جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای عزیزی

مریم عزیزی، سمیه ماهروزاده، نازیلا نیک روان فرد،
دوره 1، شماره 3 - ( شهریور ماه 1387 )
چکیده

امروزه تحولات فرهنگی موجب افزایش نگرانی افراد نسبت به وضعیت ظاهری خود  و تقاضا جهت انجام اعمال جراحی زیبایی گردیده است؛ هم‌چنین تبلیغات گسترده‌ و پیشرفت‌های اخیر در انواع تکنیک‌ها در این  افزایش تقاضا مؤثر بوده‌اند. تبلیغاتی که در آن هر نوع اصلاحی قابل دستیابی به‌نظر می‌رسد، سبب پایه‌ریزی انتظارات نادرست در افراد شده و  ماهیت واقعی جراحی پلاستیک را مخدوش نموده است. در این‌گونه مداخله‌ها، دادخواست خطای پزشکی زمانی مطرح می‌شود که بیمار از نتیجه‌ی جراحی رضایت کامل ندارد. بنابراین، با توجه به حساس‌تر بودن جراحی‌های زیبایی نسبت به سایر جراحی‌ها، تدوین استانداردهای حرفه‌ای مراقبت توسط مدافعین این رشته و کمیته‌های اخلاق ضروری به‌نظر می‌رسد. برای نگارش این مقاله از مقالات مرتبط به‌دست آمده از جست‌وجو با واژگان کلیدی استفاده شد.
پیش‌بینی این مسأله که تا چه حد افزایش تقاضا برای اعمال جراحی زیبایی، پزشکان را برای رعایت ملاحظات اخلاقی قبل از انجام جراحی تحت فشار قرار خواهد داد، بسیار مشکل به‌نظر می‌رسد. الزام اخلاقی واضح آن است که جراحی پلاستیک فقط زمانی انجام شود که نیاز واقعی به آن وجود داشته و ملاحظات کافی در مورد آن انجام شده باشد. در واقع‌، ضروری است که برای هر جراحی به‌طور مجزا اطلاعات مربوط به جراحی، کلیه‌ی عوارض احتمالی عمل و انتخاب‌های جایگزین به‌طور مکتوب در اختیار بیمار قرار گیرد و علاوه بر آن به‌طور شفاهی نیز توضیحات لازم داده شود تا بیمار به‌نحو واقع‌بینانه‌تری جهت جراحی اقدام نماید. بنابراین‌، باید چارچوب دقیق و استاندارد‌شده‌ای موجود ‌باشد تا پزشکان مطابق با آن عمل کرده و بهترین اقدام را در جهت مصلحت بیمار و بر اساس موازین اخلاقی و حقوقی و علی‌رغم تعارض منافع موجود انجام دهند.


مریم عزیزی، پونه سالاری، سمیه ماهروزاده،
دوره 2، شماره 1 - ( فروردین ماه 1388 )
چکیده

ابتلا به ویروس HIV یکی از مسائل مطرح در دنیای امروز است. تعداد زنان مبتلا به این ویروس در سراسر جهان در حال افزایش است. نکته‌ی قابل توجه این است که اکثریت این افراد از بیماری خود بی‌اطلاع بوده و در صورت باردار شدن، احتمال انتقال ویروس به فرزندان آنان وجود دارد. درحال حاضر در بعضی از کشورها غربالگری زنان باردار از نظر ابتلا به ویروس HIV اجباری گردیده است. در کشور ایران نیز پیشنهاداتی در مورد اجباری شدن یا داوطلبانه بودن چنین آزمایشی در زنان باردار ارائه شده است. در این مقاله با استفاده از رویکرد اخلاقی، به بحث در این زمینه پرداخته می‌شود.

در ابتدا با کلید واژه‌های مادر باردار، ایدز، مسائل اخلاقی و انتقال عمودی، جست‌وجو در سایت‌های مختلف نظیر
Google scholar, Medline, Web of Sciences, BMC, Salamatiran انجام شده و سپس اطلاعات جمع‌آوری شده، بازنگری و تحلیل شدند.

غربالگری روتین HIV  در دوره‌ی بارداری معمولاً به سختی می‌تواند با رضایت آگاهانه سازگار شود. منافع بالقوه‌ی کودکان متولد نشده و مادران آن‌ها باید با اصل اخلاقی احترام به استقلال افراد هماهنگ شود تا مادران بتوانند داوطلبانه و با آگاهی کامل تصمیم بگیرند. غربالگری HIV در تمام زنان باردار باید همراه با مشاوره، به‌صورت داوطلبانه و به‌عنوان یک استاندارد مراقبتی انجام شود؛ و مشاوره قبل از آزمایش باید با ارائه اطلاعات ضروری همراه باشد.


مریم عزیزی، پونه سالاری،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده

میزان زایمان سزارین در دهه‌ی گذشته در سراسر جهان افزایش قابل توجهی داشته است. انتخاب مادر برای زایمان  شیوه‌ی سزارین از عوامل مؤثر در این افزایش است. چنین افزایشی، به‌ویژه در زنانی که اندیکاسیون طبی ندارند، بحث‌هایی را در جامعه‌ی پزشکی ایجاد کرده است. در مقاله‌ی حاضر سعی شده است چنین تضادی با استفاده از رویکرد اخلاقی حل شود. بر اساس تجزیه و تحلیل انجام شده، در صورت درخواست مادر برای زایمان به شیوه‌ی جراحی، باید این مسأله به دقت بین وی و پزشک مورد بحث قرار گرفته و چهار عنصر اصلی کاربردی اخلاق پزشکی، شامل سود رسانی، ضرر نرساندن، حفظ اتونومی بیمار (شامل رضایت آگاهانه و امتناع آگاهانه)، عدالت و صداقت، در نظر گرفته شوند. اگر درخواست آگاهانه باشد، یعنی اگر زن باردار اطلاعات صحیح و کامل را در مورد خطرات و جایگزین‌های زایمان طبیعی دریافت کند، زایمان سزارین طبق درخواست وی می‌تواند صورت گرفته و بحث کم‌تری نیز ایجاد می‌شود. اما پذیرش زایمان سزارین طبق درخواست مادر، همواره باید به‌عنوان استثناء و بر اساس شرایط فردی خاص انجام شود.


زهرا سادات منظری، عیسی محمدی، عباس حیدری، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف، محمدجعفر مدبر عزیزی، ابراهیم خالقی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده

هدف از این مطالعه کشف و بررسی درک و معنای مرگ مغزی در خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو هنگام مواجهه و اطلاع از تشخیص مرگ مغزی بیمارشان می‌باشد.
این تحقیق مطالعه‌ای کیفی با رویکرد تحلیل محتوی است. فرایند جمع‌آوری داده‌ها مشتمل بر 38 مصاحبه‌ی بدون ساختار و عمیق با 26 خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو همراه با یادداشت‌های عرصه است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند از تیرماه 1387 آغاز و تا مرحله‌ی اشباع - آذر 1389- ادامه یافت. تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری به روش آنالیز محتوای کیفی انجام گرفت.
تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 17طبقه و 4 درونمایه شد که بیانگر تجارب و درک خانواده از مفهوم مرگ مغزی هنگام اطلاع از تشخیص آن است و شامل: تضاد و کشمکش درونی، پرده‌ی درون بر واقعیت بیرون، حس فقدان و سوگ قریب‌الوقوع، تسلیم و پذیرش است.
یافته‌ها نشان می‌دهد مواجه شدن با تشخیص مرگ مغزی برای خانواده به‌معنی وارد شدن در فضایی پر از چالش، تضاد و ابهام می‌باشد که با بروز عواطف غم‌افزای سوگ و بعضا واکنش‌های روان‌شناختی دفاعی نیز پیچیده‌تر می‌شود. توصیه می‌شود دست‌اندرکاران درخواست اهدای عضو ابتدا فضا و زمینه‌ی لازم برای درک و پذیرش واقعیت مرگ مغزی را برای خانواده فراهم ساخته و سپس با درنظر گرفتن تجربه و برداشت‌های خانواده از این موقعیت پیچیده و توجه به حل تعارضات و ابهامات درونی آن‌ها، به درخواست اهدای عضو بپردازند.


محمدحسین عسگردون، سپهر عزیزی، آذین ابراهیمی، محمدحسین احمدیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

تعاریفی متعدد از بیهودگی در پزشکی ارائه شده است. بیهودگی در پزشکی در مراقبت از بیمار، به حالتی گفته می‌شود که در آن هر نوع مداخله‌ای، اعم از اقداماتی که به ‌قصد تشخیص، پیشگیری، درمان، توان‌بخشی یا سایر اهداف پزشکی به انجام می‌رسند، فایده‌ای برای آن بیمار نداشته باشد. این مطالعه‌ی مروری‌تحلیلی، با هدف افزایش درک پزشکان و دیگر ارائه‌دهندگان خدمات سلامت از مسأله‌ی بیهودگی در طب مکمل و جایگزین، انجام شد. طی جست‌وجوی گسترده، بیش از هزار مقاله یافت شد که با بررسی عنوان و خلاصه‌ی آن‌ها، پژوهش‌های نامرتبط حذف و متن ۲۱۹ مقاله، کامل خوانده شد. در نهایت نیز، ۱۱۸ مقاله، برای مرور، انتخاب و مطالعه شدند. نتیجه‌گیری درباره‌ی پسندیده‌بودن اخلاقی ارائه‌ی درمانی بیهوده در طب مکمل، بنا بر رویکردهای گوناگون متفاوت است؛ بنا بر رویکرد وظیفه‌گرایی و اصل عدالت از رویکرد اصول‌گرایی، هیچ‌کس مجاز به کاربست درمان‌های بیهوده نیست؛ درحالی‌که در رویکرد موردی و اصل اتونومی بیمار، چنین نظری پذیرفته‌شده نیست . بر اساس رویکرد سودگرایی، تنها، درمان‌های مبتنی بر شواهد را می‌توان از لحاظ اخلاقی بررسی کرد و آن دسته از درمان‌های مکمل که بیهوده‌بودنشان نشان داده شده است، باید منع شوند و ارائه‌دهندگان خدمات مراقبت سلامت، نباید آن‌ها را به بیماران ارائه دهند؛ چراکه نوعی کلاهبرداری و فریب بیمار است. پیشنهاد می‌شود در زمینه‌ی روشن‌سازی مرز میان اثر پلاسبو و نوسبو و بیهودگی مطالعاتی بیشتر انجام گیرد.
 

سمانه عزیزی، احمدرضا مهتدی، مهدی بیژن زاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

ارتباط بین پزشک و همکاران، شامل تعامل آن‌ها در امر مراقبت از بیمار، برای دستیابی به هدفی مشترک، یعنی ارتقاء وضعیت بیمار است. مطالعه‌ی توصیفی‌تحلیلی حاضر، با هدف شناخت دیدگاه پزشکان و کارکنان اتاق عمل در خصوص رعایت اخلاق در ارتباط حرفه‌ای بین آنان، به‌صورت مقطعی در سال 1398 صورت گرفت. نمونه‌های پژوهش، کارکنان اتاق عمل و پزشکان شاغل در سه بیمارستان‌ آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسش‌نامه‌ای دو قسمتی، شامل متغیرهای فردی‌اجتماعی و سؤالات مربوط به ارتباط حرفه‌ای پزشک و کارکنان اتاق عمل بود. نتایج نشان داد بیشتر پزشکان و کارکنان اتاق عمل معتقدند که رعایت اخلاق در ارتباط بین آن‌ها، در مجموع، خوب بوده است. در گروه پزشکان 1/18 درصد دیدگاه متوسط و 9/81 درصد از آنان دیدگاه خوب و در گروه کارکنان اتاق عمل نیز، 8/4 درصد دیدگاه ضعیف، 3/27 درصد دیدگاه متوسط و 9/67 درصد دیدگاه خوبی نسبت به ارتباطشان با یکدیگر داشتند؛ ازاین‌رو، تلاش برای بهبود ارتباط بین پزشک و کارکنان و انجام‌دادن اقدامات مناسب در این مسیر، تا زمان رعایت‌شدن اصول اخلاق حرفه‌ای در سطح عالی، شایسته است و ارتقاء سطح خدمات درمانی را به دنبال خواهد داشت.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb