14 نتیجه برای موسوی
میلاد امینی، محمدهادی موسوی، سید محسن محمدنژاد،
دوره 2، شماره 3 - ( شهریور ماه 1388 )
چکیده
یکی از موارد مندرجه در حقوق جدید بیماران، مبحث رضایت آگاهانه در اعمال پزشکی است که در طی چند دههی گذشته موضوع و محور اصلی بحثهای اخلاق پزشکی را به خود اختصاص داده است. رضایت آگاهانه ازجمله کلیدیترین مفاهیم مطرح اخلاق پزشکی و حقوق بیمار در جهان بوده بهنحوی که حضور واقعی آن قبل از انجام فعالیتهای تشخیصی و درمانی، منتج به نتایج مثبت اخلاقی و بالینی خواهد شد.
پژوهش حاضر، از نوع توصیفی- تحلیلی بوده است. دادهها با استفاده از پرسشنامهای که بر اساس کدهای بینالمللی اخلاق پزشکی و رضایت آگاهانه و با استفاده از مقالات و کتب متعدد داخلی و خارجی طراحی گردید، از 80 بیمار بستری جمعآوری و با استفاده از نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی تحلیل گردیدند.
نتایج حاصله نشان میدهند که میزان مشارکت بیماران در تصمیمگیریهای بالینی در حد متوسط بوده است. میزان فهم و درک بیماران از اطلاعات ارائه شده به آنها، میزان اطلاعات (مطلع بودن) بیماران در هنگام تصمیمگیری و رضایت دادن و در مجموع میزان آگاهانه بودن رضایت کسب شده از بیماران بستری در بیمارستانهای منتخب همگی در سطح نامطلوب و نامناسب قرار داشتند. همچنین وضعیت و میزان آگاهانه بودن رضایت کسب شده از بیماران بر حسب وضعیت تأهل، تحصیلات بیماران و بخشهای بستری اختلاف معنیدار نشان دادند.
یافتههای پژوهش نشاندهندهی وضعیت نامناسب و پایین آگاهانه بودن رضایت کسب شده از بیماران در بیمارستانهای مورد مطالعه بود. همچنین مشخص گردید که فرایند، نحوه و شیوههای کسب رضایت آگاهانه میبایست بر اساس شرایط مکانی و زمانی تغییرات اساسی داشته باشد تا انشاءالله روند اخلاقی خدمترسانی در بخش بهداشت پررنگتر گردد. لذا در پایان در این مطالعه پیشنهاداتی برای بهبود وضعیت کسب رضایت آگاهانه، بر اساس یافتههای پژوهش ارائه گردیده است.
سیده فاطمه موسوی نیا، حجت صفار حیدری،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
در دین مبین اسلام تربیت بر تعلیم ارجحیت دارد و بنابراین، مبحث اخلاق در آموزش بسیار حائز اهمیت است. و از طرفی دیگر از این منظر وجود اسوه و الگو در تمامی حوزههای زندگی انسان نقش محوری را ایفا میکند، بالاخص درحوزهی اخلاق و آموزش که از ارکان اصلی در جهت دهی صحیح تربیتی محسوب میشود و نیاز به الگوهای عملی دراین زمینه غیر قابل انکار است.
در تربیت اسلامی نقش و رسالت معلم منحصر به فرد است و سفارشات اکیدی در خصوص ویژگیهای اخلاقی، اهمیت جایگاه و نقش و خطیر بودن وظیفهای که بر عهده دارد شده است و احادیث و روایات و نظریات فراوانی در این باب وجود دارد. از همین رو، در آیات و روایات و همچنین در دیدگاه اندیشمندان اسلامی نقش معلم بهعنوان الگوی اخلاق در امر آموزش مطرح شده و جایگاه ویژهای دارد. در نهادهای آموزشی نقشهای فراوانی وجود دارد و افراد زیادی دستاندرکار در تعلیم و تربیت هستند اما در این میان نقش معلم جلوهای خاص دارد و این بهدلیل ارتباط نزدیک و رودررویی است که معلم در جریان آموزش با شاگردان برقرار میسازد.
معلم تنها یک آموزگار برای انتقال معلومات علمی و دانش نیست بلکه الگویی بانفوذ است که نمیتواند نسبت به اصول اخلاقی خویش بیتفاوت باشد، چون محدودهی اخلاقیاتش فراتر از خود اوست و در واقع اخلاق و عمل معلم در جریان آموزش به مراتب بیشتر از سخن و کلامش بر شاگردان اثر خواهد داشت. از همین رو، در بسیاری از موارد شاگردان در شخصیتپذیری خود نقش معلم را بسیار مؤثر میدانند.
اینجاست که الگوسازی از معلم در درون شاگرد اتفاق میافتد و شاگرد او را سرلوحهی خویش قرار داده و از او سرمشق میگیرد. با توجه به این مطالب میتوان گفت که از دیدگاه اسلام رابطهی معلم با شاگرد یک رابطهی معنوی است، چون معلم با روح و جان کودک در ارتباط است یک معلم با پایبند بودن به اصول و ضوابط اخلاق در جریان و روند آموزشی که بر عهدهی اوست میتواند بزرگترین خدمت را به جامعهی خویش عرضه کند. در این مقاله ما سه هدف را مد نظر قراردادهایم:
الف) وجود الگوی اخلاقی در آموزش از دیدگاه اسلام جه لزوم و اهمیتی دارد؟
ب) چرا در اسلام معلم یک الگوی اخلاقی محسوب میشود و ویژگیهای اخلاقی یک معلم بهعنوان یک الگوی اخلاق در امر آموزش چیست؟
ج) از منظر اسلام چگونه معلم با دارا بودن این ویژگیهای اخلاقی در آموزش میتواند بر روند آموزش تأثیرگذار باشد؟
در این مقاله با بهکارگیری روش کتابخانهای و مراجعه به آیات و روایات و تفحص در دیدگاه اندیشمندان و متفکران اسلامی و بر پایهی روش تحقیق تحلیلی استنتاجی برای نیل به اهداف سه گانه مذکور خواهیم کوشید.
آرام تیرگر، موسی یمین فیروز، اشرف السادات موسوی، علی نیکخواه،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
استفاده از شیوههایی چون روش بهکار رفته در قضیهی عکس فیثاغورث به منظور اثبات فرضیهی هندسی یا مهندسی معکوس در حوزهی مسائل فنی جهت دستیابی به فنون پیشرفته و کشف فناوریهای نو نمونههایی هستند که در آنها متخصصان سعی میکنند با طی کردن مسیری بر خلاف مسیر اصلی اثبات فرضیات یا دست یافتن به دانش فنی، به اطلاعات مورد نظر و هدف نهایی خود دست یابند. یکی از شیوههای ردیابی منابع مورد استفاده و ارزشیابی وضعیت بهرهبرداری از آنها، تحلیل استنادی است. این شیوه که در حقیقت شاخهای از علم اطلاعرسانی بهشمار میآید، حوزهای است که استنادهای علمی انجام شده به یک یا چند اثر را مورد مطالعه قرار داده و صرفنظر از فواید مختلف مانند تسهیل در امر تحقیق یا توصیف رابطهی فکری و علمی در میان تحقیقات قبلی، قادر به ارزیابی متون مورد استفاده از جنبههای مختلف است.
در این مقاله ضمن ارائهی دستاوردهای پژوهشی به شیوهی تحلیل استنادی در 511 پایاننامهی دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل (356 پایاننامه رشتهی پزشکی و 155 پایاننامهی رشتهی دندانپزشکی) طی یک دورهی پنجساله (از آغاز سال 1385 تا پایان نیمسال اول 1390) از حیث نوع، تعداد، سن و وضعیت توزیع منابع مورد استفاده به تفکیک رشتههای تحصیلی، قصد بر آن است تا از این رهگذر به بررسی وضعیت استفاده از قرآن یا دیگر منابع فقهی بهعنوان اصلیترین منابع اقتباس اصول اخلاقی در اسلام پرداخته و بهعبارتی دیگر تصمیم بر آن است که با شیوهی معکوس، به بررسی موضوع اخلاق در آموزش و وضعیت استفاده از آموزههای الهی در آموزش پزشکی پرداخته شود.
نتایج حاصل از مطالعه گویای آن بوده است که از میان بیش از بیستهزار و هفتصد استناد بهعمل آمده در 507 پایاننامه، دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی، تعداد استنادها به قرآن یا منابع فقهی کمتر از یکدرصد و نوع منابع مورد استناد عمدتاً کتاب بوده است. علیرغم اذعان بهاحتمال خطا در تعیین دقیق استنادها، وضعیت موجود میتواند بهطور غیر مستقیم گویای نوعی کاستی در بهرهگیری از آموزههای الهی در آموزش پزشکی و از جمله تدوین پایاننامهها باشد. ضمناً با توجه به تجربیات موجود، نقص در دسترسی گسترده و آسان به منابع مرتبط را میتوان یکی از دلایل مهم چنین وضعیتی بر شمرد.
نازآفرین قاسم زاده، نازیلا نیک روان فرد، محمد حسین رحیمی راد، سارا موسوی پور، فاطمه فرامرزی رزینی ،
دوره 6، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1392 )
چکیده
با توجه به توسعه و گسترش روزافزون پژوهش در علوم پزشکی و استفاده از آزمودنیهای انسانی در طرحهای تحقیقاتی، لزوم اجرای پژوهش براساس معیارها و اصول اخلاقی از اهمیت بالایی برخوردار شده است. در این مطالعه میزان پایبندی مجریان طرحهای تحقیقاتی به شاخصهای اخلاق در پژوهش بر اساس مفاد بیانیههای معتبر ملی و بینالمللی در طرحنامههای تحقیقاتی مصوب دانشگاه علوم پزشکی ارومیه از سال 1382 تا 1387 مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه بهصورت توصیفی گذشتهنگر برروی 324 طرحنامهی تحقیقاتی مصوب انجام شد. اطلاعات از طریق چک لیستهایی که با استفاده از پرسشنامههای استاندارد کمیتهی اخلاق در پژوهش سازمان بهداشت جهانی (WHO/ERC) و سایر مطالعات مرتبط تهیه شده بود استخراج و توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که بهطور کلی در 277 طرح (5/85 درصد) و در 6/96 درصد کارآزماییهای بالینی، بخش ملاحظات اخلاقی در طرحنامهها مورد توجه قرار گرفته و تکمیل شده بود. آزمودنیها در 4/68 درصد موارد از شرکت در مطالعه آگاه میشدند و در 8/66 درصد موارد کسب رضایت آگاهانه پیشبینی شده بود که 9/50 درصد آن کتبی بود. اخذ رضایت آگاهانه در میان کارآزماییهای بالینی 80 درصد بود که 5/85 درصد آنها بهصورت کتبی بودند. از بین 60 کارآزمایی بالینی، 38 طرح (3/63 درصد) به کمیتهی اخلاق در پژوهش ارجاع و تأییدیهی کمیتهی اخلاق داشتند. رعایت اصول اخلاق در پژوهش در این مطالعه نسبت به مطالعات مشابه پیشین مورد توجه و دقت بیشتری قرار گرفته است که بهنظر میرسد این امر ناشی از تأسیس و فعالیت کمیتههای منطقهای اخلاق از سال 82 به بعد باشد. اما برای نزدیک کردن این نتایج به استانداردهای موجود، برگزاری کارگاههای آموزشی برای پژوهشگران و نظارت دقیق تر کمیتههای اخلاق بهویژه در کارآزمایی های بالینی و مطالعات حیوانی سودمند خواهد بود.
فریبا برهانی، محمود عباسی، عباس عباس زاده، سولماز موسوی، ،
دوره 7، شماره 3 - ( شهریور ماه 1393 )
چکیده
برای مواجهه با چالشهای امروز نظام سلامت، یکی از مهمترین نیازها، تقویت همکاری بینرشتهای است. در میان مشاغل گوناگونی که در بخش سلامت فعالیت میکنند، همکاری پزشک و پرستار اهمیت ویژهای دارد. با اینوجود بهنظر میرسد همکاری پرستار و پزشک بیشتر در مطالب درسی به چشم میخورد و این همکاری در محیط کار واقعی و بالینی با چالشهایی همراه است. این مطالعهی توصیفی – تحلیلی با هدف تعیین نگرش پزشکان و پرستاران بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در زمینهی همکاری با یکدیگر و با استفاده از پرسشنامهیJefferson پس از ترجمهی روان و تعیین روایی و پایایی، بر روی 223 پزشک و پرستار (59 پزشک و 164 پرستار) انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 18 تجزیه و تحلیل شد.نتایج پژوهش نشان داد پرستاران نگرش مثبتتری (49/3 میانگین نگرش پرستاران) به مفهوم همکاری با یکدیگر نسبت به پزشکان (12/3 میانگین نگرش پزشکان) دارند (02/0P=). همچنین، بین نگرش پزشکان و پرستاران نسبت به همکاری با یکدیگر در گویههای مختلف پرسشنامه (06/5f= 02/0 P=) بهجز حیطهی استقلال پرستاران (95/0f= 32/0P=) اختلاف معنیدار مشاهده شد. با توجه به اینکه ارتباط مناسب پزشک و پرستار و توافق آنها در امر برنامهریزی مراقبتی بیماران در افزایش کیفیت مراقبت بسیار مؤثر است و از طرف دیگر عدم مشارکت و همکاری آنان منجر به استرس در محیط کار میشود، باید آموزشهای ضمن خدمت برای پزشکان و پرستاران با توجه به اهمیت همکاری بین تیم درمان و مراقبت، در برنامهی درسی دانشجویان پزشکی و پرستاری گنجانده شود تا از این طریق دیدگاه سنتی به نقش پرستاران تغییر یابد و پرستاران بتوانند بهطور مؤثری به ایفای نقش حرفهای خود بپردازند و با همکاری بیشتر با پزشکان، هم افزایی نقشها افزایش یافته و کیفیت مراقبت از بیماران ارتقا یابد.
حکیمه اسکندری سبزی، مریم حیدری، شهرزاد نظارات، مهسا موسوی، محمد امین حریزاوی، عاطفه زاهدی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
اخلاق در مراقبت، هستهی مرکزی ارزشهای پرستاری است و مفهومی مبنایی در حرفهی پرستاری بهشمار میرود و از آنجا که نوع نگرش نسبت به آن میتواند کیفیت مراقبت از بیمار را تحت تأثیر قرار دهد، این پژوهش توصیفی-تحلیلی با هدف تعیین نگرش دانشجویان پرستاری نسبت به کدهای اخلاق پرستاری، التزام به اخلاق در مراقبت و عدم صداقت علمی طی نمونهگیری سرشماری میان 150 دانشجوی پرستاری دانشکدهی علوم پزشکی آبادان در سال 1395 انجام شدهاست. پس از اخذ رضایت آگاهانه، پرسشنامهی طراحیشده توسط McCrink در سه بخش: 1) اطلاعات دموگرافیک 2) نگرش نسبت به کدهای اخلاق، التزام به اخلاق و رفتارهای خنثی کننده، 3) نگرش نسبت به عدم صداقت علمی توسط دانشجویان تکمیل شد. آمار توصیفی، آزمون Chi-Square و ضریب همبستگی Pearson در نرمافزار SPSS نسخهی 21 جهت آنالیز دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین نگرش مثبت دانشجویان نسبت به کدهای اخلاق پرستاری و التزام به اخلاق در مراقبت بود و بیشترین نگرش منفی نسبت به رفتارهای خنثیکننده بود. کمتر از نیمی از شرکتکنندگان نسبت به عدم صداقت علمی نگرش منفی داشتند و حدود 40 درصد از دانشجویان وجود عدم صداقت علمی در همکلاسیها را گزارش کردند. کدهای اخلاق که از ارزشهای اخلاقی در کلاس درس و بالین است باید بهعنوان اجزا اصلی برنامههای آموزشی مورد توجه قرار گیرد و از بدو ورود آموزش داده
سید آریا حجازی، علیرضا مشیراحمدی، گلناز ثابتیان، نازیلا بدیعیان موسوی،
دوره 9، شماره 5 - ( دی ماه 1395 )
چکیده
یکی از موضوعات مهمی که دیرزمانی است مباحث بسیاری را در حوزه های اخلاق، حقوق و فقه به خود اختصاص داده است و نظرات و دیدگاههای مختلف و گاه متضاد را معطوف به خود کرده است، موضوع اتانازی است. تقابل اندیشهها و نظرات ارائه شده در ارتباط با این موضوع، موجب شده است تا قانون گذاران برخی کشورها، به صراحت اتانازی را مورد پذیرش قرار دهند، در مقابل، قانون گذاران بعضی کشورها، صراحتاً این موضوع را رد کرده و نسبت به جرم انگاری آن اقدام نمودهاند. دیدگاه انفعالی یا خنثی را میتوان دیدگاه کشورهای گروه سوم دانست که قبول یا رد اتانازی در این کشورها محدود به نظرات حقوقدانان بوده اما بازتاب و انعکاسی در قوانین ندارد. ایران را باید در زمره کشورهای دسته اخیر به حساب آورد. در این مقاله برآنیم تا به بررسی اتانازی بر اساس ماده 372 قانون مجازات اسلامی ایران، بپردازیم.
سید مجتبی موسوی بزاز، جعفر شکری، صادق شکری،
دوره 9، شماره 6 - ( اسفند ماه 1395 )
چکیده
امروزه، مشکلات فراروی طب رایج در ایران موجب اقبال عمومی به طب سنتی ایرانی شده که اصطلاح طب اسلامی نیز به موازات آن مطرح شده است. گرچه موافقان، طب اسلامی را دارای مبانی و اصول، ایدئولوژی، علوم پایه و منابع محکمی میدانند، تصویر علمی و روشنی از آن ارائه نشده است و دستکم در آثار پژوهشی در دسترس، همچنان مبهم است. مطالعهی حاضر بهشکل مروری-توصیفی و کتابخانهای انجام شده است. پایگاههای آی اس آی، پاب مد، آی اس دی، گوگل اسکولار، مگیران و اس آی دی بهمنظور شناخت این مبانی، جستوجو شد. دو نفر جستوجوی مستقل انجام دادند و حاصل را در جلسهای مشترک تجزیه و تحلیل کردند. ارزیابی کیفی توسط متخصص پزشکی اجتماعی انجام شد. وابستگی نویسندگان به مراکز علمی مصوب از شاخصهای گزینش منابع جهت ورود به مطالعه بود. مبانی طب اسلامی با نگاهی به رابطهی علم و دین مرور شد. شش دیدگاه شامل تایید، رد، اولویت بخشی یا ترکیبی قابل بیان بود. برای این منظور، مضامین طبی در حوزهی آیات و روایات و طب رایج با نگاه به طبقهبندیهای رابطهی علم و دین تعریف شد. برای بیان مفاهیم علم دینی و طب اسلامی بهترتیب از نظرات علامه جوادی آملی و مهدی اصفهانی استفاده شده است که در حال حاضر از جایگاه و بنیاد استدلالی متینتری برخوردارند؛ ایشان ضمن اعتقاد به لزوم اتصال وحیانی، از رئالیسم انتقادی نیز بهره گرفتهاند و شرط تحقق علم اسلامی را هویت درونی اسلامی آن علم میدانند و معتقد به روایی دیگر لوازمات و پیامدهای آن هستند
فرزان عضدی، سیدهمریم موسوینسب، نیلوفر دوانی، پریسا میرزایی، فائزه جهانپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
حقوق بیمار از اساسیترین حقوقی است که باید کادر درمانی به آن توجه کند. در این میان، بررسی و مقایسهی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر، برای آگاهی دانشجویان از نکات اخلاقی ارائهی خدمات از اهمیتی ویژه برخوردار است؛ لذا این طرح با هدف مقایسهی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر دربارهی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر انجام شد. این مطالعه، پژوهشی توصیفیتحلیلی و مقطعی است که 113 نفر از دانشجویان پزشکی سال اول و آخر دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، به روش نمونهگیری سرشماری، در آن شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای برگرفته از منشور حقوق بیمار بود که روایی و پایایی آن در مطالعات پیشین تأیید شده بود. آنالیز دادهها ازطریق آزمونهای تی مستقل و همبستگی پیرسون با نرمافزار SPSS v 19 انجام گرفت. میانگین نمرهی دیدگاه دانشجویان دربارهی میزان رعایت حقوق بیمار در بین دانشجویان سال اول 90/13±36.76 و در میان دانشجویان سال آخر 08.8±63.71 بود که از نظر آماری معنیدار است (p<0.05). در بین دانشجویان سال اول و آخر، اکثر دانشجویان، بهترتیب 52% و 84%، دیدگاهی نسبتاً مطلوب دربارهی رعایت حقوق بیمار داشتند. بین فاکتورهای دموگرافیک با دیدگاه دانشجویان، ارتباط آماری معنیداری مشاهده نشد. نمرهی دیدگاه دانشجویان در رابطه با رعایت حقوق بیمار، در بین دانشجویان سال آخر کمتر از دانشجویان سال اول بود؛ لذا پیشنهاد میشود برای ارتقای دیدگاه دانشجویان در این باره، در طی سالهای تحصیل، تلاش و برنامهریزی شود.
ولیاله وحدانینیا، میرسجاد سیدموسوی، محمدامین وحدانینیا، عباس وثوقمقدم،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
«زبان حقوقی» تکیهگاه استدلالی محکمی برای دفاع از سلامت فراهم کرده است؛ بهطوریکه، قواعد حقوق بشر، بهعنوان عمدهترین ارزش سیاسی جهانیشدن، در قلب تئوری و عمل گفتمان سلامت عمومی، جای گرفته است و قدرت لازمالاجرابودن آن میتواند به تضمین توزیع عادلانهی منابع سلامت در کشورها کمک کند؛ در عینِحال، حق سلامت، حق-ادعایی که در اسناد بینالمللی و ملی شناسایی شده است، خود مستلزم پیششرطهایی است که بدون وجود زمینهی مناسب فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و بهطور کلی، عوامل شکلدهندهی «زمینهی زندگی مردم»، تحقق نمییابد؛ بهعبارتی، استدلال با زبان حقوقی برای سلامت، میتواند با خود، استدلالِ حق بر تعیینکنندههای سلامت را به دنبال داشته باشد؛ از همین رو، این مقاله با اتخاذ رویکردی معرفتشناسانه، روایتی حقوقی از منطق حکمرانی برای سلامت ارائه میکند که چشماندازی تازه از مباحث «حق سلامت» پیش رو گذاشته است و با استدلالهایی قدرتمند، نشان میدهد که سیاستگذاری سلامت، باید مبتنی بر فهم موضوعاتی باشد که تأثیراتی عمده بر سلامت مردم دارند؛ موضوعاتی که با عنوان عوامل «تهدیدکنندهی سلامت»، «محافظتکنندهی سلامت» و «ارتقادهندهی سلامت» توصیف میشوند؛ گرچه، مطالبهی ادعایی حق سلامت، بهمثابه «حق لازمالاجرای فردی»، انتقاداتی را هم در پی داشته و ممکن است موانع و محدودیتهایی نظری و عملی پیش روی تحقق کامل این حق بشری وجود داشته باشد.
علیرضا منجمی، امیرحسن موسوی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
«طبیسازی»، در ادبیات رایج آن، مفهومی انتقادی به پزشکی مدرن است؛ به معنای پیشروی و نفوذ پزشکی در ساحتها و حوزههای جدیدی از زندگی انسان و در نهایت، تبدیلشدن پزشکی به نوعی ابزار کنترل و تسلط اجتماعی. در این مقاله نشان دادهایم، اگرچه ادبیات رایج طبیسازی از ابتدای شکلگیری آن در اواسط قرن بیستم، نقدی منحصر به پزشکی مدرن است، کاستیهای مفهومی همین تلقی و فروکاستن طبیسازی به پزشکی مدرن که مبتنی بر زیستپزشکی است، خطایی معرفتشناسانه است. این خطا منجر به حالتهایی جدید از طبیسازی در لباس طبیزدایی و با سویههایی آسیبزاتر میشود. به ادبیات رایج طبیسازی، انتقادی دوسویه وارد است؛ پژوهشگران طبیسازی با تمرکز بر پارادایم زیستپزشکی، از طبیسازیهای رویکردهای دیگر پزشکی، مانند طبهای مکمل و جایگزین غفلت کردهاند. این خلأ مفهومی در ادبیات رایج، منجر به ایجاد فضا برای شکلگیری اَشکالی جدید از طبیسازی توسط طبهای مکمل و جایگزین شده است؛ روندهایی که در ظاهر، به طبیزدایی از پزشکی مدرن میپردازند؛ اما خود انواعی جدید از طبیسازی را بازتولید میکنند؛ فرایندهایی که ذیل دو مفهوم «پیراطبیسازی» و «کمیزیشن» (CAMization) توصیف شده است. مقصود از کمیزیشن رویههایی است که در آن مسائل روزمرهی زندگی انسانی، به مسائل سلامت در ادبیات طب مکمل و جایگزین منتقل میشود. در این مقال به طب سنتی ایران هم اشارهای شده است و نشان دادهایم که قرائت رایج بسیاری از جامعهشناسان پزشکی از طبیسازی که این پدیده را موضوعی منحصر به جوامع غربی و یکصد سال اخیر میدانند، محل مناقشه است.
علی اصغر پیشداد، سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
تحولات علمی و فناوریهای نوین در حوزهی بهداشت و درمان، مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و پزشکی از راه دور، فرصتهای بینظیری برای ارتقاء کیفیت مراقبت فراهم کردهاند. این فناوریها به پزشکان و بیماران امکان دادهاند تا در زمینههای مختلف، ازجمله: تشخیص و درمان و نظارت بر بیماران به روشهایی سریعتر و دقیقتر دست یابند؛ بااینحال، این روشها چالشهای اخلاقی جدیدی را نیز به وجود آوردهاند که نیازمند تحلیل دقیق و ایجاد راهکارهای مناسب است. برای انجامدادن این مطالعهی مرور دامنهای، با هدف بررسی و تبیین جنبههای مختلف مراقبت مدرن، از چهارچوب Arksey & O'Malley استفاده شد. مراحل اصلی این مطالعه شامل موارد زیر بود:
۱. تعیین سؤالات پژوهش: سؤالات اصلی این مرور عبارت بودند از:
مراقبت مدرن چیست و چه جنبههایی دارد؟
چه عوامل و شواهدی در طراحی و ارائهی مراقبت مدرن اثرگذارند؟
چه چالشهایی در ارتباط با مراقبت مدرن وجود دارد؟
راهکارهای مناسب برای این منعطفکردن چالشها چیست؟
۲. توسعهی راهکار جستوجو: برای یافتن مطالعات مرتبط، کلماتی کلیدی مانند Modern Care، Contemporary Healthcare، Innovative Care و Advanced Patient Care در پایگاههای اطلاعاتی علمی معتبر شامل PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar بررسی شدند. راهکار جستوجو شامل ترکیبی از کلمات کلیدی، اصطلاحات Boolean بود.
۳. انتخاب مطالعات: معیار ورود شامل مقالات مرتبط با مراقبت مدرن، چالشها، راهبردها یا نوآوریهای مراقبتی بود که در ده سال اخیر، به زبان انگلیسی یا فارسی منتشر شدهاند. معیار خروج شامل مطالعاتی بود که صرفاً بر مراقبتهای سنتی تمرکز داشتند یا امکان دسترسی کامل به متن اصلی آنها نبود. انتخاب اولیه بر اساس عناوین و چکیدهها انجام شد و سپس مقالات کامل بررسی قرار شدند.
۴. استخراج و تحلیل دادهها: دادههای کلیدی شامل مشخصات مطالعه (سال و مکان)، تعریف مراقبت مدرن، حوزههای تمرکز و یافتههای اصلی با استفاده از فرمهای استاندارد استخراج شد. تحلیل دادهها بهصورت کیفی انجام شد.
یافتهها در سه سطح انواع فناوری پیشرفته و کاربردی در مراقبت، چالشهای اخلاقی در فناوری مدرن و راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالشهای اخلاقی طبقهبندی شده است.
فناوریهای پیشرفته و کاربردی در مراقبت عبارتاند از:
الف. هوش: الگوریتمهای هوش مصنوعی به تحلیل دادههای پیچیده، تشخیص الگوها و پیشبینی نتایج درمان کمک میکنند. این فناوری در تصویربرداری پزشکی، تجزیه و تحلیل دادههای ژنتیکی و پیشبینی وضعیت بیماران کاربرد فراوان دارد.
ب. اینترنت اشیا (IoT) در بهداشت و درمان: استفاده از دستگاههای متصل به اینترنت برای نظارت بر بیماران و دریافت دادهها بهصورت لحظهای از کاربردهای مهم اینترنت اشیاست. این فناوری در مانیتورینگ از راه دور و مدیریت بیماریهای مزمن به کار میرود.
ج. پرینت سهبعدی و پزشکی بازساختی: از این فناوری برای ساخت پروتزها، مدلهای جراحی و حتی بافتهای زنده استفاده میشود و امکان درمان بهتر بیماران را فراهم میآورد.
د. پزشکی از راه دور (Telemedicine): پزشکی از راه دور، برای بیماران امکان دسترسی به خدمات پزشکی را، در نقاط دورافتاده و حتی در منزل فراهم میآورد و با کاهش نیاز به مراجعهی حضوری، راحتی بیماران را افزایش میدهد.
چالشهای اخلاقی در مراقبت مدرن نیز عبارتاند از:
الف. حفظ حریم خصوصی و امنیت دادهها: فناوریهای مدرن در مراقبت بهداشتی، بهویژه اینترنت اشیا و هوش مصنوعی، نیازمند جمعآوری و تحلیل حجمی عظیم از دادههای حساس بیماران هستند. این مسأله میتواند حریم خصوصی افراد را به خطر بیندازد و زمینهساز دسترسی غیرمجاز به اطلاعات شخصی شود. استفاده از سیستمهای امنیتی پیشرفته، رمزگذاری دادهها و همچنین رعایت مقررات حریم خصوصی مانند مقررات حفاظت از دادههای عمومی (GDPR) از راهکارهای حفظ حریم خصوصی و امنیت دادههاست.
ب. تصمیمگیری خودکار توسط هوش مصنوعی: برخی از سیستمهای هوش مصنوعی قادر به پیشنهاددادن روش درمانی و حتی تصمیمگیری دربارهی آن هستند؛ اما این تصمیمها همواره بدون دخالت انسان نیستند. چنین سیستمی ممکن است با بیتوجهی به جوانب انسانی و احساسی، تصمیماتی بگیرد که از نظر اخلاقی نادرست باشند. نظارت پزشکان متخصص و درنظرگرفتن جنبههای انسانی، میتواند تضمینی برای بهکارگیری تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی باشد.
ج. مسئولیتپذیری و پاسخگویی: در صورت وقوع اشتباهات در تصمیمگیری یا خطاهای فناوری، مسئولیت این اتفاق بر عهدهی کیست؟ این سؤال، یکی از چالشهای اصلی در استفاده از فناوریهای مدرن است. آیا مسئولیت بر عهدهی تیم پزشکی است یا تولیدکنندگان فناوری؟ تنظیم دستورالعملهایی واضح دربارهی مسئولیتها و نظارت بر کاربرد فناوریهای نوین و تعریف چهارچوبهای قانونی برای پاسخگویی، میتواند راهکاری مناسب برای حل این چالشها باشد.
د. عدالت در دسترسی به خدمات پیشرفته: بهرهمندی از مراقبتهای مدرن ممکن است برای همهی افراد در دسترس نباشد؛ بهویژه در مناطق کمدرآمد یا کشورهای درحالتوسعه. این مسأله میتواند به نابرابریهای درمانی و اجتماعی منجر شود. برنامهریزی برای دسترسی برابر و ارائهی تسهیلاتی برای جوامع کمدرآمد تا همگان بتوانند از این خدمات بهرهمند شوند، به اجرای این برابری یاری میرساند.
ه. استفاده از دادههای ژنتیکی و پزشکی شخصیسازیشده: فناوریهای مدرن امکان شناسایی خصوصیات ژنتیکی افراد و ارائهی درمانهای شخصیسازیشده را فراهم کردهاند؛ اما این امر میتواند به تبعیض ژنتیکی یا نقض حریم خصوصی افراد منجر شود؛ ازاینرو، تعیین قوانین سختگیرانه و پایبندی به اصول اخلاقی در استفاده از دادههای ژنتیکی میتواند از این پیامدها جلوگیری کند.
و. تغییر نقش پزشکان و اعتماد بیمار: با ورود فناوریهای خودکار به حوزهی پزشکی، نقش پزشکان بهعنوان تصمیمگیرندگان اصلی ممکن است کمرنگ شود و این میتواند بر اعتماد بیماران به مراقبتهای پزشکی اثر بگذارد. تأکید بر حفظ نقش انسانی در فرایند درمان و تضمین اینکه پزشکان بهعنوان متخصصان اصلی در کنار فناوریها عمل میکنند، از چنین آسیبهایی میکاهد.
راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالشهای اخلاقی نیز عبارتاند از:
الف. آموزش و توانمندسازی تیمهای پزشکی و بیماران: آشنایی با فناوریهای نوین و پیامدهای اخلاقی آنها میتواند به تیمهای درمانی کمک کند تا تصمیمهای اخلاقیتری بگیرند؛ همچنین، بیماران باید به حقوق و حریم خصوصی خود در استفاده از این فناوریها آگاه شوند.
ب. تدوین قوانین و مقررات مناسب: تنظیم مقررات جامع و دقیق که به رعایت اصول اخلاقی و حفاظت از حریم خصوصی بیماران کمک کند، میتواند چالشهای زیادی را کاهش دهد. این قوانین باید شفاف و اجراشدنی باشند.
ج. مشارکت بینالمللی و تبادل دانش: توسعهی استانداردهای جهانی و اشتراک تجارب کشورها در استفاده از فناوریهای پزشکی میتواند به ایجاد راهکارهای بهتر برای حل چالشهای اخلاقی کمک کند.
د. ایجاد کمیتههای اخلاقی و نظارتی: کمیتههای اخلاقی در مراکز درمانی و تحقیقاتی میتوانند به ارزیابی و مدیریت چالشهای اخلاقی کمک کنند؛ همچنین، نظارت دقیق بر کاربرد فناوریهای نوین در حوزهی سلامت ضروری است.
ه. بررسی پیامدهای طولانیمدت فناوریها: استفاده از روشهای مدرن در مراقبت بهداشتی، نیازمند تحلیل دقیق پیامدهای طولانیمدت آنهاست؛ بنابراین، انجامدادن مطالعات گسترده و پیگیری اثرات این فناوریها میتواند در بهبود تصمیمگیریها مؤثر باشد.
فناوریهای مدرن مراقبت بهداشتی، قابلیتهای بسیاری برای بهبود کیفیت زندگی افراد ایجاد کردهاند؛ اما چالشهای اخلاقی جدیدی نیز با خود به همراه آوردهاند. برای مواجهه با این چالشها، لازم است که اصول اخلاقی در کنار نوآوریهای علمی قرار گیرد و برنامهریزی دقیقی برای مواجهه با مسائل ایجاد شود. این مقاله نشان میدهد، با تدوین قوانین جامع، آموزش و آگاهیبخشی و حفظ نقش انسانی در فرایندهای درمانی میتوان به کاهش این چالشها و افزایش اعتماد بیماران به مراقبتهای مدرن کمک کرد.
سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
جمعیت سالمندان، بهسرعت در حال افزایش است؛ در نتیجه، نیاز به خدمات اورژانسی برای این گروه سنی نیز، رو به رشد است. سالمندان به دلیل وضعیت جسمانی و روانی خاص خود، هنگام دریافت خدمات اورژانسی، در معرض مسائل اخلاقی و چالشهای متعدد قرار میگیرند. اهمیت این مسائل به این دلیل است که وضعیت جسمانی و روحی آنها میتواند مانع از استقلال در تصمیمگیری و دستیابی به رضایت آگاهانه شود. هدف این مقاله، بررسی چالشهای اخلاقی مرتبط با مراقبت از سالمندان در اورژانس و ارائهی پیشنهاداتی برای بهبود این مراقبت است. این مقالهی مرورینقلیآموزشی، با استفاده از منابع و مقالات معتبر بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ به بررسی و تحلیل چالشهای اخلاقی در مراقبت از سالمندان در اورژانس پرداخته است. منابع با جستوجوی واژگان کلیدی اخلاق پزشکی، مراقبت از سالمندان و اورژانس در پایگاههای دادهی علمی معتبر مانند PubMedو Scopus وGoogle Scholar استخراج شدند. حفظ استقلال سالمند، رضایت آگاهانه، حفظ حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات، تصمیمگیری در پایان زندگی، رعایت عدالت و انصاف و صداقت، حمایت روانی و عاطفی، شفقت و همدلی، رعایت اصول حرفهای آموزش و آگاهی، ارتباط مؤثر با خانواده، مدیریت درد و راحتی بیمار، از چالشهای اخلاقی مراقبت از سالمندان در اورژانس هستند. کشورهای توسعهیافته از دیرباز با مسألهی سالمندی مواجه بودهاند؛ اما در سالهای اخیر نرخ رشد سالمندی در کشورهای درحالتوسعه نیز شتاب بیشتری گرفته است. این کشورها به دلیل نداشتن زیرساختهای کافی و تغییرات سریع جمعیتی، با چالشهای بزرگی در مراقبت از سالمندان مواجه میشوند. چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران سالمند در اورژانس، از مهمترین مسائلی است که تیمهای درمانی با آن روبهرو هستند. این چالشها به دلیل حساسیت جسمی و روحی سالمندان، پیچیدگیهای درمانی و نیاز به تصمیمگیری سریع، تشدید میشوند. رعایت این اصول در کنار آموزش مداوم مراقبان، میتواند کیفیت مراقبت از سالمندان را در مواقع اورژانسی بهبود بخشد و از بروز صدمات جسمی و روانی به آنان جلوگیری کند؛ بنابراین، مراقبت از سالمندان، علاوه بر دانش و مهارت، به رعایت اصول اخلاقی و رفتار انسانی نیز نیاز دارد. با پایبندی به این اصول، میتوان علاوه بر ارائهی مراقبتهای مؤثر، حس اعتماد و آرامش را در سالمندان ایجاد کرد. آموزش و آگاهیبخشی به تیمهای درمانی، تقویت ارتباط با خانواده و نمایندگان قانونی، استفاده از دستورالعملهای استاندارد اخلاقی، تشویق سالمندان به تهیهی وصیتنامهی پزشکی، استفاده از ارزیابیهای روانشناختی و فیزیکی، برخی از راهکارهای پیشنهادی هستند.
فرشید محمدموسایی، زینب رئیسی فر، آق سید علی موسوی، خا نسترن خرسندی بهار، فاطمه اسماعیل زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
حفظ حریم خصوصی بیماران، یکی از مهمترین حقوقهای اولیهی بیماران و از وظایف اخلاقی کارکنان نظام سلامت است. این مطالعهی توصیفیمقطعی در سال 1401 با هدف مقایسهی دیدگاه بیماران و کارکنان اتاق عملهای جراحی زنان و زایمان شهر مشهد دربارهی میزان رعایت حریم خصوصی بیماران انجام گرفت. نمونهگیری از بیماران بهصورت تصادفی در اتاق عملهای مذکور بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامهی استاندارد بررسی حریم خصوصی بیماران بستری و برای تحلیل دادهها، از نرمافزار SPSS 22 و آزمون های توصیفی و استنباطی استفاده شد و سطح معنیداری 0.5 >P در نظر گرفته شد. میانگین سن (± انحراف معیار) بیماران و کارکنان شرکتکننده در پژوهش بهترتیب (12/56 ± 39/07) و (8/42 ± 31/65) بود. میانگین نمرهی رعایت حریم خصوصی از دیدگاه بیماران (22/41 ± 38/92) و از دیدگاه کارکنان (8/02 ± 64/26) و تفاوت این دو دیدگاه به لحاظ آماری معنیدار بود(0.0001 = P). کمترین نمره در هر دو گروه، بعُد حریم خصوصی شخصی (77/97 ± 8/4) بیمار و (2/66± 13/37) کارکنان بوده است. نتایج نشان داد، میزان رعایت حریم خصوصی از دیدگاه کارکنان، بیشتر از متوسط و از دیدگاه بیماران، کمتر از متوسط بود؛ لذا با توجه به موقعیت خاص بیماران، استرس فراوان بیمار و محدودیتهای جسمی و روانی در حمایت از خود، لازم است آموزش و اقدامات ضروری برای توجه بیشتر کارکنان به موارد رعایت حریم خصوصی و نیز آگاهیبخشی به بیماران در این زمینه انجام شود.