7 نتیجه برای مختاری
نیره السادات روح اللهی، زهرا مختاری،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
آموزش و یادگیری و الگوهای آن متناسب با طول تاریخ و سیر بستر زمانی دستخوش تغییرات و تحولات بوده است. رواج شیوهی استاد و شاگردی و آموزش حضوری در روزگاران کهن حاکی از محوریترین شیوهها و مهارتهای یادگیری در ایام گذشته است که هنوز در عصر فعلی بی نیاز از آن نیستیم. توسعهی علوم و فنون و در پی آن بروز تحولات چشمگیر در عرصههای گوناگون و انقلاب صنعتی، ایده و اندیشهی نیاکان را با چالشهای جدی مواجه کرد. ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات بر تمامی شؤونات زندگی فردی و اجتماعی بشر سایه افکنده و با فروریختن مرزها و زمانها، جهان را به یک دهکده تبدیل کرد. راحتی استفاده از ابزار بهجای نیروی انسانی، اندیشمندان را در چگونگی بهرهمندی از فناوری در امر آموزش و یادگیری به فکر برد. حاصل این تعمق و تلاش، عرضهی بستههای آموزشی و یادگیری از طریق ابزارهای الکترونیکی بود که بعداً به آموزش الکترونیکی و مجازی موسوم شد. در حقیقت، ابزارهای فناوری در خدمت انتقال دانش و یادگیری بهکار گرفته شدند.
کاتوزیان در تعریف اجمالی از اخلاق مینویسد: مجموعه قواعدی که لازمهی نیکوکاری و رسیدن به کمال است. یعنی بهوسیلهی اخلاق ما معیاری بهدست میآوریم که چه کاری خوب و چه کاری بد است. اخلاق کاربردی حوزههای گوناگون مانند: اخلاق پزشکی، اخلاق خانواده، اخلاق زیستمحیطی، اخلاق مهندسی، اخلاق پژوهش، اخلاق حرفهای، اخلاق آموزش و... دارد. اخلاق آموزش مجازی یکی از جدیدترین مباحثی است که باید در اخلاق کاربردی مورد بررسی قرار گیرد.
آموزش مجازی امروزه تقریباً بهمعنای استفاده از شیوههای پیشرفتهی رایانهای انتقال مواد و مطالب درسی به فراگیران، یادگیران، دانشآموزان و دانشجویان است و بهعبارت دیگر سیستم یا فرایندی از آموزش است که بخش مهمی از آموزش و یادگیری را به همهی افراد در تمامی زمانها و مکانها بدون محدودیت انتقال میدهد. این امر با متدها و رو شهای ویژهای از ارتباطات از طریق ابزار الکترونیکی و فناوری بهویژه شبکهی رایانه انجام میگیرد و بهنظر میرسد در آینده بخش مهمی از راهحلهای آموزشی را تشکیل خواهد داد. آموزش مجازی با مواردی مثل جنبهی انسانی یافتن، نقشها، هنجارها، اخلاق، امور خصوصی و امور روانشناختی- جامعهشناختی و ... مواجه است و فناوری و گسترهی وسیع آن از یکسو و عدم نظارت و کنترل از سوی تولیدکنندگان فناوری با دسترسی آسان همگان به آن از دیگر سوی، مباحث جدیدی را در این حوزه پدید میآورد که قبلاً در آموزش سنتی و حضوری مطرح نبودند. جریان آزاد ارتباطات الکترونیکی و فقدان جامع نظارتی، عدم کنترل در رابطه و تعامل ارتباطات و اطلاعات سوء استفادههای الکترونیکی را موجب شده است .لذا یکی از مباحثی که به واقعیتهای آموزش مجازی ارتباط مییابد مباحث اخلاقی است. در واقع اخلاق از مباحثی است که امروزه در تمامی حوزهها مطرح است و در آموزش مجازی بهعنوان پدیدهی نوین، از جایگاه ویژهای برخوردار است.
اخلاق آموزش مجازی از حوزههای اخلاق حرفهای است. زیرا حرفه عبارت است از برخورداری از دانش، مهارت و توانایی و بهنظر میرسد آموزش در این معنا میتواند حرفه تلقی شود. اگرچه رسالت و هدف آموزش و پرورش، رشد و شکوفایی انسانها و تکامل آنان در کنار تولید علم و نوآوری است اما گسترش فزایندهی مسائل غیراخلاقی نیاز آموزش و پرورش بهویژه در آموزشهای الکترونیکی و مجازی را بهدلیل جریان آزاد و فراخدامنی ارتباطات الکترونیکی، به اخلاق نمایان میسازد. اگر چه اصول و ارزشهای اخلاقی بعضاً کلی و جهانشمولند مثلِ امانتداری، راستگویی، حفظ حریم شخصی،کرامت اصیل و ذاتی، احترام به آزادی، پرهیز از فریبکاری و ... اما ممکن است هر یک از این مفاهیم در حوزههای مختلف مصادیقی متفاوت از دیگر حوزهها پیدا کند، مثلاً امانتداری در داد و ستد، با امانتداری در حوزهی آموزش یکی نیست، فریبکاری در حوزهی بانک و فرهنگگ سازمانی بانک، از فریبکاری در حوزهی آموزش مجازی متفاوت است. وقوع فریبکاری در حیطه و فضای مجازی علاوه بر آثار زیانبار آن، یک تهدید جهانی است. فراغت از دغدغههای اخلاقی و رشد فزایندهی مسائل غیراخلاقی درحوزهی آموزش، مباحث فراوانی را بهوجود آورده و مانع کارآمدی و اثربخشی سازمانهای آموزشی شده است و اساساً توجه به دغدغههای اخلاقی و عزم بر جلوگیری از مسائل غیراخلاقی منشأ نگرش و توجه به اخلاق آموزش است. برخی از مصادیق غیراخلاقی رایج در حوزهی آموزش الکترونیکی و مجازی عبارتند از:
1- سرقت ادبی و نقض حقوق مالکیت فکری
2- ترویج و تبلیغ ضدارزش ها
3- استراق سمع
4-افزایش فریبکاری
5- عدم پایبندی به امانتداری
6- تخریب رقبا از طریق تهمت و شایعه سازی
7- گسترش دروغ و تقلب
آنچه در این پژوهش بهعنوان معیارهای غیر اخلاقی مورد نظرند عبارتند از: فریبکاری، عدم پایبندی به امانتداری و انواع تقلب.
بررسی رعایت اصول اخلاقی توسط شرکت کنندگان در آزمونهای الکترونیک دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 91 است. این پژوهش یک پژوهش توصیفی است که به روش سرشماری انجام گرفته است. نمونههای پژوهش 500 نفر پرسنل شاغل در دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. پرسشنامه از دو قسمت مشخصات دموگرافیک و سؤالات تخصصی تشکیل شده بود. از لحاظ مشخصات دموگرافیک نمونهها همگی دارای مدرک تحصیلی لیسانس، شاغل و دارای سابقهی کاری 15-5 سال،رسمی یا پیمانی و 85 درصد زن و 15 درصد مرد بودند، حداقل در دو آزمون الکترونیکی در سال90 یا 91 شرکت کردهاند و هیچکدام از نمونهها دارای پستهای مدیریتی نبودند. در قسمت سؤالات، سؤالات مربوط به نحوه امتحان دهی مطرح شده بود.
100 درصد نمونهها بهصورت جزوه باز امتحان دادهاند.67 درصد به همراه یک یا چند نفر از دوستانشان در امتحان شرکت کردهاند.23 درصد خودشان به تنهایی امتحان دادهاند و10 درصد از نمونهها اصلا در هنگام امتحان حضور نداشته و آزمون توسط دوستانشان انجام گرفته است. 100 درصد شرکتکنندگان اصول امانتداری در امتحان را رعایت نکرده و دست به تقلب زدهاند.10 درصد از نمونهها کاملا فریبکارانه گواهینامه کسب کردهاند.
جمیله مختاری نوری، عباس عبادی، فاطمه الحانی، ناهید رژه،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
یکی از راهبردهای مهم در یادگیری دانشجویان پرستاری، تحت تأثیر الگوها قرار گرفتن است. شناخت راهبردهای معنوی مربیان الگو در شرایطی که دانشجویان پرستاری در معرض تهدیدات و موانع رشد معنوی هستند، میتواند مربیان پرستاری را برای مقابله با آنها تقویت کند. مطالعهی حاضر با هدف درک تجربیات دانشجویان پرستاری از راهبردهای معنوی مربیان الگو در فرایند الگومحوری انجام شد. در این مطالعهی کیفی، 22 دانشجوی پرستاری به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف در سال1390 انتخاب شدند. آنالیز دادهها از طریق تحلیل محتوی انجام شد. داده ها از طریق 3 بحث گروه متمرکز (20n=) و دو مصاحبهی انفرادی با دانشجویان پرستاری از 5 دانشکدهی پرستاری شهر تهران گردآوری شد.
راهبردهای معنوی مربیان الگو در قالب دو طبقهی اصلی: 1. ایجاد باورهای مذهبی و 2. پای بندی به اخلاقیات مشخص شد.بهکارگیری راهبردهای آموزش مبتنی بر معنویت توسط مربیان پرستاری الگو در قالب کوریکولوم پنهان بیانگر اعتقادات مذهبی آنان در مقابله با تهدیدات و موانع رشد معنوی دانشجویان پرستاری بود و با این راهبردها به ارتقای رشد معنوی دانشجویان پرستاری کمک میکردند. از این رو، توصیه میشود که برای توسعهی معنویت در آموزش دانشجویان پرستاری، از راهبردهای معنوی مربیان الگو برای ارتقای معنوی دانشجویان که سلامت افراد جامعه در دست آنهاست، استفاده شود.
جمیله مختاری نوری، عباس عبادی، فاطمه الحانی، ناهید رژه،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
یکی از راهبردهای مهم در یادگیری دانشجویان پرستاری، تأثیرپذیری از الگوهاست. شناخت راهبردهای معنوی مربیان الگو در شرایطی که دانشجویان پرستاری در معرض تهدیدات و موانع رشد معنوی هستند، میتواند مربیان پرستاری را برای مقابله با آنها تقویت کند. مطالعهی حاضر با هدف «درک تجربیات دانشجویان پرستاری از راهبردهای معنوی مربیان الگو در فرایند الگومحوری» انجام شد. در این مطالعهی کیفی، 22 دانشجوی پرستاری به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف در سال1390 انتخاب شدند. آنالیز دادهها از طریق تحلیل محتوی انجام شد. دادهها از طریق 3 بحث گروه متمرکز (20n=) و دو مصاحبهی انفرادی با دانشجویان پرستاری از 5 دانشکدهی پرستاری شهر تهران گردآوری شد. راهبردهای معنوی مربیان الگو در قالب دو طبقهی اصلی:
1. ایجاد باورهای مذهبی 2. پایبندی به اخلاقیات مشخص شد. بهکارگیری راهبردهای آموزش مبتنی بر معنویت توسط مربیان پرستاری الگو در قالب کوریکولوم پنهان بیانگر اعتقادات مذهبی آنان در مقابله با تهدیدات و موانع رشد معنوی دانشجویان پرستاری بود و با این راهبردها به ارتقای رشد معنوی دانشجویان پرستاری کمک میکردند. از این رو، توصیه میشود که برای توسعهی معنویت در آموزش دانشجویان پرستاری، از راهبردهای معنوی مربیان الگو برای ارتقای معنوی دانشجویان که سلامت افراد جامعه در دستهای آنهاست، استفاده شود.
سمیه خضرلو، جمیله مختاری،
دوره 8، شماره 6 - ( اسفند ماه 1394 )
چکیده
پرستاران روزانه با بیماران زیادی موجه میشوند که دارای زمینههای فرهنگی و نیازهای مختلفی هستند. تنوع فرهنگها میتواند مانعی برای ارائه خدمات مطلوب مراقبت باشد. صلاحیت فرهنگی پاسخی مناسب به تنوع قومی و فرهنگی موجود در جامعه است. این مطالعه با هدف توصیف مفهوم صلاحیت فرهنگی در آموزش پرستاری انجام شد.
در این مقالهی مروری ابتدا در منابع کتابخانهای و اینترنتی مختلف با کلیدواژههای فارسی و انگلیسی صلاحیت فرهنگی، آموزش پرستاری و کوریکولوم پرستاری بهصورت ترکیبی و مجزا، جستوجو انجام شد و پس از مرور مقالاتی که با موضوع ارتباط بیشتری داشتند انتخاب و مطالب آنها استخراج شد. صلاحیت فرهنگی مجموعهای از دانش، نگرش و مهارت است که همراه با هم بهکار میروند و فرد را قادر میسازند تا بهطور مؤثر در شرایط متفاوت فرهنگی کار کند. در این مطالعه ابتدا صلاحیت فرهنگی تعریف شد و سپس فرآیند کسب صلاحیت فرهنگی, عوامل تسهیلکنندهی کسب شایستگی فرهنگی و موانع آن و پیامدها توضیح داده شد.
با توجه به اینکه متغیرهای فرهنگی در کشور ما متأثر از عوامل گوناگونی است، ضروری است که این پدیده در شرایط فرهنگ ما بررسی شود و در خصوص راهکارهای آموزشی آن در اساتید و دانشجویان برنامهریزی جامعی صورت گیرد.
شمسا احمدیان، جمیله مختاری،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
توسعهی نقش پرستار در پاسخ به چالش سیستم سلامت در برقراری تعادل بین منابع و تقاضای بهداشتی جامعه ایجاد شده است. هدف این مطالعهی مروری، بررسی سیر تکاملی توسعهی نقش پرستار و چالشهای تجربه شدهی متعاقب آن در عرصهی جهانی است.
در این مطالعه جستوجو در منابع الکترونیک با کلید واژههای انگلیسی "نقش پرستار" و "توسعهی نقش" بهصورت ترکیبی و مجزا، تا سال 2015 انجام شد. اطلاعات لازم از مقالاتی که با موضوع ارتباط بیشتری داشتند استخراج شد. بر اساس نتایج، دو رویکرد مطرح در توسعهی نقش پرستار توصیف شد. Extension که مربوط به پیشروی در قلمرو و وظایف سنتی پزشکان بوده است و Expansion که دلالت بر انبساط نقش پرستار در درون مرزهای آموزش پرستاری، تئوری و عمل دارد. در بسیاری از کشورها متعاقب اجرای این رویکردها علیرغم کمبودی که وجود داشته و بهدلیل افزایش حجم کار پرستاران، ضرورت استفاده از کارکنان با مهارت پایینتر مطرح شده و به تبع آن چالشهای متعدد و قابل توجهی نیز تجربه شده است.
توسعهی نقش پرستار در ایران پیشرفت قابل توجهی نداشته است؛ با این حال، بهدلیل کمبود نیروی پرستاری، واگذاری کار پرستاران به ردههای پایینتر مطرح و مورد بحث واقع شده است. در کشور ما زیر ساختهایی همچون صدور مجوز صلاحیت حرفهای و تصمیمگیری بر مبنای دادههای فراگیر از پایش تأثیر تغییرات انجام شده بر کیفیت مراقبتها فراهم نیست. بنابراین، از نظر اخلاقی، تصمیمگیری در مورد اجرای هر نوع تغییر در حرفهی پرستاری مطابق با الگوی سایر کشورها که زمینهی کاری و فرهنگ سازمانی متفاوتی نیز دارند باید با در نظر گرفتن زمینهی کاری و همهی ابعاد حرفهای و بسیار دوراندیشانه انجام پذیرد.
فرزانه مختاری، فاطمه طالبیان، اکرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
کودکانگاری (Infantilization) الگویی رفتاری است که در آن یک فرد صاحباختیار با یک فرد سالمند، همانند یک کودک برخورد میکند. این الگوی رفتاری، شامل اَشکالی مختلف ازقبیل بهکارگیری واژگان نامناسب یا اغراقآمیز است؛ بهطوریکه طی آن شأن و منزلت اجتماعی سالمند رعایت نمیشود. اخلاق شامل شاخهای از فلسفه، با ارزشهای مربوط به رفتار درست در مقابل رفتار نادرست انسانی است. در این مقاله مفهوم کودکانگاری سالمند، با هدف ایجاد آشنایی بیشتر با این مفهوم و بهتبع آن اجتناب از چنین رفتارهایی، تحلیل شده است. این مطالعهی تحلیل مفهوم، با استفاده از رویکرد هشتمرحلهای واکر و آوانت انجام شد. ابتدا، کاوش در پایگاههای دادهای فارسی Magiran و SID و انگلیسی PubMed, Scopus, Web of Science و موتور جستوجوگر Google Scholar بدون محدودیت زمانی صورت گرفت. برای جستوجوی شواهد، از واژههای فارسی کودکانگاری و سالمند و واژههای انگلیسی Infantilization, Elderspeak, Elderly, Older People استفاده شد. پس از بررسی متن کامل هفت مقالهی منتخب، ویژگیها (Attribute)، پیشایندها (Antecedents) و پسایندهای (Consequence) مربوط به مفهوم کودکانگاری سالمند استخراج گردید. پیشایندهای مفهوم کودکانگاری سالمند، شامل وجود اختلال عملکردی و ناتوانیهای مشاهدهپذیر، اختلال شناختی، سن بالای هفتاد سال، ویژگیهای غیرمرتبط با سن، مانند تحصیلات کمتر، پیشینهی حرفهای با اعتبار کمتر و ارائهی خدمات از سوی یک مراقب جوانتر است. کودکانگاری در ارتباط با مبتلایان به دلیریوم و همچنین افرادی که مدتزمان طولانیتری در مراکز درمانی اقامت دارند، بیشتر دیده میشود. در جنبهی محیطی، استفاده از دکور کودکانه در محل نگهداری سالمندان و در حوزهی فعالیتی، مشارکتندادن سالمندان در تصمیمگیری، آرایش نامناسب زنان سالمند، ازبینبردن حریم خصوصی و استقلال، توبیخ، تنبیه و حبس، سرکوب بیان جنسی، بازیهای کودکانه و استفاده از نام مستعار برای سالمند مثالهایی از این حوزهها هستند. حوزهی زبانی نیز، استفاده از اصطلاحات کودکانه و جملات کوتاه، دستور زبان ساده، صدای آهسته یا بلند و اغراقآمیز، خطابکردن با نام کوچک، بدون اجازهی آنها را دربرمیگیرد. از پسایندهای کودکانگاری سالمند میتوان به تأثیرات منفی بر رفتار، رفاه، هویت شخصی، شکلگیری رابطه و تعامل اجتماعی، ناتوانی در انتزاع، توانایی محدود در حل مشکلات، ایجاد احساسات منفی دربارهی عزت نفس و احتمال افزایش مقاومت در برابر مراقبت در سالمندان مبتلا به اختلال شناختی اشاره کرد. تشویق خودمختاری، یک تعهد اخلاقی در مراقبت از سالمندان در تمامی مراکز ارائهدهندهی خدمت محسوب میشود. بروز رفتارهای کودکانگارانه در قبال سالمندان، نتیجهی اتخاذ یک رویکرد غیرشخصمحور در مراقبت است. لازم است، برای جلوگیری از بروز آن، خدمات مربوط به سالمندی، مناسب سن ارائه شود؛ حتی اگر سالمندان از ناتوانیهای جسمی و شناختی رنج میبرند.
فاطمه استبصاری، مائده مرادپور ایوکی، محدثه مختاریان دلویی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اصطلاح تبعیض ناشی از سن، با وجود اینکه در قرنهای متمادی، کشورها، زمینهها و فرهنگهای گوناگون وجود داشته، همچنان اصطلاحی نسبتاً جدید است و هنوز در هر فرهنگی وجود ندارد. سنگرایی شامل کلیشهها (چگونه فکر میکنیم)، تعصب (چگونه احساس میکنیم) و تبعیض (چگونه عمل میکنیم) نسبت به مردم بر اساس سن آنهاست. هدف از مطالعه، بررسی مفهوم سنگرایی (تبعیض ناشی از سن) سالمندان در متون علمی بود. هدف مطالعه مروری حاضر بررسی متون جهت شناخت مفهوم پدیدهی سنگرایی (Ageism) در سالمندان بود. بدینمنظور، از طریق جستوجو در پایگاههای دادهی PubMed Scopus, Web of Sciences, Embase, با استفاده از کلمات کلیدی Ageism, Older, Elder, Aging, Discrimination مقالات منتشرشده در بازهی زمانی 10 ساله (2014 تا 2024) بررسی شدند. در مرحلهی اول، 18945 خلاصه مقالهی انگلیسی بازیابی شدند. دو محقق، مقالات را در دو مرحله بررسی کردند. با بررسی اولیهی عنوان و چکیدهی مقالات، 77 مقالهی مرتبط با موضوع انتخاب شدند. در مرحلهی دوم، پس از بررسی تمام متن مقالات، 34 مقالهی انگلیسی به دست آمد که بعد از ارزیابی کیفیت مقالات، از بین آنها، در نهایت 17 مقاله تأیید شدند. یافتهها در بخشهای تعریف سنگرایی، حیطههای سنگرایی، انواع سنگرایی، تأثیرات سنگرایی، عوامل تعیینکنندهی سنگرایی، راهکارها و پیشنهادات سازمان جهانی بهداشت برای کاهش سنگرایی دستهبندی شدند. سنگرایی از کیفیت زندگی افراد مسن میکاهد و انزوای اجتماعی و تنهایی آنها را افزایش میدهد. سنگرایی عواقب جدی و گستردهای برای سلامتی مردم و رفاه و حقوق بشر دارد. سنگرایی برای افراد مسن، با طول عمر کوتاهتر، سلامت جسمی و روانی ضعیفتر، بهبودی آهستهتر از ناتوانی و کاهش شناختی همراه است. با توجه به یافتههای مطالعهی حاضر، استفاده از سیاستها و قوانین، مداخلات آموزشی از مقطع ابتدایی تا دانشگاه، مداخلات آموزشی رسمی و غیررسمی و همچنین سرمایهگذاری در مداخلات تماس بیننسلی، برای کاهش سنگرایی توصیه میشود.