جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای مهدوی

غلامحسین مهدوی نژاد،
دوره 1، شماره 4 - ( مهرماه 1387 )
چکیده

بر اساس تعالیم اخلاقی، هر انسانی موظف است اسرار خود و دیگران را حفظ کند. دلالت آیات و روایات بر این آموزه به‌صورت کلی و عام، تمام است و تردیدی در آن راه ندارد؛ به‌ویژه در مورد پزشکان، زیرا این صنف علاوه برضرورت تخلق به این فضیلت اخلاقی و سوگندی که یاد کرده‌اند؛ به‌عنوان یک شرط ضمن عقد در قراردادی، که  با مریض یا سازمانی که آن‌ها را به‌کار می‌گیرد، منعقد نموده‌اند، به این امر موظف شده‌اند و در صورت تخلف از باب « تعدد اسباب» گناهشان نیز سنگین‌تر خواهد بود. هم‌چنین ماده‌ی 648 قانون مجازات اسلامی افشای اسرار بیماران را جرم شمرده است.  
مسأله‌ای که  سبب مشکل برای پزشکان می‌شود این است که گاهی ضرورت، پزشک را بر آن می‌دارد که پرده از اسرار بیمار خود بردارد؛ زیرا کتمان او سبب بروز مشکلاتی برای فرد یا جامعه می‌گردد. در این حالت، پزشک دچار شک و سرگردانی است، زیرا او با دو حکم الزامی «وجوب» و «حرمت» که بر یک موضوع وارد شده‌اند مواجه است (حرمت افشای اسرار بیمار و وجوب جلوگیری از مفاسد وحفظ منافع جامعه).
برای معلوم شدن تکلیف پزشک دراین مسأله، مطالعه‌ی جامعی در متون اخلاق پزشکی، کتب روایی و مجامع فقهی انجام گرفت و بعد از جمع بین روایات مختلف و بررسی دیدگاه‌های فقهی و اخلاقی؛ مشخص شد که باتوجه به این‌که بین  آن دو حکم «تزاحم» است، انجام هر دو مقدور نیست و مکلف وظیفه دارد هر کدام را که دارای مصلحت بیش‌تر و ملاکی قوی‌تر باشند مقدم بدارد.  درصورتی که قوت ملاک با دلیل عقلی یا شرعی، یا دلیل دیگری که از نگاه علمی دارای اعتباراست ثابت نشد؛  به مقتضای «اصل اولی» از افشای آن راز خودداری کند. 
البته حقیقت‌گویی و بیان خصوصیت دقیق مرض به خود بیمار، امر لازمی است و پزشک  نباید مریض را در جهل نگه‌دارد و حقیقت مریضی را از اوپنهان کند، بلکه باید با زمینه‌سازی وتوضیحات لازم او را به حقیقت امر آگاه نماید. زیرا دلایل وجوب کتمان سر این مورد را شامل نمی‌شود.


مینا مبشر، جمیله مهدوی‌نیا، کاظم زنده دل،
دوره 5، شماره 1 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق در پژوهش) 1390 )
چکیده

بیانیه‌ی هلسینکی معتبرترین راهنمای اخلاقی در پژوهش‌های علوم پزشکی است که تاکنون 8 بار و آخرین بار در سال 2008 بازبینی شده است. شناخت و آگاهی پژوهشگران، شرکت‌کنندگان در پژوهش‌های انسانی، نویسندگان و اعضای کمیته‌های اخلاق و سردبیران مجلات پزشکی از مفاد این بیانیه و تغییرات آن برای بهبود انجام پژوهش‌های پزشکی و رعایت حقوق شرکت‌کنندگان در این پژوهش‌ها لازم است. در این مطالعه ضمن بررسی سیر تکاملی بیانیه‌ی هلسینکی، مفاد آخرین ویرایش (2008) با ویرایش 2004 مقایسه شده و در نهایت تفسیر کاربردی آخرین ویرایش بیانیه و تفاوت‌های آن نسبت به ویرایش قبلی آمده است. در ویرایش 2008 هفت بند جدید نسبت به ویرایش 2004 وجود دارد. چهار مورد از آن‌ها مربوط به رضایت آگاهانه شامل تأکید بر کتبی و آزادانه بودن آن، گرفتن رضایت مجدد در استفاده از نمونه‌های انسانی، حق پس گرفتن رضایت از طرف شرکت‌کنندگان در پژوهش، و شرط امکان نداشتن اخذ رضایت است. سه بند جدید در مورد حق شرکت‌کنندگان بر آگاهی یافتن از مفاد بیانیه‌ی هلسینکی توسط محققان، تأکید برسود بردن گروه‌های آسیب‌پذیر از پژوهش، و تأکید بر ثبت کارآزمایی‌های بالینی است. آگاهی و شناخت دستورالعمل‌های بین‌المللی مانند هلسینکی در به‌کارگیری صحیح استانداردهای لازم علمی و اخلاقی در پژوهش‌های پزشکی بسیار حائز اهمیت است. در آخرین ویرایش بیانیه‌ی هلسینکی بیش از نسخ قبلی بر آگاهی و رضایت شرکت‌کنندگان در پژوهش و مخصوصاً گروه‌های آسیب‌پذیر تأکید شده است.
مینا مبشر، جمیله مهدوی نیا، کاظم زنده دل،
دوره 5، شماره 1 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق در پژوهش) 1390 )
چکیده

بیانیه‌ی هلسینکی معتبرترین راهنمای اخلاقی در پژوهش‌های علوم پزشکی است که تاکنون 8 بار و آخرین بار در سال 2008 بازبینی شده است. شناخت و آگاهی پژوهشگران، شرکت‌کنندگان در پژوهش‌های انسانی، نویسندگان و اعضای کمیته‌های اخلاق و سردبیران مجلات پزشکی از مفاد این بیانیه و تغییرات آن برای بهبود انجام پژوهش‌های پزشکی و رعایت حقوق شرکت‌کنندگان در این پژوهش‌ها لازم است.در این مطالعه ضمن بررسی سیر تکاملی بیانیه‌ی هلسینکی، مفاد آخرین ویرایش (2008) با ویرایش 2004 مقایسه شده و در نهایت تفسیر کاربردی آخرین ویرایش بیانیه و تفاوت‌های آن نسبت به ویرایش قبلی آمده است.در ویرایش 2008 هفت بند جدید نسبت به ویرایش 2004 وجود دارد. چهار مورد از آن‌ها مربوط به رضایت آگاهانه شامل تأکید بر کتبی و آزادانه بودن آن، گرفتن رضایت مجدد در استفاده از نمونه‌های انسانی، حق پس گرفتن رضایت از طرف شرکت‌کنندگان در پژوهش، و شرط امکان نداشتن اخذ رضایت است. سه بند جدید در مورد حق شرکت‌کنندگان بر آگاهی یافتن از مفاد بیانیه‌ی هلسینکی توسط محققان، تأکید برسود بردن گروه‌های آسیب‌پذیر از پژوهش، و تأکید بر ثبت کارآزمایی‌های بالینی است.آگاهی و شناخت دستورالعمل‌های بین‌المللی مانند هلسینکی در به‌کارگیری صحیح استانداردهای لازم علمی و اخلاقی در پژوهش‌های پزشکی بسیار حائز اهمیت است. در آخرین ویرایش بیانیه‌ی هلسینکی بیش از نسخ قبلی بر آگاهی و رضایت شرکت‌کنندگان در پژوهش و مخصوصاً گروه‌های آسیب‌پذیر تأکید شده است.


ناصر مهدوی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

از دیرباز در فرهنگ ایرانی - اسلامی این سرزمین به‌گونه‌ای آموزش دیده­­ایم که باور کرده­ایم زندگی اخلاقی شیوه‌ای از زندگی و معیشت است که نخست، سعادت واقعی آدمی در آن شیوه است و دوم، برای دست‌یافتن به آن باید از بسیاری لذت‌ها و کامجویی‌ها، از جمله لذت جنسی، چشم پوشید و برای رسیدن به عاقبت نیکو چاره­ای جز دوری از متاع دنیوی نیست.

در میان معلمان معنوی همواره این بانگ با صدایی بلند به گوش رسیده‌است که هر که از تن بگذرد جانش دهند و هر که جان را باخت جانانش دهند. به‌همین منظور قصه‌ی آزار تن و زندگی زاهدانه و ریاضت‌کشی­های بسیار سخت، از آن حکایت‌هایی است که سر رشته‌ی بلندی دارد و به گذشته‌های دور باز می‌گردد.

این‌که این تعارض و تضاد بین زندگی اخلاقی و کامجویی از کجا سرچشمه می­گیرد و این‌که آیا با آموزه­های دینی و قرآنی در تناسب است یا تعارض، بحثی است مفصل. اما آنچه بسیار مهم است، این است که چنین آموزه­ای و تلقین نهایت دوری، بین سعادت اخروی و لذت‌های نفسانی، چیزی جز فراهم کردن برخی بیماری‌های روانی، تمایلات افراطی و خشن به مسائل جنسی، عدم برقراری مناسبات سالم اخلاقی و رفتاری با جنس مخالف و کاهش جاذبه­های هنری و عاطفی در میان بسیاری از مردان و زنان مسلمان نداشته‌است. بر این نگره هم‌چنان اصرار ورزیده می‌شود و این پافشاری سبب بروز مشکلات فراوانی در حوزه‌ی ارتباطات جنسی شده‌ است.

به‌نظر نگارنده، چه به‌لحاظ متون مقدس دینی، یعنی قرآن کریم و آن‌چه از پیامبر گرامی اسلام و نیز ائمه‌ی معصومین به‌یادگار مانده‌است و چه به‌لحاظ تحقیقات علمی و یافته‌های علوم بشری، به‌ویژه روان‌شناسی تمایلات جنسی، نمی‌توان و نباید باور کرد که بین برگزیدن زندگی اخلاقی و تأمین لذت­های مشروع دنیوی و جنسی تعارضی موجود است که بر عکس، آدمی در صورت سرکوب خواهش­های طبیعی و مشروع انسانی، نه‌تنها از سعادت اخروی باز خواهد ماند که از قضا، در زندگی دنیوی نیز گرفتار مشکلات روحی و اخلاقی پیچیده‌ای خواهد شد.

آنچه در این نوشته‌ی مختصر، به تعریف و تلقی ما از زندگی اخلاقی، بحث از مفهوم عشق و تمایلات جنسی، تلاش برای اثبات عدم تعارض زندگی معنوی و اخلاقی با نوعی از مفهوم عشق زمینی و نیز آثار سازنده‌ی بهره‌جویی مناسب و عقلانی از لذت­های دنیوی در پرورش شخصیت آدمی خواهیم پرداخت.


غلامحسین مهدوی نژاد، نعمت ستوده، سجاد صادقی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده

اخلاق پزشکی یکی از با سابقه‌ترین شاخه‌‌های اخلاق کاربردی است که حیطه‌‌های اصلی آن عبارت است از: 1- فراگیران آموزش پزشکی 2- پژوهش‌های پزشکی 3- درمان و ارائه‌ی خدمات پزشکی. بر اساس ادبیات تخصصی موضوع، آموزش مسائل پزشکی در حد نیاز جامعه، واجب کفایی است. دانشجویی که در این مسیر گام می‌نهد برای انجام یک تکلیف شرعی و آماده شدن برای خدمت در حرفه‌ای که در ارتباط تنگاتنگ با حفظ جان، مال، اسرار و آبروی مردم قرار دارد، تلاش می‌کند. از این رو، لازم است اصول اخلاقی ویژ‌ه‌ای را فرا گیرد. مسأله‌ی اصلی در این پژوهش آن است که چه آموزش‌هایی برای دانشجویان پزشکی باید در نظر گرفته شود؟ و اصول اخلاقی مورد نیاز برای آموزش پزشکی چیست؟ روش تحقیق توصیفی – تحلیلی همراه با استفاده از تکنیک‌های اقناعی برای پژوهش انتخاب شده است. مقاله با مراجعه به متون دینی و الهام از آیات و کلمات معصومین (ع) به پرسش‌های پژوهش پاسخ داده است. دستاورد‌های پژوهش مبین آن است که اصول اخلاقی مربوط به فراگیران در حیطه‌ی آموزش پزشکی عبارت است از: علاقه به حرفه‌ی پزشکی، عشق به خدمت، آمادگی برای خودسازی، احساس تکلیف، وظیفه‌شناسی، مراعات مسائل شرعی، رابطه‌ی صحیح با استاد و همکاران آینده، رابطه‌ی صحیح با بیماران و همراهان، تلاش برای فراگیری و تعمق در آن، مراعات حقوق بیماران، سعی در ایجاد اعتماد به جامعه‌ی پزشکی و عبرت‌آموزی. دانشجویی که خود را برای کار مهم و خطیر پزشکی آماده می‌کند، با مراعات اصول فوق توان کافی یافته، و در مراحل کار سست نمی‌شود و می‌تواند اصول اخلاقی لازم را رعایت کند.
صغری انجرانی، پریسا داهیم، نوش آفرین صفا دل، سعید مهدوی،
دوره 6، شماره 6 - ( اسفند ماه 1392 )
چکیده

با توجه به این‌که سیستم ارائه‌ی خدمات و روند مناسبات با مراجعان آزمایشگاه تا حدودی با بخش‌های دیگر بهداشتی و درمانی تفاوت دارد، با وجود جامعیت منشور حقوق بیمار ابلاغ شده توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، پرداختن به ابعاد اختصاصی این حوزه می‌تواند تعهد و تعلق افراد را به حیطه‌ی کار تخصصی خود افزایش دهد. لذا تدوین منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاه‌های تشخیص پزشکی در دستور کار قرار گرفت.بعد از مرور جامع منابع موجود، با تشکیل کمیته‌ی تدوین، متشکل از نمایندگان انجمن‌های صنفی و صاحب‌نظران این حوزه پیش‌نویس تهیه شد. از سازمان‌های حقوقی ذینفع، مسؤولان فنی و کارکنان آزمایشگاه‌ها و صاحب‌نظران حوزه‌ی اخلاق پزشکی طی جلسات و کارگاه‌های متعدد نظرسنجی صورت گرفت و براساس نظرات ارائه شده، اصلاحات انجام شد. منشور فوق در مرداد‌ماه سال 1391 به تصویب شورای سیاست‌گذاری وزارت متبوع رسید و در مهرماه همان سال توسط وزیر محترم ابلاغ شد.جهت هماهنگی با متن منشور حقوق بیمار در ایران، محورهای اصلی این منشور نیز بر پایه‌ی 5 محور، دریافت شایسته‌ی خدمات آزمایشگاهی، دریافت اطلاعات به‌نحو مطلوب و میزان کافی، حق انتخاب و تصمیم‌گیری آزادانه‌ی مراجعان، احترام به حریم خصوصی مراجعان و رعایت اصل رازداری و امانتداری و دسترسی به نظام کارآمد رسیدگی به شکایات و پیشنهادات است.تدوین و ابلاغ منشور در حوزه‌ی حقوق گیرندگان خدمات سلامت یکی از اولین و اساسی‌ترین امور است. ولی اجرایی کردن مفاد منشور و نظارت و پایش اجرای آن مهم‌ترین هدف پیش رو است. بدیهی است راهکارهای مؤثر به منظور عملی کردن استقرار منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاه‌های تشخیص پزشکی باید طراحی و اجرا شود.
رقیه مهدوی سرشت، فروزان آتش زاده شوریده، فریبا برهانی، احمدرضا باغستانی،
دوره 8، شماره 3 - ( شهریور ماه 1394 )
چکیده

امروزه، پرستاران نظام سلامت با معضلات اخلاقی پیچیده‌ای مواجه هستند. این امر شرایطی را مهیا می‌کند که انجام کار صحیح اغلب با ارزش‌ها و باورهای سایر ارائه‌دهندگان مراقبت بهداشتی مغایرت دارد. در این شرایط حفظ تعهد خود به بیماران، نیازمند شجاعت اخلاقی قابل توجهی است که در این میان، حساسیت اخلاقی می‌تواند در توسعه‌ی بروز شجاعت اخلاقی نقش مهمی ایفا کند. مطالعه‌ی کنونی با هدف بررسی همبستگی شجاعت اخلاقی و حساسیت اخلاقی پرستاران شاغل در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1393 صورت گرفت. در این مطالعه‌ی توصیفی- همبستگی، 260 پرستار به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. از پرسشنامه‌های جمعیت‌شناختی، حساسیت اخلاقی Han و همکاران و شجاعت اخلاقی Sekerka و همکاران برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده ‌شد. روایی صوری و محتوای پرسشنامه‌ی حساسیت اخلاقی و مقیاس شجاعت اخلاقی به روش کیفی بررسی شد و برای بررسی پایایی آن‌ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده‌ها پس از جمع‌آوری توسط آزمون‌های آماری توصیفی و تحلیلی در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. طبق نتایج، میانگین نمره‌ی شجاعت اخلاقی پرستاران 56/10 ± 36/90 و بیش‌ترین شجاعت اخلاقی در بعد عامل اخلاقی بود. میانگین نمره‌ی حساسیت اخلاقی پرستاران 78/17±99/60 و بیش‌ترین حساسیت اخلاقی در بعد احترام به بیمار بود. تحلیل آماری نشان داد شجاعت اخلاقی با حساسیت اخلاقی از نظر آماری همبستگی مثبت دارد (15/0=r، 05/0>P). شجاعت اخلاقی واحدهای پژوهش بر حسب سن، سابقه‌ی کاری پرستاران و نوع استخدام متفاوت بود. اما شجاعت اخلاقی پرستاران با توجه به جنس، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و نوبت کاری آنان متفاوت نبود. نتایج مطالعه‌ی کنونی حاکی از همبستگی مثبت معنی‌دار آماری شجاعت اخلاقی با حساسیت اخلاقی است. به‌نظر می‌رسد ارتقاء سطح آگاهی پرستاران از اصول اخلاقی و افزایش حساسیت اخلاقی، باعث گسترش رفتارهای شجاعانه‌ی اخلاقی در پرستاران می‌شود.


مجید قورچی بیگی، اعظم مهدوی‌پور، طه زرگریان،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

جراحت نافذه از جمله جراحاتی است که قانونگذار در کتاب چهارم قانون مجازات اسلامی، تحت عنوان دیات طی ماده‌ی ۷۱۳ بدان اشاره کرده و مقرر داشته است: «نافذه جراحتی است که با فرورفتن وسیله‌ای مانند نیزه یا گلوله در دست یا پا ایجاد می‌شود، دیه‌ی آن در مرد یک‌دهم دیه‌ی کامل است و در زن ارش ثابت می‌شود.» نکته‌ی شایسته‌ی توجه آن است که مقنن، ضمانِ جراحت نافذه‌ی مرد را دیه‌ی مقدَر به میزان یک‌دهم دیه‌ی کامل قرار داده است، درحالی‌که ضمان را در جراحت نافذه‌ی زنان، ارش می‌داند. مبانی ماده‌ی مذکور متخذ از دیدگاه گروهی از فقهاست؛ اما با مداقه در منابع فقهی دریافت می‌شود که گروه دیگری از فقها دیه‌ی جراحت نافذه را در مردان و زنان برابر دانسته و هر دو را مشمول دیه‌ی مقدر می‌دانند. پژوهش حاضر براساس روش توصیفی‌تحلیلی پس از طرح دیدگاه‌های مختلف فقهی، به ارزیابی ادله‌ی مزبور می‌پردازد؛ سپس با اثبات نقص ادله‌ی دیدگاهی که قائل به ثبوت ارش در جراحت نافذه برای زنان است، نشان می‌دهد که تأکید حقوق اسلامی بر آن است که دیه‌ی جراحت نافذه در مرد و زن، مساوی بوده و به میزان یک‌دهم دیه‌ی کامل است.

محمدجعفر صادق‌پور، روح‌الدین کردعلیوند، اعظم مهدوی‌پور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

فقیهان امامیه، «دامیه» را جراحتی دانسته‌اند که به مقدار اندک، گوشت را پاره می‌کند؛ درحالی‌که «متلاحمه» را به پارگی عمیق گوشت توصیف کرده‌اند. بر این پایه، علی‌رغم یکسانی بستر تحقق دو جراحت فوق، فزونی عمق متلاحمه نسبت به دامیه، وجه تمایز آن‌ها محسوب می‌شود. این تمایز، در بند «ب» و «پ» ماده‌ی 709 قانون مجازات اسلامی نیز، به رسمیت شناخته شده است. وانگهی، آنچه موجب تصریح فقیهان بر دخالت عنصر «پارگی گوشت» در تعریف دامیه شده، تلقی تاریخ‌مند آنان از آناتومی موضع تحقق آن بوده است؛ زیرا ایشان لازمه‌ی خون‌ریزی را که مفاد اصلی اصطلاح دامیه است، پارگی گوشت می‌دانستند و از این زاویه، به موضوعیت‌داشتن آن در تعریف پیش‌گفته پایبند شده‌اند. این چگونگی درحالی رخ داده که امروزه به‌مدد علم آناتومی ثابت شده برای تحقق خون‌ریزی، ضرورتی به پارگی گوشت یا بافت عضلانی نیست و این امر می‌تواند صرفاً، با شکافته‌شدن لایه‌های درم و هیپودرم پوست نیز تحقق یابد. چنین داده‌ای فرضیه‌ی تاریخ‌مندی تعاریف فقهی این دو جراحت را تقویت می‌کند. در این نوشتار، با توصیف و تحلیل داده‌های حاصل از مطالعه‌ی کتابخانه‌ای، این فرضیه به اثبات می‌رسد و در نهایت، تعاریف ارائه‌شده‌ی فقها از دامیه و متلاحمه، از پیرایه‌های تاریخ‌مند موجود در آن‌ها، پیراسته می‌شود.

آذر درویش پور، فاطمه منصوری، شیوا مهدوی فشتمی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

آموزش به بیمار، یکی از جنبههای حیاتی مراقبت از بیمار است که میتواند پیامد، رضایت و استقلال بیمار را بهبود بخشد. متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید متعهد به ارائه‌ی آموزشهایی به بیمار باشند که ضمن کیفیت‌داشتن، با نیازها و شرایط منحصربه‌فرد او نیز متناسب باشند؛ علاوه‌براین، پایبندی به اصول اخلاقی و اطمینان از اینکه بیماران اطلاعات دقیق و بی‌طرفانه دریافت می‌کنند و استقلال و ظرفیت تصمیم‌گیری آن‌ها رعایت می‌شود، در بحث آموزش به بیمار ضروری است. هدف از این مطالعه، شناسایی ابعاد اخلاقی در زمینه‌ی آموزش به بیمار بود. مطالعه‌ی حاضر، مروری نظام‌مند بود که با جست‌وجو در پایگاه‌های داده‌ی PubMed، Scopus،  Web of ScienceوGoogle Scholar  و با استفاده از کلمات کلیدی انگلیسی اخلاق، آموزش به بیمار، پایبندی به اصول اخلاقی در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ انجام شد. معیارهای ورود شامل مطالعاتی بود که بر جنبه‌های اخلاقی آموزش به بیمار و پایبندی به آن متمرکز بودند. داده‌ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شدند. از بین ۲۱۶ مقاله، ۲۰ مقاله‌ی مرتبط با موضوع وارد مطالعه شدند. از تحلیل داده‌ها سه طبقه‌ی اصلی با عناوین تعهد به مراقبت (با دو زیرطبقه‌ی آموزش مبتنی بر نیاز مددجو، حمایت از بیمار و ارائه‌ی اطمینان عاطفی به او)، تعهد به آموزش (با دو زیرطبقه‌ی برنامه‌های آموزشی ساختارمند و مهارت‌های ارتباطی متخصصان مراقبت‌های بهداشتی) و پایبندی به اصول اخلاقی (با دو زیرطبقه‌ی احترام به استقلال و خودمختاری بیمار، رازداری و محرمانگی) پدیدار شد. یافته‌های این مطالعه اهمیت تعهد متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را به مراقبت و آموزش در ارائه‌ی آموزش باکیفیت به بیمار نشان می‌دهد. متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید از ابعاد اخلاقی آموزش به بیمار آگاه باشند و برای ارائه‌ی آموزش‌های متناسب با نیازها و توانایی‌های فرد تلاش کنند. مطالعات آینده باید روی ارتباط بین مراقبت بیمارمحور، استقلال و مهارت‌های ارتباطی متخصصان مراقبت‌های بهداشتی با پیامدهای آموزش بیمار متمرکز باشند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb