فاطمه کشمیری، امیرعلی سهراب پور، شروین فرهمند، کامران سلطانی عربشاهی، فرهاد شاهی، نرگس صالح، ماندانا شیرازی،
دوره 6، شماره 4 - ( مهر ماه 1392 )
چکیده
در مسیر درمان یکپارچه و مبتنی بر همکاری، یکی از دغدغههای اصلی در ارائهی مراقبت سلامت، رعایت ارزشها و اصول اخلاقی در همکاریهای بینحرفهای است. لذا در این مطالعه تلاش شده است چارچوب توانمندیهای اخلاق بینحرفهای تدوین و در ایران بومیسازی شود. پژوهش حاضر مطالعهی کیفی است که با استفاده از تکنیک دلفی در دوفاز انجام شد. در فاز اول مطالعه با استفاده از بررسی متون چارچوب اولیهی توانمندیهای اساسی اصول اخلاقی و ارزشهای بینحرفهای تدوین شد و در فاز دوم به منظور روانسنجی و بومیسازی در بافت فرهنگی ایران دو راند دلفی با شرکت 15 تن اعضای هیأت علمی و کارشناسان دانشگاه علوم پزشکی تهران در حرفههای مختلف علوم پزشکی انجام شد و سپس شاخصهای روایی محتوایی (CVR,CVI) بررسی و در نهایت چارچوب توانمندیهای اخلاق بینحرفهای بومیسازی شده در ایران تدوین شد. در مطالعهی حاضر چارچوب اخلاق بینحرفهای با 12 توانمندی در سه بخش اساسی ارزشهای بیمارمحور، توانمندیهای اخلاقی بینحرفهای و ارزشهای تیممحور در ایران تدوین و بومیسازی شد. در راستای هدف کاربردی مطالعه و بهکارگیری توانمندیها در کوریکولومهای رشتههای مختلف علوم پزشکی، میانگین میزان اهمیت چارچوب توانمندی اخلاق بینحرفهای بررسی شد و با کسب میانگین بالای 5/4 از 5 در همهی ابعاد شامل ارزشهای بیمارمحور (9/4)، توانمندیهای اخلاقی بینحرفهای (6/4) و ارزشهای تیممحور (5/4) بر کاربرد و اهمیت آنان در برنامههای آموزشی تأکید شد. در مجموع، روانسنجی و بومیسازی چارچوب اخلاق بینحرفهای در ایران تأیید شد. بنابراین، چارچوب مذکور ابزاری کاربردی جهت تدوین برنامههای آموزشی و ارزشیابی توانمندیهای اخلاق بینحرفهای در ایران محسوب میشود.
حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبتهای پزشکی است. در دهههای اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، بهعنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعهی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همهگیری کووید پرداخته و مؤلفههای مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعهی مروری، از طریق جستوجو در پایگاههای علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer و Scopus جمعآوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاههای ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفههای اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالشهای پیش روی نظام سلامت در دوران همهگیری تحلیل شدهاند. مطالعه نشان داد، مؤلفههای اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همهگیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کردهاند. در دوران پیش از همهگیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایتنکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفهای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجیها نشان میدهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکتهای دارویی و رسانهها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه میدهند. طبق مطالعهای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همهگیری کرونا را تهدیدی اغراقآمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کردهاند. بااینحال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائهی خدمات فداکارانه و شفافسازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکلگیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولتها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نهتنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه میتواند بر موفقیت برنامههای پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینهی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفافسازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.