15 نتیجه برای عمانی سامانی
لیلا علیزاده، سید طه مرقاتی، رضا عمانی سامانی،
دوره 3، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1388 )
چکیده
ناباروری بهعنوان بحرانی در دورهی زندگی شناخته شده است که بالقوه تهدیدکنندهی ثبات فردی و روابط اجتماعی است. از ناباروری بهعنوان سومین عامل یا یکی از پنج عامل اول طلاق نام برده شده است. حدود یک چهارم زوجها در ایران ناباروری اولیه را تجربه میکنند. در برخی موارد یکی از زوجین یا هردو توانایی ایجاد گامت (سلول جنسی) را ندارد، لذا تنها راه حل درمانی برای این دسته از زوجین استفاده از روش اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) یا اهدای جنین است و در صورت وجود مشکلات آناتومیک رحم نیاز به استفاده از رحم اجارهای بهوجود میآید. در برخی موارد نادر نیاز به ترکیبی از دو یا چند نوع اهدا وجود دارد که این امور علاوه بر مشکلات ناشی از حکم تکلیفی از نظر احکام وضعی نیز میتواند ایجاد مشکل نماید و حقوق والد- فرزندی را مورد شک و شبهه و سؤال قرار دهد. در این مقاله با استفاده از منابع فقهی و حقوقی به حقوق والد - فرزندی مانند نسب، حضانت، ولایت، نفقه و محرمیت در مورد انواع اهدا، رحم اجارهای و علیالخصوص اهدای ترکیبی پرداخته شده است. بهنظر میرسد که بهجز ترکیب اهدای جنین و رحم اجارهای که همانند سرپرستی و فرزندخواندگی است، در بقیهی موارد اهدای ترکیبی میتوان حقوق والد فرزندی را همانند اهدای ساده در نظر گرفت.
مونا عودی، رضا عمانی سامانی، مصطفی مظفری، سید طه مرقاتی، مهناز کرباسیزاده،
دوره 4، شماره 4 - ( تیر ماه 1390 )
چکیده
درمانهای ضد ویروسی جدید بهطور چشمگیری سبب بهبود پیش آگهی بیماران آلوده به ویروس نقص ایمنی انسان و بهدنبال آن افزایش قابل توجه امید و کیفیت زندگی در آنها شده است. استفاده از روشهای کمک باروری، امکان داشتن فرزند سالم را برای بسیاری از زوجهای HIV مثبت فراهم کرده است. با این حال، بیشتر مراکز درمان ناباروری این زوجین را نمیپذیرند که این مسأله انزوای ایشان از زندگی اجتماعی را در پی دارد.
مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانهای است. نتایج از سه دیدگاه زوج مبتلا، فرزند آینده و کادر درمان بررسی شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی و همچنین مقالات، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفت.
باروری حق طبیعی هر فرد است. اگر با روشهای باروری آزمایشگاهی، در صورت عدم سرایت HIV به غیر و بهخصوص فرزند، امکان بچهدار شدن وجود دارد، نباید مراکز از انجام این کار خودداری کنند. لذا، عدم پذیرش این زوجها توسط مراکز درمانی ناباروری برخلاف اخلاق پزشکی بوده و در راستای قوانین جاری مملکت نیست. پذیرش بیمارانی همچون مبتلایان به هپاتیت C، سرطانهای پیشرفته، بیماریهای روانی و . . . بیشتر مؤید تبعیض و غیر اخلاقی بودن عدم پذیرش این افراد است. نام HIV در ایران همراه با انگ نابهنجاری بوده و بهنظر میرسد که فرزند خانوادهی مبتلا از نظر اجتماعی در حالت ایدهال نیست. تلاشهای اجتماعی در جهت برداشتن این انگ به همراه حمایت از همهی بیماران مزمن توسط جامعه قدمی است که باید برداشته شود.
مدرک مستدلی برای عدم پذیرش زوجهای مبتلا به HIV وجود ندارد و بهنظر میرسد عدم پذیرش افرادی که با روشهای جدید امکان داشتن فرزند سالم دارند، غیر اخلاقی و ناقض حقوق طبیعی افراد است.
شیما بهناممنش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
یکی از مهمترین کارکردهایی که در همانندسازی حیوانات، بهویژه به روش انتقال هستهی سلول بالغ، برشمرده شده است، موضوع تکثیر حیوانات دارای خصایص ممتاز ژنتیکی یا حیوانات دستکاری شدهی ژنتیکی برای تولید مواد غذایی با کیفیت بالاتر و در مقیاسی وسیعتر است. به همین دلیل، امروزه، کشورهای پیشرفته بهویژه آمریکا ادعا کردهاند که در آیندهای نه چندان دور، مواد غذایی حاصل از حیوانات همانندسازی شدهی زراعی در دسترس مصرفکنندگان قرار خواهد گرفت.این امر باعث بروز نگرانیهای بسیاری در جوامع مختلف، بهویژه در میان اخلاقگرایان، شده است. نقطهی مشترک تمامی این نگرانیها خطرات احتمالی همراه با مصرف این مواد غذایی بر روی سلامت انسان است. در این راستا، این انتقادات بهطور خاص در چهارچوب اخلاق غذا و اصول آن و همچنین اصل احتیاط مطرح شده است.از آنجا که ماهیت این مقاله مروری - تحلیلی است، براساس روش تحلیلی - توصیفی و با بررسی اسناد موجود دربارهی مواد غذایی حاصل از حیوانات همانندسازی شده، سعی شده است تا ضمن ارائهی تصویری کلی از اخلاق غذا و اصول آن، انتقادات اخلاقی مطرح شده دربارهی این موضوع بررسی شود.در حال حاضر، عرضهی این محصولات بهدلیل عدم وجود قطعیتهای علمی لازم و همچنین طرح ابهامات بسیار پیرامون عواقب احتمالی بلندمدت آن بر سلامت انسان، مغایر با اصل احتیاط و اصول اخلاق غذاست و از نظر اخلاقی موجه نمیباشد.
شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده
اساساً وقتی سخن از ارزش و جایگاه اخلاقی میشود، فرض بر این است که انسان عضو بیرقیب جامعهی اخلاقی (moral community) محسوب شده و به تبع آن، بهرهمند از پارهای امتیازات و در عین حال ملزم به رعایت و انجام برخی امور نسبت به خود و هم نوع خود.
از جمله مسایلی که بهویژه از سه دههی گذشته تا کنون در عرصهی اخلاق بحث برانگیز بوده، این است که مرز و بوم جامعهی اخلاقی در حال گسترش است. اگر زمانی نظرغالب این بود که انسان، تنها عضو مطلق این نهاد است، امروزه رشتههای جدید اخلاق همچون اخلاق حیوانات، سعی در رد این سنت دیر پا داشته و دیگر انسان و موضوعات مرتبط به او به تنهایی مطرح نبوده و حیوانات نیز بهعنوان عضو جامعهی اخلاقی حضور دارند.
روش مطالعه بهصورت تحلیلی و توصیفی (اسنادی کتابخانهای) بوده است و سعی شده تا با مطالعهی مقالات فلسفی گوناگون در زمینهی اخلاق حیوانات و بررسی کدهای رفتاری مختص اخلاق حیوانات، بتوان آشکار نمود که جایگاه حیوانات در عرصهی اخلاق در کجا قرار داشته و بر اساس چه ملاکی میتوان آنها را مشمول ملاحظات اخلاقی بهحساب آورد.
از آنجا که حیوانات ذی ادراک شناخته شدهاند و قابلیت درک تجارب مثبت و منفی را دارند، امروزه بهعنوان ساکنان سرزمین اخلاق به رسمیت شناخته شدهاند و انسان نسبت به کیفیت و دامنهی رفتار خویش در برابر آنان مسؤول است.
