18 نتیجه برای عباسی
انیس عباسی، نگار یزدانی، محمد کریم بهادری،
دوره 1، شماره 4 - ( مهرماه 1387 )
چکیده
یکی از شاخصهای سنجش کارآمدی و رشد و توسعه از جمله در بخش بهداشت و درمان، رضایت مردم از خدمات دستگاههای دولتی است؛ که برای ارتقای آن طرح تکریم ارباب رجوع اجرا شده است. مؤلفههایی از قبیل سرعت، صحت و دقت درکار مراجعان، چگونگی برخورد با آنها و اطلاعرسانی مناسب، از جمله اهداف « نقش طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب رجوع در نظام اداری» و از مهمترین عواملی هستند که باعث دگرگونی و بهبود اوضاع اداری میشوند.
این مطالعه بهصورت توصیفی و مقطعی در بهار 86 براساس پرسشنامههای سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور در قالب 4 محور «اطلاعرسانی»، «سنجش اعتماد مردم به میزان تخصص و تعهد کارکنان»، «رضایت از رعایت ادب و احترام کارکنان» و «رضایت از فضا و تجهیزات موجود» انجام گرفت. در فرایند ارزیابی این طرح از 222 نفر مراجعهکننده که بهصورت تصادفی انتخاب شدند نظرسنجی بهعمل آمد.
براساس محورهای مورد ارزیابی بهترین عملکرد بیمارستانهای این دانشگاه با کسب 4/68 و 6/67 درصد به ترتیب مربوط به محور «رعایت ادب و احترام کارکنان» و «محور اطلاعرسانی» بوده و محور «میزان سنجش اعتماد مردم» از عملکرد متوسطی برخوردار است. اما در محور «ایجاد فضا و تجهیزات» بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گلستان با 1/60 امتیاز از عملکرد پایینی برخوردار است. در بعد تعداد دفعات مراجعه حدود 5/17 درصد از مراجعهکنندگان بیش از یکبار برای دریافت خدمات به واحد مورد نظر مراجعه نمودهاند.
با توجه به نتایج بهدست آمده لازم است که بیمارستانها با برنامهریزی صحیح و اصلاح و بازنگری فرایندها نسبت به کارسنجی و کوتاه کردن فرایندهای انجام کار و اطلاعرسانی صحیح اقدام نمایند. با استفاده از روشهای مختلف نسبت به تقویت وافزایش انگیزش و تعهد کاری کارکنان اقدام شود و برای اجرای موفقیتآمیز این طرح آموزش و بازآموزی اصولی آنها و استفاده از شیوههای مؤثر انگیزشی، تعهد رهبری سازمان، و ایجاد فرهنگ سازمانی و بسترسازی لازم بهعنوان راهکارهای اجرایی پیشنهاد میشود.
عطااله پور عباسی، میثم توکلی بینا،
دوره 3، شماره 5 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
مریم عباسی نژاد، علی جعفریان، فریبا اصغری، علیرضا پارساپور، محمدرضا ظفرقندی،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده
یکی از تظاهرات رعایت حق اتونومی بیماران در عمل اخذ رضایت آگاهانه قبل از هر اقدام تهاجمی است. در حال حاضر در ایران، فرایند اخذ رضایت آگاهانه پیش از اقدامات جراحی، محدود به امضای یک برگه است و این برگه اغلب اطلاعات اختصاصی هر عمل جراحی را تشریح نمیکند و فرصت کافی برای مطالعهی آن به بیماران داده نمیشود. نویسندگان برای اصلاح این رویه برگههای اطلاعات اختصاصی را برای هر یک از انواع عمل جراحی تدوین کردهاند که با هدف بررسی اثر بخشی ارائهی این برگهها به بیماران در ارتقاء دانش و رضایتمندی آنها این مطالعه اجرا شد. به 110 نفر از بیمارانی که جهت انجام جراحیهای الکتیو، در بخشهای جراحی 1 و 3 و 4 و 5 بیمارستان امام خمینی (ره) و جراحی 3 بیمارستان سینا بستری شده بودند، پیش از انجام عمل جراحی، برگههایی حاوی اطلاعات اختصاصی پیرامون عملهای جراحی مختلف ارائه شد و نحوهی استفاده از آن به عهدهی خود بیمار گذاشته شد؛ سپس بعد از عمل جراحی و در نزدیکترین زمان ممکن به ترخیص، با استفاده از پرسشنامهی شفاهی، با آنان مصاحبه به عمل آمد. در مقطع زمانی دیگری با 110 بیمار دیگر مشابه از نظر شرایط مکانی و بیماری بدون دادن برگهی حاوی اطلاعات، بعد از عمل جراحی، و در نزدیک ترین زمان ممکن به ترخیص، مصاحبه شد. پرسشنامه شامل سؤالات تشریحی پیرامون آگاهی آنان از بیماریشان و عمل جراحی مورد نظر بود و نیز از میزان رضایت آنها از اطلاعاتی که در اختیارشان قرار گرفته بود سؤال شد.
میانگین نمرهی آگاهی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 8/48 درصد، و در بیماران گروه کنترل، معادل 6/44 درصد از 100 درصد بود. ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی عمل جراحی به بیماران گروه مداخله، تأثیر معنیداری بر آگاهی کلی بیماران نداشت (140/0 P=) و فقط آگاهی آنان را نسبت به عوارض جانبی عمل جراحی خود بالا برد (001/0< P). همچنین، رضایتمندی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 2/60، و در بیماران گروه کنترل، معادل 4/56 از 100 بود و ارائهی برگههای اطلاعات تأثیر معنیداری بر رضایتمندی کلی بیماران نداشته (166/0 P= ) و رضایتمندی آنان را فقط در مورد اطلاعاتی که در خصوص دورهی نقاهت پس از عمل جراحی در اختیارشان گذارده شده بود، افزایش داد (033/0 P=). با توجه به اینکه ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی موضوع این مطالعه، در مجموع نمیتواند به تنهایی باعث افزایش آگاهی و رضایتمندی بیماران شود، پیشنهاد میشود که پزشکان در روند اخذ رضایت از بیماران، به ارائهی یک برگه بسنده نکرده و وقت کافی جهت توضیح پیرامون نوع بیماری و جنبههای مختلف آن به بیماران اختصاص دهند.
عبدالحسن کاظمی، مصطفی کاظمی، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، نجات فیض اللهی، صدیار عطالو، محمود مسعودی نیا،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده
در متون دینی و در همهی فرهنگها، پایان زندگی با سختیهای ناشناخته و اضطراب توصیف شده است. مرگ مرحلهی انتقالی تجربه نشدهای است که انسان پیوندهای خود را با جهان مأنوس خود میگسلد و در عالمی اسرارآمیز گام میگذارد که در فرهنگ اسلامی برای گذر از این مرحله توصیههایی وجود دارد.
در حوزهی اخلاق پزشکی در مورد بیماران مشرف به موت و احساس درماندگی آنان مباحث عدیدهای وجود دارد و مراقبتهای پایان حیات، تسکین درد، مدیریت محیط و لحظات احتضار بیمار، مرگ در آرامش، تسکین آلام اطرافیان بیمار مشرف به موت و... در عرصهی اخلاق پزشکی نه تنها توصیه میگردد؛ بلکه حتی قسمتی از حقوق بیمار و وظایف کادر پزشکی است.
مفهوم مراقبتهای پایان حیات، افزایش کیفیت زندگی بیمار مشرف به موت است، ولی پروتکلهای کنترل و تسکین درد، برنامههای بالینی و کیفیت مراقبت استاندارد در همهی جوامع یکسان نیستند. اجرای این پروتکلها مفهوم توجه به تمامیت جسمانی و هویتی بیمار و جایگزینی فرهنگ بیمارمحوری بهجای فرهنگ بیماری محوری مرسوم را در خود دارد.
داغدیدگی اطرافیان بیمار پس از مرگ وی با سوگ و سوگواری در سه مرحلهی اجتناب، مواجهه و سازگاری ظاهر میشود. سوگواری نحوهی ابراز افکار و احساسات داغدیدگان است و مدیریت عالمانهی سوگ از بروز ناهنجاریها و احیاناً آسیبهای اجتماعی ناشی از فقدان بیمار فوت شده جلوگیری مینماید و هدف این نوشتار نیز بررسی بعضی از ابعاد این موضوع با رویکرد به اخلاق پزشکی است.
مرتضی خاقانی زاده، حسن ملکی، محمود عباسی، عباس عباس پور، مهدی مصری،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده
اخلاق پزشکی دانشی میان رشتهای است و طی 30 سال اخیر رشد فزایندهای داشته است و امروزه بهعنوان جزئی از برنامههای درسی دانشجویان در بسیاری از دانشکدههای پزشکی به شمار میرود. در ایران هرچند بهبود کیفیت آموزش پزشکی عمومی، مورد عنایت قرار گرفته است، در زمینهی آموزش اخلاق پزشکی هنوز اصلاحات مؤثری صورت نگرفته است. بهمنظور شناخت عمیقتر و واقعیتر مشکلات و چالشهای برنامهی درسی اخلاق پزشکی، با اساتید اخلاق پزشکی مصاحبه شد و تجارب آنان در این زمینه تبیین گردید. این مطالعه یک پژوهش کیفی است که دادههای آن از طریق مصاحبهی نیمهساختارمند با 14 نفر از اساتید اخلاق پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی تهران در سال 1389 جمعآوری و با رویکرد تحلیل محتوای Mayring ، تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج این تحقیق بیانگر ضعفها و چالشهایی در برنامهی درسی اخلاق پزشکی است که تحت عنوان 5 درونمایه معرفی گردید: جامعیت اهداف، سازماندهی تلفیقی، تناسب محتوا، روش تدریس فعال، و نظام جامع ارزشیابی. ضعفها و چالشهای موجود در برنامهی درسی اخلاق پزشکی میتواند یک مانع مهم در ارتقا و رشد اخلاقی دانشجویان محسوب شود که با ارائهی راهکارها و مدلهای مناسب و جدید میتوان به توسعهی برنامهی درسی اخلاق پزشکی و آموزش آن کمک کرد.
مهران سیف فرشد، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، آرزو خاتمی زنوزیان،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
مراقبتهای سلامتی اولیه (PHC) برای بیش از سه دهه بهعنوان یک استراتژی جهانی برای حصول اطمینان از تأمین سلامت برای همهی مردم اعلام شده است. در طی سالیان اخیر، علیرغم توجه به مباحث اخلاق زیستی کمتر به موضوعات اخلاقی، حیطهها و پیامدهای آنها در سطح اجتماعی و سلامت عمومی پرداخته شده است. دست اندرکاران و سیاستگذاران بهداشت عمومی همواره با مسائل اخلاقی و شاخصههای PHC مواجه میشوند و باید آنها را حل و فصل کنند. ماهیت سلامت عمومی، تمرکز بر جمعیت و جوامع است و در سلامت عمومی، تنش بین اتونومی افراد و مسؤولیت در قبال دیدگاهها و نیازهای جوامع و مردم برجستهتر است. همچنین، مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، از جمله تخصیص عادلانهی منابع محدود بیشتر نمایان میشود.
در زمینهی سلامت عمومی، مسائل اخلاقی اولیه نگرانی از تنشی را بیان میکنند که بین حقوق و منافع افراد و منافع جامعه وجود دارد. از جمله در سیاستها و برنامههای مربوط به آزمایش یا گزارش اجباری بیماریها. چنانچه یک داوطلب سالم یا بیمار، حق دارد بهطور کامل در مورد خطرات و فواید پژوهش آگاه شود افراد سالم کل جمعیت نیز از این حق برخوردارند که اگر موضوع خدمات و برنامههای پیشگیری قرار گیرند، آگاهی کافی بهدست آورند. بههر حال، چالشهای جدیدی در حیطهی سلامت عمومی مانند تخصیص منابع در سطح کلان سیستم سلامتی، علوم و تکنولوژیهای جدید، طرح ژنوم انسانی و جمعآوری و تجزیه و تحلیل حجم عظیم اطلاعات بهوجود آمده است. در طول 20 سال گذشته و بیشتر، بدنهی جامع اخلاق زیستی در چالشهای اخلاقی در سطح فردی تکامل یافته است. برای مثال، در رابطه با تصمیمگیری پایان عمر، سقط جنین یا تحقیقات پزشکی. با این حال، بسیاری از چارچوبهای تأسیسی و اصول در اخلاق زیستی استفاده نسبتاً محدودی در سطح جمعیت دارند. اخلاق مدت طولانی است که بهعنوان زیر بنای مراقبتهای سلامتی اولیه شناخته شده است و در حالی که درک از اخلاق در حمایت از بسیاری از مراقبتهای بهداشتی و پژوهشها توسعه داده شده است، تلاش اندکی برای تدوین چارچوب اخلاقی متمرکز در مراقبتهای سلامتی وجود دارد. در حال حاضر کدهای اخلاق در پژوهش، اخلاق زیستی، اخلاق سیاست عمومی و اخلاق عمومی تدوین شده است و لازم است محققان اخلاق زیستی در مورد چارچوبها و رویکردهایی که ممکن است بهطور خاص در حیطهی مسائل اخلاقی در زمینهی مراقبتهای بهداشتی بهوجود آیند تمرکز بیشتری داشته باشند، چراکه تفکر در مورد ارزشهای گروهی جوامع یا حتی کل جامعه اغلب ممکن است به تأکیدات مختلف در تجزیه و تحلیل اخلاقی و نتیجهگیریهای مختلف در مورد اعمال اخلاقی مناسب منجر شود. لذا مطالعهی حاضر مطالعهای تطبیقی در بین چارچوبهای اخلاقی کشورهای مختلف و کشور ایران در زمینهی برنامههای مراقبتهای بهداشتی است تا بتوان از نتایج آن در تدوین چارچوب اخلاقی مناسب برای تصمیمسازی اخلاقی در چالشهای مراقبتهای بهداشتی، تدوین و ارائهی راهنماهایی در چگونگی تخصیص منابع در مراقبتهای بهداشتی و ارائهی چارچوبی اخلاقی برای بررسی دقیق سیاستها و برنامههای مراقبتهای بهداشتی، بهرهی لازم گرفته شود.
محمود عباسی، جلال عربلو،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
ارزیابی فناوری سلامت (HTA) فرایندی چند رشتهای است که اطلاعات مربوط به مسائل پزشکی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی کاربرد فناوریهای سلامت را به شیوهای نظاممند، شفاف، بدون سوگیری و نیرومند خلاصه میسازد. هدف از انجام آن ایجاد آگاهی و ارائهی اطلاعات به منظور تدوین سیاستهای سلامت صحیح و اثربخش است که بیمارمحور و بهدنبال دستیابی به بهترین ارزش باشند. اگرچه ارزیابی جنبههای اخلاقی فناوری سلامت بهعنوان یکی از اهداف فرایند HTA مطرح است، در عمل، ادغام این جنبه به گزارش فرایند مورد اشاره همچنان بهصورت محدود صورت میگیرد. ترکیب ملاحظات اخلاقی در HTA میتواند منجر به بهبود ارتباط بین ارزیابیهای فناوری مراقبت سلامت و سیاستگذاری سلامت در هر دو گروه کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه شود. از این رو، مقالهی حاضر بر چند نکته تمرکز یافته است: مفهوم HTA؛ رابطهی HTA و اخلاق؛ مسائل اخلاقی در HTA؛ تحلیل اخلاقی و روشهای مورد استفاده آن جهت یکپارچهسازی تجزیه و تحلیل اخلاقی در HTA.
فریبا برهانی، محمود عباسی، عباس عباس زاده، سولماز موسوی، ،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده
برای مواجهه با چالشهای امروز نظام سلامت، یکی از مهمترین نیازها، تقویت همکاری بینرشتهای است. در میان مشاغل گوناگونی که در بخش سلامت فعالیت میکنند، همکاری پزشک و پرستار اهمیت ویژهای دارد. با اینوجود بهنظر میرسد همکاری پرستار و پزشک بیشتر در مطالب درسی به چشم میخورد و این همکاری در محیط کار واقعی و بالینی با چالشهایی همراه است. این مطالعهی توصیفی – تحلیلی با هدف تعیین نگرش پزشکان و پرستاران بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در زمینهی همکاری با یکدیگر و با استفاده از پرسشنامهیJefferson پس از ترجمهی روان و تعیین روایی و پایایی، بر روی 223 پزشک و پرستار (59 پزشک و 164 پرستار) انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 18 تجزیه و تحلیل شد.نتایج پژوهش نشان داد پرستاران نگرش مثبتتری (49/3 میانگین نگرش پرستاران) به مفهوم همکاری با یکدیگر نسبت به پزشکان (12/3 میانگین نگرش پزشکان) دارند (02/0P=). همچنین، بین نگرش پزشکان و پرستاران نسبت به همکاری با یکدیگر در گویههای مختلف پرسشنامه (06/5f= 02/0 P=) بهجز حیطهی استقلال پرستاران (95/0f= 32/0P=) اختلاف معنیدار مشاهده شد. با توجه به اینکه ارتباط مناسب پزشک و پرستار و توافق آنها در امر برنامهریزی مراقبتی بیماران در افزایش کیفیت مراقبت بسیار مؤثر است و از طرف دیگر عدم مشارکت و همکاری آنان منجر به استرس در محیط کار میشود، باید آموزشهای ضمن خدمت برای پزشکان و پرستاران با توجه به اهمیت همکاری بین تیم درمان و مراقبت، در برنامهی درسی دانشجویان پزشکی و پرستاری گنجانده شود تا از این طریق دیدگاه سنتی به نقش پرستاران تغییر یابد و پرستاران بتوانند بهطور مؤثری به ایفای نقش حرفهای خود بپردازند و با همکاری بیشتر با پزشکان، هم افزایی نقشها افزایش یافته و کیفیت مراقبت از بیماران ارتقا یابد.
نادر اعیادی، شهریار درگاهی، حسین قمری گیوی، مسلم عباسی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده
پرستاری از جمله مشاغلی است که استرس شغلی در آن رایج است. استرس شغلی، بسیاری از عوامل همچون عوامل جسمانی، روانشناختی، اجتماعی و خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد. نقش مهم پرستاران در جامعه، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر زندگی، کار و زناشویی پرستاران و نیز انجام اقدامات پیشگیرانه را ضروری میسازد. لذا هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش استرس شغلی در بهزیستی ذهنی، استرس زناشویی و همدلی پرستاران است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. نمونهی این پژوهش شامل 120 نفر از پرستاران شهر اردبیل در سال 94-93 هستند که از بیمارستانهای اردبیل به شیوهی نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی استرس شغلی (Gray-Toft P و Anderson)، پرسشنامهی بهزیستی ذهنی (مولوی و همکاران)، مقیاس استرس زناشویی استهلکم تهران (STMSS) و مقیاس همدلی La-Monica استفاده شد. همچنین، جهت تحلیل دادههای این پژوهش از ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش حاضر از نسخهی 18 نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی Pearson نشان داد که بین استرس شغلی پرستاری با بهزیستی ذهنی و همدلی پرستاران همبستگی منفی و بین استرس شغلی پرستاری با استرس زناشویی نیز همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، استرس شغلی پرستاری میتواند 25 درصد از تغییرات بهزیستی ذهنی، 29 درصد از استرس زناشویی و 27 درصد از تغییرات همدلی را در پرستاران تبیین کند. پرستاران به دلیل ماهیت استرسزای شغلشان، از لحاظ جسمی-روانی و زندگی شخصی، تحت تأثیر استرسهای ناشی از محیط کار قرار میگیرند که با کاهش سلامت روانی و روابط همدلانه و افزایش مشکلات زناشویی در آنها همراه است.
محسن رضائی آدریانی، سعید نظری توکلی، مهرزاد کیانی، محمود عباسی، محسن جوادی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی، دانشی کهن است. برخی از موضوعات مطرح در آن، سابقهای تاریخی دارد و برخی دیگر از چالشهای آن، نوین است و با پیشرفتهای فناوری پدید آمده است. یکی از این چالشها که سابقهای تاریخی دارد اما بهتازگی نمودی بیشتر یافته، «بینتیجهبودن درمان» است. در تعریف آن گفته شده است، درمانی که نتواند به هدف تعیینشدهی خود برسد، بینتیجه خواهد بود. این موضوع در اواخر دههی هشتاد میلادی، تحت عنوان واژهی Medical Futility وارد متون پزشکی شد. براساس این بررسی، میتوان نتیجه گرفت که این واژه را زمانی باید به کار ببریم که احتمالاً، اقدام درمانی، نتیجهی مطلوب و آن «نتیجه»ای را که تیم سلامت و بیمار/خانواده به دنبال آن هستند (سلامت بیمار)، محقق نخواهد کرد. در کشور ما برای این عبارت، معادلهایی گوناگون ارائه شده است؛ «بیفایدگی پزشکی»، «بیهودگی در پزشکی» و حتی «درمان نابهجا» از آن جملهاند. این مقاله در جستوجوی معادل فارسی مناسب برای این مفهوم است. ازآنجاکه ممکن است استفاده از تعابیری مانند «بیهوده» یا «بیفایده»، باعث برداشت نادرست و پدیدآمدن سوءتفاهم میان بیمار/خانواده و تیم پزشکی شود و اعتماد بین بیمار/خانواده و تیم پزشکی را در معرض آسیب قرار دهد، بهترین تعبیری که به نظر میرسد میتوان جایگزین این واژهی انگلیسی کرد، تعبیر «درمان بینتیجه» است.
سیده محبوبه رضائیان، زهرا کاظمی گلیان، قاسم کاظمی گلیان، زهره عباسی، الهه سالاری، محبوبه طباطبایی چهر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
رعایتنشدن اخلاق حرفهای در مامایی، خطراتی زیانبار، ازجمله افزایش مرگومیر مادران و نوزادان را به دنبال خواهد داشت. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی موانع رعایت اخلاق حرفهای در مراقبتهای بالینی مامایی، از دیدگاه ماماهای بیمارستانهای استان خراسان شمالی، در سال 1397، انجام شد. این مطالعهی توصیفیمقطعی، با مشارکت 141 مامای شاغل در بیمارستانهای تخصصی زنان و زایمان استان خراسان شمالی، با استفاده از نمونهگیری طبقهبندیشده، صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهای شامل دو بخش بود: اطلاعات دموگرافیک و موانع رعایت اخلاق حرفهای، در سه حیطهی محیطی و مدیریتی و فردیمراقبتی. دادهها، با استفاده از نرمافزار SPSS، نسخهی 22 و آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. از دیدگاه ماماها، هر سه دستهی عوامل محیطی (73.94 %)، فردیمراقبتی (64.66 %) و مدیریتی (64.97 %)، ازجمله موانع رعایت اخلاق حرفهای بودند. مهمترین موانع رعایت اخلاق حرفهای در بعد مدیریتی، کمبود پرسنل (80 %)، در بعد محیطی، تغییرات بیولوژیکی بدن در شیفت کاری (85.2 %) و در بعد فردیمراقبتی، رضایتنداشتن از نیازهای پایه، مانند مکفیبودن درآمد یا استراحت کافی در پرسنل مامایی (80.9 %)، بود. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق حرفهای و مسائل و مشکلات ناشی از رعایتنشدن آن، پیشنهاد میشود مدیران و مسئولان، برنامهریزیهای لازم و ضروری را توسط بیمارستانها، برای رفع موانع ذکرشده از سوی ماماها انجام دهند.
جواد علیپور سیلاب، علی عباسی، حسین نامدار،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
مسألهی بیماری در بستر تاریخ همواره یکی از دغدغههای انسان خردمند بوده است. متناسب با نظام فکری هر دورهای از تاریخ، انواع بیماریها شناسایی و راهکارهای پیشگیری و درمانی آنها ارائه شده است. شناسایی برخی بیماریها، ازجمله آنفلوانزا به دورهی جدید برمیگردد. از واژهی «آنفلوانزا»، برای نخستینبار در عصر قاجار استفاده شد. به دلیل نوپدید و ناشناختهبودن آن، گروه طبیبان، بهعنوان مسئولان امور مربوط به سلامت، به شناخت دربارهی این بیماری و تعریف و تبیین آن نیاز داشتند. هدف پژوهش حاضر، بهعنوان مطالعهای تاریخیمروری، در گام اول بررسی تاریخچهی شیوع این بیماری در ایران و فرایند شناخت آن، از خلال منابع اطلاعاتی در دسترس، در جامعهی عصر قاجار است. رویکرد پزشکی مطبوعات و شناسایی و معرفی «رساله در مرض گریپ: آنفلوانزا»، بهعنوان نخستین رسالهی نگاشتهشده دربارهی این بیماری نیز، در این مرحله انجام شده است. گام دوم پژوهش حاضر، بررسی و واکاوی نحوهی ورود آنفلوانزای اسپانیایی به ایران و تبعات آن در مناطق درگیر است.
زهرا عباسی، نعیمه سیدفاطمی، مرجان مردانی، ملیحه کدیور،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
این نامه به سردبیر فاقد چکیده است.
هادی جلیلوند، مجتبی عبدی، متینه پوررحیمی، علیرضا جلیلوند، درسا تنهارو، نگین والی، حامد عباسی جوشتی، یعقوب حسان، سمیه نوروزی، محدثه علیزاده، سحر آقایی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
انسان، در دوران سلامت و بیماری، دارای حقوقی است. پژوهش حاضر، در سال ۱۳۹۶، با هدف بررسی میزان آگاهی دانشجویان پرستاری و مامایی از حقوق بیمار، در بیمارستانهای آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، انجام شد. این مطالعه به روش مقطعیتوصیفی، با شیوهی نمونهگیری در دسترس، صورت گرفت. اطلاعات، با کمک پرسشنامهای سهقسمتی و پژوهشگرساخت، جمعآوری شد که شامل اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامهی آگاهی از منشور حقوق بیمار و راهکارهای مقابله با خلأ اطلاعاتی دانشجویان از حقوق بیمار، میشد. از آزمون منویتنی و اسپیرمن برای تحلیل دادهها استفاده گردید. 1219 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی، در این پژوهش شرکت کردند. متوسط نمرهی آگاهی دانشجویان از منشور حقوق بیمار، ۴۵/۴ ±۵۴/۱۳ از ۲۹ بود. 1007 نفر (61/82 درصد)، آموزش دریافتشده در زمینهی حقوق بیمار را مؤثر نمیدانستند. بین نمرهی آگاهی از حقوق بیمار با کسب اطلاع از حقوق او قبل از کارآموزی و کارورزی (0.461=r) و کسب اطلاع ازطریق استاد (0.512=r) همبستگی مستقیم و با خودآموزی (0.151 - =r) و سایر روشهای کسب اطلاعات (0.067 - = r) همبستگی معکوس وجود داشت. با توجه به اینکه بیشتر دانشجویان، محتوای آموزشی دریافتشده در زمینهی حقوق بیمار را مؤثر نمیدانستند، میتوان چنین نتیجه گرفت که این روشها کارآمد نبوده و نتوانستهاند اطلاعات درست را انتقال دهند؛ بنابراین، پیشنهاد میشود در برنامهی آموزشی حقوق بیمار برای دانشجویان پرستاران و مامایی، تجدیدنظر شود.
زهرا خیری، سیده تکتم معصومیان، عطاءاله پورعباسی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
کارآفرینی و تولید ثروت دانشبنیان، طی سالهای گذشته، از موضوعات مهم در نهادهای علمی و اجرایی، ازجمله نهادهای متولی سلامت است. مطالعهی حاضر به طراحی سرفصلهای توانمندسازی حرفهمندان گروه پزشکی برای نقشآفرینی مؤثر در اکوسیستم نوآوری و فناوری و دانشبنیان پرداخته است. بهمنظور انجامدادن این مطالعه از روش دامنهپژوهی استفاده شده است. پس از تعیین سؤالات پژوهش، با یک فرایند نظام مند دقیق، طیفی گسترده از ادبیات بررسی و سپس جستوجوی گلولهی برفی برای رصد مطالعات مرتبط بیشتر انجام شد. در مرحلهی بعد، مرتبطترین اطلاعات، استخراج و دادهها بر حسب نیاز، دستهبندی و مرتب شدند؛ سپس، خلاصهی نتایج در جداول آمار توصیفی و روایی ارائه گشتند. کدگذاری و تجزیه و تحلیل دادهها، بهصورت زوجی انجام شد. در انتها، حیطهها و سرفصلهای برنامهی درسی کارآفرینی، استخراج و در قالب فهرستی پیشنهادی تنظیم گردید؛ سپس، از روش گروه خبرگان، بهمنظور توافق بر سرفصلهای درسی و تدوین اهداف آموزشی در هریک، استفاده شد. در این مطالعه، ۵۲ توانمندی الزامی برای نقشآفرینی مؤثر حرفهمندان گروه پزشکی در اکوسیستم نوآوری و فناوری و دانشبنیان شناسایی شد. این توانمندیها در قالب هفده سرفصل درسی، دستهبندی و در نهایت در سه حیطهی انگیزش، دانش و مهارت مرتبط با کارآفرینی و دانش و مهارت مرتبط با کسب و کار، طبقهبندی شدند. با توجه به ماهیت کارآفرینی، ارائهی آموزشهای لازم با هدف ایجاد دیدگاهی جامع به فرصتها و نیازهای موجود در جامعه و همچنین فضای کسب و کارهای دانشبنیان از مفاهیمی پایهای است که باید در کنار کارآفرینی و کسب و کار گنجانده شود.
عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در ردههای مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش مینماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهتگیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزندهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیدهبان و کمترین نقش را به عنوان پیادهکننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.
رضا صالحی نیا، مرضیه نصیری سنگری، حسین عباسیان، سجاد صالحیان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
هوش مصنوعی، یکی از پیشرفتهای بزرگ بشری است که با توسعهی فناوریهای هوش مصنوعی در زمینهی سلامت، تأثیرات مثبت آن بر ارتقاء شاخصهای بهداشتی و درمانی، بهطور چشمگیری افزایش یافته است؛ اما کاربرد آن با چالشهای اخلاقی بسیاری نیز همراه است؛ ازاینرو، هدف از این مطالعه، بررسی ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت است. در این مطالعهی مروری، مقالههای منتشرشده بین فوریه ۲۰۱۹ تا نوامبر۲۰۲۴ بررسی شدند. برای جمعآوری مقالهها، از پایگاههای اطلاعاتی داخلی مانند Magiran, SID و از پایگاههای منابع علمی خارجی نظیر PubMed, web of Science Medlib, Science Direct و موتور جستوجوی Google Scholar استفاده شد. برای جستوجو در منابع فارسی و انگلیسی، از کلمات کلیدی اخلاق، هوش مصنوعی، سلامت، Ethics, Artificial Intelligence, Healt استفاده شد. پس از ارزیابی معیارهای ورود و کیفیت مقالات، نُه پژوهش واجد شرایط، شناخته و به مطالعهی حاضر وارد شدند. نتایج مطالعات پیشین نشان دادهاند، استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت مزایایی چشمگیر همچون: تشخیص دقیقتر بیماریها، پیشبینیهای بالینی مؤثرتر، مدیریت کارآمدتر بیمارستانها، بهینهسازی منابع، بهبود مراقبت از بیماران، بهینهسازی گردش کار بالینی و پیشرفت تحقیقات پزشکی را به همراه داشته است. این فناوری موجب افزایش کارایی و ارتقاء کیفیت خدمات بهداشتی شده است؛ بااینحال، چالشهای اخلاقی مانند حریم خصوصی و امنیت دادهها، سوگیری الگوریتمی، شفافیت، اعتبارسنجی بالینی و مسئولیت حرفهای همچنان وجود دارد. رعایت اصولی چون: شفافیت، انصاف، حفاظت از حریم خصوصی و تضمین دسترسی برابر برای توسعه و استفادهی مسئولانه از هوش مصنوعی ضروری است. در نهایت، ایجاد تعادل میان منافع فناوری و ارزشهای انسانی، مسیر بهرهبرداری پایدار و اخلاقی را از این فناوری هموار خواهد کرد. نتایج حاصل از مطالعات انجامشده نشان میدهد، هوش مصنوعی با ارائهی راهکارهای نوآورانه، تأثیری چشمگیر در بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء خدمات در حوزههای مختلف، بهویژه سلامت، داشته است؛ بااینحال، بهرهگیری بهینه از این فناوری نیازمند توجه جدی به ملاحظات اخلاقی، نظارت دقیق بر فرایندها، و رفع چالشهای موجود است.
عطااله پورعباسی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
این مقاله نامه به سردبیر و فاقد چکیده است.