جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای علیزاده

لیلا علیزاده، سید طه مرقاتی، رضا عمانی سامانی،
دوره 3، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1388 )
چکیده

ناباروری به‌عنوان بحرانی در دوره‌ی زندگی شناخته شده است که بالقوه تهدید‌کننده‌ی ثبات فردی و روابط اجتماعی است. از ناباروری به‌عنوان سومین عامل یا یکی از پنج عامل اول طلاق نام برده شده است. حدود یک چهارم زوج‌ها در ایران ناباروری اولیه را تجربه می‌کنند. در برخی موارد یکی از زوجین یا هردو توانایی ایجاد گامت (سلول جنسی) را ندارد، لذا تنها راه حل درمانی برای این دسته از زوجین استفاده از روش اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) یا اهدای جنین است و در صورت وجود مشکلات آناتومیک رحم نیاز به استفاده از رحم اجاره‌ای به‌وجود می‌آید. در برخی موارد نادر نیاز به ترکیبی از دو یا چند نوع اهدا وجود دارد که این امور علاوه بر مشکلات ناشی از حکم تکلیفی از نظر احکام وضعی نیز می‌تواند ایجاد مشکل نماید و حقوق والد- فرزندی را مورد شک و شبهه و سؤال قرار دهد. در این مقاله با استفاده از منابع فقهی و حقوقی به حقوق والد - فرزندی مانند نسب، حضانت، ولایت، نفقه و محرمیت در مورد انواع اهدا، رحم اجاره‌ای و علی‌الخصوص اهدای ترکیبی پرداخته شده است. به‌نظر می‌رسد که به‌جز ترکیب اهدای جنین و رحم اجاره‌ای که همانند سرپرستی و فرزندخواندگی است، در بقیه‌ی موارد اهدای ترکیبی می‌توان حقوق والد فرزندی را همانند اهدای ساده در نظر گرفت.


مونا عودی، رضا عمانی سامانی، لیلا علیزاده،
دوره 5، شماره 3 - ( خرداد ماه 1391 )
چکیده

در مواقعی یک زوج نابارور برای درمان خود راهی جز استفاده از گامت اهدایی ندارند. اشتراک‌گذاشتن یا تسهیم تخمک روشی است که در آن بیمار نابارور، تحت درمان و تحریک تخمک گذاری، نیمی از تخمک‌های خود را در ازای گرفتن تخفیف در هزینه‌ی درمان به بیمار نابارور دیگری که دچار اختلال تخمک‌گذاری است اهدا می‌کند. ایران تنها کشور اسلامی است که در آن نه تنها برنامه‌ی اهدای تخمک رایج است، بلکه برای اهدای تخمک هزینه نیز پرداخت می‌شود. هدف از این بررسی، مقایسه‌ی اشتراک‌گذاشتن و اهدای تخمک از نظر اخلاقی، حقوقی و فقهی و بررسی مزایا و معایب این روش درمانی در چهارچوب ضوابط اهدا در ایران است. در این مقاله، بررسی از نظر اخلاقی درباره‌ی موضوع اهدا و اشتراک‌گذاری تخمک انجام شده است و مسائل فقهی نیز از متون اسلامی و فتاوی فقها جمع‌آوری شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی شده و مقالات، دستورالعمل‌ها و مطالب موجود در این زمینه مورد بررسی قرارگرفته است. در ایران اهدای تخمک مورد قبول مراجع شیعه است. از آن‌جایی‌که اشتراک تخمک نیز شباهت کاملی با روند اشتراک‌گذاری دارد این روش نیز پذیرفته شده است. اشتراک تخمک نسبت به اهدا، از نظر اسلامی ( نگاه و لمس)، از نظر اجتماعی (جلوگیری از اهدا تکراری)، مسائل مربوط به هزینه و تبادل پول، عوارض درمان و مشکلات مربوط به تبلیغات و واسطه‌ها دارای مزیت‌هایی است هرچند این روش معایبی نیز دارد. مثلا کاهش شانس حاملگی فرد با اهدا نیمی از تخمک‌هایش، چالش در رابطه با سلامت اهداکننده و هم‌چنین فشار روانی موفقیت درمان گیرنده در برابر شکست درمان اهداکننده‌ی تخمک نیز وجود دارد. معایب اشتراک تخمک با انجام مشاوره‌ی کامل، اعمال ناشناسی و تدوین دستورالعمل حاوی معیارهای دقیق انتخاب به اشتراک گذارنده قابل برطرف شدن است.


لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده

باروری‌های مصنوعی، بسیاری از زوج‌های نابارور را به داشتن فرزند امیدوار کرده است، اما این امیدواری، مشکلات فراوان اجتماعی، اخلاقی، فقهی و حقوقی نیز همراه داشته است که لزوم بررسی آن‌ها اجتناب‌ناپذیر است. روش‌های انجماد گامت و جنین، تعداد فراوان جنین‌های منجمد و هم‌چنین امکانِ گرفتن گامت شخص فوت شده تا مدتی پس از فوت، مسأله‌ای به‌نام باروری پس از مرگ را به میان آورده است. در این مقاله تلاش شده است تا مسائل اخلاقی مربوط به این روش بحث شود. در این مطالعه، بررسی مسائل اخلاقی با مطالعه‌ی کتب و متون اصلی انجام گرفته و در واکاوی مسائل فقهی از متون اسلامی و فتاوی فقها استفاده شده است. هم‌چنین، در ارتباط با مسائل اجتماعی و حقوقی از مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان و هم‌چنین مقالات، دستورالعمل‌ها و مطالب موجود در این زمینه یاری گرفته شده است.در جوامع اسلامی که ناباروری، بیماری خانواده دانسته می‌شود، ارائه‌ی روش‌های کمک‌باروری برای تولید‌مثل پس از مرگ مناسب به‌نظر نمی‌رسد. دیدگاه‌هایی هم‌چون سرنوشت و رفاه کودک، تعریف خانواده، بقای زوجیت پس از مرگ و بررسی‌های حقوقی نیز مؤید این مطلب است. لذا لازم است قوانین و دستورالعمل‌های جامعی در جلوگیری از انجام تولیدمثل پس از مرگ وضع شود.
لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

هر رشته‌ای به مناسبت رابطه‌ای که بین بیمار و درمانگر برقرار می‌شود، مصادیق مختلفی برای اصول اخلاق پزشکی و تعهد حرفه‌ای پدید می‌آورد. از آن‌جایی که مشاوره‌ی روان‌شناسی و روان‌درمانی در بسیاری از بیماری‌ها جای خود را باز کرده و جزو درمان‌های جاری قرار گرفته است، روان‌شناس را به‌عنوان درمانگر موظف به رعایت اصول اخلاقی در مواجهه با بیمار می‌کند. اما روان‌شناس از حیث این‌که با روان و درون بیمار سر و کار دارد، معمولاً تا عمق زندگی بیماران پیش می‌رود و اطلاعات بسیار خصوصی از بیمار بدست می‌آورد که در اتخاذ روش‌های درمانی لازم بوده و از طرفی جایگاه روان‌شناس را به‌عنوان امین بیمار حساس می‌کند. ناباروری نیز بیماری خاصی است زیرا: 1) زوج نابارور علی الخصوص زن از طرف اجتماع دچار فشار عاطفی و روانی شدید است 2) ناباروری بیماری جسمی نیست و انتخاب و تلاش زوج برای داشتن فرزند است و جان کسی در خطر نیست؛ بنابراین، سودرسانی، عدم اضرار و عدالت معانی جدیدی پیدا می‌کنند. 3) تمایل به داشتن فرزند از طرف زوجین است و بنابراین به‌جای یک بیمار یک زوج بیمار وجود دارد که هرچند در راه درمان ناباروری مشترک هستند، اما هر کدام مسائل کاملا خصوصی هم دارد که برای همسر نباید فاش شود. 4) مشاور روان‌شناس در برخورد با مسائل باروری و جنسی مجبور است به‌خصوصی‌ترین وجوه زندگی فرد وارد شود. بنابرین اخلاق جایگاه خاصی در مشاوره با زوج‌های نابارور پیدا می‌کند که به بحث گذارده می‌شود، مانند: 1) اتونومی: دریافت درمان و رد درمان حق هر بیمار است به شرطی که اطلاعات کافی درباره‌ی بیماری، عوارض و درمان داشته باشد. این موضوع نیاز به گرفتن رضایت آگاهانه را مطرح می‌کند. اما چون فرایند فرزندآوری فرایندی وابسته به دو نفر است، مشاوره در مورد فرزندآوری و روال درمانی باید با هر دو انجام شده و تصمیم‌گیری آزادانه باید از طرف هر دو صورت پذیرد. 2) رازداری: رازداری در تمامی موارد باید در حد زوجین حفظ شود و نمی‌توان رازداری فردی را رعایت کرد. توسعه‌ی دامنه‌ی رازداری از فرد به زوجین باید با رضایت طرفین صورت گیرد. 3) حقیقت گویی: در بسیاری از موارد است که نقص والدین در زندگی آینده‌ی فرزند دخالت می‌کند مانند معلولیت‌های وسیع یا بیماری‌های مزمن یا endstage، که در این موارد مشاور باید حقایق را به‌طور تمام و کمال در اختیار زوجین قرار دهد. اطمینان نسبی از استحکام خانواده نیز اخلاقاً بر عهده‌ی مشاور روان‌شناس است. 4) روش‌های اهدا و رحم جایگزین: که بار روانی بسیاری بر خانواده دارد و نیاز به مشاوره‌ی روان‌شناسی در چندین جلسه داشته تا در قبول این فرزند به‌عنوان فرزند واقعی خانواده اطمینان کافی به‌وجود بیاید. 5) انتخاب جنسیت: مشاور روان‌شناس متعهد است که به زوج‌های درخواست‌کننده تمام وجوه این عمل و عوارض آن را گوشزد کند و از لحاظ روانی ضرورت انجام آن را بررسی کند. مباحث دیگری مانند بررسی وضعیت روانی افراد و اجازه‌ی انجام درمان نیز مطرح است.


زینب کریمی، فاطمه بینشی‌فر، خدیجه علیزاده دیل،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

با وجود اوج ترقی دانش پزشکی در دوره‌ی عباسیان، حضور خاندان‌های طبیبِ معروف در دربار، ترجمه و تألیف آثار طبی‌ و توجه به امر تغذیه و بهداشت در دربار خلفا، توقع عمر طولانی و باکیفیت برای خلفای عباسی ایجاد می‌شده؛ اما علی‌رغم همه‌ی این امکانات، خلفا از آن بهره‌ای چندان نبرده‌اند و اگر در جنگ کشته نشده‌اند، بر اثر بیماری و آن ‌هم، در سن جوانی یا میان‌سالی درگذشته‌اند. این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به روش توصیفی‌تحلیلی صورت گرفته است. براساس یافته‌ها، نیاز مبرم خلفای عباسی به امر «درمان»، سبب شده بود طبیبان با بهره‌مندی فراوان از مال و ثروت و حتی قدرت، در دربار خلفا حضور داشته باشند؛ اما سبک زندگی ناموجه در خوش‌گذرانی و صرف وقت زیاد در حرم‌سرا منجر به ابتلای برخی از خلفای عباسی در سنین جوانی و یا نابهنگام به برخی بیماری‌های صعب­­العلاج یا لاعلاج می­گشت که باعث مرگ زودرس آنان می­شد. در نهایت، باید گفت از میان ۳۷ خلیفه‌ی عباسی، سی تن از آنان، در جنگ و درگیری‌های داخلی یا خارجی، کشته ‌شده‌ و تعداد باقی‌مانده با وجود برقراری نظام منسجم سلامت و درمان و دراختیارداشتن همه‌ی امکانات پزشکی عصر خود، بر اثر بیماری درگذشته‌اند؛ لذا، علی‌رغم فراهم‌بودن امکانات درمانی و طبی برای خلفای عباسی، سبک زندگی نادرست و سرشار از افراط در خوش‌گذرانی، سبب بیمارشدن و نهایتاً، فوت آنان شده است.

