علی بیکمرادی، سمیه ربیعی، مهناز خطیبان، محمد علی چراغی، دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده
توجه به مسائل اخلاقی و موضوعات حقوقی در حرفهی پرستاری با پیشرفتهای فزاینده در فناوری، تجهیزات پزشکی، افزایش هزینهها و جمعیت سالمندی اهمیت بسیاری یافته است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی شدت دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه در مراکز درمانی و آموزشی شهر همدان طراحی و اجرا گردیده است.
مطالعهای توصیفی- مقطعی با استفاده از پرسشنامهی استاندارد کورلی و تعدیل شده بر اساس شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور اجرا گردید. این پرسشنامه ویژگیهای فردی، رعایت کدهای اخلاقی، آشنایی با منشور حقوق بیمار و شدت دیسترس اخلاقی را مورد سنجش قرار میداد.
رعایت کدهای اخلاقی در پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه در ابعاد مسؤولیتپذیری (1/95 درصد)، پاسخگویی (1/95 درصد)، حمایت از بیمار (3/77 درصد )، حفظ اسرار بیمار (4/83 درصد) و صداقت در بیان حقیقت به بیماران (5/78 درصد) بوده است. این پرستاران منشور حقوق بیمار را 86/2 بار با انحراف معیار 47/2 بار مطالعه و تنها 3/50 درصد در مورد اخلاق حرفهای آموزش دیده بودند. شدت دیسترس اخلاقی در آنان (با میانگین نمره 61/46 ± 34/99) در سطح متوسط ارزیابی گردید.
دیسترس اخلاقی به میزان متوسط برای پرستاران بخش مراقبتهای ویژه زیاد بوده و بر روی عملکرد حرفهای آنان تأثیر بسیار منفی میگذارد. افراد مورد بررسی بهطور یکسانی شدت دیسترس اخلاقی را تجربه کرده و مشخصات فردی تأثیری بر شدت دیسترس اخلاقی نداشت. در مورد اثرات دیسترس اخلاقی و علل و عوامل مؤثر بر آن به بررسیهای بیشتری نیاز است.
قاسم احمدی، علی الهامی، رضا باقیزاده، حسین مرادی، محمود مطهرینیا، دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
اخلاق پزشکی دانشی میانرشتهای است که گسترهی آن سلامت عمومی را در بر میگیرد و سلامت مفهومی کلی است که شامل ابعاد جسمی، معنوی، شناختی و اخلاقی میشود. در این میان «سلامت اخلاقی»، بهعنوان یکی از مصادیق اخلاق پزشکی در نظر گرفته شده که دراین پژوهش با روش تحلیل محتوایی بین اسلام و فمینیسم در تأثیر جنسیت در اخلاق بررسی میشود. تأثیر یا عدم تأثیر جنسیت در اخلاق، مهمترین اختلاف اسلام با فمینیسم است.روح این اختلاف در مبانی معرفتشناختی دو دیدگاه آشکار میشود: اسلام خداوند و فمینیسم بشر را تعیینکنندهی اخلاق و رفتارهای اخلاقی میداند. در اسلام، جنسیت در اخلاق و چگونگی رفتارهای اخلاقی اثرگذار است و موجب تفاوت رفتارهای اخلاقی بین زن و مرد میشود؛اما در دیدگاه فمینیسم، جنسیت در رفتارهای اخلاقی اثر نمیگذارد؛ آنان با قائلشدن به تشابه زن و مرد در حوزهی رفتارهای اخلاقی، نقشهای جنسیتی اخلاقی را که نظام آفرینش بر عهدهی هر یک از آنان نهاده، نادیده گرفته و با طرح همسانی جنسیتی زنان و مردان به اخلاق «دوجنسیتی» (Bigender) رو آورده است. این نگرش علاوه بر آسیبرساندن به سلامت اخلاقی، پیامدهایی غیراخلاقی نیز در پی داشته است. نوشتار حاضر سعی دارد ضمن ارزیابی نحلههای مختلف فمینیستی، به تبیین دیدگاه اسلام و پیامدهای دیدگاه فمینیسم در موضوع تأثیر جنسیت در اخلاق بپردازد.
توانمندی نگرش مثبت و عملکرد مناسب پرستاران در رویارویی با واقعهی مرگ، به میزانی زیاد، از اعتقادات مذهبی آنها اثر میپذیرد. یک متغیر مهم مذهبی، نوع جهتگیری مذهبی درونی (عملیکردن باورهای دینی در همهی رفتارها و اعمال) و بیرونی (استفادهی ابزاری از بهجاآوردن باورهای دینی، برای کسب منافع مادی) آنهاست. هدف این مطالعه، بررسی رابطهی جهتگیری مذهبی و نگرش به مرگ دانشجویان پرستاری بود. نوع پژوهش، مقطعیهمبستگی بود. 202 نفر دانشجوی پرستاری دانشکدههای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی لرستان، در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۷، با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای مطالعه، شامل پرسشنامههای جهتگیری مذهبی آلپورت و مقیاس استاندارد نگرش به مرگ (DAP-R) بودند. بعد از کسب رضایتنامهی کتبی، مشارکتکنندگان، پرسشنامهها را تکمیل کردند. دادهها، با نرمافزار SPSS 18 و آزمونهای آماری تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شدند. مشخصات دموگرافیک مشارکتکنندگان عبارت بود از: 51.5 درصد زن، میانگین سنی 21.7 سال، 89.6 درصد مجرد، 95.5 درصد دانشجوی مقطع کارشناسی، 53 درصد مقیم خوابگاه، 94.6 درصد شیعه و 50.5 درصد دارای تجربهی دیدن مرگ. میانگین نمرهی جهتگیری مذهبی درونی، بیشتر از بیرونی و در دو جنس، یکسان بود. تفاوت میانگین نمرهی جهتگیری درونی با پذیرش فعالانهی مرگ، همبستگی مثبت (0.001P<) و با اجتناب از مرگ، همبستگی معکوس منفی معناداری داشت (0.17-/0.01p=). جهتگیری بیرونی، با ترس از مرگ و پذیرش با گریز، همبستگی مثبت معناداری نشان داد (0.001P<). تفاوت میانگین نمرهی هر دو جهتگیری مذهبی، برحسب جنسیت، وضعیت ﺗﺄهل و مذهب، معنادار نبود (0.001P>). بین ترس از مرگ و اجتناب از آن و پذیرش با گریز، برحسب جنسیت و از نظر پذیرش یا گریز با داشتن تجربهی دیدن مرگ، ارتباطی معنادار دیده شد (0.01p=). بین نگرش به مرگ و تجربهی مرگ خانواده، ارتباطی معنادار وجود نداشت (0.001p>). یافتهها نشان دادند که نوع جهتگیری مذهبی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با نگرش به مرگ و پذیرش یا گریز از آن، عاملی ﻣﺆثر بر سلامت افراد و کیفیت ارائهی مراقبت از بیماران محتضر، است.
رعایت اخلاق حرفه ای جز ماهیت ذاتی پرستاری است. رعایت موازین اخلاقی توسط پرستاران عاملی موثر در بهتر شدن عملکرد ارائه مراقبت از بیمار خواهد بود. این مطالعه با هدف تعیین عوامل تسهیل کننده و بازدارنده رعایت اخلاق حرفه ای از دیدگاه پرستاران انجام گردید. این مطالعه توصیفی مقطعی با مشارکت 367 پرستارشاغل در بیمارستانهای شهر مسجدسلیمان انجام گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه عوامل تسهیل کننده و بازدارنده رعایت اخلاق طراحی و روایی و پایایی شده توسط دهقانی بود. آنالیز داده ها با استفاده از spss22 انجام شد. ازدیدگاه پرستاران عوامل تسهیل کننده رعایت اخلاق در بعد مدیریتی نیروی پرسنلی کافی متناسب با تعداد بیماران(6/64%)، در بعد فردی وجودارتباطمناسببینفردیبینهمکارانوسایرتیمدرمان(3/60%) و در بعد بیماران رفتارمناسببیمارانباکارکنانپرستاری(1/59%) و مهمترین عوامل بازدارنده رعایت اخلاق در بعد مدیریتی عدم توجه به توانایی و مهارت پرسنل در حین تقسیم کار(2/71%)، در بعد محیطی شلوغ بودن و پر کار بودن بخش(6/69%) و در بعد فردی و مراقبتی کمبود وقت(4/66%) عنوان گردید. در این پژوهش بر اساس دیدگاه پرستاران مهم ترین عوامل تسهیل کننده و بازدارنده رعایت معیارهای اخلاق حرفه ای شناسایی گردید. با توجه به ضرورت اخلاق حرفه ای در عملکرد پرستاری، مدیران می توانند با بررسی های دوره ای در زمینه رعایت اخلاق حرفه ای از دیدگاه پرستاران و بیماران، وضع موجود رعایت اخلاق حرفه ای را بررسی کنند.
اخلاق حرفهای یکی از مطرحترین عناوین در پزشکی است که آموزشدهندگان یا اساتید نقشی بسزا در آموزش و سنجش آن ایفا میکنند. مطالعهی حاضر با هدف بررسی رعایت اخلاق حرفهای بین دستیاران جراحی بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز در سال 1398، به شیوهی خودسنجی طراحی و اجرا شد.این مطالعه، پژوهشی مقطعی بود. هر کدام از دستیاران، پرسشنامهی استاندارد را که شامل متغیرهای مورد نیاز پژوهش بود، تکمیل کردند. ۴۷ نمونهی بررسیشده، با توجه به تعداد جامعهی دستیاران جراحی بخشهای عمومی و ارتوپدی، به روش نمونهگیری سرشماری انتخاب و به مطالعه وارد شدند. از 47 نفر، 29 نفر دستیار جراحی بخش عمومی و 18 نفر دستیار جراحی بخش ارتوپدی بودند. رعایت اخلاق حرفهای در حد قابلقبول بود. بین حیطهی دانش و مهارت ارتباطی و دستیاران در دو بخش عمومی و ارتوپدی ارتباط معنادار وجود داشت (P<0.05). بین رعایت اخلاق حرفهای و دستیاران در دو بخش عمومی و ارتوپدی نیز ارتباط معنادار وجود داشت (P<0.05). شاخص احترام به دیگران، با میانگین 08/6±66/1 بیشترین میانگین را به خود اختصاص داد و شاخص مهارتهای بینفردی و اجتماعی با میانگین 48/4±17/2 کمترین میانگین را داشت. با توجه به آنکه قرارگیری اخلاق حرفهای در قوانین و مقررات ازجمله عوامل مهم و حیاتی در رشد و توسعهی اخلاق است؛ در نهایت، باید نهادینهسازی اخلاق حرفهای در برنامهی استراتژیک و راهبردی در کانون توجه سیاستگذران قرار گیرد و ساختار، نحوهی آموزش و ارزشیابی اخلاق حرفهای بازنگری شود.