47 نتیجه برای مریم
مریم عزیزی، سمیه ماهروزاده، نازیلا نیک روان فرد،
دوره 1، شماره 3 - ( شهریور ماه 1387 )
چکیده
امروزه تحولات فرهنگی موجب افزایش نگرانی افراد نسبت به وضعیت ظاهری خود و تقاضا جهت انجام اعمال جراحی زیبایی گردیده است؛ همچنین تبلیغات گسترده و پیشرفتهای اخیر در انواع تکنیکها در این افزایش تقاضا مؤثر بودهاند. تبلیغاتی که در آن هر نوع اصلاحی قابل دستیابی بهنظر میرسد، سبب پایهریزی انتظارات نادرست در افراد شده و ماهیت واقعی جراحی پلاستیک را مخدوش نموده است. در اینگونه مداخلهها، دادخواست خطای پزشکی زمانی مطرح میشود که بیمار از نتیجهی جراحی رضایت کامل ندارد. بنابراین، با توجه به حساستر بودن جراحیهای زیبایی نسبت به سایر جراحیها، تدوین استانداردهای حرفهای مراقبت توسط مدافعین این رشته و کمیتههای اخلاق ضروری بهنظر میرسد. برای نگارش این مقاله از مقالات مرتبط بهدست آمده از جستوجو با واژگان کلیدی استفاده شد.
پیشبینی این مسأله که تا چه حد افزایش تقاضا برای اعمال جراحی زیبایی، پزشکان را برای رعایت ملاحظات اخلاقی قبل از انجام جراحی تحت فشار قرار خواهد داد، بسیار مشکل بهنظر میرسد. الزام اخلاقی واضح آن است که جراحی پلاستیک فقط زمانی انجام شود که نیاز واقعی به آن وجود داشته و ملاحظات کافی در مورد آن انجام شده باشد. در واقع، ضروری است که برای هر جراحی بهطور مجزا اطلاعات مربوط به جراحی، کلیهی عوارض احتمالی عمل و انتخابهای جایگزین بهطور مکتوب در اختیار بیمار قرار گیرد و علاوه بر آن بهطور شفاهی نیز توضیحات لازم داده شود تا بیمار بهنحو واقعبینانهتری جهت جراحی اقدام نماید. بنابراین، باید چارچوب دقیق و استانداردشدهای موجود باشد تا پزشکان مطابق با آن عمل کرده و بهترین اقدام را در جهت مصلحت بیمار و بر اساس موازین اخلاقی و حقوقی و علیرغم تعارض منافع موجود انجام دهند.
مریم عزیزی، پونه سالاری، سمیه ماهروزاده،
دوره 2، شماره 1 - ( فروردین ماه 1388 )
چکیده
ابتلا به ویروس HIV یکی از مسائل مطرح در دنیای امروز است. تعداد زنان مبتلا به این ویروس در سراسر جهان در حال افزایش است. نکتهی قابل توجه این است که اکثریت این افراد از بیماری خود بیاطلاع بوده و در صورت باردار شدن، احتمال انتقال ویروس به فرزندان آنان وجود دارد. درحال حاضر در بعضی از کشورها غربالگری زنان باردار از نظر ابتلا به ویروس HIV اجباری گردیده است. در کشور ایران نیز پیشنهاداتی در مورد اجباری شدن یا داوطلبانه بودن چنین آزمایشی در زنان باردار ارائه شده است. در این مقاله با استفاده از رویکرد اخلاقی، به بحث در این زمینه پرداخته میشود.
در ابتدا با کلید واژههای مادر باردار، ایدز، مسائل اخلاقی و انتقال عمودی، جستوجو در سایتهای مختلف نظیر
Google scholar, Medline, Web of Sciences, BMC, Salamatiran انجام شده و سپس اطلاعات جمعآوری شده، بازنگری و تحلیل شدند.
غربالگری روتین HIV در دورهی بارداری معمولاً به سختی میتواند با رضایت آگاهانه سازگار شود. منافع بالقوهی کودکان متولد نشده و مادران آنها باید با اصل اخلاقی احترام به استقلال افراد هماهنگ شود تا مادران بتوانند داوطلبانه و با آگاهی کامل تصمیم بگیرند. غربالگری HIV در تمام زنان باردار باید همراه با مشاوره، بهصورت داوطلبانه و بهعنوان یک استاندارد مراقبتی انجام شود؛ و مشاوره قبل از آزمایش باید با ارائه اطلاعات ضروری همراه باشد.
مریم عزیزی، پونه سالاری،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده
میزان زایمان سزارین در دههی گذشته در سراسر جهان افزایش قابل توجهی داشته است. انتخاب مادر برای زایمان شیوهی سزارین از عوامل مؤثر در این افزایش است. چنین افزایشی، بهویژه در زنانی که اندیکاسیون طبی ندارند، بحثهایی را در جامعهی پزشکی ایجاد کرده است. در مقالهی حاضر سعی شده است چنین تضادی با استفاده از رویکرد اخلاقی حل شود. بر اساس تجزیه و تحلیل انجام شده، در صورت درخواست مادر برای زایمان به شیوهی جراحی، باید این مسأله به دقت بین وی و پزشک مورد بحث قرار گرفته و چهار عنصر اصلی کاربردی اخلاق پزشکی، شامل سود رسانی، ضرر نرساندن، حفظ اتونومی بیمار (شامل رضایت آگاهانه و امتناع آگاهانه)، عدالت و صداقت، در نظر گرفته شوند. اگر درخواست آگاهانه باشد، یعنی اگر زن باردار اطلاعات صحیح و کامل را در مورد خطرات و جایگزینهای زایمان طبیعی دریافت کند، زایمان سزارین طبق درخواست وی میتواند صورت گرفته و بحث کمتری نیز ایجاد میشود. اما پذیرش زایمان سزارین طبق درخواست مادر، همواره باید بهعنوان استثناء و بر اساس شرایط فردی خاص انجام شود.
زینب پیمانی، زهرا اسدی کلمه، مریم شرافت، فرزاد محمودیان،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
از مهمترین اصول اخلاق حرفهای و پزشکی و حقوق بیمار، حفظ و رعایت شأن و منزلت وی بهعنوان یک انسان است. همواره میبایست مریض را در چرخهی درمان، در جایگاه انسانی نگریست و از نگاه ابزارگرایانه به او پرهیز نمود. در این میان، حفظ و کنترل پوشش بدن بیمار بهخصوص در جریان فرایند اعمال جراحی و مراحل مختلف آن، در راستای تأمین و احترام به اصل شأنیت، (respect dignity) ازحقوق بدیهی بیماران است. این تحقیق براساس مشاهدات اولیهی نویسندگان از وضعیت موجود اتاقهای عمل و بخشهای مراقبتهای ویژهی بیمارستانها پایهریزی شد که در آنها مسائلی خلاف حقوق بیماران به چشم میخورد؛ از جمله حضور بسیاری افراد جنس مخالف، در مشاغل مختلف بر بالین بیمار برهنه. برای ارزیابی بهتر این وضع بهصورت جزئی، به بررسی و تحلیل آمار حضور افراد غیرهمجنس با بیمار در سِمَت تکنسین اتاق عمل در دو مرکز بهداشتی - درمانی پرداختیم. در مجموع، آمار جراحیهای 1763 بیمار استخراج و تحلیل شد. در بیمارستان اول 35 درصد و در بیمارستان دوم 39 درصد جراحیها امن و بدون حضور تکنسین جنس مخالف صورت میپذیرد. آمارها معادل 1 درصد جمعیت شیراز را در سال از لحاظ برهنگی در اتاق عمل در مقابل تکنسین جنس مخالف، آسیبپذیر نشان میدهد. در ادامهی مقاله به تشریح یکی از راهکارهای پیشنهادی پرداخته میشود که اگرتوزیع پرسنل موجود، منطبق با جنسیت بیماران انجام پذیرد، میتوان آمار برهنگی در مقابل تکنسین جنس مخالف را از 1 درصد به 6/0 درصد کاهش داد.
لاله سلیمانیزاده، سکینه میری، فرزانه سلیمانیزاده، نیلوفر ظفرنیا، مریم عسکریزاده ماهانی، مصطفی جوادی،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
اسکیزوفرنی بهعنوان یکی از شدیدترین بیماریهای روانی، اختلالاتی در عملکرد شغلی و اجتماعی به همراه دارد که فشار زیادی بر بیمار، خانواده و ارائهدهندگان خدمات وارد میکند. در درمان این بیماری، طیف وسیعی از مشکلات و چالشهای اخلاقی پیش روی متخصصان وجود دارد. هدف از این مقاله شرح اجزای رضایت آگاهانه و کسب توانایی تصمیمگیری جهت درمان و همچنین روشهایی برای ارتقاء توانایی این بیماران در ارائهی رضایت آگاهانه است. مراقبت از بیماران روانی با چالشهای اخلاقی زیادی همراه است و در این بیماران، توجه به اصول اخلاقی مانند احترام به استقلال، سودمند بودن، صداقت و عدالت ضروری است. کسب رضایت آگاهانه از بیماران اسکیزوفرن چالشهای اخلاقی فراوانی بهدنبال دارد؛ در عین حال میتواند بهعنوان یک محافظ قانونی، ارتباط بین بیمار و متخصص را بهبود بخشد. همچنین، در شفافسازی انتخابها، ارزشها، اولویتها و تصمیمگیری مستقل و آزادانهی بیماران در درمان بیماری کمک کند و این رضایت در مواردی مانند تستهای تشخیصی، بستری شدن یا قطع یک دارو در ارتباط بین روانپزشک و بیمار کاربرد دارد که باید در جهت سودرسانی به بیمار باشد.
روانپزشکان در ارائهی مراقبتها به دلیل ماهیت بیماریهای روانی با چالشهای اخلاقی فراوانی روبهرو میشوند. درک این موارد از نظر اخلاقی در حیطهی عملکرد بالینی، به روانپزشکان کمک میکند تا در فعالیتهای روزمرهی بالینی به روش محترمانه و مبتنی بر اعتماد خدمات خود را به بیماران روانی ارائه کنند که در نهایت به ارائهی بهتر مراقبت بالینی منجر میشود.
حسین اترک، شهلا اترک، مریم ملابخشی،
دوره 3، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1389 )
چکیده
مقالهی حاضر اشاره به روش اخلاقی حکمای اسلامی چون فارابی، ابنسینا، مسکویه، خواجه نصیر طوسی، نراقیها و دیگران دارد که در کتابهای اخلاقی خویش روش تهذیب نفس را با روشی طبی بیان کردهاند که متأثر از طب سنتی است. همانطور که در علم طب برای بدن دو حالت صحت و مرض وجود دارد و ملاک صحت، اعتدال مزاج و ملاک مرض، خروج از اعتدال است، در علم اخلاق نیز برای روح دو حالت صحت و مرض در نظر گرفته میشود که ملاک صحت و سلامت روح، اعتدال قوای نفس و ملاک مرض خروج از اعتدال به جانب افراط و تفریط است. از اعتدال قوای نفس فضایل اخلاقی و از افراط و تفریط آنها رذایل اخلاقی پدید میآید. همانطور که طبیب ابتدا با شرح حال گرفتن از مریض در صدد تشخیص بیماری، علل و اسباب آن بر میآید، عالم اخلاق نیز این مراحل را برای درمان مرض روحی طی میکند. همانطور که در طب مراحل مختلف معالجه از طریق غذا، دارو، پادزهر و جراحی وجود دارد، در اخلاق نیز این مراحل وجود دارد. همانطور که طبیب برای درمان بیماری دارویی را تجویز میکند که ضد بیماری است در اخلاق نیز برای درمان رذایل اخلاقی، عملی تجویز میشود که ضد آن رذایل است.
جمال خانی جزنی، لیلا نیکویی نژاد، مریم علیجانی،
دوره 3، شماره 5 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
مریم عباسی نژاد، علی جعفریان، فریبا اصغری، علیرضا پارساپور، محمدرضا ظفرقندی،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده
یکی از تظاهرات رعایت حق اتونومی بیماران در عمل اخذ رضایت آگاهانه قبل از هر اقدام تهاجمی است. در حال حاضر در ایران، فرایند اخذ رضایت آگاهانه پیش از اقدامات جراحی، محدود به امضای یک برگه است و این برگه اغلب اطلاعات اختصاصی هر عمل جراحی را تشریح نمیکند و فرصت کافی برای مطالعهی آن به بیماران داده نمیشود. نویسندگان برای اصلاح این رویه برگههای اطلاعات اختصاصی را برای هر یک از انواع عمل جراحی تدوین کردهاند که با هدف بررسی اثر بخشی ارائهی این برگهها به بیماران در ارتقاء دانش و رضایتمندی آنها این مطالعه اجرا شد. به 110 نفر از بیمارانی که جهت انجام جراحیهای الکتیو، در بخشهای جراحی 1 و 3 و 4 و 5 بیمارستان امام خمینی (ره) و جراحی 3 بیمارستان سینا بستری شده بودند، پیش از انجام عمل جراحی، برگههایی حاوی اطلاعات اختصاصی پیرامون عملهای جراحی مختلف ارائه شد و نحوهی استفاده از آن به عهدهی خود بیمار گذاشته شد؛ سپس بعد از عمل جراحی و در نزدیکترین زمان ممکن به ترخیص، با استفاده از پرسشنامهی شفاهی، با آنان مصاحبه به عمل آمد. در مقطع زمانی دیگری با 110 بیمار دیگر مشابه از نظر شرایط مکانی و بیماری بدون دادن برگهی حاوی اطلاعات، بعد از عمل جراحی، و در نزدیک ترین زمان ممکن به ترخیص، مصاحبه شد. پرسشنامه شامل سؤالات تشریحی پیرامون آگاهی آنان از بیماریشان و عمل جراحی مورد نظر بود و نیز از میزان رضایت آنها از اطلاعاتی که در اختیارشان قرار گرفته بود سؤال شد.
میانگین نمرهی آگاهی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 8/48 درصد، و در بیماران گروه کنترل، معادل 6/44 درصد از 100 درصد بود. ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی عمل جراحی به بیماران گروه مداخله، تأثیر معنیداری بر آگاهی کلی بیماران نداشت (140/0 P=) و فقط آگاهی آنان را نسبت به عوارض جانبی عمل جراحی خود بالا برد (001/0< P). همچنین، رضایتمندی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 2/60، و در بیماران گروه کنترل، معادل 4/56 از 100 بود و ارائهی برگههای اطلاعات تأثیر معنیداری بر رضایتمندی کلی بیماران نداشته (166/0 P= ) و رضایتمندی آنان را فقط در مورد اطلاعاتی که در خصوص دورهی نقاهت پس از عمل جراحی در اختیارشان گذارده شده بود، افزایش داد (033/0 P=). با توجه به اینکه ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی موضوع این مطالعه، در مجموع نمیتواند به تنهایی باعث افزایش آگاهی و رضایتمندی بیماران شود، پیشنهاد میشود که پزشکان در روند اخذ رضایت از بیماران، به ارائهی یک برگه بسنده نکرده و وقت کافی جهت توضیح پیرامون نوع بیماری و جنبههای مختلف آن به بیماران اختصاص دهند.
مهناز سنجری، فرزانه زاهدی، مریم اعلاء، مریم پیمانی، علیرضا پارساپور، کیارش آرامش، سادات سید باقر مداح، محمد علی چراغی، غضنفر میرزابیگی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
پرستاری یکی از ارکان مهم سیستمهای خدمات بهداشتی - درمانی در هر کشور است. خدمات پرستاری میتواند بهطور مستقیم بر پیامد سلامت و بیماری و شاخصهای مرتبط با آن مؤثر باشد. تدوین کدهای اخلاقی متناسب با فرهنگ و مذهب جامعه راهکار مناسبی جهت بهبود کیفیت خدمات پرستاری مورد انتظار ذینفعان میباشد. در دهههای اخیر پرداختن به مقولات اخلاق و تدوین راهنماهای اخلاقی از مهمترین اولویتهای حوزهی سلامت در کشور ماست و آیین اخلاق پرستاری نیز در این راستا و با هدف ارائهی چارچوب و راهنمای تصمیمگیریهای مبتنی بر اخلاقیات در پرستاری تدوین شده است.با توجه به نیاز کشور در این زمینه، با بهرهگیری از نظرات صاحبنظران حوزهی پرستاری و اخلاق پزشکی و تشکیل کارگروههای مختلف، این آیین در سال 89 تدوین شد. آیین اخلاق پرستاری ایران با 12 ارزش و 71 آیین اخلاقی - حرفهای در دومین نشست شورای عالی اخلاق پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مورخ 16 اسفند 89 به تصویب نهایی رسید. این آیین در 12 مورد به مفاهیم ارزشی نظیر حفظ شأن و کرامت انسانی، پایبندی به تعهدات حرفهای، پاسخگویی، حفظ حریم خصوصی بیماران، ارتقاء صلاحیت علمی و عملی و احترام به استقلال فردی میپردازد. همچنین، در این مجموعه «پرستار و جامعه» با 9 بند، به پرستاری مبتنی بر جامعه، سلامت افراد و نقش پرستار در بحران میپردازد؛ «پرستار و تعهدات حرفهای» با 14 بند، پرستار را در تیم حرفهای و وظایف حرفهای وی ترسیم میکند؛ «پرستار و خدمات بالینی» با 23 بند ، پرستار را در عرصهی ارائهی خدمات بالینی و تصمیمگیریهای مراقبتی یاری میدهد؛ «پرستار و همکاران تیم درمانی» با 15 بند ، ارتباط پرستاران با همکاران، مدیران و مسؤولیتهای مدیران را بازگو میکند؛ «پرستار، آموزش و پژوهش» با 10 بند دستورالعملهای اخلاقی در حوزهی آموزش و پژوهش، ارتباط استاد و دانشجو را ارائه میدهد.
طاهره مقدس، مریم مؤمنی، مژگان بقایی، شهرام احمدی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده
پرستاران نقش مهمی در مراقبت از بیماران رو به مرگ دارند. پرستاران بهخاطر ماهیت شغلی خود بیش از سایر افراد با بیماران رو به مرگ و تقاضای آنان برای انجام اتانازی مواجه میشوند؛ با این وجود، مطالب کمی در مورد نگرش پرستاران در مورد اتانازی شناخته شده است. هدف از مطالعهی حاضر تعیین نگرش پرستاران بخشهای ویژه در مورد اتانازی است در این مطالعهی توصیفی- تحلیلی 91 پرستار شاغل در بخش مراقبتهای ویژه واقع در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در مطالعه شرکت کردند. نگرش پرستاران در مورد اتانازی بهوسیلهی Euthanasia Attitude Scale ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری (T-test) و ANOVA و مدلهای تعمیمیافتهی خطی بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 16 تجزیه و تحلیل شدند.اکثر پرستاران (5/83 درصد) نسبت به اتانازی نگرش منفی داشتند و با آن موافق نبودند. در تجزیه و تحلیل تکمتغیری، هیچ ارتباط آماری معنیداری بین عوامل فردی و نگرش پرستاران یافت نشد. در حالیکه در تجزیه و تحلیل رگرسیونی سن (029/0 P<) و وضعیت استخدام (004/0 P <) بهطور معنیداری با نگرش پرستاران در مورد اتانازی مرتبط بودند. نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که اکثر پرستاران اتانازی را تحت هیچ شرایطی قابل قبول نمیدانند. با وجود مشاهدهی ارتباط معنیدار مستقیم آماری بین نگرش پرستاران با سن کمتر نمونهها و وضعیت استخدام رسمی آنان، نتیجهگیری دقیقتر نیازمند بررسی سایر متغیرهای مداخلهگر نظیر آگاهی و عملکرد و نقش پرستاران خواهد بود.
حسین اترک، مریم ملابخشی،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده
یکی از مسائل مطرح در اخلاق پزشکی، مسألهی حقیقتگویی به بیمار است. امروزه، دیدگاه غالب در میان پزشکان، ضرورت حقیقتگویی به بیمار است و دروغگویی یا کتمان حقیقت جایز نیست. ولی بهنظر میرسد مطلق و بیقید و شرط دانستن اصل حقیقتگویی قابل قبول نباشد و گفتن هر حقیقتی به هر کسی و در هر شرایطی جایز نیست. گرچه اصل اول در اخلاق، حقیقتگویی است، در برخی شرایط نیز کتمان حقیقت و حتی دروغگویی جایز است. از نظر عقل و شرع، دروغگویی در موارد اکراه، اضطرار (که شامل دفع ضرر جانی، مالی و آبرویی از خود و دیگران است) و دَوَران امر بین دو محذور، جایز است. بهنظر نگارنده، در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان و جلب همکاری و کسب رضایت بیمار ضروری است و نیز در موقعیتی که حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، لاعلاجی بیماری و زمان نزدیک مرگ اوست، بیان حقیقت با وجود ضررهای احتمالی، ضروری است. اما در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان ضرورت ندارد و حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، چیزی غیر از زمان مرگ و لاعلاجی بیماری اوست، مانند حقایقی از قبیل سختی و خطرناکی بیماری، زنده نبودن همراهان بیمار در تصادف، مشکلاتی که در بیرون از بیمارستان برای بیمار یا خانوادهاش ایجاد شده، پیشآگهی احتمالی از مدت زمان زنده بودن بیمار و تشخیصهای احتمالی غیرقطعی، اگر بیان حقیقت برای بیمار ضرر داشته باشد، کتمان حقیقت و حتی دروغگویی از باب دفع ضرر جانی از بیمار جایز است.
مریم پیمانی، فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 5 - ( مهرماه 1391 )
چکیده
در اواخر دهه 1960 برخی از مقالات پزشکی به بیان زجر شدید بیماران بدحال مبتلا به بیماریهای لاعلاج، بهدلیل انجام مکرر فرایند احیای قلبی - ریوی (CPR) پرداختند. این موضوع حاکی از آن بود که با وجود اثربخشی فرایند احیا در نجات جان بیماران مبتلا به ایست قلبی - تنفسی، لیکن کاربرد معمول آن برای همهی بیماران، مشکلاتی را بهوجود آورده بود. مروری بر مطالعات نشان میدهند که طرز برخورد با بیمارانی که در روزها و ساعات پایانی عمر خود بهسر میبرند همواره برای کادر درمانی از جمله پزشکان و پرستاران، یک معضل محسوب شده و تصمیمگیری در مورد ادامهی اقدامات درمانی در این بیماران، یکی از مهارتهای اساسی مورد نیاز کادر سلامت است. چالشهای علمی، اخلاقی، دینی و حقوقی متعددی در این حیطه وجود دارد که گاه تصمیمگیری را دشوار میسازند. در این مطالعه، ضمن مرور کلی مطالعات منتشرشده در زمینهی عدم احیا در جوامع مختلف در 30 سال اخیر که طی آنها دیدگاههای کادر درمانی بهداشتی اعم از پزشک و پرستار با یکدیگر مقایسه شدهاند، سعی شده است با نگاهی جدید موضوع از دیدگاه اسلامی بررسی شود. همچنین، راهنماهای بالینی که در زمینهی عدم احیا توسط کشورهای مختلف مانند آمریکا، انگلستان و عربستان سعودی تهیه شده است نیز مورد کنکاش قرار گرفتند. برای جستوجوی این مطالعات، منابع اطلاعات کتابشناسی الکترونیکی و پایگاههای معتبر اینترنتی متعدد استفاده شد و نیز جستوجوی دستی از منابع ذکر شده در برخی مقالات حاصله صورت پذیرفت. نتایج مطالعه نشان میدهد علیرغم مطالعات متعددی که در نقاط مختلف دنیا در زمینهی DNR صورت پذیرفته است، کماکان پزشکان و کادر پزشکی در این امر با چالش مواجهند. در کشور ما، حسب ارزشها و اعتقادات دینی، این امر نیازمند تبیین دقیقتری است تا از سردرگمی تیم مراقبت در بالین بکاهد. ارزشها و عقاید پزشک و بیمار، ما را از متابعت صرف از راهنماهای سایر کشورها بازمیدارد و ضرورت تدوین دستورالعملی مبتنی بر فرهنگ ایرانی - اسلامی را واضح میسازد. آموزش و افزایش آگاهی گروههای مختلف ازجمله بیماران و عموم جامعه، شاغلان حرف پزشکی و مسؤولان و سیاستگذاران سلامت در تمام جوامع و بهطور خاص در کشور ما امری ضروری است.
محمدامین بهرامی، مریم اصمی، آزاده فاتحپناه، عارفه دهقانی تفتی، غلامرضا احمدی تهرانی،
دوره 5، شماره 6 - ( آذر ماه 1391 )
چکیده
هوش اخلاقی عبارت است از توانایی تشخیص درست از غلط، انتخاب درست و در نهایت رفتار مبتنی بر اخلاق. هدف پژوهش حاضر تعیین و مقایسهی سطح هوش اخلاقی اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بود. پژوهش حاضر پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که بهصورت مقطعی در سالهای 90-1389 انجام شده است. جامعهی پژوهش شامل اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشکدههای بهداشت و پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بود که تعداد 100 نفر از آنها به روش تصادفی طبقهبندی شده، نمونهگیری و وارد پژوهش شدند. دادههای مورد نیاز توسط پرسشنامهی معتبر Lennick و Kiel جمعآوری و با بهکارگیری نرمافزار SPSS نسخهی 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافتههای پژوهش اعضای هیأت علمی و کارکنان در 3 مؤلفهی درستکاری، بخشش و مسؤولیتپذیری دارای وضعیت خیلی خوب بودند. در مؤلفهی دلسوزی نیز اعضای هیأت علمی و کارکنان، بهترتیب دارای وضعیت خیلی خوب و خوب بودند. متغیر سن رابطهی معنیدار آماری با سطح هوش اخلاقی داشت (
P=0.04)، بهطوری که با افزایش سن، میانگین امتیاز هوش اخلاقی افراد کمتر از 50 سال افزایش یافته و در افراد بالای 50 سال مجدداً کاهش یافته است. سایر متغیرهای دموگرافیک (جنس، مدرک تحصیلی، سمت، سابقهی کار، سابقه مدیریت و دو شغله بودن) نیز رابطهی معنیداری با سطح هوش اخلاقی نداشتند. سطح مطلوب هوش اخلاقی اعضای هیأت علمی و کارکنان میتواند منجر به ایفای مؤثر نقش دانشگاه در توسعهی اخلاقی دانشجویان گردد. در عین حال میتوان از طریق رهیافتهایی نظیر تشویق رفتار مبتنی بر اخلاق، وضعیت موجود را ارتقاء داد.
سید محمدحسین منظورالاجداد، سید هاشم آقاجری، مریم ثقفی،
دوره 5، شماره 6 - ( آذر ماه 1391 )
چکیده
شیوع بیماریهای واگیر از جمله وبا و طاعون، از عوامل مهم مرگ و میر در دورهی قاجار بود و ضرورت مبارزه با این بیماریها یکی از دغدغههای مهم دولت بهشمار میرفت. اخذ دانش طب و داروسازی نوین از اروپا و ارتقا اطلاعات بهداشتی، یکی از راهکارهای جلوگیری از شیوع این بیماریها بود که با اقداماتی نظیر اعزام محصل به اروپا توسط عباس میرزا آغاز و با تأسیس دارالفنون به همت امیرکبیر ادامه یافت. با کمک معلمین اروپایی دارالفنون، طب و داروسازی نوین در ایران توسعه یافت اما گسترش آن با مخالفتهای گوناگونی در جامعه سنتی کشور همراه بود. در این پژوهش سعی بر این است تا با تکیه بر منابع، شکلگیری و گسترش داروسازی و داروخانه نوین و برخی موانع و مشکلات ایجاد شده در راه توسعه آن، مورد بررسی قرار گیرد.
احد فرامرز قراملکی، سیده مریم حسینی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
اخلاق ارتباط دو سویه با آموزش دارد. اولاً آموزش نیازمند اخلاق است و یکی از رسالتهای آن ترویج اخلاق است. اخلاقِ آموزش برحسب تصوری که از آموزش داریم تعریف میشود: اخلاق تدریس که آموزش را در یاددهی منحصر میکند اما اخلاقِ آموزش آن را به منزلهی فرایند تعاملی یاددهی و یادگیری طرح میکند. اخلاق آموزش در این تصور بر مسؤولیتهای اخلاقی عناصر دارای نقش در فرایند یاددهی و یادگیری در محیط سیصد و شصت درجهی آموزش اعم از مسؤولیت اخلاقی مؤسسههای آموزشی (مانند گروه، دانشکده و دانشگاه) و مسؤولیتهای اخلاقی اشخاص حقیقی مانند استادان و دانشجویان، تأکید میکند. رعایت اخلاق در آموزشِ حرفهی پزشکی باعث افزایش اثربخشی و سهولت در فرایند یاددهی-یادگیری و نیز امنیت روانی در یادگیرندگان میشود. بهدلیل پژوهشمحور بودن نظامهای آموزشی این مسؤولیتها شامل روابط حرفهای بین استاد راهنما، مشاور و دانشجو نیز میشود. مسؤولیتهای اخلاقی در آموزش را میتوان بر حسب رهیافت اخلاق حقوقمحور براساس وظایف اخلاقی در قبال حقوق افراد تدوین کرد. پایبندی به اخلاق در امر مقدس آموزشِ حرفهی پزشکی یک وظیفهی اخلاقی است. ثانیاً، اخلاق در ترویج و تحقق یافتن در محیط حرفهای محتاج آموزش مؤثر و نظاممند است. امروزه، اخلاق آموزش در مفهوم تربیت منش اخلاقی در همهی حرفهها بهویژه حرفهی پزشکی اهمیت یافته است. ترویج و تحقق اخلاق در محیط عینی حرفهی پزشکی، چه در رهیافت سازمانی مانند اخلاقِ بیمارستان و مراکز درمان و چه در رهیافت فردی در مناسبات گروه درمان و بیمار محتاج اصول، مبانی، فرایندها و فنونی است که باید با رهیافت علمی بهدست آیند. تولید و توسعهی مدیریت و برنامهریزی آموزش اخلاق پزشکی برای ترویج اخلاق در حرفهی پزشکی ضروری است. در مدیریت و برنامهریزی آموزشی دو مسألهی عمده وجود دارد: اثربخشی و کارایی. آموزش اخلاق در حرفهی پزشکی شامل آموزش آشکار و رسمی برای دانشجویان پزشکی و آموزشهای غیرمستقیم برای حرفهمندهای پزشکی میشود. مهمترین مسأله در آموزشِ اخلاق افزایش کارایی و اثربخشی آن در هر دو محیط یادشده است. اگر در آموزش اخلاق فرایندها، مبانی و فنون اثربخش و کارا باشد، بهرهوری افزایش یافته و موجب توسعه و تعالی آموزش میشود، و اگر چنین نباشد، ممکن است ترویج بداخلاقی را درپی داشته باشد. در این مقاله اصول افزایش اثربخشی و کارایی را به تفصیل میآوریم.
محمد علی چراغی، شهرزاد غیاثوندیان، مریم اسماعیلی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
دانشگاهها نقش مهمی در تعلیم و تربیت متناسب با انتظارات ذی نفعان و جامعه باید داشته باشند. تعلیم و تربیت فرایندی پویاست که نقش مهمی در تربیت افراد برای پذیرش مسؤولیت در آینده و زیر بنایی برای تأمین سبک زندگی سالم در ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی در جامعه انسانی فراهم میکند. در این میان، اساتید دانشگاه از جایگاه خطیر و ویژهای در تعلیم و تربیت مبتنی بر بایستههای اخلاقی برای دانشجویان برخوردارند. این مطالعه با هدف تبیین نقطه نظرات دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد بایستههای اخلاقی یک استاد نمونه انجام شده است.
مطالعهای کیفی با رویکرد آنالیز محتوی از نوع استقرایی-قراردادی بهکار گرفته شد که به کنکاش در خصوص نقطهنظرات دانشجویان مبتنی بر فلسفه طبیعتگرایانه میپردازد. شرکتکنندگان در این مطالعه، 19 نفر دانشجوی مشغول به تحصیل در رشتههای مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران بودهاند. جهت جمعآوری دادهها از روش مصاحبههای فردی عمیق نیمهساختارمند استفاده شده است. یافتهها با استفاده از رویکرد آنالیز محتوای قراردادی تحلیل شدهاند.
نتایج حاصل از مطالعه منجر به شناسایی سه تم اصلی شامل ادراک جوهرههای اخلاقی در سکنات استاد، ویژگیهای عینی اخلاقی استاد بهعنوان یک الگو و آموزش اخلاق حرفهای در حین تعلیم و تربیت شد. تم اول شامل دو زیر تم طهارت در قضاوت و لطافت در گفتار بود. تم دوم نیز دارای سه زیر تم با عنوان احترام به زمان دانشجو، احترام به شخصیت دانشجو و تواضع و فروتنی بود.
بر اساس یافتههای حاصل از مطالعه میتوان دریافت که تمامی سکنات اساتید مورد رصد مرتب دانشجویان است. از این رو، اساتید نه تنها وظیفهی آموزش دانشجویان از طریق مهارتهای تدریس را بر عهده دارند، بلکه ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی اساتید، بهعنوان الگوهای مؤثر بر سبک زندگی و تفکر دانشجویان مؤثر بوده و نقش مهمی را در تربیت نسل کاری آینده ایفا میکند.
مریم زاهدی، امید آسمانی، حسین محمودیان،
دوره 8، شماره 4 - ( آبان ماه 1394 )
چکیده
در سالهای اخیر آمار سزارین در کشور افزایش چشمگیری داشته است. تیم درمان بهخصوص پزشکان متخصص بهعنوان قشری فرهیخته و مورد مشورت عموم جامعه، میتواند نقش مؤثری در کنترل منطقی آمار سزارین داشته باشد؛ این کنترل از نظر پزشکی، اقتصادی، ارتباط پزشک-بیمار و ... بار و ارزش اخلاقی دارد. در این راستا، در این مطالعه سعی شده است به تعیین آگاهی و نگرش دستیاران پزشکی نسبت به انجام سزارین انتخابی در مقایسه با زایمان طبیعی جهت تبیین میزان انطباق نگرش دستیاران با سیاست وزارت بهداشت پرداخته شود.
در این مطالعهی توصیفی- مقطعی، دستیاران رشتههای ماژور دانشکدهی پزشکی شیراز (داخلی، جراحی، زنان و زایمان، اطفال) توسط پرسشنامهای محققساخته، مورد مصاحبه قرار گرفتند؛ روایی صوری، محتوا و پایایی پرسشنامه بررسی و تـأیید شد. دادهها بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
ضریب آلفای کرونباخ 77/0 بود. 108 دستیار با میانگین سنی 89/32 در مطالعه شرکت داشتند، 53 نفر دارای سابقهی حداقل یکبار زایمان خود یا همسرشان با میانگین رضایت 5/9 و 3/6 از 10 برای زایمان طبیعی و سزارین بودند. میانگین امتیاز سؤالات آگاهی 5/3، نگرش 6/3 و عملکرد 3/3 از 5 بود. ارتباط متغیر جنسیت با بعد آگاهی و متغیر رشتهی تخصصی با ابعاد سهگانه و نوع زایمان با دو بعد نگرش و عملکرد معنیدار بود. بهنظر 3/34 درصد از دستیاران، «اجباری کردن آموزش همگانی مادران باردار» اولویت اول در کاهش آمار سزارین بود که با بعد آگاهی نیز ارتباط معنیدار داشت. آموزش مؤثر مادران در دوران بارداری از راهکارهای اصلی کاهش آمار سزارین است. با توجه به نقش و تأثیر اجتماعی آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان متخصص در انتخاب نوع زایمان توسط مادران باردار، ارتقای برنامههای آموزشی دورهی تخصصی در راستای تحقق سیاستهای جدید وزارت بهداشت، در جهت کاهش آمار سزارین ضرورت دارد.
مریم مالمیر، داریوش فرهود، محمد خان احمدی،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده
ژنتیک اجتماعی زمینهای پژوهشی - کاربردی است و بر آن است نقش متغیرهای ژنتیکی را در تعاملات و جبرگرایی ساختار اجتماع که گونهها را تحت تأثیر قرار میدهد، بررسی کند. ژنتیک اجتماعی گسترهای از خدمات، از تشخیص اختلالات مادرزادی و ژنتیکی، مشاورهی ژنتیکی، پیشگیری و غربالگری تا سیاستگذاریهای کلان در این زمینه را در بر میگیرد. نقطهی هدف ژنتیک اجتماعی، جوامع است و پزشکان جامعهنگر با توجه به ویژگیهای خاص هر جامعه به اولویتبندی در ژنتیک پزشکی اقدام میکنند. در این بین باید اصول اخلاقی در ژنتیک پزشکی را نیز در نظر بگیرند. از این رو، هدف از بررسی حاضر، بررسی اولویتبندی ژنتیک اجتماعی در جامعهی ایران است.
با توجه به بررسیهای انجامشده، اولویتهای خدمات ژنتیک اجتماعی در ایران با استفاده از چندین بعد قابل ارزیابی است. این ابعاد بهترتیب دربرگیرندهی مواردی دربارهی شدت و نوع بیماری، امکان تشخیص، پیشگیری و درمان، شیوعشناسی، نگرش به بیماری، مسائل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، و دیگر موارد هستند. برای تحقق فعالیتهای ژنتیک اجتماعی، باید علاوه بر توجه به اولویتهای ذکرشده، 4 اصل اخلاقی در ژنتیک پزشکی (خودمختاری، سودمندی، نازیانمندی و برابری) مورد توجه خاص قرار گیرند
مریم کریمی نقندر، نسرین توکلی، فریبا برهانی، محدثه محسن پور،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده
چکیده
برای داشتن عملکرد اخلاقی در پرستاری، در درجهی اول پرستاران باید ابعاد و مسائل اخلاقی را در حرفهی خود شناخته و نسبت به آن در تمام ارتباطات و مداخلات پرستار- بیمار حساس باشند. این حساسیت باید از ابتدای آموزش در دانشجویان شکل بگیرد تا نظام سلامت پایههای محکم و قوی داشته باشد. قرار گرفتن در محیط بالینی و آموزشی هر کدام بهنحوی بر حساسیت اخلاقی تأثیرگذار است. هدف از این مطالعه تعیین و مقایسهی میزان حساسیت اخلاقی دانشجویان سال سوم و چهارم پرستاری و پرستاران شاغل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد در سال 1393 است. در این مطالعهی توصیفی - مقطعی از پرسشنامهی حساسیت اخلاقی Lutzen استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به فرمول حجم نمونه 110 نفر در هر گروه نمونهگیری شدند. نمونهگیری از دانشجویان سال سوم و چهارم بهصورت تصادفی و از پرستاران در دو مرحله (مرحلهی اول خوشهای و مرحلهی بعد تصادفی ساده) انجام شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی با نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
میانگین و انحراف معیار نمرهی حساسیت اخلاقی در پرستاران 36/0±33/3 و دانشجویان پرستاری 35/0±27/3 بود و مقایسهی این دو گروه با آزمون آماری Independent T-test اختلاف معنیدار نشان نداد (05/0<P و 06/1-=t و 218=df). میانگین نمرهی حساسیت اخلاقی بر حسب ویژگیهای دموگرافیک تفاوت آماری معنیدار نداشت. میزان حساسیت اخلاقی در دانشجویان پرستاری و پرستاران دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد از حد مطلوبی برخوردار بود که این میتواند بهعنوان نقطهی قوتی برای برنامهریزان سیستم سلامت محسوب شود
مریم ثقفی،
دوره 8، شماره 6 - ( اسفند ماه 1394 )
چکیده
جغرافیا و نجوم از جمله کهنترین و متداولترین علوم سنتی بهشمار میآیند که از قدیمترین دوران تا روزگار معاصر تداوم یافته و پیوستگی آنها با دانش طب همواره مورد توجه بوده است. این پیوستگی در نجوم، مشتمل بر تقویمهای نجومی و پیشبینی زمان سعد و نحس برای درمان بیماریها و در بستر جغرافیایی، شامل ارتباط سلامت و بیماری انسان با عوامل محیطی بوده است که در گذر زمان رو به تکامل نهاد و به صورت شاخه جغرافیای پزشکی نمود یافت.
در جستار حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهکارگیری متون تاریخی و تقویمهای نجومی، نقش عبدالغفار نجمالملک، منجمباشی دربار ناصری و معلم جغرافیا و نجوم مدرن دارالفنون در تحول علوم مذکور مورد ارزیابی قرار میگیرد. مقاله حاضر ضمن پاسخگفتن به این مساله، میکوشد تا علل توفیق نجمالملک در تحول دانش جغرافیا و عدم موفقیت وی در دگرگونسازی تقویمهای سنتی عهد قاجار را بررسی کند.