21 نتیجه برای محمودی
مولودالسادات وکیلی نژاد، فاطمه قربان نژاد، ضیاءالدین تابعی، فرزاد محمودیان،
دوره 2، شماره 1 - ( فروردین ماه 1388 )
چکیده
در پاسخ به افزایش نیاز به ارگان یا بافت، که متأسفانه بهدلیل کمبود آن بسیاری از بیماران در زمان انتظار برای دریافت پیوند جان خود را از دست میدهند، محققان برای یافتن درمانی جایگزین همچون پیوند عضو از حیوان به انسان به مطالعه پرداختهاند.
اصطلاح Xenotransplantation (پیوند عضو از حیوان به انسان) واژهای با ریشهی یونانی است که به انتقال ارگان یا سلول از یکگونه به گونهای دیگر اطلاق میشود. در این بررسی، این اصطلاح در معنای روندی به کار میرود که طی آن ارگان یا سلول از حیوان به بدن انسان بیمار پیوند زده میشود یا انتقال مییابد. بدیهی است این تکنولوژی نوین بشری در حیطهی پزشکی، آثار و عوارض مختلف اخلاقی و اجتماعی را به همراه خواهد داشت و دلایلی آن را تأیید یا مردود مینماید.
پارهای از دلایلی که برای به کار بردن این راه حل ارائه شده، عبارتند از: کمبود ارگانهای پیوندی، امکان فراهم کردن بیحد ارگانهای حیوانی، امکان کمک به بیماران مبتلا به هموفیل، دیابت، پارکینسون، آلزایمر و ... .
علیرغم مزایای ارائهشده، این موضوع بهصورت یک معمای اخلاقی مطرح میشود و نکاتی چند باید مورد بررسی قرار گیرند (بهعنوان مثال: پذیرش بیمار، سلامت اجتماعی، مسائل مذهبی، جنبههای اخلاقی، کیفیت زندگی، حقوق حیوانات و...). با این وجود مشکل رد پیوند بهصورت hyperacute و امکان ریسک انتقال میکروارگانیسمها از حیوان به انسان بهصورت قابل توجهی آزمودن کلینیکی این روش درمانی را محدود کرده است.
در این مطالعه، مروری اجمالی بر این مسأله از دیدگاه اخلاقی و اجتماعی انجام شده و دیدگاه کارشناسان فقهی و مراجع اسلام در مورد این روش درمانی مطرح گردیده است.
سید پوریا هدایتی، امیر اشکان نصیری پور، فاطمه محبتی، علی ماهر، محمود محمودی، ناهید حاتم،
دوره 2، شماره 3 - ( شهریور ماه 1388 )
چکیده
امروزه بعد فرهنگ اخلاق سازمانی بهعنوان عاملی مؤثر بر عملکرد سازمان تلقی میگردد. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطهی فرهنگ اخلاق سازمانی با بهرهوری کارکنان در بیمارستانهای عمومی آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
این مطالعه از نوع مطالعات همبستگی بود و جامعهی آماری از کارکنان بیمارستانهای عمومی آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران انتخاب شد. از تعداد 1244 نفر کارکنان این بیمارستانها 96 نفر با روش نمونهگیری طبقهای انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه بود. این پرسشنامه مشتمل بر سه بخش اطلاعات دموگرافیک، فرهنگ سازمانی و بهرهوری بود که با مقیاس پنج گزینهای لایکرت (1= بسیار کم و 5= خیلی زیاد) نمره دهی شد. دادهها به روش خود پاسخگویی از نمونههای پژوهش اخذ و با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و آزمون آماری کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتههای این مطالعه نشان داد بین فرهنگ سازمانی و بهرهوری رابطهی معنیداری وجود دارد
(01/0 P < و5700 X2=) . در بین شاخصهای فرهنگ سازمانی جامعهی مورد مطالعه، کنترل و خلاقیت فردی (با میانگین نمره 37/61 و 94/58) وضعیت بهتری نسبت به سایر شاخصهای فرهنگ سازمانی داشتند. بالاترین میانگین نمرات بهرهوری کارکنان نیز مربوط به مؤلفههای وضوح و شناخت نقش (35/69 از 130) و توانایی (68/57) بود.
با توجه به رابطهی مثبت فرهنگ سازمانی و بهرهوری کارکنان در بیمارستانهای مورد مطالعه، تغییر فرهنگ سازمانی حاکم بر بیمارستانها (با اقداماتی از قبیل فراهم نمودن محیط مناسب برای افراد خلاق و ارتقاء آگاهی پرسنل در زمینهی ارزش کار) ثمربخش خواهد بود.
فرزاد محمودیان، حسین یوسفیمنش، مهدی بهنام، محسن کرمی،
دوره 2، شماره 3 - ( شهریور ماه 1388 )
چکیده
از دیرباز عمل «اتانازی» یا «قتل ترحمآمیز» در تاریخ زندگی بشر مطرح بوده است. پایان دادن به درد و رنج بیماران، با مشارکت عوامل درمان، مورد بحث و گفتوگوهای فراوانی بوده است و گروه بسیاری با استدلال و استنادهای عقلی، فرهنگی، دینی و حرفهای به شدت با آن مخالفت نمودهاند و در مقابل گروه محدودی نیز از انجام اتانازی حمایت کردهاند و با آن موافق بودهاند.
تحقیق و بررسی دیدگاههای هر دو گروه، توان درک واقعی و صحیح را قدرت میدهد و تصمیمگیریهای منطقی را برای اراده و انتخابهای اخلاقی و حرفهای آسان میگرداند.
رعایت استقلال فردی و حق انتخاب، کاهش درد و رنج و حفظ شأن و ارزش فرد از جمله دلایل موافقان اتانازی است و تقدس حیات، عدم قطعیت کلینیکی و امکان بهبودی، امکان سوء استفاده و تخریب رابطهی پزشک و بیمار بخشی از دلایل مخالفان اتانازی است.
از جمعبندی و بررسی نظرات و دیدگاههای هر دو گروه بهنظر میرسد اتانازی از ابعاد مختلف عقلی، حرفهای، اجتماعی و فرهنگی نمیتواند رفتاری قابل قبول، منطقی و پسندیده باشد و توسعه، افزایش و قانونی نمودن آن، آسیبها و آفتهای زیادی را از جهات و زوایای مختلف به همراه دارد، بنابراین رفتاری غیرحرفهای و غیراخلاقی بهشمار میآید.
غلامرضا محمودی شن، فاطمه الحانی، فضل اله احمدی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
اخلاق
بخش تفکیکناپذیر زندگی حرفهای پرستاران است و به سبک زندگی آنها معنی و جهت میدهد. پرستاران در تماس مداوم با مددجویان، همکاران و سیستم کار میباشند. پس، باید سایهی اخلاق بهطور مستمر بر رفتارهای آنها گسترده باشد. بنابراین، مورد توجه قراردادن ابعاد اخلاقی در این حرفه ضرورت دارد، زیرا عدم ساختارمندی و بیتوجهی به این بعد از سبک زندگی آنها، آسیبهای جبران ناپذیری را برخودشان، بیماران و سایر افراد مرتبط وارد مینماید. لذا مطالعهی حاضر با هدف انتزاع ابعاد مختلف اخلاق در قلمرو سبک زندگی کاری پرستاران و براساس تجربهی خود آنان طراحی گردید.
این مطالعهی کیفی، از نوع تحلیل محتوا و با مشارکت 20 پرستار بود که با روش نمونهگیری هدفمند و با تنوع سن، سابقهی کار، نوع بخش، سمت و جنسیت انتخاب شدند و با مصاحبهی عمیق و بدون ساختار جمعآوری اطلاعات گردید. شیوهی تجزیه و تحلیل دادهها، تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی بود. مقبولیت و عینیت دادهها با تلفیق در جمعآوری دادهها، تنوع مشارکتکنندگان تحقیق، مرور و بازنگری مکرر دادهها، بازبینی مشارکتکنندگان تحقیق و دو نفر همکاران تحقیق بهطور مکرر انجام شد. مشارکتکنندگان تحقیق20 نفر بودند که 15 نفر زن، 5 نفر مرد، اکثریت (9 نفر) در محدودهی سنی 25تا 34 سال، دارای سه تا 29 سال سابقهی کار و در مجموع اکثریت در بخشهای متنوع بالینی کار کرده بودند. دادههای تحقیق شامل، متن مصاحبهها که بهصورت واحدهای معنی تقسیم، و سپس با فشرده سازی، خلاصه شدند؛ و با شیوهی استقرایی طبقات فرعی استخراج، و نهایتاً طبقات اصلی یا تمهای نهایی انتزاع شد. یافتههای نهایی تحقیق شامل پنج تم (درونمایه) یعنی مسؤولیتپذیری، روابط عاطفی- روانی، معیارهای ارزشی - اخلاقی، تقابل کار- زندگی - تصمیمگیری و عدالت و انصاف بود، که هرکدام حاوی طبقات فرعی متعددی بودند.
اخلاق در سبک زندگی پرستاران منشأ بروز رفتارهایی میگردد که بیماران آسیب نبینند و سایهی اخلاق بر تمام ابعاد کاری پرستاران گسترده است. اصول اخلاقی باید بهگونهای اعمال گردد که خود پرستاران نیز آسیب نبینند. و از آنجایی که تحقیقات کیفی قادر به استخراج مضامین پنهان اخلاقی میباشند؛ پیشنهاد میگردد تحقیقات با این رویکرد مبتنی بر نیازها و شرایط خاص، در حوزههای مختلف این حرفه، تداوم یابد.
زینب پیمانی، زهرا اسدی کلمه، مریم شرافت، فرزاد محمودیان،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
از مهمترین اصول اخلاق حرفهای و پزشکی و حقوق بیمار، حفظ و رعایت شأن و منزلت وی بهعنوان یک انسان است. همواره میبایست مریض را در چرخهی درمان، در جایگاه انسانی نگریست و از نگاه ابزارگرایانه به او پرهیز نمود. در این میان، حفظ و کنترل پوشش بدن بیمار بهخصوص در جریان فرایند اعمال جراحی و مراحل مختلف آن، در راستای تأمین و احترام به اصل شأنیت، (respect dignity) ازحقوق بدیهی بیماران است. این تحقیق براساس مشاهدات اولیهی نویسندگان از وضعیت موجود اتاقهای عمل و بخشهای مراقبتهای ویژهی بیمارستانها پایهریزی شد که در آنها مسائلی خلاف حقوق بیماران به چشم میخورد؛ از جمله حضور بسیاری افراد جنس مخالف، در مشاغل مختلف بر بالین بیمار برهنه. برای ارزیابی بهتر این وضع بهصورت جزئی، به بررسی و تحلیل آمار حضور افراد غیرهمجنس با بیمار در سِمَت تکنسین اتاق عمل در دو مرکز بهداشتی - درمانی پرداختیم. در مجموع، آمار جراحیهای 1763 بیمار استخراج و تحلیل شد. در بیمارستان اول 35 درصد و در بیمارستان دوم 39 درصد جراحیها امن و بدون حضور تکنسین جنس مخالف صورت میپذیرد. آمارها معادل 1 درصد جمعیت شیراز را در سال از لحاظ برهنگی در اتاق عمل در مقابل تکنسین جنس مخالف، آسیبپذیر نشان میدهد. در ادامهی مقاله به تشریح یکی از راهکارهای پیشنهادی پرداخته میشود که اگرتوزیع پرسنل موجود، منطبق با جنسیت بیماران انجام پذیرد، میتوان آمار برهنگی در مقابل تکنسین جنس مخالف را از 1 درصد به 6/0 درصد کاهش داد.
فرهنگ بابامحمودی، میثم مفتاحی، محمد خادملو، علی حسامزاده،
دوره 4، شماره 4 - ( تیر ماه 1390 )
چکیده
با مروری بر سیر تاریخی منشور حقوق بیمار اهمیت جهانی این موضوع در حوزهی مدیریت نظام سلامت نمایان میشود. تلاش جهت افزایش احترام به حقوق بیمار و تعیین چارچوبهای قانونی برای آن دارای سوابق ممتد در تاریخ مراقبتهای بهداشتی و درمانی در کشورهاست. هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان رعایت منشور حقوق بیماران از دیدگاه آنان در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران است.
پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی-مقطعی بوده که در تمام 4 بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران بر روی 200 نفر از بیماران، که در زمان مطالعه بستری یا در حال ترخیص بودند، در سال 1388 صورت گرفته است. دادهها با استفاده از پرسشنامهی 15 سؤالی با مقیاس لیکرت تهیه شده بر اساس منشور حقوق بیمار که روایی و پایایی آن تأیید شده بود و از طریق مصاحبه، جمعآوری گردید. آنالیز دادهها با استفاده از آزمونهای آنالیز واریانس و T test و از طریق نرم افزار SPSS نسخهی 17 انجام شد.
نتایج نشان داد که از دیدگاه جامعهی مورد پژوهش منشور حقوق بیمار بر حسب امتیاز کلی منشور حقوق بیمار در 59/14 درصد موارد رعایت شده بود. حقوق بیمار در حیطههای احترام به بیمار، حریم خصوصی و عدم تبعیض در 63/16 درصد، حق دسترسی بیمار به اطلاعات مربوط به بیماری خود در 17/14 درصد، حق انتخاب و تصمیمگیری آزادانه بیمار در 15/14 درصد، حق رسیدگی به شکایات بیمار در 20/13 درصد موارد رعایت شده بود. اختلاف معناداری در میزان رعایت حقوق بیماران از دیدگاه آنان بر حسب جنس (106/0P=)، تحصیلات (723/0P=)، وضعیت تأهل (260/0P=) و محل سکونت (101/0P=) مشاهده نگردید.
بر اساس یافتهها، منشور حقوق بیمار در جامعهی مورد پژوهش و از دیدگاه بیماران بستری بهصورت رضایتبخشی رعایت نشده است. از این رو، پیشنهاد میگردد تدابیر لازم جهت رفع موانع رعایت منشور حقوق بیمار و بهبود شرایط لازم جهت رعایت آن در بیمارستانها اخذ گردد.
سید ضیاالدین تابعی، لیلا افشار، فرزاد محمودیان،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
اتخاذ بسیاری از تصمیمات در اخلاق پزشکی بهویژه در ملاحظات اخلاقی آغاز و پایان حیات به تعریف ما از انسان و جایگاه اخلاقی او بستگی دارد. برای شخص انگاشتن فردی از گونهی انسانی ملاکهای گوناگونی مطرح شده است، از جمله : زمان لقاح، لانهگزینی در رحم، تکامل سیستم حسی و عصبی، حرکت جنین در رحم مادر، تولد و آگاهی و خود آگاهی. بر همین اساس، زمان تبدیل موجود انسانی به شخص در دیدگاههای مختلف متفاوت است. در باور ادیان ابراهیمی انسان علاوه بر ابعاد جسمانی دارای جنبههای روحانی نیز است و با استناد به همین امر میتوان شأن اخلاقی او را تعریف کرد. در این دیدگاه شخصانگاری موجود انسانی همزمان با روحدار شدن او معنا مییابد. اما روح و نحوهی ولوج آن به بدن پدیدهای غیرمادی است. این سخن به معنای نفی تأثیر و ارتباط این پدیده یا تقارن آن با برخی آثار مادی و جسمانی در انسان نیست. پس، این احتمال وجود دارد که به جهت ارتباط تنگاتنگ روح با بدن، بتوان بروز تحولاتی در جسم را مشخص کرد که از طریق آنها بتوان زمان ولوج روح را حدس زد یا چنین ادعا کرد که برای روحدار شدن جنین رسیدن به حد خاصی از تکامل جسمانی لازم است. در این راستا امکان طرح این پرسش فراهم میآید که گرچه رویکرد فقه اسلامی به مسألهی ولوج روح و تعیین زمان حدود 120 روزگی جنین برای وقوع چنین امری، رویکردی عملگرایانه و با توجه به اهمیت حیات انسان در دین اسلام است، اما آیا میتوان پس از آنکه جنین از لحاظ فیزیکی کامل شد او را برای پذیرش روح آماده دانست و از آن زمان او را شخص انسانی بهحساب آورد و به تبع آن کلیهی آثار و تبعات اخلاقی مترتب بر شخص را بر او وارد دانست؟
حنان حاجی محمودی، فرزانه زاهدی،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
عدالت از مبانی اساسی اخلاق در نظام سلامت محسوب میشود و برقراری آن در سطح کلان جامعه در گرو اتخاذ سیاستهای مناسب از سوی سیاستگذاران و متولیان سلامت است. در این میان، سیاستهای سلامت و نظامهای دریافت و پرداخت تأثیر بسیار مهمی بر کارآیی نظام سلامت و کنترل مطلوب هزینهها دارند. آنچه در این مقاله خواهد آمد مروری است بر نظامهای تأمین مالی و بازپرداخت به ارائهکنندگان خدمات که اثرات هر یک بر افزایش یا کاهش هزینهها ذکر شده است. همچنین، سیاستهای مالی در نظام سلامت کشور و چالشهای مرتبط با آن نیز به اختصار بیان خواهد شد.
واضح است که هیچیک از نظامهای دریافت و پرداخت هزینههای سلامت کامل و بدون نقص نیست و هر یک به نحوی خطر مالی را بهسوی گیرندگان یا ارائهکنندگان خدمت سوق خواهد داد. لذا از متولیان سلامت انتظار میرود با توجه به شرایط اجتماعی -اقتصادی، ترکیبی از بهترین گزینهها را در راستای پوشش هرچه بیشتر خدمات و برقراری عدالت در نظام سلامت انتخاب کنند. بدیهی است نظامهای دریافت و پرداخت کارآ و مثمرثمر در جامعه باید بهطور معقول و عادلانه حقوق همهی طرفها را لحاظ کنند. آنچه نظام فعلی کشور نشان میدهد درصد بالای سهم مردم در تأمین هزینههای سلامت است که باید با اتخاذ سیاستهای مناسب، در راستای کاهش آن تلاش شود. با توجه به روند پرشتاب اجراییشدن طرح پزشک خانواده در شهرهای بزرگ، این مقاله برای بسیاری از مدیران نظام سلامت، پزشکان و سایر همکاران مفید خواهد بود.
سجاد آزمند، فرزاد محمودیان،
دوره 7، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1393 )
چکیده
حضور پزشک در عرصههای مختلف اجتماع همواره با ملاحظات اخلاقی و حقوقی همراه بوده است. مشارکت پزشک در اجرای مجازاتهای قانونی محکومین، یکی از این عرصههاست که در ارتباط با آن دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. در تاریخ پزشکی جهان، همواره پزشکان و فعالین حرفه پزشکی بهصورتهای مختلف در اجرای مجازاتهای قانونی مشارکت داشتهاند اما بعد از ابداع روش تزریق مرگبار، پزشک و علم پزشکی بهصورت مستقیم در این فرایند دخیل شدهاند. بعد از ورود مستقیم پزشک به این عرصه موافقان و مخالفان متعددی با ارائهی ادلهی مختلف در باب اخلاقی یا غیراخلاقی بودن مشارکت او در اجرای مجازاتها اظهارنظر کردهاند. همچنین، سازمانهای مرتبط با حرفهی پزشکی نسبت به مشارکت پزشک در اجرای مجازاتهای قانونی اعلام نظر کردهاند. در جمهوری اسلامی ایران نیز اگر چه بر اساس قانون مجازات اسلامی و آییننامهی اجرایی این قانون، حضور پزشک در اجرای مجازات مجرمان الزامی است اما در اجرای مستقیم مجازات نقشی ایفا نمیکند. در این مقاله با بررسی مهمترین دلایل مخالفان و موافقان بهعنوان پیشینهی بحث، به بررسی نقش دقیق پزشک در اجرای مجازات قصاص و تحلیل اخلاقی بودن این نقش میپردازیم.
عبدالحسن کاظمی، ثریا محمودی،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
ژنها «طلای سبز» عرصهی بیوتکنولوژی بهشمار میآیند. در حال حاضر، شرکتهای چندملیتی و دولتها همهی قارهها را در جست وجوی این طلای سبز زیر پا میگذارند، به امید این که انسانهایی را با خصوصیتهای بینظیر ژنتیکی که میتوانند در آینده به سرمایه تبدیل شوند، کشف کنند. اقتصاد نوین چهارچوبی مشخص برای آنالیز تکنولوژی تازهای از منظر سودجویی به ما ارائه می-کند، مفهوم سرمایه و بازار را دگرگون میسازد و بنابراین انسانها یا هر موجود زندهی دارای ویژگیهای ژنتیکی خاص، میتوانند هم به سرمایه و هم بازاری بالفعل و بسیار سودآور تبدیل شوند. باری، ثبت منابع ژنتیکی و مالکیت آن، بدون توجه به مبانی ذاتی حقوق بشر بر جامعه تأثیر خواهد گذاشت و باعث نقض حقوق اساسی بشر، بهویژه افراد و گروههای آسیبپذیر در اجتماع، خواهد شد و لذا در کنار توجه به فواید گستردهی بیوتکنولوژی، در زندگی و سلامت افراد و جامعهی بشری، نباید استفادههای سوء این فناوریها را برای برابری، کرامت انسانی، سلامت، اتونومی، دسترسی به اطلاعات، بهویژه با واقعیت اتحاد میان تکنولوژی و قدرت-های اقتصادی نادیده گرفت. انقلاب بیوتکنولوژی میتواند باعث ادعاهایی مبنی بر مالکیت ذات حیات انسانی، صفات حیاتی و ژنتیکی توسط غیر شود و این همان مشکل عینی است که با وقوع انقلاب بیوتکنولوژی، در کشورهای در حال توسعه روی داده است و متعاقباَ مردمان بومی این کشورها به چنین مسائلی واکنشهای متفاوتی نشان دادهاند.
بتول نحریر، یاسر سعید، عباس عبادی، محمد نجفلو، هادی خوشاب، حسین محمودی، اکبر مظفر پور،
دوره 7، شماره 6 - ( اسفند ماه 1393 )
چکیده
امروزه، اخلاق یکی از عوامل مؤثر در فرایند کسب صلاحیت بالینی پرستاران محسوب میشود. این پژوهش با هدف بررسی و مقایسهی وضعیت هوش اخلاقی پرستاران در بیمارستانهای نظامی و غیر نظامی انجام شد.
در این مطالعهی توصیفی - مقایسه ای، 315 پرستار از بیمارستانهای شهر تهران و کرمان به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامهی استاندارد هوش اخلاقی Lennick & Kiel استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 17، آمار توصیفی و استنباطی، T- test, ANOVA, Chi-square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از میان نمونهها، 149 پرستار شاغل نظامی و 166 پرستار شاغل غیر نظامی بودند. بهطور کلی، هوش اخلاقی بیشتر پرستاران در سطح متوسط بود. از طرفی، بین سطح هوش اخلاقی پرستاران نظامی و غیر نظامی تفاوت معنیدار آماری وجود داشت (P<0.001).
نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت آموزههای اخلاقی در پرستاری تأکید دارد. بنابراین، استفاده از برنامههای آموزشی مناسب در بحث اخلاق به خصوص در آموزشهای ضمن خدمت پیشنهاد میشود. علاوه بر این، روند آموزشهای دورهای در بحث اخلاق در بیمارستانهای نظامی نیز میتواند مورد توجه قرار گیرد.
مریم زاهدی، امید آسمانی، حسین محمودیان،
دوره 8، شماره 4 - ( آبان ماه 1394 )
چکیده
در سالهای اخیر آمار سزارین در کشور افزایش چشمگیری داشته است. تیم درمان بهخصوص پزشکان متخصص بهعنوان قشری فرهیخته و مورد مشورت عموم جامعه، میتواند نقش مؤثری در کنترل منطقی آمار سزارین داشته باشد؛ این کنترل از نظر پزشکی، اقتصادی، ارتباط پزشک-بیمار و ... بار و ارزش اخلاقی دارد. در این راستا، در این مطالعه سعی شده است به تعیین آگاهی و نگرش دستیاران پزشکی نسبت به انجام سزارین انتخابی در مقایسه با زایمان طبیعی جهت تبیین میزان انطباق نگرش دستیاران با سیاست وزارت بهداشت پرداخته شود.
در این مطالعهی توصیفی- مقطعی، دستیاران رشتههای ماژور دانشکدهی پزشکی شیراز (داخلی، جراحی، زنان و زایمان، اطفال) توسط پرسشنامهای محققساخته، مورد مصاحبه قرار گرفتند؛ روایی صوری، محتوا و پایایی پرسشنامه بررسی و تـأیید شد. دادهها بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
ضریب آلفای کرونباخ 77/0 بود. 108 دستیار با میانگین سنی 89/32 در مطالعه شرکت داشتند، 53 نفر دارای سابقهی حداقل یکبار زایمان خود یا همسرشان با میانگین رضایت 5/9 و 3/6 از 10 برای زایمان طبیعی و سزارین بودند. میانگین امتیاز سؤالات آگاهی 5/3، نگرش 6/3 و عملکرد 3/3 از 5 بود. ارتباط متغیر جنسیت با بعد آگاهی و متغیر رشتهی تخصصی با ابعاد سهگانه و نوع زایمان با دو بعد نگرش و عملکرد معنیدار بود. بهنظر 3/34 درصد از دستیاران، «اجباری کردن آموزش همگانی مادران باردار» اولویت اول در کاهش آمار سزارین بود که با بعد آگاهی نیز ارتباط معنیدار داشت. آموزش مؤثر مادران در دوران بارداری از راهکارهای اصلی کاهش آمار سزارین است. با توجه به نقش و تأثیر اجتماعی آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان متخصص در انتخاب نوع زایمان توسط مادران باردار، ارتقای برنامههای آموزشی دورهی تخصصی در راستای تحقق سیاستهای جدید وزارت بهداشت، در جهت کاهش آمار سزارین ضرورت دارد.
اعظم محمودی، لطفعلی خانی، مظفر غفاری،
دوره 9، شماره 5 - ( دی ماه 1395 )
چکیده
شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی از عوامل تاثیر گذار در ارتقای کیفیت خدمات پرستاری هستند و می توانند نقش اساسی در رعایت حقوق بیماران داشته باشند. لذا این پژوهش با هدف ارائه مدل پیشبینی رعایت حقوق بیماران توسط پرستاران براساس شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی انجام شد. روش پژوهش مطالعه ، همبستگی بوده و نمونه آماری شامل 300 نفر از پرستاران شاغل در علوم پزشکی استان آذربایجان غربی در سال 1395 بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسش نامه شایستگی فرهنگی پرستاران Perng و Watson ، پرسش نامه مسئولیت پذیری Mergler و Shield، پرسش نامه محقق ساخته باورهای اخلاقی و مقیاس حقوق بیماران محمودی و همکاران استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و بوت استراپ از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه 22 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از برازش مدل بوده و اثر مستقیم متغیرهای شایستگی فرهنگی (11/0)، مسئولیت پذیری(57/0) و باورهای اخلاقی (24/0) بر روی نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران معنادار به دست آمد. اثرهای غیر مستقیم شایستگی فرهنگی(03/0) و مسئولیت پذیری(02/0) با میانجی گری باورهای اخلاقی معنادار بودند. در مجموع 65 درصد از واریانس نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران از طریق مدل پژوهش تبیین شد. با توجه به اثر مستقیم و غیرمستقیم شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی بر میزان نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران، به نظر میرسد با تقویت باورهای اخلاقی می توان ارتباط شایستگی فرهنگی و مسئولیت پذیری را با نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران افزایش داد.
حسین محمودیان، حمیده برزگر،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
بیماران حق دارند دربارهی مراقبت پزشکی خود تصمیم بگیرند؛ بنابراین باید تمامی اطلاعات مرتبط با تصمیمگیری در اختیارشان قرار گیرد. رضایت آگاهانه مبنای رابطهی درمانی بیمار و جراح است و باعث برقراری اعتماد و پیشبرد مسئولیت مشترک برای تصمیمگیری میشود. لذا باید اطلاعات لازم و کافی دربارهی بیماری، روشهای درمانی در دسترس، فواید و مضرات هر کدام در اختیار بیمار قرار گیرد تا بتواند تصمیم درستی اتخاذ کند. در این پژوهش توصیفیتحلیلی، دویست نفر از بیماران تحت عمل جراحی زنان در یکی از بیمارستانهای شیراز در سال ۱۳۹۳ بهصورت مقطعی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد؛ همچنین اعتبار علمی پرسشنامه با استفاده از روش روایی صوری و پایایی آن با استفاده از آزمون تعیین میزان پایایی نرمافزارspss ارزیابی شد. بررسی و تحلیل دادهها نیز با استفاده از نرمافزار آماریspss ویراست ۱۶ انجام گرفت. بین سن، تأهل، شغل، محل سکونت، اورژانسی یا غیراورژانسیبودن عمل جراحی با میزان آگاهانهبودن رضایت، رابطهی معنادار وجود نداشت. در بین گروههای مختلف تحصیلی بین تحصیلات ابتدایی و افراد تحصیلکرده با مدرک دیپلم و بالاتر تفاوتی معناداری دیده میشد. مشارکت بیماران در تصمیمگیری بالینی ۵۷٪ بود. همچنین، اطلاعات بیمار دربارهی حقوق خود در بیمارستان و میزان خواندن فرم رضایتنامه در نامناسبترین وضعیت قرار داشتند. یافتههای این پژوهش نشاندهندهی وضعیت نامناسب و میزان اندک آگاهانهبودن رضایت کسبشده از بیماران است.
حسین محمودیان، سارا حاصلی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
برخورد اخلاقی، از ویژگیهای مهم کادر درمانی است که تأثیری بسزا در روند درمان دارد. یکی از مهمترین بیماریهایی که چالشهای اخلاقی بسیاری دارد، بیماری ایدز است. پرستاران باید در رفتار حرفهای خود مراقبتهای استاندارد را به این بیماران ارائه دهند. در این مطالعهی توصیفی، ۱۳۶ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای داخلی و جراحی یکی از بیمارستانهای شیراز، بهصورت مقطعی، بهوسیلهی پرسشنامه در سال ۱۳۹۴ بررسی شدند. توزیع فراوانی میزان رعایت ارزشهای اخلاقی پرستاران در رابطه با بیماران مبتلا به ایدز، نشاندهندهی آن بود که در کل، 40.4% از پرستاران، نامطلوب، 33.1% نسبتاً مطلوب و26.5 % مطلوب رفتار کردهاند. در بررسی ابعاد مختلف به تفکیک سطح تحصیلات، تنها در بعد احترام به مددجو/ بیمار و حفظ شأن و کرامت انسانی، تفاوتی معنیدار بین دیپلم و لیسانس و بین لیسانس و فوق لیسانس مشاهده شد (P-value: 0.018)؛ ولی در بررسی ابعاد مختلف به تفکیک جنس، سن و سنوات خدمت، تفاوتی معنیدار وجود نداشت. در بررسی به تفکیک نوع بخش، داخلی و جراحی، تنها در بعد پاسخگویی، مسئولیتپذیری و وجدان کاری، تفاوتی معنیدار وجود داشت (P-value: 0.01). یافتههای این پژوهش، نشاندهندهی وضعیت نامناسب رفتار پرستاران با بیماران مبتلا به ایدز است. با توجه به اهمیت برخورد اخلاقی با این قشر از بیماران، برنامههای آموزشی منظم برای ارتقای کیفیت خدمات ارائهشده به آنها پیشنهاد میشود.
محمد خدایاری فرد، باقر غباری بناب، فرامرز سهرابی، عبدالله خرّمی مارکانی، عنایتالله زمانپور، رؤیا راقبیان، غلامعلی افروز، ولیالله فرزاد، نسرین محمودی، بهنوش زینعلی زاده، نرگس تنکمانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
هوش معنوی مجموعهای از قابلیتهای معنوی فردی است که به سازگاری و رفتار حل مسأله کمک میکند. هدف مطالعهی حاضر تعیین ابعاد نظری و تعیین روایی ساختاری مقیاس هوش معنوی مبتنی بر بافت فرهنگی و دینی در دانشجویان ایران بود. در این مطالعهی روششناختی تلفیقی، ابتدا با بررسی مقیاسهای موجود، 62 گویه انتخاب شد. در بخش کیفی با 67 نفر از دانشجویان مصاحبه شد و 42 گویهی دیگر مقیاس استخراج گردید. در بخش کمّی، برای تعیین روایی سازه از تحلیل عاملی استفاده شد. نمونههای پژوهش هزار نفر از دانشجویان بود که به شیوهی تصادفی طبقهای انتخاب شدند. کمیتهی اخلاق دانشگاه تهران، مجوز اخلاقی این پژوهش را صادر کرده است. با تحلیل عاملی، تعداد گویهها از 104 به 39 گویه کاهش یافت. از بین ده عامل مدل نظری، هفت عامل در مجموع 21/60 درصد از واریانس کل مقیاس را تبیین نمود. این هفت عامل، زیر عنوانهای فهم معنا و تأثیر امور دینی، درک و بسط حالات آگاهی و فراروندگی، درک پدیدهی متعالی در ورای موجودات هستی، تفکر انتقادی وجودی، توانایی تولید معنای شخصی، حل مسائل با استفاده از منابع معنوی و سازگاری معنوی در روابط بینفردی نامگذاری و طبقهبندی شدند. پایایی مقیاس بر اساس همسانی درونی گویهها بین 731/0 تا 906/0 و پایایی کل مقیاس 945/0 بود. مقیاس 39 گویهای هوش معنوی با ویژگیهای روانسنجی مطلوب و الگوی ساختار عاملی قابل قبول و مبتنی بر آموزههای دینی و فرهنگی ایران میتواند بهعنوان ابزاری روا و پایا در جامعهی دانشجویی ایران کاربرد داشته باشد.
عارفه مرزوقی، حسین محمودیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مهارت و رفتارهای «اخلاق سایبری» دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعهی آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، متشکل از سه رشتهی پزشکی و دندانپزشکی و کارشناسی پرستاری و مامایی که در سال تحصیلی 1395-1396 مشغول به تحصیل بودهاند، تشکیل داد. روش نمونهگیری تصادفی ساده بود که براساس آن، دویست نفر از دانشجویان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای پژوهش با استفاده از نرمافزار SPSS و با بهکارگیری آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان مهارت و رفتارهای اخلاقی سایبری دانشجویان از سطح قابلقبول پایینتر است؛ همچنین تفاوت بین دانشجویان براساس ویژگیهای جمعیتشناختی مانند جنسیت و رشته و مقطع تحصیلی، در زمینهی برخورداری آنان از مهارتها و رفتارهای اخلاقی سایبری معنادار نیست.
حلیمه زارعی، پرویز عضدی، مرضیه محمودی، زهرا صدیقی، فائزه جهانپور،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در نظام ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی، ارائهدهندگان خدمات، با طیفی وسیع از مراجعان روبهرو هستند که با هر یک، باید به روشی خاص ارتباط برقرار کنند. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت مهارتهای ارتباطی کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان با همکاران انجام شد. این پژوهش توصیفیتحلیلی، از نوع مقطعی، در میان 110 نفر از کارکنان پرستاری بخشهای کودکان و نوزادان بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر، در سال 1398 انجام گرفت. نمونهگیری به روش سرشماری بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی مهارتهای ارتباطی، شامل دو بخش جمعیتشناختی و گویههای خودارزشیابی مهارتهای برقراری ارتباط پرستار با همکاران بود. روایی و پایایی پرسشنامه تأیید شد. آنالیز دادهها با نرمافزار آماری SPSS، نسخهی ۲۱ و با استفاده از آزمون تی مستقل، همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معنیداری 05/0 انجام گرفت. میانگین نمرات ارتباط حرفهای 26/7 ± 33/54، در حد نسبتاً مطلوب بود. نتایج نشان داد که بین نمرات ارتباط حرفهای و سن، سابقهی کار، مدرک تحصیلی، نوع استخدام، نوع مسئولیت، میزان علاقه به حرفه و وضعیت تأهل، ارتباط آماری معنیدار نبود؛ اما بین میانگین نمرات ارتباط حرفهای با بخش محل خدمت (013/0>p) و شیفت کاری (020/0>p) ارتباط آماری معنیدار بود. بیشترین نمرهی ارتباط حرفهای، 83/58، در دفتر پرستاری و کمترین نمره، 21/50، در بخش اورژانس اطفال بود. همبستگی پیرسون بین سن و سابقهی کاری با میانگین نمرهی ارتباط حرفهای مثبت بود و بیشترین نمرهی ارتباط حرفهای، مربوط به کارکنانی بود که باسابقه و بهصورت شیفت در گردش مشغول به فعالیت بودند. با توجه به یافتههای مطالعهی حاضر، وضعیت ارتباط حرفهای در میان کارکنان پرستاری کودکان و نوزادان، نسبتاً مطلوب بود و لذا، بر اساس نتایج، پیشنهاد میشود مسئولان و برنامهریزان پرستاری، برای ارتقای ارتباط حرفهای پرستاران، برنامهریزی و تلاش کنند.
مظفر غفاری، لطفعلی خانی، اعظم محمودی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مراقبت دلسوزانه، از عناصر مهم مراقبت بیمار محور تلقی میشود که سلامتی را به بیماران اهداء می کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مراقبت دلسوزانه پرستاران برپایه هویت اخلاقی و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع تحلیل مسیر بود. نمونه آماری شامل 250 بیمار مبتلا به کووید 19 و 250 پرستار شاغل در بخش کرونای بیمارستان های استان آذربایجان غربی در سال 1399 بودند که به روش نمونه گیری در دسترسانتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه مراقبت دلسوزانه رودریگز؛ پرسشنامه هویت اخلاقی بلک و رینولدز و مقیاس دلسوزی نسبت به زندگی دیگران چانگ استفاده شد. داده¬ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، بوت استراپ و سوبل و از طریق برنامه نرم افزار اس پی اس اس و آموس نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از این بود که متغیر هویت اخلاقی در تعامل با نقش واسطه ای دلسوزی نسبت به زندگی در تبیین مراقبت دلسوزانه پرستاران نقش دارد. در مجموع 41 درصد از واریانس مراقبت دلسوزانه پرستاران، از طریق متغیرهای مدل تبیین شدند. اثر مستقیم هویت اخلاقی (47/0) و دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (36/0) در تبیین مدل مراقبت دلسوزانه معنیدار مشاهده شد. اثر غیر مستقیم هویت اخلاقی با واسطه گری دلسوزی نسبت به زندگی دیگران (96/2) معنیدار بهدست آمد. با توجه به اثر واسطه ای متغیر دلسوزی نسبت به زندگی دیگران در ارتباط بین هویت اخلاقی و مراقبت دلسوزانه پرستاران، به نظر می رسد با تقویت دلسوزی به نسبت به زندگی دیگران و هویت اخلاقی می توان مراقبت دلسوزانه پرستاران را ارتقا داد.
معصومه برخورداریشریفآباد، سیده زهرا کاکا تفتی، پرنیا باستانی، فریده محمودی هاشمی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی برای ارائه مراقبت های اخلاقی موثر ، نیاز به حساسیت اخلاقی دارند. از آنجاییکه معنویت بخش جدایی ناپذیر از اخلاق است و هوش معنوی زیربنای باورهای فرد است که بر عملکرد وی تأثیر می گذارد، این مطالعه با هدف تعیین نقش هوش معنوی در میزان حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. این پژوهش، یک پژوهش توصیفی مقطعی می باشد که در سال 1400 انجام شد. جامعه هدف را دانشجویان پرستاری شاغل به تحصیل در نیمسال اول 1401-1400 در شهر یزد بودند که 153 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های هوش معنوی کینگ، حساسیت اخلاقی لوتزن استفاده شد. روایی و پایایی ابزار ها در تحقیقات پیشین تعیین شده است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار، توزیع فراوانی) و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین حساسیت اخلاقی (46/10±24/64) و میانگین هوش معنوی دانشجویان پرستاری (13/34±90/53) و در حد متوسط قرار داشت. ارتباط آماری معناداری بین هوش معنوی و حساسیت اخلاقی مشاهده نشد (245/0 = P). لذا نیاز است برای درک بهتر و عمیقتر، مطالعاتی جهت بررسی عوامل میانجی که ممکن است بر این متغیرها تأثیرگذار باشد، انجام شود