جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای نوروزی

محمد رفیع زاده، مهشاد نوروزی، اکرم هاشمی، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات در انتظار انتشار 1404 )
چکیده

پزشکان به دلایل گوناگونی مانند ترس از شکایت قانونی و انگ بی‌سوادی از اعلام خطای خود خودداری می‌کنند. برای انجام یک رفتار حرفه‌ای فرد باید علاوه بر دانش کافی، نگرش درستی در مورد رفتار مورد نظر داشته باشد. بنابراین، آگاهی از نگرش پزشکان در پیشگری از وقوع رفتار و عملکرد حرفه‌ای آنان در شرایط مختلف مؤثر است. از این‌رو، مطالعه‌ای با هدف ارزیابی نگرش کارورزان نسبت به افشای خطای پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
مواد و روش‌ها: مطالعه به روش مقطعی-توصیفی انجام شد و شرکت کنندگان، تمامی کارورزان ورودی سال 1396 دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند. داده‌ها با استفاده از نسخه‌ی فارسی پرسشنامه Medical Mistakes Survey جمع‌آوری و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: از 186 شرکت کننده، 66% مرتکب خطای پزشکی شده بودند. تنها 21% از کارورزان به هنگام ارتکاب خطایی که عوارض تأثیرگذاری بر بیمار ندارد و پیامد نهایی مثبت است، خطای صورت گرفته را به‌صورت کامل بیان می‌کردند. این در حالی است ‌که در مواردی که خطای صورت گرفته عوارض شدیدی برای بیمار داشته است، 31% از شرکت کنندگان خطا را به‌صورت کامل بیان می‌کردند.
نتیجه گیری: داده‌ها نشان داد که اکثر کارورزان از بیان کامل خطای خود سر باز می‌زنند. ترس از شکایت قانونی بیماران و هم‌چنین دست کم گرفته شدن توسط بیماران دو علت عمده شرکت کنندگان برای امتناع از افشای خطا بود. بر این اساس،  ضروری است با انجام مطالعات بیش‌تر جهت ارائه‌ی راهکار و بهبود عملکرد پزشکان و سلامتی بیماران برنامه‌ریزی شود
 
مهدی فراتی کاشانی، سهیلا دبیران، مهشاد نوروزی، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 4 - ( مهرماه 1389 )
چکیده

با توجه به اهمیت تعهد حرفه‌ای در خدمات پزشکی، ارائه‌ی ابزاری مناسب جهت سنجش تعهد حرفه‌ای و بررسی تأثیر عواملی هم‌چون آموزش برای آن ضروری است. یکی از بهترین ابزارهای سنجش تعهد حرفه‌ای، پرسشنامه‌ی Wake-Forest است که به منظور سنجش اعتماد بیمار به پزشک مورد استفاده قرار می‌گیرد. هدف این پژوهش معرفی ویراست فارسی این پرسشنامه است.
در این مطالعه پس از تهیه‌ی ترجمه‌ی فارسی پرسشنامه و بررسی روایی آن توسط متخصصان این امر و آزمون آن در مطالعه‌ی اولیه، پرسشنامه توسط 159 بیمار بستری در بخش‌های داخلی، جراحی و زنان بیمارستان امام خمینی تکمیل شده و نتایج حاصل از آن جهت تعیین نمره‌ی تعهد حرفه‌ای دستیاران و سنجش روایی ساختاری پرسشنامه تحت بررسی قرار گرفت. هم‌چنین تأثیر فاکتورهای دموگرافیک بیماران بر میزان اعتماد آنان به پزشک سنجیده شد.
پرسشنامه از پایایی مناسب برخوردار بود. همبستگی نمره‌ی هر سؤال با امتیاز کل پرسشنامه، و هم‌چنین همبستگی بین سؤالات مناسب بود. میانگین نمره‌ی اعتماد بیماران به دستیاران 69/39 (7/6 = SD) از حداکثر 50 نمره به‌دست آمد. توزیع داده‌های حاصل از پرسشنامه از توزیع نرمال تبعیت می‌کرد. بین متغیرهای دموگرافیکِ بیماران با امتیاز حاصل از پرسشنامه ارتباط معنی‌داری دیده نشد.
ویراست فارسی پرسشنامه Wake-Forest از روایی ساختاری مناسبی برخوردار است و می‌تواند جهت سنجش میزان اعتماد بیمار به پزشک و هم‌چنین سنجش سطح تعهد حرفه‌ای پزشکان به‌کار رود. ادامه‌ی مطالعات جهت هم‌سو سازی این پرسشنامه با فرهنگ کشور توصیه می‌شود.


