8 نتیجه برای معین
فریبا حاجی علی، محدثه معینیفر،
دوره 4، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1389 )
چکیده
هر یک از ادیان الهی دارای اصول و قواعد ویژهای برای انتساب طفل به پدر ومادرش میباشند که مسائل مستحدثهای همچون تلقیح مصنوعی و شبیهسازی، بر اساس همان قواعد و اصول تبیین میشوند. مقالهی حاضر بهطور موردی، اصول کلی دین یهود را در انتساب طفل به پدر و مادر بررسی کرده، مسألهی نسب طفل شبیهسازی شده را بهطور خاص موضوع پژوهش قرار میدهد.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد که عالمان یهود، ضمن رد رابطهی همسانی(دوقلوهای ژنتیکی)، به بحث نسب فرزند حاصل از این فرآیند میپردازند. ایشان در مورد منشأ انتساب طفل شبیهسازی شده به پدر، نظرات گوناگونی دارند. دیدگاه اول این است که اگر اهداکنندهی مادهی ژنتیکی مرد باشد، عنوان پدری برای وی تحقق مییابد. اما در دیدگاه دوم، اگر رابطهی جنسی، میان زوجین صورت نگرفته باشد، عناوین والدینی نیز تحقق نخواهد یافت. عالمان یهود در مورد منشأ انتساب طفل شبیهسازی شده به مادر نیز نظرات گوناگونی ارائه دادهاند. طبق دیدگاه اول، صاحب رحم، مادر قانونی طفل شبیهسازیشده محسوب میشود. در دیدگاه دوم، بهدلیل قانونی بودن وجود دو مادر برای طفل، در دین یهود، اگر اهداکنندهی مادهی ژنتیکی (صاحب سلول) زن باشد، میتواند در کنار صاحب رحم، مادر طفل شناخته شود.
فریبا حاجی علی، محدثه معینیفر،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده
هر یک از ادیان الهی دربارهی شبیهسازی دیدگاههای مختلفی را ارائه دادهاند. دین یهود نیز به مسألهی شبیهسازی پرداخته و هر دو نوع آن را مورد بررسی قرار داده است. مقالهی حاضر بهطور موردی دیدگاه عالمان یهود را دربارهی شبیهسازی درمانی و مولد بررسی کرده است.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد که آنان در شبیهسازی درمانی، سه دیدگاه متفاوت حرمت، جواز و وجوب را طرح نمودهاند. اما در شبیهسازی مولد انسان دو دیدگاه حرمت و جواز را مطرح نموده و دلایلی را برای دیدگاههای خود بیان میدارند. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و با استفاده از کتب و مقالات فارسی و لاتین و نیز بهرهگیری از پایگاههای اینترنتی مربوط صورت گرفته است.
محدثه معینی فر،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده
مقالهی حاضر، بهطور موردی، بهدنبال بررسی دیدگاههای دو آیین دین مسیحیت یعنی ارتدوکس و پروتستان دربارهی موضوع شبیهسازی و بررسی دلایل هر یک از این گروهها در ممنوعیت یا عدم ممنوعیت آن است. هر دو آیین، شبیهسازی اعم از مولد و درمانی، را ممنوع اعلام کرده و دلایلی نیز برای نظر خویش اقامه نمودهاند. تنها فرقهی لیبرال از آیین پروتستان است که شبیهسازی درمانی را جایز دانسته و در مورد شبیه-سازی مولد هم نظر صریح و بیپردهای را اعلام نکرده است. در یک جمعبندی کلی، باید اذعان نمود که هرچند نمیتوان با استناد به تمامی این دلایل شبیهسازی مولد را ممنوع دانست، اما شبیهسازی درمانی با استناد به همان دلیل حفاظت از حق حیات ممنوع است و اتخاذ چنین استراتژیای از دیدگاه این دو آیین، نشاندهندهی انسجام درونی در آموزههای دین مسیحیت نسبت به هر دو نوع شبیهسازی است، زیرا هر دو گونه را ممنوع شمرده است.
مصطفی معین،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
ارزشهای اخلاقی و اجتماعی شالوده و اساس شاخههای مختلف علوم را تشکیل میدهد و دانش پزشکی بهطور خاص از دیر باز با علم اخلاق، ارزشهای اخلاقی و اخلاق حرفهای در همآمیخته است. اگرچه قدمت طولانی طب و اخلاق پزشکی در شکل سنتی آن با تاریخ جامعهی بشری برابری میکند، ولی سابقهی اخلاق زیستی و بهکار گیری اصول آن در برخورد با مسائل جدید و پیچیده و چند بعدی بهداشتی- درمانی در جنبههای گوناگون اخلاقی، حقوقی، فلسفی، علمی، فرهنگی و اجتماعی به چند دهه اخیر بر میشود. در پزشکی مدرن، طبیب نه تنها حفظ سلامتی بیمار و کاهش آلام او را در کانون توجه خود قرار میدهد، بلکه در ارتقای سلامت و نشاط جامعه از نظر جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی نیز پاسخگوست و آن را از وظایف و مسؤولیتهای حرفهای و اخلاقی خود میداند.
تحولات و پیشرفتهای سریع در علوم و فناوریهای زیستی و ارتباط تنگاتنگی که با شیوههای تشخیصی، درمانی و پیشگیری از بیماریها پیدا کرده و نیز نقش تعیینکنندهی عوامل گوناگون اجتماعی (SDH) در ارتقای سلامت یا بروز و تشدید بیماری ایجاب میکند که پزشکان و سایر کادرهای پزشکی نیز از جامعیت و توانمندی بیشتر علمی، تجربی، اجتماعی و اخلاقی برخوردار باشند. شناخت زمینههای آسیب پذیری جامعه و آگاهی نسبت به موضوعاتی چون برابری و عدالت و رفع محرومیت و تبعیض در همه ابعاد آموزشی- پژوهشی، بهداشتی- درمانی و اجتماعی آن از جمله وظایف پزشک بهعنوان یک فرد حرفهمند ارائهکنندهی خدمات بهداشتی است.
محمد قائنی، محدثه معینی فر،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده
حق تولیدمثل و باروری انسان، یکی از حقهایی است که در حقوق کشورهایی چون آمریکا و انگلیس مورد توجه واقع شده است. توجه به این حق با توسعهی روشهای کمک باروری و همچنین روشهای جلوگیری از بارداری روز به روز رو به افزایش است و نیز جنبههای مختلفی یافته است. شاید بتوان ادعا کرد که طرح این مباحث از سوی حقوقدانان مذکور به جهت چالشهایی است که ورود روشهای نوین به عرصهی فرزندآوری بهوجود آوردهاند. جدال میان افراد یا افراد و دولت در این موضوع و قوانین مناسب که توانایی کنترل و هدایت فعالیتهای این عرصه را داشته باشد، همیشه مورد توجه دولتها، قانونگذاران ملی و بین المللی و ادیان بوده است.این پژوهش به روش اسنادی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. در نهایت، میتوان چنین نتیجه گرفت که در حوزهی اخلاق زیستی و حقوق کشورهای غربی همواره از این موضوع با عنوان حق و نه تکلیف و وظیفه یاد میشود، در حالی که در ادیان مسیحیت و یهودیت از آن بهعنوان یک الزام و وظیفه یاد میشود، اما اسلام برخلاف این دو دین، اختیار فرزندآوری و عدم آن را به دست زوجین داده است، البته این موضوع تعارضی با تعالیم و آموزههای اسلام در توجه به نسل و زادآوری ندارد.
محدثه معینی فر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
بهطور عمده، در پیوند با موضوع سقطِجنین، چهار نوع سیاستگذاری در کشورهای جهان وجود دارد که بر پنج رویکرد اساسی اجتماعی، فمینیسم، لیبرال، وابسته به شمارش نفوس و مذهبی مبتنی است. هر یک از این رویکردها راهکاری را برای حل تزاحم میان حقوق مادر و حق حیات جنین ارائه میدهند؛ بر اساس مبانی سه دیدگاه نخست، سقطِجنین جایز و بر اساس دیدگاه چهارم، بسته به شرایط سقط عمدی جنین، مجاز یا غیرمجاز و بر اساس دیدگاه مذهبی (اسلام و مسیحیت)، سقط عمدی جنین غیرمجاز است. در پژوهش پیشِ رو کوشیده شده است با استفاده از روش توصیفیتحلیلی به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که چرا در برخی رویکردهای فوق حق مادر مقدم است، درحالیکه در برخی دیگر حق حیات جنین مقدم است؟ به نظر میرسد راهکار نظام حقوقی اسلام منطقیتر است؛ زیرا در قوانین کشورهای غربی، در تزاحم حقوق کودکان و والدینشان، همیشه حقوق والدین مقدم شده است. این در حالی است که در نظام حقوقی اسلام علاوه بر دستورات اخلاقی، اصولی پیشبینیشده که مانع از تزاحم حقوق این دو گروه و مقدمشدن بیجهت یکی بر دیگری شده است.
اطهر معین، علی دواتی، زهرا جهانگرد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ارتباط پزشک با بیمار، اساس فعالیت خوب پزشکی و باعث رضایتمندی بیمار و بهتبع آن، افزایش پیروی او از درمانهای تجویزشده است و به ارتقای سلامتی میانجامد. دربارهی رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با آنها، در ایران مطالعاتی محدود صورت گرفته است. امید میرود این مطالعه که هدف آن بررسی میزان رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با بیمار است، اطلاعاتی مفید را برای تصمیمگیران قلمرو خدمات سلامت فراهم آورد. در این پژوهش کاربردیمیدانی، با طرح ۲۲ سؤال، میزان رضایتمندی مراجعان به درمانگاههای سرپایی بیمارستانهای منتخب شهر تهران سنجیده شد. این کار، پس از شرح روش و هدف مطالعه برای مراجعان و با رضایت شخصی آنها انجام گرفت. در مجموع، از 1200 بیمار بررسیشده، میزان رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با بیمار، بهترتیب اولویت، متوسط (4/63 درصد)، زیاد (1/15 درصد)، کم (4/14 درصد)، بسیار زیاد (7/4 درصد) و بسیار کم (5/2 درصد) بود. میانگین رضایتمندی بیماران 99/13±35/76، حداکثر رضایتمندی آنان 110 و حداقل آن 30 بود. ارتباط آماری معنیداری بین رضایتمندی بیماران، با ویژگیهای دموگرافیک آنها و ویژگیهای دموگرافیک پزشکان وجود داشت. ویژگیهای دموگرافیک بیماران شامل جنس، گروه سنی، تأهل و شغل بود و ویژگیهای دموگرافیک پزشکان عبارت بود از: سن و جنس و بهموقعآمدن پزشک و رفتار خوب منشی. براساس یافتههای این مطالعه، میزان رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با بیمار، در مجموع، «متوسط» است که خیلی مطلوب نیست. با توجه به نقش مهم مهارتهای ارتباطی در رضایتمندی بیماران، لازم است آموزش و ارزیابی این مهارتها، بهطور جدی، در برنامهی آموزشی دانشجویان گروه پزشکی و آموزش مدون و مداوم پزشکان و کادر پزشکی گنجانده شود.
نسرین سیستانیپور، محمدجواد اصغری ابراهیمآباد، فائزه صلایانی، مجید معینیزاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پزشکی حرفهای است که در آن هوش هیجانی و اخلاقی، در بهبود کیفیت مراقبتهای پزشکی از بیماران، سلامت روان و افزایش رضایت شغلی نقشی مؤثر دارد. هدف از این پژوهش، بررسی هوش هیجانی و هوش اخلاقی در پزشکان مختلف بود. روش تحقیق، توصیفی بود. جامعهی آماری این پژوهش را همهی پزشکان شهر مشهد در سال 1398 تشکیل میدادند که از میان آنها نمونهای به تعداد 213 پزشک، به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامهها را تکمیل کردند. برای جمعآوری دادهها، از پرسشنامهی هوش هیجانی بار-آن و هوش اخلاقی لنیک و کیل استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه (آنوا) و آزمون تی مستقل بهره گرفتیم. نتایج تحقیق نشان داد پزشکان زن، متأهل، بالاتر از شصت سال و با سابقهی شغلی سی سال یا بیشتر، از هوش هیجانی بیشتری برخوردار هستند؛ همچنین نتایج، حاکی از آن بود که پزشکان بالاتر از شصت سال و با سابقهی شغلی سی سال هوش اخلاقی بالاتری دارند؛ بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که آموزش و گزینش دانشجویان پزشکی و پزشکان بر مبنای سنجش هوش هیجانی و اخلاقی میتواند موجب شود آنها در مواجهه با بحرانها و شرایط دشوار بهتر بتوانند مشکلات را حلوفصل کنند و مقاومتر باشند.