هادی جلیلوند، مجتبی عبدی، متینه پوررحیمی، علیرضا جلیلوند، درسا تنهارو، نگین والی، حامد عباسی جوشتی، یعقوب حسان، سمیه نوروزی، محدثه علیزاده، سحر آقایی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

انسان، در دوران سلامت و بیماری، دارای حقوقی است. پژوهش حاضر، در سال ۱۳۹۶، با هدف بررسی میزان آگاهی دانشجویان پرستاری و مامایی از حقوق بیمار، در بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران، انجام شد. این مطالعه به روش مقطعی‌توصیفی، با شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس، صورت گرفت. اطلاعات، با کمک پرسش‌نامه‌ای سه‌‌قسمتی و پژوهشگرساخت، جمع‌آوری شد که شامل اطلاعات دموگرافیک، پرسش‌نامه‌ی آگاهی از منشور حقوق بیمار و راهکارهای مقابله با خلأ اطلاعاتی دانشجویان از حقوق بیمار، می‌شد. از آزمون من‌ویتنی و اسپیرمن برای تحلیل داده‌ها استفاده گردید. 1219 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی، در این پژوهش شرکت کردند. متوسط نمره‌ی آگاهی دانشجویان از منشور حقوق بیمار، ۴۵/۴ ±۵۴/۱۳ از ۲۹ بود. 1007 نفر (61/82 درصد)، آموزش دریافت‌شده در زمینه‌ی حقوق بیمار را مؤثر نمی‌دانستند. بین نمره‌ی آگاهی از حقوق بیمار با کسب اطلاع از حقوق او قبل از کارآموزی و کارورزی (0.461=r) و کسب اطلاع ازطریق استاد (0.512=r) هم‌بستگی مستقیم و با خودآموزی (0.151 - =r) و سایر روش‌های کسب اطلاعات (0.067 - = r) هم‌بستگی معکوس وجود داشت. با توجه به اینکه بیشتر دانشجویان، محتوای آموزشی دریافت‌شده در زمینه‌ی حقوق بیمار را مؤثر نمی‌دانستند، می‌توان چنین نتیجه گرفت که این روش‌ها کارآمد نبوده و نتوانسته‌اند اطلاعات درست را انتقال دهند؛ بنابراین، پیشنهاد می‌شود در برنامه‌ی آموزشی حقوق بیمار برای دانشجویان پرستاران و مامایی، تجدیدنظر شود.

هما صادقی اول شهر، کوثر علیزاده، لیلا امینی، شیما حقانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

برقراری ارتباط مؤثر با بیمار، علاوه بر اینکه جزئی مهم از حرفهایگرایی و رفتار حرفهای محسوب میشود و جلب اعتماد بیشتر جامعه به حِرَف سلامت را در پی دارد، تأثیری بسزا در دستیابی به اهداف مراقبتی و درمانی نیز خواهد داشت. نظر به اهمیت تأکید بر روش‌های فعال و دانشجومحور در یادگیری و اهمیت بازاندیشی در آموزش، مطالعه‌ی حاضر با هدف ارزیابی اثر بازاندیشی هدایتشده بر مهارتهای ارتباطی دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی انجام شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعه‌ی نیمهتجربی یکگروهی همراه با پیشآزمون و پسآزمون و محیط پژوهش دانشکده‌ی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. پنجاه دانشجوی سالهای دوم تا چهارم کارشناسی مامایی و پرستاری، بهشکل داوطلبی و بر اساس فراخوان در این مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها، شامل پرسشنامه‌ی مشخصات فردی و پرسشنامه‌ی مهارتهای ارتباط با بیمار جواهر و همکاران بود. مداخله شامل برگزاری چهار جلسه کلاس آموزشی با رویکرد تعاملی نوددقیقهای (هفتهای یک بار)، بهصورت آنلاین و در بستر گوگلمیت بود. دو جلسه‌ی اول به آموزش مؤلفههای حرفهگرایی با تأکید بر مهارتهای ارتباط با بیمار و آموزش و تمرین بازاندیشی و دو جلسه‌ی بعد به ارائه‌ی سناریو و پخش فیلم و ارائه‌ی فرصتهایی برای بازاندیشی و بهاشتراکگذاری تجارب دانشجویان و جمعبندی اختصاص یافت. دادههای حاصل از مطالعه، پس از ورود به نرمافزار SPSS نسخه‌ی ۲۴ با استفاده از تستهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد، نمره‌ی مربوط به مهارت‌های ارتباطی بلافاصله بعد از آموزش و یک ماه بعد، نسبت به قبل از مداخله، تغییری مثبت داشته؛ ولی این تغییر معنادار نبوده است. نتایج تحلیل‌های آماری درباره‌ی حیطههای مهارتهای ارتباطی نشان داد، حیطه‌ی شروع آگاهانه قبل از آموزش بهطور معناداری پایینتر از بلافاصله پس از آموزش (0/005 = P) و یک ماه بعد از‌آن (0/011 = P) بود و در حیطه‌ی پذیرش غیرمشروط مددجو، مقایسه‌ی دو به دو نشان داد، مهارتهای ارتباطی در این حیطه قبل از مداخله بهطور معناداری، کمتر از یک ماه بعد بود (0/02 =P). با توجه به یافته‌های این پژوهش، برای اظهارنظر درباره‌ی تأثیر بازاندیشی هدایت‌شده در ارتقاء مهارت‌های ارتباطی دانشجویان پرستاری و مامایی، کماکان به پژوهش‌های بیشتری نیاز است.

الهام ملک‌زاده، زهرا علیزاده بیرجندی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 مقاله‌ی حاضر به بررسی تاریخ شکل‌گیری و تحولات دارالمجانین تهران در دوره‌ی قاجار و پهلوی پرداخته است و به این دلیل که به تأسیس یکی از مؤسسات درمانی و عوامل مؤثر در تغییر و تحولات آن مربوط می‌شود، در مطالعات تاریخ پزشکی، بسیار اهمیت دارد. پرداختن به فرایند توسعه‌ی دارالمجانین (تیمارستان) و طرح دادخواست‌های مردم، اهمیت این مقاله را از جنبه‌ی تاریخ اجتماعی نشان می‌دهد. این پژوهش با رویکرد توصیفی‌تحلیلی و مستند به اسناد آرشیوی منتشرنشده نگاشته شده است. خوانش اسنادی تاریخ جنون، بیان‌کننده‌ی روایت‌های ناگفته‌ای از زندگی مجانین (دیوانگان) و باورهای رایج درباره‌ی آن‌هاست. باورهایی که نحوه‌ی رفتار با مجانین را در مراکز نگهداری آن‌ها نشان می‌دهد. یافته‌ها نشان داد، در این دوره وضعیت رسیدگی به مجانین بهتر شده؛ اما به دلیل کمبود امکانات و افزایش تعداد بیماران، مشکلات همچنان ادامه داشته است. نگرش مسئولان به دیوانگان، نگاهی مراقبتی بوده است تا شهروندان از مخاطرات حضور مجانین و تردد آن‌ها در جامعه ایمن باشند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb