17 نتیجه برای مردانی
مرجان مردانی حموله، هایده حیدری،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده
در عدالت سازمانی مطرح میشود که باید با چه شیوههایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند بهصورت عادلانه با آنها رفتار شده است و شامل حیطههای عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی است. رفتار مدنی سازمانی نیز رفتاری است که به قصد کمک به همکاران یا سازمان بهوسیلهی یک فرد انجام میگیرد. لذا با توجه به اهمیت این دو متغیر، هدف این پژوهش تعیین رابطهی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در کارکنان بیمارستان میباشد.
این مطالعه از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعهی پژوهش شامل کلیهی کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان و نمونهی تحقیق شامل 180 نفر از این کارکنان میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی ساده در سال 1387 انتخاب شدهاند. اطلاعات از طریق پرسشنامههای روا و پایا شدهی عدالت سازمانی و رفتار مدنی سازمانی جمعآوری شده و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها نشان دادند که عدالت سازمانی و اجزای آن با رفتار مدنی سازمانی و اجزای آن همبستگی مثبت معنیدار دارد و فرضیهی پژوهش مورد پذیرش قرار گرفت. لذا از آنجا که رابطهی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در این پژوهش به خوبی مشخص شده است، کاربرد عدالت سازمانی و نحوهی بهکارگیری آن، جهت افزایش رفتار مدنی سازمانی کارکنان، الزامی است.
مرجان مردانی حموله، عزیز شهرکی واحد،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
خطاهای کاری از موارد غیرقابل اجتناب در کلیهی حرفهها از جمله حرفههای بهداشتی و درمانی است و کنترل خطاهای کاری در پرستاری مهم است. لذا هدف این مطالعه تعیین موانع گزارش دادن خطاهای کارکنان پرستاری از دیدگاه آنها میباشد. این پژوهش از نوع توصیفی و مقطعی است. 92 نفر از کارکنان پرستاری شاغل در بیمارستان فاطمه الزهرا (س) نجف آباد اصفهان به روش سرشماری در سال 1387 در این تحقیق شرکت نمودند. دادهها از طریق پرسشنامهای پژوهشگر ساخته و روا و پایا شده، بهصورت خود ایفا جمعآوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS و آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شدند.
6/95 درصد پرسنل پرستاری اظهار داشتند که گزارش دادن خطاهای کاری ضرورت دارد. در این میان، موانع گزارش دادن خطاهای کاری از دیدگاه آنان با در نظر گرفتن حداکثر نمرهی 5، در حیطهی مربوط به کارکنان پرستاری با میانگین نمره 31/0 ± 13/4 و در حیطهی مدیریت پرستاری با میانگین نمره 66/0 ± 65/3 اعلام شد. همچنین بیشترین میانگین نمره در حیطهی مربوط به کارکنان با وجود مسائل قانونی در این زمینه (64/4) و در حیطهی مدیریت با نامتناسب بودن واکنش مدیران پرستاری با شدت اشتباه (27/4) مرتبط دانسته شد. با توجه به ضرورت گزارش خطاهای کاری در حرفهی پرستاری، تلاش جهت رفع موانع موجود در این زمینه از سوی کارکنان و مدیران پرستاری الزامی است.
مرجان مردانی حموله، عزیز شهرکی واحد، سودابه حامدی شهرکی،
دوره 3، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1389 )
چکیده
هدف این پژوهش بررسی کیفی دیدگاهها، نگرشها و احساسات متخصصان پزشکی در رابطه با تبلیغ و مسائل اخلاقی مرتبط با آن است. بدینمنظور 12 متخصص پزشکی (پوست، مو و زیبایی؛ جراحی؛ غدد؛ ارتوپدی؛ چشم) با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات با استفاده از مصاحبهی عمیق فردی صورت گرفت. دادههای کلامی، پس از آنکه کلمه به کلمه ثبت شدند مورد تحلیل محتوی قرار گرفتند. تحلیل نتایج به روش کلایزی در هفت مقوله قرار گرفت و نتایج بهدست آمده نشان داد که پزشکان، تبلیغات پزشکی موجود را به دو صورت مناسب و نامناسب (اخلاقی و غیراخلاقی) دستهبندی کرده، موافق تبلیغ مناسب (اخلاقی) هستند. پزشکان مورد بررسی ضمن اینکه به شیوههای تبلیغی وقوف مطلوب داشتند شیوههای تبلیغی در ایران را اخلاقیتر ارزیابی کردند. پزشکان مورد بررسی دلیل استفادهی برخی از پزشکان از شیوههای تبلیغی نامناسب را روحیهی سودجویی، چشم و همچشمی، نیازهای اقتصادی و شهرتطلبی قلمداد کرده، در عین حال اعتقاد داشتند که بهترین تبلیغ برای پزشک انجام دقیق و کامل فعالیتهایی است که در جامعه برای پزشکان در نظر گرفته شده است. در مجموع پزشکان در برخی تخصصهای پزشکی، وجود تبلیغات نامناسب را رایجتر میدانند و بهطور کلی تبلیغات نامناسب و غیراخلاقی را دون شأن و موقعیت پزشکان میدانند.
احترام ابراهیمی، مرجان مردانی حموله، هایده حیدری، محمد محبوبی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
یکی از مهمترین شرایط برای عملکرد مؤثر سازمانها، فراهم بودن عامل انسانی است. در این میان، حمایت اجتماعی یک عامل روانشناختی مهم در محیط کار میباشد که بر عملکرد نیروی انسانی تاثیرگذار است. لذا این مطالعه با هدف تعیین حمایت اجتماعی درک شده در بعد پشتیبانی عاطفی در میان کارکنان بیمارستان انجام شد. در این مطالعهی مقطعی، 120 نفر از کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان به روش نمونهگیری در دسترس جهت بررسی انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای مشخصات فردی و حمایت اجتماعی که محقق ساخته بود، انجام شد. روایی ابزار با استفاده از روایی محتوا و پایایی آن با روش بازآزمایی اخذ شدند و در نهایت دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون مجذورکای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد، حمایت اجتماعی درک شده در بعد پشتیبانی عاطفی از سوی همکاران با میانگین نمرهی 9/0 ± 34/3 بیشتر از حمایت اجتماعی درک شده در همین بعد از سوی مدیران با میانگین نمره 88/0± 58/2 بوده است. همچنین، بین حمایت اجتماعی در بعد پشتیبانی عاطفی با مشخصات فردی مثل سن و سابقهی کار مطابق آزمون Chi-square دو رابطهی معنیدار آماری وجود داشت (P<0/05). با توجه به آنکه حمایت اجتماعی از کارکنان بیمارستان برای عملکرد مؤثر سازمانی الزامی است، مدیران بیمارستانها میتوانند از طریق تحکیم روابط خود با کارکنان بر افزایش کارایی آنها مؤثر باشند.
مرجان مردانی حموله، احترام ابراهیمی، مهرداد مستغاثی، ترانه تقوی لاریجانی،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
توجه به عدالت سازمانی برای کارکنان بیمارستانها حائز اهمیت فراوان است و از سوی دیگر استرس شغلی میتواند سلامت آنها را به مخاطره اندازد. این مطالعه با هدف تعیین رابطهی بین عدالت سازمانی و استرس شغلی در کارکنان یک بیمارستان منتخب دولتی در شهر اصفهان انجام شده است. در این مطالعه همبستگی، نمونه شامل 150 نفر از کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان بود. نمونهگیری به روش در دسترس در 3 ماه اول سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه مشخصات فردی، پرسشنامه عدالت سازمانی و پرسشنامه استرس شغلی بودند. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. مطابق یافتهها، میزان استرس شغلی کارکنان بهترتیب 12 درصد (18 نفر) در سطح شدید، 4/39 درصد (59 نفر) در سطح خفیف و 6/48 درصد (73 نفر) در سطح متوسط بوده است. همچنین، نتایج تحقیق نشان داد بین عدالت سازمانی در حیطهی عدالت تعاملی با استرس شغلی رابطهی منفی و معنیدار وجود داشته است (18/0r=- و 03/0P=). با توجه به یافتهها توجه به مفهوم عدالت سازمانی جهت کاهش میزان استرس شغلی کارکنان بیمارستانها ضروری است.
علی اکبر امین بیدختی، ابراهیم مردانی،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده
عدالت سازمانی، بهدلیل تأثیرات مهم بر نگرش و رفتارهای کارکنان دارای اهمیت ویژهای است. از طرفی، کیفیت زندگی کاری بالا بهعنوان پیشنیاز اساسی توانمندسازی منابع انسانی مورد نیاز در سیستمهای مراقبت بهداشتی شناخته شده است. هدف این مطالعه تعیین ارتباط عدالت سازمانی درکشده با کیفیت زندگی کاری کارکنان بیمارستان بود. در این مطالعه توصیفی و همبستگی، نمونه شامل 268 نفر از کارکنان یک بیمارستان دولتی در شهر اهواز بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای مشخصات جمعیتشناختی، عدالت سازمانی Niehoff و Moorman و کیفیت زندگی کاری گردآوری شدند. سپس با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل گردیدند. کیفیت زندگی کاری کارکنان به ترتیب در 2/64 درصد (172 نفر) در سطح متوسط، 16 درصد (43 نفر) در سطح نسبتاً مطلوب، 13 درصد (35 نفر) در سطح نامطلوب و 8/6 درصد (18 نفر) در سطح مطلوب قرار داشت. دیگر یافتهها نشان داد بین ادراک عدالت سازمانی در حیطههای توزیعی و رویهای با کیفیت زندگی کاری ارتباط مثبت و معنیدار وجود دارد. از آنجا که بین عدالت سازمانی درکشده با کیفیت زندگی کاری ارتباط معنیدار وجود داشته است، مدیران بیمارستانها باید به مفهوم عدالت سازمانی که کیفیت زندگی کاری را افزایش میدهد، توجه نمایند.
ملیحه کدیور، مرجان مردانیحموله،
دوره 8، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1394 )
چکیده
بایستههای اخلاقی در زمینهی سرطانهای کودکان، یکی از مهمترین مسائل مطرح در خدمات پزشکی است. هدف این مطالعه، واکاوی این مسأله بود. مطالعهی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شده است. نمونهی معرفی شده، یک دختر 13 ساله است که 5 سال پیش برای وی تشخیص سرطان تخمدان چپ داده شده بود. بیمار اظهار کرد که از طرف خانواده، پزشکان و سایر کارکنان درمانی در جریان بیماری و نوع عمل جراحی قرار نگرفته است. همچنین، خانواده خبر بیماری فرزندشان را انکار میکردند. با این حال، بیمار برای سازگار شدن با شرایط پیش آمده تلاش میکرد. در نهایت، وی پس از شیمیدرمانی و جراحی بهبود یافت. یافتههای مطالعه نشان داد که کارکنان درمانی میتوانند در جهت سازگاری بهتر کودک مبتلا به سرطان و خانوادهی وی با در نظر داشتن بایستههای اخلاقی مرتبط با بیماری، همکاری کنند. این امر با فراهم کردن منابع حمایتی برای کودکان مبتلا به سرطان و خانوادههای ایشان میسر میشود
ملیحه کدیور، مرجان مردانی حموله، نسرین نژادسروری، محمد قرگزلو،
دوره 8، شماره 4 - ( آبان ماه 1394 )
چکیده
نقص ایمنی توأم شدید یک نشانگان نقص ایمنی اولیه و ارثی است که با نقص شدید لنفوسیتهای T و نقص متغیر در شمار لنفوسیتهای B، نمایان میشود. هدف این مطالعه، ارزیابی جنبههای اخلاقی در مدیریت بالینی کودکان مبتلا به نقایص ایمنی ترکیبی شدید بود. مطالعهی حاضر بر اساس نمونهای واقعی در گراند راند ماهانهی اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شد. نمونهی معرفیشده، یک شیرخوار پسر با تشخیص نقص ایمنی توأم شدید بود. کودک 6 ماهه، سابقهی عفونتهای مکرر از اوایل شیرخوارگی و بستریهای مکرر در بیمارستان داشت. والدین او منسوب و از سطح پایین اجتماعی - اقتصادی جامعه بودند. وی فرزند چهارم خانواده بود که فرزند اول و دوم خانواده، دختر و سالم بودند. فرزند سوم خانواده پسری بود که با عفونتهای گسترده در پی واکسیناسیون در بدو تولد دچار مشکلات پیاپی شده و در نهایت فوت کرده بود. از سوی پزشک معالج، مسألهی پیوند مغز استخوان برای کودک معرفیشده مطرح شد، اما همسایهی کودک به والدین او، توصیه جهت مراجعه به فرد دعاگویی که بسیاری از او شفا گرفتهاند، کرده است.
درمان بهموقع مبتلایان به نقایص ایمنی توام شدید، باعث کاهش عوارض و بهبود کیفیت زندگی بیمار میشود. در این چارچوب انجام غربالگری و ارزیابیهای زودهنگام نوزادان، توجیه اخلاقی پیدا میکند. در عین حال، باید به جوانب اخلاقی موضوع، مانند بیتوجهی به معیارهای علمی ضرورت انجام تست، تحمیل هزینههای غیرمعقول به خانوادهی کودک، عدم ارائهی اطلاعات کافی و قابل درک به خانوادهی کودک و نادیده گرفتن رضایت آنان به انجام تست و ارائهی درمان، عدم دسترسی عادلانه به امکانات تشخیصی و درمانی و عدم توجه به خودمختاری کودک عنایت داشت. با این وجود، کارکنان عرصهی سلامت میتوانند در موارد خاص، خدمات درمانی و مراقبتی خود را با رویکردی اخلاقی و حمایتی و با در نظر داشتن تمام ابعاد جسمی و روانی برای مبتلایان به نقایص ایمنی و خانوادههای آنان اجرا کنند.
ملیحه کدیور، منصوره مدنی، مرجان مردانی حموله، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده
نارسایی مزمن کلیوی وضعیتی تهدیدگر برای زندگی نوزادان است که خانوادههای آنان را نیز تهدید میکند. بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان تحت فشارهای جسمی، روانی و اجتماعی زیادی قرار میگیرند. بنابراین، به خدمات تسکینی و حمایتی نیازمند میشوند. بهعلاوه، اخلاق نقش مهمی در مراقبت از این بیماران و خانوادههای آنان دارد. هدف این مطالعه، شناسایی رویکردی اخلاقی در زمینهی فراهمسازی خدمات طبی، تسکینی و حمایتی برای نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان است. مطالعهی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شدهاست. نمونهی معرفی شده، یک نوزاد پسر با تشخیص نارسایی کلیه بود که در ارزیابیهای انجام شده، هیدرونفروز دوطرفهی شدید و کیستهای متعدد کلیوی، همراه با کراتینین بالا یافت شد. در بررسیهای بعدی همچنان فیلتراسیون گلومرولی پایین و فشارخون بالا وجود داشت. پزشکان پس از انجام دیالیز صفاقی اولیه، تعبیه کاتتر دیالیز صفاقی مداوم سرپایی (Continuous ambulatory peritoneal dialysis: CAPD) را تحت عمل جراحی برای انجام دیالیز مستمر پیشنهاد دادند تا در صورت رسیدن شیرخوار به سن بالاتر، کاندید پیوند کلیه شود. اما والدین رضایت ندادند و بیمار را با رضایت شخصی ترخیص کردند که چند هفته بعد، نوزاد در منزل فوت کرد. بهنظر میرسد کارکنان درمانی نیازمند بهکارگیری راهبردهای کارآمد اخلاقی جهت ارائهی خدمات طبی، حمایتی و تسکینی به نوزادان مبتلا به نارسایی مزمن کلیه و خانوادههای آنان هستند. این خدمات، علاوه بر خدمات تسکینی و مراقبتی جهت خانواده و بیمار، شامل حمایت روانی و یاری به خانوادهی بیمار در اتخاذ تصمیمی میشود که کمترین ضرر را عاید بیمار کند.
مرجان مردانی حموله، معصومه ایرانشاهی، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده
در ادبیات پرستاری، پریشانی اخلاقی بهعنوان یک مشکل اساسی شناخته شده است که پرستاران در کلیهی سیستمهای مراقبتی با آن رو به رو هستند. پریشانی اخلاقی، یکپارچگی حرفهی پرستاری و در نهایت کیفیت مراقبت از بیمار را تهدید میکند. هدف مطالعهی حاضر، تعیین سطوح پریشانی اخلاقی کارکنان پرستاری شاغل در بیمارستانهای شهر ملایر بود. در این مطالعهی توصیفی- مقطعی، 195 نفر از کارکنان پرستاری شاغل در بیمارستانهای شهر ملایر در سال 1394 مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات بهوسیلهی پرسشنامهی استاندارد پریشانی اخلاقی گردآوری شدند. تحلیل دادهها بهوسیلهی آمار توصیفی و استنباطی (آزمونهای Ch-square و Independent t-test) و با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 18 انجام شد. یافتهها نشان داد که 88 نفر (1/45%) از کارکنان پرستاری دارای پریشانی اخلاقی در سطح متوسط بودند و در درجات بعدی، سطوح پریشانی اخلاقی آنان در حد بالا (62نفر، 8/31%) و پایین (45 نفر، 1/23%) بودند. مهمترین عوامل ایجادکنندهی پریشانی اخلاقی برای کارکنان پرستاری شامل مراقبت و درمان غیر استاندارد به دلیل کمبود درمانگر و مراقبتدهنده (21/0±6/6)، اجرای دستورات پزشک برای آزمایشها، درمانها و مراقبتهای غیرضروری (12/0±6) و انجام هر اقدامی بدون شایستگی حرفهای انجام آن (22/0±9/5) بودند. همچنین، از میان مشخصات جمعیتشناختی، بین تجربهی پریشانی اخلاقی در کارکنان پرستاری با جنس (001/0P=)، بخش محل خدمت (01/0P=) و سابقهی کار (001/0P=) آنان، ارتباط معنیدار آماری دیده شد. نتایج بهدست آمده از این مطالعه، گویای آن است که توجه به مقولهی پریشانی اخلاقی برای کارکنان پرستاری بسیار مهم است که این امر باید توسط متولیان حرفهی پرستاری، مدیران خدمات پرستاری و اساتید این رشته مدنظر قرار گیرد
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
دغدغهها و نگرانیهای اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران بهعنوان موضوعی در خور بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمهی داشتن سیاست عینی و خطمشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، داشتن آگاهی و شناخت کافی دربارهی عوامل ایجادکنندهی آنهاست. در مطالعهی حاضر تلاش شده تا شواهد گزارششده در مطالعات داخل کشور دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آنها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعهی انجامشده دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعهی اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناساییشده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در ذیل سه مجموعهی ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاستهای ارتقای علمی، تأمین بودجهی پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیتهای نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیتهای پژوهشی؛ ۳. عوامل فردی شامل مهارتهای پژوهشی، مدرکگرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجامشده در کشور آنچنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداختهاند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند دادهسازی و تحریف دادهها، بهویژه سرقت علمی، توجه کردهاند.
طلیعه خلیفی، نعیمه سیدفاطمی، مرجان مردانیحموله، حمید حقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
سلامت معنوی، سبب رسیدن به کمال در زندگی میشود. وقتی سلامت معنوی به خطر افتد، فرد احساس میکند معنای زندگیاش را از دست داده است. در حرفهی پرستاری، خدمات مراقبتی و سلامت معنوی به یکدیگر مرتبطاند؛ بنابراین، ضروری است برای ارائهی خدمات بهتر به بیماران، سلامت معنوی پرستاران ارتقا یابد. هدف تحقیق حاضر، تعیین تأثیر آموزش معنویت بر سلامت معنوی دانشجویان پرستاری بود. این مطالعهی نیمهتجربی، با مشارکت 76 دانشجوی کارشناسی پرستاری، در تهران، انجام شد. نمونهها به شیوهی تصادفی ساده، انتخاب و با روش تخصیص تصادفی، به دو گروه ۳۸نفرهی آزمون و کنترل، تقسیم شدند. مداخله برای گروه آزمون، طی چهار هفته، هر هفته یک جلسهی شصتدقیقهای، انجام شد. گروه کنترل، مداخلهای دریافت نکرد. چهار هفته پس از مداخله، از هر دو گروه، پسآزمون گرفته شد و محتوای ارائهشده به گروه آزمون، به گروه کنترل نیز، داده شد. پرسشنامهی تحقیق، مقیاس سلامت معنوی / پالوتزیان و الیسون بود. در تحلیل دادهها، آزمون تی مستقل، اختلافی معنادار را قبل از مداخله در نمرهی سلامت معنوی دو گروه، نشان نداد (0/62 P= و0/49- t=). در مرحلهی پسآزمون، میانگین نمرهی یادشده در گروه آزمون، در مقایسه با گروه کنترل، افزایش داشت (0/03 P<و 2/14-t= ). پس از مداخله، آزمون تی زوجی، بیانگر افزایشی معنادار در نمرهی سلامت معنوی دانشجویان گروه آزمون، بود (0/001 P< و 4/39- t=)؛ اما اختلافی در دانشجویان گروه کنترل در مراحل پیش و پس آزمون، دیده نشد (0/79 P= و 0/25- t=). آموزش معنویت، بر سلامت معنوی دانشجویان پرستاری مؤثر بود؛ پیشنهاد میشود به آموزش معنویت بهعنوان یکی از راهکارهای ارتقای سلامت معنوی دانشجویان توجه شود.
مرجان مردانی حموله، معصومه احمدی، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
همدلی، یکی از پیششرطهای اساسی پرستاری برای مراقبت مؤثر از بیمار است. از طرفی، معنویت نیز یک جزء مهم در روابط پرستار و بیمار به شمار میآید. هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط همدلی با نگرش معنوی در دانشجویان پرستاری بود. در این مطالعهی توصیفی و همبستگی، نمونهها ۲۷۲ نفر از دانشجویان پرستاری در سه دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران بودند که در سال ۱۳۹۶ به روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب شدند. دادهها با استفاده از فرم مشخصات جمعیتشناختی و ابزارهای روا و پایاشدهی همدلی و نگرش معنوی گردآوری، سپس با بهرهگیری از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و آزمون آنالیز واریانس) تحلیل شدند. میانگین نمرهی همدلی دانشجویان 982/106±65/14 بود که از میانهی نمرهی ابزار (۶۰)، بالاتر بود. همچنین، میانگین نمرهی نگرش معنوی آنان 79/115± 8/15 بود که از میانهی نمرهی ابزار (۸۶)، بیشتر گزارش شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، بین همدلی و نگرش معنوی، همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد (۰/۰01 ,p=۲۶۵ /۰r=). افزونبراین، در میان مشخصات فردی، بین همدلی با جنس، سال تحصیلی، معدل، علاقه به رشته و وضعیت اشتغال، ارتباط معنادار وجود داشت (۰/05p<)؛ بهعلاوه، بین نگرش معنوی با علاقه به رشته و وضعیت اشتغال نیز ارتباط معنادار به دست آمد (۰/05p<). نتایج پژوهش نیز، از این فرضیه که میان همدلی و نگرش معنوی ارتباط وجود دارد، حمایت میکند. ازآنجاکه بین همدلی و نگرش معنوی در دانشجویان پرستاری ارتباط معنادار وجود داشت، به نظر میرسد با ارتقای نگرش معنوی دانشجویان پرستاری، همدلی آنان نیز افزایش مییابد.
امیرحسین مردانی، علیرضا پارساپور، احسان شمسی گوشکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تولیدات علمی حوزهی اخلاق زیستپزشکی بر مبنای مقالههای فارسی انتشاریافته در مجلههای ایران پرداخته است. نتایج نشان دادند که پژوهشگران، طی سالهای 1382 تا 1396، درمجموع، ۱۲۳۸ مقالهی فارسی در این زمینه منتشر کردهاند. متوسط نرخ رشد سالیانهی انتشار مقالهها، 17/23 درصد است، اما این رشد از سال 1392 سیر نزولی یافته است. نرخ استنادپذیری مقالهها (0/4 به ازای هر مقاله) حکایت از اثرگذاری اندک آنها دارد. دانشگاههای علوم پزشکی شهیدبهشتی و علوم پزشکی تهران، بهترتیب، با انتشار ۳۶ درصد و ۳۳ درصد، بیشترین سهم را در انتشار مقالهها داشتهاند. پژوهشهای اخلاق زیستپزشکی، در قالب مقالههای فارسی، بهصورت میانرشتهای عمل کرده و پژوهشگرانی از رشتههای علوم پزشکی، پرستاری و حقوق، بیشترین نقش را در تألیف و انتشار آنها داشتهاند. موضوعات اخلاق پزشکی، آموزش پزشکی و اخلاق اسلامی، بهترتیب، موضوعات پرتکرار در مقالههای فارسیاند. تنها ۲۲ درصد از این مقالهها، بهصورت مستقیم، به حمایت مالی دانشگاهها و مراکز پژوهشی اشاره کردهاند.
زهرا عباسی، نعیمه سیدفاطمی، مرجان مردانی، ملیحه کدیور،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
این نامه به سردبیر فاقد چکیده است.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
پروندههای سوءرفتار پژوهشی رسیدگیشده در کمیتههای اخلاق در پژوهش، منابعی ارزشمند از دادههایی هستند که میتوانند برای مدیریت نمونههای احتمالی سوءرفتارها در آینده استفاده شوند. در این مطالعه، به بررسی نمونههای گزارششده در پروندههای سوءرفتار پژوهشی مختومشده در کمیتهی ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی ایران پرداخته شد تا مصادیق شایع سوءرفتارها و عوامل زمینهساز آنها، با توجه به فعالیتهای مختلف درون نظام پژوهش شناسایی شوند. مستندات صد پروندهی خاتمهیافته در کمیتهی ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی مربوط به سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ بررسی شدند. برای بررسی این مستندات، از روش پژوهش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. با اتخاذ یک رویکرد تحلیل جهتدار، مصادیق و همهی عوامل گزارششده در هر پروندهی سوءرفتار، استخراج و دستهبندی، سپس، برای عوامل گزارششده، روابط علت و معلولی تعریف شدند. در این پروندهها، ۲۱ مصداق سوءرفتار پژوهشی شناسایی شد که بیشتر آنها مربوط به فعالیتهای نامطلوب سطح خرد، بهویژه رعایتنشدن ملاحظات اخلاقی در فعالیتهای انتشار پژوهش بودند. در این پروندهها به اثرگذاری فعالیتهای نامطلوب سطح مزو در حوزههایی مانند نظارت بر پژوهش، آموزش استانداردها و مهارتهای پژوهشی، ساختار و فعالیت مدیریت مجلهها و فعالیتهای ساختار اداری و مالی پژوهش در دانشگاهها اشاره شده؛ اما به فعالیتهای سطح ماکرو و عملکرد نامطلوب نظام پژوهش در سرمایهگذاری و تخصیص منابع مالی برای پژوهشها پرداخته نشده است. میان عوامل شناساییشده در پروندهها، دوازده رابطهی علت و معلولی برای وقوع سوءرفتارهای پژوهشی تبیین شد که نشان میداد، عملکرد نامناسب عوامل موجود در سطوح مختلف نظام پژوهش، مانند ساختار اداری تصویب و پرداخت مالی پژوهش، زیرساختهای پژوهش، ارزیابی و آموزش پژوهش، مدیریت مجلهها و نظارت بر سوءرفتار پژوهشی و برخورد با آن میتوانند بر یکدیگر یا مسائل سطوح دیگر در نظام پژوهش اثر بگذارند و وقوع سوءرفتارها را تسریع کنند. یافتهی تأملبرانگیز و مشهود در این پروندهها، فقدان گزارش اطلاعات کافی دربارهی دلایل بروز سوءرفتار پژوهشی در مستندات و شواهد پروندهها بود.به نظر میرسد، تلاش کمیتههای اخلاق در پژوهش، برای رسیدگی به این سوءرفتارها، چندان بر آسیبشناسی و چرایی وقوع آنها متمرکز نیست. گزارش دلایل جزئی و دقیق ارتکاب چنین سوءرفتارهایی، در کنار مطالعات مستقل دیگر، اطلاعاتی مفید و مؤثر را برای تصمیمگیرندگان فراهم خواهد کرد.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
ازآنجاکه سوءرفتار پژوهشی میتواند بهعنوان واکنشی انطباقی در برابر محدودیتها و فشارها و خواستههای برآمده از کارکردهای نامناسب نظام پژوهش تلقی شود، برای مدیریت آن، باید فعالیتهای نظام پژوهش را در مسیر انتقال سیاستهای پژوهشی (سطح کلان) به برنامههای توسعهی پژوهش در مؤسسهها (سطح میانی) و اجرای پژوهش توسط پژوهشگران (سطح خرد) رصد و بررسی کرد. این مطالعه با اتخاذ چهارچوب تحلیلی کلان- میانی- خرد، وظایف و راهبردها و فعالیتهای شکلگرفته در سطوح سهگانهی نظام پژوهش علوم پزشکی کشور را روشن میسازد؛ ازاینرو، سیاستگذاریهای کلان پژوهش (سطح کلان) تا برنامههای عملیاتی برای توسعهی پژوهش در دانشگاهها و مراکز پژوهشی (سطح میانی) و پژوهشگران بهمنزلهی انجامدهندگان پژوهش (سطح خرد) را در کانون توجه قرار میدهد. برای این منظور، سه سطح تحلیلی نظام پژوهش با توجه به مفروضههای این چهارچوب، تبیین و تعریف شدند. با تحلیل محتوای کیفی متون مربوطه، فعالیتهایی که در این سطوح میتوانستند برای تأمین سلامت پژوهش مفید باشند، شناسایی و در قالب راهبردهایی مختلف ارائه شدند. یافتهها نشان داد، نظام پژوهش بر اساس چهارچوب تحلیلی موجود، یک نظام کلانِ صرف، بدون توجه به میانکنشِ بخشهای آن نیست، بلکه نظامی است که تعامل و اثرگذاری میانبخشی اجزاء در آن وجود دارد. این رویکرد میتواند تمرکز و وضوح و توانمندی بررسی سوءرفتارهای پژوهشی را ارتقا دهد و با بهکارگیری سطوح خُرد و میانی و کلان میتواند چالشهای موجود در جریان تعامل فعالیتها و عملکردهای مختلف نظام پژوهش و درهمتنیدگی آنها را دنبال کند.