6 نتیجه برای لطفی
اسداله لطفی،
دوره 3، شماره 2 - ( فروردین ماه 1389 )
چکیده
یکی از موضوعات پزشکی که به لحاظ جواز یا عدم جواز شرعی آن به علم فقه ارتباط دارد، تشریح جسد میت برای آموزشهای پزشکی است. از نظر فقه اسلامی بهطور کلی تعلیم و تعلم علوم و فنون، از جمله علوم پزشکی، واجب کفایی است. امروزه، مسألهی تشریح جسد میت هم از مقدمات علم طب محسوب میشود که آن هم از باب مقدمهی واجب، واجب است؛ اما از نظر اسلام، فرد مسلمانی که فوت نموده مانند فرد زنده قابل احترام بوده و بیاحترامی به او و هتک حرمت او حرام و ممنوع است. حال، این سؤال وجود دارد که آیا میشود هم به پیشرفت پزشکی و رشد و گسترش علوم مربوط به آن در جامعهی اسلامی توجه کرد و هم احترام مؤمن را نگه داشت و دچار هتک حرمت مسلمان نشد؟ در این مقاله، ضمن اینکه حکم فقهی تشریح و برخی از فروع این مسأله به شکل استنباطی بیان گردیده است، به سؤال فوق نیز پاسخی مستدل داده شده و تعارض ظاهری برطرف گردیده است.
سمانه تیرگر، بنفشه کریمی، فرزانه زاهدی انارکی، نسرین حمیدی ابرقویی، باقر لاریجانی، سوده تیرگر، فاطمه میرزایی (لطفی آذر)،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
یکی از چالشهای حوزهی اخلاق پزشکی، سقط جنینهای ناقصالخلقه است که مبانی تصمیمگیری در مورد آن در اسلام و تفکر غربی تفاوتهای عمدهای دارد. یکی از دلایل آن، عدم اعتقاد به بقاء و تکامل روح انسانی پس از مرگ در دیدگاههای غیردینی است که عمدتاً به آزادی سقط جنین ناقص در جهان غرب منجر شدهاست؛ در حالیکه اسلام، و بالتبع فلاسفهی اسلامی، بهعلت اهمیتی که به روح و تکامل آن میدهند، تصمیمگیری در مورد سقط چنین جنینهایی را منوط به بررسی تمام ابعاد آنها- جسم و روح (نفس)- با دقت نظر بیشتر بر روح (نفس) میدانند. در چنین نگاهی، پیشفرضهای مهمی مطرح میشود؛ از جمله: علت بروز نقص در بعضی از جنینها چیست؟ آیا جنینی که در جسم نقص دارد، روح (نفس) ناقصی هم دارد؟ نوشتار حاضر، به روش کتابخانهای مروری- تحلیلی غیر سیستماتیک و با شیوهی گردآوری اطلاعات صورت گرفتهاست و فارغ از مسألهی ولوج روح و زمان پدیداری آن در جسم، نگاهی گذرا به تکامل نفس جنین در مراتب حیات (نباتی، حیوانی، انسانی)، بر اساس آرای صدرالمتألهین شیرازی و امامخمینی (ره) دارد و هدف از آن، نگرشی فلسفی بهعلل ایجاد نقص در خلقت و پاسخ به این سؤال مهم است که آیا نفس جنین ناقص نیز نقص دارد؟ نتیجهی این مطالعه نشان میدهد که بر اساس عقیدهی ملاصدرا، آفرینش (تکوینی) همهی موجودات، أحسن و در زیباترین صورت ممکن است. جنین ناقصالخلقه نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ بنابراین، جنین ناقصالخلقه، نفس کامل و زیبایی دارد. تنها ظهور نفس در جسم معیوب، ناقص است که میتواند دو علت داشته باشد؛ اول: بهدلیل اختیار سوء چنین موجودی در عوالم پیش از ماده، که یکی از جلوات این سوء اختیار میتواند نقص در جسم باشد. که البته تعیین این موارد، از اسرار آفرینش است و علم انسان را یارای کنکاش در آن نیست. دوم: مزاحمت ایجاد کردن ژن و محیط، علیرغم حسن اختیار موجود ناقص در عوالم پیش از ماده. بههر حال از آنجا که تصمیمگیری اخلاقی در مورد سقط جنینهایناقصالخلقه، از موارد مشکل در اخلاق پزشکی است، بهنظر میرسد مطالعات تکمیلی از منظر فلسفهی اسلامی بتوانند برخی از لایههای پنهان آن را نمودار کنند و بدین ترتیب برای ارائهی راهنمای اخلاقی بر پایهی فرهنگ اسلام در مورد سقط جنین ناقصالخلقه گام نخستین برداشته شود.
