جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای مدنی

شیرین احمدنیا،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

با افزایش تدریجی نسبت نازایی در میان زوج‌هایی که تمایل به فرزندآوری دارند، مدت زمانی است که در ایران نیز، هم‌چنان‌که در سایر نقاط جهان، یکی از شیوه‌هایی که زوجین نابارور برای مقابله با این مشکل، معمولاً پس از ناامید شدن از سایر روش‌ها یا مداخلات پزشکی، به آن متوسل می‌شوند، توسل به مادر جایگزین است.

این شیوه ی عمل، گذشته از این که با مسائل پزشکی و سلامت افراد مربوط است، در بر گیرنده‌ی ابعاد وسیع‌تر فرهنگی اجتماعی و روان‌شناختی و به‌ویژه اخلاقی نیز هست که به‌دلیل اهمیت و تأثیری که بر کیفیت زندگی انسان‌ها اعم از زن و مرد - و در نهایت جامعه- باقی می‌گذارد، و هم‌چنین، از آن‌جا که مشاهده می‌شود در این کشور، گاه به‌صورتی شتابزده در راستای مقابله و چاره جویی با مشکل نازایی خانواده‌های ایرانی مورد اقبال برخی مسؤولان نیز واقع شده است، احتمالاً بدون آن که پیامدهای مثبت و منفی آن به‌طور عمیق و کارشناسانه، مورد مداقه قرار گرفته باشد. به‌نظر نگارنده، ضرورت دارد سوابق این‌گونه اقدامات، و تبعات آن در بلندمدت برای افراد جامعه، در چارچوب مباحث میان‌رشته‌ای مورد بررسی، تبادل نظر و تأمل کارشناسانی از رشته‌های مختلفی چون پزشکی، سلامت، اقتصاد، حقوق، فقه و اخلاق پزشکی هم‌چنان‌که از رشته‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی قرار گیرد. در این مقاله با مراجعه به اسناد، منابع، مشاهدات، مصاحبه و نظر سنجی از برخی از افراد ذی‌ربط، صاحب‌نظران و کارشناسان ذی‌صلاح، به ارائه‌ی یافته‌هایی در خصوص پیشینه‌ی نظری و تجربی این موضوع در ادبیات پژوهشی در دسترس در ایران و جهان، پرداخته و برخی از یافته‌های موجود در خصوص ابعاد اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی را که از خلال مشاهدات و مصاحبه‌های انجام شده، مورد تأکید قرار گرفته، و تلاش می‌شود تا ابعاد مثبت و منفی رواج چنین پدیده‌ای برای نیل به تصویری روشن‌تر و درکی عمیق‌تر از این شیوه‌ی مقابله با مشکل نازایی در ایران آشکار شود.


منصوره مدنی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

اگرچه هر جامعه‌ای هنجارها و ارزش‌های اخلاقی خاص خود را دارد، آموزش و انتقال این ارزش‌ها و تلاش برای اخلاقی‌تر شدن رفتارهای آحاد مختلف جامعه یکی از دغدغه‌های مشترک در همه‌ی جوامع است. یکی از راهکارهایی که غالبا برای کنترل رفتارها چه در بعد فردی و چه در بعد حرفه‌ای و سازمانی به‌کار گرفته می‌شود، ابزار بیرونی قانون است. این ابزار اگرچه قدرتمند است، علاوه بر این‌که هزینه‌ی بالایی را می‌طلبد، از ورود به بسیاری از حوزه‌های فردی و اجتماعی ناتوان است و نیز ماهیتاً قادر به کنترل بسیاری از رفتارها نیست. یکی از مواردی که فرد در اقدامات خود الزاماً آموزه‌های درونی‌شده‌ی خود را به‌کار می‌گیرد، تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای، شتاب‌زده و سریع است که در واقع عکس‌العمل‌های لحظه‌ای و ناهشیار فرد بوده و مربوط به زمانی می‌شود که فرد ناگزیر است به سرعت اقدام کند. این امر در مورد پزشکان، حائز اهمیت بیش‌تری است، زیرا آن‌ها از یک‌سو با اموری حیاتی و حساس سروکار دارند و از سوی دیگر بسیاری از این تصمیمات، باید به فوریت و در زمان کوتاهی اتخاذ شوند. در این سطح فرد به‌طور ناخودآگاه، از الگوهای نهادینه شده‌ی قبلی تبعیت می‌کند و کنترل آن بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر از سایر سطوح است. در کنترل این مرحله، استدلال اخلاقی دخالت کم‌تری دارد و آنچه بیش‌تر تعیین‌کننده‌ است، ویژگی‌های منشی و حساسیت اخلاقی و عواطف فرد است، این عوامل، زمانی بهترین نتیجه‌ی اخلاقی را برای فرد به‌بار می‌آورند که آموزه‌های اخلاقی، در فرد درونی شده باشد. درونی‌شدن و نهادینه‌شدن آموزه‌های اخلاقی در پزشکان موجب تسهیل در روند شکل‌گیری تصمیمات و اقدامات اخلاقی، به‌ویژه در فوریت‌ها و در شرایط سخت و پیچیده می‌شود. رفتارهای ما پیامد تصمیمات ما هستند و تصمیمات ما حاصل فرایندهای پیچیده‌ی تصمیم سازی و در ارتباط با ساحت باورها، احساسات و اراده‌ی ما هستند. در صورتی‌که بخواهیم درچگونگی مواجهه‌ی فرد با مسائل اخلاقی، دخالت کنیم، باید کلیه‌ی عواملی را که در فرایند تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اقدام به یک رفتار مناسب دخالت دارند، شناسایی کنیم. برخی از این عوامل، نقش ناچیزی ایفا می‌کنند و برخی دیگر، عواملی هستند که حتی با وجود داشتن اهمیت فراوان، غیراکتسابی بوده و اغلب به‌سادگی قابل کنترل نیستند. ما برای دخالت و تسهیل بروز رفتارهای اخلاقی تنها می‌توانیم بر عواملی تمرکز کنیم که قابل اکتساب و قابل آموزش باشند. به منظور درونی شدن اخلاق راهکارهای مختلفی پیشنهاد می‌شود، ازجمله: تحکیم یا تغییر نگرش و جهان بینی افراد، تمسک به ‌نظریه‌های فضیلت‌محور، توجه به نقش عواطف اخلاقی و توجه به تأثیرات مثبت و منفی اعمال قدرت و قانون بر درونی شدن اخلاق. در بسیاری از این راهکارها، نقش آموزش می‌تواند از طریق تغییر در مؤلفه‌های شناختی آن راهکار ایفا شود. با واکاوی طرحواره‌های شناختی و تغییر یا تحکیم برخی از باورهای محوری و بنیادین، می‌توان بسیاری از مؤلفه‌های مؤثر در فرایند تصمیم‌سازی و اقدام اخلاقی را تحت کنترل قرار داد. این آموزش‌ها هم‌چنین می‌تواند به‌صورت نیمه مستقیم و غیرمستقیم مانند بحث‌های گروهی یا معرفی شخصیت‌های اخلاقی در قالب داستان یا ارائه‌ی الگوهای عملی باشد.
منصوره مدنی،
دوره 6، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1392 )
چکیده

  زمانی که پزشک تشخیص دهد درمان بیمار نتیجه­ای در پی ندارد، موظف است که از درمان بیمار پرهیز کند ولی این کار با مشکلات جدی و پرتنشی همراه است. در مقاله‌ی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه و به‌منظور تسهیل در امر تصمیم‌گیری اخلاقی درمانگران، تلاش شده است که ضمن تشریح اشکال بالینی متفاوت اقدامات درمانی بیهوده، ابعاد نظری و عملی این مسأله مورد بررسی قرار گیرد. یکی از این مشکلات، ابهامات موجود در تعریف بیهودگی است. مشکل بعدی تعیین ملاک‌های عملی و قضاوت در انتساب عنوان بیهودگی به یک درمان خاص است. این ابهام تاحدودی ناشی از تفاوت دیدگاه‌ها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزش‌های پزشک و بیمار و اختلاف سلیقه درباره­ی کسی است که در نهایت حق تصمیم­گیری دارد؛ هم‌چنین، ممکن است مرتبط با مسائل مالی و انگیزه های غیراخلاقی باشد. تزاحمات عملی، مانند تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار و مسأله‌ی تقدس حیات، به‌ویژه در دیدگاه‌های مذهبی نیز بخش دیگری از این مشکلات را تشکیل می‌دهد. برای درمان بیهوده تعاریف متعددی ارائه شده است که هریک درصدد مشخص کردن مرزی بوده‌اند که بتوان در ورای آن درمان را بیهوده دانست، اما صرف‌نظر از این‌که چه تعریفی پذیرفته شود، بررسی‌ها نشان می‌دهد که تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار است که اغلب ناشی از بی­اعتمادی و مشکلات عاطفی است و برای حل آن نیاز به درایت پزشک و در موارد اندکی نیز دخالت قانون است. مشکل جدی دیگر که بیش‌تر در زمینه­ی مراقبت‌های پایان حیات در دیدگاه‌های مذهبی پیش می‌آید و ارتباط نزدیکی با اتانازی غیرفعال دارد، ضرورت حفظ نفس است. در این مورد با اولویت دادن به موضوعات مهم‌تری چون محدودیت بودجه­ی سلامت، می‌توان به قواعد عملی و راهگشا دست ­یافت.


منصوره مدنی، انسیه مدنی،
دوره 6، شماره 5 - ( آذر ماه 1392 )
چکیده

امتناع بیمار از درمان، از نتایج منطقی اخذ رضایت از بیمار است و از حقوق بیمار به‌شمار می‌رود، ولی تن دادن به خواسته‌ی بیمار، می‌تواند منجر به آسیب دیدن بیمار یا اطرافیان او و نیز خسارت به نظام سلامت شود. عمده‌ترین چالش‌های اخلاقی در زمینه‌ی امتناع بیماران دارای ظرفیت رخ می‌دهد. این مقاله با بررسی کتب فقهی، فلسفی و اخلاق زیستی، به‌ویژه کتاب‌های مرجع، به مباحث نظری مرتبط به این گروه پرداخته است که شامل دیدگاه‌‌های فلاسفه‌ی اخلاق، متخصصان اخلاق زیستی و مباحث فقهی مرتبط با این مسأله است. این دیدگاه‌ها گاهی بسیار متفاوت یا در تقابل با یکدیگر است. بر اساس مکاتب فلسفی و اخلاقی مختلف، مواجهه‌ی ما با امتناع بیماران از درمان می‌تواند طیف وسیعی را در بر بگیرد که از رها کردن بیمار، در یک‌سو، تا درمان بیمار به هر قیمتی، حتی با اجبار یا با فریب در سوی دیگر متغیر باشد. براساس مبانی اسلامی، فرد حق آسیب‌رساندن به خود را ندارد، ولی به‌دلیل حق و سلطه‌ای که هر فرد بر بدن خود دارد، این مسأله‌ مجوز درمان اجباری به‌شمار نمی‌آید، بلکه تنها درمانگر را ملزم می‌کند که برای منصرف کردن بیمار از تصمیم خود در حد توان تلاش کند و از سوی دیگر، با بیمار در آسیب‌رساندن به خود مشارکت نکند و به‌ویژه در قطع درمان با بیمار همکاری نکند.
منصوره مدنی، انسیه مدنی،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده

امتناع بیمار از درمان، از نتایج منطقی اخذ رضایت از بیمار است و یکی از حقوق او به‌شمار می‌رود، ولی می‌تواند منجر به آسیب بیمار یا اطرافیان او و نیز خسارت به نظام سلامت شود. در این مقاله مسائل اخلاقی مربوط به مواجهه‌ی عملی با امتناع بیماران مد نظر قرار گرفته است. امتناع از درمان اشکال بالینی گوناگونی دارد و مواجهه‌ی صحیح با آن مستلزم درک و افتراق این اشکال است. برخی از اشکال امتناع از درمان مانند احتمال آسیب به شخص سوم، بیش‌تر ابعاد قانونی دارد و برخی حالات مانند بیمار فاقد ظرفیت تصمیم-گیری، دستورالعمل مشخصی دارد. عمده‌ترین چالش‌های اخلاقی در زمینه‌ی امتناع بیماران دارای ظرفیت رخ می‌دهد که این مقاله عمدتاً به مباحث کاربردی مرتبط به این گروه اختصاص یافته است. بیش‌ترین مشکلات این بیماران ناشی از ارتباط نامناسب با درمانگران و هیجانات زودگذر است. درمانگران باید ضمن آمادگی قبلی با این مواجهه، به‌جز موارد اورژانس حیاتی که درمان بدون رضایت انجام می‌شود، تا حد امکان موانع امتناع را برطرف کرده و در کسب رضایت بیمار تلاش کنند. در صورتی که موفق به این امر نشدند، ضمن مستند‌کردن امتناع بیمار، سایر اقدامات درمانی را به او ارائه دهند.
سعیده سعیدی تهرانی، منصوره مدنی،
دوره 7، شماره 6 - ( اسفند ماه 1393 )
چکیده

به‌طور کلی، منظور از بیهودگی در پزشکی وضعیتی است که برای بیمار اقدامی (تشخیصی، درمانی، بازتوانی) انجام می‌شود که برای او نتیجه‌ای در پی ندارد. پزشک با توجه به تعهدات حرفه‌ای نباید دست به چنین اقدامی بزند، اگرچه در تعریف بیهودگی ابهامات زیادی وجود دارد و در مطالعات بسیاری به آن اشاره شده است. در مقاله‌ی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه، تلاش شده است تا این‌بار اقدام بیهوده از منظر چهار اصل اخلاق زیستی دیده شود.تصمیم‌گیری درباره‌ی بیهوده بودن یک اقدام، صرف‌نظر از این‌که خواست بیمار یا خانواده‌ی او باشد یا از طرف ارائه‌دهندگان خدمت پیشنهاد شود، از موارد بسیار حساسی است که می‌تواند منجر به اتخاذ تصمیمات غیراخلاقی وغیر اصولی در حیطه‌ی طبابت شود.در رابطه با اتونومی، تفاوت دیدگاه‌ها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزش‌های پزشک و بیمار و اختلاف نظر افراد درگیر بررسی شده است. هم‌چنین، ضمن تبیین مفهوم مراقبت‌های تسکینی، به تفاوت آن با اقدامات درمانی بیهوده و تعیین مرز مشخص آن اشاره می‌شود. هم‌چنین، به بررسی مواردی پرداخته می‌شود که اقدام بیهوده با اهداف متفاوتی از سوی پزشک و سایر ارائه‌دهندگان خدمات سلامت انجام می‌پذیرد. این موارد به‌دلیل عواملی که ممکن است قضاوت پزشک را تحت تأثیر قرار دهد و حتی به‌دلیل انگیزه‌های غیراخلاقی مانند مسائل مالی رخ می‌دهد. در نهایت این‌که تصمیم‌سازی اخلاقی در این زمینه نیازمند روشن شدن ابعاد موضوع توسط کارشناسان و اولویت‌بخشی درست و کارشناسانه، با ملاحظه‌ی تمام شرایط، از جمله مسأله‌ی مهم تخصیص منابع محدود سلامت و عدالت در نظام سلامت و قرار دادن اطلاعات لازم در اختیار کادر درمانی است.
انسیه مدنی، زهرا خزاعی،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده

اخلاق فضیلت دیدگاهی فاعل‌محور است که به‌جای پرداختن به عمل صواب و خطا، به شخصیت خوب و بد می پردازد و بر فضایل و منش اخلاقی فاعل استوار است، از این رو با حرفه‌ی پزشکی قرابت بسیار دارد. چرا که این حرفه بسیار متأثر از رابطه‌ی پزشک و بیمار است، و وجود یک منش اخلاقی در پزشک، تأثیر بسیار مثبتی بر این رابطه دارد. در عین حال، این مسأله در مباحث اخلاق کاربردی و از جمله اخلاق پزشکی مطرح است که نظریه‌ی اخلاقی باید با گفتن این‌که «چه باید انجام دهیم؟» معیاری برای تصمیم‌گیری اخلاقی ارائه دهد، چیزی که به نظر برخی فیلسوفان، با مبانی اخلاق فضیلت ناسازگار است. ادعای این مقاله آن است که اخلاق فضیلت می‌تواند با تمسک به فاعل فضیلت‌مند و تأکید بر فضایل، قواعد و دستورالعمل‌هایی ارائه دهد که به تصمیم‌گیری در معماهای دشوار پزشکی کمک کند. این ادعا با ارائه‌ی نمونه‌هایی درباره‌ی سقط جنین و فروش کلیه برای پیوند عینیت می‌یابد. از مهم‌ترین مزایای اخلاق فضیلت، سیاق‌محوری و توجه به واقعیات مرتبط، اهمیت عواطف و انگیزه‌های احتمالی افراد درگیر، و بالاخره الگومحوری با ابتناء بر حساسیت و حکمت عملی فاعل فضیلت‌مند است که سبب می‌شود این نظریه در حل مسائل اخلاق پزشکی، جایگاه بهتری نسبت به سایر رویکردها داشته‌باشد.


سعیده سعیدی تهرانی، پونه سالاری، منصوره مدنی، کبری جودکی،
دوره 8، شماره 3 - ( شهریور ماه 1394 )
چکیده

پزشکان در طول طبابت خود ممکن است با تقاضاهایی روبه‌رو شوند که جنبه‌ی درمان نداشته و برخاسته از ملاحظات فرهنگی و عرفی جامعه است و اثر فیزیولوژیک قابل ملاحظه‌ای بر روی فرد متقاضی ندارد. با توجه به این‌که پزشک در چنین مواردی نیز باید بیش‌ترین منفعت را برای بیمار در نظر بگیرد و نمی‌تواند ملاحظات فرهنگی و عرفی جامعه را نادیده بگیرد با چالش مواجه می‌شود. این مسأله که پزشک تا چه حد نسبت به برآورده‌کردن این درخواست‌ها وظیفه دارد و چه ملاحظاتی را باید در نظر بگیرد، چالش اخلاقی مهمی را ایجاد می‌کند. یکی از این موارد چالش برانگیز ترمیم پرده‌ی بکارت (هایمن) است.دراین نوشتار با توجه به تقاضای فراوان این درخواست‌ها به بیان ملاحظات اخلاقی و نظرات موافق و مخالف پرداخته می‌شود و با توجه به اهمیت مسائل فقهی در جامعه‌ی اسلامی، مسائل فقهی مرتبط با این موضوع بررسی خواهد شد و پس از آن نیز از منظر حقوقی به موضوع نگریسته می‌شود. با جمع‌بندی نظرات موافقان و مخالفان حوزه‌ی اخلاق پزشکی و آرای فقها و قوانین کشور به‌نظر می‌رسد در موارد خاص و شرایط ویژه انجام این عمل نه تنها غیر اخلاقی نیست بلکه در تعهدات اخلاقی پزشک قرار می‌گیرد


جنت مشایخی، منصوره مدنی، سعیده سعیدی تهرانی‌،
دوره 8، شماره 3 - ( شهریور ماه 1394 )
چکیده

براساس اصل احترام به اتونومی، از اصول چهارگانه‌ی اخلاق پزشکی، می‌توان حالتی را متصور شد که بیمار حق مشارکت خود در تصمیمات درمانی را حتی برای مسائلی که در آینده برایش رخ خواهد داد، حفظ می‌کند. بدین معنا که بیمار، در زمانی که هنوز ظرفیت تصمیم‌گیری دارد، سندی تنظیم می‌کند و طی آن سند، برای زمانی که به‌علت کاهش سطح هوشیاری ظرفیت تصمیم‌گیری خود را از دست داده است، تمام حالات را برای درمان خود پیش‌بینی کرده و درباره‌ی آن تصمیم‌گیری می‌کند، یا جانشینی برای خود مشخص می‌کند که وی با توجه به نگرش‌ها و علایق بیمار، بهترین تصمیم‌های ممکن را با داشتن اختیار کافی برای بیمار اخذ کند. این سند که راهنمای پیشینی مراقبت نام دارد، دارای فواید و اشکالاتی است و از دیدگاه‌های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه با مرور غیرسیستماتیک کتابخانه‌ای و اینترنتی، به طرح این موضوع نوین پرداخته است تا ضمن معرفی اجمالی آن، برخی از ابعاد این موضوع را مورد بررسی قرار دهد و امکان بومی شدن آن را از برخی ابعاد، به‌ویژه از منظر معارف اسلامی بررسی کند. از منظر معارف اسلامی، به‌دلیل حرمت فوق العاده‌ای که اسلام برای حیات قائل است، پزشک همواره موظف است که هر کاری را که در توان دارد، و انجام آن را بیهوده نمی‌‌داند، برای حفظ حیات انسان‌ها انجام دهد. اگر این وظیفه‌ی پزشک، با امتناع بیمار روبه‌رو شود، حتی در مواردی که امتناع بیمار، به‌طور اولیه، مصداق اضرار به نفس بوده و مورد نهی شرع است، باز هم به‌دلایل متعددی، پزشک باید به خواسته‌ی بیمار احترام گذاشته و البته ضمن پرهیز از هرگونه دخالت مستقیمی مثل اقدام فعالانه در قطع دستگاه، از درمان اجباری بیمار خودداری کند. ولی در مورد راهنمای پیشینی مراقبت، که بیمار فعلاً توان تصمیم‌گیری ندارد و تصمیم بیمار در گذشته، با وظیفه‌ی پزشک در نجات جان بیمار در تعارض قرار گرفته است، با وجود یک نهی اولیه، دلیلی نداریم که براساس آن حق بیمار را به زمان عدم هشیاری او تعمیم دهیم. بنابراین، براساس مبانی مذهبی کشور ما، عمل کردن براساس تصمیمات قبلی بیمار، فقط در محدوده‌ای می‌تواند معتبر باشد که با وظایف لازم الاجرای پزشک در تعارض قرار نگیرد. ضمناً چنین سندی فعلاً نمی‌‌تواند در نظام حقوقی ما جایگاهی داشته باشد و به رسمیت شناخته شدن چنین سندی، نیاز به بررسی‌های حقوقی اساسی دارد.


ملیحه کدیور، منصوره مدنی، مرجان مردانی حموله، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده

نارسایی مزمن کلیوی وضعیتی تهدیدگر برای زندگی نوزادان است که خانواده­های آنان را نیز تهدید می­کند. بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانواده­های آنان تحت فشارهای جسمی، روانی و اجتماعی زیادی قرار می­گیرند. بنابراین، به خدمات تسکینی و حمایتی نیازمند می­شوند. به­علاوه، اخلاق نقش مهمی در مراقبت از این بیماران و خانواده­های آنان دارد. هدف این مطالعه، شناسایی رویکردی اخلاقی در زمینه‌ی فراهم­سازی خدمات طبی، تسکینی و حمایتی برای نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانواده­های آنان است. مطالعه‌ی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شده‌است. نمونه‌ی معرفی شده، یک نوزاد پسر با تشخیص نارسایی کلیه بود که در ارزیابی­های انجام شده، هیدرونفروز دوطرفه‌ی شدید و کیست­های متعدد کلیوی، همراه با کراتینین بالا یافت شد. در بررسی­های بعدی هم­چنان فیلتراسیون گلومرولی پایین و فشارخون بالا وجود داشت. پزشکان پس از انجام دیالیز صفاقی اولیه، تعبیه کاتتر دیالیز صفاقی مداوم سرپایی (Continuous ambulatory peritoneal dialysis: CAPD) را تحت عمل جراحی برای انجام دیالیز مستمر پیشنهاد دادند تا در صورت رسیدن شیرخوار به سن بالاتر، کاندید پیوند کلیه شود. اما والدین رضایت ندادند و بیمار را با رضایت شخصی ترخیص کردند که چند هفته بعد، نوزاد در منزل فوت کرد. به‌نظر می­رسد کارکنان درمانی نیازمند به­کارگیری راهبردهای کارآمد اخلاقی جهت ارائه‌ی خدمات طبی، حمایتی و تسکینی به نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانواده­های آنان هستند. این خدمات، علاوه بر خدمات تسکینی و مراقبتی جهت خانواده و بیمار، شامل حمایت روانی و یاری به خانواده‌ی بیمار در اتخاذ تصمیمی می­شود که کم‌ترین ضرر را عاید بیمار ­کند.


منصوره مدنی، سعیده سعیدی تهرانی،
دوره 9، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1395 )
چکیده

دوراهی­های اخلاقی یکی از مهم­ترین مسائل اخلاقی پزشکان است که در طی فعالیت حرفه­ای آنان، به کرّات رخ می­دهد و در صورتی­ که پزشک، توانایی و مهارت کافی برای مواجهه با آن را کسب نکرده باشد، ممکن است به سمت رفتارهای غیراخلاقی سوق داده شود. متخصصان اخلاق زیستی، همواره دغدغه‌ی حل دوراهی اخلاقی، در عرصه‌ی فعالیت‌­های حرفه‌ای پزشکان و تسهیل در امر تصمیم‌گیری‌های اخلاقی را داشته­اند. از این­رو، آنان در اغلب موارد تلاش کرده‌اند تا با تلفیق مناسبی از مکاتب اخلاقی گوناگون، به یک راه­حل کاربردی و مفید دست یابند. ارائه‌ی مدل­های تصمیم­گیری، بخشی از این تلاش برای کاربردی کردن اخلاق در پزشکی است. حل دوراهی اخلاقی پزشکان، بدون کسب مهارت، امکان‌پذیر نیست و تسلط در به­کارگیری یک مدل تصمیم‌گیری، می­تواند جزئی از این مهارت‌آموزی باشد.

این مدل­ها با نشان دادن چارچوب‌های مختلف درصدد کمک به تصمیم‌سازی اخلاقی در عرصه‌ی سلامت هستند. این مقاله درصدد معرفی، ارزیابی و مقایسه‌ی مدل‌های رایج تصمیم‌سازی اخلاقی پزشکی است تا با معرفی این رویکرد، به یافتن راه­حل‌های مناسب در زمان مواجهه با چالش‌ها و دوراهی‌های اخلاقی کمک کند. از این­رو، مقاله با برشمردن مزایای استفاده از مدل و معرفی اجمالی مدل­های پرطرف­دار، پیشنهاد می‌کند که در تصمیم‌گیری‌ها، حل مسائل اخلاقی و تحلیل موارد اخلاقی، رویکرد استفاده از مدل مد­نظر قرار گیرد. اگرچه هر مدل معایب و مزایایی دارد، ولی کسب مهارت در کاربرد هریک از این مدل‌­ها، تصمیم‌گیری را تسهیل خواهد کرد



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb