20 نتیجه برای پارساپور
مصطفی قانعی، بیتا مسگرپور، سید حسن سعادت، علیرضا پارساپور، فاطمه بامدادی، امین محمودرباطی، علیرضا کرامتی،
دوره 1، شماره 1 - ( تیر ماه 1387 )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر یکی از مشکلات عمده در زمینه اخلاق پژوهش به ویژه در تحقیقات علوم پزشکی، چگونگی اجرایی کردن کدهای اخلاقی و التزام محققان به اجرا کردن آن میباشد. به منظور اجرایی کردن کدهای اخلاقی، در این مقاله سعی شد جزئیات فعالیت های هر یک از عناصر دخیل در مراحل مختلف تحقیق ، به صورت تفصیلی پیشنهاد شود.
روش کار: جهت تدوین دستورالعملهای لازم برای اجرایی کردن کدهای اخلاق پزشکی در حیطههای مختلف مدیریتی و اجرایی در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی علوم پزشکی، یک کارگاه 2 روزه با حضور شرکت کنندگانی از دانشگاههای علوم پزشکی تیپ 1، 9 دانشگاه دارای مراکز تحقیقاتی، انستیتو پاستور، شبکههای تحقیقاتی مولکولی و سلولهای بنیادی و در نهایت اعضای کمیته کشوری اخلاق در پژوهش ترتیب داده شد.
بحث و نتیجه گیری: اعضای شرکت کننده با توجه به نوع تخصص و حوزه مدیریتی به 5 کار گروه تقسیم شده، نسبت به تدوین شرح وظایف اقدام کردند. این 5 کار گروه شامل: 1) شرح وظایف کمیته اخلاق در پژوهش در دانشگاهها، 2) شرح وظایف معاونان و مدیران پژوهشی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی علوم پزشکی، 3) شرح وظایف اساتید راهنما، مجری طرح، مدیر و معاون پژوهشی گروه و شورای پژوهشی گروه، 4) شرح وظایف کمیته روابط بینالملل دانشگاهها و 5) شرح وظایف کمیته انتشارات بودند. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق پزشکی و دخالت عوامل محیطی، جامعه شناختی، فرهنگ بومی هر منطقه و امکانات اجرایی موجود، اجرایی کردن کدها نیازمند همکاری جمعی و عزم ملی محققین، دست اندرکاران امر پژوهش و مدیریت کلان کشور میباشد.
علیرضا پارساپور، احمد رضا همتی مقدم، محمدباقر پارساپور، باقر لاریجانی،
دوره 1، شماره 4 - ( مهرماه 1387 )
چکیده
اتانازی از جمله بحث انگیزترین مباحث اخلاق پزشکی در حوزهی مراقبتهای پایان حیات است. مواضع اتخاذ شده از سوی صاحبنظران در این مورد بهنحو برجستهای به بستر فلسفی، اعتقادی و فرهنگی هر فرد بستگی دارد. با توجه به حقیقت فوق در این مطالعه پس از تبیین موضوع و ارائهی تعاریف مشخص از انواع اتانازی، نظرات موجود در حوزهی اخلاق پزشکی ارائه و در آخر جمعبندی نظر مؤلفان نوشته شده است.
بهنظر میرسد حرمت حیات در فقه و حقوق اسلامی از جایگاه ممتازی برخوردار است و هیچ مصلحتی برای توجیه اقدام برای پایان دادن به حیات بیمار وجود ندارد. از سوی دیگر، افراد جامعه موظفند که تمام تلاش خود را برای تداوم حیات مؤثر آحاد بیماران بهعمل آورند، گرچه این مهم به معنی تخصیص نامحدود منابع برای اقدامات کماثر در کیفیت حیات افراد نیست. ضمن اینکه در نگرش بسیاری از فقهای اسلامی تخصیص منابع برای تداوم حیات مستقره نسبت به حیات غیرمستقره از اولویت بالاتری برخوردار است.
علی جعفریان، علیرضا پارساپور، امیرحسن حاجترخانی، فریبا اصغری، سیدحسن امامی رضوی، علیرضا یلدا،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده
یکی از مهمترین تنشهای شغلی که هر پزشک در حرفهی خویش میتواند با آن مواجه شود شکایت بیمار است. هدف از این مطالعه بررسی شکایات وارده از پزشکان و دندانپزشکان به سازمان نظامپزشکی تهران بزرگ در سالهای 70، 75 و 80 از جهت تعداد، پراکندگی و عوامل ایجاد آن است.
این مطالعه بهصورت توصیفی و گذشتهنگر و با تکمیل فرم حاوی اطلاعات مورد نظر صورت گرفته است. تکمیل فرم با مطالعهی پرونده توسط یکنفر کارشناس امین سازمان نظامپزشکی در سالهای 81 و 82 صورت گرفته و اطلاعات بهدست آمده پس از طبقهبندی تجزیه و تحلیل شده است.
در مجموع این سه سال، 832 شکایت از پزشکان و دندانپزشکان طرح شده بود. شکایات بهعمل آمده از پزشکان در سالهای 75 و 80 به نسبت سال 70 بیش از دو برابر افزایش داشته است. 1/83 درصد پزشکان و دندانپزشکان تهران که طرف شکایت بودند بر اساس نتایج مندرج در پرونده تا زمان انجام مطالعه محکوم نشدهاند و از نظر سازمان نظام پزشکی قصوری نداشتهاند. شایعترین علل طرح شکایت از دیدگاه شکایتکنندگان بهترتیب خطای درمانی(38 درصد)، بیتوجهی(2/30 درصد)، مسائل مالی(4/25 درصد)، و عدم تبحر پزشک(7/17 درصد) بوده است. بر اساس این مطالعه، با افزایش سابقهی کاری پزشکان و داشتن تجربهی بیش از 15 تا 20 سال از آمار شکایات از آنها کاشته میشود؛ بهطوری که بیشترین آمار شکایات برای پزشکان میانسال با تجربهی 10 تا 20 سال بوده است.
بیشتر پزشکان و دندانپزشکان تهران که از آنان شکایت شده است، از نظر کارشناسان نظام پزشکی قصوری مرتکب نشدهاند و قسمت عمدهای از شکایتها مربوط به نتیجهی تعامل نامناسب میان پزشک و بیمار بوده است. رفتار مبتنی بر تعهدات حرفهای پزشک در برابر بیمار میتواند مانع وقوع بخش عمدهای از شکایتها شود.
علیرضا پارساپور، کاظم محمد، حسین ملک افضلی، فرشید علاء الدینی، باقر لاریجانی،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
رعایت حقوق بیمار در عرصه خدمات سلامت عامل مهمی در بهبود و تنظیم رابطه ارائه کنندگان و گیرندگان خدمت می باشد و طبیعتاً در مدیریت نظام سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است.
هدف اصلی این مطالعه مقایسهی نگرش بیماران بهعنوان گیرندگان خدمات درمانی و پزشکان و پرستاران به نمایندگی از گروه ارائهکنندهی خدمات درمانی در خصوص ضرورت رعایت ابعاد مختلف حقوق بیمار در سه بیمارستان محیط پژوهش به نمایندگی از سه مدل ارائهی خدمات درمانی (آموزشی - درمانی، خصوصی، درمانی - دولتی) بوده است.
مطالعه از نوع توصیفی ـ تحلیلی - مقطعی بوده و جمعآوری اطلاعات توسط پرسشنامه صورت گرفته که در گروه بیماران از طریق مصاحبه و توسط پرسشگر تکمیل و در گروههای پزشکان و پرستاران خود ایفا بوده است.
محیط پژوهش سه نمونه بیمارستان جنرال آموزشی، بیمارستان خصوصی درجه یک و بیمارستان درمانی - دولتی بود که هر سه در تهران میباشند. پرسشنامه مرکب از مجموعهای از سؤالات کلی در مورد اطلاعات دموگرافیک و 21 سؤال در خصوص ضرورت حقوق بیمار بود که پس از مصاحبه با 143 بیمار توسط پرسشگر تکمیل و پس از ارسال برای دو گروه دیگر مطالعه توسط 143 پرستار (میزان پاسخدهی 3/61 درصد) و 82 پزشک پاسخ داده شد (میزان پاسخدهی 5/27 درصد). معیار میزان ضرورت هر حق با استفاده از مقیاس لیکرت از صفر (فاقد ضرورت) تا ده (ضرورت قطعی) اندازهگیری شده است. آنالیز اطلاعات با توجه به توزیع غیرنرمال آن با انجام آزمونهای غیر پارامتری و از طریق نرم افزار SPSS 11.5 انجام گردید.
نتایج بهدست آمده از این مطالعه نشان داد که کلیهی گروههای مطالعه نسبت به ضرورت رعایت قریب به اتفاق ابعاد حقوق بیماران اذعان داشته و بیشترین اختلاف نظر در گروههای مورد مطالعه در حقوق مرتبط به حق دسترسی بیمار به اطلاعات و حق انتخاب و تصمیمگیری بود. اگر چه این اختلاف نظرات در مجموع چشمگیر نبود.
بر اساس نتایج بهدست آمده بهنظر میرسد ارائهکنندگان خدمات بهداشتی خصوصاً گروه پزشکی باید در خصوص حقوق مرتبط با ضرورت ارائهی اطلاعات به بیماران و توجه به حق انتخاب و تصمیمگیری ایشان آگاه شوند. چرا که بر اساس اختلاف موجود در نگرش بیماران و پزشکان در پژوهش موجود بهنظر میرسد سطح مطالبات بیماران در خصوص حقوق فوق بیش از نگرش پزشکان باشد.
علیرضا پارساپور، علیرضا باقری، باقر لاریجانی،
دوره 3، شماره 1 - ( (ویژه نامه اسفند ماه) 1388 )
چکیده
حقوق بیمار یکی از محورهای شاخص در تعریف استانداردها جهت اعمال حاکمیت خدمات بالینی است. در سال 1381 برای اولین بار منشور حقوق بیمار در ایران تدوین و از سوی معاونت سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ابلاغ گردید. با توجه به ضرورت تدوین متنی جامع در مورد حقوق بیمار، منشور حقوق بیمار در ایران با نگاهی نو و جامع و با هدف تبیین حقوق گیرندگان خدمات سلامت و رعایت موازین اخلاقی در عرصهی درمان تدوین گردید که در این مقاله متن نهایی منشور ارائه و مراحل تدوین آن تشریح میگردد.
تدوین منشور حقوق بیمار طی مراحل مرور جامع منابع موجود، انجام مطالعهی میدانی در خصوص نگرش پزشکان، پرستاران و بیماران در مورد ضرورت رعایت حقوق بیمار، تدوین پیشنویس منشور حقوق بیمار، نظرسنجی مکاتبهای و حضوری از صاحب نظران در خصوص پیشنویس و نهایتاً برگزاری کارگاه مشورتی جهت بررسی جامع پیشنویس صورت پذیرفت. در پایان متن پیشنهادی منشور در شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طرح و به تصویب رسید. متن نهایی منشور حقوق بیمار در آبان ماه 1388 از سوی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به مراکز تابعه ابلاغ گردید.
منشور جامع حقوق بیمار در 5 محور کلی و 37 بند به همراه بینش و ارزش و یک تبصره پایانی تنظیم گردیده است. محورهای پنجگانه منشور شامل حق دریافت خدمات مطلوب، حق دریافت اطلاعات به نحو مطلوب و کافی، حق انتخاب و تصمیمگیری آزادانه بیمار در دریافت خدمات سلامت، حق احترام به حریم خصوصی بیمار و رعایت اصل رازداری و در نهایت حق دسترسی به نظام کارآمد رسیدگی به شکایات است که به ترتیب هر یک در 14، 4، 7، 9 و 3 بند تدوین گردیده است.
باید توجه داشت که اگر چه تدوین و ابلاغ منشور حقوق بیمار اقدامی ارزشمند در جهت ایفای حقوق بیماران میباشد، اما زمانی میتوان به رعایت مفاد آن امیدوار بود که تمهیدات لازم جهت فرهنگسازی مناسب، توجه همه جانبه به حقوق کلیه ذینفعان، شناسایی موانع، راهکارهای اجرایی شدن منشور و همچنین لحاظ نمودن رعایت حقوق بیماران بهعنوان یکی از شاخصهای ارزشیابی مراکز ارائهی خدمات سلامت فراهم گردد. بهنظر میرسد با توجه به شرایط و توانمندیهای متفاوت مراکز درمانی در کشور برای رعایت کامل مفاد حقوق بیماران براساس منشور مصوب، اجرای مرحلهای این منشور میتواند مد نظر قرار گیرد.
علیرضا پارساپور، کاظم محمد، حسین ملک افضلی، فرشید علاء الدینی، باقر لاریجانی،
دوره 3، شماره 1 - ( آذرماه 1388 )
چکیده
از جمله مهمترین شاخصهای ارزیابی کارایی کیفی ارائهی خدمات سلامت بررسی وضعیت رعایت حقوق بیمار و نحوهی تعامل ارائهدهندگان و گیرندگان خدمات سلامت است. هدف اصلی این پژوهش مقایسهی نگرش بیماران (گیرندگان خدمات درمانی) و پزشکان و پرستاران (ارائهکنندگان خدمات درمانی) در خصوص میزان رعایت ابعاد مختلف حقوق بیمار در سه بیمارستان به نمایندگی از سه محیط ارائهی خدمات درمانی (آموزشی - درمانی، خصوصی، درمانی - دولتی) بوده است.
مطالعه توصیفی ـ تحلیلی و مقطعی بوده است. جمعآوری اطلاعات با پرسشنامه بوده که در گروه بیماران از طریق مصاحبه و توسط پرسشگر تکمیل و در گروههای پزشکان و پرستاران خود ایفا بوده است.
سه محیط پژوهش بیمارستان جنرال آموزشی، بیمارستان خصوصی درجهی یک و بیمارستان درمانی - دولتی بود که هر سه در تهران هستند. پرسشنامه شامل مجموعهای از سؤالات در مورد اطلاعات دموگرافیک و 21 سؤال در خصوص میزان رعایت حقوق بیمار بود که از 143 بیمار پس از مصاحبه توسط پرسشگر تکمیل گردید. این پرسشنامه برای دو گروه دیگر مطالعه ارسال و توسط 143 پرستار (میزان پاسخدهی 3/61 درصد) و 82 پزشک پاسخ داده شد (میزان پاسخدهی 5/27 درصد). معیار میزان رعایت هر حق با استفاده از مقیاس لیکرت از صفر (عدم رعایت) تا ده (رعایت کامل) اندازهگیری شده است. با توجه به توزیع غیر نرمال اطلاعات، آنالیز آن با انجام آزمونهای غیر پارامتری و از طریق نرمافزار SPSS 11/5 انجام گردید.
نتایج بهدست آمده از این مطالعه نشان داد که نگرش گروههای مطالعه نسبت به رعایت حقوق بیماران در محورهای مختلف متفاوت است. بیشترین مسأله در مورد میزان رعایت حقوق مرتبط با حق انتخاب و تصمیمگیری بیمار است که خصوصاً در بیمارستان آموزشی وضع مطلوبی ندارد.
بر اساس نتایج بهدست آمده بهنظر میرسد ارائهکنندگان خدمت بهویژه گروه پزشکی باید در خصوص رعایت بیشتر حقوق مرتبط با ارائهی اطلاعات به بیماران و حق انتخاب و تصمیمگیری ایشان آگاه شوند. چرا که بر اساس اختلاف موجود در نگرش بیماران و پزشکان در پژوهش موجود بهنظر میرسد سطح رعایت حقوق فوق از دید بیماران کمتر از برداشت میزان آن از دید پزشکان است.
زهرا پارساپور، محمدمهدی اصفهانی،
دوره 3، شماره 1 - ( آذرماه 1388 )
چکیده
پیش و پس از تألیف کفایه الطب در تاریخ تمدن ایران کتب متعدد و ارزشمندی در زمینهی علم طب تألیف و نگاشته شده است که هر یک به نوبهی خود از اهمیت خاصی برخوردار است. اما در این میان کفایه الطب دارای ویژگیهایی است که موجب شده است از قرن ششم تا حدود یک قرن پیش جایگاه خود را در طب سنتی ایران حفظ نماید و مورد توجه باشد. این ویژگیها عبارتند از:
الف) نظم در ارائهی مطالب و سهولت دسترسی به اطلاعات مورد نظر
ب) ایجاز و اختصار
ج) مستند بودن اطلاعات و ذکر نام اطبا و بزرگانی که از آنها نقل قول شده است.
د) جمع نمودن آرای پزشکان و حکمای برجستهی پارسی، یونانی، رومی، تازی و هندی بهطوری که این اثر را به گنجینهی ارزشمند طبی آن روزگار تبدیل نموده است.
در این مقاله نخست با توجه به مستندات تاریخی و نیز اطلاعاتی که حبیش در آثار مختلف خود دربارهی تألیفاتش در اختیار ما قرار داده است به معرفی او و تعدادی از آثارش میپردازیم. سپس ساختار کفایه الطب و چگونگی ارائهی مطالب در سه بخش اصلی آن را توصیف مینماییم و در پایان ارزشها و امتیازات این اثر را بیان خواهیم نمود.
مریم عباسی نژاد، علی جعفریان، فریبا اصغری، علیرضا پارساپور، محمدرضا ظفرقندی،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده
یکی از تظاهرات رعایت حق اتونومی بیماران در عمل اخذ رضایت آگاهانه قبل از هر اقدام تهاجمی است. در حال حاضر در ایران، فرایند اخذ رضایت آگاهانه پیش از اقدامات جراحی، محدود به امضای یک برگه است و این برگه اغلب اطلاعات اختصاصی هر عمل جراحی را تشریح نمیکند و فرصت کافی برای مطالعهی آن به بیماران داده نمیشود. نویسندگان برای اصلاح این رویه برگههای اطلاعات اختصاصی را برای هر یک از انواع عمل جراحی تدوین کردهاند که با هدف بررسی اثر بخشی ارائهی این برگهها به بیماران در ارتقاء دانش و رضایتمندی آنها این مطالعه اجرا شد. به 110 نفر از بیمارانی که جهت انجام جراحیهای الکتیو، در بخشهای جراحی 1 و 3 و 4 و 5 بیمارستان امام خمینی (ره) و جراحی 3 بیمارستان سینا بستری شده بودند، پیش از انجام عمل جراحی، برگههایی حاوی اطلاعات اختصاصی پیرامون عملهای جراحی مختلف ارائه شد و نحوهی استفاده از آن به عهدهی خود بیمار گذاشته شد؛ سپس بعد از عمل جراحی و در نزدیکترین زمان ممکن به ترخیص، با استفاده از پرسشنامهی شفاهی، با آنان مصاحبه به عمل آمد. در مقطع زمانی دیگری با 110 بیمار دیگر مشابه از نظر شرایط مکانی و بیماری بدون دادن برگهی حاوی اطلاعات، بعد از عمل جراحی، و در نزدیک ترین زمان ممکن به ترخیص، مصاحبه شد. پرسشنامه شامل سؤالات تشریحی پیرامون آگاهی آنان از بیماریشان و عمل جراحی مورد نظر بود و نیز از میزان رضایت آنها از اطلاعاتی که در اختیارشان قرار گرفته بود سؤال شد.
میانگین نمرهی آگاهی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 8/48 درصد، و در بیماران گروه کنترل، معادل 6/44 درصد از 100 درصد بود. ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی عمل جراحی به بیماران گروه مداخله، تأثیر معنیداری بر آگاهی کلی بیماران نداشت (140/0 P=) و فقط آگاهی آنان را نسبت به عوارض جانبی عمل جراحی خود بالا برد (001/0< P). همچنین، رضایتمندی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 2/60، و در بیماران گروه کنترل، معادل 4/56 از 100 بود و ارائهی برگههای اطلاعات تأثیر معنیداری بر رضایتمندی کلی بیماران نداشته (166/0 P= ) و رضایتمندی آنان را فقط در مورد اطلاعاتی که در خصوص دورهی نقاهت پس از عمل جراحی در اختیارشان گذارده شده بود، افزایش داد (033/0 P=). با توجه به اینکه ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی موضوع این مطالعه، در مجموع نمیتواند به تنهایی باعث افزایش آگاهی و رضایتمندی بیماران شود، پیشنهاد میشود که پزشکان در روند اخذ رضایت از بیماران، به ارائهی یک برگه بسنده نکرده و وقت کافی جهت توضیح پیرامون نوع بیماری و جنبههای مختلف آن به بیماران اختصاص دهند.
علیرضا پارساپور، فریبا اصغری،
دوره 5، شماره 1 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق در پژوهش) 1390 )
چکیده
عرصهی پژوهشهای پزشکی به موازات رشد دانش پزشکی وسعت خیرهکنندهای داشته و به موازات این رشد با چالشهای جدید و جدی متعددی روبهرو شده است. کارآزماییهای بالینی از جمله مهمترین حوزههای پژوهش در عرصهی علوم پزشکی و همچنین پرچالشترین این حوزهها از نظر ملاحظات اخلاقی است.استفاده از داوطلب سالم در کارآزماییهای دارویی امری اساسی و ضروری است، موضعی که با ملاحظات اخلاقی متعدد و جدی اخلاقی روبهروست. اگرچه مسائل اخلاقی بهرهگیری از داوطلب سالم تنها به مطالعات مداخلهای بهطور عام و کارآزمایی بالینی بهطور خاص محدود نیست، در این نوشتار تلاش شده است با تمرکز بر این نوع از پژوهشهای پزشکی ضمن مروری بر اهمیت موضوع و سیر تاریخی آن، مهمترین چالشها و ضرورتهای اخلاقی در چهار محور رضایت آگاهانه، انتخاب منصفانهی سوژه، جلب همکاری داوطلبان و ارزیابی سود و زیان مورد بررسی قرار گیرد.بهنظر میرسد معیار خطر زندگی روزمره بهعنوان میزان قابل پذیرش خطر در پژوهشهای مداخلهای معیاری مبهم و در بسیاری از موارد غیر عملی است. پیشنهاد نویسندگان مقاله، استاندارد معقول بهعنوان معیار مد نظر کمیتهی اخلاق در پژوهش است. بر این اساس، این کمیته بهعنوان هیأت منصفه به نمایندگی از جامعه قابلیت پذیرش عمومی و معقول بودن میزان خطر مطالعه را بررسی میکند.
محمدباقر پارساپور، سیدروحاله قاسمزاده،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
امروزه، بهدلیل پیچیدگی معالجات پزشکی، اطلاعرسانی به بیمار راجع به درصد احتمال موفقیت درمان، خطرات احتمالی، عوارض جانبی معالجه و... جزء لاینفک قراردادهای درمان بهحساب میآید. محرومیت از چنین اطلاعاتی را میتوان بهعنوان مانعی اساسی در تحصیل رضایت آگاهانه تلقی کرد. روشن است اقدام به درمان اشخاص یا انجام عملیات جراحی بدون رضایت آنان یا اولیای قانونی میتواند مسؤولیت مدنی و کیفری برای پزشک معالج در پی داشته باشد. ولی بحث مهم در اینجا مربوط به موردی است که بیمار بدون اینکه دربارهی ماهیت، هدف و پیامدهای درمان از سوی پزشک یا تیم درمان اطلاعرسانی شود به امر درمان رضایت دهد. و اینکه آیا چنین رضایتی میتواند نافذ بوده و به امر درمان مشروعیت بخشد یا خیر؟ این مقاله به مطالعهی تطبیقی رضایت آگاهانه پرداخته است و نویسندگان وظیفهی اطلاعرسانی از جانب پزشکان را که در اخذ رضایت آگاهانهی بیمار و مشروعیت درمان تأثیر بسزایی دارد، در سه نظام حقوقی ایران، انگلیس و فرانسه مورد مطالعه قرار داده، و در پایان در راستای حفظ حقوق بیماران پیشنهادهایی را ارائه کردهاند.
مهناز سنجری، فرزانه زاهدی، مریم اعلاء، مریم پیمانی، علیرضا پارساپور، کیارش آرامش، سادات سید باقر مداح، محمد علی چراغی، غضنفر میرزابیگی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( آذر ماه 1390 )
چکیده
پرستاری یکی از ارکان مهم سیستمهای خدمات بهداشتی - درمانی در هر کشور است. خدمات پرستاری میتواند بهطور مستقیم بر پیامد سلامت و بیماری و شاخصهای مرتبط با آن مؤثر باشد. تدوین کدهای اخلاقی متناسب با فرهنگ و مذهب جامعه راهکار مناسبی جهت بهبود کیفیت خدمات پرستاری مورد انتظار ذینفعان میباشد. در دهههای اخیر پرداختن به مقولات اخلاق و تدوین راهنماهای اخلاقی از مهمترین اولویتهای حوزهی سلامت در کشور ماست و آیین اخلاق پرستاری نیز در این راستا و با هدف ارائهی چارچوب و راهنمای تصمیمگیریهای مبتنی بر اخلاقیات در پرستاری تدوین شده است.با توجه به نیاز کشور در این زمینه، با بهرهگیری از نظرات صاحبنظران حوزهی پرستاری و اخلاق پزشکی و تشکیل کارگروههای مختلف، این آیین در سال 89 تدوین شد. آیین اخلاق پرستاری ایران با 12 ارزش و 71 آیین اخلاقی - حرفهای در دومین نشست شورای عالی اخلاق پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مورخ 16 اسفند 89 به تصویب نهایی رسید. این آیین در 12 مورد به مفاهیم ارزشی نظیر حفظ شأن و کرامت انسانی، پایبندی به تعهدات حرفهای، پاسخگویی، حفظ حریم خصوصی بیماران، ارتقاء صلاحیت علمی و عملی و احترام به استقلال فردی میپردازد. همچنین، در این مجموعه «پرستار و جامعه» با 9 بند، به پرستاری مبتنی بر جامعه، سلامت افراد و نقش پرستار در بحران میپردازد؛ «پرستار و تعهدات حرفهای» با 14 بند، پرستار را در تیم حرفهای و وظایف حرفهای وی ترسیم میکند؛ «پرستار و خدمات بالینی» با 23 بند ، پرستار را در عرصهی ارائهی خدمات بالینی و تصمیمگیریهای مراقبتی یاری میدهد؛ «پرستار و همکاران تیم درمانی» با 15 بند ، ارتباط پرستاران با همکاران، مدیران و مسؤولیتهای مدیران را بازگو میکند؛ «پرستار، آموزش و پژوهش» با 10 بند دستورالعملهای اخلاقی در حوزهی آموزش و پژوهش، ارتباط استاد و دانشجو را ارائه میدهد.
علیرضا پارساپور،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
حقوق بیمار محور اصلی اخلاق پزشکی بالینی است. با مروری بر سیر تاریخی «حقوق بیمار» اهمیت جهانی موضوع در عرصهی حوزهی مدیریت نظام سلامت نمایان میشود. ابلاغ منشور حقوق بیماران اگرچه بهعنوان نقطهی شروعی برای حرکت در راستای تأمین حقوق بیماران است ولی بدون لحاظ مدلهای روشمند مدیریتی اعمال آن در بدنهی نظام ارائهی خدمات سلامت، ناکارآمد خواهد بود.
برای ارزیابی وضعیت تحقق حقوق بیمار دو رویکرد کلی وجود دارد که هر کدام مزایا و ضعفهای خاص خود را دارد. میتوان از مدل اعتبارسنجی بیمارستانی استفاده کرد. بدین صورت که مؤلفههای اصلی حقوق بیمار را مشخص و برای هر کدام بسته به مشخصهی آن معیارها و زیر معیارهایی را تعیین کرد و از ابزار متناسبی برای ارزیابی آن در بیمارستانها بهره گرفت. این رویکرد میتواند دید مناسبی از تدابیر انجام شده در محیط بیمارستان برای تحقق حقوق بیمار در اختیار مدیریت قرار دهد اما وزن نگرش ذینفعان در این خصوص کمرنگ است. بهعبارت دیگر، در این مدل الزامی ندارد نگرش بیماران بیمارستانی که وضعیت مطلوبی به لحاظ تدابیر بهعمل آمده برای تحقق حقوق بیمار دارد با این نتایج هماهنگ باشد. بهعبارت دیگر، به لحاظ تئوریک میتوان بیمارستانی را در نظر داشت که به لحاظ الزامات تحقق این حقوق وضعیت مطلوبی را نداشته باشد اما بهواسطهی مطالبات پایینگیرندگان خدمات نگرش ایشان نسبت به این حقوق مثبت باشد. در این مجال پژوهشگر مدل پیشنهادی خود را برای سنجش میزان تحقق حقوق بیمار بر مبنای نگرش گیرندگان خدمات معرفی میکند. دلایل این رویکرد عبارت است از:
الف) در این رویکرد مطالبات گیرندگان خدمات در ارزیابی لحاظ شده است. بهعبارت دیگر، حقوقی که از درجهی بالاتری از اهمیت از دید گیرندگان خدمات برخوردارند، بیشتر مورد توجه این مدل از ارزیابی قرار میگیرد. مدیر مجموعه با مراجعه به نتایج این بررسی میتواند اشراف مناسبتری نسبت به دیدگاه گیرندگان خدمات مورد بررسی در خصوص وضعیت تحقق حقوق بیمار پیدا کند. در این مدل از ارزیابی ممکن است در منطقهای که مطالبات گیرندگان خدمات از حقوق بیمار پایینتر است نتایج مطالعه وضعیت بهتری را در خصوص حقوق بیمار در بیمارستان مورد نظر نسبت به منطقهی دیگر گزارش دهد.
ب) با مقایسهی نگرش گیرندگان خدمات نسبت به اهمیت هر مؤلفهی حقوق بیمار در هر بخش، همچنین، مقایسهی وضعیت تحقق حقوق بیمار در واحدهای مختلف بیمارستان از دید گیرندگان خدمات، مدیریت میتواند اشراف جامعتری نسبت به موضوع پیدا کرده و با آسیبشناسی مناسبتر مداخلات مناسبتری را اتخاذ کند. مدل طراحی شده که در این سمینار معرفی میشود شامل پرسشنامهای است که در نه محور و سی مؤلفه، تحقق ابعاد مختلف حقوق بیمار را بر اساس نگرش بیمار ارزیابی میکند. محورهای مختلف بر اساس نگرش گیرندگان خدمات وزندهی شده و ضریب هر محور مشخص میشود. نتایج این مدل از ارزیابی خصوصاً زمانی که به همراه بررسی نگرش سایر ذینفعان خصوصاً ارائهکنندگان خدمات سلامت انجام شود، در کنار مدل اعتبارسنجی میتواند اشراف مناسبی را در خصوص وضعیت تحقق حقوق بیمار در مراکز بیمارستانی برای مدیریت بیمارستانی ایجاد کند.
سعیده سعیدی تهرانی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 2 - ( مرداد ماه 1395 )
چکیده
تحقیقات ژنتیکی در ابتدا عموماً برغربالگری و تشخیص برخی بیماریهای شناختهشدهی ارثی متمرکز بود. بعد از تکمیل پروژهی ژنوم انسان، مطالعات به تشخیص و درمان بیماریهای غیرواگیر و سلامت عمومی پرداخت؛ سپس در شکل جدید فناوریهای ژنتیک علاوه بر تشخیص و درمان بیماریهای ژنتیکی، تولید داروهای نوترکیب، تقویت ژنتیکی، ایجاد ارگانیسمهای تغییریافتهی ژنتیکی و استفاده از آن مدنظر قرار گرفت. موجودات تراریخته، نقطهی عطف این قبیل نوآوریها است. این موجودات دارای ترکیبات ژنتیک متفاوت هستند که توسط علم بیوتکنولوژی ایجاد شدهاند. در سالهای اخیر، استفاده از این فرآوردهها بهخصوص در زمینهی مسائل کشاورزی و دامداری رایج شده است. در دنیای امروز به دلیل کمبود منابع برای رهایی از فقر و گرسنگی، بشر ناگزیر به استفاده از فناوری در مصارف گوناگون شده است. تغییرات ژنتیکی باعث افزایش تولیدات کشاورزی، دامداری، برخی از داروها، واکسن و مصارف گوناگون میشود. علیرغم سودهایی که مهندسی ژنتیک و تولید این موجودات میتوانند برای انسان داشته باشند، این تغییرات ممکن است خطراتی نیز داشته باشند و از طرفی ممکن است نگرانیهای اخلاقی در ارتباط با کاربرد این فناوری وجود داشته باشد. در این مطالعهی مروری سعی شده است که مباحث اخلاقی پیرامون استفاده از این فناوری مطرح شوند و از منظر چهار اصل اخلاق زیستی مورد واکاوی قرار گیرند. برای این منظور، ابتدا کلیدواژهها در منابع علمی جستوجو و پس ازطبقهبندی و دستهبندی اطلاعات، ملاحظات اخلاقی از منظر چهار اصل اخلاق زیستی واکاوی شد. در بخش نتایج، ابتدا در رابطه با سود و خیری که این محصولات برای مردم جهان دارد و کمکی که به حفظ منابع محدود در زمینههای مختلف دارند اشاره میشود و سپس، آسیبهایی که ممکن است در زمینههای مختلف وارد کنند مورد اشاره قرار میگیرند، ملاحظات مربوط به تولید انبوه و مصرف عمومی آن توسط مردم از قبیل احترام به اتونومی افراد، اطلاعرسانی کافی مبنی بر فواید و مضرات این محصولات، نوع برچسبگذاری آنها پرداخته میشود و در پایان به بحث عدالت و ارزیابی کلی فواید و زیانها و میزان هزینه اثربخشی آن در جامعه میپردازد.
ندا یاوری، علیرضا پارساپور،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
توجه روزافزون به آزادیهای فردی در دهههای اخیر، موجب مطرحشدن اصل اخلاقی احترام به اتونومی بیمار و درک ضرورت مشارکت بیماران در تصمیمگیریهای بالینی شد؛ اما روی دیگر سکهی توجه روزافزون به اتونومی بیماران در عرصهی تصمیمگیریهای درمانی، وجود چالش جدی در تعیین محدودهی پذیرفتنی برای ارزشنهادن به تصمیمات خودمختارانهی بیماران است. این مسأله بهویژه زمانی که تصمیم بیمار، با تأمین بهترین منفعت برای او همسو نباشد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. همچنین تأکید بیش از حد بر احترام به اتونومی بیماران میتواند نتایج منفی دیگری مانند کاهش احساس مسئولیت پزشک در قبال تأمین بهترین منفعت برای بیماران و نیز امکان تقابل اتونومی بیمار با منفعت سایر افراد جامعه داشته باشد. بهطور کلی باید گفت دربارهی محدودهی قابل قبول برای ارجنهادن به ترجیحات و تصمیمات بیماران، نظرات مختلفی وجود دارد. درحالیکه گروهی از صاحبنظران محدودسازی دامنهی تأثیر اتونومی بیماران را در عرصهی تصمیمگیریهای پزشکی حمایت میکنند، گروهی دیگر اعمال اتونومی از سوی بیماران را نه بهعنوان یک حق بلکه به مثابه یک وظیفهی اخلاقی قلمداد مینمایند. این مقاله به تحلیل و نقد دلایل مختلف نظریهپردازان هر دو گروه پرداخته و در انتها برای توجه همزمان به حق اتونومی بیماران، در ضمن پیشگیری از پیامدهای ناخواستهی احترام بیقید و شرط به خواستهها و ترجیحات آنان، سازوکار مناسبی پیشنهاد مینماید.
امیرحسین مردانی، علیرضا پارساپور، احسان شمسی گوشکی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تولیدات علمی حوزهی اخلاق زیستپزشکی بر مبنای مقالههای فارسی انتشاریافته در مجلههای ایران پرداخته است. نتایج نشان دادند که پژوهشگران، طی سالهای 1382 تا 1396، درمجموع، ۱۲۳۸ مقالهی فارسی در این زمینه منتشر کردهاند. متوسط نرخ رشد سالیانهی انتشار مقالهها، 17/23 درصد است، اما این رشد از سال 1392 سیر نزولی یافته است. نرخ استنادپذیری مقالهها (0/4 به ازای هر مقاله) حکایت از اثرگذاری اندک آنها دارد. دانشگاههای علوم پزشکی شهیدبهشتی و علوم پزشکی تهران، بهترتیب، با انتشار ۳۶ درصد و ۳۳ درصد، بیشترین سهم را در انتشار مقالهها داشتهاند. پژوهشهای اخلاق زیستپزشکی، در قالب مقالههای فارسی، بهصورت میانرشتهای عمل کرده و پژوهشگرانی از رشتههای علوم پزشکی، پرستاری و حقوق، بیشترین نقش را در تألیف و انتشار آنها داشتهاند. موضوعات اخلاق پزشکی، آموزش پزشکی و اخلاق اسلامی، بهترتیب، موضوعات پرتکرار در مقالههای فارسیاند. تنها ۲۲ درصد از این مقالهها، بهصورت مستقیم، به حمایت مالی دانشگاهها و مراکز پژوهشی اشاره کردهاند.
جنت مشایخی، زینب درخشان، علیرضا پارساپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
شأن اخلاقی انسان یا بهعبارت دیگر، کرامت انسانی او، از دیرباز در کانون بحث و گفتوگوی متفکران مختلف قرار داشته است. تقریباً، همهی نظریههایی که به این موضوع پرداختهاند، در اصل کرامتداشتن انسان و برتری جایگاه او نسبت به همهی موجودات هستی همنوا هستند؛ ولی در چرایی و ملاکهای این کرامت و برتری تفاوتهایی وجود دارد. تصمیمگیری در خصوص سرنوشت جنین، اعم از حفظ یا سقط او، در گرو تعیین تکلیف صاحبنظران دربارهی مبنا و ملاک کرامت و جایگاه انسانی و شأن اخلاقی جنین است. دو گروه نظریه به مبحث کرامت جنین پرداختهاند: نظریات سکولار و نظریات مبتنی بر ادیان و مکاتب. نظریات سکولار واجد جاذبههایی است که شهود انسانی تاحدی آن را میپذیرد؛ اما هیچیک خالی از نقد نیست و نقدهای وارد بر هر تئوری، همه در جای خود،تأملبرانگیزند؛ ازاینرو، این مقاله ضمن مرور برخی از نظرات سکولار و ادیان و مکاتب در زمینهی جایگاه جنین و پرداختن به نقد برخی از آنها، نظریهی غالب کرامت انسانی جنین را بر مبنای تفکر شیعی ارائه میدهد. پیداکردن ریشهی کرامت انسان با تکیه بر اندیشهی بشری و بدون بهرهگیری از منبع ماورای بشری و وحی، با چالشهای جدی روبهروست. جنین انسانی، به علت استعداد تبدیلشدن به انسان، از همان ابتدای وجود، دارای جایگاهی ارزشمند است که با افزایش سن جنینی، بر ارزش آن افزوده میشود؛ تاآنکه با ولوج روح از سوی خداوند، کرامت انسانی مییابد. بر مبنای برداشت از معارف دینی، این ارزشمندی به دلیل صفات انسانی نیست؛ بلکه به خاطر اعطای آن در مقطع ولوج روح از سوی خداوند است؛ گرچه حتی سلول تخم نیز، به دلیل بالقوگی تبدیلشدن به انسان، نهتنها نباید از میان برده شود، بلکه باید مراقبت و حفاظت گردد.
فضه سلیمی، محمدباقر پارساپور، زهرا نیکخواه فرخانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
بیماری کرونا یک بحران جهانی است که سیستم های حکومتی را متأثر نموده است. گذار از بحران ها، نیازمند تدابیر بخردانه است. حکمرانی یک فرایند پیوسته است که از طریق آن منافع متضاد همساز می شود و اقدامات همکاری جویانه اتخاذ می گردد. مؤخرترین نظریه در این مفهوم، حکمرانی مطلوب است که مشخصاً در هنگامه بحران، میزان اهمیت آن دوچندان می گردد. حکمرانی خوب محصول مشارکت مطلوب سه نهاد حکومت، جامعه مدنی و بخش خصوصی است. مؤلفه های حکمرانی مطلوب از دیدگاه بانک جهانی، سازمان ملل متحد و اندیشمندان این حوزه، متعدد است. ستاد ملی مبارزه با کرونا به دستور مقام معظم رهبری و بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی اسفند ماه 1398 تشکیل گردید تا در خصوص مقابله با بیماری کووید-۱۹ از جمله اعلام تعطیلیها و سایر تدابیر محدود کننده در موارد تخلف از دستورالعملهای بهداشتی تصمیمات مقتضی را اتخاذ نماید. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی تلاش شده است تا ضمن تعیین حدود صلاحیت ستاد مذکور در قاعده گذاری، به تبیین مؤلفه های حکمرانی مطلوب در این دوران با توجه به مصوبات یگانه مقنن در این حوزه بپردازد. از دیدگاه نگارندگان، مصوبات ستاد ملی کرونا به عنوان یکی از شوراهای فرعی شورای عالی امنیت ملی، فراتر از قانون عادی است و از میان مؤلفه های موجود؛ کارایی و اثر بخشی، شفافیت و پاسخگویی و اجماع محوری در مصوبات بازشناسی شد.
محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
پزشکی تدافعی، انجامدادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجامدادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزهی محافظت از خود در برابر شکایتها یا تنشهایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام میدهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداختکنندهی هزینهی درمانی مانند سازمانهای بیمهگر میشود که میتواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهرهوری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائهی پیشنهاداتی برای مدیریت اینگونه رفتارها و پیشگیری از آنها، شامل سه دستهی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتیسازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافتههای منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظاممند منابع و مطالعهی کیفی با روش برگزاری مصاحبههای نیمهساختاریافته تنظیم شدهاند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کردهاند.
فرزاد زکیان خرم آبادی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی، امیرحسین تکیان، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
حق بر دسترسی به خدمات سلامت، بهعنوان جزئی از حقوق بنیادین بشر، متأثر از شرایط و امکانات دولتها و اوضاع بینالمللی، همواره با چالشهایی روبهرو بوده است. علیرغم صراحت سیاستهای کلی و اسناد بالادستی در نظام سلامت ایران، در خصوص لزوم برخورداری مهاجران و پناهندگان از خدمات سلامت و عضویت ایران در کنوانسیونهای مربوطه، ضمانت اجرای مفاد این اسناد به دلایل مختلف، ازجمله نارسایی قوانین مربوط به مهاجران و پناهندگان و اجرای نادرست برخی قوانین موجود، منسجم و کامل نیست. گروه تحقیق، نسخهی اول پیشنویس راهنمای اخلاقی ارائهی خدمات سلامت به مهاجران را، با استفاده از دادههای پژوهشی مبتنی بر مرور اسناد مرتبط و مطالعهی کیفی، تهیه و بر اساس نظرات شرکتکنندگان در یک گروه هیأت متخصصان، نهایی کردهاند. در این پیشنویس، پس از تبیین ارزشها و اصول اخلاقی حاکم بر ارائهی خدمت به مهاجران افغان، راهنماها و تکالیف پیشنهادی برای ذینفعان اصلی درگیر و مرتبط با موضوع، ازجمله سیاستگذاران و برنامهریزان کلان نظام سلامت، مؤسسات و مراکز ارائهی خدمات سلامت، حرفهمندان و ارائهدهندگان خدمات سلامت، سازمانهای حرفهای، فعالان جامعهی مدنی، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد و پژوهشگران و متولیان پژوهش و آموزش پزشکی ارائه شده است
لیلا مسعودی یکتا، احسان حسن پور پازواری، علیرضا پارساپور، احسان شمسی کوشکی، محمد جلیلی، امیراحمد شجاعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
تنشهای اخلاقی یکی از چالشهای عمدهای است که کادر درمان با آن مواجه میشوند. این تنشها به معنای ناتوانی فرد در عمل، بر اساس ارزشهای درونی و حرفهای خود، به دلیل فشارهای داخلی و خارجی است. متخصصان بهداشت و درمان ممکن است با موقعیتی روبهرو شوند که در آن، دربارهی درستی یا نادرستی تصمیمات و اقدامات درمانی دچار تردید شوند و در برابر تغییراتی که آنها را غیراخلاقی میدانند، احساس ناتوانی کنند. مطالعهی حاضر، با هدف تبیین تجربهی تنشهای اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران در بخش اورژانس انجام شد. مطالعه، کیفی و به روش تحلیل محتوا بود و در آن با ۲۵ نفر از کادر درمان که با روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند، مصاحبهی نیمهساختاریافته انجام گرفت. دادهها با نرمافزار MAXQDA 2018 تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای این پژوهش نشاندهندهی این است که تجربهی تنشهای اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران بخش اورژانس در چهار زمینهی اصلی تنشهای مرتبط با حقوق بیمار، تنشهای مرتبط با رابطهی کادر درمان و همکاران، تنشهای مرتبط با مدیریت و تنشهای مرتبط با حرفهمندان بود؛ بنابراین، ازدحام جمعیت، کمبود کادر درمانی، نبود تناسب میان حقوق و مزایا و حجم کاری و سوءمدیریت در منابع، اعم از انسانی و فیزیکی از مهمترین علل ایجادکنندهی تنش در بخش اورژانس بیمارستان امامخمینی(ره) است. برنامهریزی برای بهبود تریاژ، توجه شایسته به منابع انسانی، متناسبسازی منابع با نیازها، پایش جمعیت مجاز به حضور و تدوین پروتکل جامع و شامل برای کارکنان، میتواند به بهبود ارائهی خدمات مراقبتی به بیماران بیانجامد.