باقر لاریجانی، مینا مبشر، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، بنفشه کریمی، فاطمه میرزایی (لطفیآذر)،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
مفهوم مرگ بسیار پیچیده است و وجود مباحث عمیق فلسفی، تمایزهای توصیفی و نیز گستردگی طیفی که در بیانها وجود دارد، شناخت آن را دشوارتر کردهاست. اگرچه این مهم برای تمام انسانها ضروری است، برای فعالان حوزهی طبابت با اهمیتتر است، چراکه با مصادیق گوناگون آن مواجه هستند و بسیاری از چالشهای اخلاقی در مورد مباحثی چون مرگ مغزی، اتانازی و پایان حیات، در گروِ معرفت روشنی از مفهوم مرگ است. از طرفی دیگر، دریافت مفهوم مرگ بحثی تجربی نیست و حیطهی دستیازی علم پزشکی، شاید تنها ملاکیابی مرگ باشد. بر این اساس، پرداختن به شناخت مفهومی از مرگ، رویکردهای الهیاتی را میطلبد. لذا بر آن شدیم تا در مطالعهای قرآنمحور، به برخی از مؤلفههای «مفهومشناسی مرگ» دست یابیم. این مطالعه به شیوهی توصیفی- تحلیلی غیر سیستماتیک، با شیوهی گردآوری و تحلیل اطلاعات و با استراتژی جستوجوی مفهومی در آیات موضوعی، مؤلفههای دوازدهگانهای را برای مفهومشناسی مرگ ارائه میدهد. بدینترتیب، راه ملاکیابی و مصداقشناسی مرگ از دیدگاه قرآن کریم را بازتر میکند، لذا پژوهش در این دو حیطه برای مطالعات آتی پیشنهاد میشود.
فرزانه زاهدی انارکی، باقر لاریجانی، بنفشه کریمی، سمانه تیرگر، کبری خزعلی، سوده تیرگر، نسرین حمیدی ابرقویی، فاطمه میرزایی (لطفی آذر) ،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
مسألهی سقط یکی از موارد مشکل در اخلاق زیستی است. این بحث در موارد سقط جنین ناهنجار، وجوه مورد اختلاف بیشتری دارد. بررسی مطالعات حاکی از آن است که عمدتاً دو مورد، بحثبرانگیز بودهاست؛ اول آنکه آیا حیات جنین ناهنجار باید حفظ شود؟ و دوم آنکه سرانجام نفس (نباتی، حیوانی) در جنین ناهنجار پس از سقط اختیاری (منظور از سقط اختیاری در این نوشتار، سقط درمانی (قانونی) و سقط عمدی غیر قانونی است.) چه خواهد بود؟ دیدگاههای مختلف پاسخهای گوناگونی را به این دو پرسش دادهاند. مطالعهی حاضر پژوهشی است مروری- توصیفی که پاسخ دو پرسش یاد شده را با تمرکز بیشتر بر حق حیات، در فلسفهی صدرایی در کتب ملاصدرا و نیز تألیفات امام خمینی (ره) میکاود. نتایج این مطالعه نشان میدهند که بر اساس دیدگاه ملاصدرا تمام جنینها دارای نفس بالقوهی انسانی هستند؛ هر چند که ظاهری بسیار ناقص داشته باشند. او جنین را نبات بالفعل و البته دارای استعداد برای «انسانشدن» میداند. با توجه به این دیدگاه که هم بدایتنگر است و هم غایتنگر، جنین ناهنجار، حق حیات دارد؛ چراکه مطابق برهان حرکت جوهری ملاصدرا چنین میتوان گفت که سقط، تکامل برزخی نفس را با مشکل مواجه میسازد و حتی ممکن است در حشر موجود نیز خلل ایجاد کند.مسلم است که در جامعهی ما که صبغهی اسلامی دارد برای تصمیمگیری در مورد سقط جنین باید دیدگاههای دینی را مورد لحاظ قرار داد. البته مبانی فلسفی بهتنهایی نمیتوانند برای دادن حُکمی در مورد سقط جنین، کارا و مفید باشند؛ بلکه هماندیشیهای تخصصی و میانرشتهای ضرورت دارند تا به لطف خداوند، شاهد تحلیل مناسب چالشهای اخلاقی در مورد این مسأله باشیم.
