جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای منزوی

سید احمد فاطمی تبار، عباس منزوی،
دوره 1، شماره 2 - ( مردادماه 1387 )
چکیده

حسن و قبح اخلاقی( ذاتی یا عقلی) دارای جایگاه ارزشمندی در علومی هم‌چون علم اخلاق است که  با نفی آن اخلاق نسبی می‌شود. در این مقاله به تعریف و نقد مفاهیم حسن و قبح می­پردازیم.

برای جمع­آوری منابع موجود از منابع معتبر کتب اسلامی و کتب موجود در کتابخانه‌ی موزه‌ی ملی تاریخ علوم پزشکی تهران و موتورهای جست‌وجوگر سایت­هایی مانند Google ، Iran Medex ،Yahoo استفاده شد.

با بررسی متون، معانی متفاوتی برای حسن و قبح به‌دست می‌آیند که عبارتند از: «سازگاری و ناسازگاری باطبع»،  «موافقت با اغراض و مصالح»، «کمال و نقص نفسانی»، «تفسیر حسن و قبح به مدح و ذم» و «کشش‌های فطری». طبع انسانی به دو نوع حیوانی و والا قابل تقسیم است. طبع حیوانی انسان نمی­تواند ملاک بازشناسی فعل اخلاقی باشد، ولی انسان‌ها در قلمرو تمایلات روحانی مشترک هستند. با تعریف طبع والا حسن و من علوی قابل اثبات نیست، مگر آن‌که حسن آن را بدیهی بدانیم. اغراض نیز به اغراض شخصی، اغراض نوعی و اغراض مطلوب قابل تقسیم‌اند. اغراض شخصی مایه‌ی هرج و مرج نظام اخلاقی می­شوند. اغراض نوعی می­توانند پشتوانه‌ی اخلاق باشند، ولی چون تحسین و تقبیح مربوط به ذات عمل نیست، نمی­توان این نظریه را جزء حسن و قبح ذاتی شمرد، بلکه بهتر است آن را حسن و قبح عقلایی یا عقلی غیرذاتی نامید. منظور از غایت مطلوب، قرب و بعد الهی است که لازمه‌ی آن نیت است تا کمال و معنویت تحقق یابد.  تعریف «کمال و نقص نفسانی» در حقیقت به همان نظریه‌ی «سازگاری با طبع والا» بازمی­گردد. از «تفسیر حسن و قبح به مدح و ذم»  که تنها وصف فعل اختیاری انسان است، تعبیرهای گوناگونی ارائه شده است که عبارتند از: «درستی مدح و ذم»، «حکم به مدح و ذم»، «شایسته‌ی مدح و ذم بودن»،‌ «خود مدح و ذم» و‌ «بناء عقلا بر مدح و ذم». کشش­ها یا دوری‌جویی‌های فطری نیز به همان نظریه‌ی «سازگاری با طبع والا» بازمی­گردند.

در تعریف حسن و قبح باید ملاک‌هایی که کاربرد کلامی و تا حد امکان اخلاقی دارند، مانند سازگاری با طبع والای انسانی، مایه‌ی کمال و نقص نفسانی، کشش‌های فطری و مصالح و اغراض نوعی مورد توجه باشند.


احمد فاطمی تبار، عباس منزوی،
دوره 1، شماره 3 - ( شهریور ماه 1387 )
چکیده

نقش عقل در معرفت ما نسبت به اخلاقیات یا در برانگیخته شدن ما برای انجام افعال اخلاقی از اهمیت خاصی برخوردار است. عده­ای عقل را در تشخیص تعدادی از حسن و قبح­ها مستقل می­دانند اما عده­ای دیگر معتقدند که افعال، حسن و قبح عقلی نداشته، اتصاف آن‌ها به خوب و بد تابع  امر و نهی شارع است. در این مقاله به تعریف و نقد دیدگاه‌های مطرح در این بحث می‌پردازیم.

عقل نیرویی است که انسان را از لغزش در فکر و عمل باز می‌دارد. عقل علم اول است و بازدارنده‌ی از بدی­هاست.

 عقل و مستقلات عقلیه از دیدگاه فلاسفه اسلامی: در یک تعریف عقل مدرک کلیات است و در تعریف دیگر  توانایی اندیشیدن است. طبق یک نظر رایج مستقلات عقلیه از مشهورات محسوب می­شوند یعنی تنها پشتوانه‌ی آن‌ها، شهرت عمومی است. لذا حسن و قبح­ها قضایای واقعی نیستند. از آن‌جایی که نزاع اشاعره و معتزله بر سر نظریه‌ی مشهورات است، به نقد این نظریه می‌پردازیم.

نقد نظریه‌ی مشهورات: اگر مقصود از ادراک کلیات تصور مفاهیم کلی باشد نشانه‌ی عاقل بودن نیست، زیرا کار عقل کشف واقعیات است. با توجه به وجدانی بودن عقل، حسن و قبح‌های عقلی، صفاتی حقیقی هستند که کشف می‌شوند. ممدوح بودن عادل نیز نتیجه‌ی حسن دانستن عدل است، نه معنای آن. این قضایا، از جهت اعتراف عمومی جزء مشهورات هستند، اما شهرت، در مقابل کشف عقلی اعتباری ندارد.

حسن و قبح‌های اخلاقی به‌عنوان مفاهیمی حقیقی هستند که ریشه در درک وجدانی و ضمیر فطری هر انسانی دارند. اشتراک همه‌ی انسان‌های عاقل در تحسین عدل و تقبیح ظلم تأکیدی بر این حقیقت است. مستقلات عقلیه‌ مورد تأیید شرع نیز بوده در کنار شریعت به‌عنوان حجت بر مردم معرفی شده‌اند؛ در نتیجه، مفاهیم اخلاقی واقعی نیز از مستقلات عقلیه سرچشمه گرفته‌اند و اعتباری واقعی دارند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb