جستجو در مقالات منتشر شده


42 نتیجه برای محمدی

علی محمدی،
دوره 1، شماره 3 - ( شهریور ماه 1387 )
چکیده

امکان شبیه‌سازی انسانی پس از ساخت گوسفند مشهور جهانی، دالی، به علت مسائل اخلاقی آن دغدغه‌های فراوانی را در سرتاسر دنیا ایجاد نموده است. صدمات فیزیکی حاصل از دستکاری‌های تخمدان، هسته و رویان و هم‌چنین امکان آسیب‌های روحی - روانی، از جمله نگرانی‌های موجود در این رابطه است.
یکی از مهم‌ترین آسیب‌های روحی - روانی، که بسیار نیز مطرح می‌شود، امکان زوال مفهوم  «فردیت» یا «یگانگی » است. گرچه بطلان فرضیه‌ی « جبرگرایی ژنتیک » ثابت شده است، لیکن در رابطه با شبیه‌سازی و مسأله‌ی هویت ابهاماتی وجود دارد که در این نوشتار ضمن ارائه‌ی دلایلی امکان ورود آسیب‌های روحی - روانی در رابطه با هویت و فردیت به‌خصوص در مسأله‌ی هویت روانی را وارد می‌دانیم.
 با ورود این فناوری بایستی بار دیگر خودمان و هویت‌مان را تعریف نماییم؛ چرا که افراد شبیه‌سازی شده از نظر ژنتیکی دوقلوی همسان فرد دیگری هستند که قبلاً زندگی نموده است و این مسأله ممکن است انتظارات فرد شبیه از زندگی خود را تحت شعاع زندگی فرد اصلی ( دوقلوی پیشین ) قرار دهد. به علاوه این‌که بی‌نظیر بودن ساختار ژنتیکی افراد نه تنها برای خودشان بلکه برای والدین و دیگران نیز حائز اهمیت است با به‌کارگیری این فناوری رعایت نمی‌شود. در نتیجه، نبایستی فناوری شبیه‌سازی را برای ساخت آدمی به‌کار بندیم.


فریبا برهانی، فاطمه الحانی، عیسی محمدی، عباس عباس‌زاده،
دوره 2، شماره 3 - ( شهریور ماه 1388 )
چکیده

عموماً از پرستاران انتظار می‌رود که مراقبت اخلاقی انجام دهند، اما هنوز در خصوص مراقبت اخلاقی سؤالات مهمی بدون پاسخ مانده است. به‌نظر می‌رسد دانش اخلاقی پرستاران برای دستیابی به این مهم نیازمند تلاش بیش‌تری است. با این‌که اخیراً به موضوع اخلاق در مراقبت‌های پرستاری توجه زیادی شده، اما هنوز در زمینه‌ی آموزش اخلاق که موجب تقویت صلاحیت پرستاران بشود، اطلاعات زیادی در دسترس نیست. همین امر باعث شده تا روش‌های پذیرفته‌ شده‌ای که بتواند آموزش اخلاق پرستاری را به شکل مفید و کاربردی ارائه دهد، به‌کار نرود. در این مقاله سعی شده است با مروری بر متون موجود اهمیت و وضعیت آموزش اخلاق پرستاری بررسی گردد تا از این طریق چالش‌ها و ضرورت‌های فراروی آموزش اخلاق پرستاری در ارتقای صلاحیت‌های اخلاق حرفه­ای مشخص‌ و زمینه­ برای مطالعات بیش‌تر فراهم شود.


فرشته آیین، فاطمه الحانی، عیسی محمدی، انوشیروان کاظم‌نژاد،
دوره 3، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1388 )
چکیده

وقتی کودکی در بیمارستان بستری می‌شود اعضای خانواده نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. با تأکید روزافزون بر مراقبت خانواده‌محور در بخش‌های کودکان، ارائه‌ی مراقبت پرستاری به‌گونه‌ای که نیازهای کودکان و خانواده‌ها را برآورده سازد بیش از پیش ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین نیازهای مادران کودکان مبتلا به بیماری مزمن در مدت بستری در بیمارستان از دیدگاه آنان انجام گرفته است.
این مطالعه یک مطالعه‌ی کیفی از نوع آنالیز درون مایه‌ای استقرایی 6 مرحله‌ای بود. شرکت‌کنندگان در پژوهش را 23 مادر دارای کودک مبتلا به بیماری مزمن بستری در بخش تشکیل می‌دادند. اطلاعات با استفاده از مصاحبه‌های عمیق چهره به چهره جمع‌آوری شد.
آنالیز درون‌مایه‌ای داده‌ها نهایتاً 7 طبقه‌ی مفهومی از نیازهای مادران در مدت بستری کودک را آشکار ساخت. این 7 طبقه‌ی مفهومی عبارت بودند از: نیاز به دریافت مراقبت جسمی، نیاز به درک شرایط مادر، نیاز به اطلاع‌رسانی مفید و به‌موقع، نیاز به مشارکت در تصمیمات مراقبتی، نیاز به امید، نیاز به اطمینان از مراقبت و نیاز به دریافت حمایت بر اساس یافته‌ها. می‌توان نتیجه گرفت برنامه‌ریزی مراقبتی مطلوب به منظور تأمین نیازهای همه جانبه‌ی کودک و خانواده که اساس مراقبت خانواده‌محور را تشکیل می‌دهد بایستی به‌گونه‌ای صورت گیرد که در کنار تأمین نیازهای کودک به‌عنوان مددجوی اصلی در سیستم مراقبت بهداشتی، تلاش نماید تا نیازهای مادران شامل نیاز به دریافت مراقبت جسمی، نیاز به درک شرایط مادر، نیاز به اطلاع‌رسانی مفید و به‌موقع، نیاز به مشارکت در تصمیمات مراقبتی، نیاز به امید، نیاز به اطمینان از مراقبت و نیاز به دریافت حمایت را نیز برآورده نماید.


علی محمدی،
دوره 3، شماره 1 - ( آذرماه 1388 )
چکیده

در سال‌های اخیر با طرح امکان عملی شدن شبیه‌سازی انسان، هواداران آن مجموعه‌ای از استفاده‌ها و کاربردهای احتمالی این فناوری نوین زیستی را برشمرده‌اند؛ از جمله امکان داشتن فرزندان بیولوژیکی، امکان تولیدمثل برای افراد مجرد یا زوجین هم‌جنس باز، ممانعت از بروز بیماری‌های ژنتیکی، رفع مشکلات پیوند اعضاء، جایگزین کردن همسر، فرزند یا اموات فامیل، تولد فرزندان با ژنوتیپ دلخواه، تکثیر گسترده‌ی افراد نابغه و سرشناس؛ تولید گروه زیادی از انسان‌های همسان ژنتیکی برای استفاده در زمان جنگ و صلح و غیره.

در مقابل نگرانی‌هایی که در رابطه با تأثیرات اجتماعی شبیه‌سازی انسان از طریق تکنیک انتقال هسته‌ی سلول سوماتیک وجود دارد، ادله‌ای نیز به حفظ حق افراد در تصمیم‌گیری در رابطه با به‌کارگیری این فناوری دلالت دارد. به‌طور کلی، دلایلی که طرفداران شبیه‌سازی در راستای کاربرد‌های ذکر شده‌ی این فناوری بیان می‌نمایند حول سه‌محور ارزشمندی «آزادی»، «هستی» (existence) و «رفاه و بهزیستی» می‌باشد.

یکی از محوری‌ترین استدلال‌هایی که طرفداران شبیه‌سازی بدان استناد می‌جویند «ارزشمندی آزادی انسان» است که خود دارای زمینه‌های مختلفی می‌باشد. برای مثال، یک اقبال عمومی در رابطه با آزادی فردی وجود دارد یا این‌که طرفداران بر این باورند برخی اعمال مانند تولیدمثل بسیار شخصی بوده و بایستی فارغ از هر گونه محدودیت باشد. بر این اساس، چون شبیه‌سازی یک روش تولیدمثلی است نبایستی تحت مقررات خاصی قرار بگیرد لذا افراد طبق حق آزادی تولیدمثلی می‌توانند آن را در زندگی خود به‌کار گیرند. ما در این نوشتار با توجه به منابع و مآخذ، آزادی تولیدمثلی و مسائل مربوط به آن و هم‌چنین تولیدمثل نبودن شبیه‌سازی را مورد بحث و بررسی قرار داده‌ایم و در نهایت ادله‌ی طرفداران را رد کرده‌ایم.


زهرا ملازم، فضل‌اله احمدی، عیسی محمدی، شهرام بلندپرواز،
دوره 3، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1389 )
چکیده

جوهره‌ی عملکرد بالینی پرستاری تأمین آسودگی و سلامتی بیماران است که از طریق توجه به نیازهای جسمی، روحی و معنوی آن‌ها فراهم می‌شود. بیماری و عمل جراحی به‌عنوان عوامل تهدید‌کننده‌ی زندگی یا ناتوان کننده، نیازهای متعددی را در بیماران به‌وجود می‌آورند. درک مفهوم حضور از دیدگاه این بیماران از اهمیت ویژه‌ای بر‌خوردار است، چرا که مسؤولیت اصلی پرستاران شناخت نیازهای مراقبتی بیماران و رفع آن‌هاست لذا این مطالعه با هدف تبیین دیدگاه بیماران جراحی عمومی درباره‌ی حضور پرستار صورت گرفت.
این مطالعه با رویکرد کیفی انجام شده است. 7 بیمار و 5 همراه بیمار با استفاده از نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. با استفاده از مصاحبه‌ی نیمه ساختار یافته، داده‌ها جمع‌آوری و به روش تجزیه و تحلیل محتوایی، تحلیل شدند. کلیه‌ی مصاحبه‌ها ضبط و پیاده شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
از آنالیز داده‌ها سه مضمون اصلی «حضور پرستار عامل احساس امنیت روانی»، «حضور پرستار عاملی برای دریافت اطلاعات مورد لزوم» و «حضور پرستار عاملی برای تشخیص و برآورده شدن به‌موقع نیازها» که حاصل دیدگاه بیماران بود، استخراج شد.
یافته‌های این مطالعه آگاهی پرستاران را برای برخورد با نیازهای بیماران افزایش می‌دهد. هم‌چنین مدیران و مربیان پرستاری خواهند توانست با اتکا بر بصیرتی مبتنی بر یافته‌های علمی، اخلاقی، فعالیت‌های مدیریتی و آموزشی خود را به گونه‌ای طراحی و اجرا کنند که شرایط لازم برای تحقق حضور مراقبتی دانشجویان و پرستاران فراهم آید.


علی اصغر قدس، عیسی محمدی، زهره ونکی، انوشیروان کاظم‌نژاد،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده

اگر چه رغبت زیادی برای اندازه‌گیری رضایت بیمار به‌عنوان شاخص مهم کیفیت خدمات بهداشتی مشاهده می‌شود، آن‌چه به نظر فراموش شده است ضرورت توجه به معنی و توسعه‌ی چارچوب تئوریک است. هدف از این مطالعه تبیین مفهوم رضایت و ارائه‌ی تعریفی از آن با رویکرد کیفی است. این پژوهش یک مطالعه با رویکرد کیفی و روش آنالیز محتوی است. در طی این پژوهش 15 بیمار بستری در بیمارستان‌های سمنان (سال 1388) به‌صورت مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع انتخاب و وارد مطالعه شدند. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ی نیمه‌ساختار یافته جمع‌آوری و با روش تحلیل محتوای قراردادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های این پژوهش مشتمل بر چهار طبقه و دو تم اصلی شامل احساس خشنودی و پذیرش پرستار بودند. بر اساس معنای این تم‌ها و طبقات، رضایت یک احساس خشنودی و آرامشی است که بیمار به‌دنبال پذیرش عاطفی و عقلانی پرستار درک می‌کند. این احساس از طریق قضاوت هوشیارانه وگاه احساسی بیمار نسبت به پرستار و محیط مراقبتی او در ابعاد مختلف شکل می‌گیرد. . نتایج این تحقیق منجر به کشف معنی واقعی و زمینه‌ای رضایت بیمار از پرستار فراتر و متفاوت از معنایی که کارشناسان یا مدیران تصور می‌کنند شده است. این یافته‌ها می‌‌تواند در طراحی ابزار معتبر اندازه‌گیری رضایت بیماران از پرستار متناسب با درک واقعی آن‌ها در بیمارستان به‌کار گرفته شود.


محمدرضا حیدری، منیره انوشه، تقی آزادارمکی، عیسی محمدی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده

مرحله‌ی احتضار بیماران جزء رویدادهای دردناک و از دشوارترین تجارب برای پرستاران به‌حساب می‌آید. مراقبت از بیماران محتضر با رعایت موازین فرهنگی او و خانواده، یکی از وظایف حرفه‌ای پرستاران است و شناخت و تبیین تجارب روزمره‌ی پرستاران در مراقبت فرهنگی از بیماران محتضر در تعیین و تعریف استانداردهای مراقبتی مربوطه کمک‌کننده و مفید خواهد بود. به‌دلیل کمبود چنین مطالعاتی این پژوهش با هدف تبیین تجارب پرستاران در مراقبت فرهنگی از بیماران محتضر صورت گرفت.
پژوهش حاضر مطالعه‌ا‌ی کیفی با روش تحلیل محتوا است. 18 پرستار بالینی شاغل در بیمارستان‌های آموزشی تهران در سال 89-1388، به روش نمونه‌گیری هدفمند در مطالعه شرکت و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند چهره به چهره جمع‌آوری گردید. محتوای مصاحبه‌ها نسخه‌برداری و با روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها در دو درون‌مایه‌ی مواجهه‌ی فرهنگی و مهارت فرهنگی دسته‌بندی شدند. درون‌مایه‌ی مواجهه‌ی فرهنگی دارای دو درون‌مایه‌ی فرعی درک حضور خانواده و درک فرهنگ سوگواری است. درون‌مایه‌ی مهارت فرهنگی دارای 3 درونمایه‌ی فرعی زمینه‌سازی برای اطلاع دادن، تسهیل مواجهه با مرگ و تسلی به خانواده است.
با توجه به یافته‌های این مطالعه، لازم است پرستاران از موازین فرهنگی بیمار محتضر و خانواده‌ی او اطلاع و نسبت به آن حساسیت داشته باشند تا بتوانند انتظارات آنان را به‌نحو احترام‌آمیزی برآورده کنند که این خود گام مهمی در اصلاح و ارتقاء عملکرد پرستاران و توسعه‌ی حرفه‌ای می‌باشد.


زهرا سادات منظری، عیسی محمدی، عباس حیدری، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف، محمدجعفر مدبر عزیزی، ابراهیم خالقی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده

هدف از این مطالعه کشف و بررسی درک و معنای مرگ مغزی در خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو هنگام مواجهه و اطلاع از تشخیص مرگ مغزی بیمارشان می‌باشد.
این تحقیق مطالعه‌ای کیفی با رویکرد تحلیل محتوی است. فرایند جمع‌آوری داده‌ها مشتمل بر 38 مصاحبه‌ی بدون ساختار و عمیق با 26 خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو همراه با یادداشت‌های عرصه است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند از تیرماه 1387 آغاز و تا مرحله‌ی اشباع - آذر 1389- ادامه یافت. تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری به روش آنالیز محتوای کیفی انجام گرفت.
تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 17طبقه و 4 درونمایه شد که بیانگر تجارب و درک خانواده از مفهوم مرگ مغزی هنگام اطلاع از تشخیص آن است و شامل: تضاد و کشمکش درونی، پرده‌ی درون بر واقعیت بیرون، حس فقدان و سوگ قریب‌الوقوع، تسلیم و پذیرش است.
یافته‌ها نشان می‌دهد مواجه شدن با تشخیص مرگ مغزی برای خانواده به‌معنی وارد شدن در فضایی پر از چالش، تضاد و ابهام می‌باشد که با بروز عواطف غم‌افزای سوگ و بعضا واکنش‌های روان‌شناختی دفاعی نیز پیچیده‌تر می‌شود. توصیه می‌شود دست‌اندرکاران درخواست اهدای عضو ابتدا فضا و زمینه‌ی لازم برای درک و پذیرش واقعیت مرگ مغزی را برای خانواده فراهم ساخته و سپس با درنظر گرفتن تجربه و برداشت‌های خانواده از این موقعیت پیچیده و توجه به حل تعارضات و ابهامات درونی آن‌ها، به درخواست اهدای عضو بپردازند.


مژگان خادمی، عیسی محمدی، زهره ونکی،
دوره 5، شماره 3 - ( خرداد ماه 1391 )
چکیده

ارزش‌گذاری به انسان، پایه‌ی حرفه‌ی پرستاری و جوهر مراقبت است. عدم هماهنگی بین برخی ابعاد مراقبت بهداشتی عصر حاضر و دستورالعمل‌های انسانی باعث شده است اعتلای انسان‌گرایی در پرستاری به یک چالش عمده تبدیل گردد. صاحب‌نظران پرستاری با ارائه نظریاتی با محوریت انسان در صدد حل این چالش برآمده‌اند. ارزیابی درونی این نظریه‌ها از بعد قابلیت حل این چالش و چگونگی کاربرد آن‌ها می‌تواند به ارتقا رویکردهای انسانی کمک نماید. هدف این مقاله، ارزیابی قابلیت کاربرد برخی نظریه‌های متمرکز بر انسان‌گرایی در عملکرد پرستاران می‌باشد. روش مطالعه، مرور انتقادی متون مرتبط با نظریه‌های انسان‌گرا بوده است. داده‌ها با مطالعه‌ی کتب و جست‌وجوی برخی پایگاه‌های اطلاعاتی و با استفاده از سؤالات راهنما گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد نظریه‌های عملکرد پرستاری انسانی، مراقبت بین شخصی و تکوین انسان به‌طور ویژه تحت تأثیر فلسفه انسان‌گرایی توسعه یافته‌اند. در این نظریه‌ها انسان موجودی آزاد و مستعد است که در رابطه‌ی متقابل با محیط خود رشد می‌کند. پرستاری با حضور در کنار دیگران و احترام به پتانسیل افراد جریان می‌یابد و می‌تواند در رشد انسان سهیم باشد. تأکید بر تعاملات بین انسان‌ها، عرصه‌ی کاربرد این نظریه‌ها را وسیع ساخته است ولی تأمل در برخی ویژگی‌های این نظریه‌ها، پرستارانی که می‌خواهند آن‌ها را به‌کار گیرند و محیط‌های به‌کارگیری، حاکی از ضرورت تعدیل نظریه‌های موجود و توسعه‌ی نظریه‌های جدید می‌باشد.


رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیر فرهنگ میر اسماعیلی، ایرج صالحی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

موضوعات اخلاق در آموزش، امروزه، به‌طور محسوس در عرصه‌های آموزش نظری و عملی برای اساتید مطرح است. اساتید در زمینه‌ی نحوه‌ی تعامل صحیح با دانشجویان در هنگام بروز یک رویداد اخلاقی آموزش کافی نمی‌بینند و هر یک بنا بر تجربیات شخصی سعی در حل مشکل دارند. این شیوه در بسیاری از موارد موفقیت‌آمیز نبوده و سبب بروز برخورد‌های لفظی و غیر لفظی بین استاد و دانشجو می‌شود و گاه اثرات غیر قابل جبرانی برای هر دو گروه به‌دنبال دارد. هدف این مقاله ارائه‌ی تجربیاتی است که طی چندین سال توسط مؤلفین آزموده شده است. این رویکرد تحلیلی مبتنی بر حل رویداد برای موضوعات اخلاق به‌صورت «رویداد‌محور» در آموزش است. در این شیوه «موضوع اخلاقی» پیش‌آمده، پس از کسب اطلاعات مورد نیاز توسط مدرس به‌صورت سیستماتیک از دیدگاه‌های مختلف اعتقادی، فرهنگی، کدهای اخلاق در آموزش و مقررات دانشگاهی به‌طور مستند تحلیل می‌شود و در نهایت روش حل معضل اخلاقی متناسب با آن‌ها انتخاب می‌شود. یک کمیته‌ی اخلاق در آموزش نیز باید در دانشگاه موجود باشد که در صورت نیاز به اساتید در این موارد کمک کند. برای کسب مهارت در این شیوه، اساتید به‌صورت کارگاهی آموزش می‌بینند تا برای نحوه‌ی تعامل با موضوعات اخلاقی آماده ‌شوند.این شیوه می‌تواند در افزایش دانش، نگرش و مهارت اساتید برای کلاس‌داری و تعامل مؤثر با داشجویان مفید واقع شود. نتایج چند دوره برگزاری کارگاه‌ها و نشست‌های تخصصی با موضوع اخلاق و آداب معلمی در دانشگاه علوم پزشکی همدان از سال 1387 تا 1390 حاکی از تأکید شرکت‌کنندگان از ضرورت برنامه (92-82 درصد) و موفقیت اجرای آموزش این شیوه‌ی مهارتی (95-74 درصد) است. ارائه و توسعه‌ی این رویکرد می‌تواند به ارتقاء مهارت اساتید در تعامل صحیح با دانشجویان بینجامد و در نگاه بالاتر باعث بهبود سطح اخلاق در آموزش دانشگاهی شود.
سپیده محمدی، رضا نگارنده، تاج محمد آرازی قجق، سهیلا زابلی پور،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

کیفیت مراقبت‌‌های پرستاری خصوصاً رعایت اخلاق پرستاری و ارتباط با بیمار از دغدغه‌‌های اصلی مدیران در آموزش پرستاری است. دانشجویان پرستاری در دوره‌ی کارآموزی آماده می‌شوند تا مسؤولیت‌‌های پرستار شایسته را آموخته و انجام دهند. اما از میان رفتار‌های مراقبتی دانشجویان پرستاری مسأله‌ی اخلاق و ارتباط با بیمار از مسائل چالش‌برانگیزی بوده که بر اساس مطالعات مختلف بیماران رضایت کافی از آن نداشتند. لذا، لزوم بررسی کیفیت مراقبت ارائه‌شده در این حیطه‌‌ها و کشف نقاط ضعف و قوت آن ضروری بوده و پژوهشگر بر آن شد تا مطالعه‌ای با هدف تعیین کیفیت مهارت‌‌های اخلاقی و ارتباطی در دانشجویان پرستاری انجام دهد. این مطالعه از نوع مقطعی- توصیفی است. دانشجویان مورد بررسی دانشجویان پرستاری دانشکده‌ی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند که حداقل 3 روز از بیماران تحت پژوهش مراقبت به عمل آورده بودند. 200 بیمار بستری در بیمارستان‌‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران که واجد شرایط معیار‌های ورود به پژوهش بودند به روش در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه‌‌های دموگرافیک و کیفیت مهارت‌‌های اخلاقی و ارتباطی را تکمیل کردند. برای تعیین روایی پرسشنامه از روایی محتوا و به منظور تعیین پایایی انسجام درونی پرسشنامه بررسی شد. داده‌‌ها پس از جمع‌آوری با نرم‌افزار SPSS v.16 در قسمت توصیفی تجزیه و تحلیل شد. دانشجویان از نظر کیفیت مراقبت هم در زمینه‌ی اخلاق پرستاری و هم ارتباط با بیمار در سطح متوسط بودند. بیش‌ترین ضعف در ارتباط با اخلاق پرستاری در زیر مقیاس‌‌های ارائه‌ی آموزش مناسب به بیمار و خانواده‌ی وی، احترام به فرهنگ و آداب و رسوم بیمار و فرصت دادن به بیمار در ابراز احساسات و صحبت در مورد بیماری اش بوده است. در راستای ارتباط با بیمار نیز بیش‌ترین ضعف در زیر مقیاس ارتباط با خانواده و همراهان بیمار، معرفی خود به بیمار در شروع شیفت کاری و توضیح رویه‌‌ها قبل از اجرا بر روی بیمار بوده است. براساس یافته‌‌های پژوهش، از دیدگاه بیماران، دانشجویان از سطح مطلوبی در زمینه‌ی اخلاق و ارتباط با بیمار برخوردار نبودند. لذا پیشنهاد می‌شود تا نظام آموزش پرستاری کشور ضمن توجه به مهارت بالینی در رشته پرستاری، به جنبه‌‌های اخلاق و ارتباط با بیمار که از مهم‌ترین ارکان مراقبت شایسته و جامع‌نگر است توجه به عمل آورند. هم‌چنین، دروسی در این راستا در برنامه‌ی آموزشی دانشجویان قرار دهند تا منجر به نهادینه شدن این موارد در دانشجویان شود.
سید محمد مهدی هزاوه ای، رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیرفرهنگ میراسماعیلی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

دانشگاه‌ها در تربیت نیروی انسانی متخصص، کارآمد و متعهد نقش اساسی دارند. گرچه دیگر سازمان‌ها در انجام این مسؤولیت مشارکت دارند، اما دانشگاه‌ها در طی دوره‌‌های آموزشی دانشجویان در مقاطع مختلف مسؤولیت ویژ‌ه‌ای دارند. این مسؤولیت شامل فراهم کردن محیطی مناسب برای پویایی و شکوفایی استعداد‌‌های دانشجویان به تخصص و مهارت‌های حرفه‌ای لازم و آمیخته به اخلاق دینی، انسانی، اجتماعی و وظیفه‌مداری حرفه‌ای است. مقررات آموزشی به‌عنوان مقررات سازمانی محیط آموزشی می‌تواند تضمین‌کننده‌ی برقراری نظم و انظباط باشد. عدم رعایت قوانین یا قانون‌گریزی در جهت منافع شخصی نشان‌دهنده‌ی عدم تعهد به محیط آموزشی و عدم رعایت اصول اخلاق سازمانی است. از مقررات مشهود و لازم در ایفای نقش حرفه‌ای اساتید می‌توان مطالعه‌ی قبل از ورود به کلاس، به‌روز بودن، داشتن طرح درس قابل اجرا، رعایت زمان در ارائه‌ی مطالب، برقراری ارتباط تعاملی با فراگیران، به‌کارگیری روش‌‌های تدریس مؤثر، ارزشیایی اولیه- تکوینی- پایانی، و به‌عبارت دیگر، آمادگی و داشتن قابلیت در انجام هفت مسؤولیت تعیین شده است. در افزایش مهارت‌‌های اساتید و آشنایی آن‌ها به این وظایف و مسؤولیت کارگاه‌‌های متعددی از جمله کارگا‌های دانش‌افزایی توسط مراکز مطالعات آموزش پزشکی دانشگاه‌‌ها تدوین و ارائه می‌شود که در ارتقاء نیز دارای امتیاز است. آن‌چه مهم است، تعهد به همه‌ی این مسؤولیت‌‌هاست که در قالب رفتار از ما اساتید به نمایش در می‌آید. این رفتار‌‌ها که بدون فشار‌‌های مخدوش‌کننده به‌طور عام از ما سر می‌زند اخلاق واقعی ما را تشکیل می‌دهد. در بروز این خصوصیات اخلاقی علاوه بر تعهد فردی، اجتماعی، دینی، تقویت‌کننده‌ها و کنترل‌کننده‌‌های محیطی تأثیر‌گذار است. ضمن این‌که مقررات و ضوابط در جهت‌دهی آن‌ها نیز لازم و ضرروری است. یکی از اثرگذارترین اقدامات در رعایت مقررات آموزشی، درک دلایل در کیفیت آموزشی برای رسیدن به حد لازم و کافی حرفه‌ای شدن است.
سمیه محمدی، نوذر نخعی، فریبا برهانی، مصطفی روشن زاده،
دوره 6، شماره 5 - ( آذر ماه 1392 )
چکیده

هوش اخلاقی یکی از ابعاد هوش است که می‌تواند چارچوبی را برای عمکلرد صحیح انسان‌ها فراهم آورده و به‌عنوان یک عامل پیش‌بینی کننده‌ی رفتارشان محسوب شود. در این میان عملکرد پرستاران به‌واسطه‌ی ماهیت انسانی و اخلاقی حرفه‌شان از اهمیت خاصی برخوردار است و چه بسا پایبندی آن ها به اصول اخلاقی ضمن ارتقای کیفیت مراقبت، باعث بهبود عملکرد سازمانی نیز شود. لذا با توجه به این‌که عملکرد اخلاقی افراد به میزان زیادی متأثر از معیارهای ذهنی اخلاقی از جمله هوش اخلاقی‌شان است، در مطالعه‌ی حاضر به بررسی هوش اخلاقی در پرستاران پرداخته شده است. مطالعه‌ی توصیفی- مقطعی حاضر بر روی 400 پرستار از بیمارستان‌های آموزشی استان خراسان جنوبی صورت گرفته است. واحدهای مورد پژوهش به روش سرشماری انتخاب شدند. داده‌ها توسط پرسشنامه‌ی هوش اخلاقی Lennik & Kiel جمع‌آوری شده و سپس توسط نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 16 و با استفاده از تست‌های آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج مطالعه حاکی از آن است که نمره‌ی کل هوش اخلاقی 56/0±39/4 (از دامنه‌ی 5-1) بوده است. هم‌چنین، بین هوش اخلاقی و متغیرهای سن و تعداد سال‌های خدمت رابطه‌ی مثبت معنی‌دار وجود دارد (05/0 P<). سطوح مطلوب هوش اخلاقی در پرستاران می‌تواند حاکی از اهمیت کسب ارزش‌های اخلاقی نزد آن‌ها و هم‌چنین، به‌طور غیر مستقیم، نمودی از عمکلرد اخلاقی پرستاران در محیط‌های درمانی باشد.
فریبا برهانی، سمیه محمدی، مصطفی روشن زاده،
دوره 6، شماره 6 - ( اسفند ماه 1392 )
چکیده

دیسترس اخلاقی یکی از موضوعات حائز اهمیت در حیطه‌ی اخلاق پزشکی است که می‌‌تواند اثرات متفاوتی را بر پرستاران، بیماران و هم‌چنین، سیستم‌های بهداشتی داشته باشد. یکی از اثرات مهم این پدیده، ایجاد استرس حرفه‌ای در پرستاران است. شرایط استرس‌‌زای محیط‌‌های کاری، پرستاران را با فرسودگی و نارضایتی از محیط کاری روبه‌رو کرده و کیفیت ارائه‌ی مراقبت را با مشکل مواجه می سازد.پژوهش حاضر مطالعه‌ای توصیفی - تحلیلی بوده که با هدف بررسی ارتباط بین دیسترس اخلاقی و استرس حرفه‌ای بر روی 220 نفر از پرستاران بیمارستان‌های آموزشی شهر بیرجند صورت گرفت. ابزار جمع‌آوری داده پرسشنامه‌ی ترکیب‌یافته‌ی 51 سؤالی بود که از دو پرسشنامه‌ی دیسترس اخلاقی Corly و استرس حرفه‌ای Wolfgang تشکیل یافته بود. نتایج با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و از ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی ارتباط بین دیسترس و استرس استفاده شد.نتایج به‌دست آمده حاکی از وجود ارتباط مثبت معنی‌دار بین دیسترس اخلاقی و استرس حرفه‌ای بوده است (05/0P< ، 8/0=r). سطح دیسترس اخلاقی و استرس حرفه‌ای نیز در ابعاد شدت و تکرار در حد متوسط گزارش شده است.نتایج این مطالعه ارائه‌ی راهکارهایی همانند آموزش پرستاران نسبت به این پدیده‌ها و شرایط ایجاد‌کننده‌ی آن و به‌کارگیری استراتژی‌های مدیریتی و سازمانی خاص را جهت پیشگیری و به حداقل رساندن این پدیده‌ها و عواقب آن‌ها در پرستاران مطرح می‌کند.
سمیه محمدی، فریبا برهانی، لیلی روشن زاده، مصطفی روشن زاده،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده

یکی از چالش‌های اخلاقی که پرستاران به‌واسطه‌ی ماهیت حرفه‌ی خود با آن روبه‌رو هستند؛ دیسترس اخلاقی است. مواجه‌ی مکرر پرستاران با این پدیده می‌تواند عواقب متفاوتی از جمله سرخوردگی و خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیماران را به‌دنبال داشته باشد. این حالت خود به‌طور مستقیم باعث افت کیفیت مراقبت و اختلال در دستیابی به اهداف سلامتی خواهد شد. لذا در مطالعه‌ی حاضر به بررسی ارتباط بین دیسترس اخلاقی و خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیماران در پرستاران می‌پردازیم.مطالعه‌ی توصیفی - تحلیلی حاضر بر روی260 پرستار از بخش‌های مراقبت‌‌های ویژه شهر کرمان که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده‌اند صورت گرفته است. در این مطالعه ابزار دیسترس اخلاقی Corley و پرسشنامه خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیمارFigley برای جمع‌آوری داده‌ها مورد استفاده قرار گرفته و داده‌ها پس از جمع‌آوری توسط نرم افزار SPSS نسخه‌ی 16 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.نتایج این مطالعه حاکی از آن است که بین دیسترس اخلاقی و خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیماران، ارتباط مثبت معنی‌داری وجود داشته است (05/0P<). میانگین نمره‌ی دیسترس اخلاقی از کل نمره 5-0 در ابعاد شدت (8/0±5/3) و در ابعاد تکرار (55/0±9/3) بوده است. میانگین نمره‌ی خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیماران نیز از کل نمره 5-0 (68/0±5/3) بوده است. توجه به سطح دیسترس اخلاقی و هم‌چنین، ارتباط آن با خستگی از ارائه‌ی مراقبت حاکی از آن است که شرایط ایجاد کننده‌ی دیسترس اخلاقی نقش مهمی در کیفیت مراقبت داشته و باید با ارائه‌ی راه‌کارهایی از بروز این شرایط جلوگیری شود. آگاه کردن پرستاران نسبت به پدیده‌ی دیسترس اخلاقی و عواقب آن و هم‌چنین، انجام مشاوره‌های دوره‌ای نقش مهمی در شناسایی و کنترل دیسترس اخلاقی و در نتیجه عواقب آن خواهد داشت.
سمیه محمدی، فریبا برهانی، مصطفی روشن زاده،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده

دیسترس اخلاقی در پرستاران، چالشی است که می‌تواند عواقب مختلفی ایجاد کند. در این میان، شجاعت پرستاران برای انجام تصمیم درست اخلاقی، می‌تواند در پیشگیری از دیسترس اخلاقی و در نتیجه راحتی اخلاقی آن‌ها نقش مهمی ایفا ‌کند. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی در پرستاران صورت گرفته است. در این مطالعه‌ 313 پرستار از بیمارستان‌های آموزشی استان خراسان جنوبی به‌طور سهمیه‌ای انتخاب شده و از ابزار دیسترس اخلاقی C‏orley و شجاعت اخلاقی Sekerka برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. داده‌ها پس از جمع‌آوری توسط آزمون‌های آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.در زمینه‌ی ارتباط بین شدت دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی، نتایج حاکی از وجود ارتباط منفی معنی‌دار، بین شدت دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی است (44/0-, r= 03/0P=). میانگین دیسترس اخلاقی، در بعد شدت 5/0±7/3 و در بعد تکرار 86/0±55/3 از دامنه‌ی (5-0) بوده است. میانگین شجاعت اخلاقی نیز در دامنه (5-1) 46/0±33/3 بوده است. ارتباط معنی‌دار بین شدت دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی، حاکی از آن است که ایجاد سطوح بالای شجاعت اخلاقی در پرستاران، نقش مهمی در کنترل شدت دیسترس اخلاقی دارد. تعیین عوامل مؤثر در شجاعت اخلاقی، و یافتن راهکارها و فراهم کردن زمینه‌ی مناسب برای ایجاد جو کاری اخلاقی، می‌تواند، نقش مهمی در افزایش رفتارهای شجاعانه و کنترل سطح دیسترس اخلاقی داشته باشد.
حسین ابراهیمی، عفت صادقیان، نعیمه سیدفاطمی، عیسی محمدی،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده

استقلال بیمار از عناصر اصلی مراقبت فردگرا، بیمارمحور و اخلاقی است. چالش‌های استقلال بیمار وابسته به فرهنگ بوده و در ایران روشن نیست؛ لذا، این مطالعه به‌منظور کشف چالش‌های استقلال بیمار در بالین انجام شد. این مطالعه با رویکرد تحقیق کیفی و روش آنالیز محتوای مرسوم در سال 1392 با مشارکت 13 بیمار، 7 پرستار و 1 پزشک بر اساس نمونه‌گیری هدفمند انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های جامع و مشاهده در یک دوره‌ی 10 ماهه از مراکز آموزشی - درمانی تبریز و همدان جمع‌آوری شدند. یافته‌ها از طریق تحلیل محتوای کیفی و به روش استقرایی و با کمک نرم‌افزار MAXQDA10 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.از مجموع مصاحبه‌های 21 مشارکت‌کننده 394 کد اولیه استخراج شدند. کد‌های اولیه بر اساس تشابه و تفاوت‌هایشان طبقه‌بندی شده و 15 زیرطبقه را ایجاد کرد که با مرور بیش‌تر و مقایسه‌ی زیرطبقات، 3 طبقه که بیانگر چالش‌های استقلال بیمار در بالین بودند، شناسایی و براساس ماهیتشان به‌صورت مفهومی و انتزاعی نام‌گذاری شدند. این طبقات شامل 1) عوامل درون‌فردی، 2) ارتباطات غیر مؤثر و 3) بی‌کفایتی سازمان بودند. یافته‌های این مطالعه چالش‌های فردی، اجتماعی و سازمانی استقلال بیمار را نشان داد که تیم درمان، مدیران و برنامه‌ریزان سلامتی باید به این عوامل توجه کرده و با تعدیل آن‌ها به بهبود استقلال بیمار کمک کنند.
سپیده محمدی، تاج محمد آرازی،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده

امروزه، زندگی آکادمیک ارتباط تنگاتنگی با مقوله‌ی انتشار مقاله دارد و در همین راستا تعیین نام نویسندگان مقاله‌های علمی و رعایت اخلاق در این زمینه با چالش‌های متعددی مواجه بوده است. با توجه به این‌که حیطه‌های مختلف مشکلات موجود نیاز به شناسایی بیش‌تر دارد، این مقاله با نگاهی تاریخی به بررسی چالش‌ها و راه حل‌های موجود در تعیین نام نویسندگان مقاله‌های علمی می‌پردازد. مقاله‌ی حاضر نوعی مقاله‌ی مروری است که با جست‌و‌جوی مقاله‌های مرتبط با موضوع در موتورهای جست‌وجوی علمی طی سال‌های 1985 تا 2014 میلادی انجام شده است.وجود نویسندگان افتخاری، اجباری، نامریی، و عدم رعایت ترتیب نام نویسندگان از جمله مسائلی است که نشان از عدم رعایت اخلاق در تعیین نام نویسندگان مقاله‌های علمی دارد. برای حل مشکلات فوق، سازمان‌های متعددی معیارهای اخلاقی در این حیطه ارائه دادند که مشتمل بر: معیار کمیته‌ی بین‌المللی سردبیران مجله‌های پزشکی، سهم‌بندی یا تعیین مشارکت، ابزارهای اندازه‌گیری عینی و راهنمای کشوری اخلاق در انتشار آثار پژوهشی علوم پزشکی بوده است. اما با وجود تمام قوانین مصوب مطالعات همچنان نشان از وجود مشکلات فوق دارند.برای رفع معضلات موجود، تأکید ارزشیابی در سازمان‌های علمی و پژوهشی باید از سمت تعداد و کمیت مقاله‌های چاپ شده به سمت کیفیت مقاله‌ها سوق پیدا کند. تمام ارگان‌های علمی قوانین تعیین نام نویسندگان را دانسته و اجرا کنند. هم‌چنین، پیشنهاد می‌شود نظام‌های آموزشی، خصوصاً در مقاطع تحصیلات تکمیلی، دوره‌های آموزشی در زمینه‌ی اصول اخلاقی چاپ مقاله ارائه دهند و به گونه‌ای بر این مسائل تأکید شود که منجر به نهادینه شدن این امر در دانشجویان و محققان جوان شود.
سمیه محمدی، فریبا برهانی، مصطفی روشن زاده،
دوره 9، شماره 5 - ( دی ماه 1395 )
چکیده

پرستاری حرفه ای اخلاقی است که در آن پرستاران وظیفه ی مراقبت از بیماران را بر عهده دارند. در روند مراقبت اخلاقی، توجه به حقوق بیماران از اهمیت خاصی برخوردار است که باید توسط گروه ارائه‌دهنده‌ی مراقبت بهداشتی مد نظر قرار بگیرد. برای دستیابی به این هدف تنها آگاهی داشتن از حقوق بیماران کافی نیست و باید حساسیت اخلاقی نیز برای تصمیم گیری اخلاقی در شرایط مختلف مراقبت وجود داشته باشد. بنابراین، مطالعه ی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین حساسیت اخلاقی و نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران صورت گرفته است. مطالعه ی توصیفی- تحلیلی حاضر بر روی 194 نفر از پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه‌ی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی استان خراسان جنوبی که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند صورت گرفت. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه‌ای سه قسمتی شامل 1)اطلاعات جمعیت‌شناختی، 2) نسخه‌ی کره‌ای پرسشنامه‌ی حساسیت اخلاقی و 3)پرسشنامه‌ی پژوهشگرساخته‌ی بررسی نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران بود. داده‌ها پس از جمع‌آوری توسط نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 16 و توسط آزمون‌های آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج نشان داد که بین میانگین حساسیت اخلاقی و نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران ارتباط مستقیم معنی‌داری وجود دارد (6/0 ,r=03/0P=). میانگین حساسیت اخلاقی در پرستاران 68/0± 05/3 از کل نمره (4-0) گزارش شده است. میانگین نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران نیز 8/0±4 از کل نمره (5-1) بوده است. ارتباط بین حساسیت اخلاقی با تعداد سال‌های خدمت و سن در پرستاران معنی‌دار بوده است (05/0>P). بین نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران با متغیرهای جنس و تعداد سال‌های خدمت نیز رابطه‌ی معنی‌داری مشاهده شد (05/0>P). با توجه به نتایج لازم است با ارائه‌ی راهکارهایی در زمینه‌ی افزایش نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران و حساسیت اخلاقی در آن‌ها اقدام شود. هم‌چنین، با توجه به این‌که حساسیت اخلاقی و نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران با افزایش تعداد سال‌های خدمت افزایش می‌یابد، می‌توان با قراردادن افراد باتجربه‌تر در ساختار تیم‌های مراقبتی نقش رهبری اخلاقی آن‌ها را مدنظر قرار داد و تا حدودی دستیابی به رعایت حقوق بیماران در سایر اعضای تیم را تضمین کرد.
 


محمد محمدی، محمد شمس الدین دیانی تیلکی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده

حفظ حریم خصوصی و رازداری، یکی از حقوق مسلم هر انسان به‌منظور حفظ حرمت و عزت اوست. ارزیابی نگرش بیماران پیرامون حریم خصوصی و رازداری می‌تواند برآورد مناسبی از ابعاد مختلف این مسأله باشد تا به پزشکان در فرایند تشخیص و درمان کمک کند. در این پژوهش به بررسی نگرش بیماران نسبت به موضوع حریم خصوصی و رازداری که نشاندهنده‌ی مطالبات جامعه از نظام سلامت است، پرداخته شده است. چنین مطالعه‌ای با نمایان ساختن نقاط قوت و ضعف، سیاست‌گزاران را در تنظیم روابط مناسب بین ارائه‌کنندگان و گیرندگان خدمات کمک می‌کند. پژوهش حاضر به روش مقطعی بر روی 200 بیمار بیمارستانهای امام خمینی (ره) و شریعتی تهران در سال 1388 که به روش تصادفی منظم انتخاب شده بودند، صورت گرفته است. متغیرهای مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، بخش بستری، روزها و دفعات بستری، و نیز نگرش بیماران است . داده ها بر اساس پرسشنامه‌ی تهیه شده در دو بخش اطلاعات عمومی و نگرش که اطمینان و اعتبار علمی آن توسط آزمون مجدد و اعتبار محتوایی بررسی و مورد تایید قرار گرفته است، توسط پرسشگران آموزش دیده به‌طور مستقیم از بیماران گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس نمرات، بخش نگرش بیماران به سه گروه منفی، تا حدودی مثبت و مثبت طبقه بندی شد و با آزمون‌های آماری متعدد مورد سنجش قرار گرفتند.
 در این مطالعه 113 (5/56 %) زن و 87 (5/43 %) مرد شرکت کرده‌اند. 71 (5/35 %) بیمار با انجام معاینه‌ی بیمار زن توسط پزشک مرد کاملاً موافق و 99 بیمار (5/49 %) موافق بودند. هم‌چنین، از بیماران در مورد الزامی و صحیح بودن مشورت پزشک با دستیارش و انتقال اطلاعات بیماری برای آموزش و تصمیم‌گیری بهتر (بدون اجازه‌ی بیمار) سؤال شد که نگرش 53 بیمار (5/26 %) کاملاً موافق و 103 بیمار (5/51 %) موافق بود. بیماران در مورد این‌که اگر بیمار قصد آسیب رساندن به خود یا دیگران را داشته باشد، پزشک باید بدون رعایت ملاحظات رازداری موضوع را به افراد ذی‌ربط اطلاع دهد، 45 بیمار (5/22 %) کاملاً موافق، 82 بیمار (0/41%) موافق بودند و 56 بیمار (0/28 %) نظری نداشتند. در این مطالعه براساس نمره‌ی کل نگرش بیماران، 36 بیمار (0/18 %) دارای نگرش منفی، 162 بیمار (0/81 %) تاحدودی مثبت و 2 بیمار (0/1 %) مثبت بودند.

 با توجه به نتایج مطالعه به طور کلی اکثر افراد جامعه مورد پژوهش یا دارای نگرش منفی یا تا حدودی مثبت در مورد حریم خصوصی و رازداری هستند، بیماران احترام به حریم خصوصی و رعایت رازداری توسط پزشکان را جزو مولفه‌های ضروری ارتباط پزشک و بیمار نمیدانند. لذا ضمن انجام تحقیقات بیش‌تر در خصوص رعایت حریم خصوصی و رازداری، ضروری است به‌منظور تغییر و ارتقاء نگرش بیماران در این زمینه بیش از پیش تلاش شود تا فراهم آوردن شرایط مناسب حریم خصوصی و رعایت رازداری جزو مطالبات بیماران از نظام سلامت باشد.


صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb