12 نتیجه برای نصیری
سید پوریا هدایتی، امیر اشکان نصیری پور، فاطمه محبتی، علی ماهر، محمود محمودی، ناهید حاتم،
دوره 2، شماره 3 - ( شهریور ماه 1388 )
چکیده
امروزه بعد فرهنگ اخلاق سازمانی بهعنوان عاملی مؤثر بر عملکرد سازمان تلقی میگردد. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطهی فرهنگ اخلاق سازمانی با بهرهوری کارکنان در بیمارستانهای عمومی آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
این مطالعه از نوع مطالعات همبستگی بود و جامعهی آماری از کارکنان بیمارستانهای عمومی آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران انتخاب شد. از تعداد 1244 نفر کارکنان این بیمارستانها 96 نفر با روش نمونهگیری طبقهای انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه بود. این پرسشنامه مشتمل بر سه بخش اطلاعات دموگرافیک، فرهنگ سازمانی و بهرهوری بود که با مقیاس پنج گزینهای لایکرت (1= بسیار کم و 5= خیلی زیاد) نمره دهی شد. دادهها به روش خود پاسخگویی از نمونههای پژوهش اخذ و با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و آزمون آماری کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتههای این مطالعه نشان داد بین فرهنگ سازمانی و بهرهوری رابطهی معنیداری وجود دارد
(01/0 P < و5700 X2=) . در بین شاخصهای فرهنگ سازمانی جامعهی مورد مطالعه، کنترل و خلاقیت فردی (با میانگین نمره 37/61 و 94/58) وضعیت بهتری نسبت به سایر شاخصهای فرهنگ سازمانی داشتند. بالاترین میانگین نمرات بهرهوری کارکنان نیز مربوط به مؤلفههای وضوح و شناخت نقش (35/69 از 130) و توانایی (68/57) بود.
با توجه به رابطهی مثبت فرهنگ سازمانی و بهرهوری کارکنان در بیمارستانهای مورد مطالعه، تغییر فرهنگ سازمانی حاکم بر بیمارستانها (با اقداماتی از قبیل فراهم نمودن محیط مناسب برای افراد خلاق و ارتقاء آگاهی پرسنل در زمینهی ارزش کار) ثمربخش خواهد بود.
امیر اشکان نصیری پور، محمد علی حسینی، حسن فضایلی راد، عباس کامیابی،
دوره 4، شماره 6 - ( آذرماه 1390 )
چکیده
بررسی علل شکایت از کادر درمانی و تلاش در جهت کاهش آن گامی جهت رضایت هر چه بیشتر بیماران و کارکنان پزشکی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی رابطهی علل شکایت بیماران علیه پزشکان با رأی صادره متعاقب آن از سوی سازمان نظام پزشکی کرمان بود. این پژوهش از نوع مقطعی (توصیفی - تحلیلی) بود که با بررسی 205 پروندهی مربوط به شکایت از پزشکان در سازمان نظام پزشکی کرمان طی سالهای 88-1383 انجام شد.
بیشترین علت شکایت (2/73 درصد) سهلانگاری و عدم رعایت موازین علمی، شرعی و قانونی و بعد از آن 3/9 درصد بهدلیل اخذ وجه یا مال خارج از ضوابط قانونی بود. بیشترین رأی صادره شامل 7/31 درصد برائت و بعد از آن 9 /22 درصد موقوفی و منع تعقیب بود. بیشترین شکایت از چشم پزشکان بود و در بین بیمارستانها، بیمارستانهای خصوصی بیشترین شکایت را داشتند. بین علت شکایت و رأی صادره ( 706/53 = c2 و 001/0(P< ، همچنین بین علت شکایت و تخصص پزشکان رابطهی معنیدار وجود داشت (270/49= c2و 026/0 (P =، ولی بین رأی صادره و نوع بیمارستان رابطهی معنیداری مشاهده نشد.
با توجه به علل شکایات، رعایت موازین علمی، شرعی و قانونی و کاهش روابط مالی پزشک و بیمار میتواند در کاهش شکایت بیماران از پزشکان مؤثر باشد. اکثر شکایاتی که در اغلب موارد منجر به رأی برائت، موقوفی و منع تعقیب شده بود، بیمورد بوده و توجیه مناسب بیمار در مورد عوارض و ریسک بیماری قبل از درمان و بهبود مناسبات پزشک- بیمار در مهار این معضل راهگشاست.
سیده فاطمه واثق رحیمپرور ، لیلا نصیریانی، تهمینه فرج خدا، ناصر بحرانی،
دوره 7، شماره 2 - ( تیر ماه 1393 )
چکیده
عملکرد اخلاقی یکی از مولفههای اصلی ارائهی مراقبت با کیفیت و شایسته به زنان و مادران است. این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران طراحی شد. این مطالعه توصیفی- مقطعی، در سال 1392 انجام شد. 125 نفر از ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران بهروش طبقهای سهمیهای بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی خود گزارش دهی شامل دو بخش بود: مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه روا و پایای کدهای اخلاق ارائهدهندگان خدمات سلامت باروری. در پژوهش حاضر 10 حیطه از این پرسشنامه (شامل 43 سؤال در مقیاس لیکرت 5 قسمتی از خیلی کم تا خیلی زیاد) مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی در نرمافزار SPSS استفاده شد. میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهای در ماماهای مراکز بهداشتی - درمانی شهر تهران 522/0±866/3 بود. لازم به ذکر است که حداقل نمرهی 1 و حداکثر 5 بوده است. میزان رعایت هر حیطه به تفکیک عبارت بود از: رعایت حق کرامت انسانی مددجو 676/0±77/3، حق تصمیمگیری مددجو 58/0±61/3، اخذ رضایت آگاهانه از مددجو 889/0±48/3، آشکار سازی اطلاعات برای مددجو 74/0±4، رعایت حق محرمانه نگه داشتن اطلاعات مددجو 844/0±83/3، افشاء اطلاعات مددجو 723/0±47/3، رعایت حق حریم خصوصی مددجو 709/0±08/4، سودرسانی و عدم ضرررسانی به مددجو 698/0±97/3، رعایت عدالت نسبت به مددجو 802/0±14/4 و ارتباط حرفهای با همکار 709/0±23/4. پیشنهاد میشود جهت ارتقاء هر چه بیشتر کیفیت خدمات مامایی، به آموزش اخلاق حرفهای (تئوری و بالینی( بیشتر از قبل توجه گردد و کدهای اخلاق مامایی پس از اطلاعرسانی گسترده، بهکار گرفته و پایش شود.
شهریار شهاب، ناهید رژه، ملیحه نصیری، روح اله اصغری راد،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
ارتباط صحیح و همدلی بین دندانپزشکان و بیماران یکی از دغدغههای برنامهریزان آموزش و گیرندگان خدمات دندانپزشکی است. هدف از مطالعهی حاضر بررسی میزان همدلی در دانشجویان دندانپزشکی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران در سال 1393 با بیماران بود. در این مطالعهی توصیفی - مقطعی، بر اساس فرمول تعیین حجم نمونهی تصادفی با فرمول مورگان تعداد 410 نفر از دانشجویان دندانپزشکی دانشگاههای شهر تهران بهطور تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات، از پرسشنامهی جمعآوری اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی همدلی (واکنشهای میان فردی) استفاده شد. اطلاعات شرکتکنندگان وارد نرمافزار کامپیوتری SPSS ویرایش 16 شد. تجزیه و تحلیل با استفاده از آزمونهای Independent T-Test، آنالیز واریانس یکطرفه و ضرایب همبستگی انجام شد. میانگین نمرات همدلی دانشجویان دندانپزشکی (03/1± 06/53) و بالاترین میزان مربوط به بعد تخیل (65/4 ± 41/14) بود. از بین مشخصات جمعیتشناختی سن، جنسیت و مقطع تحصیلی با همدلی رابطهی معنیداری داشت (P<0.001). میزان همدلی افراد متأهل در سنین و مقاطع تحصیلی بالاتر بیشتر بارز بود. اما با دانشگاه محل تحصیل رابطهی معنیداری مشاهده نشد. میزان همدلی در دانشجویان دندانپزشکی دورهی عمومی با شرایط قابل انتظار تفاوت دارد. برنامهریزی آموزشی برای تقویت فضای همدلی بین دانشجویان و بیماران ضروری بهنظر میرسد
محمد جلالی، احمد نصیری، حیدر علی عابدی،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
اعلام خبر بد به بیمار قسمت عمدهای از مراقبتهای سلامتی محسوب میشود. از آنجایی که اطلاعرسانی به بیمار و خانواده از حقوق اولیهی بیمار است، توجه به تجارب بیماران و خانوادهها پس از شنیدن خبر بد میتواند این اطلاعرسانی را هدفمندتر کرده و از آسیب بیشتر به بیمار و خانواده جلوگیری کند؛ لذا پژوهش حاضر بهمنظور توصیف تجارب بیمار و خانواده پس از شنیدن خبر بد توسط کادر پزشکی انجام شده است. این مطالعه به روش پدیدارشناسی که رویکردی کیفی است، انجام شده است. نمونهها از میان افراد دارای تجربهی شنیدن خبر بد در شهر بیرجند و در سال 1392، انتخاب شدند. نمونهگیری مبتنی بر هدف بوده و تا اشباع اطلاعات که در پایان، شمار شرکتکنندگان را به 10 نفر رساند، ادامه یافت. یادداشتبرداری نیز برای تکمیل فرآیند گردآوری دادهها بهکار برده شد. روش کلایزی جهت تحلیل دادهها بهکار رفته و استحکام این مطالعه بر پایهی معیار دقت در نظر گرفته شده است. آزمودنیها در گروه سنی 70-25 سال بودند. طبق روش کلایزی در مرحلهی اول 280 کد بهدست آمد که همان مفاهیم تدوین شده هستند. در این مرحله از کدهای استخراج شده فهرستی تهیه شد. سپس دستههای موضوعی مختلف که معانی مشابهی داشتند، در پنج دستهی موضوعی بزرگتر جای داده شدند که عبارتند از: 1- آشفتگی بدو مواجهه 2- واکنشهای تطابقی 3- تسکین معنوی 4-تلاطم خانوادگی 5- حمایتطلبی. نتایج این مطالعه نشان داد که بیمار و خانواده پس از شنیدن خبر بد واکنشهای متفاوتی از خود نشان میدهند، لذا کادر پزشکی ضمن آشنایی و آموزش روشهای علمی اطلاع خبر بد و با شناخت عکسالعملها، آشفتگیها و تلاطمها و منابع تطابقی و حمایتی به کار برده شده توسط بیمار و خانواده میتوانند باعث سازگاری بیشتر بیمار و خانواده با واقعهی ناگوار و ایجاد آرامش در آنها شوند
ابراهیم نصیری، حمیدرضا کلیدری، سبحان بهرامی،
دوره 9، شماره 3 - ( مهر ماه 1395 )
چکیده
خدیجه نصیریانی، سیده الهام فضلجو، عارفه دهقانی تفتی، یدالله موبری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
حساسیت اخلاقی، بهعنوان اولین گام در فرایند تصمیمگیری اخلاقی، قبل از اینکه فرد بتواند قضاوت اخلاقی و بهدنبال آن، تصمیمگیری مناسب داشته باشد، ضروری است. برای ارتقای حساسیت اخلاقی پرستاران، آموزش مفاهیم اخلاقی و بهکارگیری شیوهی مناسب برای آموزش هنوز محل بحث است؛ لذا، مطالعهی حاضر، با هدف تعیین تأثیر آموزش مجازی اصول اخلاقی به شیوهی روایتگری، بر حساسیت اخلاقی پرستاران مراقبتهای ویژه انجام شد. در این مطالعهی نیمهتجربی ،60 پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژه، در دو گروه مداخله و کنترل در دو بیمارستان مورد بررسی قرار گرفتند. برای گروه مداخله، برنامهی آموزشی اصول اخلاقی به شیوهی روایتگری و از طریق فضای مجازی اجرا شد. پرستاران پرسشنامهی حساسیت اخلاقی لاتزن را در سه نوبت (قبل، بلافاصله و دو ماه بعد) تکمیل کردند. اطلاعات با نرمافزارSPSS ، نسخهی ۲۰، تجزیه و تحلیل شد. یافتهها نشان داد نمرهی حساسیت اخلاقی پرستاران گروه آزمون، قبل از مطالعه (9.24±61.53) و گروه کنترل (7.76± 60.60) بود که تفاوتی معنیدار نداشت (p>0.05)؛ اما بعد از مداخله در پسآزمون اول، گروه آزمون (6.05±77.50) و گروه کنترل (8.07± 60.83) بود که تفاوتی معنیدار را نشان داد (p<0.05)؛ همچنین، در پسآزمون دوم، بین گروه آزمون و کنترل، تفاوتی معنیدار دیده شد (p<0.05). آزمون آماری اندازههای تکراری بین نمرات حساسیت اخلاقی در گروه آزمون تفاوتی معنیدار نشان داد؛ اما در گروه کنترل، تفاوت معنیدار مشاهده نشد. بر اساس یافتهها، حساسیت اخلاقی پرستاران دو گروه، در ابتدای مطالعه، متوسط بود؛ اما بعد از مداخله، گروه آزمون بهبودی شایستهی توجه یافت؛ اما گروه کنترل، کماکان، متوسط بود؛ بنابراین، لازم است پرستاران به ثبت و اشتراکگذاری چالشهای اخلاقی که با آن مواجه میشوند، تشویق گردند تا بدینترتیب، ضمن ارتقای عملکرد اخلاقی خود، از روایتهای آنها برای آموزش سایر پرستاران و دانشجویان پرستاری استفاده شود.
خدیجه نصیریانی، عباسعلی دهقان تفتی، سیده الهام فضلجو،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
این نامه به سردبیر، فاقد چکیده است.
خدیجه نصیریانی، مژگان براتی کهریزسنگی، سیدهالهام فضلجو،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
جو اخلاقی حاکم بر بیمارستانها میتواند تصمیمگیریهای اخلاقی پرستاران را تحت تأثیر قرار دهد؛ در جو بیمارستانی که پرستار نتواند شجاعت اخلاقی خود را به کار گیرد، بهمرور، حقوق و منافع بیمار نیز، نادیده گرفته میشود؛ لذا، مطالعهی حاضر، با هدف تعیین جو اخلاقی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی یزد از دیدگاه پرستاران و ارتباط آن با شهامت اخلاقی صورت گرفت. این مطالعهی توصیفیتحلیلی بود و 204 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهیدصدوقی یزد، به روش نمونهگیری در دسترس وارد آن شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای دموگرافیک، شهامت اخلاقی (Sekerka) (PMC) و جو اخلاقی بیمارستانی (HECS) ، جمعآوری شد و با نرمافزارSPSS ، نسخهی ۱۸، آنالیز شدند. نتایج نشان داد میانگین نمرهی جو اخلاقی (62/0± 35/3) از پنج و میانگین نمرهی شهامت اخلاقی (46/5 ± 37/56) از 75 است. بین جو اخلاقی سازمان و شهامت اخلاقی، ارتباط معنیدار یافت نشد (0.05≤P). از بین ویژگیهای دموگرافیکی میانگین نمرهی جو اخلاقی، برحسب جنس تفاوت معنیدار داشت (0.05 >P) . براساس یافته ها ضرورت بهینه سازی جو اخلاقی بیمارستان و ارتقاء شهامت اخلاقی وجود دارد. با توجه به تأثیر ایجاد محیطهای حمایتکننده از شهامت اخلاقی پرستاران، بر ارائهی خدمات مطلوب به بیماران، تدوین برنامههایی برای ارتقای شهامت اخلاقی پرستاران توسط مدیران، میتواند آثاری سودمند را به دنبال داشته باشد.
خدیجه نصیریانی، نجمه زمانی، عهدیه بحری، سیده الهام فضل جو،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
با توجه به اهمیت فراگیری هوش اخلاقی در دانشجویان پرستاری بعنوان آینده سازان این رشته و همچنین با توجه به کاربردی بودن آموزش مجازی در تمام رشتهها به ویژه علوم پزشکی؛ برآن شدیم تا مطالعهای با هدف تعیین اثربخشی آموزش مجازی اصول اخلاقی به شیوه روایتگری بر هوش اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام دهیم. پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بوده که 40 دانشجوی پرستاری به روش در دسترس وارد مطالعه شدند. قبل از اجرای مداخله، بلافاصله بعد، و دوماه بعد از مداخله شرکت کنندگان پرسشنامه هوش اخلاقی لینک و کیل (2005) را کامل نمودند. جلسات آموزش مجازی در 16 جلسه آموزشی برگزار شد. دادهها با نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد در مطالعه حاضر 40 دانشجوی پرستاری با دامنه سنی 18-23 سال شرکت کردند. مقایسه میانگین نمره کلی هوش اخلاقی قبل از مداخله (17/81±155/45، بلافاصله بعد از مداخله 17/89±161/50 و دوماه بعد از مداخله 15/41±162/97 نشان دهندهی افزایش این نمره در طول مطالعه است و این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود(P=0/02). براساس نتایج میانگین نمره کلی هوش اخلاقی در دانشجویان بلافاصله و دو ماه بعد از مداخله افزایش یافته است. هوش اخلاقی مطلوب میتواند چشمانداز مناسبی را از موفقیت و پیشرفت افراد ترسیم نماید. بنظر می رسد لازم است مدیران دانشگاهها به طور مستمر در کنار آموزش بالینی، به آموزشاخلاق، به ویژه با روشهای نوین، توجه ویژه داشته باشند.
رضا صالحی نیا، مرضیه نصیری سنگری، حسین عباسیان، سجاد صالحیان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
هوش مصنوعی، یکی از پیشرفتهای بزرگ بشری است که با توسعهی فناوریهای هوش مصنوعی در زمینهی سلامت، تأثیرات مثبت آن بر ارتقاء شاخصهای بهداشتی و درمانی، بهطور چشمگیری افزایش یافته است؛ اما کاربرد آن با چالشهای اخلاقی بسیاری نیز همراه است؛ ازاینرو، هدف از این مطالعه، بررسی ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت است. در این مطالعهی مروری، مقالههای منتشرشده بین فوریه ۲۰۱۹ تا نوامبر۲۰۲۴ بررسی شدند. برای جمعآوری مقالهها، از پایگاههای اطلاعاتی داخلی مانند Magiran, SID و از پایگاههای منابع علمی خارجی نظیر PubMed, web of Science Medlib, Science Direct و موتور جستوجوی Google Scholar استفاده شد. برای جستوجو در منابع فارسی و انگلیسی، از کلمات کلیدی اخلاق، هوش مصنوعی، سلامت، Ethics, Artificial Intelligence, Healt استفاده شد. پس از ارزیابی معیارهای ورود و کیفیت مقالات، نُه پژوهش واجد شرایط، شناخته و به مطالعهی حاضر وارد شدند. نتایج مطالعات پیشین نشان دادهاند، استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت مزایایی چشمگیر همچون: تشخیص دقیقتر بیماریها، پیشبینیهای بالینی مؤثرتر، مدیریت کارآمدتر بیمارستانها، بهینهسازی منابع، بهبود مراقبت از بیماران، بهینهسازی گردش کار بالینی و پیشرفت تحقیقات پزشکی را به همراه داشته است. این فناوری موجب افزایش کارایی و ارتقاء کیفیت خدمات بهداشتی شده است؛ بااینحال، چالشهای اخلاقی مانند حریم خصوصی و امنیت دادهها، سوگیری الگوریتمی، شفافیت، اعتبارسنجی بالینی و مسئولیت حرفهای همچنان وجود دارد. رعایت اصولی چون: شفافیت، انصاف، حفاظت از حریم خصوصی و تضمین دسترسی برابر برای توسعه و استفادهی مسئولانه از هوش مصنوعی ضروری است. در نهایت، ایجاد تعادل میان منافع فناوری و ارزشهای انسانی، مسیر بهرهبرداری پایدار و اخلاقی را از این فناوری هموار خواهد کرد. نتایج حاصل از مطالعات انجامشده نشان میدهد، هوش مصنوعی با ارائهی راهکارهای نوآورانه، تأثیری چشمگیر در بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء خدمات در حوزههای مختلف، بهویژه سلامت، داشته است؛ بااینحال، بهرهگیری بهینه از این فناوری نیازمند توجه جدی به ملاحظات اخلاقی، نظارت دقیق بر فرایندها، و رفع چالشهای موجود است.
محمدمهدی پژاوند، معصومه برخورداری شریف آباد، خدیجه نصیریانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
شناسایی راهکار مقابلهای مؤثر برای دیسترس اخلاقی، بهعنوان پدیدهای مهم و شایع در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه، ضروری به نظر میرسد. مدل دانش تا عمل، با هدف شناسایی روشهای مؤثر برای پیادهسازی شواهد در عمل بالینی است. مطالعهی حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخلهی مبتنی بر مدل دانش تا عمل، بر دیسترس اخلاقی پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه انجام شد. این پژوهش از نوع تجربی بود و پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژهی بیمارستان نمازی شهر شیراز، جامعهی آماری آن را تشکیل دادند. تعداد صد پرستار واجد شرایط، بهشیوهی در دسترس انتخاب شدند؛ سپس، بهطورتصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای گروه مداخله، مدل دانش تا عمل اجرا شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهی دیسترس اخلاقی هامریک، قبل و یک ماه بعد از مداخله، توسط هر دو گروه گردآوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS 19 تحلیل شد. بر اساس یافتهها، هر دو گروه، قبل از مداخله، از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی و میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی یکسان بودند. بعد از مداخله، میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی در گروه مداخله، در بعد فراوانی (0/34±2/12) و در بعد شدت (0/46±2/32) در مقایسه با گروه کنترل بعد فـراوانی: (0/43 ± 2/510) ، بعد شدت: (0/55±2/57) بهطور معناداری کاهش یافته بود (0/001>p). یـافتهها نشان داد، اجرای مدل دانش تا عمل، موجب کاهش دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه میشود؛ لذا اجراکردن این مدل، برای ارتقاء کیفیت مراقبت، به مدیران پرستاری پیشنهاد میشود.