4 نتیجه برای مرتضوی
سید محمد جواد مرتضوی، محمد علی سجادی، زهرا هاشمی،
دوره 1، شماره 2 - ( مردادماه 1387 )
چکیده
پزشکی مدرن و روشهای امروزی بهداشت و توسعهی سلامت تا حد زیادی مدیون آموزههای پیامبر اکرم (ص) و دانشمندان بزرگ اسلامی است، اما متأسفانه قسمت اعظم این خدمات همچنان برای مردم دنیا ناشناخته باقی مانده است. برای مثال، خدمات حکما و اندیشمندان مسلمانی همچون ابن سینا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی و الزهراوی موجب پیدایش پیشرفتهای شگرفی در علوم مختلف پزشکی گردید که چندین قرن به منزلهی موتور محرکی برای گسترش مرزهای دانش پزشکی در اروپا عمل نمود. الطب النبوی (طب پیامبر) مجموعهای از دستورات پزشکی است که توسط مسلمین بهعنوان یک جایگزین برای سیستم پزشکی یونانی (منشأ گرفته از طب جالینوس Galen ) مورد استفاده قرار گرفته است. در حقیقت، نگارندگان طب النبی افراد مذهبی و غیر پزشکی بودند که با استفاده از آیات قرآن و شیوهی زندگی رسول اکرم (ص) این دستورات را جمعآوری نموده بودند. اگر چه طب النبی در ابتدا بهعنوان یک جایگزین برای طب یونانی مطرح شده بود، اما بعدها بزرگانی نظیر الذهبی (Adh-Dhahabi ) کوشیدند تا طب عربی- اسلامی را با طب یونانی ممزوج نمایند. از این رو، این دسته از اندیشمندان مسلمان تعالیم بقراط (Hippocrates) و جالینوس (Galen) را نیز علاوه بر پزشکان مسلمان مورد استناد قرار دادهاند. اما از سوی دیگر تقریباً تمام روشهای درمانی پیشنهاد شده توسط اندیشمندانی همچون جلال الدینی السبوطی (متوفی 1505 میلادی) بر اساس دانش پزشکی در زمان رسول اکرم(ص)، که از قرآن کریم، سنت حضرت رسول، احادیث روایتشده از ایشان و روشهای درمانی رایج در جوامع اسلامی اولیه منشأ گرفته بود، است. با توجه به شواهد موجود، استفاده از ویژگیهای درمانی حنا، زیتون و مسواک از جمله اقدامات درمانی در طب النبی است که بهخوبی مستند سازی شدهاند. این درحالی است که برخی دانشمندان غربی کوشیدهاند تا از اساس و بنیان منکر توجه اسلام به پزشکی و مقولهی سلامت گردند. نقطهی اوج این دیدگاه افراطی و غیر علمی در نوشتههای مانفرد اولمان (Manfred Ullman ) دیده میشود. وی در کتاب خود تحت عنوان «طب اسلامی» اشاره میکند که ظهور حضرت رسول اکرم (ص) موجب بروز هیچ تغییری در وضعیت پزشکی نشد و در قرآن نیز با وجود آنکه پرسشهای بسیاری در مورد زندگی انسان بیان گردیده و قوانین زیادی مطرح شده است، در هیچ کجای آن نه به پزشک اشارهای شده است و نه به دانش پزشکی. روشن است که مطابق مستندات انکارناپذیر، این اظهارنظرهای ناآگاهانه یا مغرضانه تا چه حد از حقیقت دور است. اظهار نظرهایی نظیر آنچه اولمان در خصوص اسلام و پزشکی و نقش مسلمین در توسعهی دانش پزشکی اظهار داشته است، در نوشتههای بسیاری از دیگر نویسندگان دنیای غرب نیز وجود دارد. در این نوشتار کوشش شده است تا علاوه بر تشریح نقش پزشکی نبوی در پیشرفت دانش پزشکی، ریشههای تلاش غرب برای نادیده انگاشتن نقش اسلام و پزشکان مسلمان در توسعهی دانش پزشکی مورد بحث قرار گیرند.
زهرا هاشمی، محمد جواد مرتضوی،
دوره 1، شماره 3 - ( شهریور ماه 1387 )
چکیده
در اسلام زندگی انسان بهقدری ارزش دارد که قرآن کریم نجات جان یک انسان را با نجات جان تمامی انسانها برابر میداند. از سوی دیگر، در این مکتب الهی زندگی افراد متعلق به آنها نبوده و جان انسان بهعنوان امانتی الهی قلمداد میشود که حفظ آن از واجبات غیر قابل انکار است. از جمله مواردی که اخلاق پزشکی در دنیای مدرن با آن رو به رو شده است، مسألهی خودکشی با همکاری پزشک و اتانازی (Euthanasia) یا همکاری آگاهانه با بیمار در پایان بخشیدن به زندگی پر درد و رنج وی است. دیدگاههای فلسفی و اخلاقی ادیان مختلف در خصوص انجام اتانازی متفاوت است. از دیدگاه مکاتب انسانمحور و غیرالهی، بیمار برای رهایی از درد میتواند آگاهانه مرگ خود را انتخاب نماید و بهرهمندی او از حق مرگ باعزت و بیدرد همانند حق زندگی باعزت است. این باور در بسیاری از موارد اجرای اتانازی یا قتل ترحمآمیز را توجیه نموده و آن را قانونی کرده است. با این وجود، در اکثر کشورها، از منظر دین و قانون، اتانازی امری مطرود بهشمار میآید. انجمن جهانی پزشکی World Medical Association (WMA) در بیانیهی خود بر اساس سوگندنامهی بقراط، اتانازی را به هر شکلی محکوم کرده و آن را غیراخلاقی میداند. لذا توجه بیشتر به مسائل اخلاقی پزشکی یک ضرورت اجتنابناپذیر است. این نوشتار با بهرهگیری از آیات و روایات دیدگاههای اسلام را در مورد قتل ترحمآمیز تشریح نموده و آن را با دیدگاههای اخلاق پزشکی نوین مقایسه مینماید.
سید محمد جواد مرتضوی، نسرین شکرپور،
دوره 3، شماره 1 - ( آذرماه 1388 )
چکیده
امروزه حتی در کشورهای صنعتی و پیشرفته ارتقای علمی اساتید زن با چالشهای بسیاری مواجه است. در این ارتباط با وجود اینکه تعداد دانشجویان دختر در این کشورها هر ساله در حال پیشرفت بوده است، در طی دو دههی گذشته تنها تغییر بسیار اندکی در رتبههای علمی اساتید پزشکی زن آنها صورت گرفته است. همچنین موارد متعددی از تبعیض جنسیتی (sexual discrimination) و حتی آزارهای جنسی (sexual harassment) در استادان زن کشورهایی نظیر آمریکا گزارش شده است. بدین ترتیب، برخی محققان در این کشورها از وجود موانع جدی اما نامریی بر سر راه ارتقای علمی اساتید زن تحت عنوان سقف شیشهای (Glass Ceiling) یا زمین چسبناک (Sticky Floor) یاد کردهاند. در این مطالعه با در نظر گرفتن این نکته که در ایران بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرصتهای قابل توجهی برای ورود زنان بهعنوان جمعیتی تأثیرگذار در تمامی عرصههای علمی فراهم گردیده است، برای اولین بار در کشور روند ارتقای علمی اساتید زن در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بهعنوان یکی از بزرگترین دانشگاههای کشور بررسی گردیده است. در این راستا به تمامی عوامل تأثیرگذار بهویژه عوامل اجتماعی و اقتصادی توجه شده است. بدین منظور 100 نفر از اعضای هیأت علمی زن نسبت به تکمیل پرسشنامههایی که قبلاً روایی و پایایی آنها تأیید شده بود، اقدام نمودند. بهعلاوه، اطلاعات دقیق مربوط به ارتقای مرتبهی دانشگاهی تمامی 627 نفر عضو هیأت علمی (شامل 220 زن و 407 مرد) شاغل در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در ابتدای نیمسال دوم سال تحصیلی 88- 1387 جمعآوری گردید. نتایج حاصله نشان دهندهی کوتاه بودن چشمگیر مدت زمان توقف برای ارتقا به مرتبهی علمی بالاتر در اعضای هیأت علمی زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. همچنین میانگین زمان توقف در مرتبهی استادیاری و دانشیاری برای اعضای هیأت علمی زن کوتاهتر از همتایان مرد آنها بود (P<0.01). با توجه به یافتههای این مطالعه و گزارشهای رسمی منتشره در ایالات متحده، درصد بزرگتر از این نسبت در دانشکدههای پزشکی ایالات متحدهی آمریکاست. به همین ترتیب، سهم زنان در مدیریت گروههای آموزشی و همچنین تصدی معاونت دانشکدههای مختلف در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بسیار بزرگتر از سهم زنان در دانشکدههای پزشکی آمریکا میباشد. یافتههای این مطالعه به خوبی بهتر بودن وضعیت ارتقای مرتبهی دانشگاهی استادان زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز را در مقایسه با همتایان مرد آنها و حتی نسبت به همتایان زن آنها در برخی از دانشگاههای کشورهای توسعه یافتهی غربی که وجود نوعی سقف شیشهای در آنها برای ارتقای اعضای هیأت علمی زن گزارش شده است، نشان میدهد.
معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفهای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامههای آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است. پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحبنظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشتههای علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی، بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی نظر سنجی شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج مطالعه بیانگر ضرورت ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ، مهارت محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.