8 نتیجه برای نمازی
فاطمه خانساری، حمیدرضا نمازی،
دوره 3، شماره 5 - ( (ویژه نامه حقوق بیمار) 1389 )
چکیده
با لحاظ اینکه شرکتهای داروسازی دربرگیرندهی عناصر متعدد درونی و برونی از جمله شرکتهای پخش، بیماران، پزشکان، کارکنان، سهامداران و ... هستند و باتوجه به بروز تعارضات ملموس در این زمینه، برخی از این شرکتها، تدوین منشوراخلاقی (code of ethics) را بهعنوان مزیتی استراتژیک محسوب میکنند و معتقدند این مهم نقش مؤثری در پیشبرد اهداف سازمانیشان داشتهاست. این مقاله به بررسی منشور اخلاقی سه شرکت داروسازی Merck، Novartis و Roche میپردازد و جایگاه ممتاز و متمایز حقوق بیمار را بهعنوان اصل محوری در حل تعارضات اخلاقی بررسی میکند. در مبحث وظیفهی اخلاقی در قبال سهامداران، هر سه شرکت، ارزشهای یکسانی را برشمردهاند که البته Merck تفصیل بیشتری داده است. در وجه وظیفهی اخلاقی شرکت در قبال گروههای هدف بهنظر میرسد تمایز میان مشتری و مصرفکننده لحاظ شده باشد. در تعارض میان منافع مشتری و مصرفکننده، شرکت Merck و Roche تعاملات خود را با پزشکان، شرکتهای پخش، داروخانهها و رقبا چنان سامان داده است که هم مانع سهمخواری شود و هم به نفع بیماران باشد. دغدغهی Novartis نسبت به هدایای تقدیمی به مشتریان از Merck و Roche کمتر است.
در وجه وظیفهی اخلاقی شرکت در قبال جامعه و محیطزیست، منشور اخلاقی Merck ویژگیهای ممتاز و متمایزی دارد و تعامل روزانه با گروههای بیماران را جزو وظایف خود میداند. Roche نیز از محیط درونی خود خواسته است تا مواردی را که نیاز به حمایت انسانی دارند به این شرکت اطلاع دهند. بهنظر میرسد هر سه منشور اخلاقی تعارضات پیش آمده را چنان حل میکنند که درنهایت حقوق بیمار بهعنوان مصرفکنندهی شرکتهای دارویی در اولویت قرار میگیرد و مشتریمحوری که در اینجا به معنای پزشکمحوری، داروخانهمحوری و پخشمحوری است، اولویت بعدی است.
حمیدرضا نمازی،
دوره 5، شماره 1 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق در پژوهش) 1390 )
چکیده
ارزیابی سود و زیان در اخلاق و آداب پزشکی اقتضائاتی همچون برآوردکردن خطر، ریسک معقول، تمیز میان ملاحظات فایدهگرایانهی طبی و غیرطبی، نسبت سود فرد و اجتماع و مسائلی از این دست دارد. این مقاله برآن است تا مبانی فلسفی این مهم را بکاود. سود/زیان در تاریخ فلسفه به لذت/رنج، خوب/بد تحویل شده است. لذت (معنوی و غیرمعنوی) معیاری سوبژکتیو (انفسی) برای سود بهحساب میآید. اما اخلاق کاربردی محتاج معیاری ابژکتیو (آفاقی) است. بهنظر میآید برای بهدست دادن چنین معیاری نیاز به رویکردی کلنگرانه، ارگانیک و اتخاذ مدل مشخص برای ارزیابی منطق موقعیت داریم. در این مقاله از مدل حوزهی عمومی دفاع شده و حلقهی مفقودهی سرگشتگیهای اخلاقی و برونرفت از معضل کمیتگریزی اخلاق برساختن حوزهی عمومی فرض شده است. حوزهی عمومی سلامت میان اقتدار عمومی و سپهر خصوصی مینشیند و بر هر دو نظارت منصفانه میکند. مؤلفههای ارزیابی سود و زیان در پژوهشهای پزشکی سخت محتاج چنین حوزهای برای وضوح و تمایز است.
حمیدرضا نمازی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
سه تلقی بنیادین از گزارههای ناظر به افعال اخلاقی وجود دارد. اخلاقگریز، اخلاقپذیر و اخلاقستیز. بعضی افعال مشخصا ضد اخلاقی( اخلاقستیز) اند همچون دروغگویی. برخی افعال نیز بهطور مشخص اخلاقی( اخلاقپذیر) اند، همچون وفای به عهد. اما بهنظر میرسد بسیاری از افعال در میانهی طیف قرار میگیرند و اتصاف اخلاق به آنها موجه نیست به تعبیر دیگر اخلاقگریزاند. حداکثرگرایان البته معتقدند که چتر اخلاق بر سر همهی افعال قرار میگیرد اما اعتدالگرایان و حداقلگرایان به منطقهی فراغ اخلاقی قائلاند. از منظری دیگر، دو مؤلفهی دیگر یعنی اولویت و شدت را در ارزیابی اخلاق باید لحاظ کرد. مراد از اولویت، بررسی تقدم اتونومی و الزامات اخلاقی است، به دیگر سخن، مرز دست شستن از علایق شخصی بهخاطر اخلاق کجاست؟ مراد از شدت نیز آن است که آیا اخلاق میتواند تقاضاهای شدید و پر هزینهای از ما داشته باشد؟ بسته به اینکه در هر کدام از مباحث فوق چه موضعی را اتخاذ کنیم میتوان بچهدار شدن را اخلاقگریز، اخلاقپذیر و اخلاقستیز دانست. بهنظر میرسد در اخلاق اعتدالگرا یا رایج بچهدار شدن امری اخلاقگریز ( نه اخلاقی و نه ضد اخلاق) باشد و رفتاری دلبخواهانه بهشمار آید اما بسته به منطق موقعیت میتوان مواضع دیگری را نیز اتخاذ کرد.
حمیدرضا نمازی، سیده نفیسه مومنی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
در سالهای اخیر، در ادبیات اخلاق پزشکی و در خصوص رابطهی پزشک و بیمار، بهطوری گسترده، به حقوق بیمار پرداخته شده است؛ اما حقوق طرف دیگر این رابطه، کمتر در کانون توجه قرار گرفته و بیشتر، تکالیف او مطرح بوده است. از حقوق پزشک، دو تلقی میتوان در نظر گرفت؛ حقوقی که در تقابل با حقوق بیماران قرار میگیرد و حقِ تعالی و بهبود نفس. در این نوشتار که بهصورت مقالهای نظری ارائه شده، سعی بر این بوده است تا دلایل این کمتوجهی و عوارض ناشی از آن، بیان شود. عقیدهی سنتی بر وجود قدرت نامتوازن در رابطهی پزشک و بیمار، تأکیدنکردن اصول اخلاق پزشکی به خود پزشک، نبود ساختارهای حمایتی، رواج مشتریمداری در پزشکی و رویکرد حرفهمندی افراطی را میتوان از دلایل بیتوجهی به حقوق پزشکان در ادبیات اخلاق پزشکی دانست. ادامهی این امر، عوارضی گوناگون در پی دارد؛ عوارضی مانند برهمخوردن توازن در کار و زندگی پزشک، شکلگیری خشونت نمادین در جامعهی آنها، فرسودگی شغلی و نادیدهانگاشتن اصل سپاس و قدردانی و درنهایت، رعایتنشدن حقوق بیماران. نتیجه اینکه در کنار لحاظ کردن اولویت حقوق بیماران، توجه به حقوق پزشک، بهنحوی مقوم رعایت حقوق بیمار است که از اهداف اولیهی اخلاق پزشکی به شمار میرود و بدین سبب باید مد نظر قرار گیرد.
محمد کیاسالار، حمیدرضا نمازی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
جشنوارهی ملی فیلم و عکس اخلاق پزشکی، در بهمن 98، برگزار شد و با ثبت 487 اثر در سامانهی جشنواره، به کار خود پایان داد. پس از بررسی همهی آثار، در نهایت، هشتاد فیلم و 36 عکس انتخاب شد و برای داوری نهایی در اختیار هیئت داوران قرار گرفت. مقالهی حاضر، بر فیلمهای این جشنواره متمرکز شده و کوشیده است با استفاده از روش اقدامپژوهی، به تبیین تجربهی جذب، انتخاب و داوری فیلمها، ازطریق طراحی و برگزاری جشنواره، بپردازد و هشتاد فیلم منتخب این جشنواره (پنجاه فیلم مستند، بیست فیلم کوتاه و ده فیلم جنبی) را از منظر اخلاق پزشکی، تحلیل کند. در این مسیر، از تطبیق موضوعی فیلمهای منتخب با شانزده محوری که در متن فراخوان، بهعنوان «موضوعهای جشنواره»، اعلام شده بود، استفاده شده است. تفاوت نگاه فیلمسازان و پزشکان در زمینهی اخلاق پزشکی، یکی از یافتههای مشهود این گزارش است. این تفاوت، وقتی چشمگیرتر میشود که میبینیم مجموع فیلمهای مرتبط با شانزده موضوعی که پزشکان در متن فراخوان گنجاندهاند، یکی کمتر از مجموع فیلمهایی است که فیلمسازان، صرفاً، پیرامون هفت موضوع مغفولمانده در متن فراخوان ساخته و به جشنواره تحویل دادهاند. این مطالعه، همچنین، نشان میدهد دوربین سینماگران در حوزهی اخلاق پزشکی، عمدتاً، بر تعهد حرفهمندان و آسیبپذیری بیماران تمرکز میکند. از سوی دیگر، با توجه به تعدد و تنوع فیلمهایی که در این جشنواره گردآوری شده است، میتوان یکی دیگر از یافتههای این اقدامپژوهی را امکان استفاده از فیلمهای کوتاه و مستند، برای آموزش برخی مفاهیم اخلاق پزشکی به فراگیران طب، دانست.
امیراحمد شجاعی، فضل الله حسنوند، حمیدرضا نمازی، مجتبی پارسا، دانشجوی PHD کبری رشیدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
اخلاقحرفهای مبتنی بر ارزشها، تکالیف، حقوق و مسئولیتهای انسانی بنا شده است و شرایط حرفهای و سازمانی پرستاران را متاثر میسازد. در این راستا، این پژوهش با هدف شناخت ابعاد اخلاقحرفهای پرستاران از دید ایشان و پزشکان؛ با روش کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته، با مشارکت 26 پزشک متخصص اخلاقپزشکی، متخصص بالینی، دستیار بالینی و اینترن و 20 پرستار براساس اشباع نظری با روش نمونهگیری هدفمند، پس از کسب رضایتآگاهانه از ایشان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوا استفاده شد که در نرمافزار MAXQDA نسخه 18 انجام شد. یافتهها نشانداد که؛ اخلاقحرفهای پرستاران مبتنی بر یک چارچوب چهاربعدی بود؛ اخلاقحرفهای پرستاران در ارتباط با بیمار (شش خردهمولفه)، در ارتباط با همکاران در ردههای مختلف (چهار خردهمولفه)، در ارتباط با حرفه (سه خردهمولفه) و در ارتباط با بیمارستان و سازمانهای درمانی (دو خردهمؤلفه). پایایی کدگذاری مولفهها براساس شاخص کاپا برابر با 88/0 بود. بنابراین میتوان گفت که ابعاد اخلاقحرفهای پرستاران از دید افراد مورد مطالعه در ارتباط با خود و دیگران (بیماران، همکاران، سازمان و حرفه) معنا پیدا می کند. پرستاران با شناخت و رعایت جزئیات و ماهیت این ارتباطات و تکتک حقوق این افراد از دید خود، میتوانند اصول اخلاقحرفهای را در پیشبرد اهداف سازمان و افزایش کیفیت خدمات، رضایتمندی دیگران و اعتلای جایگاه حرفه، اجرایی نمایند.
مه سیما عبدلی، حمیدرضا نمازی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
شناخت بیماریها و علل ایجاد آنها از مسائل کلیدی علم پزشکی به شمار میآید و پایه و اساس درمان را تشکیل میدهد. واکنشها و عوارض بیماریها در اشخاص گوناگون ممکن است متفاوت باشد؛ برخی افراد به دلیل عوامل ژنتیکی یا شرایط محیطی نسبت به بیماریها، مقاومت بیشتری دارند. از طرفی دیگر، در دنیای امروز، شاهد بروز بیماریهای نوظهوری هستیم که تاکنون درمان قطعی برای آنها ارائه نشده است. این موضوع بهروشنی نشان میدهد، اهمیت بررسی علل اصلی بروز بیماریها را نمیتوان نادیده گرفت. پزشکی تکاملی کمتر از نیمقرن است در گفتمانهای پزشکی غربی مطرح شده است. این نظریه بر مبنای اصول داروینیسم، به طرح و بررسی موضوعاتی میپردازد که بشر در طی تاریخ طولانی حیات بهطور طبیعی یا متأثر از شرایط اجتماعی با آنها مواجه بوده است. بنا بر دستاوردهای تحقیقات صورتگرفته در حوزهی پزشکی تکاملی، عوامل مؤثر در وضعیت سلامت و بیماری انسان، تنها به شرایط زیستی و محیطی فرد محدود نمیشود، بلکه به دورههای طولانی تاریخ تکامل بشر و تغییر و تحولاتی که با آن مواجه بوده است، بازمیگردد. این مطالعه ضمن معرفی سیزده محور اصلی در پزشکی تکاملی، بر اهمیت و کاربرد آن در زمینهی پزشکی و سلامت، تمرکز میکند؛ همچنین، بر ضرورت توجه بیشتر به این مفهوم از سوی پژوهشگران علوم پزشکی و برخی رشتههای میانرشتهای تأکید مینماید.
حمیدرضا نمازی، نوید روان،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
ملاحظات پزشکی دربارهی سالمندی، قدمتی به اندازهی خود پزشکی دارد؛ بااینحال، به دلیل وجود مناقشات پیرامون در نظرگرفتن سالمندی، بهعنوان بیماری یا روند عادی زندگی، طب سالمندی با تأخیر از پزشکی مجزا شد. تفکیک طب سالمندی از سایر تخصصهای پزشکی، نه بر اساس موقعیت یک ارگان خاص از بدن و نه بر اساس فرایندهای پاتوفیزیولوژیک مشخص، بلکه بر مبنای دورهای از زندگی است. از طرفی دورههای مختلف زندگی، مانند سالمندی از موضوعات طبیسازی نیز هستند؛ ازاینرو، طب سالمندی ممکن است گاه دچار طبیسازی سالمندی و مخاطرات آن شود؛ علاوهبراین، نسبیبودن مفهوم سالمندی و وابستگی آن به زمینههای اجتماعی میتواند منجر به ایجاد سردرگمی در فهم موضوع طب سالمندی شود. پرهیز از این مخاطرات نیازمند تأمل فلسفی و اخلاقی بر مفاهیم سلامت و بیماری و سرشت سالمندی است. این مقاله بهطور مشخص میکوشد نشان دهد، طبیسازی سالمندی چه نسبتی با طب سالمندی دارد و مصادیق و دربردارندههای فلسفی و اخلاقی آن چیست. با توجه به اینکه انتظار میرود، ایران در دهههای آینده، با بحران سالمندی روبهرو باشد، این تأمل فلسفی در سطوح مختلف میان پژوهشگران فلسفه و اخلاق پزشکی، پژوهشگران و متخصصان طب سالمندی و همچنین در جامعهی مدنی میتواند به فاصلهگذاری میان طب سالمندی و طبیسازی سالمندی، افزایش انسجام و کارایی طب سالمندی و ارتقاء سلامت سالمندان منتهی شود.