فرحناز عبداله زاده، مژگان لطفی، احمد میرزا آقازاده، زهرا اعتباری اصل،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
جو حاکم بر محیطهای بالینی از عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش بالینی و نگرش دانشجویان به رشتهی تحصیلی خود است. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط بین جو اخلاقی اتاقهای عمل و نگرش دانشجویان اتاق عمل به رشتهی تحصیلی خود انجام گرفته است.در این تحقیق تحلیلی، کلیهی دانشجویان اتاق عمل که در نیمسال دوم سال تحصیلی 93-1392 مشغول به تحصیل بودند، وارد مطالعه شدند. در این پژوهش، علاوه بر فرم مشخصات جمعیتشناختی از پرسشنامههای جو اخلاقی بیمارستانی Olson و نگرش تحصیلی دانشجویان برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی شامل ضریب همبستگی رتبهای Spearman و آزمون Chi-square ، تحت نرمافزار آماری SPSS ویرایش 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.اکثر دانشجویان مؤنث (4/61 درصد) و مجرد (8/86 درصد) بوده و میانگین سنی آنها 54/1±87/20 بود. 9/64 درصد دانشجویان دیدگاه منفی به جو اخلاقی حاکم در اتاقهای عمل داشته و 8/51 درصد نگرش مثبت به رشتهی تحصیلی خود داشتند. همچنین، ارتباط معنیداری بین جو اخلاقی با نگرش دانشجویان اتاق عمل به رشتهی تحصیلیشان یافت شد (56/0r= ،001/0 P≤).با وجود جو اخلاقی منفی اتاقهای عمل از دیدگاه دانشجویان، اکثر آنها نگرش مثبتی به رشتهی خود داشتند، ولی با توجه به وجود ارتباط مستقیم میان این دو، میتوان با بهبود جو اخلاقی اتاقهای عمل و بهتر کردن نگرش دانشجویان به رشتهی خود، آیندهی شغلی آنها را تضمین کرد.
فاطمه میرزایی(لطفیآذر)، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
با وجود پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژیهای مرتبط، شناخت ماهیت و چگونگی مرگ، همچنان در هالهای از ابهام است. شاید چنین بتوان گفت که چون مرگ، پدیدهای دو وجهی است و یکروی آن جسمانی و روی دیگر، نفسانی و روحانی است، شناخت آن، تنها در حیطهی علم پزشکی نیست، بلکه تلاش و همکاری اندیشمندان حوزههای دیگری چون علوم قرآنی، علوم انسانی، فلسفه و مانند آن نیز برای گشودن قفلهای بستهی آن ضروری بهنظر میرسد. چنین همفکریهایی میتواند با توصیف آنچه بر نفس در آستانه و هنگام مرگ میگذرد، دیدگاه دانشمندان علوم پزشکی را که بهحق، مفسران خوبی برای تغییرات جسمانیِ زمان مرگ هستند، وسعت و عمق بیشتری بخشد. بیشک، چنین نگرشی میتواند در گرفتن تصمیمهای اخلاقی پایان حیات و نیز ارائهی مراقبتهای معنوی در این لحظات، تحولآفرین باشد. این مطالعهی مروری بهروش کتابخانهای، ابتدا توصیفی از مراحل مرگ در نگاه علم پزشکی دارد و سپس با کنکاشی قرآنمحور در منابع اسلامی و با تمرکز بر آیاتی که صراحتاً دلالت بر زمان مرگ دارند، توصیف قرآنی از برخی مراحل مرگ ارائه میدهد. سرانجام در بحث نهایی، برخی شباهتها و تفاوتهای دیدگاهها را بیان و سؤالات مهمی را در این حیطه مطرح میکند که عمدتاً برای ارائهی مراقبتهای معنوی در لحظات پایانی حیات در خور اهمیت فراوان هستند. امید است با پژوهشهای متمرکز آینده که در جهت پاسخ به سؤالات اصلی ایجادشده در این مطالعه خواهند بود، راه برای ارائهی مراقبتهای معنوی و قرآنمحور، بیش از پیش تسهیل و عملیاتی شود.