مونا عودی، رضا عمانی سامانی، لیلا علیزاده،
دوره 5، شماره 3 - ( خرداد ماه 1391 )
چکیده
در مواقعی یک زوج نابارور برای درمان خود راهی جز استفاده از گامت اهدایی ندارند. اشتراکگذاشتن یا تسهیم تخمک روشی است که در آن بیمار نابارور، تحت درمان و تحریک تخمک گذاری، نیمی از تخمکهای خود را در ازای گرفتن تخفیف در هزینهی درمان به بیمار نابارور دیگری که دچار اختلال تخمکگذاری است اهدا میکند. ایران تنها کشور اسلامی است که در آن نه تنها برنامهی اهدای تخمک رایج است، بلکه برای اهدای تخمک هزینه نیز پرداخت میشود. هدف از این بررسی، مقایسهی اشتراکگذاشتن و اهدای تخمک از نظر اخلاقی، حقوقی و فقهی و بررسی مزایا و معایب این روش درمانی در چهارچوب ضوابط اهدا در ایران است. در این مقاله، بررسی از نظر اخلاقی دربارهی موضوع اهدا و اشتراکگذاری تخمک انجام شده است و مسائل فقهی نیز از متون اسلامی و فتاوی فقها جمعآوری شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی شده و مقالات، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد بررسی قرارگرفته است. در ایران اهدای تخمک مورد قبول مراجع شیعه است. از آنجاییکه اشتراک تخمک نیز شباهت کاملی با روند اشتراکگذاری دارد این روش نیز پذیرفته شده است. اشتراک تخمک نسبت به اهدا، از نظر اسلامی ( نگاه و لمس)، از نظر اجتماعی (جلوگیری از اهدا تکراری)، مسائل مربوط به هزینه و تبادل پول، عوارض درمان و مشکلات مربوط به تبلیغات و واسطهها دارای مزیتهایی است هرچند این روش معایبی نیز دارد. مثلا کاهش شانس حاملگی فرد با اهدا نیمی از تخمکهایش، چالش در رابطه با سلامت اهداکننده و همچنین فشار روانی موفقیت درمان گیرنده در برابر شکست درمان اهداکنندهی تخمک نیز وجود دارد. معایب اشتراک تخمک با انجام مشاورهی کامل، اعمال ناشناسی و تدوین دستورالعمل حاوی معیارهای دقیق انتخاب به اشتراک گذارنده قابل برطرف شدن است.
لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده
باروریهای مصنوعی، بسیاری از زوجهای نابارور را به داشتن فرزند امیدوار کرده است، اما این امیدواری، مشکلات فراوان اجتماعی، اخلاقی، فقهی و حقوقی نیز همراه داشته است که لزوم بررسی آنها اجتنابناپذیر است. روشهای انجماد گامت و جنین، تعداد فراوان جنینهای منجمد و همچنین امکانِ گرفتن گامت شخص فوت شده تا مدتی پس از فوت، مسألهای بهنام باروری پس از مرگ را به میان آورده است. در این مقاله تلاش شده است تا مسائل اخلاقی مربوط به این روش بحث شود. در این مطالعه، بررسی مسائل اخلاقی با مطالعهی کتب و متون اصلی انجام گرفته و در واکاوی مسائل فقهی از متون اسلامی و فتاوی فقها استفاده شده است. همچنین، در ارتباط با مسائل اجتماعی و حقوقی از مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان و همچنین مقالات، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه یاری گرفته شده است.در جوامع اسلامی که ناباروری، بیماری خانواده دانسته میشود، ارائهی روشهای کمکباروری برای تولیدمثل پس از مرگ مناسب بهنظر نمیرسد. دیدگاههایی همچون سرنوشت و رفاه کودک، تعریف خانواده، بقای زوجیت پس از مرگ و بررسیهای حقوقی نیز مؤید این مطلب است. لذا لازم است قوانین و دستورالعملهای جامعی در جلوگیری از انجام تولیدمثل پس از مرگ وضع شود.
سیده بهاره کامرانپور، مونا عودی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 6 - ( آذر ماه 1391 )
چکیده
در سالهای اخیر مراجعهی زنان مسن به مراکز درمان ناباروری افزایش یافته است. برای استفاده از تکنولوژیهای کمکباروری (ART) در زنان با سن بالا کلیهی مسائل پزشکی و اخلاقی حل نشده و همواره این سؤال مطرح میشود که آیا باید محدودیت سنی برای ارائهی درمان کمکباروری قائل شد یا خیر؟
این مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانهای است. مطالب و مقالات در پنج بخش پزشکی، اخلاقی، زوج، جامعه و فرزند حاصل بررسی و ارائه شده است. همچنین قوانین، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفته است. در ایران دستورالعمل جامعی برای محدودیت سنی زنان جهت انجام درمان کمکباروری تدوین نشده است. در اینباره کلینیکها و مراکز درمان ناباروری باتوجه به سیاست مرکز و شرایط موجود، براساس آئیننامههای غیررسمی و داخلی خودشان عمل میکنند. بررسی پروتکلهای درمانی در بیشتر مراکز نشان میدهد که زنان تا سن 45 سال در سیکل درمان نازایی قرار میگیرند و پذیرش زنان بالای 45 سال تنها با تأیید پزشک و وجود شرایط بالینی مناسب بیمار انجام میشود. از نظر فقهی و حقوقی نیز منعی برای درمان ناباروری زنان مسن در کشورمان وجود ندارد. اما همواره سلامت مادر و فرزند از دیدگاه پزشک اولویت اول را دارد و اعمال درمانی باید در همین راستا صورت گیرد. از آنجایی که نباید سن را تنها معیار پذیرش زن نابارور جهت درمان کمکباروری قرار دهیم، لازم است در اینباره دستورالعمل جامعی تدوین شود.
لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
هر رشتهای به مناسبت رابطهای که بین بیمار و درمانگر برقرار میشود، مصادیق مختلفی برای اصول اخلاق پزشکی و تعهد حرفهای پدید میآورد. از آنجایی که مشاورهی روانشناسی و رواندرمانی در بسیاری از بیماریها جای خود را باز کرده و جزو درمانهای جاری قرار گرفته است، روانشناس را بهعنوان درمانگر موظف به رعایت اصول اخلاقی در مواجهه با بیمار میکند. اما روانشناس از حیث اینکه با روان و درون بیمار سر و کار دارد، معمولاً تا عمق زندگی بیماران پیش میرود و اطلاعات بسیار خصوصی از بیمار بدست میآورد که در اتخاذ روشهای درمانی لازم بوده و از طرفی جایگاه روانشناس را بهعنوان امین بیمار حساس میکند. ناباروری نیز بیماری خاصی است زیرا: 1) زوج نابارور علی الخصوص زن از طرف اجتماع دچار فشار عاطفی و روانی شدید است 2) ناباروری بیماری جسمی نیست و انتخاب و تلاش زوج برای داشتن فرزند است و جان کسی در خطر نیست؛ بنابراین، سودرسانی، عدم اضرار و عدالت معانی جدیدی پیدا میکنند. 3) تمایل به داشتن فرزند از طرف زوجین است و بنابراین بهجای یک بیمار یک زوج بیمار وجود دارد که هرچند در راه درمان ناباروری مشترک هستند، اما هر کدام مسائل کاملا خصوصی هم دارد که برای همسر نباید فاش شود. 4) مشاور روانشناس در برخورد با مسائل باروری و جنسی مجبور است بهخصوصیترین وجوه زندگی فرد وارد شود. بنابرین اخلاق جایگاه خاصی در مشاوره با زوجهای نابارور پیدا میکند که به بحث گذارده میشود، مانند: 1) اتونومی: دریافت درمان و رد درمان حق هر بیمار است به شرطی که اطلاعات کافی دربارهی بیماری، عوارض و درمان داشته باشد. این موضوع نیاز به گرفتن رضایت آگاهانه را مطرح میکند. اما چون فرایند فرزندآوری فرایندی وابسته به دو نفر است، مشاوره در مورد فرزندآوری و روال درمانی باید با هر دو انجام شده و تصمیمگیری آزادانه باید از طرف هر دو صورت پذیرد. 2) رازداری: رازداری در تمامی موارد باید در حد زوجین حفظ شود و نمیتوان رازداری فردی را رعایت کرد. توسعهی دامنهی رازداری از فرد به زوجین باید با رضایت طرفین صورت گیرد. 3) حقیقت گویی: در بسیاری از موارد است که نقص والدین در زندگی آیندهی فرزند دخالت میکند مانند معلولیتهای وسیع یا بیماریهای مزمن یا endstage، که در این موارد مشاور باید حقایق را بهطور تمام و کمال در اختیار زوجین قرار دهد. اطمینان نسبی از استحکام خانواده نیز اخلاقاً بر عهدهی مشاور روانشناس است. 4) روشهای اهدا و رحم جایگزین: که بار روانی بسیاری بر خانواده دارد و نیاز به مشاورهی روانشناسی در چندین جلسه داشته تا در قبول این فرزند بهعنوان فرزند واقعی خانواده اطمینان کافی بهوجود بیاید. 5) انتخاب جنسیت: مشاور روانشناس متعهد است که به زوجهای درخواستکننده تمام وجوه این عمل و عوارض آن را گوشزد کند و از لحاظ روانی ضرورت انجام آن را بررسی کند. مباحث دیگری مانند بررسی وضعیت روانی افراد و اجازهی انجام درمان نیز مطرح است.
سیده زهرا نعمتی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
قانون سقط درمانی سال 1384 بهصورت ماده واحده تصویب شد. در متن ماده واحده آمده است: « سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی مبنی بر بیماری جنین که بهعلت عقبافتادگی یا ناقصالخلقه بودن موجب حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توأم باشد قبل از ولوج روح (چهارماه) با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود.»
قید ولوج روح و ممنوعیت سقط درمانی پس از این زمان این سؤال را پدید میآورد که اگر جان مادر در خطر قرار گیرد و جنین سنی بیش از 120 روز داشته باشد آیا نمی توان مجوز سقط جنین صادر کرد؟ براساس گزارش سقط جنین که توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شده است هیچ کشوری وجود ندارد که در شرایط تهدید خطر جانی برای مادر، سقط را نپذیرد. در این مقاله ما لزوم قید ولوج روح را برای سقط درمانی، در شرایط خطر جانی برای مادر، به بحث گذاردهایم. بعد از چهارماهگی و حلول روح مطابق نظر همهی علما (آیات بهجت، صانعی، زنجانی، تبریزی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی و موسوی اردبیلی) بهجز آیت الله تبریزی و موسوی اردبیلی، به هیچ وجه اسقاط جنین جایز نیست.
حضرات آیات تبریزی و موسوی اردبیلی قائلند که در صورت خطر جانی برای مادر، اسقاط جنین حتی بعد از دمیده شدن روح نیز بلا اشکال است. همینطور آیت الله خامنهای سقط جنین پس از چهارماهگی را در صورت خطر مرگ هر دوی مادر و جنین و با امکان نجات مادر، جایز می دانند. علت این اختلاف نظر را میتوان از فحوای کلام امام خمینی استنباط کرد که فرمودند: بعد از دمیدن روح در جنین، حفظ جان یکی بر دیگری ارجحیتی ندارد و اگر علم به تلف شدن هر دو باشد و تنها امکان حفظ یکی از آنهاست، مورد باید با قرعه مشخص شود. در شرایط سقط درمانی که جان مادر در خطر است، نه امکان حفظ هر دو موجود است و نه انتخابی در کار است، چون حیات جنین، متوقف بر بقای مادر است و اگر جنین را انتخاب کنیم نمیتوانیم جانش را حفظ کنیم. بنابراین، هرچند ترجیحی بین زندگی مادر و جنین نباشد، تنها امکان حفظ زندگی مادر هست و در چنین شرایطی حفظ جان مادر بهتر از مرگ هردو است. اگر جنین در موقعیتی باشد که بتواند پس از مرگ مادر زنده بماند و به اصطلاح قابلیت زندگی را داشته باشد (Variable) نیز، ختم بارداری زندگی را به هر دو میبخشد و منعی ندارد. لذا بهنظر میرسد که مطرح کردن ولوج روح و چهارماهگی در فرض وجود خطر جانی برای مادر، لزومی ندارد و اکثر قریب به اتفاق مکاتب و مذاهب دنیا در چنین شرایطی سقط را میپذیرند بدون اینکه سن جنین مطرح باشد.
رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
1) طول مدت نگهداری جنین: از نظر علمی طول مدت خاصی برای نگهداری جنین در حالت منجمد تعیین نشده است. در گزارشی که بتازگی منتشر شده جنینی پس از 20 سال از حالت انجماد درآمده و منجر به نوزادی سالم شده است. اما بهدلیل نیاز به تجهیزات، فضا و نیروی انسانی، هیچ مرکزی نمیتواند جنینها را برای مدت بسیار طولانی نگهداری کند. همچنین موارد استفاده از این جنینها نیز به مرور زمان کاهش مییابد. طول مدت این قرارداد تابع قانون گذاری است. در ایران قانون یا دستورالعمل مدونی بهطور کشوری در این رابطه وجود نداشته و هر مرکز درمانی بر اساس قوانین داخلی خود عمل مینماید. اما لازم است که طول این مدت بر اساس اصول اخلاقی هم باشد. بهعنوان مثال شایسته نیست که مرکزی طول دورهی نگهداری خود را دو سال بگذارد، زیرا اخلاقی نیست که فردی که فرزند اولش هنوز به دو سال نرسیده باشد، وادار به بهدنیا آوردن فرزند دوم شود یا آنقدر طول مدت بلند باشد تا زمان انتقال جنین سن مادر آنقدر بالا باشد که عوارض بارداری و زایمان برای وی خظر ساز شود.
2) سرنوشت جنین پس از فسخ قرارداد: دورهی نگهداری جنین منجمد در روزی به اتمام میرسد. یا به علل دیگر از جمله خواست والدین یا عدم پرداخت هزینههای نگهداری، قرارداد نگهداری جنین منجمد فسخ میشود. حال باید برای سرنوشت این جنینها تصمیم گرفت. این جنینها سه سرنوشت را میتوانند داشته باشند: استفاده در تحقیقات، میتوان از این جنینها در تحقیقات سلولهای بنیادی، ژنتیک و جنینشناسی استفاده نمود؛ استفاده در آموزش جنینشناسان، که در آینده وظائفی در حیطهی درمانی مانند سوراخ کردن دیواره جنین با لیزر (هچ کردن) یا بیوپسی جنین را انجام خواهند داد؛ اهدا به زوج نابارور دیگر، در عدهای از زوجهای نابارور برای فرزند دار شدن روش دیگری بجز اهدای جنین وجود ندارد. بنابراین، استفاده درمانی این جنینها میتواند اهدای به غیر باشد. قانون اهدای جنین نیز در سال 1382 به تصویب رسید و دستورالعمل آن در سال 1384 به مراکز ابلاغ گردید. هرچند به عقیده بسیاری این قانون نارساییهای بسیاری دارد و از بین بردن جنینها: اگر صاحبان جنینهای آزمایشگاهی اجازه استفاده در تحقیق یا اهدا به زوج نابارور دیگر را ندهند، به ناچار باید این جنینها را از بین برد.
3) باروری پس از مرگ: بارها اتفاق میافتد که در حالی که زوج نابارور جنینهای متعددی در تانکهای نیتروژن مایع به حالت منجمد دارند و منتظر استفاده از آنها برای خود هستند، ناگهان یکی از زوج یا زوجه از دنیا میرود و فرد باقیمانده برای فرزند دار شدن از جنینهای خود مراجعه میکند. این اتفاق بیشتر در موارد فوت شوهر پدید میآید و مسائل احساسی مثل نیاز به داشتن یادگاری از متوفی برای والدین متوفی یا همسر وی و همچنین مسائلی مثل ارث و میراث باعث این درخواست میشود. اما این نوع باروری از دیدگاه حقوق و اخلاق دارای مسائل و سؤالات جدی است که تا زمان حل شدن آنها نمیتوان این روش را جایز دانست هرچند فتاوی روشنی وجود دارد که استفاده از این روشها را مجاز میداند.
4) مالکیت جنین: هرچند مالیت جنین مورد توافق کامل نیست و نیز شخصیت جنین آزمایشگاهی نیز مورد مناقشه است، موضوع مهمتر اکنون این است که چه کسی میتواند برای جنین تصمیم بگیرد؟ آیا زوج به تنهایی، زوجه به تنهایی و آیا هردو به اتفاق میتوانند این تصمیم را بگیرند. آیا امکان ارائه وکالت به دیگری وجود دارد؟ این مسائل وقتی پیچیدهتر میشود که زندگی این زوج دستخوش مسائل دیگری نیز مانند اختلاف بین زن و شوهر یا طلاق شوند. در بسیاری از موارد به محض طلاق یکی از زوجین مراجعه کرده و درخواست از بین بردن سریع جنینها را مطرح میکنند.
5) ازدواج مجدد شوهر: بر اساس قوانین اسلام و ایران چند همسری برای مرد جایز دانسته شده است. آیا شوهر میتواند از جنینهای همسر اول برای حاملگی همسر دوم استفاده نماید؟ حال اصل مسأله و وجود رضایت همسر اول هر دو مطرح میشود.
6) استفاده از جنین آزمایشگاهی جهت درمان ناباروری: ممکن است از زمان اقدام برای انجماد جنین تا زمان اقدام برای انتقال جنین مدت زمانی طول بکشد. لذا همواره برای استفاده از جنینها بهنظر نیاز به بررسی مجدد زوجین و ارائهی رضایتنامه مجدد از هر دو زوجین است.
7) روشن بودن تعهدات اطراف قرارداد: تعهدات مرکز درمانی مانند بیمه کردن جنینها در مقابل بلایای طبیعی، روشن بودن احتمال مرگ جنینها پس از یخگشایی و عدم تعهد مرکز برای انتقال جنینها تحت هر شرایطی و تعهدات زوجین درخواست کننده مانند پرداخت به موقع هزینهها باید روشن و آشکار باشد. تکلیف مسؤولیت مدنی مرکز در قبال نگهداری از جنینها باید روشن شود.
شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی، شایان بهنام منش،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده
تأمین باروری عبارت از روشهایی است که با حفظ توان فعلی فرد در باروری، نوید داشتن فرزندی با ارتباط ژنتیکی در آینده را میدهد. امروزه این روشها با استقبال بسیاری مواجه شدهاند. تا آنجا که، میتوان موارد کاربردشان را به دو قسمت پزشکی و اجتماعی تقسیم نمود. در گروه اول، بیمار بهدلیل بیماری یا به تبع روش درمانی در خطر از دست دادن باروری است. در حالی که، در حالت دوم متقاضی تأمین باروری با وجود سلامتی، به دلایل اجتماعی و شخصی در حال حاضر قصد و امکان فرزنددار شدن را ندارد. با توجه به آنکه روشهای تأمین باروری بدواً نسبت به بدن تهاجمی هستند، سؤالات و انتقادات اخلاقی بسیاری پیرامون استفادهی آنها در مورد افراد بیمار و همچنین، تعمیم آن به بانوان سالمی که تنها بهدلیل بالا رفتن سن تمایل به استفاده از آنها دارند مطرحشده است. در این مقاله هدف آن است تا با اتخاذ روشی تحلیلی و توصیفی و مطالعهی کتب و مقالات اخلاقی و دستورالعملهای بینالمللی معتبر پاسخی مناسب به این سؤالات داده شود. در حال حاضر، انجام روشهای تأمین باروری در موارد ضرورت پزشکی مورد تأیید همگان بوده و منطبق با اصل سودرسانی دانسته شده است. در موارد اجتماعی نیز با وجود مخالفتهایی که انجام آن را مغایر با اصل ضررنرساندن دانستهاند، بسیاری از فمنیستها و قائلان بر خودآیینی تولیدمثلی زنان انجام آن را با رعایت شرایطی اخلاقی همچون رعایت رضایت آگاهانه پذیرفتهاند.
عباس یدالهی باغلویی، سید محمد آذین، رضا عمانی سامانی،
دوره 8، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1394 )
چکیده
هر قراردادی در نظام حقوقی ایران دارای یکسری ویژگیهایی است که تبیین این ویژگیها در فهم دقیق آن عقد بسیار مؤثر است. از جملهی این ویژگیها میتوان به لازم یا جایز بودن، معوض یا مجانی بودن، منجز و معلق بودن، تشریفاتی و رضایی بودن و... اشاره داشت. قرارداد جانشینی در بارداری که به موجب آن اسپرم و تخمک لقاح یافتهی زن و شوهر نابارور به رحم زن دیگر به منظور نگهداری و رشد منتقل شده که طفل پس از تولد به صاحبان اسپرم و تخمک تحویل داده شود نیز واجد یکسری ویژگیهایی است که جایگاه این عقد را با توجه به غیر معین بودن ماهیت آن در بین سایر عقود مشخص میکند. در این مقاله به بررسی این نکته میپردازیم که قرارداد جانشینی در بارداری دارای چه ویژگیهایی است
میثم شیخ طلیمی، صادق شریعتی نسب، رضا عمانی سامانی،
دوره 8، شماره 3 - ( شهریور ماه 1394 )
چکیده
رازداری اصلی اخلاقی است که در مجموعهی قوانین کیفری مورد حمایت قرار گرفته است. با این وجود، رعایت این اصل برای پزشک در فرض ابتلاء مراجعهکننده به بیماریهای مقاربتی با چالشهایی خاص مواجه میشود. از یکسو رعایت این اصل، تکلیف پزشک محسوب میشود اما از سویی دیگر حفظ راز ممکن است سایر اشخاص بهویژه نزدیکان بیمار را در معرض خطر ابتلاء قرار دهد؛ از این رو، هشدار به شریک جنسی از مناقشه برانگیزترین موضوعات مطرح در رازداری پزشکی است. افزون بر این، دولتها جهت انجام مطالعات پژوهشی و اتخاذ سیاستهای پیشگیری از شیوع این امراض، اقدامات تقنینی برای گزارش الزامی موارد ابتلا انجام دادهاند. سبک این کار ویژه از ارسال کامل هویت و محل اقامت فرد مبتلا که حقوق کشورهایی مانند اوکراین، ایالات متحده و استرالیا در این دسته قرار میگیرند تا گزارش بدون ارائهی اطلاعات حساس نظیر نام و نشانی که کشورهایی نظیر تایلند، فرانسه و ایران از این قبیل هستند را شامل میشود. بر خلاف نظام قانونی دولتهای گروه نخست، در حقوق ایران همچون نظام حقوقی فرانسه، بر وظیفهی قانونی پزشکان به حفظ راز تأکید شده ضمن اینکه تکلیف پزشکان بر هشدار به شریک جنسی فرد مبتلا از آن افاده نمیشود. صرفاً طبق شروطی خاص و تفسیری مضیق با توسل به علل موجه جرم شامل رضایت فرد، قاعده اضطرار هنگامی که خطر ابتلا قریبالوقوع باشد و برخی احکام خاص قانونی، میتوان اجازهی نقض راز را به اشخاص در معرض سرایت دریافت.
عباس یدالهی باغلویی، سید محمد آذین، رضا عمانی سامانی،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده
قانون مدنی در مادهی 190 و مواد بعدی، برای طرفین هر قرارداد یکسری ویژگیهایی را برشمرده که مطابق آن افراد بهمنظور انعقاد قرارداد میباید واجد آن بوده باشند. این شرایط عبارتند از بلوغ، عقل و رشد. در قرارداد استفاده از رحم زن دیگر در بارداری، افراد علاوه بر این شرایط میباید ویژگیهای دیگری را نیز دارا باشند از جمله نابارور بودن زوجین یا وضعیت سلامتی جسمی و روانی آنها. همچنین، سلامت جسمی و روانی مادرجانشین، شوهردار بودن وی، داشتن سابقهی فرزند، بیضرر بودن بارداری برای وی، در سن مناسب بارداری قرار داشتن و.... شرایط فوق الذکر جنبهی قانونی نداشته و در وضعیت کنونی ممکن است تنها توسط برخی مؤسسات رعایت شود. از اینرو، پیشنهاد میشود قانونگذار به این امر توجه کند و برای مؤسساتی که مبادرت به انجام اینکار میکنند رعایت این شروط اجباری شود.
نازیلا تقوی، رضا عمانی سامانی، محمد اسدی نژاد،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
جنینهای منجمد در دو حالت بهعنوان جنینهای رهاشده تلقی میشوند؛ مورد نخست زمانی است که صاحبان جنین، مجهوالالمکان باشند و هیچگونه دستورالعمل کتبی از سوی زوجین در ارتباط با وضعیت جنین وجود نداشته باشد. مورد بعدی زمانی است که صاحبان جنین منجمد، بهطور واضح به مراکز انجماد اعلام کنند که تصمیمگیری دربارهی سرنوشت جنینهای منجمد خویش را به مراکز انجماد تفویض میکنند. هدف ما بررسی این موضوع بود که در صورت رهاکردن جنینهای منجمد از سوی زوجین، چه تصمیمی باید در مورد سرنوشت آنها اتخاذ شود؟ این مطالعه به روش اسنادی - کتابخانهای و تحلیلی بود. از آنجایی که نگهداری از جنینهای منجمد مستلزم صرف هزینه است، شایسته است مسؤولیت مراکز انجماد را نسبت به نگهداری از جنینهای منجمد پس از صرف زمانی معقول و متعارف و تلاشهای ناموفق برای برقراری تماس با صاحبان منتفی بدانیم.
تصمیمگیری در مورد سرنوشت جنین منجمد رهاشده بستگی به این موضوع دارد که چه ماهیتی را برای آنها برگزینیم. در صورتی که جنینهای منجمد رهاشده را انسان تلقی کنیم، با توجه به هزینهی نگهداری و کمبود امکانات پزشکی میتوان بر اساس قاعدهی الضرورات تبیح المحظورات (ناگریزیها حرامها را مباح میکند) آنها را از بین برد. چنانچه جنینهای منجمد را مال یا شبه مال تلقی کنیم، باید جنینهای منجمدی را که به صاحبانشان برای تعیین سرنوشت آنان دسترسی وجود ندارد ، مجهول المالک تلقی کرده و حاکم را جهت اخذ تصمیم به دورریزی یا اهدا برای تحقیقات صالح قلمداد کرد.