11 نتیجه برای غفاری
لطفعلی خانی، مظفر غفاری، منصور حقیقتیان،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
سرمایهی اجتماعی و نوعدوستی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ جامعهاند و میتوانند نقش اساسی در رشد اخلاق حرفهای پزشکان داشته باشند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط سرمایهی اجتماعی و نوعدوستی با نگرش پزشکان به اخلاق حرفهای بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونهی آماری این تحقیق شامل 322 نفر از پزشکان شاغل علوم پزشکی استان آذربایجانغربی در سال 1393 بودند که به روش خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامهی سرمایهی اجتماعی Onyx و Bullen و پرسشنامهی نوعدوستی Carlo و همکاران و مقیاس اخلاق حرفهای کرمپوریان و همکاران استفاده شد. نتایج نشان داد بین متغیرهای نوعدوستی (238/0=r)، مؤلفهی ساختاری (489/0=r)، مؤلفهی ارتباطی (554/0=r) و مؤلفهی شناختی (581/0=r) و نگرش پزشکان به اخلاق حرفهای رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد (05/0>P). نتایج ضریب همبستگی چندمتغیری به روش Enter نشان داد مؤلفههای سرمایهی اجتماعی در تبیین متغیر نگرش پزشکان به اخلاق حرفهای (457/0) سهم دارند. نتیجهی حاصل از این تحقیق نشان داد که مؤلفههای سرمایهی اجتماعی در پیشبینی نگرش پزشکان نسبت به اخلاق حرفهای مؤثرند. بنابراین، بهنظر میرسد با افزایش میزان سرمایهی اجتماعی و نوعدوستی، نگرش به اخلاق حرفهای در پزشکان بیشتر شود.
نادر حاجلو، مظفر غفاری، منصور موقر،
دوره 8، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1394 )
چکیده
هوش اخلاقی و اجتماعی در محیطهای درمانی که از نظر تفاوتهای فردی و شخصیتی از تنوع بسیاری برخوردار هستند، باعث افزایش سازگاری پرستاران شده و عملکرد شغلی آنان را تحت تاثیر قرار میدهد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط هوش اخلاقی و اجتماعی با میزان نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و نمونهی آماری این تحقیق شامل 200 نفر از پرستاران استان آذربایجان غربی در سال 1393 بودند که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامهی هوش اخلاقی Lennick و Kiel، مقیاس هوش اجتماعی Thet و مقیاس محقق ساختهی نگرش پرستار نسبت به آموزش بیمار استفاده شد. سپس دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. بین نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران با متغیر هوش اجتماعی (442/0 =r و001/0=P)، خرده مقیاس درستکاری هوش اخلاقی (554/0 =r و 001/0= P)، خرده مقیاس بخشش هوش اخلاقی (283/0 =r و002/0=P)، خرده مقیاس مسؤولیتپذیری هوش اخلاقی (292/0 =r و 001/0=P) و خرده مقیاس دلسوزی هوش اخلاقی (353/0 =r و001/0= P) رابطهی مثبت و معنیدار بهدست آمد. نتایج ضریب همبستگی چند متغیری به روش Enter نشان داد که متغیر هوش اجتماعی و خرده مقیاسهای هوش اخلاقی در تبیین متغیر نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران (426/0=R2) سهیم بودند. آموزش به بیمار از مسؤولیتهای اصلی پرستاران است. از آنجا که نتایج بهدست آمده نشان داد بین هوش اجتماعی و خرده مقیاسهای هوش اخلاقی با نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد، بنابراین، برای افزایش عملکرد آموزشی پرستاران لازم است هوش اخلاقی و اجتماعی آنان از طریق آموزش گروهی تقویت شود.
نیلوفر میکائیلی، مظفر غفاری،
دوره 8، شماره 6 - ( اسفند ماه 1394 )
چکیده
متغیرهای روانشناختی نظیر هوش و همدلی، در محیطهای درمانی که از لحاظ تفاوتهای فردی و شخصیتی از تنوع بسیاری برخوردار هستند، باعث افزایش سازگاری پرستاران شده و حساسیت اخلاقی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط هوش شخصی و همدلی با حساسیت اخلاقی پرستاران است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و نمونه آماری این تحقیق شامل 250 نفر از پرستاران استان آذربایجان غربی در سال 1394 بودند که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه هوش شخصی Mayer، پرسشنامهی همدلی Jefferson و مقیاس حساسیت اخلاقی Lutzen استفاده شد. سپس دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند.
بین حساسیت اخلاقی پرستاران با متغیر همدلی (279/0 =r و002/0=P)، خرده مقیاس شکلدادن مدلها (411/0 =r و 001/0= P) و خرده مقیاس راهنمای انتخاب هوش شخصی (544/0 =r و001/0=P) رابطهی مثبت و معنیدار بهدست آمد. نتایج ضریب همبستگی چند متغیری به روش Enter نشان داد که متغیر همدلی و خرده مقیاسهای هوش شخصی در تبیین حساسیت اخلاقی پرستاران (374/0 ) سهیم بودند. پایبندی به اخلاق حرفهای از وظایف اصلی پرستاران است. از آنجا که نتایج بهدست آمده نشان داد بین همدلی و خرده مقیاسهای هوش شخصی با حساسیت اخلاقی پرستاران رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد، بنابراین برای افزایش حساسیت اخلاقی پرستاران، لازم است هوش شخصی و همدلی آنان از طریق آموزش گروهی تقویت شود.
منصوره اشقلی فراهانی، تهمینه صالحی، زهرا عرب عامری، فاطمه حاجی بابایی، آغا فاطمه حسینی، فاطمه غفاری،
دوره 9، شماره 4 - ( آبان ماه 1395 )
چکیده
همدلی، شرطی ضروری برای مراقبت پرستاری موثر است. یک رابطه همدلانه بین پرستار و بیمار به نتایج مثبت درمانی منتهی می¬شود و در محیط¬های آموزشی و درمانی موجب افزایش سازگاری دانشجویان پرستاری شده و حساسیت اخلاقی آنان را تحت تاثیر قرار می¬دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین همدلی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با مشخصات دموگرافیک آن¬ها در سال 1393-1392 انجام شد. مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی بود که در آن به روش تصادفی طبقهای، 320 دانشجوی سال اول تا چهارم مقطع کارشناسی پرستاری شرکت کردند. داده¬ها با استفاده از پرسشنامه همدلی جفرسون ویژه دانشجویان پرستاری جمع-آوری شدند و سپس با استفاده از نرم¬افزار SPSS نسخه 18، آزمون¬های آماری تی¬تست مستقل، آنالیز واریانس یک¬طرفه و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. میانگین نمره همدلی دانشجویان 11±103 بود و با افزایش سال تحصیلی، نمره همدلی نیز افزایش یافت. ارتباط معنی¬دار آماری بین جنس و همدلی وجود داشت و دانشجویانی که دوره ارتباط موثر را نگذرانده بودند، نمره همدلی بیشتری کسب کردند. به علاوه، با افزایش سن، نمره همدلی افزایش یافت و دانشجویان مجرد و شاغل، نمره همدلی بالاتری نسبت به دانشجویان متاهل و غیر شاغل به دست آوردند. ارتباط معنی¬داری بین نمره همدلی با علاقه مندی به رشته پرستاری، محل سکونت و معدل دانشجویان به دست نیامد. از آن جایی که ضعف ارتباطات بین فردی و پایین بودن احساس همدلی از موانع حساسیت اخلاقی است، تقویت همدلی از طریق آموزش می تواند به ارتقای اخلاق حرفه ای در دانشجویان پرستاری منجر شود. با توجه به ارتباط همدلی با سنوات تحصیلی دانشجویان در مطالعه حاضر، پیشنهاد می شود دانشکده ها از ترم های اول، دانشجویان را با اهمیت همدلی و چگونگی به کارگیری این مهارت در مراقبت از مددجویان آشنا سازند. همچنین در آموزش دانشجویان مذکر، به تقویت همدلی آنان با مددجویان توجه بیشتری صورت پذیرد.
اعظم محمودی، لطفعلی خانی، مظفر غفاری،
دوره 9، شماره 5 - ( دی ماه 1395 )
چکیده
شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی از عوامل تاثیر گذار در ارتقای کیفیت خدمات پرستاری هستند و می توانند نقش اساسی در رعایت حقوق بیماران داشته باشند. لذا این پژوهش با هدف ارائه مدل پیشبینی رعایت حقوق بیماران توسط پرستاران براساس شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی انجام شد. روش پژوهش مطالعه ، همبستگی بوده و نمونه آماری شامل 300 نفر از پرستاران شاغل در علوم پزشکی استان آذربایجان غربی در سال 1395 بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسش نامه شایستگی فرهنگی پرستاران Perng و Watson ، پرسش نامه مسئولیت پذیری Mergler و Shield، پرسش نامه محقق ساخته باورهای اخلاقی و مقیاس حقوق بیماران محمودی و همکاران استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و بوت استراپ از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه 22 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از برازش مدل بوده و اثر مستقیم متغیرهای شایستگی فرهنگی (11/0)، مسئولیت پذیری(57/0) و باورهای اخلاقی (24/0) بر روی نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران معنادار به دست آمد. اثرهای غیر مستقیم شایستگی فرهنگی(03/0) و مسئولیت پذیری(02/0) با میانجی گری باورهای اخلاقی معنادار بودند. در مجموع 65 درصد از واریانس نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران از طریق مدل پژوهش تبیین شد. با توجه به اثر مستقیم و غیرمستقیم شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی بر میزان نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران، به نظر میرسد با تقویت باورهای اخلاقی می توان ارتباط شایستگی فرهنگی و مسئولیت پذیری را با نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران افزایش داد.
محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانیفر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آنها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوهی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااینحال، در واقع، متقاضیان استفاده از روشهای درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادلهی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدینترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعهی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینهی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویهی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی میتوان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخلهی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.
جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماریها با دیدگاهی کلنگر به برهمخوردن تعادل اخلاط چهارگانهی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده میشد. شیوههای پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام میشد. نمونهی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافتههای پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانههای چرکی در پوست بدن با حالت سخت بهصورت تک یا بههمپیوسته با رنگهای مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمرهی بیماریهای گرم و تر (دموی) دستهبندی کرده و جوشش خون در بدن را علت بهوجودآمدن بیماری برشمردهاند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روشهای پیشگیرانه و درمانی عملی میشد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارشهای لازم در قالب سته ضروریه و بهویژه مراعات انواع پرهیز ارائه میشده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونههای مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانهها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده میشد. پژوهش حاضر مطالعهای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفیتحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوههای پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و دادههای لازم به شیوهی کتابخانهای گردآوری شده است.
پروین اصغری، مهدی غفاری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که مفاهیمی همچون سلامتی، تندرستی، رشد فردی و اجتماعی با فعالیت بدنی ارتباط تنگاتنگی دارند؛ چنانکه ملتهای متمدن جهان به اهمیت فعالیت بدنی درزمینه سلامتی و تندرستی نظر داشتهاند. در میان ملتهای باستان، یونانیان بیش از همه به ورزش و فعالیت بدنی علاقه داشتند چنانکه جزء مهمی از پزشکی یونان قدیم بوده است و پزشکان دوران یونان باستان، بهویژه، بقراط و جالینوس بر فعالیت بدنی و رژیم غذایی مناسب بهعنوان مؤلفههای مهم شیوه زندگی سالم تمرکز داشته و تأکید کردهاند و ازاینرو بسیاری از اطلاعات اولیه در مورد ارتباط ورزش و سلامتی در یافتهها و متون پزشکی یونان قدیم مطرح شد که بهطور جامع و کاربردی در قالب تئوری طبیعیات و غیرطبیعیات از سوی جالینوس مطرح شد و سپس در دوران بعد مبنای ارتباط ورزش و پزشکی قرار گرفت. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانهای درصدد پاسخ به این سؤال است که انسان از چه زمانی با روش علمی و اصولی دریافت که تمرین و فعالیت بدنی در سلامتی بدن نقش داشته است و حاصل آنکه با بررسی پزشکی یونان قدیم بهویژه نظریه جالینوس پیرامون ارتباط ورزش و سلامتی در قالب مقوله غیرطبیعیات در یونان باستان، دوره قرون وسطی، سپس عصر رنسانس تا عصر حاضر، میتوان به نقش مهم و تأثیرگذار تمرین و فعالیت بدنی در حفظ سلامتی بدن و پیشگـیری از بیماریها در اعصار مختلف تاریخ حیات بشر و نحوه تغییر دیدگاه مشاهیر ان زمان به آن در طول تاریخ پی برد
مظفر غفاری، لطفعلی خانی، اعظم محمودی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مراقبت دلسوزانه، از عناصر مهم مراقبت بیمار محور تلقی میشود که سلامتی را به بیماران اهداء می کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مراقبت دلسوزانه پرستاران برپایه هویت اخلاقی و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع تحلیل مسیر بود. نمونه آماری شامل 250 بیمار مبتلا به کووید 19 و 250 پرستار شاغل در بخش کرونای بیمارستان های استان آذربایجان غربی در سال 1399 بودند که به روش نمونه گیری در دسترسانتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه مراقبت دلسوزانه رودریگز؛ پرسشنامه هویت اخلاقی بلک و رینولدز و مقیاس دلسوزی نسبت به زندگی دیگران چانگ استفاده شد. داده¬ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، بوت استراپ و سوبل و از طریق برنامه نرم افزار اس پی اس اس و آموس نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از این بود که متغیر هویت اخلاقی در تعامل با نقش واسطه ای دلسوزی نسبت به زندگی در تبیین مراقبت دلسوزانه پرستاران نقش دارد. در مجموع 41 درصد از واریانس مراقبت دلسوزانه پرستاران، از طریق متغیرهای مدل تبیین شدند. اثر مستقیم هویت اخلاقی (47/0) و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (36/0) در تبیین مدل مراقبت دلسوزانه معنیدار مشاهده شد. اثر غیر مستقیم هویت اخلاقی با واسطه گری دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (96/2) معنیدار بهدست آمد. با توجه به اثر واسطه ای متغیر دلسوزی نسبت به زندگی دیگران در ارتباط بین هویت اخلاقی و مراقبت دلسوزانه پرستاران، به نظر می رسد با تقویت دلسوزی به نسبت به زندگی دیگران و هویت اخلاقی می توان مراقبت دلسوزانه پرستاران را ارتقا داد.
مظفر غفاری، احمد اسمعلی، وحید عبدالمنافی، مهتاب علی قلی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
شیوع فریبکاری تحصیلی در مراکز و مؤسسات آموزشی، به ناکارآمدی و ناتوانی فارغالتحصیلان منجر میشود؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری فریبکاری تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی، بر اساس فراشناخت اخلاقی، هویت اخلاقی و خودکارآمدی اخلاقی انجام گرفت. روش پژوهش، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. تعداد ۳۵۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال ۱۴۰۱، جامعهی آماری تحقیق را تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده، برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد فریبکاری تحصیلی (پارکز-لدوک، گوای و مولیگان، ۲۰۲۲)، فراشناخت اخلاقی (مک ماهون و گود، ۲۰۱۶)، هویت اخلاقی (بلک و رینولدز، ۲۰۱۶) و خودکارآمدی اخلاقی (هانا و آوولیو، ۲۰۱۰) به کار گرفته شدند. در تحلیل دادهها، از ضریب همبستگی پیرسون، بوت استراپ و سوبل، در بستر نرمافزارهای آماری spss و Amos نسخهی ۲۴ استفاده شد. نتایج نشان داد، اثر مستقیم خودکارآمدی اخلاقی (34/0-)، هویت اخلاقی (25/0-) و فراشناخت اخلاقی (29/0-) در برآورد فریبکاری تحصیلی دانشجویان معنیدار است. اثر غیرمستقیم هویت اخلاقی (97/1- =t-value) و فراشناخت اخلاقی (06/2- =t-value) با میانجیگری نقش واسطهای خودکارآمدی اخلاقی بر فریبکاری تحصیلی دانشجویان معنیدار بود. با توجه به اثر واسطهای خودکارآمدی اخلاقی در مدل فریبکاری تحصیلی، به نظر میرسد خودکارآمدی اخلاقی در افزایش اثرات فراشناخت اخلاقی و هویت اخلاقی در کاهش میزان فریبکاری تحصیلی مؤثر است.
مریم غفاری، رضا شبانلویی، مژگان بهشید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اتانازی به معنای مرگ راحت یا قتل از روی ترحم است. پرستاران بخشهای مراقبتهای ویژه، به علت ماهیت شغلی و نقش بسیار مهمشان در امر مراقبت از بیماران بدحال و مشرف به مرگ، بیشتر از سایر مراقبان، با اتانازی مواجه میشوند؛ لذا، نگرش آنها به اتانازی از اهمیتی ویژه برخوردار است. ازآنجاکه اتانازی در کشورهای اسلامی ممنوع و حرام تلقی میشود، تحقیق حاضر با هدف بررسی نگرش پرستاران شاغل در بخشهای ویژه به اتانازی انجام شد. این پژوهش، مطالعهای توصیفیتحلیلی است که بر روی 194 پرستار مراقبتهای ویژه در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامههای دموگرافیک و نگرش به اتانازی هالووی جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی وآماری آنوا و تیتست استفاده گردید. نتایج نشان داد، نمرهی کل اتانازی 4/99±71/95 بود. 74% از پرستاران، نمرهی کمتر از 75 (از ۱۲۰ امتیاز) را کسب کردند که نشاندهندهی نگرش منفی به انجامدادن اتانازی است. در مقابل، 26% از پرستاران، نمرهی بالاتر از ۷۵ را کسب کردند که نشاندهندهی نگرش مثبت به اتانازی است. بین نگرش به اتانازی با هیچیک از متغیرهای دموگرافیک، ارتباط معنیدار یافت نشد (0/05p≥). با اینکه اتانازی در کشورهای اسلامی، ازجمله ایران، ممنوع و غیرقانونی است، نگرش پرستاران به این موضوع متفاوت بود و برخی از آنها، به اتانازی نگرش مثبت داشتند. ازآنجاکه نگرش پرستاران به اتانازی میتواند روند مراقبت را تحت تأثیر قرار دهد، مسئولان آموزش و مدیران پرستاری باید حتی کمترین نگرش مثبت و موافق به اتانازی را در ایران، جدی بگیرند و با تدوین برنامههای آموزشی، برای کمک به ایمنی بیمارانی که اتانازی دربارهی آنها مطرح است، گامهایی مؤثرتر بردارند.