9 نتیجه برای عابد
مهناز قلجه، زهرا ذاکری، نسرین رضایی، راضیه عابدزاده،
دوره 3، شماره 5 - ( (ویژه نامه حقوق بیمار) 1389 )
چکیده
دفاع از حقوق انسان به منظور حفظ حرمت و عزت اوست که با رعایت آن رابطهی خوبی بین بیمار، پزشک و پرستار ایجاد میشود. این پژوهش به منظور بررسی آگاهی و عملکرد پزشکان و پرستاران از رعایت حقوق بیمار در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زاهدان درسال 1388 انجام شد.
این پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و جامعهی پژوهش را 132 پرستار و 55 پزشک تشکیل داده است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای شامل 3 بخش است که قسمت اول اطلاعات دموگرافیک، قسمت دوم پرسشنامهی مربوط به آگاهی و قسمت سوم مربوط به عملکرد است.
میانگین نمرهی آگاهی پزشکان از حقوق بیمار 12/15 (آگاهی خوب) و میانگین نمرهی آگاهی پرستاران 45/13 (آگاهی متوسط) بوده است. میانگین نمرهی آگاهی پزشکان نسبت به پرستاران از حقوق بیمار بیشتر بود. میانگین نمرهی عملکرد پزشکان 92/12 و پرستاران 85/9 بود که عملکرد آنها از حقوق بیمار متوسط تلقی شد. میانگین نمرهی عملکرد پزشکان نسبت به پرستاران بیشتر بوده و بین میانگین نمرهی آگاهی و عملکرد پرستاران ارتباط وجود داشت.
ارائهدهندگان خدمات بهداشتی - درمانی بالاخص گروه پزشکی باید از مفاد حقوق بیمار آگاهی داشته و ضروری است که مدیران بیمارستانها تدابیری در زمینهی اجرای قوانین مربوط به حقوق بیمار فراهم آورند.
هدی احمری طهران، عصمت جعفربگلو، نازنین ضیاء شیخ الاسلامی، زهرا عابدینی، اعظم حیدرپور،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
یکی از روشهای انتخابی برای زنانی که بهدلیل مشکلات پزشکی، بهخصوص نداشتن رحم، قادر به باروری نیستند استفاده از رحم جایگزین است. با توجه به بحث برانگیز بودن این روش و لزوم بررسی جنبههای مختلف اخلاقی و حقوقی آن، هدف این مطالعه بررسی نگرش زنان نابارور مراجعهکننده به مرکز ناباروری حضرت معصومه (س) قم نسبت به رحم جایگزین بوده است.
این مطالعهی توصیفی - مقطعی با استفاده از روش نمونهگیری آسان بر روی 300 زن نابارور انجام شد. اطلاعات توسط پرسشنامهای2 قسمتی که حاوی مشخصات فردی وعبارات نگرشی بود جمع آوری و با کمک آزمونهای توصیفی و تحلیلی در سطح معنیداری 05/0> P آنالیز شد.
نتایج نشان داد 3/61 درصد زنان نابارور نسبت به رحم جایگزین، دارای نگرش مثبت و 7/38 درصد دارای نگرش منفی هستند. همچنین بیشترین اولویت عبارات نگرشی «ترس از ایجاد رابطهی عاطفی بین مادر جانشین و نوزاد و نیز مشکلات هنگام تحویل نوزاد از مادر جانشین به زوج متقاضی» بود. بین نوع نگرش مثبت با سن، میزان تحصیلات زن، میزان تحصیلات مرد، تعداد سالهای نازایی و میزان درآمد سرپرست خانواده ارتباط آماری معنیداری با همبستگی مستقیم مشخص شد (05/0> P).
با توجه به نگرش مثبت اکثریت افراد مورد مطالعه نسبت به رحم جایگزین و از آنجا که آگاهی از باورها و تمایلات خانوادهها برای قانونمندکردن رحم جایگزین و حفظ حقوق آنان اهمیت بسیاری دارد، لذا، پژوهشهای جامعتری در این زمینه و همچنین در بین گروههای مختلف جامعه توصیه می شود.
لیلی صفائیان، شیوا علوی، علیرضا عابد،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
تصمیمگیری اخلاقی در حرفهی پزشکی به اقتضای حرفهای از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این اهمیت با پیشرفتهای اخیر در علوم پزشکی و طرح موضوعات اخلاقی جدید در اخلاق پزشکی نوین دوچندان شده و تصمیمگیری اخلاقی را با پیچیدگیهایی خاص توأم کرده است. در این مقاله برآنیم که در جهت نهادینهکردن تصمیمگیری اخلاقی در جامعهی پزشکی و ارائهی الگویی اسلامی، از دیدگاه امیرمؤمنان در نهجالبلاغه، به بسط مؤلفهی تصمیمگیری در مبحث اخلاق پزشکی بپردازیم. بدین منظور موضوع تصمیمگیری اخلاقی به روش کتابخانهای در کتب و مقالات فارسی و لاتین مورد بررسی قرار گرفت و مصادیق تصمیمگیری اخلاقی در طب و پزشکی نوین، مؤلفهها و عوامل مؤثر بر آن در نهجالبلاغه و تفاسیر مربوطه جستوجو و تحلیل شد. در کلام امام، مؤلفههای تصمیمگیری اخلاقی شامل دانش، بصیرت، توکل، مشورت، پایبندی به ارزشهای اخلاقی، واقعگرایی و بیطرفی، امانتداری، عدالتگرایی، حقمداری، انجام وظیفه، رازداری، محرم بودن، قانونمداری، نگرش توحیدی و توجه به کرامت انسانی هستند. همچنین، آفات تصمیمگیری اخلاقی از منظر نهجالبلاغه عبارتند از: ناتوانی در پیشبینی و ارزیابی پیامدهای احتمالی، شتابزدگی، غلبهی احساسات و منافع مادی. در آموزههای علوی، زمانی تصمیمگیری پزشک اخلاقی خواهد بود که رعایت عدالت، حقوق الهی و انسانی را در عملکرد حرفهای خود مد نظر قرار دهد و نگرش وی به کار و حرفه نه صرفاً وسیلهای جهت کسب منافع اقتصادی بلکه بهعنوان یک امانت باشد.
محمد جلالی، احمد نصیری، حیدر علی عابدی،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
اعلام خبر بد به بیمار قسمت عمدهای از مراقبتهای سلامتی محسوب میشود. از آنجایی که اطلاعرسانی به بیمار و خانواده از حقوق اولیهی بیمار است، توجه به تجارب بیماران و خانوادهها پس از شنیدن خبر بد میتواند این اطلاعرسانی را هدفمندتر کرده و از آسیب بیشتر به بیمار و خانواده جلوگیری کند؛ لذا پژوهش حاضر بهمنظور توصیف تجارب بیمار و خانواده پس از شنیدن خبر بد توسط کادر پزشکی انجام شده است. این مطالعه به روش پدیدارشناسی که رویکردی کیفی است، انجام شده است. نمونهها از میان افراد دارای تجربهی شنیدن خبر بد در شهر بیرجند و در سال 1392، انتخاب شدند. نمونهگیری مبتنی بر هدف بوده و تا اشباع اطلاعات که در پایان، شمار شرکتکنندگان را به 10 نفر رساند، ادامه یافت. یادداشتبرداری نیز برای تکمیل فرآیند گردآوری دادهها بهکار برده شد. روش کلایزی جهت تحلیل دادهها بهکار رفته و استحکام این مطالعه بر پایهی معیار دقت در نظر گرفته شده است. آزمودنیها در گروه سنی 70-25 سال بودند. طبق روش کلایزی در مرحلهی اول 280 کد بهدست آمد که همان مفاهیم تدوین شده هستند. در این مرحله از کدهای استخراج شده فهرستی تهیه شد. سپس دستههای موضوعی مختلف که معانی مشابهی داشتند، در پنج دستهی موضوعی بزرگتر جای داده شدند که عبارتند از: 1- آشفتگی بدو مواجهه 2- واکنشهای تطابقی 3- تسکین معنوی 4-تلاطم خانوادگی 5- حمایتطلبی. نتایج این مطالعه نشان داد که بیمار و خانواده پس از شنیدن خبر بد واکنشهای متفاوتی از خود نشان میدهند، لذا کادر پزشکی ضمن آشنایی و آموزش روشهای علمی اطلاع خبر بد و با شناخت عکسالعملها، آشفتگیها و تلاطمها و منابع تطابقی و حمایتی به کار برده شده توسط بیمار و خانواده میتوانند باعث سازگاری بیشتر بیمار و خانواده با واقعهی ناگوار و ایجاد آرامش در آنها شوند
رویا ملکزاده، افشین امیرخانلو، قاسم عابدی، فرشته عراقیان مجرد،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
گسترش سریع کووید 19، نبود درمان استاندارد، محدودیت زمانی و کمبود منابع از چالشهای جدی در سراسر دنیاست. با توجه به اهمیت اخلاق در ارائهی مراقبت به بیماران مبتلا به بیماریهای نوپدید، این مطالعه با هدف تبیین چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران کووید 19 و درمان آنان انجام شد. پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوای کیفی در سال 1399 انجام شد. مشارکتکنندگان 22 نفر از پزشکان متخصص عفونی و پرستاران بخشهای مراقبت بیماران کووید 19 با حداقل پنج سال سابقهی کار در بیمارستانهای استان مازندران بودند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافتهی مبتنی بر هدف و روش گلولهی برفی، پس از کسب رضایت آگاهانه از شرکتکنندگان جمعآوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت. ﺗﺤﻠﯿﻞ دادههای ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش گرانهیم لوندمن انجام شد. برای صحت و استحکام مطالعه از معیارهای پیشنهادی گوبا و لینکلن استفاده شد.از تحلیل تجربیات مشارکتکنندگان، چهار درونمایهی اصلی و سیزده درونمایهی فرعی درخصوص چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به کووید 19 استخراج شد. رعایت حقوق بیماران، انگ و تبعیض اجتماعی، وظیفهی مراقبت از بیماران و حمایت و پاسخگویی مسئولان از چالشهای اصلی اخلاقی در مراقبت از بیماران در دوران کرونا ﺑود. با توجه به یافتههای مطالعه، حمایت از حقوق بیماران و ارائهی مراقبت با کیفیت خوب از طریق تصمیمگیری آگاهانه و اخلاقی برای افزایش رضایتمندی بیماران و ارتقاء سلامت آنان، بهعنوان راهکارهای رفع چالشهای اخلاقی، توصیه میشود.
حسین ریاضی، سمیه عابدیان، حمید مقدسی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
هدف از این پژوهش، شناسایی مسائل و مشکلات حقوقی اجرای پروندهی الکترونیکی سلامت، اولویتبندی، ارائهی کاربست عملیاتی برای ذینفعان، بیان ملاحظات اخلاقی و قانونی در ارائهی این دسترسیها، نحوهی بهرهبرداری از این اطلاعات در ابعاد شخصی، حاکمیتی، پژوهشی و قانونی بوده است. اجرای این طرح، بهصورت خلاصه در مراحل زیر انجام گرفته است: بررسی متون، مشخصکردن جنبههای اخلاقی و حقوقی اجرای پروندهی الکترونیک سلامت، بررسی قوانین و مقررات موجود در کشور، مشخصکردن نقصانهای موجود در ایران و بومیسازی جنبههای اخلاقی و حقوقی اجرای پروندهی الکترونیک سلامت در ایران و ارائهی پیشنهادهای عملیاتی. با بررسی متون، فهرستی از جنبههای اخلاقی پروندهی الکترونیک سلامت، استخراج و بررسی شد؛ همچنین، با مرور قوانین و مقررات به نظر میرسد، در دههی اخیر قوانینی متعدد و متنوع در موضوع سلامت الکترونیک و بهطور ویژه در موضوع پروندهی الکترونیک سلامت تصویب شده است و خلأ قانونی جدی در این حوزه، در کشور وجود ندارد؛ اما اشکالات جدی زیر در آن به چشم میخورد: اجرانشدن یا اجرای ناقص برخی قوانین و مقررات موجود، نبود مقررات فنی و اجرایی کافی و تعیین مصادیق انحراف از اهداف قوانین و مقررات یا اجرای صحیح آن و نبود ضمانت اجرا برای بعضی از قوانین و مقررات. بر اساس اسناد مطالعهشده، وضعیت موجود پروندهی الکترونیکی سلامت در کشور، از جنبههای حقوقی و اخلاقی بررسی و پیشنهادهای عملیاتی برای اصلاح و ارتقاء آن، ارائه شده است.
سمیره عابدینی، الهام ایمانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
آموزش بالینی بخشی مهم از برنامهی درسی دانشجویان علوم پزشکی است و دانشجویان در طول این دوره، با چالشهای اخلاقی متعدد مواجه میشوند. ازآنجاکه اخلاق، عاملی مهمی در ارائهی صحیح خدمات سلامت به مددجویان محسوب میشود، این مطالعه با هدف تبیین چالشهای اخلاقی کارآموزی، از نظر دانشجویان علوم پزشکی طراحی شد. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. نمونهگیری هدفمند بود و دادهها با استفاده از مصاحبهی عمیق، چهره به چهره و نیمهساختاریافتهی فردی جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها همزمان با جمعآوری دادهها، با روش تحلیل محتوای کیفی، با رویکرد استقرایی، مطابق روش الو و کینگاز (2008) انجام شد. در این مطالعه، پس از انجامدادن مصاحبه با چهل نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، اطلاعات به اشباع رسید. میانگین سنی مشارکتکنندگان در پژوهش 22/1±67/22 سال بود. پس از تحلیل متن مصاحبهها، در نهایت دو مضمون و هفت طبقه حاصل شد. مضامین حاصل، تحت عناوین چالشهای اخلاقی در محیط بالین و چالشهای اخلاقی در متصدیان آموزش بالینی نامگذاری شدند. با توجه به نتایج بهدستآمده از مصاحبههای دانشجویان مختلف ضرورت دارد، معاونان آموزشی و استادان دانشگاه به چالشهای اخلاقی در محیط بیمارستانها و درمانگاهها توجهی خاص مبذول داشته و اقدامات لازم را در زمینهی آشناسازی دانشجویان با مسائل اخلاقی، چگونگی مواجهه با این مسائل و نحوهی تصمیمگیری در موقعیتهای اخلاقی در نظر داشته باشند.
مینا گائینی، حمید آسایش، احمد پریزاد، زهرا عابدینی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
آموزش بالینی، مهمترین و اصلیترین بخش آموزش پرستاری است. افزایش دانش نظری و عملی دانشجویان در بخش روانپزشکی برای بهبود نگرش و قبول مراقبت و انجامدادن آن، ضرورت دارد. از طرفی پیامد یادگیری در آموزش بالینی، میتواند شکلگیری و ارتقاء صلاحیتهای حرفهای ازجمله: ارتباط و اخلاق حرفهای، توسعهی تفکر انتقادی برای قضاوت و تصمیمگیری بالینی، ایجاد حساسیت اخلاقی، همکاری تیمی و عملکرد گروهی را به همراه داشته باشد. با توجه به ضرورت مطرح شده، این مطالعه با هدف تبیین تجارب دانشجویان پرستاری مبتنی بر روایتنویسی- بازاندیشی در اولین مواجهه با مددجویان روانپزشکی انجام شد. این مطالعهی کیفی، در دورهی کارآموزی روانپرستاری در دانشکدهی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قم در دو نیمسال متوالی انجام شد. نمونهگیری بهشکل هدفمند و داده ها از طریق ده مصاحبهی فردی نیمه ساختارمند و دو گروه متمرکز حضوری و مجازی (گروه پنجنفره) گردآوری شد. جمعآوری دادهها تا مرحلهی اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. تحلیل دادهها بر اساس رویکرد تحلیل محتوای کیفی و در بستر نرمافزار MAXQDA 20، صورت گرفت. تجربیات بالینی دانشجویان از اولین دورهی آموزش بالینی روانپرستاری، بر اساس روایت نویسی- بازاندیشی یک درونمایهی اصلی، مشوقی برای ارتباط اخلاقی و معنوی در پرستاری و چهار درونمایهی فرعی تقویت ارتباط همدلانه، تقویت حساسیت اخلاقی، احترام به شأن و کرامت مددجویان و شنیدن صدای احساس مددجویان را دربرداشت. تجارب حاصل از روش بازاندیشی در آموزش بالینی، بهویژه در محیطهای بالینی تخصصی، همچون: بخش روانپزشکی و در اولین مواجهه با مددجویان در این بخشها، میتواند انعکاسی از نگرش و دیدگاه دانشجویان را در ارتباط با این مددجویان و خانوادهی آنها فراهم آورد؛ بهطوریکه میتوان از این تجارب غنی در پرورش و تقویت ارتباط و اخلاق حرفهای دانشجویان گروه علوم پزشکی بهره جست.
هدایت جعفری، فاطمه احمدی، مبینا عابدین پور،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
خستگی شفقت به حالت خستگی فیزیکی و عاطفی اطلاق میشود که متخصصان مراقبتهای بهداشتی، به دلیل قرارگرفتن طولانیمدت در معرض استرسهای شغلی و عوارض عاطفی مراقبت از دیگران تجربه میکنند. مراقبت دلسوزانه برای نتایج بالینی بهتر بیمار ضروری است؛ اما، در طول ارائهی مراقبتهای بهداشتی میتواند با عوامل متعدد به خطر بیفتد. این مطالعه به بررسی عناصر مؤثر بر خستگی شفقت در پرستاران بخش مراقبت ویژه میپردازد. این بررسی نظاممند با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی SID, Magiran Irandoc, Iranmedex, Civilica, Science Direct, Web of Science, Embase, PubMed, Scopus, ProQuest, و Google Scholar با استفاده از کلیدواژههای خستگی شفقت، مراقبتهای ویژه، پرستاران، رضایت از شفقت و فرسودگی انجام شد. پس از حذف نمونههای تکراری، ابتدا مطالعات بر اساس معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند؛ سپس، کیفیت آنها، با استفاده از چکلیست ارزیابی انتقادی برای مطالعات مقطعیتحلیلی ارزیابی شد. در نهایت، ۲۳ مطالعهی انجامگرفته در بازهی زمانی ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ وارد این مرور نظاممند (سنتزکیفی) شدند. تعداد کل شرکتکنندگان در تمام مطالعاتی که در این مرور بررسی شدند، ۵۸۲۰ نفر بود. این بررسی نشان داد، عناصر ساختاری محل کار و ویژگیهای جمعیتشناختی پرستاران، مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، ملیت، سطح تحصیلات، تابآوری، طول شیفت، سابقهی کار در بخش مراقبت ویژه، محل کار، سمت در واحد و نسبت پرستار به بیمار، علل و پیشبینیکنندههای خستگی شفقت هستند. رهبری و حمایت اداری در محیط بالینی و راهبردهای مقابلهای بهکارگرفتهشده بهوسیلهی پرستاران، عواملی بودند که تأثیر خستگی شفقت را در میان پرستاران مراقبتهای ویژه کاهش دادند. این بررسی نظاممند، با برجستهکردن تأثیر شایان توجه خستگی شفقت بر پرستاران نشان داد، هم محیط کار و هم عوامل جمعیتشناختی، در بروز خستگی شفقت نقشی مهم دارند. یافتهها بر اهمیت رهبری حمایتی و همچنین راهبردهای مقابلهای مؤثر، در کاهش اثرات خستگی از شفقت در میان پرستاران مراقبتهای ویژه تأکید میکند. با پرداختن به این عوامل، سازمانهای مراقبتهای بهداشتی میتوانند رضایت شفقت را افزایش داده و فرسودگی شغلی را کاهش دهند؛ این اصلاحات، در نهایت، به بهبود مراقبت از بیمار و پیامدهای بالینی منجر میشوند.