22 نتیجه برای کریمی
رقیه کریمی، ناهید دهقان نیری، تابنده صادقی، عباس مهران،
دوره 1، شماره 4 - ( مهرماه 1387 )
چکیده
اساس و بنیاد مراقبت پرستاری احترام به شأن افراد است. جزء تفکیکناپذیر پرستاری احترام به زندگی، شأن و حقوق انسانها است که تحت تأثیر ملیت، نژاد، مذهب، رنگ پوست، سن، جنس یا وضعیتهای سیاسی اجتماعی قرار نمی گیرد. این مسأله در نوجوانی اهمیت دو چندانی مییابد، زیرا که نوجوانی زمان تغییر و شروع تصمیمگیری فرد است. تلاش نوجوانان برای استقلال، تصمیمگیری و آزادی به خاطر هویت شخصی است. هر موردی که مداخلهای در آن نماید، تهدیدی برای حس هویت بوده و سبب از دست دادن اراده خواهد شد. بیماری با محدود کردن تواناییهای فیزیکی و بستری شدن در بیمارستان منجر به جدایی از سیستم حمایت شده که میتواند سبب بحرانهای موقعیتی جدی در نوجوان شود. بررسی دیدگاه نوجوانان به همراه مقایسه با دیدگاه پرستاران میتواند ضمن آشکارسازی اختلافات موجود، زمینهی ارائهی خدمات جامع تر پرستاران به نوجوانان بستری در بیمارستان را فراهم آورد.
این تحقیق، مطالعهای پیمایشی، از نوع مقطعی است. برای انجام آن 175 پرستار و 180 نوجوان بستری (18- 12 سال) که خصوصیات لازم برای نمونهگیری را دارا بودند، به ترتیب به روش سرشماری و نمونهگیری آسان انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه و روش گردآوری دادهها خودگزارشی بود. تجزیه و تحلیل دادهها به کمک نرمافزار آماری SPSS و با به کارگیری آمار توصیفی و استنباطی نظیر آزمون من ویتنی یو و کروسکال والیس صورت گرفت.
یافتههای این پژوهش نشان داد که بین درک پرستاران و نوجوانان بستری در زمینهی اهمیت حریم (001/0> P)، رعایت حریم (001/0 > P)، اهمیت تعاملات پرستار و نوجوان (019/0 = P)، رعایت تعاملات پرستار و نوجوان (001/0 > P)، تفاوت آماری معنیداری وجود دارد و در این زمینهها میانگین درک پرستاران از نوجوانان بالاتر است. در زمینهی اهمیت و رعایت ایجاد فرصت برای تصمیمگیری نوجوان تفاوت آماری معنیداری بین درک پرستاران و نوجوانان بستری وجود ندارد. در مجموع، بین درک پرستاران و نوجوانان بستری در زمینهی اهمیت شأن و منزلت (001/0> P) و رعایت شأن و منزلت (001/0> P)، تفاوت آماری معنیداری وجود دارد و میانگین درک پرستاران از نوجوانان بالاتر است.
با استفاده از یافتههای این پژوهش و با توجه به اولویتهای اهمیت و رعایت از دیدگاه نوجوانان میتوان پرستاران را راهنمایی نمود تا مراقبتی با کیفیت بالاتر به این گروه سنی ارائه دهند.
خورشید وسکویی اشکوری، محبوبه کریمی، حمیده اثنیعشری، نوشین کهن،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
حقوق بیماران در کشورهای مختلف تحت تأثیر زمینههای اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی آنان میباشد. توسعه و اجرای قوانین مربوط به حمایت از حقوق بیماران نیز تابعی از این شرایط است. هدف از این مطالعه بررسی میزان رعایت حقوق بیماران از دیدگاه آنان میباشد. مطالعهی حاضر توصیفی - مقطعی بوده که در 14 بیمارستان تابعهی دانشگاه علوم پزشکی تهران بر روی 700 بیمار بستری در سال 1387 صورت گرفته است. از پرسشنامهی بررسی رعایت حقوق بیمار با روایی محتوا و پایایی 87 درصد جهت جمعآوری اطلاعات و از آمار توصیفی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
نتایج نشان داد که در اکثر مواقع (60 درصد) ارتباط کادر درمانی با بیمار مناسب است. در زمینهی برخورداری از اطلاعات در حدود 3/47 درصد مواقع اطلاعات مناسب از بیماری، روشهای مراقبتی و ... به بیمار داده میشود؛ خلوت بیمار در 55 درصد موارد حفظ میشود و در 36 درصد مواقع از پاراوان برای معاینهی بیمار استفاده میگردد. در 54 درصد مواقع نیز مراقبت با کیفیت بالا ارائه میگردد. برخورداری از آموزش در 53 درصد موارد رعایت میشود. در حالی که حق اختیار و استقلال رأی بیمار در 36 درصد موارد رعایت میشود و تنها در 17 درصد موارد این حق جهت تغییر پزشک و یا پرستار به بیمار داده میشود. محرمانه بودن اطلاعات و رازداری در 56 درصد و رضایت آگاهانه در 65 درصد موارد رعایت میگردد.
پرسنل تیم درمانی در طی کار با بیمار با در نظر گرفتن حقوق اساسی بیمار، میتوانند کارآیی و کیفیت مراقبت بهداشتی ارائه شده را به حداکثر برسانند. اگر چه بیمارستانها تقریباً نیمهی راه رعایت حقوق بیمار را پشت سر گذاشتهاند ولی ضرورت آموزش کادر درمانی از یکسو و بالا بردن آگاهی بیماران از حقوق خود از سوی دیگر جهت ارتقاء رضایتمندی بیماران ضروری است.
علی محمدپور، یوسف مهدیپور، افسانه کریمی، زهرا عبداللهی،
دوره 3، شماره 5 - ( (ویژه نامه حقوق بیمار) 1389 )
چکیده
بیماری که در اثر آسیبهای جسمی و روحی به یک مرکز فوریتهای پزشکی مراجعه می کند دارای حقوق رسمی و قانونی است؛ لذا کشورهای توسعهیافته در استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی خود بسیاری از جنبههای حقوق بیمار و خانواده را در نظر میگیرند. در کشور ما در این مورد مهمترین سند قانونی که به مؤسسات بهداشتی درمانی ابلاغ و ارزیابی میشود، استانداردهای بیمارستانی وزارت بهداشت است. در این مطالعه توصیفی - تطبیقی، با هدف تعیین کاستیهای استانداردهای ملی، استانداردهای بیمارستانی وزارت بهداشت (مربوط به حقوق بیمار- 38 گزاره ) با استانداردهای بینالمللی حقوق بیمار و خانواده کمیسیون مشترک اعتباربخشی مراکز بهداشتی- درمانی آمریکا (36 گزاره) مقایسه شد. روش گردآوری دادهها استفاده از اطلاعات موجود و ابزار مورد استفاده چکلیستی بود که بر اساس استانداردهای بینالمللی حقوق بیمار و خانواده کمیسیون مشترک تهیه شد؛ تحلیل دادهها با استفاده از جداول تطبیقی و روشهای آمار توصیفی انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد استانداردهای بیمارستانی وزارت بهداشت از مجموع 36 گزاره استانداردهای حقوق بیمار و خانواده کمیسیون مشترک 8 مورد (2/22درصد) را بهصورت کامل و 7 مورد (5/19 درصد) را بهصورت نسبی پوشش دادهاند و 21 مورد باقیمانده (3/58 درصد) را اصلاً پوشش ندادهاند. با توجه به میزان تطابق استانداردهای مورد مطالعه میتوان گفت که وزارت بهداشت بسیاری از استانداردهای حقوق بیمار و خانواده را در برنامهی ملی ارزشیابی بیمارستانها درج نکرده است؛ این بدان معنی است که در کشور ما در ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی بسیاری از حقوق مسلم بیماران و مددجویان نادیده گرفته میشود. با توجه به تأثیر عمدهای که این استانداردها در فرآیند ارائهی مراقبتهای بهداشتی - درمانی با کیفیت دارند، تدوین استانداردهای حقوق بیمار و خانواده ضروری است.
تابنده صادقی، ناهید دهقان نیری، رقیه کریمی،
دوره 4، شماره 3 - ( اردیبهشت ماه 1390 )
چکیده
توانایی پرستار در برقراری ارتباط با بیماران برای استفادهی مؤثر از فرایند پرستاری ضروری است. این مسأله در مورد نوجوانان بیمار اهمیت بیشتری دارد. برقراری ارتباط مناسب بین نوجوان و کادر درمانی امری حیاتی است. در این گونه ارتباطات است که نوجوانان قادر به افشاء و ابراز اطلاعات حساس و شخصی خواهند شد و پرستاران نیز قادر به انتقال اطلاعات، نگرشها یا مهارتهای ضروری از طریق اقدامات ارتقاء دهندهی سلامتی خواهند بود. این مطالعه با هدف مقایسهی درک پرستاران و نوجوانان بستری از میزان اهمیت و رعایت ارتباطات پرستار و بیمار صورت گرفت.
در این مطالعهی مقطعی، 175 پرستار و 180 نوجوان بستری (18- 12 سال) که معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند به ترتیب به روش سرشماری و نمونهگیری آسان انتخاب شدند. محل جمعآوری دادهها بیمارستانهای کودکان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه و روش گردآوری آنها خودگزارشی بود. تجزیه و تحلیل دادهها به کمک نرمافزار آماری SPSS صورت گرفت.
یافتههای این پژوهش نشان داد بین درک پرستاران و نوجوانان بستری در زمینهی اهمیت ارتباط پرستار و بیمار (019/0 = P) و رعایت آن (001/0 > P)، تفاوت آماری معنیداری وجود دارد و نمرهی درک پرستاران در هر دو مورد از نوجوانان بستری بالاتر است. در این مطالعه اولویتهای اهمیت و رعایت نیز تعیین شد و نتایج نشان داد از دیدگاه پرستاران توضیح مراقبتهای پیگیری مورد نیاز بعد از ترخیص، و از دیدگاه نوجوانان برقراری ارتباط کلامی مناسب و گوش دادن با حوصله به صحبتهای آنان اهمیت بیشتری دارد و از دیدگاه دو گروه برقراری ارتباط کلامی و غیرکلامی مناسب بیشتر رعایت میشود.
با استفاده از یافتههای این پژوهش، میتوان پرستاران را در جهت فراهم نمودن مواردی که از دیدگاه نوجوانان اهمیت دارد و کمتر رعایت میشود راهنمایی نمود تا بتوانند موانع سر راه رعایت ارتباط مناسب پرستار و بیمار را برطرف نمایند.
سمانه تیرگر، بنفشه کریمی، فرزانه زاهدی انارکی، نسرین حمیدی ابرقویی، باقر لاریجانی، سوده تیرگر، فاطمه میرزایی (لطفی آذر)،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
یکی از چالشهای حوزهی اخلاق پزشکی، سقط جنینهای ناقصالخلقه است که مبانی تصمیمگیری در مورد آن در اسلام و تفکر غربی تفاوتهای عمدهای دارد. یکی از دلایل آن، عدم اعتقاد به بقاء و تکامل روح انسانی پس از مرگ در دیدگاههای غیردینی است که عمدتاً به آزادی سقط جنین ناقص در جهان غرب منجر شدهاست؛ در حالیکه اسلام، و بالتبع فلاسفهی اسلامی، بهعلت اهمیتی که به روح و تکامل آن میدهند، تصمیمگیری در مورد سقط چنین جنینهایی را منوط به بررسی تمام ابعاد آنها- جسم و روح (نفس)- با دقت نظر بیشتر بر روح (نفس) میدانند. در چنین نگاهی، پیشفرضهای مهمی مطرح میشود؛ از جمله: علت بروز نقص در بعضی از جنینها چیست؟ آیا جنینی که در جسم نقص دارد، روح (نفس) ناقصی هم دارد؟ نوشتار حاضر، به روش کتابخانهای مروری- تحلیلی غیر سیستماتیک و با شیوهی گردآوری اطلاعات صورت گرفتهاست و فارغ از مسألهی ولوج روح و زمان پدیداری آن در جسم، نگاهی گذرا به تکامل نفس جنین در مراتب حیات (نباتی، حیوانی، انسانی)، بر اساس آرای صدرالمتألهین شیرازی و امامخمینی (ره) دارد و هدف از آن، نگرشی فلسفی بهعلل ایجاد نقص در خلقت و پاسخ به این سؤال مهم است که آیا نفس جنین ناقص نیز نقص دارد؟ نتیجهی این مطالعه نشان میدهد که بر اساس عقیدهی ملاصدرا، آفرینش (تکوینی) همهی موجودات، أحسن و در زیباترین صورت ممکن است. جنین ناقصالخلقه نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ بنابراین، جنین ناقصالخلقه، نفس کامل و زیبایی دارد. تنها ظهور نفس در جسم معیوب، ناقص است که میتواند دو علت داشته باشد؛ اول: بهدلیل اختیار سوء چنین موجودی در عوالم پیش از ماده، که یکی از جلوات این سوء اختیار میتواند نقص در جسم باشد. که البته تعیین این موارد، از اسرار آفرینش است و علم انسان را یارای کنکاش در آن نیست. دوم: مزاحمت ایجاد کردن ژن و محیط، علیرغم حسن اختیار موجود ناقص در عوالم پیش از ماده. بههر حال از آنجا که تصمیمگیری اخلاقی در مورد سقط جنینهایناقصالخلقه، از موارد مشکل در اخلاق پزشکی است، بهنظر میرسد مطالعات تکمیلی از منظر فلسفهی اسلامی بتوانند برخی از لایههای پنهان آن را نمودار کنند و بدین ترتیب برای ارائهی راهنمای اخلاقی بر پایهی فرهنگ اسلام در مورد سقط جنین ناقصالخلقه گام نخستین برداشته شود.
باقر لاریجانی، مینا مبشر، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، بنفشه کریمی، فاطمه میرزایی (لطفیآذر)،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
مفهوم مرگ بسیار پیچیده است و وجود مباحث عمیق فلسفی، تمایزهای توصیفی و نیز گستردگی طیفی که در بیانها وجود دارد، شناخت آن را دشوارتر کردهاست. اگرچه این مهم برای تمام انسانها ضروری است، برای فعالان حوزهی طبابت با اهمیتتر است، چراکه با مصادیق گوناگون آن مواجه هستند و بسیاری از چالشهای اخلاقی در مورد مباحثی چون مرگ مغزی، اتانازی و پایان حیات، در گروِ معرفت روشنی از مفهوم مرگ است. از طرفی دیگر، دریافت مفهوم مرگ بحثی تجربی نیست و حیطهی دستیازی علم پزشکی، شاید تنها ملاکیابی مرگ باشد. بر این اساس، پرداختن به شناخت مفهومی از مرگ، رویکردهای الهیاتی را میطلبد. لذا بر آن شدیم تا در مطالعهای قرآنمحور، به برخی از مؤلفههای «مفهومشناسی مرگ» دست یابیم. این مطالعه به شیوهی توصیفی- تحلیلی غیر سیستماتیک، با شیوهی گردآوری و تحلیل اطلاعات و با استراتژی جستوجوی مفهومی در آیات موضوعی، مؤلفههای دوازدهگانهای را برای مفهومشناسی مرگ ارائه میدهد. بدینترتیب، راه ملاکیابی و مصداقشناسی مرگ از دیدگاه قرآن کریم را بازتر میکند، لذا پژوهش در این دو حیطه برای مطالعات آتی پیشنهاد میشود.
فرزانه زاهدی انارکی، باقر لاریجانی، بنفشه کریمی، سمانه تیرگر، کبری خزعلی، سوده تیرگر، نسرین حمیدی ابرقویی، فاطمه میرزایی (لطفی آذر) ،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
مسألهی سقط یکی از موارد مشکل در اخلاق زیستی است. این بحث در موارد سقط جنین ناهنجار، وجوه مورد اختلاف بیشتری دارد. بررسی مطالعات حاکی از آن است که عمدتاً دو مورد، بحثبرانگیز بودهاست؛ اول آنکه آیا حیات جنین ناهنجار باید حفظ شود؟ و دوم آنکه سرانجام نفس (نباتی، حیوانی) در جنین ناهنجار پس از سقط اختیاری (منظور از سقط اختیاری در این نوشتار، سقط درمانی (قانونی) و سقط عمدی غیر قانونی است.) چه خواهد بود؟ دیدگاههای مختلف پاسخهای گوناگونی را به این دو پرسش دادهاند. مطالعهی حاضر پژوهشی است مروری- توصیفی که پاسخ دو پرسش یاد شده را با تمرکز بیشتر بر حق حیات، در فلسفهی صدرایی در کتب ملاصدرا و نیز تألیفات امام خمینی (ره) میکاود. نتایج این مطالعه نشان میدهند که بر اساس دیدگاه ملاصدرا تمام جنینها دارای نفس بالقوهی انسانی هستند؛ هر چند که ظاهری بسیار ناقص داشته باشند. او جنین را نبات بالفعل و البته دارای استعداد برای «انسانشدن» میداند. با توجه به این دیدگاه که هم بدایتنگر است و هم غایتنگر، جنین ناهنجار، حق حیات دارد؛ چراکه مطابق برهان حرکت جوهری ملاصدرا چنین میتوان گفت که سقط، تکامل برزخی نفس را با مشکل مواجه میسازد و حتی ممکن است در حشر موجود نیز خلل ایجاد کند.مسلم است که در جامعهی ما که صبغهی اسلامی دارد برای تصمیمگیری در مورد سقط جنین باید دیدگاههای دینی را مورد لحاظ قرار داد. البته مبانی فلسفی بهتنهایی نمیتوانند برای دادن حُکمی در مورد سقط جنین، کارا و مفید باشند؛ بلکه هماندیشیهای تخصصی و میانرشتهای ضرورت دارند تا به لطف خداوند، شاهد تحلیل مناسب چالشهای اخلاقی در مورد این مسأله باشیم.
بهزاد فروتن، موسی ابوالحسنی، سجاد صالحی پور، عدنان کریمی، فریبا دهقانی زاده، نسترن رضوانی، محمد سلطانی بلداجی،
دوره 8، شماره 4 - ( آبان ماه 1394 )
چکیده
اﺧﻼق در ﻫﻤﻪی ﻣﺸﺎﻏﻞ ﺿﺮوری اﺳﺖ اﻣﺎ در ﺣﺮﻓﻪی ﭘﺮﺳﺘﺎری ﺿﺮورت ﺑﻴشتری دارد، چراکه رﻓﺘﺎر ﻣﻌﻨﻮی و ﺗﻮأم ﺑﺎ ﻣﺴﺆوﻟﻴﺖ ﭘﺮﺳﺘﺎران ﺑﺎ ﺑﻴﻤﺎران ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮی در ﺑﻬﺒﻮد و ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺳﻼﻣﺘﻲ آﻧﺎن دارد؛ بنابراین، ﺣﺮﻓﻪی ﭘﺮﺳﺘﺎری ﭘﺎﻳﻪی اﺧﻼقی دارد و رﻋﺎﻳﺖ اﺧﻼق حرفهای در ﻋﻤﻠﻜﺮدﻫﺎی ﭘﺮﺳﺘﺎری از ﺳﺎﻳﺮ ﻣﻮارد ﻣﺮاﻗﺒﺖ حساستر و مهمتر است. مطالعهی حاضر با هدف ﺗﻌﻴﻴﻦ دیدگاه بیماران دربارهی میزان رعایت معیارهای اخلاق حرفهای در عملکرد پرستاری در بیمارستان امام حسین (ع) شاهرود در سال 1394 مورد بررسی ﻗﺮار گرفت.
این پژوهش مطالعهای توصیفی تحلیلی است که در آن 575 بیمار بخشهای مختلف بیمارستان امام حسین (ع) شاهرود مشارکت داشتند. اﺑﺰار جمعآوری اﻃﻼﻋﺎت، ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪی 22 سؤالی ﻣﺤﻘﻖﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد ﻛﻪ رﻋﺎﻳﺖ اخلاق حرفهای عملکرد پرستاران را در ﺳﻪ ﺑﻌﺪ مسؤولیتپذیری، ارﺗﻘﺎء ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺮاﻗﺒﺖ و اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎر ﺑﺮرﺳﻲ کرد. با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 20 تجزیه و تحلیل نتایج انجام گرفت.
نتایج نشان داد که میانگین سنی نمونهها (03/19±) 32/51 بود، همچنین، 299 نفر (52 درصد) شرکتکنندگان مذکر و میانگین مجموع امتیازات اخلاق حرفهای (74/2±)38/18 بهدست آمد. همچنین، ﺑﻴﻦ ﺳﻦ و رﻋﺎﻳﺖ اخلاق حرفهای ﻧﻴﺰ رابطهی آماری معنیدار بود (P=0.006).
بر اساس دیدگاه بیماران میزان رعایت اخلاق حرفهای توسط پرستاران نسبتاً مطلوب و مطلوب ارزیابی شد. ﻟﺬا پیشنهاد میشود ﺑﺮﻧﺎﻣﻪریزان آﻣﻮزش ﭘﺮﺳﺘﺎری ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از شیوههای آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﺘﻨﻮع و اﺳﺘﻔﺎده از اﺳﺎتید اخلاق ﭘﺮﺳﺘﺎری یادگیری اﺻﻮل اﺧﻼﻗﯽ در ﺣﺮﻓﻪی ﭘﺮﺳﺘﺎری را ﻣﺎﻧﺪﮔﺎرﺗﺮ کنند.
مریم کریمی نقندر، نسرین توکلی، فریبا برهانی، محدثه محسن پور،
دوره 8، شماره 5 - ( بهمن ماه 1394 )
چکیده
چکیده
برای داشتن عملکرد اخلاقی در پرستاری، در درجهی اول پرستاران باید ابعاد و مسائل اخلاقی را در حرفهی خود شناخته و نسبت به آن در تمام ارتباطات و مداخلات پرستار- بیمار حساس باشند. این حساسیت باید از ابتدای آموزش در دانشجویان شکل بگیرد تا نظام سلامت پایههای محکم و قوی داشته باشد. قرار گرفتن در محیط بالینی و آموزشی هر کدام بهنحوی بر حساسیت اخلاقی تأثیرگذار است. هدف از این مطالعه تعیین و مقایسهی میزان حساسیت اخلاقی دانشجویان سال سوم و چهارم پرستاری و پرستاران شاغل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد در سال 1393 است. در این مطالعهی توصیفی - مقطعی از پرسشنامهی حساسیت اخلاقی Lutzen استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به فرمول حجم نمونه 110 نفر در هر گروه نمونهگیری شدند. نمونهگیری از دانشجویان سال سوم و چهارم بهصورت تصادفی و از پرستاران در دو مرحله (مرحلهی اول خوشهای و مرحلهی بعد تصادفی ساده) انجام شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی با نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
میانگین و انحراف معیار نمرهی حساسیت اخلاقی در پرستاران 36/0±33/3 و دانشجویان پرستاری 35/0±27/3 بود و مقایسهی این دو گروه با آزمون آماری Independent T-test اختلاف معنیدار نشان نداد (05/0<P و 06/1-=t و 218=df). میانگین نمرهی حساسیت اخلاقی بر حسب ویژگیهای دموگرافیک تفاوت آماری معنیدار نداشت. میزان حساسیت اخلاقی در دانشجویان پرستاری و پرستاران دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد از حد مطلوبی برخوردار بود که این میتواند بهعنوان نقطهی قوتی برای برنامهریزان سیستم سلامت محسوب شود
حمید حاجیان پور، زینب کریمی،
دوره 8، شماره 6 - ( اسفند ماه 1394 )
چکیده
زن بهعنوان شخصیتی که مظهر محبت است و در ذات خویش مراقبت را بهصورت فطری دارا است، در جنگهای عصر پیامبر (ص) زن وارد یکی از سختترین و شاید بتوان گفت مردانهترین عرصههای اجتماع، یعنی میادین نبرد، شد. حضور زنان در جنگهای عصر پیامبر (ص) با اجازهی حضرت پیامبر (ص) بود و بدینصورت که ایشان گروههایی از زنان را در جنگها برای مراقبتهای پزشکی و امدادی با خویش همراه میکردند. اهمیت مسأله در شناخت هر چه بیشتر نقش بانوان مسلمان در زمینههای اجتماعی مانند میدانهای جنگ است. پژوهش حاضر درصدد دستیابی به این اهداف است: نقش و عملکرد پزشکی و درمانی زنان در جنگهای عصر پیامبر (ص)، و تشریح فعالیتهای درمانی زنان در جنگهای حضرت محمد (ص) و معرفی زنان فعال این حوزه.
مطالعهی حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی از طریق گردآوری فیشهای تحقیقاتی از منابع کتابخانهای انجام شده است. در زمینهی یافتههای این تحقیق میتوان گفت: زنان در جنگهای صدر اسلام حضور چشمگیر داشتهاند. این امر با اجازهی رسولالله (ص) بوده است و شواهد و قراین آن در تاریخ موجود است. حضور زنان به سبب کمبود نیروی مردانه برای نبرد نبوده است، بلکه به جهت قابلیتهای آنان درانجام امور پزشکی و درمانی بوده است و در این زمینه نیز عملکردی موفق داشتهاند.
مرضیه کریمی بهزاد، لیلا نیکویینژاد،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
سقط جنین همواره بهعنوان یکی از مسائل پرجنجال و حاشیهبرانگیز در طول تاریخ بشری مطرح بوده است. عدهای از فیلسوفان اخلاق با تکیه بر نظریههای هنجاری، با هدف بیان مستدلتر مسأله، سقط جنین را به شکل دیگری طرح کردهاند و آن را در قالب نظریهی وظیفهگرایی، سودگرایی و اخلاق فضیلت بررسی کردهاند. هدف پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه پیتر سینگر از فیلسوفان اخلاق استرالیایی است که مسألهی سقط جنین را از منظر سودگرایی ترجیحی در کانون توجه قرار داده است. او علاوه بر سقط جنین به بحث اتانازی، حقوق حیوانات و کودککشی نیز پرداخته است. در این نوشتار، سعی شده است تا با روش توصیفیتحلیلی حکم اخلاقی سقط جنین از دیدگاه پیترسینگر تبیین شود؛ اما با توجه به ناکافیبودن ادلهی توجیهی سودگرایانی مثل سینگر دربارهی جواز سقط جنین و حتی اذعان وی به ناکارآمدی این نظریه در برخی مواقع، به نظر میرسد یادگیری و بهکارگیری دیگر نظریههای هنجاری در مواقع خاص میتواند در ارائهی راهکارهای مناسب برای حل معضلات اخلاقی مرتبط با این مسأله مؤثر باشد.
علی لباف، فریبا اصغری، طلایه میرکریمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
اعتماد بیمار به پزشک، از ارکان مهم یک رابطهی درمانی است و از نظر پذیرش و پیگیری درمان بسیار اهمیت دارد. اعتماد بیمار به پزشک اورژانس، با توجه به شرایط متفاوت مراجعهی بیمار و ناممکنبودن انتخاب پزشک از پیش، با اعتماد به سایر پزشکان تفاوت دارد. در این پژوهش کیفی تلاش شده است تا از طریق مصاحبه با بیماران مراجعهکننده به اورژانس، مؤلفههای تشکیلدهندهی اعتماد به پزشک اورژانس شناسایی شود. برای رسیدن به این هدف، با ۲۷ بیمار که سابقهی بستری در اورژانس بیمارستان امامخمینی(ره) را داشتند در قالب گروههای متمرکز سه تا ششنفره (نوزده بیمار) و مصاحبهی انفرادی (هشت بیمار) مصاحبه شد. گفتوگوها تا زمان رسیدن به اشباع ادامه یافت و سه محقق، همزمان با روند مصاحبهها، گفتوگوهای انجامشده را تحلیل و طبقهبندی کردند. مؤلفههای اعتماد بیمار به پزشک اورژانس به دو دستهی اصلی عوامل مرتبط با پزشک اورژانس (رفتار حرفهای، مهارت بالینی و ویژگیهای فردی) و عوامل غیرمرتبط با پزشک اورژانس (باور قبلی بیماران، عوامل مرتبط با بیمارستان و عوامل مرتبط با بیمار) تقسیمبندی شد. به نظر میرسد بسیاری از مؤلفههای اعتماد به پزشک اورژانس مانند عوامل مرتبط به خود پزشک، با سایر پزشکان مشترک است؛ البته اعتماد به پزشک اورژانس در مقایسه با سایر پزشکان، تحت تأثیر شرایط محیطی، بهویژه عوامل مرتبط با بیمارستان قرار میگیرد و بهتر است در قالب یک مجموعه، و نه صرفاً اعتماد فرد به فرد بررسی شود.
شیلان قادری، مهران صادقی، فایق یوسفی، محمد صالح واحدی، نادر کرمی، آرام کریمیان،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
یکی از روشهای اصلی افزایش ایمنی بیمار، استفاده از سیستم گزارشدهی و فراهمکردن امکانات برای آنالیز خطاها و پیشگیری از بروز آنهاست. این مطالعه با هدف تعیین نگرش مدیران پرستاری بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کردستان نسبت به نظام داوطلبانهی گزارشدهی خطاهای پزشکی در سال 1394 انجام شد. روش تحقیق در این مطالعه توصیفیمقطعی است. نمونهی پژوهش، همهی مدیران پرستاری بیمارستانهای استان کردستان بود که با روش تمام سرشماری وارد مطالعه شدند. دادهها از طریق پرسشنامهی روا و پایاشدهی نگرش نسبت به نظام داوطلبانهی گزارشدهی خطای پزشکی، جمعآوری شد. دادهها با نرمافزار spss نسخهی 20 با استفاده از آزمون آماری کای دو، آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد 9/87 درصد (۸۰ نفر) از مدیران با گزارش خطا در محل فعالیت خود مواجه شده بودند. 1/68 درصد (62 نفر) از مدیران نسبت به نظام داوطلبانهی خطاهای پزشکی نگرش مثبت، 5/16 درصد (۱۵ نفر) نگرش منفی و 38/15 درصد (14نفر) ممتنع بودند. با توجه به نتایج پژوهش مبنی بر اینکه 1/68 درصد از مدیران نسبت به گزارش داوطلبانهی خطای پزشکی نگرش مثبت دارند، میتوان با انجام دادن اقدامات لازم، بستر مناسب را برای راهاندازی نظام داوطلبانهی خطاهای پزشکی در مراکز درمانی فراهم کرد.
زینب کریمی، مصطفی ندیم، فاطمه بینشیفر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
در دورهی قاجار، کشورهای اروپایی در جهت اهداف سیاسی و منافع خود، همراه با هیئتهای نظامی، مذهبی و سیاسیشان، پزشکان بسیاری را به ایران روانه کردند. در این میان، حضور فرانسه بیشتر و پررنگتر از بقیهی کشورها بود. این پژوهش بر آن است تا به معرفی پزشکان فرانسوی، بیان عملکرد آنها در ایران عهد قاجار، معرفی فعالیتها و میزان اثرگذاری آنها در طب این دوره و بررسی عناصر پیشبرندهی حضور این طبیبان در ایران عصر قاجار بپردازد. پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش توصیفیتحلیلی صورت گرفته است. در زمینهی یافتههای این تحقیق، میتوان گفت که تأثیر پزشکی فرانسه در تحولات طب نوین ایران بسیار چشمگیر بوده است، تاجاییکه طب جدید را پزشکان فرانسوی در ایران پایهگذاری کردند. ازجمله اقدامات مهم و برجستهی پزشکان فرانسوی در ایران عهد قاجار، میتوان به تأسیس بیمارستانها، درمانگاهها و تشکیل شورای صحی اشاره کرد. علاوهبراین، طبیبان فرانسوی در زمینهی آموزشهای پزشکی، نظیرِ چشمپزشکی، جراحی، میکروبشناسی و...، واکسیناسیون و قرنطینهها برای جلوگیری از بیماریهای واگیردار، نگارش کتابهای طبی و...، اقداماتی مهم انجام دادند. پزشکان فرانسوی برخلاف دیگر کشورهای اروپایی که فقط موجب بهبود وضعیت بهداشتی شدند، در تاریخ پزشکی ایران دورهی قاجار تحول به وجود آوردند. در نهایت، باید گفت جامعهی عهد قاجار، بهخوبی، پذیرای طب و طبیبان فرانسوی بود؛ زیرا هم دربار قاجار و هم جامعه، به خدمات درمانی نیاز مبرم داشتند و هم دولت فرانسه، برای دستیابی به مقاصد سیاسی و اقتصادی خود، به حضور همهجانبه و پزشکی در ایران نیازمند بود.
زینب کریمی، فاطمه بینشیفر، خدیجه علیزاده دیل،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
با وجود اوج ترقی دانش پزشکی در دورهی عباسیان، حضور خاندانهای طبیبِ معروف در دربار، ترجمه و تألیف آثار طبی و توجه به امر تغذیه و بهداشت در دربار خلفا، توقع عمر طولانی و باکیفیت برای خلفای عباسی ایجاد میشده؛ اما علیرغم همهی این امکانات، خلفا از آن بهرهای چندان نبردهاند و اگر در جنگ کشته نشدهاند، بر اثر بیماری و آن هم، در سن جوانی یا میانسالی درگذشتهاند. این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش توصیفیتحلیلی صورت گرفته است. براساس یافتهها، نیاز مبرم خلفای عباسی به امر «درمان»، سبب شده بود طبیبان با بهرهمندی فراوان از مال و ثروت و حتی قدرت، در دربار خلفا حضور داشته باشند؛ اما سبک زندگی ناموجه در خوشگذرانی و صرف وقت زیاد در حرمسرا منجر به ابتلای برخی از خلفای عباسی در سنین جوانی و یا نابهنگام به برخی بیماریهای صعبالعلاج یا لاعلاج میگشت که باعث مرگ زودرس آنان میشد. در نهایت، باید گفت از میان ۳۷ خلیفهی عباسی، سی تن از آنان، در جنگ و درگیریهای داخلی یا خارجی، کشته شده و تعداد باقیمانده با وجود برقراری نظام منسجم سلامت و درمان و دراختیارداشتن همهی امکانات پزشکی عصر خود، بر اثر بیماری درگذشتهاند؛ لذا، علیرغم فراهمبودن امکانات درمانی و طبی برای خلفای عباسی، سبک زندگی نادرست و سرشار از افراط در خوشگذرانی، سبب بیمارشدن و نهایتاً، فوت آنان شده است.
زینب کریمی، شکرالله خاکرند، معصومه دهقان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
شیوع بیماریهای همهگیر در گسترهی تمدن اسلامی، همواره یکی از مسائل مهم بوده است. سابقهی تاریخی بیماری همهگیر طاعون به دوران باستان میرسد. شیوع بیماری طاعون، معروف به طاعون ژوستینین، در اواخر دورهی باستان و انتقال آن به دورهی اسلامی، مسلمانان را در سرزمینهای فتحشده با مسائل جدید مواجه ساخت؛ ازاینرو، طاعون از مهلکترین بیماریهای مسری در گسترهی جغرافیای تمدن اسلامی بوده که در قرون اولیهی اسلامی، آسیبهایی به بدنهی ساختار اجتماعی، اقتصادی و حتی فکری و فرهنگی جامعهی اسلامی وارد کرده است. سرزمین شام از طاعونخیزترین مناطق تمدن اسلامی بوده که بهصورت مکرر و پیدرپی درگیر این بیماری شده و آسیبهای فراوانی را تجربه کرده است. این پژوهش به بررسی طاعون در منطقهی شام در دورهی امویان (41تا132ه.ق/661تا749م) پرداخته؛ همچنین، دلایل وقوع آن و باورهای پیرامون طاعون را در این منطقه بررسی کرده است. بررسیهای این تحقیق نشان داد، موقعیت جغرافیای شام، مدیترانهای بودن آبوهوای آن و قرارگرفتن سرزمین شام در مسیر راههای تجاری و آمدوشدهای حاصل از آن در وقوع و گسترش طاعون اثرگذار بوده است. وقوع طاعون در جهانبینی مسلمانان نیز، آثاری مهم و شایان توجه داشته است؛ بهطوریکه آنان طاعون را نه یک بیماری همهگیر، بلکه نتیجهی رحمت یا عذاب الهی میپنداشتند.
شیوا خالق پرست، سمانه کریمیان،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
بنا بر تعریف گستردهی پنل ملی مشاورهی اخلاقی پژوهشی (NREAP: National Research Ethics Advisory Panel) انگلستان، تعارض منافع (CI: Conflict of Interest) ، مجموعهای از موقعیتهاست که در آنها، قضاوت حرفهای یا اقدامات مربوط به یک منفعت اولیه (مانند رفاه بیماران یا اعتبار تحقیق)، بهطور نادرست تحت تأثیر منافع ثانویه (مانند سود مالی) قرار گیرد. تضاد منافع در ارتباطات علمی میتواند بر قضاوت حرفهای فرد اثر بگذارد و یکپارچگی نتایج تحقیق را به خطر بیندازد. گسترش اقدامات آموزشی و پژوهشی و بالینی در عرصهی پزشکی میتواند سبب افزایش مصادیق تعارض منافع در تمامی حوزههای بهداشت و درمان شود. علیرغم ابتکارات سازمانهایی مانند کمیتهی بینالمللی سردبیران مجلهی پزشکی و کمیتهی اخلاق در انتشارات، برای ایجاد استانداردهای افشای تعارض منافع، همچنان، کمبود آگاهی و درک نادرست از تعارض منافع در بین محققان وجود دارد که نشاندهندهی نیاز به توجه بیشتر در این زمینه است. این مطالعهی مروری با هدف بررسی تعارض منافع در پژوهش و راهکارهای کاهش آن در ده سال اخیر انجام شده است؛ ازاینرو، نخست، کلیدواژههای تعارض منافع، تضاد منافع و آشکارسازی به زبان فارسی و انگلیسی در پایگاههای SID ، Web of Sciences ، Scopus و PubMed جستوجو شدند و پس از خارجکردن نمونههای تکراری و تجزیه و تحلیل نهایی، ده مقاله وارد مطالعه شد؛ سپس، به تعریف تعارض منافع، عوامل زمینهساز آن و راهکارهای کاهش آن پرداختیم. در تحقیقات بالینی، هدف از مطالعات درمانی، تأیید ایمنی و تعیین اثربخشی داروها و دستگاههای جدید است. این هدف اولیهی مطالعه است که مهمتر از سود مالی حاصل از تولید دارو برای کشور است؛ لذا نباید منفعت اولیهی آن تحت تأثیر منافع ثانویهای مثل سود مالی قرار گیرد. مسئولیت مراقبتهای بهداشتی و پزشکی شرکتکنندگان، طبق دستورالعملهای عملکرد بالینی خوب (Good Clinical Practice (GCP)) و کنفرانس بینالمللی هماهنگی (International Conference on Harmonization (ICH)) بر عهدهی محقق است؛ بنابراین هرگونه تعارض منافعِ محقق، برای شرکتکننده در تحقیق، یک خطر است؛ زیرا میتواند بر منفعت اولیهی رفاه شرکتکنندگان اثر بگذارد. بهمنظور حفظ یکپارچگی علمی، نهادها باید با اجرای سیاستهایی روشن، اصول اخلاقی را حفظ کنند و محققان را ملزم سازند، هرگونه تضاد منافع را به کمیتهی اخلاق خود اعلام و اقدامات مناسب را برای کاهش این تضادها فراهم کنند. از آنجایی که همهی تضادهای منافع میتوانند بر انجامدادن تحقیقات بالینی و نظارت بر آنها اثر بگذارند، اگر بتوانیم تعارض منافع را از نظر خطرِ بالقوه، شناسایی و ارزیابی کنیم و آنها را بهگونهای مدیریت کنیم که تأثیر آنها را به حداقل برسانیم، یکپارچگی تحقیق میتواند حفظ شود. علاوه بر محققان، اعضای کمیتهی اخلاق نیز باید تعارض منافع را اعلام کنند؛ زیرا آنها دارای اختیاراتی چشمگیر در روند مطالعه هستند. آشکارسازی و افشای بودجهی تحقیق میتواند به کاهش تعصبات و کاهش تعارضات کمک کند. راهکارهای حل تضاد منافع علاوه بر آشکارسازی آن، داشتن خطمشی و سیاستهای روشن و همچنین داشتن یک پایگاه دادهی الکترونیکی بهمنظور ثبت تعارضات منافع را نیز در بر میگیرد. برگزاری جلسات آموزش منظم در زمینهی تعارض منافع در پژوهش، برای رؤسا و اعضای کمیتههای اخلاق و پژوهشگران، همچنین، یادگیری مشارکتی در مدیریت تعارض منافع در سازمانها و بهبود مستمر سیاستها در حوزهی تعارض منافع، از راهکارهای کمککننده به شمار میروند.
مرتضی جوانمردی، سیده الهه کریمی پور، زهرا بخشی زاده، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
پرستاران، روزانه با چالشهای اخلاقی زیادی مواجه میشوند که بر استدلال، تصمیمگیری، رفتار و عملکرد آنان و در نتیجه، سایر افراد و سازمان، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم اثر میگذارد. ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران میتواند به تصمیمگیریهای بهتر و بهبود کیفیت مراقبتهای بهداشتی منجر شود؛ بنابراین، شناخت عوامل مختلف مرتبط با این ویژگی، بسیار اهمیت دارد؛ لذا، این مرور نظاممند با هدف بررسی عوامل مؤثر بر شجاعت اخلاقی در پرستاران انجام شد. این مطالعه، با جستوجوی گستردهی کلیدواژههای شجاعت اخلاقی، اخلاق، پرستاران و شجاعت در پایگاههای بینالمللیPubMed, Medline, Web of Science Core Collection Scopus,، موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی Irandoc و Magiran و SID صورت گرفت. در جستوجوی اولیه ۲۵۷۷ مطالعه به دست آمد. جستوجو به زبان فارسی و انگلیسی و بدون محدودیت زمانی انجام شد و مطالعات اپلیکشنمحور خارج شدند. پس از حذف نمونههای تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، ۲۱ مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. با رعایتِ ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد، چکیده نیز طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، شجاعت اخلاقی پرستاران تحت تأثیر عوامل مختلف فردی، شغلی، آموزشی و محیطی قرار دارد. تحصیلات تکمیلی، بهویژه داشتن مدرک کارشناسی ارشد یا بیشتر و آموزشهای اخلاق پزشکی، شجاعت اخلاقی را افزایش داد و پرستاران آموزشدیده در این زمینه، تصمیمهای شجاعانهتری گرفتند؛ از سوی دیگر، تجربهی پریشانی اخلاقی، بهویژه در مواقع دشوار، تأثیر منفی داشت. حساسیت اخلاقی، بهعنوان عاملی مثبت، پرستاران را به تعهد بیشتر و شجاعت، در عمل به اصول اخلاقی سوق داد. عوامل فردی مانند سن، جنسیت، تجربهی کاری، نوع استخدام و شیفت کاری نیز نقش داشتند و پرستاران باتجربهتر، مسنتر و دارای استخدام رسمی یا پیمانی شجاعت بیشتری نشان دادند؛ همچنین، تابآوری روانشناختی و محیط کاری حمایتی نیز با شجاعت اخلاقی ارتباط مثبت داشتند و در تقویت توانایی پرستاران برای تصمیمگیریهای شجاعانه نقشی بسزا ایفا کردند. شجاعت اخلاقی پرستاران از عوامل مختلف، مانند تحصیلات، آموزشهای اخلاق پزشکی، پریشانی اخلاقی، حساسیت اخلاقی، سن، جنسیت، نوع استخدام، شیفت کاری و تجربهی کاری اثر میپذیرد. پیشنهاد میشود، بیمارستانها و مراکز آموزشی برنامههای جامع آموزشی و حمایتی را برای ارتقاء شجاعت اخلاقی در پرستاران طراحی و اجرا کنند.
حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبتهای پزشکی است. در دهههای اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، بهعنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعهی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همهگیری کووید پرداخته و مؤلفههای مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعهی مروری، از طریق جستوجو در پایگاههای علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer و Scopus جمعآوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاههای ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفههای اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالشهای پیش روی نظام سلامت در دوران همهگیری تحلیل شدهاند. مطالعه نشان داد، مؤلفههای اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همهگیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کردهاند. در دوران پیش از همهگیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایتنکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفهای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجیها نشان میدهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکتهای دارویی و رسانهها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه میدهند. طبق مطالعهای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همهگیری کرونا را تهدیدی اغراقآمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کردهاند. بااینحال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائهی خدمات فداکارانه و شفافسازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکلگیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولتها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نهتنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه میتواند بر موفقیت برنامههای پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینهی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفافسازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.
شیوا خالق پرست، سعید باقری فرادنبه، سمانه کریمیان، فهیمه خسروبیگی بزجلوئی، سید ابراهیم حسینی زرگر، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
سامانهی سپاس، یک پروندهی الکترونیک سلامت است که اطلاعات مرتبط با سلامت افراد را در قالب الکترونیکی ذخیره میکند. سامانهی سپاس، مرکز جمعآوری دادهها و اطلاعات سلامت بیماران سرپایی و بستری است. این سامانه، اطلاعات افراد مانند نام کامل، وضعیت تأهل، جنسیت، تاریخ پذیرش، سطح تحصیلات، شغل، نوع پذیرش و سایر دادههای پزشکی مرتبط با آنان را بهدقت ذخیره میکند. از ارزشهای محوری و الزامات اخلاقی سامانهی سپاس میتوان به صیانت از حقوق شهروندی، احترام به افراد، رعایت عدالت و انصاف، شفافیت و جلب مشارکت و پاسخگویی اشاره کرد. در مطالعهی حاضر، برای ارزیابی برنامهی سپاس، از یک مدل پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی اخلاقی استفاده شد. این مدل بر اصول اخلاقی اساسی، مانند سلامت و رفاه انسانی، احترام به افراد و جوامع، عدالت و انصاف تأکید دارد. از نظر سلامت و رفاه انسانی، سامانهی سپاس میتواند از مداخلات تکراری و بیهوده جلوگیری کند و به پزشکان امکان دسترسی سریع به سابقهی دقیق بیمار را بدهد. از نظر احترام به افراد و جوامع، سامانه حفظ محرمانیت اطلاعات را تضمین میکند. از نظر عدالت و انصاف، سامانه میتواند دسترسی به خدمات سلامت را برای مناطق محروم و دورافتاده بهبود بخشد؛ بهعلاوه، این سامانه از نظر اخلاقی، اصولی مانند حفظ همبستگی، شفافیت، مشارکت و پاسخگویی را رعایت میکند؛ لذا مطالعهیحاضر با بررسی نقادانهی ابعاد اخلاقی سامانهی پروندهی الکترونیکی سلامت، پیشنهادهای ارزشمندی را به سیاستگذاران، کارکنان سلامت و سازمانهای نظارتی ارائه میدهد تا از عملکرد اخلاقی و کارآمدِ سیستمهای پروندههای الکترونیک سلامت در ایران اطمینان حاصل کنند.