جستجو در مقالات منتشر شده


20 نتیجه برای فرید

محسن مؤمنی، علی اکبر کجباف، فریدون الهیاری،
دوره 3، شماره 4 - ( مهرماه 1389 )
چکیده

گیاه خشخاش و خواص آن برای اولین بار در الواح سومری شناخته شد. مردمان این تمدن جزء اولین انسان‌هایی بودند که با آن آشنا شدند. این گیاه در بین آن‌ها به گیاه شادی بخش معروف بود. در میان یونانی‌ها و رومی‌ها نیز گیاه خشخاش شناخته ‌شده بود و آنان نیز از ویژگی‌های آن آگاه بودند. درباره‌ی زمان ورود تریاک به‌عنوان اصلی‌ترین ماده‌ی استحصالی از گیاه خشخاش به ایران اختلاف نظر وجود دارد اما استفاده از آن برای خواص دارویی در آثار پزشکانی چون ابن سینا و رازی وجود دارد. استفاده از تریاک و معجون‌هایی که دارای ترکیبات مخدر بودند در ایران دوره‌ی میانه گزارش شده است اما در دوره‌ی صفویه که موضوع اصلی این پژوهش است، استفاده از تریاک به‌صورت گسترده رواج پیدا کرد. در این دوره مصرف تریاک یا ترکیبات حاوی مواد مخدر به‌صورت خوراکی بود. در مصرف فراوان مواد مخدر در این دوره عواملی چون استفاده از ترکیبات دارای مواد مخدر به‌صورت دارو، عادت‌های غلط جامعه و غیره تأثیرگذار بود و اقدامات متعدد شاهان صفویه در ممانعت از استعمال این مواد در جامعه چندان تأثیرگذار نبود. از علل ناکارآمدی فرامین شاهان در کنترل مصرف و تولید مواد مخدر عواملی مانند، مصرف این مواد از سوی درباریان و شاهان یا نبودن احکام اسلامی درباره‌ی حرام بودن مصرف مواد را می‌توان نام برد. پژوهش حاضر بر آن است که با رویکردی توصیفی- تحلیلی به علل رواج مواد مخدر در دوره‌ی صفویه و اقدامات شاهان صفوی برای جلوگیری از شیوع استفاده از این مواد بپردازد.


فاطمه مکی زاده، فریده عصاره،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده

موضوع اخلاق پزشکی یکی از حوزه‌های علم است که نه تنها به‌دلیل پیشرفت در تکنولوژی‌ و درمان پزشکی بلکه به‌دلیل تغییرات پیچیده‌ی اجتماعی و مشارکت علوم اجتماعی، حقوق و غیره در حوزه‌ی پزشکی مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشته تلاش شده است تا به بررسی تحلیلی و تاریخ­نگاری تولیدات علمی حوزه‌ی اخلاق پزشکی و میزان رشد و توسعه‌ی آن آثار در طول سال‌های 1990 تا 2008 پرداخته شود.
این پژوهش با استفاده از روش علم‌سنجی، انتشارات علمی حوزه‌ی اخلاق پزشکی را در سه پایگاه استنادی Science Citation Index Expanded (SCIE), Social Science citation Index (SSCI) , Art & Humanities Citation Index (A&HCI) در سال‌های 2008-1990 مورد بررسی قرار داده است.
بررسی نوع مدارک نشان داد که مجموع 5690 پیشینه در 15 قالب مختلف ارائه شده‌‌اند. تمامی مدارک در 1289 عنوان مجله منتشر و از سوی 3634 دانشگاه و مؤسسه‌ی آموزش عالی (با برتری دانشگاه Harvard) ارائه شده‌‌اند. تعداد 10326 نویسنده در بازه‌ی زمانی مورد نظر مقالات خود را به رشته‌ی تحریر در آورده‌‌اند و در کل 109301 منبع را مورد استناد قرار داده‌‌اند. مجله‌ی Journal Of Medical Ethics بیش‌ترین مقالات این حوزه را به چاپ رسانده است.
موضوع «آموزش اخلاق پزشکی و ضرورت آن» از جمله مسائل مهم و مطرح در این حوزه است. زیرا خط مشی‌های پزشکی و قانونگذاری جهت حفظ حقوق بیماران همواره در حال تغییر است و به منظور انجام مراقبت‌های پزشکی به شیوه‌ی اخلاقی و انسانی و تصمیم‌گیری‌های دشوار درباره‌ی تکنولوژی‌های جدید، ضرورت آموزش در این زمینه مشهود است.


حسین جباری بیرامی، فریبا بخشیان، غلامرضا باطنی، محمد علی محجل شجاع، فریدون عباس نژاد، مجید خلیلی،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده

در عصر تسلط خرافات و تعصبات بر علم پزشکی (قرون وسطی) و شیوع همه‌گیری‌های وحشتناک طاعون، آبله، سل و جذام در اروپا و رکود در علم طب، خردمندانی چون رازی و ابن سینا دوران طلایی تاریخ پزشکی را رقم زدند. اما حملات ویرانگر مغول به ایران بسیاری از نظام‌های اجتماعی را نابود کرد و در حوزه‌ی طب نیز جادوگری و خرافه‌پرستی را گسترش ‌داد. در آن زمان، خواجه رشیدالدین همدانی، وزیر ایلخانی، تلاش بسیاری کرد تا از انحطاط طب ایرانی - اسلامی جلوگیری نماید. الگوی مدیریت سلامت وی در بیمارستان رشیدی با تئوری‌های این زمان برابری می‌کند و برای مدیران حوزه‌ی سلامت آموزه‌های مهمی دارد. این مطالعه با هدف معرفی موفقیت‌های فوق برای استفاده در نظام سلامت کشور انجام شده است. این مطالعه‌ی «تحلیلی - اسنادی» مستندات تاریخی تجربه‌ی موفق مدیریت سلامت در بیمارستان رشیدی را در چارچوب نگرش مدیریت نظام‌مند تجزیه و تحلیل می‌نماید. مستندات اجرا شده‌ی بیمارستان رشیدی در کارکردهای نظام سلامت (تولیت، تولید منابع، ارائه‌ی خدمات و تأمین مالی) همراه با نوآوری‌هایی چون کار تیمی، تمام وقت بودن پزشکان، مطلوبیت نظام مالی، اقتصاد سلامت، تأمین مالی پایدار، بیمه‌ی همگانی، مراقبت در منزل و جداسازی بیماران عفونی، همه با اصول و ارزش‌های حاکم بر ارائه‌ی خدمات و استراتژی‌های جاری اصلاحات نظام سلامت هم راستا بوده است و تا حدود زیادی با مستندات سازمان‌های جهانی و صاحب‌نظران اصلاحات در سه دهه‌ی اخیر هم‌خوانی دارد. تجربه‌ی مدیریت بیمارستان رشیدی که با ارزش‌های دینی و فرهنگی و یافته‌های علمی روز مطابقت دارد می‌تواند به‌عنوان الگوی عملی مورد استفاده‌ی مدیران سطوح عالی نظام سلامت کشور قرار گیرد.

فریده بحرانی، میترا فرزین، لیلا نوذری،
دوره 5، شماره 6 - ( آذر ماه 1391 )
چکیده

در جامعه‌ی پزشکی بحث اخلاق، به‌دلیل اهمیت این حرفه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و دندان‌پزشکی نیز همانند سایر شاخه‌های علوم پزشکی نیازمند چنین توجهی است. این پژوهش به منظور بررسی میزان آگاهی دندان‌پزشکان شهر شیراز از اصول اخلاق حرفه‌ای که در کدهای اخلاقی انجمن دندان‌پزشکی آمریکا به آن‌ها توصیه شده است به‌خصوص اصول مربوط به حقوق بیماران انجام شد. پژوهش حاضر مطالعه‌ای توصیفی - مشاهده‌ای و مقطعی می‌باشد. جامعه‌ی مورد مطالعه، دندان‌پزشکان شهر شیراز بودند که دارای مطب می‌باشند. نمونه‌ی مورد مطالعه، 97 نفر از این دندان‌پزشکان بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ای حاوی 20 سؤال استفاده گردید. پایایی و روایی این پرسش‌نامه قبلاً تأیید شده بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS انجام شد. برای به‌دست آوردن همبستگی سن با میزان آگاهی از آزمون ANOVA و جنس با میزان آگاهی از آزمون T استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان آگاهی دندان‌پزشکان شیراز از رعایت منشور حقوق بیمار 61 درصد می‌باشد(بیش‌ترین امتیاز 94 درصد و کم‌ترین امتیاز 17 درصد) با امتیاز 11 از 18. ارتباط آماری معنی‌داری بین سطح آگاهی دندان پزشکان با متغییرهای سن (67/0=P) و جنس (68/0=P) مشاهده نشد. ارائه‌دهندگان خدمات دندان‌پزشکی باید از مفاد حقوق بیمار آگاهی داشته و ضروری است که آموزش اخلاق در دانشکده‌ی دندان‌پزشکی بازنگری شود و نیل به این هدف نیازمند مشارکت همگانی و برنامه‌ریزی صحیح برای آموزش در این زمینه در سطح کشور می‌باشد.


فروزان آتش زاده شوریده، طاهره اشک تراب، فریده یغمایی، حمید علوی مجد،
دوره 5، شماره 7 - ( بهمن ماه 1391 )
چکیده

تنیدگی­ اخلاقی یکی از مشکلات پرستاران آی­سی­یو است که به‌دلایل مختلفی ایجاد می­شود و پیامدهای گوناگونی دارد. با توجه به این‌که برخی متغیرها می­توانند با تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران ارتباط داشته باشند، مطالعه­ ی حاضر با هدف تعیین همبستگی ویژگی­های جمعیت­شناسی پرستاران آی­سی­یو با تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت آنان انجام گرفت. پژوهش حاضر، یک مطالعه‌ی ­همبستگی است که در آن 159 پرستار شاغل در آی­سی­یو  بیمارستان­های آموزشی - درمانی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور در سال 1390 انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها شامل پرسشنامه­‌ی مشخصات جمعیت­شناسی، مقیاس تنیدگی اخلاقی پرستاران آی­سی­یو و مقیاس قصد ترک خدمت Atwood  و  Hinshaw بود. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS17 انجام گرفت. یافته­ ها نشان داد که تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران آی­سی­یو زیاد بود. بین متغیرهای سن، سابقه‌ی کار پرستاران و نسبت تعداد پرستار به تعداد تخت با تنیدگی اخلاقی همبستگی مثبت معنی‌دار آماری وجود داشت. اما جنس، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات و شیفت کاری پرستاران آی­سی­یو با تنیدگی اخلاقی آنان همبستگی معنی‌دار آماری نداشتند. هم‌چنین، بین تنیدگی اخلاقی پرستاران آی­سی­یو با قصد ترک خدمت آنان همبستگی معنی‌دار آماری وجود نداشت. نتایج پژوهش نشان داد افزایش استخدام پرستاران جوان و نیروی پرستاری و کاهش تنیدگی اخلاقی و قصد ترک خدمت پرستاران آی­سی­یو ضروری است. این مقاله برگرفته از رساله‌ی دکترای پرستاری است.


