) مهمترین و افزایش قانونمندی و شفافسازی فعالیتها در محیط درمانی (میانگین 4.32) دومین عامل مؤثر بر ارتقای افشای خطای پزشکی ذکر شد. همچنین، بیمهی مسئولیت پزشکی (میانگین 4.80) بیشترین اهمیت را در میان تمهیدات حمایتی داشت. ترس از عواقب حقوقی و قضایی مهمترین عامل مؤثر بر کتمان خطا و داشتن وکیل مجرب و فرهنگسازی در رسانههای عمومی بهعنوان راه برونرفت از آن اعلام شد. در مطالعهی حاضر اگرچه اغلب دستیاران با افشای خطای پزشکی موافق بودند، ایجاد یک سیستم حمایتی را ضروری دانستند. با توجه به عملکرد تیمی در درمان بیماران، حمایتها باید از تمامی اعضای گروه صورت گیرد.
دکتر صدیقه ابراهیمی، آزاده محمدرضایی، امید آسمانی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
خطاهای پزشکی دربارهی کودکان، میتواند متفاوت با بزرگسالان باشد. هدف از این مطالعه، بررسی نوع و فراوانی خطاهای پزشکی در گروه کودکان و عوامل مؤثر بر آن، از دیدگاه دستیاران اطفال، است. این پژوهش توصیفی، تحلیلی و مقطعی، در سال 1395، با پرسشنامهای محققساخته انجام شد. پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه، نسخهی نهایی آن با هفده سؤال در شش بخش مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با کمک نرمافزار 22 SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان میدهد بیشترین میانگین وزنی، مربوط به فراوانی خطای «تشخیص یا تأخیر در تشخیص بیماری» (6/8)، «انتخاب دوز مناسب دارو» (3/8) و «انتخاب نوع داروی مناسب» (2/8) بوده است. دستیاران فوق تخصصی (6/12) و اتندینگ اطفال (1/12)، با بیشترین میانگین وزنی، بالاترین نقش را در پیشگیری و تشخیص خطا داشتهاند. بیشترین میانگین وزنی خطا (11) مربوط به پزشکان عمومی شهری و کمترین آن (1/6)، مربوط به اتندینگ گروه اطفال بوده است. اکثر دستیاران، بیشترین میزان احتمال وقوع خطا را از 2تا8 بامداد و بیشترین خطاها را مربوط به سال اول دستیاری اعلام کردهاند. بیشترین میزان اشتباهات صورتگرفته، در گروه کودکان (6/70درصد) و بعد از آن، گروه نوزادان (4/29 درصد) بیان شده است. بازسازی و تقویت نقش آموزشی و نظارتی دستیاران فوق تخصصی و اساتید کودکان، با هدف تشخیص و پیشگیری از خطاها، در بیمارستانهای آموزشی لازم به نظر میرسد. برگزاری دورههای آموزشی هدفمند و کنترل بهینهی عوامل مؤثر در بروز خطا، ازجمله بار کاری، خستگی، کمتجربگی و...، از وظایف مدیران و مسئولان آموزشی و اجرایی خواهد بود.
امید آسمانی، مریم شبانی آباده، صدیقه ابراهیمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اخذ رضایت آگاهانه، از حقوق بیماران است. هدف از آن، کاهش مسئولیت پزشک نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی او و کاهش مداخلات حقوقی است. این مطالعه، نظر بیماران را دربارهی کیفیت رضایت آگاهانه و چالشهای آن در محیطهای آموزشیدرمانی بررسی میکند. پانزده مصاحبهی انجامشده، با روش تحلیل محتوای ساده، تجزیه و تحلیل شدند. نمونهگیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع در نوع و شدت بیماری، جنسیت، سن و رضایت به درمان یا نارضایتی از آن صورت گرفت. یافتهها، با استفاده از نرمافزارMAXQDA 2007 ، در قالب کدها و طبقات اولیه، طبقات اصلی و طبقهی مرکزی، دستهبندی و ارائه شدند. مقولههای اصلی استخراجشده، عبارت بودند از: «مفهوم، اهمیت و جایگاه رضایت به درمان»، «آثار اخذ رضایت»، «نقشآفرینیهای بیمار و درمانگر در فرایند رضایت آگاهانه»، «چالشهای اخذ رضایت» و «عوامل تسهیلکننده در فرایند رضایت آگاهانه». این مقولهها، همگی، در راستای تدوین متغیر مرکزی، یعنی «درمانگر، بیمار و عوامل فرایندی، سه رکن رضایت آگاهانه» بودند. کافینبودن توضیحات ارائهشده به بیماران، امضای رضایتنامه بدون خواندهشدن، کمرنگبودن اعتماد به پزشک، درنظرنگرفتن وضعیت روحی بیمار و اخذ رضایت توسط غیردرمانگر، از مهمترین چالشهای بیانشدهاند. اصلاح و استانداردسازی فرهنگ اخذ رضایت از بیمار، مستلزم شناخت وضعیت موجود و بهدنبال آن، بهکارگیری مؤلفههای آموزش، قانونگذاری، نظارت، تشویق و تنبیه است. جلب همکاری کادر درمان نیز، به درک ضرورت و اهمیت موضوع و آشنایی با آثار و تبعات آن نیاز دارد.
حلیمه زارعی، پرویز عضدی، مرضیه محمودی، زهرا صدیقی، فائزه جهانپور،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در نظام ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی، ارائهدهندگان خدمات، با طیفی وسیع از مراجعان روبهرو هستند که با هر یک، باید به روشی خاص ارتباط برقرار کنند. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت مهارتهای ارتباطی کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان با همکاران انجام شد. این پژوهش توصیفیتحلیلی، از نوع مقطعی، در میان 110 نفر از کارکنان پرستاری بخشهای کودکان و نوزادان بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر، در سال 1398 انجام گرفت. نمونهگیری به روش سرشماری بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی مهارتهای ارتباطی، شامل دو بخش جمعیتشناختی و گویههای خودارزشیابی مهارتهای برقراری ارتباط پرستار با همکاران بود. روایی و پایایی پرسشنامه تأیید شد. آنالیز دادهها با نرمافزار آماری SPSS، نسخهی ۲۱ و با استفاده از آزمون تی مستقل، همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معنیداری 05/0 انجام گرفت. میانگین نمرات ارتباط حرفهای 26/7 ± 33/54، در حد نسبتاً مطلوب بود. نتایج نشان داد که بین نمرات ارتباط حرفهای و سن، سابقهی کار، مدرک تحصیلی، نوع استخدام، نوع مسئولیت، میزان علاقه به حرفه و وضعیت تأهل، ارتباط آماری معنیدار نبود؛ اما بین میانگین نمرات ارتباط حرفهای با بخش محل خدمت (013/0>p) و شیفت کاری (020/0>p) ارتباط آماری معنیدار بود. بیشترین نمرهی ارتباط حرفهای، 83/58، در دفتر پرستاری و کمترین نمره، 21/50، در بخش اورژانس اطفال بود. همبستگی پیرسون بین سن و سابقهی کاری با میانگین نمرهی ارتباط حرفهای مثبت بود و بیشترین نمرهی ارتباط حرفهای، مربوط به کارکنانی بود که باسابقه و بهصورت شیفت در گردش مشغول به فعالیت بودند. با توجه به یافتههای مطالعهی حاضر، وضعیت ارتباط حرفهای در میان کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان، نسبتاً مطلوب بود و لذا، بر اساس نتایج، پیشنهاد میشود مسئولان و برنامهریزان پرستاری، برای ارتقای ارتباط حرفهای پرستاران، برنامهریزی و تلاش کنند.
امید آسمانی، زهرا جوادی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در رابطه با چگونگی تصمیمگیری دربارهی افشای خطای پزشکی دیگران، بررسی دیدگاه پزشکان خصوصاً در بخشهای آموزشی، میتواند به بهبود شرایط برخورد با خطای پزشکی با هدف تحقق حقوق بیماران کمک نماید. این پژوهش توصیفیمقطعی به کمک پرسشنامهی محققساخته پس از تعیین روایی صوری و محتوایی و تأیید پایایی درونی و بیرونی، انجام شد. دیدگاه چهل استاد و 112 دستیار از رشتههای تخصصی مختلف دربارهی تمایل به افشای خطا، عوامل مؤثر در افشای خطا، نتایج افشا و عوامل مؤثر در کاهش خطاهای پزشکی گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 21 انجام شد. اختلاف میانگین نمرهی اساتید (3/1±2/15) و دستیاران (05/2±56/12) در بعد «تمایل به ابراز خطای پزشکی دیگران» و اختلاف میانگین نمرهی اساتید (677/0±55/7) و دستیاران (01/2±09/9) در بعد «تمایل به عدم افشای خطای پزشکی» معنادار بود. شرکتکنندگان بهترین مرجع برای مدیریت و رسیدگی به خطاهای پزشکی را استاد مسئول بخش و بهترین شیوهی اعلام خطای پزشکی را از طریق پزشک ارشد در حضور پزشک خطاکننده میدانستند. پزشکان عمومی سطح شهر، پرستاران و دستیاران سال اول، بیشترین فراوانی انجام خطا را داشتند. از نتایج بهدستآمده میتوان برای برنامهریزی جهت ارتقاء حقوق بیماران و اصلاح دیدگاه و روش برخورد تیم درمان با خطای پزشکی همکاران به شکل حقمدار و حمایتی استفاده کرد. زمینهسازیهای فرهنگی و قانونی و اجتماعی با هدف فراهمشدن امکان اظهار خطای پزشکی به شکل علمی و مهارتی از رسالتهای مراکز آموزشیدرمانی خواهد بود.
مریم زاهدی، صدیقه محمداسماعیل، سیدمحسن بنیهاشمی، منصور شریفی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
ارتباط خوب و سالم بین پزشک و بیمار، سنگ بنای یک مراقبت پزشکی کامل است که از گذشته، در کانون توجه جامعهشناسی قرار گرفته است. از دیدگاه کلاسیک، رابطهی پزشک و بیمار، بهعنوان رابطهای منحصربهفرد، طیفی گسترده از تأثیرات فرهنگی و اجتماعی را دربردارد. پروندهی الکترونیکی سلامت، با سازماندهی پروندههای بیماران، ضمن ارتقای نظام مراقبت سلامت، فرایند درمان و تشخیص را آسان ساخته است؛ اما از نظر فرهنگی، تغییراتی در فرایند ارتباطی بین پزشک و بیمار به وجود آورده و چالشهایی جدید را از جنبهی اخلاق به همراه خواهد داشت. یافتههای این پژوهش که به تحلیل نظرات متخصصان حوزهی سلامت درخصوص ابعاد فرهنگی و ارتباطی این تکنولوژی پرداخته است، نشان داد پروندهی الکترونیکی سلامت، با وجود کارآیی بالا، تشخیص آسان و راحت، آگاهی از تشخیص سایر پزشکان و کمک به درمان زودتر و بهتر، از لحاظ فرهنگی، دارای موانعی است که امنیت، کاهش کنشهای عاطفی و رودررو و هراس از انگ اجتماعی، از آن جمله است. ازآنجاکه داشتن بستر فرهنگی مناسب و برخورداری از اطلاعات و آگاهی، میتواند بر توسعهی فناوریهای سلامت اثر بگذارد، نتایج این تحقیق که به شناسایی نقش فرهنگ بر روابط پزشک و بیمار در استفاده از پروندهی الکترونیکی سلامت پرداخته است، نشان داد که جذب اعتماد بیماران و تغییر شرایط فرهنگی، از طریق آموزش و همچنین، ارتقای امنیت سیستم، میتواند میزان کارآیی این سیستم را در حوزهی بهداشت و درمان افزایش دهد.
ژیلا صدیقی، نازیلا نیکروان فرد، زهرا حاتمی، احسان شمسی گوشکی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
بیش از دو دهه از تشکیل کمیتههای اخلاق در پژوهش در کشور میگذرد. معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت با توجه به تجربهی چندینسالهی کمیتههای اخلاق در پژوهش، اقدام به بازنگری دستورالعملهای قبلی و تدوین «دستورالعمل تشکیل، سطحبندی و شرح وظایف کمیتههای اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی» کرد که در پی تصویب و ابلاغ این دستورالعمل در فروردین سال 1393، کمیتههای اخلاق در پژوهش، در سه سطح ملی و دانشگاهی و سازمانی تشکیل شدند؛ ازاینرو، با پیگیری و همکاری وزارت بهداشت با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در سال ۱۳۹۶ قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیهی آثار علمی، به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و هیئت وزیران، آییننامهی اجرایی قانون مذکور را در سال ۱۳۹۸ تصویب کرد و کمیتههای اخلاق در پژوهش در کشور، جایگاهی قانونی پیدا کردند. با توجه به گذشت چندین سال از ابلاغ دستورالعمل مذکور، برای بهروزرسانی و تطبیق محتوای آن با قانون جدید، کمیتهی ملی اخلاق در پژوهش اقدام به بازنگری آن کرده و پس از کسب نظرات ذینفعان و طی جلسات متعدد کارشناسی، دستورالعمل جدید تحت عنوان «دستورالعمل نحوهی تشکیل، روش کار و شرح وظایف کارگروه/کمیتههای اخلاق در پژوهش» تدوین شد و وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در بهمن سال 1399 آن را ابلاغ کرد. ساختار کارگروه/کمیتههای اخلاق در پژوهش در دستورالعمل جدید شامل «کارگروه وزارتی اخلاق در پژوهش»، «کارگروه اخلاق در پژوهش منطقهای»، «کارگروه اخلاق در پژوهش مؤسسه»، «کمیتهی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی» و «کمیتهی تخصصی» است. این مقاله به معرفی دستورالعمل جدید پرداخته است.
صدیقه محمداسماعیل، مصطفی پهلوان زاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر راهبردهای دانش بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی صورت پذیرفت. این پژوهش، پیمایشیتحلیلی، از نوع همبستگی و از لحاظ هدف، کاربردی است. حجم نمونهی آماری 196 نفر است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از معادلات ساختاری، از طریق نرمافزارSmartPLS ، نسخهی ۳، صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان داد که راهبردهای دانش بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرمافزار، آمارهی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 8/475 به دست آمده است که از مقدار بحرانی قدر مطلق 1/96 بزرگتر است. راهبردهای نظاممحور بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرمافزار، آمارهی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 7/729 به دست آمده است. راهبردهای انسانمحور بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرمافزار، آمارهی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 9/075 به دست آمده است. در نظام سلامت، بهعنوان سازمانی دانشمحور، مدیران باید برای پیادهسازی نظام ارزیابی عملکرد دانشی مطلوب، برنامهریزی کنند. از طرفی، رهبران اخلاقی، ازطریق برقراری ارتباط دوسویه با کارکنان، ایجاد انگیزه در آنان و قراردادن پاداشها و تنبیههایی برای انجام وظایف و فعالیتهای سازمانی، از ظرفیتها و تواناییهای بالقوهی موجود در کارکنان برای رسیدن به اهداف سازمانی استفاده میکنند و از این طریق، موجب کاربرد دانش در میان آنان میشوند.
نحله زارعی فرد، صدیقه ابراهیمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
اخلاق و دانش پزشکی، از اجزای جداییناپذیرِ برنامههای آموزشی رشتهی پزشکی هستند. تشریح عملی بدن انسان، بهعنوان یک روش آموزشی ارجح در مراحل اولیهی آموزش پزشکی، فرصتی مناسب برای کاشت بذر هنجارهای اخلاق پزشکی در ذهن پزشکان آینده است. هدف از این مطالعهی مروری، بررسی رخدادهای غیراخلاقی در تاریخچهی علم تشریح و تحولات اخلاقی بعدی در تشریح بدن انسان، بهمنظور تأکید بر حفظ ارزشهای اخلاقی بدن اهداکنندگان در سالن تشریح است. برای یافتن مستندات مرتبط، مقالات چاپشده بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۳ در پایگاههای دادهی اسکوپوس، پابمد، گوگل اسکالر و ریسرچ گیت، با کلمات کلیدی مربوط، جستوجو و ارزیابی شدند. بررسیها نشان میدهد، در گذشته، تشریح بدن انسان بر روی اجساد مجرمان اعدامشده یا با روشهای غیرقانونی انجام میشد و تا اوایل دههی ۱۹۶۰ اصل اخلاقی احترام به خودمختاری نادیده گرفته میشد؛ اما از قرن بیستم به بعد، بحث استفاده از اجساد اهدایی با کسب رضایت آگاهانه به میان آمد و باعث شد دانشگاهها در قرن بیستویکم از این منبع در امر آموزش استفاده کنند و بدینترتیب، راهحلی مقبول برای پُر کردن خلأهای اخلاقی تشریح فراهم شود. تبیین استانداردهای مربوط به ملاحظات اخلاقی اجساد اهدایی، برای دانشجویان پزشکی ضروری است. بدن انسان، بهعنوان یک منبع علمی ارزشمند، شایستهی برخورد محترمانه در چهارچوب مرزهای اخلاقی و بر اساس دستورالعملها و قوانین است. رعایت بالاترین استانداردهای اخلاقی لازم، در مؤسسات آموزشی برای اطمینانبخشیدن به اهداکنندگان دربارهی تصمیم خود ضروری است.