فرجاد لرستانی، ناهید دهقان نیری، مهشاد نوروزی، کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده

پوشش و ظاهر پزشک بر رابطه‌ی او با بیمار تأثیر بسزایی دارد. کارورزان و کارآموزان رشته‌ی پزشکی به‌واسطه‌ی نقش حرفه‌ای که در طول دوران تحصیل خود ایفا می‌کنند ملزم به رعایت معیارهای رفتار حرفه‌ای هستند. این پژوهش به بررسی دیدگاه کارورزان و کارآموزان در ارتباط با ویژگی‌های ظاهری و پوشش حرفه‌ای دانشجویان پرداخته است.
در این مطالعه پس از تهیه‌ی پرسشنامه و بررسی روایی آن توسط متخصصین امر و آزمون آن در مطالعه‌ی مقدماتی، پرسشنامه‌ی مورد نظر توسط 337 نفر از کارورزان و کارآموزان دانشگاه علوم پزشکی در بیمارستان‌های شریعتی، امام خمینی و سینا که توسط روش سهمیه‌ای انتخاب شده بودند، تکمیل شد. سپس دیدگاه ایشان در 5 بُعد مختلف سنجیده شد.
در ارتباط با ویژگی‌های ظاهری دانشجوی پزشکی،177 نفر (5/52 درصد) و نمره‌ی متوسط 70 نفر (8/20 درصد) نمره‌ی بالا کسب کردند. در ارتباط با ویژگی‌های پوشش حرفه‌ای، 216 نفر (1/64 درصد) نمره‌ی متوسط و 54 نفر (16 درصد) نمره‌ی بالا کسب نمودند. در مورد آرایش و پیرایش دانشجوی پزشکی، 188 نفر (8/55 درصد) نمره‌ی متوسط و 75 نفر (3/22 درصد) نمره‌ی بالا کسب کردند. در زمینه‌ی رعایت بهداشت و نظافت فردی توسط دانشجوی پزشکی، 223 نفر (2/66 درصد) کاملاً موافق و 114 نفر (8/33 درصد) موافق بودند. در نهایت، در ارتباط با ویژگی‌های کلی پوشش و ظاهر حرفه‌ای دانشجوی پزشکی، 210 نفر (3/62 درصد) نمره‌ی متوسط و 58 نفر (2/17 درصد) نمره‌ی بالا کسب کردند. دیدگاه کارورزان و کارآموزان در ارتباط با ویژگی‌های پوشش و ظاهر حرفه‌ای با سن، جنس و مقطع تحصیلی ارتباط معنی‌دار داشت (P< 0.05).
از نتایج پژوهش چنین برآمد که آموزش اهمیت پوشش و ظاهر حرفه‌ای و چگونگی آن، مهم‌ترین اقدام جهت ارتقاء سطح رعایت معیارهای پوشش و ظاهر حرفه‌ای توسط کارآموزان و کارورزان است. تدوین کدهای پوشش و ظاهر حرفه‌ای کمک شایانی به تحقق این هدف خواهد کرد


سعیده سعیده تهرانی، مهشاد نوروزی،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده

امروزه فناوری ارتباط الکترونیکی مدل جدیدی از ارتباط پزشک و بیمار را مطرح می‌کند. ارتباط درست و مؤثر پزشک و بیمار می‌تواند نقش بسیار مهمی در روند درمانی بیماران داشته باشد. این شکل جدید ارتباطی می‌تواند با بهبود دسترسی به خدمات و ارائه‌ی ارزان و سریع آن، فارغ از مرزهای جغرافیایی نقش مهمی در جهت ارتقاء نظام سلامت ایفا ‌کند. هم‌چنین، با ارائه‌ی خدمات به نقاط محروم و دورافتاده و در زمان‌های بحرانی نقش مهمی در جهت تحقق عدالت در جامعه داشته باشد. برای تحقق این امر شناخت ملاحظات اخلاقی خاص این نوع جدید ارتباطی نیز امری ضروری محسوب می‌شود. در واقع، این نوع ارتباط، به‌دلیل شکل و ماهیت مجازی آن نیازمند شناسایی و رعایت ملاحظات اخلاقی خاص خود است تا با مد نظر قرار دادن این نکات، راه رسیدن به اهداف و مزایای مطرح در آن هموار شود. نمونه‌های موفق پزشکی از راه دور در سراسر جهان کم نیستند و استفاده از این تکنولوژی راه حل کمکی برای فرآیند درمانی و ارائه‌ی خدمات سلامت محسوب می‌شود. از سوی دیگر، استفاده از این تکنولوژی در ایران، با توجه به وسعت جغرافیایی آن، می‌تواند در پاره‌ای از موارد امکان دسترسی افراد را به مشاوره و خدمات پزشکی لازم فراهم کند. بنابراین، شناسایی چالش‌های اخلاقی آن در حوزه‌های مختلف از جمله رضایت، رازداری و حریم خصوصی و تعهدات حرفه‌ی پزشکی و پیش‌بینی تمهیدات لازم در این زمینه، بسیار مهم و نیازمند توجه ویژه از سوی مسؤولان است تا بهترین و مناسب‌ترین استفاده از این شکل ارتباطی جدید صورت گیرد.


مهشاد نوروزی، پونه سالاری،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده

چکیده فارسی ندارد#####


امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده

دغدغه‌‌ها و نگرانی‌‌های اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران به‌عنوان موضوعی در خور ‌بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمه‌ی داشتن سیاست عینی و خط‌‌‌‌مشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، ‌‌داشتن آگاهی و شناخت کافی درباره‌ی عوامل ایجادکننده‌ی آن‌هاست. در مطالعه‌ی حاضر تلاش شده تا شواهد گزارش‌شده در مطالعات داخل کشور درباره‌ی سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آن‌ها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعه‌ی انجام‌شده درباره‌ی سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعه‌ی اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناسایی‌شده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارش‌شده در ذیل سه مجموعه‌ی ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاست‌های ارتقای علمی، تأمین بودجه‌ی پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیت‌های نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیت‌های پژوهشی؛ ۳. عوامل فردی شامل مهارت‌های پژوهشی، مدرک‌گرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارش‌شده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجام‌شده در کشور آن‌چنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداخته‌اند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند داده‌سازی و تحریف داده‌ها، به‌ویژه سرقت علمی، توجه کرده‌اند.

هادی جلیلوند، مجتبی عبدی، متینه پوررحیمی، علیرضا جلیلوند، درسا تنهارو، نگین والی، حامد عباسی جوشتی، یعقوب حسان، سمیه نوروزی، محدثه علیزاده، سحر آقایی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

انسان، در دوران سلامت و بیماری، دارای حقوقی است. پژوهش حاضر، در سال ۱۳۹۶، با هدف بررسی میزان آگاهی دانشجویان پرستاری و مامایی از حقوق بیمار، در بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران، انجام شد. این مطالعه به روش مقطعی‌توصیفی، با شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس، صورت گرفت. اطلاعات، با کمک پرسش‌نامه‌ای سه‌‌قسمتی و پژوهشگرساخت، جمع‌آوری شد که شامل اطلاعات دموگرافیک، پرسش‌نامه‌ی آگاهی از منشور حقوق بیمار و راهکارهای مقابله با خلأ اطلاعاتی دانشجویان از حقوق بیمار، می‌شد. از آزمون من‌ویتنی و اسپیرمن برای تحلیل داده‌ها استفاده گردید. 1219 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی، در این پژوهش شرکت کردند. متوسط نمره‌ی آگاهی دانشجویان از منشور حقوق بیمار، ۴۵/۴ ±۵۴/۱۳ از ۲۹ بود. 1007 نفر (61/82 درصد)، آموزش دریافت‌شده در زمینه‌ی حقوق بیمار را مؤثر نمی‌دانستند. بین نمره‌ی آگاهی از حقوق بیمار با کسب اطلاع از حقوق او قبل از کارآموزی و کارورزی (0.461=r) و کسب اطلاع ازطریق استاد (0.512=r) هم‌بستگی مستقیم و با خودآموزی (0.151 - =r) و سایر روش‌های کسب اطلاعات (0.067 - = r) هم‌بستگی معکوس وجود داشت. با توجه به اینکه بیشتر دانشجویان، محتوای آموزشی دریافت‌شده در زمینه‌ی حقوق بیمار را مؤثر نمی‌دانستند، می‌توان چنین نتیجه گرفت که این روش‌ها کارآمد نبوده و نتوانسته‌اند اطلاعات درست را انتقال دهند؛ بنابراین، پیشنهاد می‌شود در برنامه‌ی آموزشی حقوق بیمار برای دانشجویان پرستاران و مامایی، تجدیدنظر شود.

مجتبی نوروزی، علی اکبر حقدوست، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 امروزه، دانشمندان بر این باورند که پزشکی دقیق با استفاده از فناوری‌های پیچیده و اطلاعات به‌دست‌آمده از ژنتیک مولکولی، می‌تواند با بیماری‌های پیچیده مقابله کند و عدالت در سلامت را فراهم آورد. با درنظرگرفتن اصول اخلاق پزشکی، به‌کارگیری پزشکی دقیق با چالش‌های اخلاقی جدیدی روبه‌رو خواهد شد. این مقاله، با رویکرد اصول‌گرایی، به طرح موضوع عدالت و برخی چالش‌های اخلاقی پزشکی دقیق می‌پردازد؛ چراکه برای بهره‌مندی از مزایای پزشکی دقیق نیاز است، ضمن شناسایی چالش‌ها، چهارچوب اخلاقی متناسب با آن تدوین شود. نحوه‌ی اشتراک‌گذاری و دسترسی به اطلاعات به‌دست‌آمده از پزشکی دقیق می‌تواند آینده‌ی شغلی، انتخاب همسر و نوع بیمه‌ی سلامت افراد را تحت‌ تأثیر قرار دهد؛ همچنین، حفظ حریم خصوصی و استقلال افراد، از چالش‌های اخلاقی مهم در پزشکی دقیق است؛ زیرا درباره‌ی امنیت داده‌ها و نحوه‌ی دسترسی به آن‌ها اطمینان کامل وجود نخواهد داشت. در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، منافع پزشکی دقیق با توجه ‌به طراحی مطالعات و فناوری‌های گران و پیچیده، به برخی گروه‌ها محدود خواهد شد و نابرابری در عدالت را تشدید خواهد کرد؛ اما در بلندمدت، با دسترسی آسان و ارزان‌شدن فناوری‌ها، انباشت هزینههای درمانی در طول عمر کاهش می‌یابد و عدالت در بین کشورها و همچنین، درون آن‌ها برقرار خواهد شد.

فاطمه بهمنی، مهشاد نوروزی، نرجس کلاهچی، مصطفی قانعی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زیست‌فناوری‌های نوظهور به‌واسطه‌ی ‌تأثیر بر حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و سلامت نقش بسزایی در ارتقای رفاه جوامع ایفاء می‌کند. نگرش به فناوری‌های زیستی در شرایط مختلف و در طول زمان متفاوت بوده و بر اساس درک جدید و شواهد نویافته از موقعیت تغییر می‌کند. در ارزیابی اخلاقی فناوری‌های نوظهور یکی از مسائلی که همواره مورد تأکید قرار می‌گیرد جنبه‌های خطرآفرین و مشکل ساز آن برای زندگی و رفاه انسان‌ها است. در عین حال، پیش‌فرض‌های اخلاقی شامل آزادی، خوش بینی در فناوری، جبرگرایی، چرخه زندگی، قدرت، شکل زندگی، بی‌طرفی فناوری، ابهام، عدم قطعیت، توان بالقوه تحول آفرینی و چالش‌های برخواسته از آن‌ها می‌تواند بر قضاوت اخلاقی استفاده از این فناوری‌ها مؤثر واقع شود. شش رویکرد متمایز برای ارزیابی فناوری‌های نوظهور مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این میان، «رویکرد مبتنی بر اصول»، با ایفای نقش نظارتی منعطف، به جای تعیین الزامات و قوانین خاص یا استانداردها و تعهدات عمومی و پرهیز از طراحی چک لیست، بر دستیابی به نتایج مطلوب تمرکز می‌کند. با تمرکز بر رویکرد مذکور در این مقاله، اصول اخلاقی مطرح در ارزیابی اخلاقی زیست‌فناوری‌های نوظهور شامل خطر-هزینه-فایده، پایبندی به حقوق فردی، پایداری، طبیعی بودن، احتیاط، سیر فناوری، نظارت مسئولانه، منفعت عمومی، عدالت و انصاف، مشورت مردم‌سالارانه، و آزادی فکری مورد بررسی ارائه می‌شود. در نهایت، با ارائه یک مدل مفهومی در به‌کارگیری اصول فوق الذکر در مراحل مختلف شکل‌گیری یک زیست‌فناوری، هجده توصیه‌ی عملیاتی به منظور تسهیل ارزیابی و نظارت اخلاقی بر روند روبه رشد زیست فناوری‌های نوظهور در کشور، در سطوح مختلف سیاست‌گذاری ارائه می‌شود.

مهشاد نوروزی، احسان شمسی گوشکی، سعیده سعیدی طهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، سعید بیرودیان، نازیلا نیک روان فرد، مهشاد گوهری مهر، اکرم هاشمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 فعالیت‌ پژوهشی کشورهای در حال توسعه در دو دهه‌ی گذشته افزایش یافته است. گسترش و تمرکززدایی کمیته‌های اخلاق، نیازمند ارزیابی عملکردی مناسب است. مطالعه‌ای مقطعی در سال 2023 میلادی با استفاده از چک لیست "ابزار خودارزیابی کمیته‌های اخلاق در پژوهش" بر روی کارگروه/کمیته‌های اخلاق در پژوهش کشور اجرا شد. چک لیست به فارسی ترجمه شد. براساس نظر متخصصین اخلاق در پژوهش و بر مبنای دستورالعمل مصوب نحوه‌ی تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیته‌های اخلاق مورد بازنگری قرار گرفت. چک‌لیست الکترونیک، برای اعضای ارشد 269 کارگروه/کمیته اخلاق در پژوهش‌ ارسال شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت؛ میزان پاسخ‌دهی 83% بود. میانگین نمره‌ی کلی 25.173 ± 152.11 بود که 69.14% از حداکثر نمره کلی به‌دست آمد، اما در بخش ارزیابی مداوم (نظارت) و منابع کمیته، کم‌تر از 50% از نمره میانگین کسب شد. نمرات 138 کارگروه/کمیته اخلاق در محدوده‌ی عالی و 85 مورد در محدوده خوب قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات با میزان سابقه‌ی فعالیت، تعداد جلسات در ماه، وجود بودجه‌ی مصوب سالانه، وجود یک برنامه‌ی مدون مصوّب ارتقای کیفیت و دارا بودن کارکنان اداری مشخص ارتباط دارد. تکمیل ابزار خودارزیابی، علاوه بر آگاهی کارگروه وزارتی از نحوه‌ی عملکرد کارگروه/کمیته‌ها و توجه فردی هر کارگروه/کمیته‌ به استانداردهای لازم الاجرا، می‌تواند آگاهی از نقاط قوت و چالش‌ها را در سطح هر کمیته‌ افزایش دهد. بازنگری در دستورالعمل مصوب نحوه تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیته‌های اخلاق توسط دبیرخانه کارگروه وزارتی اخلاق در پژوهش و تکرار مجدد خودارزیابی در آینده می‌تواند روند ارتقاء و بهبود عملکرد کمیته‌های اخلاق را تسهیل نماید.

امیرمحمد آذرخش، محمدرضا دین محمدی، کیان نوروزی تبریزی، کوثر نوری،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

در سال‌های اخیر، هوش مصنوعی (AI) به نیرویی اثرگذار در انتشار مقالات پژوهشی تبدیل شده و چشم‌انداز نوشتن علمی و انتشار آثار را متحول کرده است؛ بااین‌حال، ادغام هوش مصنوعی در این فرایند، چالش‌های اخلاقی شایان توجهی را به وجود می‌آورد که نیازمند بررسی دقیق است. در این مطالعه‌ی مروری، از کلیدواژه‌هایی مانند هوش مصنوعی، اخلاق انتشار، چالش‌های اخلاقی، یکپارچگی علمی و انتشار پژوهش برای جست‌وجو در پایگاه‌های داده‌ی علمی شامل PubMed، Scopus، CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات منتشرشده بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ به زبان‌های انگلیسی و فارسی انتخاب شدند. این مرور بر روی مقالات پژوهشی، مرورهای نظام‌مند و گزارش‌های موردی که کلیدواژه‌های پیش‌گفته را در عناوین و چکیده‌های خود داشتند، متمرکز بود. در مجموع، پس از بررسی ۱۵۰ مقاله، ۵۰ مطالعه‌ی مرتبط برای تحلیل دقیق‌تر انتخاب شدند. تحلیل انجام‌شده چندین چالش اخلاقی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی را برجسته کرد. مسائل مربوط به یکپارچگی علمی مشهود است؛ زیرا محتوای تولیدی هوش مصنوعی ممکن است مرزهای بین پژوهش‌های اصیل و نوشتن خودکار را محو کند و نگرانی‌هایی را درباره‌ی نویسندگی و سرقت ادبی ایجاد کند؛ علاوه‌براین، اتکا به ابزارهای هوش مصنوعی برای تحلیل داده‌ها و آماده‌سازی دست‌نوشته‌ها، می‌تواند به سؤالاتی درباره‌ی دقت و اعتبار نتایج پژوهش منجر شود؛ همچنین، نگرانی‌هایی درباره‌ی تعصبات احتمالی نهفته در الگوریتم‌های هوش مصنوعی وجود دارد که ممکن است بر انتخاب موضوعات، چهارچوب‌سازی سؤالات پژوهشی و حتی فرایند داوری همتا اثر بگذارد. شفاف‌نبودن فرایندهای ویرایشی مبتنی بر هوش مصنوعی می‌تواند اعتماد به نشر علمی را تضعیف کند؛ بنابراین لازم است، دستورالعمل‌های اخلاقی روشنی برای استفاده از هوش مصنوعی در انتشار پژوهش‌ها ایجاد شود. این مرور بر نیاز فوری به چهارچوب‌ها و مقررات اخلاقی قوی برای مدیریت استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی تأکید می‌کند. در نهایت توصیه می‌شود، از طریق آموزش، آگاهی پژوهشگران و ویراستاران را درباره‌ی پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی، افزایش و همکاری‌های بین‌رشته‌ای را نیز برای رسیدگی مؤثر به این چالش‌ها توسعه دهند.

امیرمهدی طارمیها، سعیده سعیدی طهرانی، سودابه هویدامنش، مهشاد نوروزی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 امروزه، ارائه‌ی خدمات بیمارمحور که نیاز‌ها و ارزش‌ها و ترجیـحات بیمار را در کانون توجه قرار ‌دهد، رکن اساسی در ارائه‌ی خدمات سلامت محسوب می‌شود. این مطالعه‌ با هدف بررسی نگرش دانشجویان به ارائه‌ی خدمات بیمارمحور در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. این مطالعه‌ی مقطعی، در تمامی مقاطع تحصیلی پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از مقیاس جهت‌گیری بیمار-پزشک (PPOS) انجام گرفت. پرسسش‌نامه به‌صورت آنلاین توزیع و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۲۶ تجزیه و تحلیل شد. از ۳۸۹ شرکت‌کننده، 48/6 درصد، مرد و 51/4 درصد، زن بودند و میانگین سنی آنان 2/453 ± 24/02 سال بود. از میان شرکت‌کنندگان، 41/09 درصد آنان در مقطع کارآموزی و 40/9 درصد از آن‌ها، در مقطع کارورزی در حال تحصیل بودند. در 7/14درصد از شرکت‌کنندگان، یکی از والدین پزشک بود. قلب و عروق، جراحی و چشم‌پزشکی، به‌ترتیب بیشترین رشته‌های تخصصی محبوب بودند. میانگین نمرات به‌دست‌آمده در بخش نمره‌ی کلی، نمره‌ی اشتراک و نمره‌ی مراقبت، به‌ترتیب 0/50 ± 3/61، 0/40± 3/93 و 0/56± 3/83 و در محدوده‌ی پزشک‌محور قرار داشت. میانگین نمره‌ی سه حوزه با جنسیت شرکت‌کنندگان ارتباط معنادار داشت (0.001>P-value) و شرکت‌کنندگان مؤنث نگرشی بیمارمحورتر در هر سه حوزه داشتند. مقاطع تحصیلی، تنها، با میانگین نمره‌ی اشتراک ارتباط معنی‌دار داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد، اکثر دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، عمدتاً رویکرد پزشک‌‌محور در ارتباط با بیمار دارند؛ بنابراین نیاز است تا برنامه‌های آموزشی در خصوص ارتقاء نگرش بیمارمحور و توسعه‌ی مشارکت بیمار در فرایند تشخیصی و درمانی، برای دانشجویان پزشکی گسترش یابد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb