8 نتیجه برای عباس زاده
مجید حسن پور، محمدعلی حسینی، مسعود فلاحی خشکناب، عباس عباس زاده،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده
تصمیمگیری برای مددجویان حین ارائهی خدمات بالینی از مسائل مهم پرستاران در انجام وظایف است. پرستاران در جهت رضایتمندی مددجویان ملزم به رعایت موازین اخلاقی در تصمیمها هستند. هدف این مطالعه تعیین تأثیر آموزش اصول اخلاق حرفهای بر حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری پرستاران است.
در مطالعهای نیمه تجربی 80 پرستار تأمین اجتماعی با روش هدفمند انتخاب و با تخصیص تصادفی در دو گروه 40 نفری مداخله و شاهد قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری بود که اعتبار آن از روش اعتبار محتوا و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ و همسانی درونی (83/0) تعیین شد. ابتدا حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری دو گروه بررسی شد. سپس گارگاه آموزشی اخلاق پرستاری طی چهار جلسه سه ساعته یک هفته در میان، بهصورت متوالی برای گروه مداخله اجرا شد و پس از طی آموزش مجدداً پرسشنامه توسط دو گروه تکمیل و دادهها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
بین میانگین حساسیت اخلاقی در تصمیمگیریهای پرستاران دو گروه مداخله و شاهد قبل از مداخله اختلاف معنیدار مشاهده نشد. اما این اختلاف پس از مداخله معنیدار بود (P = 0.001). همچنین در گروه مداخله بین میانگین حساسیت اخلاقی در تصمیمگیری قبل و بعد از مداخله اختلاف معنیدار مشاهده شد (P = 0.001).
طبق نتایج این بررسی آموزش اصول اخلاق پرستاری بر حساسیت اخلاقی در تصمیمگیریهای پرستاران تأثیر مثبت دارد. بنابراین، پیشنهاد میشود این برنامهی آموزشی جهت کادر درمانی و دانشجویان پرستاری اجرا شود.
عباس عباس زاده، فریبا برهانی، محدثه معتمد جهرمی، هما ظاهر،
دوره 5، شماره 7 - ( بهمن ماه 1391 )
چکیده
دفاع از بیمار یکی از جنبههای ضروری اخلاق حرفهای پرستاران است که به افزایش استقلال، ایمنی و رعایت حقوق بیماران میانجامد. بهنظر میرسد که نگرش پرستار نسبت به نقش دفاع از بیماران میتواند بر روی ایفای این نقش و بهبود رابطهی پرستار- بیمار مؤثر باشد. هدف مطالعهی حاضر بررسی نگرش پرستاران در مورد نقش مدافع بیماران در بیمارستانهای آموزشی کرمان است. داده های این پژوهشِ توصیفی - تحلیلی از طریق پرسشنامهی پژوهشگرساخته بین 385 پرستار در 4 بیمارستان آموزشی کرمان بهصورت سهمیهای جمعآوری و با نرم افزار SPSS بهصورت آمارتوصیفی و استنباطی تحلیل شد. در مجموع، نگرش پرستاران از نقش مدافع بیمار مثبت ارزیابی شد و ارتباط معنیداری بین سن، جنس، تجربهی کاری، شرکت در کارگاه آموزش اخلاق و نگرش پرستاران مشاهده شد. بین نگرش و تحصیلات پرستاران ارتباط معنیدار نبود. نگرش پرستاران بیمارستان اعصاب و روان مناسبتر ارزیابی شد و اکثر شرکتکنندگان به توانایی و وظیفهی اخلاقیشان برای ایفای این نقش اطمینان داشتند. جنبهی شناختی نگرش پرستاران نسبت به نقش دفاع از بیماران قویتر از جنبهی رفتاری بود. با وجود عدم تأثیر معنیدار تحصیلات، تمایل پرستاران برای ایفای این نقش با افزایش تجربهکاری بیشتر میشد. در بیمارستان اعصاب و روان، پرستاران با استقلال بیشتر و ارتباط قویتر با بیماران به نیازهایشان آشناتر بودند و برای دفاع از آنها تلاش بیشتری میکردند. نتایج این مطالعه نشان میدهد که پرستاران ایرانی سالهاست که مدافع بیمارانشان هستند. برای تضمین ایفای این نقش در کشور به تقویت نگرش پرستاران از طریق برگزاری کارگاههای آموزش اخلاق نیاز است.
عباس عباس زاده، نوذر نخعی، فریبا برهانی، مصطفی روشن زاده،
دوره 6، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1392 )
چکیده
یکی از موضوعات شایع در حرفهی پرستاری دیسترس اخلاقی است که روز به روز بیشتر مورد توجه پژوهشگران این حرفه قرار میگیرد. دیسترس اخلاقی پدیدهای است که میتواند تأثیرات زیادی را بر پرستاران، بیماران و سیستمهای بهداشتی داشته باشد. یکی از اثرات مهم و قابل توجه آن تأثیر بر تمایل پرستاران برای باقیماندن در حرفهشان است. لذا مطالعهی توصیفی – تحلیلی حاضر با هدف تعیین ارتباط دیسترس اخلاقی با تمایل به باقیماندن در حرفه در پرستاران انجام گرفته است. واحدهای پژوهش پرستاران بیمارستانهای آموزشی شهر بیرجند بودند که به روش سرشماری و مطابق با معیارهای ورود انتخاب شدند. اطلاعات مورد نظر توسط پرسشنامهی 22 سؤالی که شامل اطلاعات دموگرافیک، دیسترس اخلاقی Corley و تمایل به باقیماندن در حرفه Need جمعآوری شد. روایی و پایایی این پرسشنامه پس از ترجمه از زبان انگلیسی توسط محقق مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بهدست آمده حاکی از آن است که بین دیسترس اخلاقی و تمایل به باقیماندن در حرفه در پرستاران مورد بررسی رابطهی معنیداری وجود ندارد ( P >0/05 ). میزان دیسترس اخلاقی نیز در پرستاران در حد متوسط گزارش شد (6/0 SD= ، 25/2 mean= ). با توجه به سطح دیسترس اخلاقی در پرستاران و پیشگیری از پیامدهای احتمالی آن باید استراتژیها و راهکارهایی به منظور آشنایی پرستاران با دیسترس اخلاقی و عوامل زمینهساز آن در نظر گرفته شود تا بتوان در جهت کاهش هر چه بیشتر این پدیدهی اخلاقی مؤثرتر عمل کرد.
الهام فضل جو، فریبا برهانی، عباس عباس زاده، فریده زربان،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده
در دنیای امروز با توجه به پیشرفت روز به روز علم، پیچیدگی بیماریها و افزایش طول عمر، شاهد تجربهی دیسترس اخلاقی در پرستاران هستیم. یکی از عواملی که احتمال میرود در ایجاد دیسترس اخلاقی درکشده نقش داشته باشد جو اخلاقی حاکم بر بیمارستانها است. لذا مطالعهی حاضر با هدف بررسی درک پرستاران از دیسترس اخلاقی درکشده و ارتباط آن با جو اخلاقی در بیمارستانهای شهر یزد انجام شد. در این مطالعهی توصیفی، همبستگی با بهرهگیری از پرسشنامهی دیسترس اخلاقی درکشده (MDS) و پرسشنامهی جو اخلاقی بیمارستان (HECS)، در 370 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی شهر یزد شامل بیمارستان شهید صدوقی، بیمارستان شهید رهنمون، بیمارستان شهید افشار و بیمارستان سوانح سوختگی، مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از SPSS نسخهی 18 و آمار توصیفی و تحلیلی انجام شد. در این مطالعه میانگین شدت دیسترس اخلاقی درکشده در میان پرستاران 28/1±41/3 و میانگین درک آنان از جو اخلاقی 78/0±22/3 بوده است. نتایج نشان داد که بین دیسترس اخلاقی درکشده در پرستاران و درک آنان از جو اخلاقی رابطهی منفی معنیداری وجود داشته است (00/0=P). لذا با اجرای منشورهای اخلاقی و تدوین برنامههایی به منظور ارتقاء جو اخلاقی ممکن است بتوان شدت دیسترس اخلاقی درکشده در پرستاران را کاهش داد.
فریبا برهانی، محمود عباسی، عباس عباس زاده، سولماز موسوی، ،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده
برای مواجهه با چالشهای امروز نظام سلامت، یکی از مهمترین نیازها، تقویت همکاری بینرشتهای است. در میان مشاغل گوناگونی که در بخش سلامت فعالیت میکنند، همکاری پزشک و پرستار اهمیت ویژهای دارد. با اینوجود بهنظر میرسد همکاری پرستار و پزشک بیشتر در مطالب درسی به چشم میخورد و این همکاری در محیط کار واقعی و بالینی با چالشهایی همراه است. این مطالعهی توصیفی – تحلیلی با هدف تعیین نگرش پزشکان و پرستاران بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در زمینهی همکاری با یکدیگر و با استفاده از پرسشنامهیJefferson پس از ترجمهی روان و تعیین روایی و پایایی، بر روی 223 پزشک و پرستار (59 پزشک و 164 پرستار) انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 18 تجزیه و تحلیل شد.نتایج پژوهش نشان داد پرستاران نگرش مثبتتری (49/3 میانگین نگرش پرستاران) به مفهوم همکاری با یکدیگر نسبت به پزشکان (12/3 میانگین نگرش پزشکان) دارند (02/0P=). همچنین، بین نگرش پزشکان و پرستاران نسبت به همکاری با یکدیگر در گویههای مختلف پرسشنامه (06/5f= 02/0 P=) بهجز حیطهی استقلال پرستاران (95/0f= 32/0P=) اختلاف معنیدار مشاهده شد. با توجه به اینکه ارتباط مناسب پزشک و پرستار و توافق آنها در امر برنامهریزی مراقبتی بیماران در افزایش کیفیت مراقبت بسیار مؤثر است و از طرف دیگر عدم مشارکت و همکاری آنان منجر به استرس در محیط کار میشود، باید آموزشهای ضمن خدمت برای پزشکان و پرستاران با توجه به اهمیت همکاری بین تیم درمان و مراقبت، در برنامهی درسی دانشجویان پزشکی و پرستاری گنجانده شود تا از این طریق دیدگاه سنتی به نقش پرستاران تغییر یابد و پرستاران بتوانند بهطور مؤثری به ایفای نقش حرفهای خود بپردازند و با همکاری بیشتر با پزشکان، هم افزایی نقشها افزایش یافته و کیفیت مراقبت از بیماران ارتقا یابد.
فاطمه پولادی، فروزان آتش زاده شوریده، عباس عباس زاده، اعظم مسلمی،
دوره 8، شماره 4 - ( آبان ماه 1394 )
چکیده
دیسترسهای اخلاقی با پیامدهایی نظیر احساس ناکامی و گناه، احساس فرسودگی، احساس عدم امنیت، ترس، دلسردی و افسردگی در پرستاران همراه است که میتوانند بر شخصیت و عملکرد حرفهای آنان تاثیر بگذارند. فرسودگی شغلی پرستاران عوارض زیادی در خانواده، زندگی فردی و اجتماعی پرستاران و سازمان برجای میگذارد که از مهمترین آنها میتوان ترک خدمت، تغییرشغل، تاخیرهای متوالی و کاهش کیفیت مراقبت پرستاری را نام برد.
هدف از این مطالعه تعیین همبستگی دیسترس اخلاقی با فرسودگی شغلی است. این پژوهش، مطالعهای توصیفی همبستگی است. در این مطالعه 224 پرستار با روش نمونهگیری سهمیهای تصادفی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای ویژگیهای جمعیتشناختی، مقیاس دیسترس اخلاقی و سیاههی فرسودگی شغلی Copenhagen گردآوری شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 20 و ضریب همبستگی Spearman مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در پژوهش حاضر، میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی واحدهای پژوهش 31/1، میانگین نمرهی فرسودگی شخصی 97/55، میانگین نمرهی فرسودگی مرتبط با کار 35/ 55 و میانگین نمرهی فرسودگی مرتبط با مددجو 28/51 بود. نتایج این پژوهش نشان داد که دیسترس اخلاقی و تمامی ابعاد آن با فرسودگی شخصی، فرسودگی مرتبط با کار و فرسودگی مرتبط با مددجو ارتباط مثبت و معنیدار آماری دارد (P<0.001) اما همبستگی پایین است. با توجه به نتایج بهدست آمده پیشنهاد میشود شرایط و زمینههای ایجادکنندهی دیسترس اخلاقی و فرسودگی شغلی کاهش یابد تا رضایت شغلی و کیفیت خدمات پرستاری ارتقا یابد.
نسرین رسول زاده، عباس عباس زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
یکی از مهمترین ابعاد عملکرد پرستاران، میزان پایبندی آنان به اصول اخلاق حرفهای است که میتواند متأثر از سلامت معنوی پرستاران باشد. توجه بیشتر به مسائل معنوی، مانند ایمان، هدفداربودن در زندگی و پایبندی اخلاقی موجب کاهش اضطراب و عوارض ناشی از آن میشود. جنبههای معنوی زندگی باعث میشود، فرد در برابر کمبودها و مشکلات، بردباری بیشتر و در ارتباط با افراد دیگر جامعه نیز، رفتار مناسب داشته باشد. دستیابی به اطلاعات سلامتی پرستاران برای پیگیری وضعیت سلامتی، مستلزم داشتن اطلاعات صحیح و برخط است؛ لذا، این پژوهش با هدف تعیین مؤلفههای معنویت سامانهی پایش سلامت پرستاران انجام شد. این پژوهش در دو مرحله انجام شد. مرحلهی اول با رویکرد تحلیل محتوا، با ۲۵ مشارکتکننده و در مرحلهی دوم، با استفاده از رویکرد دلفی در چهار نوبت و با ۵۱ نفر مشارکتکننده انجام گرفت. روش نمونهگیری، مبتنی بر هدف بود و پرستاران و دیگر متخصصان، مشارکتکنندگان در این پژوهش بودند. روش جمعآوری اطلاعات در مرحلهی اول، با استفاده از مصاحبهی نیمهساختاریافته و سؤالات هدایتکننده دربارهی پایش سلامت پرستاران بود. در مرحلهی دوم، از پرسشنامه با سؤالات بازپاسخ استفاده شد که در چهار نوبت در اختیار مشارکتکنندگان قرار داده شد. پس از دریافت پاسخها، گویههایی که بیش از ۷۵درصد متخصصان دربارهی آن توافق داشتهاند، عبارات نهایی ساختار اطلاعات سامانهی پایش سلامت را تشکیل دادند. بخشهای کیفی با استفاده از آنالیز محتوای هدایتشده، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مرحلهی اول در بخش کیفی، پس از بررسی اظهارات مشارکتکنندگان، طبقهی آرامش معنوی در طبقهی اصلی استواری در ستونهای پایش سلامت منتج شد. مشارکتکنندگان، اعتقاد به خدا و خدمت به انسانها را موجب برقراری آرامش در خود میدانستند. همهی مشارکتکنندگان، نیاز به بررسی سلامت معنوی را در پایش سلامت، امری ضروری نمیدانستند. در اظهارات آنها، رفتار مذهبی و سلامت معنوی با یکدیگر، یکسان تصور میشد و آن را مقولهای درونی میپنداشتند؛ چراکه در بستری فرهنگیمذهبی زندگی میکنند. نتایج مرحلهی دوم در بخش دلفی نشان داد، متخصصان توافق جمعی داشتند که بررسی سلامت معنوی پرستاران ضرورت دارد؛ اگرچه پرستاران بررسی سلامت معنوی و ایجاد آن را در سامانه ضروری نمیدانستند؛ لیکن به نظر میرسد، اگر پرستاران از سلامت معنوی خود غفلت کنند، در شناسایی نیازهای معنوی و انجامدادن مراقبت معنوی لازم برای بیماران با مشکل مواجه میشوند؛ لذا پیشنهاد میشود، در پیادهسازی و اجرای سامانهی پایش سلامت، مؤلفهی بررسی سلامت معنوی پرستاران با توجه به فرهنگ ایرانی مدنظر قرار گیرد تا کاربران بتوانند سلامت معنوی خود را ارزشیابی کنند.
میلاد کاظمی نجم، طاهره طولابی، عباس عباس زاده، رسول محمدی، نسرین ایمانی فر،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
مراقبت معنوی، حلقهی گمشدهی مراقبت کلنگر است. نتایج مطالعات، حاکی از صلاحیت اندک مراقبت معنوی پرستاران مخصوصاً در وضعیت اورژانس است؛ ازاینرو، پرستاران اغلب در وضعیت اورژانس از مراقبت معنوی غفلت میکنند. مطالعهی حاضر، بهمنظور تعیین تأثیر آموزش اخلاق حرفهای بر صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران بخش اورژانس انجام شد. این پژوهش، یک مطالعهی کارآزمایی تصادفیسازیشدهی کنترلدار دوگروهی با طرح پیشآزمون و پسآزمون است که روی 84 پرستار شاغل در بخش اورژانس مراکز آموزشیدرمانی دانشگاه علوم پزشکی لرستان، به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انجام شد. در گروه مداخله، چهار جلسه کارگاه آموزشی برگزار شد و پرسشنامهی صلاحیت مراقبت معنوی، ابزار مطالعه بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS، آمار توصیفی (میانگین و میانه و درصد) و آزمونهای آماری استنباطی (آنالیز واریانس تکرارشونده، تی مستقل و تست دقیق فیشر) استفاده شد. این مطالعه در دو گروه مداخله (42 نفر) و کنترل (42 نفر) صورت گرفت. بیشتر افراد شرکتکننده در هر دو گروه مداخله و کنترل، زن بودند. میانگین (انحراف معیار) نمرهی صلاحیت مراقبت معنوی قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد از آن، بهترتیب 57 (6/89)، 85/61 (7/47) و 83/41 (16/58) بود. آزمون آنالیز واریانس اندازهگیریهای مکرر نشان داد، تغییرات میانگین صلاحیت مراقبت معنوی کل و همچنین، خردهمقیاسهای آن، شامل ارزشهای انسانی، آگاهی، ارزیابی، اجرا و نگرش در طول زمانهای پیشگفته در دو گروه کنترل و مداخله معنادار بود (0/001 > P). در خردهمقیاس خودشناسی، میانگین نمرهی کسبشده در دو گروه کنترل و مداخله، در زمانهای متفاوت، تفاوت معناداری نداشت. نتایج این مطالعه نشان داد، آموزش اخلاق حرفهای باعث ارتقاء صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران میشود. با برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی، همچنین، دورههای ضمن خدمت اخلاق حرفهای و مراقبت معنوی برای پرستاران میتوان صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران را ارتقا داد؛ بنابراین، به قانونگذاران حوزهی سلامت و مدیران پرستاری توصیه میشود، به اخلاق حرفهای، بهعنوان پایه و اساس تمام اقدامات پرستاری، نگاه و توجهی ویژه داشته باشند و از روشهای نوین و جذاب، مانند روش مطالعهی حاضر، یعنی سناریو در دورههای ارتقاء اخلاق حرفهای استفاده کنند.