3 نتیجه برای نیکخواه
آرام تیرگر، موسی یمین فیروز، اشرف السادات موسوی، علی نیکخواه،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
استفاده از شیوههایی چون روش بهکار رفته در قضیهی عکس فیثاغورث به منظور اثبات فرضیهی هندسی یا مهندسی معکوس در حوزهی مسائل فنی جهت دستیابی به فنون پیشرفته و کشف فناوریهای نو نمونههایی هستند که در آنها متخصصان سعی میکنند با طی کردن مسیری بر خلاف مسیر اصلی اثبات فرضیات یا دست یافتن به دانش فنی، به اطلاعات مورد نظر و هدف نهایی خود دست یابند. یکی از شیوههای ردیابی منابع مورد استفاده و ارزشیابی وضعیت بهرهبرداری از آنها، تحلیل استنادی است. این شیوه که در حقیقت شاخهای از علم اطلاعرسانی بهشمار میآید، حوزهای است که استنادهای علمی انجام شده به یک یا چند اثر را مورد مطالعه قرار داده و صرفنظر از فواید مختلف مانند تسهیل در امر تحقیق یا توصیف رابطهی فکری و علمی در میان تحقیقات قبلی، قادر به ارزیابی متون مورد استفاده از جنبههای مختلف است.
در این مقاله ضمن ارائهی دستاوردهای پژوهشی به شیوهی تحلیل استنادی در 511 پایاننامهی دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل (356 پایاننامه رشتهی پزشکی و 155 پایاننامهی رشتهی دندانپزشکی) طی یک دورهی پنجساله (از آغاز سال 1385 تا پایان نیمسال اول 1390) از حیث نوع، تعداد، سن و وضعیت توزیع منابع مورد استفاده به تفکیک رشتههای تحصیلی، قصد بر آن است تا از این رهگذر به بررسی وضعیت استفاده از قرآن یا دیگر منابع فقهی بهعنوان اصلیترین منابع اقتباس اصول اخلاقی در اسلام پرداخته و بهعبارتی دیگر تصمیم بر آن است که با شیوهی معکوس، به بررسی موضوع اخلاق در آموزش و وضعیت استفاده از آموزههای الهی در آموزش پزشکی پرداخته شود.
نتایج حاصل از مطالعه گویای آن بوده است که از میان بیش از بیستهزار و هفتصد استناد بهعمل آمده در 507 پایاننامه، دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی، تعداد استنادها به قرآن یا منابع فقهی کمتر از یکدرصد و نوع منابع مورد استناد عمدتاً کتاب بوده است. علیرغم اذعان بهاحتمال خطا در تعیین دقیق استنادها، وضعیت موجود میتواند بهطور غیر مستقیم گویای نوعی کاستی در بهرهگیری از آموزههای الهی در آموزش پزشکی و از جمله تدوین پایاننامهها باشد. ضمناً با توجه به تجربیات موجود، نقص در دسترسی گسترده و آسان به منابع مرتبط را میتوان یکی از دلایل مهم چنین وضعیتی بر شمرد.
زهرا نیکخواه فرخانی، فریبرز رحیمنیا، مصطفی کاظمی، علی شیرازی،
دوره 7، شماره 6 - ( اسفند ماه 1393 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای رفتار اخلاقی پرستاران و ارائهی مدل مربوطه، در شبکهی خدمات درمانی دولتی است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش آمیخته است. طرح تحقیق نیز از نوع طرح تحقیق آمیختهی اکتشافی است چراکه ابتدا روش کیفی انجام پذیرفته و سپس با توجه به نتایج بهدست آمده روش کمی انجام میپذیرد. از آنجا که فرضیههای تئوری فضیلتمحور بر روند انجام این پژوهش حاکم است، جامعهی آماری در بخش کیفی کلیهی پرستاران نمونه کشوری بیمارستانهای دولتی شهر مشهد بودند که با توجه به کفایت دادهها 14 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل مصاحبهها از روش تحلیل محتوا استفاده شده و در نتیجه مدل اولیهی رفتار اخلاقی در سه سطح استخراج شد. در سطح نخست، سه حوزهی رفتار اخلاقی با بیماران، رفتار اخلاقی با همراهان بیمار و رفتار اخلاقی با گروه درمان قرار گرفت. در سطح دوم، 13 بعد و در سطح سوم، 51 مؤلفه (مضمون) انتزاع شد. سپس در قسمت کمی تحقیق جهت سنجش و برازش مدل، پرسشنامهای در میان 176 نفر از پرستاران با سابقهی بیمارستانهای دولتی شهر مشهد توزیع شد. جهت تحلیل دادههای بخش کمی از روش تحلیل عاملی تأییدی و نرمافزار AMOS بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی گویای آن بود که تمامی ابعاد و مؤلفهها بهجز مؤلفه-ی «آموزش بیمار» مورد تأیید قرارگرفتند. شاخص برازش تطبیقی مدل (CFI= Comparative Fit Index) نیز با استفاده از نرمافزار AMOS 9/0 برآورد شد که نشان از برازش مدل ارائهشده دارد. نتایج حاصل از این پژوهش میتواند راهنمای عمل مدیران منابع انسانی بیمارستانهای دولتی باشد تا در بستری فضیلتمندانه به اشاعهی فضایل اخلاقی پرستاران بکوشند.
فضه سلیمی، محمدباقر پارساپور، زهرا نیکخواه فرخانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
بیماری کرونا یک بحران جهانی است که سیستم های حکومتی را متأثر نموده است. گذار از بحران ها، نیازمند تدابیر بخردانه است. حکمرانی یک فرایند پیوسته است که از طریق آن منافع متضاد همساز می شود و اقدامات همکاری جویانه اتخاذ می گردد. مؤخرترین نظریه در این مفهوم، حکمرانی مطلوب است که مشخصاً در هنگامه بحران، میزان اهمیت آن دوچندان می گردد. حکمرانی خوب محصول مشارکت مطلوب سه نهاد حکومت، جامعه مدنی و بخش خصوصی است. مؤلفه های حکمرانی مطلوب از دیدگاه بانک جهانی، سازمان ملل متحد و اندیشمندان این حوزه، متعدد است. ستاد ملی مبارزه با کرونا به دستور مقام معظم رهبری و بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی اسفند ماه 1398 تشکیل گردید تا در خصوص مقابله با بیماری کووید-۱۹ از جمله اعلام تعطیلیها و سایر تدابیر محدود کننده در موارد تخلف از دستورالعملهای بهداشتی تصمیمات مقتضی را اتخاذ نماید. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی تلاش شده است تا ضمن تعیین حدود صلاحیت ستاد مذکور در قاعده گذاری، به تبیین مؤلفه های حکمرانی مطلوب در این دوران با توجه به مصوبات یگانه مقنن در این حوزه بپردازد. از دیدگاه نگارندگان، مصوبات ستاد ملی کرونا به عنوان یکی از شوراهای فرعی شورای عالی امنیت ملی، فراتر از قانون عادی است و از میان مؤلفه های موجود؛ کارایی و اثر بخشی، شفافیت و پاسخگویی و اجماع محوری در مصوبات بازشناسی شد.