حسین باقری، فریده یغمایی، طاهره اشکتراب، فرید زایری،
دوره 6، شماره 6 - ( اسفند ماه 1392 )
چکیده

نارسایی قلبی نه تنها بیماران بلکه خانواده‌ی آنان و شبکه‌ی اجتماع را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. پژوهش حاضر با هدف طراحی و روانسنجی پرسشنامه‌ی شأن اجتماعی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی صورت گرفته است. پژوهش حاضر یک پژوهش اکتشافی از نوع طراحی ابزار است. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند با 22 نفر از بیماران نارسایی قلبی بیمارستان‌های منتخب شهر تهران به صورت نیمه ساختار یافته مصاحبه صورت گرفت و با روش تحلیل محتوا تحلیل شد. بر اساس یافته‌های مصاحبه‌ها، متون و پرسشنامه‌های طراحی شده‌ی موجود در زمینه‌ی شأن اجتماعی، عبارات اولیه طراحی شد و روایی محتوا و سازه‌ی آن، بر روی 130 بیمار نارسایی قلبی تعیین شد. تحلیل داده ها با نرم‌افزار SPSS19 انجام شد.با انجام روایی صوری و محتوا، از 101 عبارت اولیه، 16 عبارت حذف شد و با انجام تحلیل عاملی اکتشافی، 2 عبارت به‌دلیل بارعاملی کم‌تر از 5/0 و 6 عبارت به‌دلیل قرارگرفتن در سایر عوامل حذف شد. پنج عامل ارتباط و حمایت خانواده، ارتباط و حمایت جامعه، ارتباط و حمایت کارکنان مراقبتی، تحمیل‌شدن به دیگران (جسمی- روانی- اجتماعی) و تحمیل‌شدن به دیگران (اقتصادی)، شناسایی شدند. پایایی پرسشنامه‌ی شأن اجتماعی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 97/0=α و با استفاده از روش دونیمه‌کردن 99/0r= برآورد شد. با توجه به اعتبار و پایایی قابل قبول پرسشنامه‌ی پژوهش حاضر، به‌کارگیری آن در برنامه‌ریزی جهت حمایت و بهبود درمان و مراقبت از بیماران و هدایت پژوهش‌های بعدی مرتبط با شأن اجتماعی می‌تواند سودمند باشد.
حسین باقری، فریده یغمایی، طاهره اشکتراب، فرید زایری،
دوره 6، شماره 6 - ( اسفند ماه 1392 )
چکیده

احترام به شأن ذاتی انسان‌ها به‌معنای احترام به حقوق پایه‌ی آن‌ها در محیط‌های مختلف است و دارای نقش برجسته و اهمیت ویژه در پژوهش‌ها و بحث‌های مربوط به مراقبت و سلامت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و روانسنجی پرسشنامه‌ی شأن ذاتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی صورت‌گرفته است. پژوهش حاضر یک پژوهش روش‌شناسی جهت طراحی پرسشنامه است. ابتدا، با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و با توجه به اشباع داده‌ها، با 22 نفر از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های حضرت رسول (ص)، امام حسین (ع) و شریعتی تهران، به‌صورت نیمه ساختار یافته مصاحبه‌ صورت گرفت و با روش تحلیل محتوای تراکمی تجزیه و تحلیل شد. سپس بر اساس یافته‌های به‌دست آمده از مصاحبه‌ها و داده‌های به‌دست آمده از متون، مقالات و پرسشنامه‌های طراحی‌شده‌ی موجود در زمینه‌ی شأن ذاتی، عبارات اولیه‌ی مربوط به پرسشنامه‌ی شأن ذاتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی طراحی شد. سپس، روایی صوری پرسشنامه تعیین شد. برای اندازه‌گیری روایی محتوای عبارات پرسشنامه از نظر 12 متخصص با توجه به شاخص روایی محتوای Waltz & Bausell و نسبت روایی محتوا طبق جدول Lawshe استفاده شد. جهت تعیین روایی سازه‌ی پرسشنامه‌ی شأن ذاتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی، از تحلیل عاملی اکتشافی و جهت تعیین پایایی، از روش همسانی درونی به روش آلفای کرونباخ و روش دونیمه‌کردن پرسشنامه بر روی 130 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم‌افزارهای بسته‌ی آماری برای علوم اجتماعی نسخه‌ی 19 انجام شد. با توجه به یافته‌های به‌دست آمده از بخش کیفی پژوهش، مروری بر متون، مقالات و پرسشنامه‌های طراحی‌شده‌ی موجود، 39 عبارت اولیه مربوط به پرسشنامه‌ی شأن ذاتی تدوین شد. با انجام روایی صوری و روایی محتوا، از مجموع 39 عبارت اولیه، تعداد 4 عبارت حذف شد و تعداد عبارات‌ به 35 عبارت رسید. با انجام تحلیل عاملی اکتشافی، 11 عبارت به‌دلیل بار عاملی کم‌تر از 5/0 حذف شدند و پرسشنامه‌ی شأن ذاتی با 24 عبارت و سه عامل (9 عبارت در عامل اول، 8 عبارت در عامل دوم و 7 عبارت در عامل سوم) ساخته شد. این ابعاد به‌ترتیب تحت عناوین: شأن ذاتی در خانواده، شأن ذاتی در جامعه و شأن ذاتی در محیط‌های درمانی نام‌گذاری شد. پایایی پرسشنامه‌ی شأن ذاتی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 94/0=α و با استفاده از روش دونیمه‌کردن 96/0r= برآورد شد. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که پرسشنامه‌ی شأن ذاتی از درجه‌ی قابل قبول و بالایی از اعتبار و پایایی برخوردار است. لذا، استفاده از پرسشنامه‌ی پژوهش حاضر می‌تواند در برنامه‌ریزی جهت حمایت و بهبود درمان و مراقبت از بیماران و هدایت پژوهش‌های بعدی مرتبط با شأن بیماران مختلف سودمند باشد.
الهام فضل جو، فریبا برهانی، عباس عباس زاده، فریده زربان،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده

در دنیای امروز با توجه به پیشرفت روز به روز علم، پیچیدگی بیماری‌ها و افزایش طول عمر، شاهد تجربه‌ی دیسترس اخلاقی در پرستاران هستیم. یکی از عواملی که احتمال می‌رود در ایجاد دیسترس اخلاقی درک‌شده نقش داشته باشد جو اخلاقی حاکم بر بیمارستان‌ها است. لذا مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی درک پرستاران از دیسترس اخلاقی درک‌شده و ارتباط آن با جو اخلاقی در بیمارستان‌های شهر یزد انجام شد. در این مطالعه‌ی توصیفی، همبستگی با بهره‌گیری از پرسشنامه‌ی دیسترس اخلاقی درک‌شده (MDS) و پرسشنامه‌ی جو اخلاقی بیمارستان (HECS)، در 370 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های آموزشی شهر یزد شامل بیمارستان شهید صدوقی، بیمارستان شهید رهنمون، بیمارستان شهید افشار و بیمارستان سوانح سوختگی، مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از SPSS نسخه‌ی 18 و آمار توصیفی و تحلیلی انجام شد. در این مطالعه میانگین شدت دیسترس اخلاقی درک‌شده در میان پرستاران 28/1±41/3 و میانگین درک آنان از جو اخلاقی 78/0±22/3 بوده است. نتایج نشان داد که بین دیسترس اخلاقی درک‌شده در پرستاران و درک آنان از جو اخلاقی رابطه‌ی منفی معنی‌داری وجود داشته است (00/0=P). لذا با اجرای منشورهای اخلاقی و تدوین برنامه‌هایی به منظور ارتقاء جو اخلاقی ممکن است بتوان شدت دیسترس اخلاقی درک‌شده در پرستاران را کاهش داد.
باقر لاریجانی، مینا مبشر، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، بنفشه کریمی، فاطمه میرزایی (لطفی‌آذر)،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده

مفهوم مرگ بسیار پیچیده است و وجود مباحث عمیق فلسفی، تمایزهای توصیفی و نیز گستردگی طیفی که در بیان‌ها وجود دارد، شناخت آن را دشوار‌تر کرده‌است. اگرچه این مهم برای تمام انسان‌ها ضروری است، برای فعالان حوزه‌ی طبابت با اهمیت‌تر است، چراکه با مصادیق گوناگون آن مواجه هستند و بسیاری از چالش‌های اخلاقی در مورد مباحثی چون مرگ مغزی، اتانازی و پایان حیات، در گروِ معرفت روشنی از مفهوم مرگ است. از طرفی دیگر، دریافت مفهوم مرگ بحثی تجربی نیست و حیطه‌ی دست‌یازی علم پزشکی، شاید تنها ملاک‌یابی مرگ باشد. بر این اساس، پرداختن به شناخت مفهومی از مرگ، رویکردهای الهیاتی را می‌طلبد. لذا بر آن شدیم تا در مطالعه‌ای قرآن‌محور، به برخی از مؤلفه‌های «مفهوم‌شناسی مرگ» دست یابیم. این مطالعه به شیوه‌ی توصیفی- تحلیلی غیر سیستماتیک، با شیوه‌ی گردآوری و تحلیل اطلاعات و با استراتژی جست‌وجوی مفهومی در آیات موضوعی، مؤلفه‌های دوازده‌گانه‌ای را برای مفهوم‌شناسی مرگ ارائه می‌دهد. بدین‌ترتیب، راه ملاک‌یابی و مصداق‌شناسی مرگ از دیدگاه قرآن‌ کریم را باز‌تر می‌کند، لذا پژوهش در این دو حیطه برای مطالعات آتی پیشنهاد می‌شود.
فاطمه میرزایی(لطفی‌آذر)، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده

با وجود پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژی‌های مرتبط، شناخت ماهیت و چگونگی مرگ، هم‌چنان در هاله‌ای از ابهام است. شاید چنین بتوان گفت که چون مرگ، پدیده‌ای دو وجهی است و یک‌روی آن جسمانی و روی دیگر، نفسانی و روحانی است، شناخت آن، تنها در حیطه‌ی علم پزشکی نیست، بلکه تلاش و همکاری اندیشمندان حوزه‌های دیگری چون علوم قرآنی، علوم انسانی، فلسفه و مانند آن نیز برای گشودن قفل‌های بسته‌ی آن ضروری به‌نظر می‌رسد. چنین هم‌فکری‌هایی می‌تواند با توصیف آنچه بر نفس در آستانه و هنگام مرگ می‌گذرد، دیدگاه دانشمندان علوم پزشکی را که به‌حق، مفسران خوبی برای تغییرات جسمانیِ زمان مرگ هستند، وسعت و عمق بیش‌تری بخشد. بی‌شک، چنین نگرشی می‌تواند در گرفتن تصمیم‌های اخلاقی پایان حیات و نیز ارائه‌ی مراقبت‌های معنوی در این لحظات، تحول‌آفرین باشد. این مطالعه‌ی مروری به‌روش کتابخانه‌ای، ابتدا توصیفی از مراحل مرگ در نگاه علم پزشکی دارد و سپس با کنکاشی قرآن‌محور در منابع اسلامی و با تمرکز بر آیاتی که صراحتاً دلالت بر زمان مرگ دارند، توصیف قرآنی از برخی مراحل مرگ ارائه می‌دهد. سرانجام در بحث نهایی، برخی شباهت‌ها و تفاوت‌های دیدگاه‌ها را بیان و سؤالات مهمی را در این حیطه مطرح می‌کند که عمدتاً برای ارائه‌ی مراقبت‌های معنوی در لحظات پایانی حیات در خور اهمیت فراوان هستند. امید است با پژوهش‌های متمرکز آینده که در جهت پاسخ به سؤالات اصلی ایجادشده در این مطالعه خواهند بود، راه برای ارائه‌ی مراقبت‌های معنوی و قرآن‌محور، بیش از پیش تسهیل و عملیاتی شود.


سیده افروز حسینی، فریده الهی‌منش، نمامعلی آزادی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

رضایت بیماران از مراکز درمانی، یکی از شاخص‌های مهم کیفیت مراقبت و ارائه‌ی خدمات درمانی است. توجه به سطح رضایت مراجعان، در برنامه‌ریزی‌های مدیریتی در نظام‌‌های خدمات سلامتی، نقشی مؤثر ایفا می‌کند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان رضایت بیماران از کیفیت خدمات ارائه‌شده در بیمارستان شهیدبهشتی شهرستان قروه، در سال ۱۳۹۴ بود. این پژوهش از نوع مقطعی: توصیفیتحلیلی بود. جامعه‌ی آماری ۳۸۴ بیمار بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، در یک مرحله، از بخش‌های مختلف بیمارستان انتخاب شدند. رضایت بیماران، به کمک پرسش‌نامه که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، بررسی شد. اطلاعات به‌دست‌آمده، با نرم‌افزار آماری SPSS20 و t-test تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین رضایت بیماران، از بین بخش‌ها، مربوط به بخش اورژانس و کمترین میزان رضایت، مربوط به بخش آی‌سی‌یو بود. رضایت کلی از خدمات بهداشتی‌درمانی بیمارستان شهیدبهشتی قروه ۷۲ درصد بود. در این مطالعه، میزان رضایت با محل زندگی، رابطه‌ی معنی‌دار داشت؛ ولی درباره‌ی دیگر عوامل اثرگذار بر انتظارات بیماران، رابطه‌ی معنی‌دار مشاهده نشد. با توجه به پیشرفت‌های چشمگیر نظام سلامت در سال‌های اخیر، رضایت بیماران از سطحی پذیرفتنی برخوردار بوده است؛ البته باید مشکلات و ضعف‌ها در حوزه‌ی خدمات درمانی را نیز در نظر داشت و برای رفع نارضایتی‌ها و بهبود کیفیت خدمات ارائه‌شده تلاش‌ کرد.

شهناز خواجه، فریدون اله‌یاری، علی‌اکبر کجباف،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

آبله بیماری خطرناکی بود که تا دوره‌ی پهلوی دوم، از عوامل مهم مرگ‌ومیر و معلولیت در ایران به شمار می‌رفت؛ ازاین‌رو، مبارزه با این بیماری ضرورت داشت. در آغاز برنامه‌ی عمرانی دوم (۱۳۳۴ش/ ۱۹۵۵م) و با تأسیس سرویس مبارزه با آبله، تلاش برای حذف آن سازمان‌یافته‌تر شد. این سازمان توانست بسیاری از مشکلات گوناگون جغرافیایی و انسانی را از پیش پا بردارد و هرساله، شماری فراوان از مردم را آبله‌کوبی و تا پایان دوره‌ی مدنظر، آبله را تا حدی زیاد مهار کند. در این مقاله، مبارزه با آبله را در سال‌های ۱۳۲۷تا۱۳۴۶ش/ ۱۹۴۸تا۱۹۶۷م بررسی کرده و به موانع، راهکارها و نتایج آن پرداخته‌ایم. با این‌ هدف، تلاش کرده‌ایم از طریق تحلیل ‌و توصیف داده‌ها، به پرسش‌های پژوهش پاسخ دهیم. منابع عمده‌ی مقاله، گزارش‌های دولتی، به‌ویژه گزارش‌های سازمان برنامه و وزارت بهداری و نیز، مجلات تاریخ پزشکی است.

معصومه برخورداری‌شریف‌آباد، سیده زهرا کاکا تفتی، پرنیا باستانی، فریده محمودی هاشمی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی برای ارائه مراقبت های اخلاقی موثر ، نیاز به حساسیت اخلاقی دارند. از آنجاییکه معنویت بخش جدایی ناپذیر از اخلاق است و هوش معنوی زیربنای باورهای فرد است که بر عملکرد وی تأثیر می گذارد، این مطالعه با هدف تعیین نقش هوش معنوی در میزان حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. این پژوهش، یک پژوهش توصیفی مقطعی می باشد که در سال 1400 انجام شد. جامعه هدف را دانشجویان پرستاری شاغل به تحصیل در نیمسال اول 1401-1400 در شهر یزد بودند که 153 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های هوش معنوی کینگ، حساسیت اخلاقی لوتزن استفاده شد. روایی و پایایی ابزار ها در تحقیقات پیشین تعیین شده است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار، توزیع فراوانی) و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین حساسیت اخلاقی (46/10±24/64) و میانگین هوش معنوی دانشجویان پرستاری (13/34±90/53) و در حد متوسط قرار داشت. ارتباط آماری معناداری بین هوش معنوی و حساسیت اخلاقی مشاهده نشد (245/0 = P). لذا نیاز است برای درک بهتر و عمیقتر، مطالعاتی جهت بررسی عوامل میانجی که ممکن است بر این متغیرها تأثیرگذار باشد، انجام شود

مرتضی جوانمردی، سیده الهه کریمی پور، زهرا بخشی زاده، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

پرستاران، روزانه با چالش‌های اخلاقی زیادی مواجه می‌شوند که بر استدلال، تصمیم‌گیری، رفتار و عملکرد آنان و در نتیجه، سایر افراد و سازمان، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم اثر می‌گذارد. ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های بهتر و بهبود کیفیت مراقبت‌های بهداشتی منجر شود؛ بنابراین، شناخت عوامل مختلف مرتبط با این ویژگی، بسیار اهمیت دارد؛ لذا، این مرور نظام‌مند با هدف بررسی عوامل مؤثر بر شجاعت اخلاقی در پرستاران انجام شد. این مطالعه، با جست‌وجوی گسترده‌ی کلیدواژه‌های شجاعت اخلاقی، اخلاق، پرستاران و شجاعت در پایگاه‌های بین‌المللیPubMed, Medline, Web of Science Core Collection Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و Magiran و SID صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه ۲۵۷۷ مطالعه به دست آمد. جست‌وجو به زبان فارسی و انگلیسی و بدون محدودیت زمانی انجام شد و مطالعات اپلیکشن‌محور خارج شدند. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، ۲۱ مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. با رعایتِ ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد، چکیده نیز طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، شجاعت اخلاقی پرستاران تحت تأثیر عوامل مختلف فردی، شغلی، آموزشی و محیطی قرار دارد. تحصیلات تکمیلی، به‌ویژه داشتن مدرک کارشناسی ارشد یا بیشتر و آموزش‌‌های اخلاق پزشکی، شجاعت اخلاقی را افزایش داد و پرستاران آموزش‌‌دیده در این زمینه، تصمیم‌های شجاعانه‌تری گرفتند؛ از سوی دیگر، تجربه‌ی پریشانی اخلاقی، به‌‌ویژه در مواقع دشوار، تأثیر منفی داشت. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان عاملی مثبت، پرستاران را به تعهد بیشتر و شجاعت، در عمل به اصول اخلاقی سوق داد. عوامل فردی مانند سن، جنسیت، تجربه‌ی کاری، نوع استخدام و شیفت کاری نیز نقش داشتند و پرستاران باتجربه‌تر، مسن‌‌تر و دارای استخدام رسمی یا پیمانی شجاعت بیشتری نشان دادند؛ همچنین، تاب‌‌آوری روان‌‌شناختی و محیط کاری حمایتی نیز با شجاعت اخلاقی ارتباط مثبت داشتند و در تقویت توانایی پرستاران برای تصمیم‌‌گیری‌‌های شجاعانه نقشی بسزا ایفا کردند. شجاعت اخلاقی پرستاران از عوامل مختلف، مانند تحصیلات، آموزش‌های اخلاق پزشکی، پریشانی اخلاقی، حساسیت اخلاقی، سن، جنسیت، نوع استخدام، شیفت کاری و تجربه‌ی کاری اثر می‌پذیرد. پیشنهاد می‌شود، بیمارستان‌ها و مراکز آموزشی برنامه‌های جامع آموزشی و حمایتی را برای ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران طراحی و اجرا کنند.

زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین خانی، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

هوش اخلاقی به معنای توانایی ذهنی افراد در درک درست از غلط، داشتن ارزش‌های اخلاقی و پایبندی به آن‌ها در عمل، به‌صورت نشان‌دادن رفتار درست است. صلاحیت بالینی نیز، ترکیبی از اصول اخلاقی و ارزش‌ها و نگرش‌ها و نشان‌دادن آن‌ها در دانش و مهارت عملی است. رعایت معیارهای اخلاقی در عملکرد پرستاری می‌تواند به ارتقاء کیفیت خدمات منجر شود. در جست‌وجوی ما، مروری جامع در این زمینه یافت نشد؛ لذا، این مرور نظام‌مند به‌منظور بررسی ارتباط هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری صورت گرفت. در این مطالعه، جست‌وجویی گسترده با کلیدواژه‌های مرتبط با هوش اخلاقی، صلاحیت بالینی، پرستاران، دانشجویان پرستاری، در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و  SIDو Magiran صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه، 15 مطالعه به ‌دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری خارج شد. محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، پنج مطالعه تجزیه ‌و ‌تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی، رابطه‌ی مثبت معناداری دارد. این هم‌بستگی در برخی مطالعات بین تمام ابعاد هوش اخلاقی و شایستگی بالینی نمایان شد. در مطالعه‌ای نشان داده شد، میان هوش اخلاقی و صلاحیت بالینی و استدلال اخلاقی هم‌بستگی مثبت معنادار وجود دارد که این روابط از فاکتورهایی مانند سن، سابقه‌ی کاری، وضعیت شغلی‌تحصیلی و مقام فرد اثر پذیرفته‌اند. در مطالعه‌ای دیگر نیز مشخص شد که هوش اخلاقی می‌تواند به بهبود احساس خودکارآمدی بالینی دانشجویان کمک کند. از سویی بیان گردید، معدل و هوش اخلاقی دانشجویان در پیش‌بینی امتیاز شایستگی بالینی، یاری‌رساننده است؛ همچنین اشاره شد که هوش اخلاقی، توانایی پیش‌بینی صلاحیت بالینی پرستاران را دارد. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد، توجه به هوش اخلاقی می‌تواند صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری را بهبود ببخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را ارتقا دهد. پیشنهاد می‌شود، مطالعات آینده به طراحی برنامه‌های آموزشی متمرکز بر هوش اخلاقی بپردازند و تأثیر آن را بر شایستگی بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری ارزیابی کنند.

محمد حسین خانی، زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

اضطراب مرگ که به‌صورت اضطرابی واقعی شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین عوامل در سلامت روان افراد است. از طرفی، مراقبت معنوی، شامل مهارت‌های ارتباط بین‌فردی مانند گوش‌دادن، اعتمادسازی، ارتباط غیرکلامی، خودآگاهی، صداقت و توجه به نیازهای دینی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مراقبت پرستاری به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ منجر شود. ازآنجاکه در این زمینه مروری جامع یافت نشد، این مرور نظام‌مند به‌منظور بررسی آثار مراقبت معنوی بر اضطراب مرگ بیماری صورت گرفت. در این مطالعه، جست‌وجویی گسترده با کلیدواژه‌های مرتبط با مراقبت معنوی و اضطراب مرگ، در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و SID و Magiran صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه، ۳۲ مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری، مطالعات کیفی و مطالعات انجام‌شده بر گروه‌های غیر از بیماران خارج شدند. محدودیت زمانی نیز اعمال نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، هشت مطالعه تجزیه ‌و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات، تجمع مطالعات در چهار سال اخیر و بالینی‌بودن کارآزمایی را نشان داد. مطالعات انجام‌شده بر بیماران، طی همه‌گیری کووید ۱۹ نشان دادند، بیماران در این دوران سطوح بالایی از اضطراب مرگ را تجربه می‌کنند و به مراقبت معنوی، بیشتر نیاز دارند. بنا بر نتایج یک مطالعه، اجرای برنامه‌ی مراقبت معنوی، اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه‌ی تحت همودیالیز را کاهش داد. این یافته در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام‌ شده بود نیز، نشان داده شد؛ همچنین، در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران سکته‌ی مغزی صورت گرفت، به اثرات مثبت مراقبت معنوی در کاهش اضطراب، اشاره شد. این در حالی است که برخی مطالعات انجام‌شده بر روی بیماران قلبی و بیماران مبتلا به سرطان گوارشی، کاهش معناداری را در میزان اضطراب مرگ نشان ندادند. یک مطالعه نیز بیان کرد، آموزش خودمراقبتی معنوی از طریق تله‌نرسینگ می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ سالمندان در طی همه‌گیری کووید ۱۹ کمک کند. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به‌عنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب مرگ گروهی از بیماران به کار گرفته شود. پیشنهاد می‌شود، مطالعات آینده به بررسی جامع‌تر این موضوع در گروه‌های مختلف بیماران، خصوصاً بیماری‌های مزمن بپردازند.

نگین فرید، نازنین نظری، نرگس جعفرملک،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

طب‌ روایتی، الگویی تحول‌آفرین در حوزه‌ی مراقبت‌های بهداشتی به شمار می‌رود که بر اهمیت داستان‌های بیماران در فرایند مراقبت- درمان تأکید دارد. این رویکرد اذعان دارد، هر بیمار حامل روایتی منحصربه‌فرد است که از تجربیات و زمینه‌های فرهنگی او شکل گرفته است و می‌تواند تأثیری چشمگیر بر رابطه‌ی مراقب- بیمار داشته باشد؛ بااین‌حال، ادغام رویکرد روایتی در عملکرد پرستاری، کمتر بررسی شده است. فقدان بررسی‌های جامع در این حوزه، شکافی اساسی را نمایان می‌کند؛ جایی که ابعاد روانی‌احساسی مراقبت از بیمار، اغلب نادیده گرفته می‌شود؛ لذا، این مطالعه با هدف مرور تحقیقات موجود درباره‌ی کاربرد طب‌ روایتی در پرستاری، ظرفیت آن را برای غنی‌سازی عملکرد بالینی- چهارچوب‌های آموزشی بررسی می‌کند. در این مرور نظام‌مند، راهکار جست‌وجو با استفاده از اپراتورهای بولین و کلیدواژه‌های طب‌ روایتی، پرستاری روایتی، پرستاری و سایر معادل‌های فارسی و انگلیسی آنان تنظیم شد؛ سپس، پایگاه‌های بین‌المللی PubMed/Medline، Scopus، Web of Science Core Collection، CENTRAL و موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی جهاد دانشگاهی، نور، مگ‌ایران و ایرانداک بررسی شدند. مطالعات کارآزمایی بالینی و مقالات منتشرشده به زبان‌های انگلیسی یا فارسی، معیارهای ورود بودند. ادبیات خاکستری خارج شد و محدودیت زمانی اعمال ‌نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و ارزیابی با ابزارهای نقد، در نهایت، هشت مطالعه تحلیل شد. دو پژوهشگر با رعایت ملاحظات اخلاقی کاهش سوگیری در انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد، پژوهش را انجام دادند و پژوهشگر سوم، اختلاف‌نظر‌ها را حل کرد. گزارش بر اساسPRISMA  تنظیم ‌شد. مروری بر مطالعات، تمرکز آن‌ها در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و بر گروه‌های مختلف را نشان ‌داد. این گروه‌ها شامل دانشجویان پرستاری با میانگین سنی ۹۶/۱۷ تا ۵/۲۱، بیماران مبتلا به تومورهای ریه با میانگین سنی ۳۱/۴۹ و سالمندان 6۱ تا 89ساله با شکستگی‌های پیچیده بود. نتایج در سه حوزه دسته‌بندی شد. اولاً، این رویکرد به‌طور معناداری، همدلی و موفقیت تحصیلی دانشجویان پرستاری را ارتقا داد. در یک مطالعه، آموزش‌های طب‌ روایتی، همدلی و عملکرد علمی دانشجویان را بهبود بخشید و در مطالعه‌ای دیگر، آموزش نگارش روایتی، مهارت‌های حرفه‌ای و همدلی دانشجویان را ارتقا داد. ثانیاً، مداخلات ‌روایتی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی شد؛ به‌طوری‌که در یک مطالعه، مداخلات پرستاری روایتی باعث کاهش نمرات اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به تومورهای ریه شد و به‌طور مشابه، مطالعات دیگر، کاهش اضطراب و افزایش رضایت بیماران تحت شیمی‌درمانی را نشان ‌دادند. ثالثاً، این رویکرد تأثیری شایان توجه بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانی بیماران داشت. در یک مطالعه، پرستاری ‌روایتی، درد و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان ریه را کاهش داد. مطالعات دیگر نشان دادند، مدل پرستاری روایتی، عملکرد شناختی و سلامت روانی سالمندان را بهبود بخشید. بینش‌های جمعی مطالعات، نقش حیاتی آموزش رویکرد روایتی را در تحول نتایج بالینی و روان‌شناختی تأیید می‌کند. برنامه‌های آموزشی مبتنی بر روایات، نه‌تنها کیفیت انسانی مراقبت را غنی‌تر می‌کنند، بلکه به‌طور در خور ‌توجهی، مهارت همدلی پرستاران را ارتقا داده‌اند. با نگاه به آینده، باید از رویکرد روایتی، به‌عنوان یکی از ارکان مراقبت جامع، حمایت شود تا نسلی جدید از ارائه‌دهندگان مراقبت شکل ‌گیرد؛ نسلی که به ایجاد تغییر معنادار در زندگی بیماران، متعهد باشند.

علیرضا زارع، محمد حسین تکلیف، علیرضا جاوید، زهرا آماده، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

پرستاران، به‌عنوان یکی از اعضای کلیدی تیم درمانی در مراقبت از افراد مبتلا به بیماری‌های روانی مزمن، با مسائل پیچیده‌ی اخلاقی مواجه هستند. رعایت محرمانگی، اخذ رضایت آگاهانه از بیمارانی با توانایی شناختی محدود، مدیریت تعارضات بین حقوق بیمار و الزامات ایمنی و مقابله با انگ اجتماعی، از چالش‌های آنان هستند. کم‌توجهی به این چالش‌ها می‌تواند موجب کاهش کیفیت مراقبت و افزایش فشارهای روانی بر پرستاران شود؛ ازاین‌رو، درک بهتر این چالش‌ها و ارائه‌ی راهکارهای مناسب، ضروری است. این مطالعه به روش مرور ساده انجام شد. ابتدا جست‌وجویی جامع در پایگاه‌های داده‌ی PubMed، Scopus، PsycINFO و Google Scholar انجام گرفت. برای جست‌وجو، از کلیدواژه‌های ترکیبی مانند چالش‌های اخلاقی، پرستاری، بیماران روانی مزمن و مراقبت اخلاقی استفاده شد. معیارهای ورود، شامل مطالعات منتشرشده به زبان انگلیسی و فارسی از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳، مقالات پژوهشی، مروری و کیفی مرتبط با موضوع بودند. پس از ارزیابی دقیق کیفیت و ارتباط ۱۵۰ مقاله‌ی شناسایی‌شده، سی مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. داده‌ها به روش تحلیل موضوعی و مقایسه‌ای، بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد، پرستاران با چالش‌های متعدد ازجمله: حفظ محرمانگی در مواجهه با خانواده‌ها، گرفتن رضایت آگاهانه از بیماران با اختلالات شناختی و مدیریت تعارضات اخلاقی بین ایمنی بیمار و آزادی فردی مواجه هستند؛ علاوه‌براین، کمبود آموزش‌های اخلاقی تخصصی، نبود پروتکل‌های شفاف و فشارهای ناشی از انگ اجتماعی بیماران، از چالش‌های اصلی بودند. چالش‌های اخلاقی پرستاران در مراقبت از بیماران روانی مزمن، نیازمند توجه ویژه از سوی سازمان‌های مرتبط است. تأمین آموزش‌های مستمر، تدوین دستورالعمل‌های اخلاقی و ایجاد حمایت‌های روانی و قانونی می‌تواند به کاهش این چالش‌ها کمک کند. مطالعات بیشتر در زمینه‌ی راهکارهای عملی و تجربه‌محور برای حل این مشکلات پیشنهاد می‌شود.
 

علیرضا زارع، محمد حسین تکلیف، علیرضا جاوید، زهرا آماده، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

افزایش جمعیت سالمندان، چالش‌های اخلاقی فراوانی را در مراقبت پرستاری ایجاد کرده است. سالمندان به دلیل آسیب‌پذیری جسمی و روانی و اجتماعی، به مراقبت‌هایی خاص نیاز دارند که اغلب با تعارضات اخلاقی همراه است. موضوعاتی مانند حفظ استقلال، عدالت در تخصیص منابع، رضایت آگاهانه و مدیریت تعارضات میان خانواده و بیمار، از مسائل مهم در این حوزه به شمار می‌آیند. این مطالعه‌ی مروری با هدف شناسایی چالش‌های اخلاقی پرستاران در مراقبت از سالمندان و ارائه‌ی راه‌حل‌هایی برای بهبود کیفیت مراقبت انجام‌شده است. این مطالعه به روش مرور نظام‌مند انجام شد. با استفاده از کلیدواژه‌های اخلاق پرستاری، سالمندان، چالش‌های اخلاقی و مراقبت اخلاقی، جست‌وجوی مقالات علمی در پایگاه‌های داده‌ی معتبر مانند PubMed، Scopus، CINAHL و Google Scholar صورت گرفت. پس از غربالگری اولیه‌ی مقالات مرتبطی که بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ به زبان‌های انگلیسی و فارسی منتشر شده بودند، چهل مقاله‌ی واجد شرایط برای تحلیل نهایی در نظر گرفته شدند. بررسی داده‌ها با استفاده از روش تحلیل موضوعی صورت گرفت. چالش‌های اخلاقی پرستاران در مراقبت از سالمندان، شامل رعایت استقلال بیمار، مدیریت تصمیم‌گیری در مواقع کاهش توانایی شناختی، حفظ محرمانگی و برخورد با فشارهای خانواده بود؛ علاوه‌براین، پرستاران با مشکلاتی همچون: کمبود منابع، فشار کاری بسیار و نداشتن دسترسی به آموزش‌های اخلاقی مواجه هستند. آموزش‌های مستمر اخلاقی، تقویت پروتکل‌های اخلاقی و ایجاد تیم‌های بین‌رشته‌ای برای تصمیم‌گیری بهتر، از راهکارهای پیشنهادی هستند. چالش‌های اخلاقی در مراقبت از سالمندان، نیازمند برنامه‌ریزی جدی از سوی نظام‌های بهداشتی است. با تدوین دستورالعمل‌های شفاف، ارتقاء آموزش‌های اخلاقی و فراهم‌کردن محیط حمایتی برای پرستاران، می‌توان کیفیت مراقبت از سالمندان را بهبود بخشید. مطالعات آینده باید بر ارزیابی تأثیر این راهکارها بر کاهش مشکلات اخلاقی متمرکز شوند.
 

علیرضا حیدری، سید حامد آتشی، فریده کوچک، زهرا خطیرنامنی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران، بیانگر خواست بیماران و خانواده‌ها برای مشارکت فعالانه‌تر در تصمیم‌ها و برنامه‌های درمانی است. هدف این مطالعه، تعیین سطح پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران بستری بود. این مطالعه، مقطعی و به روش توصیفی‌تحلیلی انجام شد. تعداد 392 بیمار بستری از مراکز آموزشی‌درمانی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گلستان در مطالعه شرکت کردند. روش نمونه‌گیری، تصادفی نظام‌مند بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی روا و پایاشده‌ی پاسخ‌گویی سازمان جهانی بهداشت بود. میانگین سنی (±انحراف معیار) بیماران برابر با (92/16 ±17/45) سال بود. 1/55 درصد از بیماران مرد و مابقی زن بودند. میانگین نمره‌ی کلی اهمیت پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (45/4 ± 37/33) محاسبه شد که در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. اغلب بیماران (بیشتر از 65 درصد)، همه‌ی ابعاد پاسخ‌گویی را خیلی مهم یا بی‌اندازه مهم ارزیابی کردند. مهم‌ترین بُعد از دیدگاه بیماران، مناسب‌بودن کیفیت محیط اطراف (9/95درصد) و کم‌اهمیت‌ترین بُعد، محرمانه نگهداشتن اطلاعات فردی (7/34درصد) بود. میانگین نمره‌ی کلی عملکرد پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (0.7 ± 8) 54/54 محاسبه شد و در سطحی بالاتر از متوسط ارزیابی گردید. نمره‌ی کلی اهمیت و عملکرد پاسخ‌گویی در بیمارستان‌های آموزشی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. ضروری است، به ابعادی که از نظر بیماران مهم تلقی شدند و از نظر عملکرد پاسخ‌گویی ضعیف‌ بودند، اولویت داده شود و مراکز آموزشی‌درمانی در پاسخ‌گویی به بیماران در خصوص جنبه‌های غیربالینی توجه بیشتری نشان دهند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb