جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای مدبر

زهرا سادات منظری، عیسی محمدی، عباس حیدری، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف، محمدجعفر مدبر عزیزی، ابراهیم خالقی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده

هدف از این مطالعه کشف و بررسی درک و معنای مرگ مغزی در خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو هنگام مواجهه و اطلاع از تشخیص مرگ مغزی بیمارشان می‌باشد.
این تحقیق مطالعه‌ای کیفی با رویکرد تحلیل محتوی است. فرایند جمع‌آوری داده‌ها مشتمل بر 38 مصاحبه‌ی بدون ساختار و عمیق با 26 خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو همراه با یادداشت‌های عرصه است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند از تیرماه 1387 آغاز و تا مرحله‌ی اشباع - آذر 1389- ادامه یافت. تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری به روش آنالیز محتوای کیفی انجام گرفت.
تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 17طبقه و 4 درونمایه شد که بیانگر تجارب و درک خانواده از مفهوم مرگ مغزی هنگام اطلاع از تشخیص آن است و شامل: تضاد و کشمکش درونی، پرده‌ی درون بر واقعیت بیرون، حس فقدان و سوگ قریب‌الوقوع، تسلیم و پذیرش است.
یافته‌ها نشان می‌دهد مواجه شدن با تشخیص مرگ مغزی برای خانواده به‌معنی وارد شدن در فضایی پر از چالش، تضاد و ابهام می‌باشد که با بروز عواطف غم‌افزای سوگ و بعضا واکنش‌های روان‌شناختی دفاعی نیز پیچیده‌تر می‌شود. توصیه می‌شود دست‌اندرکاران درخواست اهدای عضو ابتدا فضا و زمینه‌ی لازم برای درک و پذیرش واقعیت مرگ مغزی را برای خانواده فراهم ساخته و سپس با درنظر گرفتن تجربه و برداشت‌های خانواده از این موقعیت پیچیده و توجه به حل تعارضات و ابهامات درونی آن‌ها، به درخواست اهدای عضو بپردازند.


علیرضا میلانی فر، یونس مدبری،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

از زمان تولد اولین نوزاد ناشی از درمان به­روش کمک‌باروری در سال 1978 تا امروز که برخی از کشورها متولدان ناشی از ART را تا پنج درصد تولدها اعلام می‌کنند، همواره استفاده از این فناوری‌ها با چالش­های اخلاقی و حقوقی مواجه بوده­؛ به­طوری که هر نوآوری در عرصه‌ی این روش‌های درمانی، حداقل با یک مسأله‌ی جدید اخلاقی قرین بوده است.

عوارض تکرار تحریک تخمک‌گذاری، سندرم تحریک بیش از حد تخمدان، تزریق اسپرم به تعداد زیادی تخمک و عوارض مادری و جنینی، عدم قبول ناباروری و اصرار بر درمان، عدم پذیرش مشکلات، نداشتن فرزند به‌ویژه ترس از سست شدن بنیان خانواده در فرض ازدواج مجدد و... همگی واجد آثاری هستند که دولت باید در مقام تدوین مقررات و به قصد رعایت حداکثر صلاح و صرفه‌ی فرزندان حاصل از درمان و صیانت از حقوق بنیادین شهروندان مورد توجه قرار دهد. لذا کشورها و فرهنگ­های مختلف، محدودیت­هایی برای دسترسی به درمان ناباروری یا بعضی از روش‌های آن را در نظر گرفته‌اند. از جمله‌ی این محدودیت‌ها باید به عدم نتیجه‌بخشی درمان اشاره شود.

هرگاه گروه پزشکی به عدم نتیجه‌بخشی درمان اطمینان داشته باشد نباید صرفاً بر اساس درخواست و اصرار بیمار به درمان بیهوده مبادرت ورزند. گرچه درخواست انجام درمان حق بیمار است و اصل خودآیینی بیمار نیز بر آن مؤید، ولی اصل تعهد پزشک به زیان نرساندن به بیمار نیز با همان قوت رخ می‌نمایاند. پزشک در اعمال درمان باید بر علم پزشکی تکیه و مبتنی بر دانش اقدام کند؛ از این رو، اصرار و خواست بیمار نمی‌تواند به‌عنوان تنها دلیل اعمال حرفه‌ی پزشکی قلمداد شود. البته در این خصوص درمان ناباروری خصوصیتی ندارد و این امر باید در تمام انواع درمان‌های پزشکی مورد توجه قرار گیرد.

از مصادیق بارز درمان بیهوده‌ی ناباروری می‌توان به تداوم چرخه‌های درمانی در سن بالا و به درخواست خود آنان اشاره کرد. در محدودیت سنی در دسترس به درمان لقاح خارج رحمی بحث‌های زیادی در جریان است. علی‌رغم آن‌که علم پزشکی شاید تحت شرایطی بتواند در باردار ساختن یک بانوی 60 ساله نیز موفق باشد، میزان جلوه معقول و منطقی دست یازیدن به این عمل نیز باید مورد توجه قرار گیرد. در انگلستان مادری که در 57 سالگی فرزند ناشی از IVF را به‌دنیا آورده، در سن 60 سالگی همیشه نگران است که زمان زیادی برای بودن با فرزندش باقی نمانده است.

به این ترتیب باید مقرراتی در این خصوص وضع شود و در آن جواز یا ممنوعیت درمان در زنان و مردان مسنی که اولاً نتیجه بخشی درمان در آن‌ها به­شدت ناممکن جلوه نموده و دوم آن‌که در هر حال خطر قابل توجهی در اثر درمان چه موفق و چه ناموفق آن‌ها را تهدید می‌کند معلوم و معین شود.


مجتبی پارسا، مریم مدبر، شیوا خالق پرست،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 در عصر حاضر، افزایش نگران‌کننده‌ی میزان مبتلایان به بیماری آلزایمر، باعث توجه بیشتر به مباحث مربوط به مراقبت و تصمیم‌گیری جایگزین برای این گروه ویژه از جامعه شده است. چهار اصل اخلاقی «سودرسانی»، «ضررنرساندن»، «احترام به خودمختاری» و «عدالت» از اصول مبنایی هستند که در تصمیم‌گیری‌های پزشکی، ملاک عمل قرار می‌گیرند. در این مقاله، یـک گزارش موردی از بیمار سالمند مبتلا به آلزایمر و مسائل اخلاقی مرتبط با تصمیم‌گیری‌های درمانی در صورت نبود تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین مطرح شده است. معمولاً در افراد فاقد ظرفیت تصمیم‌گیری، از تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین و علاوه ‌بر آن، در برخی از کشورها از راهنمای پیشینی مراقبت استفاده می‌شود. در صورت نبود آن‌ها، کارکنان پزشکی می‌توانند با درنظرگرفتن اصول اخلاقی پیش‌گفته، در جهت حصول بهترین منافع بیمار با لحاظ‌کردن وضعیت فرهنگی و اجتماعی فرد، تصمیم‌گیری کنند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb