3 نتیجه برای موحدی
محمد جواد موحدی، مژگان گلزار اصفهانی،
دوره 3، شماره 2 - ( فروردین ماه 1389 )
چکیده
از آنجا که سقط جنین یک مسألهی اخلاقی بسیار جدی است و عمدتاً، بحث راجع به آن شامل بحثهای سیاسی و حقوقی میشود، برآنیم تا پرسشهای جدیتر و بنیادیتری را که اکثراً پرسشهای اخلاقی هستند مورد بررسی قرار دهیم؛ چرا که به آنها توجه چندانی نشده است؛ سپس، با استفاده از نظریهی وظیفهگرایی و نقد نظریهی مقابل آن، یعنی غایتگرایی، پاسخی مناسب و معقول به این پرسشها بدهیم. با استفاده از تفاسیر وظیفه-گرایانه و غایتگرایانه، میتوان به راهحل مناسبی برای مسائل اخلاق پزشکی، از جمله مسألهی سقطجنین دست یافت. اما اینکه بر اساس کدامیک از این تفاسیر باید عمل نمود و از میان راهحلهای پیشنهادی وظیفهگرایی و غایتگرایی، کدامیک برای مسألهی سقط جنین مناسبتر و معقولتر می-نماید، چیزی است که بستگی به موقعیت و شرایط خاصی دارد که پزشک یا پزشکان در آن قرار گرفتهاند. اما بهنظر میرسد که از میان این تفاسیر و راهحلها، نظریهی اثر دوگانه که اساساً نظریهای وظیفهگرایانه است، راهحل مناسب و معقولی باشد.
محمدجواد موحدی، مژگان گلزار اصفهانی،
دوره 4، شماره 4 - ( تیر ماه 1390 )
چکیده
مکتب وظیفهگرایی یکی از مکاتب اصلی مطرح در فلسفهی اخلاق پزشکی است که میتوان با بررسی و شناخت دقیق آن، راه حلهای بیشتری در مورد چالشهایی که اخلاق پزشکی با آن روبهرو است، بهدست آورد. در فلسفهی اخلاق، وظیفهگرایی به آن دسته از نظریاتی اطلاق میشود که مطابق آنها ملاک درستی و نادرستی عمل، قطع نظر از میزان سود و بهطور کلی نتایج و پیامدهای آن منوط به خود عمل و ویژگیهای آن است؛ بهعبارت دیگر، وظیفهگرایان معتقدند که انجام افعال اخلاقی، قطع نظر از نتایجی که به بار میآورند، برای انسان الزامی است و این الزام در خود افعال قرار دارد و نه اینکه مترتب بر فعل و مؤخر از آن باشد (مانند غایتگرایی). غایتگرا همواره به نتایج فعل خویش و وظیفهگرا همواره به وظیفهی خود میاندیشد. در این مقاله برآنیم تا با نظر اجمالی بر وظیفهگرایی و دو شاخهی اصلی آن، وظیفهگرایی عملنگر و وظیفهگرایی قاعدهنگر، به نقد و ارزیابی آنها بپردازیم. در فلسفهی اخلاق، بهطور کلی، نظریات وظیفهگرایانه به مراتب کمتر از نظریات غایتگرایانه مورد انتقاد قرار گرفتهاند، چرا که نقد اینگونه نظریات دشوارتر از نقد نظریات غایتگرایانه است.
داود نظم الاسلامی، فاطمه موحدی راد،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
بهطور کلی، ماهیت وجودی هوش به مفهوم جمعآوری اطلاعات، استقرا و تحلیل تجربیات به منظور رسیدن به دانش یا ارائهی تصمیم است. سیستمهایی که تصمیمهای مستقل میگیرند ممکن است حتی در موقعیتهای به ظاهر روزمره با دوراهیهای اخلاقی روبهرو شوند. یک راه برای تضمین رفتار اخلاقی سیستمهایی که با انسانها مراوده میکنند آن است که این سیستمها با اصول همگانی اخلاقی برنامهریزی شوند و به آنها اجازه داده شود تا بر اساس آن اصول مورد به مورد تصمیم بگیرند. روشهای هوش مصنوعی خود میتواند از طریق منطق و با انتزاعی کردن اصول از موردهای خاص اخلاقی، رفتارهایی که مورد پذیرش آن اصول است را تولید کند. با استفاده از این روش میتوان سیستمی را برنامهریزی کرد که بر اساس آن اصول اخلاقی حرکت کند. بررسی و تحلیل این تغییرات و پیامدهای آن موضوع اصلی حوزهی اخلاق کامپیوتر و اطلاعات است. کاربرد نظریههای اخلاقی و فلسفی مانند سودانگاری، اخلاق کانتی و اخلاق ارزشگرا در مسائلی که با کامپیوتر و شبکه درگیر هستند، بخش عمدهای از مباحث این شاخه از اخلاق عملی را تشکیل میدهند.
حدود 30 سال از آغاز کار بر روی هوش مصنوعی در پزشکی میگذرد. سیستمهای هوش مصنوعی در پزشکی (AIM) برای حمایت از پرسنل حوزهی سلامت در انجام مداخلات مدیکال، کلینیکال و پاراکلینیکال ایجاد شدهاند.
براساس نتایج پژوهشهای منتشرشده کاربران بالقوهی سیستمهای انفورماتیکی عبارتند از: پزشکان، پرستاران، دستیاران پزشکان، پرسنل پیراپزشکی، دانشجویان علوم بهداشتی، بیماران، بازرسان بیمه و دولت، داروسازان، مدیران، محققان، متخصصان کاربرد کامپیوتر، پرسنل جنبی مراقبت بهداشتی و کارفرمایان که همین مسأله، اخلاقی کردن پیشفرضهای برنامههای انفورماتیک مبتنی بر هوش مصنوعی را توجیه می کند. با توجه به افزایش اعتماد روز افزون پزشکان و جامعه پزشکی به ارزش نرمافزار و سختافزارهای انفورماتیکی مرتبط با حوزهی سلامت و تمایل استفادهی هرچه بیشتر از ظرفیتهای هوش مصنوعی در سیستمهای پردازش اطلاعات از سوی جامعهی پزشکی ضرورت بازخوانی چالشهای اخلاقی این بخش و تدوین کدهای اخلاقی مربوط به آن از طرف دست اندرکاران امر ضروری بهنظر میرسد.