جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای فیض اللهی

عبدالحسن کاظمی، مصطفی کاظمی، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، نجات فیض اللهی، صدیار عطالو، محمود مسعودی نیا،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده

در متون دینی و در همه‌ی فرهنگ‌ها، پایان زندگی با سختی‌های ناشناخته و اضطراب توصیف شده است. مرگ مرحله‌ی انتقالی تجربه نشده‌ای است که انسان پیوندهای خود را با جهان مأنوس خود می‌گسلد و در عالمی اسرارآمیز گام می‌گذارد که در فرهنگ اسلامی برای گذر از این مرحله توصیه‌هایی وجود دارد. در حوزه‌ی اخلاق پزشکی در مورد بیماران مشرف به موت و احساس درماندگی آنان مباحث عدیده‌ای وجود دارد و مراقبت‌های پایان حیات، تسکین درد، مدیریت محیط و لحظات احتضار بیمار، مرگ در آرامش، تسکین آلام اطرافیان بیمار مشرف به موت و... در عرصه‌ی اخلاق پزشکی نه تنها توصیه می‌گردد؛ بلکه حتی قسمتی از حقوق بیمار و وظایف کادر پزشکی است. مفهوم مراقبت‌های پایان حیات، افزایش کیفیت زندگی بیمار مشرف به موت است، ولی پروتکل‌های کنترل و تسکین درد، برنامه‌های بالینی و کیفیت مراقبت استاندارد در همه‌ی جوامع یکسان نیستند. اجرای این پروتکل‌ها مفهوم توجه به تمامیت جسمانی و هویتی بیمار و جایگزینی فرهنگ بیمار‌محوری به‌جای فرهنگ بیماری محوری مرسوم را در خود دارد. داغدیدگی اطرافیان بیمار پس از مرگ وی با سوگ و سوگواری در سه مرحله‌ی اجتناب، مواجهه و سازگاری ظاهر می‌شود. سوگواری نحوه‌ی ابراز افکار و احساسات داغدیدگان است و مدیریت عالمانه‌ی سوگ از بروز ناهنجاری‌ها و احیاناً آسیب‌های اجتماعی ناشی از فقدان بیمار فوت شده جلوگیری می‌نماید و هدف این نوشتار نیز بررسی بعضی از ابعاد این موضوع با رویکرد به اخلاق پزشکی است.
مصطفی کاظمی، عبدالحسن کاظمی، محمد مسعودی فر، نجات فیض اللهی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

آیا عاشق می‌خواهد معشوق را تصاحب کند یا خود را به معشوق تسلیم کند؟ یا عشق در این میان صحنه‌ی گردان است و قصد اثبات اصالت خود را دارد؟ هدف از تصاحب معشوق چیست؟ جست‌وجوی هویت؟ درک هویت جدید؟ شناسایی عمق بیش‌تری از چیستی معشوق؟ تکمیل و ارتقا سطح هویت خود؟ شناسایی ذات عشق؟ درک رابطه‌ی فیمابین عشق و عاشق و معشوق؟ یا عاشق در معشوق مزایا و محسناتی می‌یابد که حفظ نسل خود را از طریق وی در قیاس با دیگران اصلح می‌یابد؟ و معشوق نیز چنین رویکردی به عاشق دارد؟

اگر تلفیقی از موارد فوق را در نظر بگیریم، در این صورت، فرزند حاصله، سمبل تحقق غایت و کمال رابطه‌ی عاشقانه خواهد بود و به منزله‌ی مکمل هویت و شخصیت طرفین رابطه‌ی عشق تلقی خواهد شد. حال اگر تولد فرزند و بقاء نسل منوط به استفاده از رحم جایگزین باشد، آیا اساس موضوع مخدوش نخواهد شد؟ غایت تمنای طرفین چگونه به مادر جایگزین و رحم جایگزین و در نهایت به فرزند رشد‌یافته در رحم جایگزین منتقل می‌شود؟ آیا برای تحقق تولید نطفه و جنین و احتساب فرزند حاصله به‌عنوان تبلور عشق و نهایت تمنای زوجین، صرف وجود رابطه‌ی ژنتیکی کافی است؟ آیا ذوب و گم‌شدن زوجین در همدیگر در یک رابطه‌ی عاشقانه منجر به تولد نوزاد برای احتساب فرزند حاصله به‌عنوان تبلور عشق ضرورت ندارد؟ آیا می‌توان اراده‌ی طرفین و توافق زوجین برای تولد فرزند از طریق رحم جایگزین را برای ظهور و بروز عشق کافی دانست؟

اساساً رابطه‌ی مابین اراده‌ی عقلایی و احساس عاشقانه چگونه است؟ آیا عشق و عقل با هم آشتی‌پذیرند؟ اراده‌ی عقلایی با ذوب عاشقانه نسبتی دارد؟ و نهایت آن‌که در این میان تکلیف احساس مادری مادر جایگزین و صاحب رحم اجاره‌ای به نوزادی که در بطن وی و از خون و روح وی نمو می‌کند و جان می‌یابد، چیست؟ و اساساً اجاره دادن رحم را همه‌ی مکاتب اخلاقی و همه‌ی فرهنگ‌ها و مذاهب عقلایی، انسانی و حتی شرعی می‌دانند؟ چه عیاری و نسبتی مابین مادر بیولوژیک، مادر ژنتیکی و مادر اجتماعی می‌تواند برقرار باشد یا نباشد. خواجه شیراز چه نغز و خردمندانه فرموده است: که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb