جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای طباطبایی

سید محمود طباطبایی،
دوره 1، شماره 2 - ( مردادماه 1387 )
چکیده

در آثار به‌جای مانده از اطبای مسلمان، به‌ویژه محمدبن زکریای رازی، نکات مهمی در ارتباط با اخلاق پزشکی
مطرح شده است که می‌توان آن‌ها را در سه بخش عمده مطرح کرد:

1-رعایت موازین اخلاقی در پرداختن به حرفه‌ی پزشکی: رازی با توجه به نظریات پزشکان برجسته‌ی معاصر و
پیش‌کسوت خود، تأکید زیادی بر ویژگی‌‌های شخصیتی متعددی می‌کند که پزشک باید از آن‌ها برخوردار باشد تا بتواند شایسته‌ی طبابت باشد. به‌عنوان مثال، وارستگی و آراستگی در ظاهر و رفتار، رازداری، پرداختن به مطالعه، خودداری از اتلاف وقت در کار‌های بیهوده و ناشایست، عدم توجه به مادیات و استفاده از طبابت به‌عنوان تجارت، داشتن اعتماد به‌نفس مناسب در هنگام کار و احترام گذاشتن به بیمار، از ویژگی‌‌های پزشک خوب به‌شمار می‌آیند.

2-رعایت موازین اخلاقی در امور پژوهشی: یکی از ویژگی‌‌هایی که رازی را نسبت به اکثریت پزشکان - و حتی ابن سینا - ممتاز می‌کند، رعایت اخلاق در پژوهش است. رازی، هر جمله و نقل قولی را با ذکر مأخذ می‌آورد و حتی مطالبی را که از مأخذ ناشناخته می‌آورد، تأکید می‌کند که از کتابی با نویسنده‌ی مجهول آورده‌ام.  وی به پزشکانی خرده می‌گیرد که مطالب دیگران را به‌گونه‌ای نقل کرده‌اند که گویی خودشان آن را انجام داده‌اند و می‌گوید که ‌این کار، شایسته‌ی پزشک نیست.

3- رعایت موازین اخلاقی در امور درمانی: رازی برای هر اقدام درمانی، خود را موظف به رعایت اخلاق، دقت، امانت و احساس تعهد نسبت به بیمار می‌داند. به‌عنوان مثال، تأکید می‌کند که هیچ‌گاه نباید پیش از شناسایی عامل درد، داروهای ضد درد را تجویز کرد، بلکه باید عامل را شناسایی کرده، به اقدام برای زدودن آن پرداخت. در همین راستا تأکید می‌کند که در برخی از موارد پزشکان، درد چشم را با تریاک یا دیگر داروها درمان کرده‌اند که منجر به کوری شده است. هم‌چنین تأکید کرده که زیاده‌روی در مصرف برخی داروهای به‌ظاهر سودمند- هم‌چون زعفران که رنگ رخسار را نیکو می‌گرداند- ممکن است به عوارض وخیم و حتی غیر قابل جبرانی بینجامد. هم‌چنین می‌افزاید که باید از به‌کار بردن داروهای متعدد برای برطرف کردن علامت‌های مختلف خودداری کرد، زیرا ممکن است چند علامت، همگی مربوط به یک عامل باشند و با درمان عامل، همه‌ی آن علایم زدوده شوند.  در اصل مقاله هر کدام از موارد فوق به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.


سیدمحمود طباطبایی، سیدحسن علم الهدی،
دوره 5، شماره 5 - ( مهرماه 1391 )
چکیده

باتوجه به اینکه در کشور ما، رعایت قوانین اسلامی در عرصههای مختلف زندگی - از جمله انجام اعمال پزشکی - ضروری است و عملکردها نباید مخالف با مبانی فقه و اخلاق اسلامی باشند، بهنظر میرسد که پزشکان، علاوه بر داشتن صلاحیتهای علمی و قانونی، میباید با احکام فقهی و ضوابط اخلاقی مرتبط با حرفهی خود، بر اساس این مبانی آشنایی پیدا کنند که اولاً: دانش فقه، مجموعهی فراگیری از احکام را ارائه میکند که از قرآن، احادیث پیامبر و معصومان، اجماع فقها و عقل استنباط شده و پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی در شرایط و موقعیتهای گوناگون هستند و ثانیاً: اصول اخلاقی در قرآن، روایات و اظهارات اندیشمندان و علمای دین، به تفصیل بیان شده و میتوان ضوابط اخلاق پزشکی را درحد تخصصی از آنها استخراج کرد. در این مقاله، به مرور متون معتبر فقهی، اخلاقی و پزشکی به منظور استخراج مطالب مرتبط با فقه و اخلاق پرداخته شده، اظهارات و تحلیلهای فقیهان و اندیشمندان گذشته و معاصر دربارهی قلمرو فقه پزشکی و اخلاق پزشکی و وجوه اشتراک و اختلاف آنها، شناسایی و بررسی شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، فقه پزشکی برای هر رویداد و پدیدهای در حیطه ی پزشکی که معمولاً جنبه ی بیرونی دارد، به تعیین حکم میپردازد و مکلفان وظیفه دارند آنها را به عنوان حکم خداوند، اجرا نمایند. اما اخلاق پزشکی، شامل ضوابط و مقررات بسیار وسیع و متنوع مرتبط با هرگونه عملکرد و رویداد بیرونی و درونی در حوزهی پزشکی است که عموماً باعث ارتقای کیفی گردیده، ممکن است همسان یا متفاوت با احکام فقهی باشند و علیرغم مطرحشدن آنها بهصورت دستورالعمل، تأکید به پیروی از آنها همانند الزام به اجرای احکام فقهی نیست.


سید محمود طباطبایی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

پیشرو بودن ایرانیان در تولید و اشاعه‌ی علوم گوناگون به‌ویژه پزشکی و نجوم و داشتن دانشمندان برجسته‌ای با شهرت جهانی هم‌چون رازی، ابن سینا، فارابی، بیرونی و ده‌ها یا صد‌ها نفر از نظایرشان، به‌انداز‌ه‌ای آشکار و مستند به متون و شواهد قطعی است که نیاز به ارائه‌ی دلیل و برهان ندارد. آن‌چه هویت علمی ایرانیان را افتخارآفرین و ارزشمند جلوه می‌دهد، توام بودن علم و اخلاق است. کم‌تر چهره‌ی برجسته علمی و ادبی ایرانی را در طول تاریخ می‌توان یافت که هم‌زمان با ارائه‌ی آثار علمی خود، کتاب مستقل یا فصل و بخش عمده‌ای از کارش را به اصول و مبانی اخلاقی اختصاص نداده باشد. این نگرش اخلاقی در دوران معاصر به‌ویژه با پدیدآمدن تحولات اجتماعی و تغییر معیار‌های ارزشی، در حالت رکود یا غفلت قرار گرفته بود، زیرا همه‌ی ساختار‌های قلمرو پزشکی در همه ابعاد آن - یعنی آموزش، پژوهش و درمان از آغاز تحصیل دوره‌ی عمومی تا بالاترین مقاطع تخصصی و فوق تخصصی - در حال بازنگری و تدوین مجدد قرار گرفته بودند. گسترش جهشی و بیش از حد پیکره‌ی آموزش عالی ایران از نظر افزایش و تنوع دانشگاه‌‌ها و مراکز آموزش عالی، تأسیس روزافزون رشته‌‌ها از مقطع کاردانی تا مقاطع دکترا، تخصصی، فوق تخصصی و فلوشیپ، گرچه سطح عمومی علمی و آگاهی در جامعه را ظاهراً ارتقاء داده، اما عدم تناسب تعداد اساتید کارآزموده‌ی واجد شرایطی که بتوانند به‌عنوان الگو‌های اخلاقی نظری و عملی شایسته برای جامعه‌ی دانشجویی باشند، باعث شده که معیار‌های انتخاب معلمین و اساتید مراکز آموزش عالی (از مربی تا استاد)، از ضوابط کمال‌گرایانه و اخلاق‌نگر دقیق سنتی به‌سوی «رتبه‌نگر» و «معدل‌گرا» تغییر جهت داده، ردای مقدس معلمی و استادی مراکز آموزش عالی، کسوت افرادی شود که غالباً از کلاس اول ابتدایی تا قرار گرفتن در جایگاه رفیع معلمی، هیچ تجربه‌ای از این جایگاه نداشته، تنها به سلاح «رتبه‌ی برتر» مجهز بوده، به‌عنوان الگوی «تعلیم» برای دانشجویان ظاهر شوند. چنین افرادی، هنگام ارتباط و تعامل، با کمبود‌های شدید و جدی روبه‌رو می‌شوند و برای حل مشکل و خروج از بن بست، غالباً بدون توجه به مقطع تحصیلی دانشجویان و در نتیجه تفاوت در نحوه‌ی کاربرد شیوه‌‌های نوین آموزش (واگذاری ارائه‌ی درس به خود دانشجویان تحت عنوان «ارائه‌ی لکچر»، «کنفرانس دادن»، «ارائه‌ی مقاله»، «ارائه‌ی ترجمه»، «ارائه‌ی تحقیق» و موارد مشابه) از این روش‌‌های نوین آموزش سوء استفاده می‌کنند. بدیهی است که اکثر دانش‌آموختگان این‌چنین کلاس‌‌ها و مراکز آموزشی، همانند معلمان خود یا ضعیف‌تر بارآمده، این «تنزل روبه پیشرفت ویژگی‌‌ها و منش اخلاقی استادی» ادامه خواهد یافت. در چنین فضایی، تعداد الگو‌های اخلاق و اساتید شایسته، روز به روز رو به کاهش و انقراض خواهد رفت و به‌تدریج نشانی از آنان جز در کتاب‌‌ها و متون گذشتگان، پیدا نخواهد شد. یکی از محصولات چنین نظام آموزشی، دگرگونی درشیوه‌‌های پذیرش و ارزشیابی است که متاسفانه آثار آن درچندسال اخیرتحت عنوان «آزمون به شیوه‌ی OSCE» پدیدار شده و با توجه به این اصل که «آزمون، آموزش را شکل و جهت می‌دهد» عامل جدی در ضعف آموزش دوره‌‌های تخصصی پزشکی شده است. طی سه دهه‌ی گذشته، بخش عظیمی از انرژی متولیان آموزش پزشکی و بهداشت و درمان کشور، صرف تجدیدنظر، توسعه و بازنگری برنامه‌‌های آموزشی، اجرای شیوه‌ی جدید آموزش پزشکی به‌صورت آزمایشی در بعضی از دانشگاه‌‌ها به منظور تعمیم آن در سایر دانشگاه‌ها، تأسیس رشته‌‌های متنوع فوق تخصصی و فلوشیپ و موارد متعدد دیگری هم‌چون اجرای آزمون همه‌ی بورد‌های تخصصی و فوق تخصصی به‌صورت OSCE شده و محوریت اخلاق، در اولویت ویژه قرار نداشته است. این مشکل را باید جدی گرفت و برای حل آن چاره‌اندیشی کرد. آیا کیفیت باید فدای کمیت شود؟ یکی از بهترین راه‌‌های درمان این مشکل، همانا بازنگری به منظور حل مشکل بر اساس استفاده از معیار‌های اخلاقی است. اگر معیار‌های اصیل اخلاقی و بدون سوگیری توسط متخصصان و کارشناسان اخلاق در گزینش، آموزش و آزمون به دقت رعایت شوند، بسیاری از معضلات و مشکلات فعلی مرتفع شده، می‌توان به آیند‌ه‌ای روشن و درخشان امیدوار بود و هرچه در این امر تأخیر افتد، ممکن است وسعت عوارض به‌انداز‌ه‌ای شود که جبران آن دشوار یا غیرممکن شود.
سید محمود طباطبایی،
دوره 6، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1392 )
چکیده

با گذشت بیش از نیم قرن از شروع نجات زندگی تعداد زیادی از بیماران با استفاده از اندام‌های مبتلایان به مرگ مغزی به‌وسیله‌ی انجام موفقیت‌آمیز اعمال جراحی متنوع و گاهی شگفت‌انگیز و هم‌چنین نگارش کتاب‌ها، مقاله‌ها و تشکیل جلسات و گردهمایی‌های محلی، منطقه‌ای و بین المللی در ارتباط با این رویداد، هنوز بین اندیشمندان حوزه‌های مختلف هم‌چون علوم پزشکی، دینی، اخلاقی و حقوقی درباره‌ی موارد متعددی از کلیات و جزییات نظری و عملی این موضوع، اتفاق رأی به‌وجود نیامده است. اگرچه مسائلی از قبیل اقرار در وصیت نامه، اخذ رضایت در زمان حیات، جلب رضایت خانواده‌ی بیمار مبتلا به مرگ مغزی، نوع عضو مورد نیاز، رعایت موازین مذهبی، فرهنگی و عرفی و شان یا منزلت افراد و موارد متعدد دیگری در این حوزه مطرح شده و مورد بحث قرار گرفته‌اند، اختلاف دیدگاه متخصصان و صاحب‌نظران به‌ویژه پزشکان و عالمان دین درباره‌ی تعیین زمان خروج روح از بدن و تعریفی از مرگ که متفق علیه باشد، مهم‌ترین چالشی است که سایر جزییات را تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس، گروهی از پژوهشگران با مطرح کردن نیاز ضروری بیماران به استفاده از اندام‌های اهدایی و عرف خاص گروهی از متخصصان پزشکی، سعی کرده‌اند که مرگ مغزی را همسان مرگ قطعی و بدن بدون روح معرفی کنند تا شاید چالش‌های دینی، اخلاقی و حقوقی به حداقل ممکن کاهش بیابد و راه برای استفاده از اندام‌های مبتلایان به مرگ مغزی هموارتر شود، اما برخی دیگر تلاش کرده‌اند تا به تعریف زمان مرگ قطعی و خروج روح از بدن بر اساس حقایق لغوی، شرعی و پزشکی و بدون توجه به اثبات یا نفی همسانی با مرگ مغزی و حکمی که بر مبنای آن تعریف مترتب خواهد شد، بپردازند و راه‌حل مشکلات نیازمندان به اندام‌های پیوندی را از هم‌زمان ساختن مرگ مغزی با خروج روح از بدن جدا کرده و صاحب‌نظران را به پیدا کردن راه‌حل‌های دیگری ترغیب کنند. به‌طور کلی، استفاده از اندام‌های مبتلایان به مرگ مغزی برای نجات جان بیماران نیازمند، ضرورت اجتماعی غیر قابل انکاری است که بدون نیاز به تغییر بنیادین معانی لغوی و فقهی از راه‌های متعددی هم‌چون مطرح کردن «اضطرار»، «حیات غیر مستقره» و به‌طور کلی «مسائل مستحدثه» قابل حل است. در این مقاله با مراجعه به منابع لغوی، فقهی و پزشکی و بررسی پژوهش‌های پیشین، به بازخوانی تعاریفی از مرگ، روح و زمان خروج آن از بدن که در ارتباط با مرگ مغزی کاربرد عینی دارند، پرداخته خواهد شد و علیرغم تأیید استفاده از اندام‌های مبتلایان به مرگ مغزی برای نجات جان بیماران نیازمند، موضوع تغییر حقایق لغوی و شرعی برای تأمین مصالح و اهداف نوظهور مورد بحث قرار خواهد گرفت.
علی خاجی، سیدمحمود طباطبایی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده

بلایا، سوانح و حوادث که معمولاً به‌طور ناگهانی و بدون پیشبینی رخ میدهند، همواره باعث مرگ و میر
میلیون‌‌ها انسان در سراسر جهان میشوند. در چنین مواردی، علاوه بر کادرهای درمانی تخصصی و عمومی، نیروهای داوطلبی که بسیاری از آنان فاقد آموزشهای لازم هستند، برای خدمت به آسیبدیدگان و نجات آنان وارد صحنه­ی حادثه میشوند. در سال‌های اخیر، نگرانی از پیگرد قانونی افرادی که به شکل داوطلبانه در امدارسانی شرکت میکنند و فعالیت آن‌ها منجر به آسیب به مصدومان شده، مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، بررسی این موضوع است که آیا می‌توان با استفاده از «قاعده‌ی فقهی احسان»، امدادگران در بلایا را از آسیبهای احتمالی که ممکن است در هنگام امدادرسانی ناخواسته و ناآگاهانه به قربانیان وارد میکنند، مبری دانست؟ این پژوهش، یک مطالعه‌ی مروری است که با استفاده از مقالات موجود در بانکهای اطلاعاتی SID، Magiran، Google Scholar و Pubmed انجام گرفته است. بر اساس این مطالعه، قاعده‌ی احسان نمی‌تواند به‌طور مطلق و فراگیر، رافع ضمان برای نیروهای امدادگر در بلایا و حوادث باشد؛ زیرا اگرچه قاعده‌ی احسان مبتنی بر انگیزه و نیت خیرخواهانه و عدم دریافت هرگونه دستمزد و پاداش است، اما هم­زمان باید عمل فرد احسانکننده همیشه از سوی اهل فن - به‌جز موارد اضطراری-، معقول و موجه بوده و احتمال آسیب رساندن به فرد مصدوم، بیش از نفع رساندن به وی، نباشد. بنابراین، استفاده از قاعده‌ی احسان برای نیروهای امدادگر در بلایا و حوادث، زمانی مقبول و امکانپذیر خواهد بود که دو شرط زیر محقق شوند: آموزشهای اولیه برای کمک و امدادرسانی به مصدومان بلایا و تصادفات که از علل مرگ در کشور ما هستند باید برای تمامی شاغلین حرفه­ی پزشکی الزامی شود. اعزام افراد داوطلب در قالب انجمنها یا گروه‌های علمی خاص صورت پذیرد و این سازمان‌ها، این افراد را آموزش و سازمان­دهی نموده تا در هنگام بلایا، افراد داوطلب بر اساس دستورالعملهای این سازمان‌ها در امدادرسانی شرکت کنند.


سیده محبوبه رضائیان، زهرا کاظمی گلیان، قاسم کاظمی گلیان، زهره عباسی، الهه سالاری، محبوبه طباطبایی چهر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

رعایت‌نشدن اخلاق حرفه‌ای در مامایی، خطراتی زیان‌بار، ازجمله افزایش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان را به دنبال خواهد داشت. مطالعه‌ی حاضر، با هدف بررسی موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای در مراقبت‌های بالینی مامایی، از دیدگاه ماماهای بیمارستان‌های استان خراسان شمالی، در سال 1397، انجام شد. این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی، با مشارکت 141 مامای شاغل در بیمارستان‌های تخصصی زنان و زایمان استان خراسان شمالی، با استفاده از نمونه‌گیری طبقه‌بندی‌شده، صورت گرفت. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسش‌نامه‌ای شامل دو بخش بود: اطلاعات دموگرافیک و موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای، در سه حیطه‌ی محیطی و مدیریتی و فردی‌مراقبتی. داده‌ها، با استفاده از نرم‌افزار SPSS، نسخه‌ی 22 و آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. از دیدگاه ماماها، هر سه دسته‌ی عوامل محیطی (73.94 %)، فردی‌مراقبتی (64.66 %) و مدیریتی (64.97 %)، ازجمله موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای بودند. مهم‌ترین موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای در بعد مدیریتی، کمبود پرسنل (80 % در بعد محیطی، تغییرات بیولوژیکی بدن در شیفت کاری (85.2 %) و در بعد فردی‌مراقبتی، رضایت‌نداشتن از نیازهای پایه، مانند مکفی‌بودن درآمد یا استراحت کافی در پرسنل مامایی (80.9 %)، بود. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق حرفه‌ای و مسائل و مشکلات ناشی از رعایت‌نشدن آن، پیشنهاد می‌شود مدیران و مسئولان، برنامه‌ریزی‌های لازم و ضروری را توسط بیمارستان‌ها، برای رفع موانع ذکرشده از سوی ماماها انجام دهند.

محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

 اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمان‌های آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارت‌ها و عواقب ناگوار و جبران‌ناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقش‌های فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از  روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و داده‌های حاصل از مقالات علمی‌ معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است.  یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوه‌های معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوه‌های علمی مناسب طراحی و تحقق  آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد

رسول اسمعلی پور، سید محمدعلی طباطبایی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

این مقاله نامه به سردبیر و فاقد چکیده است.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb