14 نتیجه برای نوری
نرجس منجوقی، ابوالقاسم نوری، حمیدرضا عریضی، نرجس فصیحیزاده،
دوره 5، شماره 4 - ( تیرماه 1391 )
چکیده
رخ دادن خطا در بیمارستانها امری رایج است و پرستاران، بالقوه شاهد این تخلفات بوده و میتوانند با افشاگری مانع بروز مجدد آن شوند. به همین منظور، پژوهش حاضر به بررسی انواع خطاها، تخلفات و وضعیتهای نامناسب موجود در حیطهی پرستاری، مقایسهی این خطاها در بیمارستانهای خصوصی و دولتی و نهایتاً واکنش افراد به این خطاها (افشاگری، عدم افشاگری) پرداخته است.
نمونهی این پژوهش شامل 245 نفر بود که بهصورت خوشهای دومرحلهای از میان 2260 نفر از پرستاران بیمارستانهای شهر اصفهان انتخاب شدند. در این پژوهش از فهرست وارسی تخلفات و خطاها و همچنین ملاک سنجش افشاگری McDonald استفاده شد. نتایج نشان داد که بین الگوی خطاها در بیمارستانهای دولتی و خصوصی و نیز راهبردهای مورد استفادهی افراد افشاگر و غیر افشاگر هنگام مشاهدهی خطا، تخلف و وضعیتهای نامناسب تفاوت معنیدار وجود دارد و 62 درصد از پرستاران به هنگام مشاهدهی خطا افشاگری میکنند. شناسایی نوع تخلفات میتواند در کاهش آن توسط تصمیمگیران بهداشت و درمان مؤثر باشد و توجه و حساسیت بیشتر به این موضوع را برانگیزد. از سوی دیگر، با به حداقل رساندن موانع افشاگری، خطا و تخلفات سازمانی کاهش مییابد.
علی احسان حیدری، حسین کشاورز، محمد نوری سپهر،
دوره 5، شماره 5 - ( مهرماه 1391 )
چکیده
از زمان شکلگیری علم پزشکی، اخلاق جزیی لاینفک از آن بهشمار میآمده است؛ ازاینرو انتظار میرود ابنسینا پزشک سرآمد و مؤلف کتاب
قانون در طب با اخلاق پزشکی مأنوس بوده و در این عرصه، مبانی و اصول اخلاقی را مطرح کرده باشد. به منظور دستیابی به اطلاعات لازم در خصوص مبانی اخلاق پزشکی در کتاب قانون در طب این موضوع، در سه محور عملکرد پزشکی ابنسینا، پژوهشها و نگرش فلسفی وی به اسلام و اصول اخلاقی آن مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات این مقاله از جستوجوی جلدهای مختلف کتاب قانون و کتب و مقالات گوناگون نگاشتهشده در زمینهی اخلاق در پزشکی و ابنسینا بهدست آمده است. در این کتاب ابن سینا اولین شرط لازم برای طبابت را آگاهی و تسلط پزشک برعلم طب و بخشهای مختلف آن، اعم از تشخیص، درمان، پیشآگهی، پیشگیری و توانبخشی بیان کرده است تا از این طریق، آسیب و ضرری به بیمار نرسد. از نکات اخلاقی دیگر که در تألیف کتاب قانون مشهود است، استفاده از منابع علمی و اطلاعات موثق مختلف با ذکر منابع است. از سوی دیگر، این طبیب با اعتقاد قلبی به موازین اخلاقی و شرعی اسلام، در قبال حکیم مطلق و بندگان وی از جمله بیماران، احساس تعهد و مسؤولیت میکرده است. علیرغم عدم اختصاص بخشی از کتاب
قانون به اخلاق پزشکی، متن و محتوای آن، سرشار از توصیههای اخلاقی و مطالبی است که انسان را محور اصلی فعالیتهای پزشکی قرار داده است.
جمیله مختاری نوری، عباس عبادی، فاطمه الحانی، ناهید رژه،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
یکی از راهبردهای مهم در یادگیری دانشجویان پرستاری، تحت تأثیر الگوها قرار گرفتن است. شناخت راهبردهای معنوی مربیان الگو در شرایطی که دانشجویان پرستاری در معرض تهدیدات و موانع رشد معنوی هستند، میتواند مربیان پرستاری را برای مقابله با آنها تقویت کند. مطالعهی حاضر با هدف درک تجربیات دانشجویان پرستاری از راهبردهای معنوی مربیان الگو در فرایند الگومحوری انجام شد. در این مطالعهی کیفی، 22 دانشجوی پرستاری به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف در سال1390 انتخاب شدند. آنالیز دادهها از طریق تحلیل محتوی انجام شد. داده ها از طریق 3 بحث گروه متمرکز (20n=) و دو مصاحبهی انفرادی با دانشجویان پرستاری از 5 دانشکدهی پرستاری شهر تهران گردآوری شد.
راهبردهای معنوی مربیان الگو در قالب دو طبقهی اصلی: 1. ایجاد باورهای مذهبی و 2. پای بندی به اخلاقیات مشخص شد.بهکارگیری راهبردهای آموزش مبتنی بر معنویت توسط مربیان پرستاری الگو در قالب کوریکولوم پنهان بیانگر اعتقادات مذهبی آنان در مقابله با تهدیدات و موانع رشد معنوی دانشجویان پرستاری بود و با این راهبردها به ارتقای رشد معنوی دانشجویان پرستاری کمک میکردند. از این رو، توصیه میشود که برای توسعهی معنویت در آموزش دانشجویان پرستاری، از راهبردهای معنوی مربیان الگو برای ارتقای معنوی دانشجویان که سلامت افراد جامعه در دست آنهاست، استفاده شود.
مسعود امید، میلاد نوری،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
در این مقاله در پی آنیم تا مفهومی از مفاهیم بنیادی پزشکی را مورد بررسی و پژوهش فلسفی قرار دهیم. معمولاً هدف از چنین مطالعاتی که در حوزهی مطالعات فلسفهی پزشکی جای میگیرند، ایجاد تصوری واضح و متمایز از اصول فلسفی پزشکی است تا عمل پزشک را بر اساس درکی روشن از بنیادهای دانش خویش تنظیم کند. در این مقاله مفهوم علیت در پزشکی را با رویکرد فلسفی و تحلیل تاریخی مورد ارزیابی قرار میدهیم و در پی آن هستیم تا محوریت چنین مفهومی را در تصمیمگیریهای بالینی به وضوح برسانیم. پزشکی بهعنوان یک شاخهی علمی دانشگاهی در پی فهم بیماریها و کشف علت آنها و رفع بیماری و برقراری سلامت فردی و اجتماعی است. بهطور کلی، در عالم پزشکی با چهار الگوی کلی (پارادایم) و معادل با آن، چهار تعریف و رویکرد درباب مفهوم علیت مواجهایم. همچنین، متناظر با پارادایمهای چهارگانه، با اندیشههای فلسفی فلاسفهی مدرن از عقلگرایان و تجربهگرایان و فلاسفهی پستمدرن مواجه هستیم.
پارادایم بقراطی با نمایندگانی چون بقراط، ابن سینا و جالینوس، نخستین پارادایم در دانش پزشکی بود که تفکر واقعگرایانه و عقلگرایانه-ای را در باب مفهوم علیت پیشفرض میگرفت. پارادایم زیستپزشکی با رویکردی شبیه به موضع پوزیتیویستهای منطقی علیت را مفهومی واقعی میداند که مصادیق آن نه از طریق عقل که از راه تجربه اثباتپذیر است. در درون این پارادایم رویکرد ابطالگرایانهی مکتب انتقادی بالینی مورد توجه ویژهای است که در آن علیت نه مفهومی واقعی و ضروری در خارج که مفهومی ذهنی و غیرقابل اثبات است که از طریق تجربهی تداعیهای مبتنی بر تقارن، تکرار و آمار بهدست میآید. در پارادایم پستمدرن - هرمنوتیکی بحث از علیت علمی و مباحث زیستی و مکانیکی جای خود را به بحث اخلاقی در باب انسانی که دارای شأن اخلاقی و فهمانی است میدهد و به این ترتیب بحث از علیت در حاشیه قرار گرفته و موضوعیت خود را از دست میدهد.
جمیله مختاری نوری، عباس عبادی، فاطمه الحانی، ناهید رژه،
دوره 6، شماره 3 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
یکی از راهبردهای مهم در یادگیری دانشجویان پرستاری، تأثیرپذیری از الگوهاست. شناخت راهبردهای معنوی مربیان الگو در شرایطی که دانشجویان پرستاری در معرض تهدیدات و موانع رشد معنوی هستند، میتواند مربیان پرستاری را برای مقابله با آنها تقویت کند. مطالعهی حاضر با هدف «درک تجربیات دانشجویان پرستاری از راهبردهای معنوی مربیان الگو در فرایند الگومحوری» انجام شد. در این مطالعهی کیفی، 22 دانشجوی پرستاری به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف در سال1390 انتخاب شدند. آنالیز دادهها از طریق تحلیل محتوی انجام شد. دادهها از طریق 3 بحث گروه متمرکز (20n=) و دو مصاحبهی انفرادی با دانشجویان پرستاری از 5 دانشکدهی پرستاری شهر تهران گردآوری شد. راهبردهای معنوی مربیان الگو در قالب دو طبقهی اصلی:
1. ایجاد باورهای مذهبی 2. پایبندی به اخلاقیات مشخص شد. بهکارگیری راهبردهای آموزش مبتنی بر معنویت توسط مربیان پرستاری الگو در قالب کوریکولوم پنهان بیانگر اعتقادات مذهبی آنان در مقابله با تهدیدات و موانع رشد معنوی دانشجویان پرستاری بود و با این راهبردها به ارتقای رشد معنوی دانشجویان پرستاری کمک میکردند. از این رو، توصیه میشود که برای توسعهی معنویت در آموزش دانشجویان پرستاری، از راهبردهای معنوی مربیان الگو برای ارتقای معنوی دانشجویان که سلامت افراد جامعه در دستهای آنهاست، استفاده شود.
فریبا سهیلی، آزاده طاهری، سیمین حسینیان، رقیه نوری پورلیاولی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
در پژوهش حاضر، مقایسهای میانفرهنگی بین دانشجویان ایران و انگلستان، برای شناسایی تأثیرات احتمالی فرهنگ بر همدلی پزشک با بیمار و بررسی رابطهی میان همدلی و ترتیب تولد در خانواده، صورت گرفت. پژوهش پیش رو از نوع همبستگی و مقایسهای است. جامعهی آماری پژوهش، شامل همهی دانشجویان پزشکی مشغول به تحصیل دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی لندن و شفیلد بود. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، 182 دانشجو، شامل 88 دانشجو از ایران و 94 دانشجو از انگلیس، به پرسشنامهی مقیاس همدلی با بیمار، در دانشجویان ارائهدهندهی خدمات سلامتی جفرسون و پرسشنامهی مشخصات جمعیتشناختی محققساخته پاسخ دادند. برای دستیابی به یافتههای پژوهش، شاخصهای توصیفی و استنباطی (T استودنت، تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی شفه) به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که همدلی پزشک با بیمار در دانشجویان ایرانی بهطوری معنادار بالاتر از دانشجویان انگلیسی است (P<0.01)؛ همچنین، میان ترتیب تولد و همدلی پزشک با بیمار، ارتباطی معنادار وجود دارد .(P<0.05)نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که در متغیر همدلی، مراقبت همدلانه و خود را به جای بیمار نهادن دانشجویان ایرانی، بیشتر از دانشجویان انگلیسی است؛ اما در مؤلفهی اتخاذ دیدگاه، میان دانشجویان دو کشور، تفاوتی دیده نشد. براساس نتایج این پژوهش، میتوان به اهمیت تفاوتهای فرهنگی و عوامل خانوادگی، همچون ترتیب تولد بر عوامل شخصیتی، مانند توانایی پزشک در همدلی با بیماران، پی برد.
لیلا رفیعی وردنجانی، کبری نوریان، آزیتا ظاهری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ایمنی بیمار یکی از اصول اساسی مراقبت سلامت است و سنجش و ارتقای آن از اهداف اصلی طرح تحول نظام سلامت در ایران به شمار میآید؛ لذا، مطالعهی حاضر، با هدف تعیین وضعیت فرهنگ ایمنی بیمار در کارکنان پرستاری سه بیمارستان «الف» و «ب» شهرکرد و بیمارستان «ج» بروجن، برنامهریزی شد. در این مطالعهی توصیفیتحلیلی که در بازهی زمانی شهریور تا بهمنماه1397 انجام شد، 359 پرستار واجد شرایط، بر اساس روش نمونهگیری چندمرحلهای و پرسشنامهی فرهنگ ایمنی بیمار، بررسی شدند. اطلاعات جمعآوریشده به کمک آمار توصیفی و استنباطی نرمافزار آماریSPSS 20 تجزیه و تحلیل گردیدند. در این مطالعه، میانگین سنی کلی شرکتکنندگان 79/7±33/23 سال بود. نمرهی کلی فرهنگ ایمنی بیمار، از نظر پرستاران مطالعهشده، 15/16±23/123 بود که کمترین نمره، به بُعد بازبودن مجاری ارتباطی (86/1±40/8) و همچنین، بازخورد و اطلاعدادن به دیگران در برابر خطاها (23/2±72/8 ) اختصاص یافت. افزونبراین، تفاوت آماری معنیداری بین ابعاد مختلف فرهنگ ایمنی بیمار و نمرهی کلی آن، در سه بیمارستان، مشاهده نشد (05/0p>). رهبری، عنصری کلیدی و حیاتی در اولویتبخشیدن به موضوع ایمنی بیمار محسوب میشود. نحوهی پاسخدادن به اشتباهات، تعیینکنندهی فرهنگ ایمنی در بیمارستان است. به منظور ارتقا و ایجاد فرهنگ ایمنی مطلوب در بیمارستان، باید ترس از سرزنششدن در قبال اشتباهات را حذف و فضایی صمیمی و مناسب برای یادگیری مستمر را در بیمارستان ایجاد کرد.
مهری دوستی ایرانی، بتول علیدوست، لیلا رفیعی وردنجانی، زهرا طیبی، کبری نوریان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
بستریشدن در بخشهای مراقبت ویژه تجربهای بسیار استرسزا برای بیمار و خانوادهی آنان است و جداکردن آنها از یکدیگر هم چندان به تأیید نرسیده است. در حال حاضر ملاقات در ICU بهصورت محدود اجرا میشود و چالشهایی را ایجاد میکند؛ لذا در این مطالعهی توصیفیاکتشافی به تبیین راهکارهای رفع چالشهای ملاقات پرداخته شد. این مطالعه، کیفی از نوع توصیفیاکتشافی است که از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با 35 مشارکتکننده در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد شامل )شش بیمار، نُه همراه بیمار و بیست پرستار( در سال 1396 انجام شد. انجام مصاحبهها تا رسیدن به اشباع اطلاعات ادامه یافت؛ سپس تجزیه و تحلیل اطلاعات با رویکرد تحلیل تماتیک استقرایی انجام شد. راهکارهای رفع چالش ملاقات از دیدگاه مشارکتکنندگان در دو سابتم «کاهش نیاز به ملاقات» (از طریق آموزش قوانین، ارتقای محیط و تعامل با خانواده) و «تعدیل ملاقات» (از طریق ارتقای ملاقات پشت شیشه، استفاده از مانیتور دائم و ملاقات منعطف) طبقهبندی شد. ملاقات در ICU بیمارستانهای آموزشی شهرکرد، مانند سایر نقاط کشور بهصورت محدود اجرا میشود. بااینحال امید است با عملیاتیکردن راهکارهای استخراجشده در بخشهای مراقبت ویژه بسیاری مسائل مرتبط با ملاقات حل شود و تجربهی تعارض در بیماران، همراهان و پرسنل از بین برود.
زهرا شفیعی، کبری نوریان، لیلا رفیعی وردنجانی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
جو اخلاقی، جزئی مهم از فضا یا فرهنگ سازمانی است که همهی جنبههای فردی را تحت تأثیر قرار میدهد و ارتقاء آن در مراکز بهداشتیدرمانی، باعث واکنش بهتر پرستاران در برابر تنش اخلاقی و نهایتاً، بهبود کیفیت خدمات درمانی میشود. هدف از این مطالعه، تعیین درک پرستاران از جو اخلاقی حاکم بر بالین در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، در سال 1397 بود. این پژوهش، مطالعهای توصیفیهمبستگی بود که بر روی سیصد پرستار و به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، شامل دو پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و جو اخلاقی اولسون بود. تجزیه و تحلیل دادهها، با استفاده از آزمونهای آماری رگرسیون خطی، میانگین و انحراف معیار انجام شد. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد نمرهی کلی جو اخلاقی در نمونههای شرکتکننده در مطالعه، 67/0 ± 79/3 بود. بیشترین و کمترین نمرهی جو اخلاقی در این مطالعه، بهترتیب، مربوط به بعد مدیران پرستاری (74/0 ±86/3) و پزشکان (79/0 ± 58/3) بود؛ همچنین، بین متغیرهایی مانند سن و سابقهی خدمت، رابطهای معنیدار با ابعاد جو اخلاقی مشاهده شد (۰۵/۰>p). با توجه به نمرهی جو اخلاقی کسبشده در این پژوهش که از برخی مطالعات انجامگرفته در این زمینه در ایران کمتر است و با توجه به اهمیت موضوع جو اخلاقی و عواقب ناشی از نقص در این جو، لازم است تا مسئولان بیمارستانها، برنامهریزیهای مناسب برای حاکمکردن جو اخلاقی مطلوب بر بالین را در اهم موضوعات کاری خود قرار دهند.
جعفر نوری یوشانلوئی، شبیر آزادبخت،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
یکی از اصول مهم در زمینه اخلاق پزشکی که آثار اجتماعی شگرفی دارد، محرمانگی اطلاعات پزشکی میباشد. با توجه به اهمیت اصل مذکور، حقوق کشورهای مختلف، هر یک به نوعی در این زمینه ورود کردهاند و اصل محرمانگی را به رسمیت شناختهاند. وجود اصل محرمانگی برای دو دسته از انسانها قابل تصور است: یکی آنهایی که در قید حیات هستند و دیگری افرادی که فوت کردهاند. در پذیرش اصل محرمانگی در خصوص این دو دسته از یک مبنا پیروی نشده است و میتوان مبنای اصلی قاعده محرمانگی در خصوص زندگان را حفاظت از حریم خصوصی آنان و در خصوص متوفیان، منفعت عمومی جامعه و منع اضرار به غیر دانست. هدف از این نوشتار بررسی نحوه انعکاس اصل محرمانگی در خصوص این دو دسته از اشخاص در حقوق فرانسه و ایران است. در حقوق فرانسه در ارتباط با زندگان و متوفیان نص صریح وجود دارد؛ لکن در حقوق ایران ظاهراً شناسایی اصل محرمانگی به زندگان محدود شده است؛ با وجود این، علیرغم سکوت قانونگذار ایرانی، میتوان اصل محرمانگی را به متوفیان نیز تسری داد. به هر روی، در این نوشتار سعی میشود ضمن بررسی مختصر مفهوم و مبانی اصل محرمانگی، موضع دو نظام حقوقی فرانسه و ایران تبیین گردد.
زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین خانی، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
هوش اخلاقی به معنای توانایی ذهنی افراد در درک درست از غلط، داشتن ارزشهای اخلاقی و پایبندی به آنها در عمل، بهصورت نشاندادن رفتار درست است. صلاحیت بالینی نیز، ترکیبی از اصول اخلاقی و ارزشها و نگرشها و نشاندادن آنها در دانش و مهارت عملی است. رعایت معیارهای اخلاقی در عملکرد پرستاری میتواند به ارتقاء کیفیت خدمات منجر شود. در جستوجوی ما، مروری جامع در این زمینه یافت نشد؛ لذا، این مرور نظاممند بهمنظور بررسی ارتباط هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری صورت گرفت. در این مطالعه، جستوجویی گسترده با کلیدواژههای مرتبط با هوش اخلاقی، صلاحیت بالینی، پرستاران، دانشجویان پرستاری، در پایگاههای بینالمللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی Irandoc و SIDو Magiran صورت گرفت. در جستوجوی اولیه، 15 مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری خارج شد. محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، پنج مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی، رابطهی مثبت معناداری دارد. این همبستگی در برخی مطالعات بین تمام ابعاد هوش اخلاقی و شایستگی بالینی نمایان شد. در مطالعهای نشان داده شد، میان هوش اخلاقی و صلاحیت بالینی و استدلال اخلاقی همبستگی مثبت معنادار وجود دارد که این روابط از فاکتورهایی مانند سن، سابقهی کاری، وضعیت شغلیتحصیلی و مقام فرد اثر پذیرفتهاند. در مطالعهای دیگر نیز مشخص شد که هوش اخلاقی میتواند به بهبود احساس خودکارآمدی بالینی دانشجویان کمک کند. از سویی بیان گردید، معدل و هوش اخلاقی دانشجویان در پیشبینی امتیاز شایستگی بالینی، یاریرساننده است؛ همچنین اشاره شد که هوش اخلاقی، توانایی پیشبینی صلاحیت بالینی پرستاران را دارد. با توجه به یافتهها به نظر میرسد، توجه به هوش اخلاقی میتواند صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری را بهبود ببخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را ارتقا دهد. پیشنهاد میشود، مطالعات آینده به طراحی برنامههای آموزشی متمرکز بر هوش اخلاقی بپردازند و تأثیر آن را بر شایستگی بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری ارزیابی کنند.
محمد حسین خانی، زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اضطراب مرگ که بهصورت اضطرابی واقعی شناخته میشود، یکی از مهمترین عوامل در سلامت روان افراد است. از طرفی، مراقبت معنوی، شامل مهارتهای ارتباط بینفردی مانند گوشدادن، اعتمادسازی، ارتباط غیرکلامی، خودآگاهی، صداقت و توجه به نیازهای دینی، بخشی جداییناپذیر از مراقبت پرستاری به شمار میرود. به نظر میرسد، مراقبت معنوی میتواند به کاهش اضطراب مرگ منجر شود. ازآنجاکه در این زمینه مروری جامع یافت نشد، این مرور نظاممند بهمنظور بررسی آثار مراقبت معنوی بر اضطراب مرگ بیماری صورت گرفت. در این مطالعه، جستوجویی گسترده با کلیدواژههای مرتبط با مراقبت معنوی و اضطراب مرگ، در پایگاههای بینالمللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی Irandoc و SID و Magiran صورت گرفت. در جستوجوی اولیه، ۳۲ مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری، مطالعات کیفی و مطالعات انجامشده بر گروههای غیر از بیماران خارج شدند. محدودیت زمانی نیز اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، هشت مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات، تجمع مطالعات در چهار سال اخیر و بالینیبودن کارآزمایی را نشان داد. مطالعات انجامشده بر بیماران، طی همهگیری کووید ۱۹ نشان دادند، بیماران در این دوران سطوح بالایی از اضطراب مرگ را تجربه میکنند و به مراقبت معنوی، بیشتر نیاز دارند. بنا بر نتایج یک مطالعه، اجرای برنامهی مراقبت معنوی، اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیهی تحت همودیالیز را کاهش داد. این یافته در مطالعهای دیگر که بر بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام شده بود نیز، نشان داده شد؛ همچنین، در مطالعهای دیگر که بر بیماران سکتهی مغزی صورت گرفت، به اثرات مثبت مراقبت معنوی در کاهش اضطراب، اشاره شد. این در حالی است که برخی مطالعات انجامشده بر روی بیماران قلبی و بیماران مبتلا به سرطان گوارشی، کاهش معناداری را در میزان اضطراب مرگ نشان ندادند. یک مطالعه نیز بیان کرد، آموزش خودمراقبتی معنوی از طریق تلهنرسینگ میتواند به کاهش اضطراب مرگ سالمندان در طی همهگیری کووید ۱۹ کمک کند. با توجه به یافتهها به نظر میرسد، مراقبت معنوی میتواند بهعنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب مرگ گروهی از بیماران به کار گرفته شود. پیشنهاد میشود، مطالعات آینده به بررسی جامعتر این موضوع در گروههای مختلف بیماران، خصوصاً بیماریهای مزمن بپردازند.
امیرمحمد آذرخش، محمدرضا دین محمدی، کیان نوروزی تبریزی، کوثر نوری،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی (AI) به نیرویی اثرگذار در انتشار مقالات پژوهشی تبدیل شده و چشمانداز نوشتن علمی و انتشار آثار را متحول کرده است؛ بااینحال، ادغام هوش مصنوعی در این فرایند، چالشهای اخلاقی شایان توجهی را به وجود میآورد که نیازمند بررسی دقیق است. در این مطالعهی مروری، از کلیدواژههایی مانند هوش مصنوعی، اخلاق انتشار، چالشهای اخلاقی، یکپارچگی علمی و انتشار پژوهش برای جستوجو در پایگاههای دادهی علمی شامل PubMed، Scopus، CINAHL و Google Scholar استفاده شد. مقالات منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ به زبانهای انگلیسی و فارسی انتخاب شدند. این مرور بر روی مقالات پژوهشی، مرورهای نظاممند و گزارشهای موردی که کلیدواژههای پیشگفته را در عناوین و چکیدههای خود داشتند، متمرکز بود. در مجموع، پس از بررسی ۱۵۰ مقاله، ۵۰ مطالعهی مرتبط برای تحلیل دقیقتر انتخاب شدند. تحلیل انجامشده چندین چالش اخلاقی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی را برجسته کرد. مسائل مربوط به یکپارچگی علمی مشهود است؛ زیرا محتوای تولیدی هوش مصنوعی ممکن است مرزهای بین پژوهشهای اصیل و نوشتن خودکار را محو کند و نگرانیهایی را دربارهی نویسندگی و سرقت ادبی ایجاد کند؛ علاوهبراین، اتکا به ابزارهای هوش مصنوعی برای تحلیل دادهها و آمادهسازی دستنوشتهها، میتواند به سؤالاتی دربارهی دقت و اعتبار نتایج پژوهش منجر شود؛ همچنین، نگرانیهایی دربارهی تعصبات احتمالی نهفته در الگوریتمهای هوش مصنوعی وجود دارد که ممکن است بر انتخاب موضوعات، چهارچوبسازی سؤالات پژوهشی و حتی فرایند داوری همتا اثر بگذارد. شفافنبودن فرایندهای ویرایشی مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند اعتماد به نشر علمی را تضعیف کند؛ بنابراین لازم است، دستورالعملهای اخلاقی روشنی برای استفاده از هوش مصنوعی در انتشار پژوهشها ایجاد شود. این مرور بر نیاز فوری به چهارچوبها و مقررات اخلاقی قوی برای مدیریت استفاده از هوش مصنوعی در انتشار مقالات پژوهشی تأکید میکند. در نهایت توصیه میشود، از طریق آموزش، آگاهی پژوهشگران و ویراستاران را دربارهی پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی، افزایش و همکاریهای بینرشتهای را نیز برای رسیدگی مؤثر به این چالشها توسعه دهند.
داوود رسولی، الهام رمضان پور، سهراب نصرتی، خانم اکرم ژیانی فر، زهرا نوری خانقاه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
اخلاق حرفهای، بهعنوان یکی از مباحث تأملبرانگیز در اخلاق پزشکی، در حرفههای پزشکی که مستقیماً با جان انسان سروکار دارند، حائز اهمیت است؛ بنابراین، مطالعهی حاضر با هدف مقایسهی پایبندی به اصول اخلاق حرفهای در میان دانشجویان عرصه و کارکنان اتاق عمل بیمارستانهای آموزشیدرمانی منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران در طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ انجام پذیرفت. این مطالعه، از نوع توصیفیمقطعی است. دویست نفر از کارکنان اتاق عمل شش بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران، بهصورت تصادفی طبقهای سهمیهای و شصت نفر از دانشجویان عرصهی اتاق عمل، بهصورت در دسترس وارد مطالعه شدند. دادهها با پرسشنامهی جمعیتشناختی و اخلاق حرفهای کادوزیر (۲۰۰۲) جمعآوری و با نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ با آمار توصیفی (میانه و دامنهی میانچارکی) و آزمونهای آماری کای اسکوئر و آزمون منویتنی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، اخلاق حرفهای 98.4% دانشجویان و 75% کارکنان اتاق عمل در وضعیت قوی و مناسبی قرار دارد. در بُعد وفاداری و مسئولیتپذیری، بهصورت معناداری نمرهی میانهی دانشجویان (0.0001 > P) و در بُعد صداقت نمرهی میانهی کارکنان (0.003 = P) بیشتر بود؛ همچنین، در سایر ابعاد، تفاوت معناداری گزارش نشد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد، اخلاق حرفهای هر دو گروه (دانشجویان و کارکنان اتاق عمل) در وضعیت مطلوبی قرار دارد. این یافتهها میتواند راهنمایی برای برنامهریزی مداخلات آموزشی و توسعهای با هدف ارتقاء اخلاق حرفهای در بین این دو گروه باشد.