جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای پروین

محمدرضا خدابخش، پروین منصوری،
دوره 4، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1390 )
چکیده

رعایت حقوق بیمار در عرصه‌ی خدمات سلامت، نقش مهمی را در بهبود و تنظیم رابطه‌ی پزشک و بیمار ایفا می‌کند و در مدیریت نظام سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است. همدلی به‌عنوان یکی از موضوعات مهم درحوزه‌ی فلسفه‌ی اخلاقی مدرن، با توجه به نقشی که در رشد اخلاقی و اجتماعی دارد، توجه فراوانی را از حوزه‌های متفاوت تحقیقات چون روان‌شناسی، کردارشناسی، علوم عصب‌شناختی و روان‌پزشکی به خود جلب کرده است. در این مقاله ضمن مرور تاریخچه‌ی همدلی در روابط پزشک - بیمار و مزیت‌های همدلی در حوزه‌ی ارتباطات پزشکی به توصیف راه‌هایی به منظور افزایش همدلی در روابط پزشک - بیمار پرداخته شده است. از آن‌جا که همدلی در افزایش توانایی و رضایت بیمار از فرآیند درمان، نقش مهمی دارد، بررسی تأثیری که همدلی در آموزش اخلاق پزشکی به‌عنوان عاملی تأثیرگذار در بهبود کیفیت روابط پزشک و بیمار ایفا می‌کند، می‌تواند رهنمودهای ارزشمندی را در زمینه‌ی تأمین بهداشت روانی از سطح پیشگیری تا درمان در دسترس افراد و نهادهای مختلف نظیر وزارت بهداشت و کلینیک‌های روان‌شناسی و مشاوره به همراه داشته باشد.


پروین ملکی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده

پروین ملکی هستم. سال هزار و سیصد و شصت و سه در شغل آموزگاری در یکی از استان‌های غربی کشور مشغول به‌کار بودم. همیشه تلاش می‌کردم برای دانش آموزانم دوست خوبی باشم و تا حد توانم حین ارائه‌ی خدمت، احترام و نیازهای آن‌ها را مورد توجهم قرار بدهم. همان‌سال حین سپری کردن دوران بارداری‌ام به مشکلات بهداشتی زنانه‌ای برخوردم که باعث نگرانی‌ام شد. درد و خونریزی شروع شد و سریعاً خودم را به درمانگاه بیمارستان زنان شهرم رساندم. متأسفانه، من در آن تاریخ مجبور به سقط کامل شدم چون تقریباً جنینم را از دست داده بودم و در مدتی که در بیمارستان حضور داشتم با رفتارهای غیراخلاقی و بی‌اعتنایی و توهین‌های شدیدی مواجه شدم طوری که با قلبی شکسته و ذهنی پریشان از وضعیت بهداشت و درمان، بیمارستان را ترک کردم. این حادثه به حدی روی روان من تأثیر گذاشت که به محض برگشت از بیمارستان تصمیم گرفتم به این حوزه وارد شوم و به‌قدر سهم خودم فضا را تغییر دهم. شروع به درس خواندم کردم و همان‌سال در کنکور شرکت کردم و در رشته‌ی مامایی پذیرفته شدم. بعد از سپری شدن دوره‌ی دانشجویی‌ام برای تقسیم دوره‌ی طرح به مرکز مربوطه رفتم و با اصرار زیادی درخواست کردم که مرا به همان بیمارستانی که این حادثه بر من گذشته بود بفرستند. واقعاً تصمیم داشتم فکری بکنم. دلم نمی‌خواست زنان دیگری روز تلخ من را در آن بیمارستان تجربه کنند. در اداره‌ی تقسیم نیروی طرحی، در مورد آن مرکز درمانی، نظر خوبی نداشتند حتی به من گفته شد: می‌دانی این بیمارستان معروف به بیمارستان ظالمان است؟! من اما، تصمیم نداشتم نظرم را به این دلایل تغییر بدهم چون انگیزه‌ی من برای اعزام به آن‌جا همین بود. موفق شدم و در مرکز مربوطه مشغول به‌کار شدم. حدود بیست و دو سال است که در این بیمارستان در شغل مامایی مشغول به‌کار هستم. خوب شرایط کاری، نیروهای کاری، امکانات، بخش‌ها، بیماران، بیماری‌ها، همه چیز در این مدت تغییر زیادی کرده است اما من هنوز هم به کرات شاهد رفتارهای غیراخلاقی تیم پزشکی و پرستاری در مورد مراجعان هستم. از بی‌اعتنایی تا فریب، از توهین تا خشونت فیزیکی. به تشویق یکی از دوستانم خانم رحیمی تصمیم گرفتیم این مطالب واقعی را به‌صورت نامه‌ی سرگشاده‌ای به تیم پزشکی مکتوب کنیم و برای ارائه‌ی آن در این کنگره آماده شویم شاید که باب آن باز شود تا از این پس تریبون را در بخشی از زمان کنگره‌ها و همایش‌های پزشکی در اختیار بیماران و مراجعان بگذارند تا پزشکان و جراحان و ماماها و پرستاران عزیز، کلام صادقانه‌ی آن‌ها را نیز بشنوند. لذا در این متن قصد دارم مواردی از رفتارهای غیرحرفه‌ای تیم سلامت زنان و باروری در کنار نمودهایی از رفتارهای حرفه‌ای و انسانی را که در این مدت بیست‌ودو ساله با آن‌ها برخورد کرده‌ام به بحث بگذارم. امیداورم مسؤولان و متولیان بزرگوار این کنگره شروع این جریان را مبارک تلقی کرده و با آن موافقت کنند.

لازم به ذکر است تمامی اسامی و مشخصات افراد و نهادها در متن محرمانه خواهد ماند و به آغازکننده‌‌ی این حرکت (کنگره‌ی جراحان کولورکتال آمریکا و آقای پرویز کمانگر) اشاره خواهد شد.


زهرا سیاح، لیلا رفیعی وردنجانی، ندا پروین، شهلا ابوالحسنی،
دوره 8، شماره 2 - ( تیرماه 1394 )
چکیده

نیاز به اهدای عضو در حال افزایش است، در حالی که میزان رضایت به اهدای عضو ناکافی است. از جمله مهم‌ترین عوامل محدود کننده‌ی اهدای عضو، عدم رضایت خانواده است، لذا تعیین علل و عوامل مرتبط با این موضوع حائز اهمیت است. هدف از مطالعه‌ی حاضر، تعیین عوامل مرتبط با رضایت به اهدای عضو در خانواده‌های بیماران با مرگ مغزی بستری در بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد بود. در این مطالعه‌ی توصیفی، علل پذیرش اهدای عضو توسط خانواده، با استفاده از پرسشنامه‌ی محقق‌ساخته، در 54 عضو خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی بستری در بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در سال‌های 1382 لغایت 1391 بررسی شد. اطلاعات به کمک نرم‌افزار آماری SPSS ویرایش 16 به شکل میانگین، فراوانی و درصد گزارش شد.میانگین سن افراد متوفی 72/13±38/31 سال بود. تصادفات (3/59 درصد) فراوان‌ترین عامل مرگ مغزی بود. به‌علاوه 2/72 درصد متوفیان مرد بوده و در حدود 37 درصد از خانواده‌ها با اهدای عضو موافقت کرده بودند. میانگین سن عضو خانواده‌ی شرکت کننده در مطالعه9/8±15/42 سال بود. اعتقاد به خیر بودن و باور مذهبی (100 درصد)، اطمینان از تلاش پرسنل و تیم درمانی برای نجات بیمار (100 درصد) و اطمینان از تشخیص پزشک (100 درصد) به‌عنوان فراوان‌ترین عوامل مؤثر در موافقت خانواده با اهدای عضو مطرح شده بود. در این مطالعه باورهای مذهبی و اطمینان از عملکرد پرسنل درمانی از جمله عوامل برجسته در رضایت به اهدای عضو خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی بوده و توجه ویژه به این فاکتورها در راستای افزایش تعداد موارد اهدای عضو و برنامه‌ریزی مسؤولان مربوطه ضروری به‌نظر می‌رسد.


سیدسعید سیدمرتاض، پروین دلاور، نفیسه ظفرقندی، محمدرضا یکتایی، غلامرضا معارفی، علی دواتی، شیوا رفعتی، سیامک افشین مجد، احیاء گرشاسبی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

 مردی ۶۲ ساله با شکایت استفراغ خونی مکرر، ۴۸ ساعت قبل به اورژانس مراجعه کرده است. بیمار بستری و اقدامات لازم انجام‌ شده و در مدت ۲۴ ساعت شش واحد خون دریافت کرده است. بیمار تحت آندوسکوپی قرار گرفته اما تلاش آندوسکوپیک برای توقف خونریزی موفق نبوده است. جراح مشاور، بیمار را ویزیت و لاپاراتومی اورژانس را ضروری دانسته است. بیمار هوشیار است و از انجام عمل جراحی امتناع می‌ورزد. وضعیت همودینامیک بیمار پایدار نیست و خونریزی گوارشی ادامه دارد. برای کادر پزشکی و مسئولان بیمارستان این سؤال مطرح است که وظیفه‌ی آنان چیست؟ آیا باید با احترام به انتخاب بیمار، شاهد پیشرفت بیماری و تشدید وخامت حال بیمار باشند؟ آیا می‌توانند با استناد به ممانعت بیمار از انجام اقدامات درمانی، او را از بیمارستان ترخیص نمایند؟ یا اینکه می‌توانند با استفاده از ظرفیت‌ها و حمایت‌های قانونی، اقدامات تشخیصی‌درمانی صحیح را علی‌رغم مخالفت بیمار انجام دهند؟ در این شرایط چگونه می‌توان اصل اتونومی و اصول سودرسانی و عدم اضرار را به‌طور همزمان رعایت کرد؟ در این مقاله با بررسی این موضوع که از معضل‌های حوزه‌ی اخلاق پزشکی است، درباره‌ی ملاحظات اخلاقی، قانونی و جنبه‌های مرتبط با آن‌ها بحث و بررسی شده است. 

پروین اصغری، مهدی غفاری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که مفاهیمی همچون سلامتی، تندرستی، رشد فردی و اجتماعی با فعالیت بدنی ارتباط تنگاتنگی دارند؛ چنانکه ملت‌های متمدن جهان  به اهمیت فعالیت بدنی درزمینه سلامتی و تندرستی نظر داشته‌اند. در میان ملت‌های باستان، یونانیان بیش از همه به ورزش و فعالیت بدنی علاقه داشتند چنانکه جزء مهمی از پزشکی یونان قدیم بوده است و پزشکان دوران یونان باستان، به‌ویژه، بقراط و جالینوس بر فعالیت بدنی و رژیم غذایی مناسب به‌عنوان مؤلفه‌های مهم شیوه زندگی سالم تمرکز داشته و تأکید کرده‌اند و ازاین‌رو بسیاری از اطلاعات اولیه در مورد ارتباط ورزش و سلامتی در یافته‌ها و متون پزشکی یونان قدیم مطرح شد که به‌طور جامع و کاربردی در قالب تئوری طبیعیات و غیرطبیعیات از سوی جالینوس مطرح شد و سپس در دوران بعد مبنای ارتباط ورزش و پزشکی قرار گرفت. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانه‌ای درصدد پاسخ به این سؤال است که انسان از چه زمانی با روش علمی و اصولی دریافت که تمرین و فعالیت بدنی در سلامتی بدن نقش داشته است و حاصل آنکه با بررسی پزشکی یونان قدیم به‌ویژه نظریه جالینوس پیرامون ارتباط ورزش و سلامتی در قالب مقوله غیرطبیعیات در یونان باستان، دوره قرون وسطی، سپس عصر رنسانس تا عصر حاضر، می‌توان به نقش مهم و تأثیرگذار تمرین و فعالیت بدنی در حفظ سلامتی بدن و پیشگـیری از بیماری‌ها در اعصار مختلف تاریخ حیات بشر و نحوه تغییر دیدگاه مشاهیر ان زمان به آن در طول تاریخ پی برد


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb