جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای عودی

مونا عودی، رضا عمانی سامانی، مصطفی مظفری، سید طه مرقاتی، مهناز کرباسی‌زاده،
دوره 4، شماره 4 - ( تیر ماه 1390 )
چکیده

درمان‌های ضد ویروسی جدید به‌طور چشم‌گیری سبب بهبود پیش آگهی بیماران آلوده به ویروس نقص ایمنی انسان و به‌دنبال آن افزایش قابل توجه امید و کیفیت زندگی در آن‌ها شده است. استفاده از روش‌های کمک باروری، امکان داشتن فرزند سالم را برای بسیاری از زوج‌های HIV مثبت فراهم کرده است. با این حال، بیش‌تر مراکز درمان ناباروری این زوجین را نمی‌پذیرند که این مسأله انزوای ایشان از زندگی اجتماعی را در پی دارد.
مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانه‌ای است. نتایج از سه دیدگاه زوج مبتلا، فرزند آینده و کادر درمان بررسی شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی و هم‌چنین مقالات، دستورالعمل‌ها و مطالب  موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفت.
باروری حق طبیعی هر فرد است. اگر با روش‌های باروری آزمایشگاهی، در صورت عدم سرایت HIV به غیر و به‌خصوص فرزند، امکان بچه‌دار شدن وجود دارد، نباید مراکز از انجام این کار خودداری کنند. لذا، عدم پذیرش این زوج‌ها توسط مراکز درمانی ناباروری برخلاف اخلاق پزشکی بوده و در راستای قوانین جاری مملکت نیست. پذیرش بیمارانی هم‌چون مبتلایان به هپاتیت C، سرطان‌های پیشرفته، بیماری‌های روانی و . . . بیش‌تر مؤید تبعیض و غیر اخلاقی بودن عدم پذیرش این افراد است. نام HIV در ایران همراه با انگ نابهنجاری بوده و به‌نظر می‌رسد که فرزند خانواده‌ی مبتلا از نظر اجتماعی در حالت ایده‌ال نیست. تلاش‌های اجتماعی در جهت برداشتن این انگ به همراه حمایت از همه‌ی بیماران مزمن توسط جامعه قدمی است که باید برداشته شود.
مدرک مستدلی برای عدم پذیرش زوج‌های مبتلا به HIV وجود ندارد و به‌نظر می‌رسد عدم پذیرش افرادی که با روش‌های جدید امکان داشتن فرزند سالم دارند، غیر اخلاقی و ناقض حقوق طبیعی افراد است.


عبدالحسن کاظمی، مصطفی کاظمی، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، نجات فیض اللهی، صدیار عطالو، محمود مسعودی نیا،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده

در متون دینی و در همه‌ی فرهنگ‌ها، پایان زندگی با سختی‌های ناشناخته و اضطراب توصیف شده است. مرگ مرحله‌ی انتقالی تجربه نشده‌ای است که انسان پیوندهای خود را با جهان مأنوس خود می‌گسلد و در عالمی اسرارآمیز گام می‌گذارد که در فرهنگ اسلامی برای گذر از این مرحله توصیه‌هایی وجود دارد. در حوزه‌ی اخلاق پزشکی در مورد بیماران مشرف به موت و احساس درماندگی آنان مباحث عدیده‌ای وجود دارد و مراقبت‌های پایان حیات، تسکین درد، مدیریت محیط و لحظات احتضار بیمار، مرگ در آرامش، تسکین آلام اطرافیان بیمار مشرف به موت و... در عرصه‌ی اخلاق پزشکی نه تنها توصیه می‌گردد؛ بلکه حتی قسمتی از حقوق بیمار و وظایف کادر پزشکی است. مفهوم مراقبت‌های پایان حیات، افزایش کیفیت زندگی بیمار مشرف به موت است، ولی پروتکل‌های کنترل و تسکین درد، برنامه‌های بالینی و کیفیت مراقبت استاندارد در همه‌ی جوامع یکسان نیستند. اجرای این پروتکل‌ها مفهوم توجه به تمامیت جسمانی و هویتی بیمار و جایگزینی فرهنگ بیمار‌محوری به‌جای فرهنگ بیماری محوری مرسوم را در خود دارد. داغدیدگی اطرافیان بیمار پس از مرگ وی با سوگ و سوگواری در سه مرحله‌ی اجتناب، مواجهه و سازگاری ظاهر می‌شود. سوگواری نحوه‌ی ابراز افکار و احساسات داغدیدگان است و مدیریت عالمانه‌ی سوگ از بروز ناهنجاری‌ها و احیاناً آسیب‌های اجتماعی ناشی از فقدان بیمار فوت شده جلوگیری می‌نماید و هدف این نوشتار نیز بررسی بعضی از ابعاد این موضوع با رویکرد به اخلاق پزشکی است.
مونا عودی، رضا عمانی سامانی، لیلا علیزاده،
دوره 5، شماره 3 - ( خرداد ماه 1391 )
چکیده

در مواقعی یک زوج نابارور برای درمان خود راهی جز استفاده از گامت اهدایی ندارند. اشتراک‌گذاشتن یا تسهیم تخمک روشی است که در آن بیمار نابارور، تحت درمان و تحریک تخمک گذاری، نیمی از تخمک‌های خود را در ازای گرفتن تخفیف در هزینه‌ی درمان به بیمار نابارور دیگری که دچار اختلال تخمک‌گذاری است اهدا می‌کند. ایران تنها کشور اسلامی است که در آن نه تنها برنامه‌ی اهدای تخمک رایج است، بلکه برای اهدای تخمک هزینه نیز پرداخت می‌شود. هدف از این بررسی، مقایسه‌ی اشتراک‌گذاشتن و اهدای تخمک از نظر اخلاقی، حقوقی و فقهی و بررسی مزایا و معایب این روش درمانی در چهارچوب ضوابط اهدا در ایران است. در این مقاله، بررسی از نظر اخلاقی درباره‌ی موضوع اهدا و اشتراک‌گذاری تخمک انجام شده است و مسائل فقهی نیز از متون اسلامی و فتاوی فقها جمع‌آوری شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی شده و مقالات، دستورالعمل‌ها و مطالب موجود در این زمینه مورد بررسی قرارگرفته است. در ایران اهدای تخمک مورد قبول مراجع شیعه است. از آن‌جایی‌که اشتراک تخمک نیز شباهت کاملی با روند اشتراک‌گذاری دارد این روش نیز پذیرفته شده است. اشتراک تخمک نسبت به اهدا، از نظر اسلامی ( نگاه و لمس)، از نظر اجتماعی (جلوگیری از اهدا تکراری)، مسائل مربوط به هزینه و تبادل پول، عوارض درمان و مشکلات مربوط به تبلیغات و واسطه‌ها دارای مزیت‌هایی است هرچند این روش معایبی نیز دارد. مثلا کاهش شانس حاملگی فرد با اهدا نیمی از تخمک‌هایش، چالش در رابطه با سلامت اهداکننده و هم‌چنین فشار روانی موفقیت درمان گیرنده در برابر شکست درمان اهداکننده‌ی تخمک نیز وجود دارد. معایب اشتراک تخمک با انجام مشاوره‌ی کامل، اعمال ناشناسی و تدوین دستورالعمل حاوی معیارهای دقیق انتخاب به اشتراک گذارنده قابل برطرف شدن است.


سیده بهاره کامرانپور، مونا عودی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 6 - ( آذر ماه 1391 )
چکیده

در سال‌های اخیر مراجعه‌ی زنان مسن به مراکز درمان ناباروری افزایش یافته است. برای استفاده از تکنولوژی‌های کمک‌باروری (ART) در زنان با سن بالا کلیه‌ی مسائل پزشکی و اخلاقی حل نشده و همواره این سؤال مطرح می‌شود که آیا باید محدودیت سنی برای ارائه‌ی درمان کمک‌باروری قائل شد یا خیر؟
این مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانه‌ای است. مطالب و مقالات در پنج بخش پزشکی، اخلاقی، زوج، جامعه و فرزند حاصل بررسی و ارائه شده است. هم‌چنین قوانین، دستورالعمل‌ها و مطالب موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفته است. در ایران دستورالعمل جامعی برای محدودیت سنی زنان جهت انجام درمان کمک‌باروری تدوین نشده است. در این‌باره کلینیک‌ها و مراکز درمان ناباروری باتوجه به سیاست مرکز و شرایط موجود، براساس آئین‌نامه‌های غیررسمی و داخلی خودشان عمل می‌کنند. بررسی پروتکل‌های درمانی در بیش‌تر مراکز نشان می‌دهد که زنان تا سن 45 سال در سیکل درمان نازایی قرار می‌گیرند و پذیرش زنان بالای 45 سال تنها با تأیید پزشک و وجود شرایط بالینی مناسب بیمار انجام می‌شود. از نظر فقهی و حقوقی نیز منعی برای درمان ناباروری زنان مسن در کشورمان وجود ندارد. اما همواره سلامت مادر و فرزند از دیدگاه پزشک اولویت اول را دارد و اعمال درمانی باید در همین راستا صورت گیرد. از آن‌جایی که نباید سن را تنها معیار پذیرش زن نابارور جهت درمان کمک‌باروری قرار دهیم، لازم است در این‌باره دستورالعمل جامعی تدوین شود.


مصطفی کاظمی، عبدالحسن کاظمی، محمد مسعودی فر، نجات فیض اللهی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

آیا عاشق می‌خواهد معشوق را تصاحب کند یا خود را به معشوق تسلیم کند؟ یا عشق در این میان صحنه‌ی گردان است و قصد اثبات اصالت خود را دارد؟ هدف از تصاحب معشوق چیست؟ جست‌وجوی هویت؟ درک هویت جدید؟ شناسایی عمق بیش‌تری از چیستی معشوق؟ تکمیل و ارتقا سطح هویت خود؟ شناسایی ذات عشق؟ درک رابطه‌ی فیمابین عشق و عاشق و معشوق؟ یا عاشق در معشوق مزایا و محسناتی می‌یابد که حفظ نسل خود را از طریق وی در قیاس با دیگران اصلح می‌یابد؟ و معشوق نیز چنین رویکردی به عاشق دارد؟

اگر تلفیقی از موارد فوق را در نظر بگیریم، در این صورت، فرزند حاصله، سمبل تحقق غایت و کمال رابطه‌ی عاشقانه خواهد بود و به منزله‌ی مکمل هویت و شخصیت طرفین رابطه‌ی عشق تلقی خواهد شد. حال اگر تولد فرزند و بقاء نسل منوط به استفاده از رحم جایگزین باشد، آیا اساس موضوع مخدوش نخواهد شد؟ غایت تمنای طرفین چگونه به مادر جایگزین و رحم جایگزین و در نهایت به فرزند رشد‌یافته در رحم جایگزین منتقل می‌شود؟ آیا برای تحقق تولید نطفه و جنین و احتساب فرزند حاصله به‌عنوان تبلور عشق و نهایت تمنای زوجین، صرف وجود رابطه‌ی ژنتیکی کافی است؟ آیا ذوب و گم‌شدن زوجین در همدیگر در یک رابطه‌ی عاشقانه منجر به تولد نوزاد برای احتساب فرزند حاصله به‌عنوان تبلور عشق ضرورت ندارد؟ آیا می‌توان اراده‌ی طرفین و توافق زوجین برای تولد فرزند از طریق رحم جایگزین را برای ظهور و بروز عشق کافی دانست؟

اساساً رابطه‌ی مابین اراده‌ی عقلایی و احساس عاشقانه چگونه است؟ آیا عشق و عقل با هم آشتی‌پذیرند؟ اراده‌ی عقلایی با ذوب عاشقانه نسبتی دارد؟ و نهایت آن‌که در این میان تکلیف احساس مادری مادر جایگزین و صاحب رحم اجاره‌ای به نوزادی که در بطن وی و از خون و روح وی نمو می‌کند و جان می‌یابد، چیست؟ و اساساً اجاره دادن رحم را همه‌ی مکاتب اخلاقی و همه‌ی فرهنگ‌ها و مذاهب عقلایی، انسانی و حتی شرعی می‌دانند؟ چه عیاری و نسبتی مابین مادر بیولوژیک، مادر ژنتیکی و مادر اجتماعی می‌تواند برقرار باشد یا نباشد. خواجه شیراز چه نغز و خردمندانه فرموده است: که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها.


سیدمظفر ربیعی، نوین نیک‌بخش، سیمین موعودی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

در برنامه‌ی تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی، که به‌عنوان بخشی از طرح تحول نظام سلامت، از سال ۱۳۹۴ به دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور ابلاغ شد، بر اعتلای اخلاق حرفه‌ای بسیار تأکید شده است. این مطالعه با هدف ارزیابی فعالیت‌های اعتلای اخلاق حرفه‌ای در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گرفته است. در این مطالعه‌ی توصیفی، تمامی اقداماتی که برای تحقق اهداف برنامه‌ی اعتلای اخلاق حرفه‌ای، در طول سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گرفته است به تفکیک عنوان، گروه هدف، حجم فعالیت و برون‌دادهای فرایند در فرم جمع‌آوری داده‌ها وارد شده و با داده‌های قبل از سال ۱۳۹۴ مقایسه شده‌اند. در مجموع، در طی دو سال اخیر، نوزده محور فعالیت در جهت اعتلای اخلاق حرفه‌ای ثبت شده که شانزده فعالیت (۲/۸۴%)، متعاقب ابلاغ برنامه‌ی تحول و نوآوری در آموزش در دانشگاه شکل گرفته است. حجم فعالیت‌های انجام‌گرفته، ۱۰۰۸۸ نفر- ساعت و بیشتر محورهای فعالیتی انجام‌گرفته (دوازده فعالیت، ۲/۶۳%) در جهت تحقق هدف «تدوین الزامات ساختاری و برنامه‌ای و استقرار نظام نیازسنجی، آسیبشناسی و ارتقای ارزشها و اخلاق حرفهای» بوده است. به دنبال استقرار برنامه‌ی تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی، در دانشگاه علوم پزشکی بابل نیز اقدامات متعدد جدیدی برای اعتلای اخلاق حرفه‌ای انجام گرفته است.
 
لیلا مسعودی یکتا، احسان حسن پور پازواری، علیرضا پارساپور، احسان شمسی کوشکی، محمد جلیلی، امیراحمد شجاعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 تنش‌های اخلاقی یکی از چالش‌های عمده‌ای است که کادر درمان با آن مواجه می‌شوند. این تنش‌ها به معنای ناتوانی فرد در عمل، بر اساس ارزش‌های درونی و حرفه‌ای خود، به دلیل فشارهای داخلی و خارجی است. متخصصان بهداشت و درمان ممکن است با موقعیتی روبه‌رو شوند که در آن‌، درباره‌ی درستی یا نادرستی تصمیمات و اقدامات درمانی دچار تردید شوند و در برابر تغییراتی که آن‌ها را غیراخلاقی می‌دانند، احساس ناتوانی کنند. مطالعه‌ی حاضر، با هدف تبیین تجربه‌ی تنش‌های اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران در بخش اورژانس انجام شد. مطالعه، کیفی و به روش تحلیل محتوا بود و در آن با ۲۵ نفر از کادر درمان که با روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند، مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته انجام گرفت. داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA 2018 تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌های این پژوهش نشان‌دهنده‌ی این است که تجربه‌ی تنش‌های اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران بخش اورژانس در چهار زمینه‌ی اصلی تنش‌های مرتبط با حقوق بیمار، تنش‌های مرتبط با رابطه‌ی کادر درمان و همکاران، تنش‌های مرتبط با مدیریت و تنش‌های مرتبط با حرفه‌مندان بود؛ بنابراین، ازدحام جمعیت، کمبود کادر درمانی، نبود تناسب میان حقوق و مزایا و حجم کاری و سوءمدیریت در منابع، اعم از انسانی و فیزیکی از مهم‌ترین علل ایجادکننده‌ی تنش در بخش اورژانس بیمارستان امام‌خمینی(ره) است. برنامه‌ریزی برای بهبود تریاژ، توجه شایسته به منابع انسانی، متناسب‌سازی منابع با نیازها، پایش جمعیت مجاز به حضور و تدوین پروتکل جامع و شامل برای کارکنان، می‌تواند به بهبود ارائه‌ی خدمات مراقبتی به بیماران بیانجامد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb