8 نتیجه برای کهن
خورشید وسکویی اشکوری، محبوبه کریمی، حمیده اثنیعشری، نوشین کهن،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
حقوق بیماران در کشورهای مختلف تحت تأثیر زمینههای اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی آنان میباشد. توسعه و اجرای قوانین مربوط به حمایت از حقوق بیماران نیز تابعی از این شرایط است. هدف از این مطالعه بررسی میزان رعایت حقوق بیماران از دیدگاه آنان میباشد. مطالعهی حاضر توصیفی - مقطعی بوده که در 14 بیمارستان تابعهی دانشگاه علوم پزشکی تهران بر روی 700 بیمار بستری در سال 1387 صورت گرفته است. از پرسشنامهی بررسی رعایت حقوق بیمار با روایی محتوا و پایایی 87 درصد جهت جمعآوری اطلاعات و از آمار توصیفی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
نتایج نشان داد که در اکثر مواقع (60 درصد) ارتباط کادر درمانی با بیمار مناسب است. در زمینهی برخورداری از اطلاعات در حدود 3/47 درصد مواقع اطلاعات مناسب از بیماری، روشهای مراقبتی و ... به بیمار داده میشود؛ خلوت بیمار در 55 درصد موارد حفظ میشود و در 36 درصد مواقع از پاراوان برای معاینهی بیمار استفاده میگردد. در 54 درصد مواقع نیز مراقبت با کیفیت بالا ارائه میگردد. برخورداری از آموزش در 53 درصد موارد رعایت میشود. در حالی که حق اختیار و استقلال رأی بیمار در 36 درصد موارد رعایت میشود و تنها در 17 درصد موارد این حق جهت تغییر پزشک و یا پرستار به بیمار داده میشود. محرمانه بودن اطلاعات و رازداری در 56 درصد و رضایت آگاهانه در 65 درصد موارد رعایت میگردد.
پرسنل تیم درمانی در طی کار با بیمار با در نظر گرفتن حقوق اساسی بیمار، میتوانند کارآیی و کیفیت مراقبت بهداشتی ارائه شده را به حداکثر برسانند. اگر چه بیمارستانها تقریباً نیمهی راه رعایت حقوق بیمار را پشت سر گذاشتهاند ولی ضرورت آموزش کادر درمانی از یکسو و بالا بردن آگاهی بیماران از حقوق خود از سوی دیگر جهت ارتقاء رضایتمندی بیماران ضروری است.
فریبا برهانی، عباس عباسزاده، مهری کهن، محمد علی فضایل،
دوره 3، شماره 4 - ( مهرماه 1389 )
چکیده
تحولات دنیای کنونی در برگیرندهی ویژگیهایی است که نیاز به رویکرد اخلاق در حرفههای مختلف را ضرورتی انکارناپذیر کرده است. در دههی گذشته با تلاش زیاد سعی شد آمادگی پرستاران برای شرایط جدید مراقبت بالا برود، اما طبق شواهد موجود در اکثر کشورهای جهان، حتی پرستاران با مدارج تحصیلی عالی در مورد مباحث اخلاقی توانایی ابراز عقیده نداشته یا به نحوی کنار گذاشته میشوند. مطالعات انجام شده در زمینهی آموزش اخلاق نشاندهندهی این است که هر چقدر مدت تحصیل افزایش مییابد بر میزان توانایی استدلال اخلاقی دانشجویان افزوده میشود. اما با اینکه پرستاران بالینی و دانشجویان پرستاری آموزشهای تقریباً یکسانی در زمینهی موضوعات اخلاقی میبینند، شواهد حاکی از آن است که توانایی استدلال اخلاقی این دو گروه با هم متفاوت است. بدین دلیل و به منظور بهدست آوردن دیدگاه روشنتری از وضعیت استدلال اخلاقی در جامعهی مورد بررسی، این مطالعهی توصیفی - تحلیلی با هدف مقایسهی استدلال اخلاقی دانشجویان پرستاری و پرستاران در برخورد با معضلات اخلاقی انجام شد. اطلاعات این پژوهش با استفاده از برگردان فارسی پرسشنامهی آزمون معضلات اخلاقی پرستاری (Nursing Dilemma Test) که در سال 1981 توسط Chrisham تهیه شده و شامل 6 سناریو است، جمع آوری گردیده است. با وجود اینکه روایی و پایایی متن زبان اصلی این پرسشنامه مستند است، برای اطمینان از استفادهی آن در زبان فارسی، اعتبار و اعتماد این پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها نشاندهندهی آن است که میانگین نمرهی استدلال اخلاقی دانشجویان از پرستاران بیشتر است و این اختلاف از نظر آماری معنیدار است (000/0 P=). در پرستاران با افزایش تجربهی کاری میزان استدلال اخلاقی افزایش یافته است r = 0.222) 017/0= P) تفاوت معنیداری بین آشنایی قبلی با معضلات اخلاقی و استدلال اخلاقی در دو گروه وجود نداشت (478/0P=).
با توجه به اینکه توان ناکافی پرستاران در استدلال اخلاقی بهویژه در هنگام مواجهه با معضلات اخلاقی میتواند منجر به تصمیمگیری نامناسب و ایجاد استرس در آنها شود، بر اساس نتایج این مطالعه، توصیههایی برای تقویت تواناییهای پرستاران در مواجهه با معضلات اخلاقی قابل ارائه است. با توجه به پایین بودن نمرهی استدلال اخلاقی پرستاران ضرورت یافتن راههای افزایش توانایی این گروه تأکید میشود.
خورشید وسکویی، نوشین کهن،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
افراد تیم مراقبت بهداشتی - درمانی در محیطی پویا در حال فعالیت هستند که لازمهی آن برقراری ارتباطات با بیماران، دانشجویان و سایر اعضاء تیم بهداشتی درمانی است. آنها بهصورت مداوم در حال مناقشه با پیچیدگیهای مشارکت در تیمهای چندحرفهای و سازمانهای درمانی هستند. درتمام این روابط و فعالیتها درک از اخلاق و اصول اخلاقی اساسی است و بهصورت بالقوه احتمال تضاد در ارزشهای اخلاقی وجود خواهد داشت. بیماران، دانشجویان و افراد تیم ارائهی مراقبت ممکن است دیدگاه کاملاً متفاوتی در مورد آنچه بهترین منافع برای بیمار قلمداد میشود داشته باشند. همچنین، ارزشهای حرفهای و اخلاقی ممکن است با ارزشهای مدیریتی و سازمانی در مؤسساتی مانند دانشگاهها و بیمارستانها در تضاد باشند. لذا امروزه، به منظور حصول اطمینان از اینکه ارزشهای افراد، تیمها و سازمانهای آموزشی و درمانی بهدرستی درک، بررسی و در نظر گرفته شده است و مطابق با ارزشهای حرفهای، حرفهایگری و هم راستا با حمایت از کرامت و عزت و شکوفایی افراد است، به مقولهای تحت عنوان رهبری اخلاقی توجه ویژهای میشود. استراتژیهایی در خصوص آموزش رهبری اخلاقی در ادبیات و متون ارائه شده است که به دانش، نگرش و مهارتهای لازم در زمینهی این مقولهی دارای اهمیت اشاره دارند. همچنین، به اهمیت آموزش مدیران و رهبران آموزشی در زمینهی مهارتهای رهبری اخلاقی توجه ویژهای شده است.
در این گفتار ضمن تبیین جایگاه رهبری اخلاقی در مؤسسات آموزشی و تمایز رهبری اخلاقی و غیر اخلاقی به استراتژیهای آموزشی و عملیاتی در زمینهی ارتقاء رهبری اخلاقی خواهیم پرداخت.
مرضیه کهنوجی،
دوره 8، شماره 6 - ( اسفند ماه 1394 )
چکیده
اساس فرایند تدریس از یک بنیان اخلاقی محکم برخوردار است و اساتید میباید ابعاد تربیت اخلاقی را در نقشهای حرفهای خود متجلی کنند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد تربیت اخلاقی در رفتار اعضای هیأت علمی دانشگاه انجام شده است.
نتایج تحلیل محتوا نشاندهنده این مهم هستند که برخی اساتید علیرغم، آمادگی، دانش و معلومات کافی در فرآیند یاددهی، نمیتوانند رضایت درونی لازم را از عمل تدریس خود داشته باشند با کمی تامل مشخص میشود که یک سری مهارتها برای رفع این مشکل وجود دارد که از جمله آنها روی آوردن به اخلاق و تربیت اخلاقی در فرایند تدریس است چرا که امروزه اندیشمندان دایرهی موضوعی اخلاق را فراتر از صفات و ملکات یعنی به دامنهی وسیع افعال و کارهای ارزشی انسان کشاندهاند و از طرفی عصر حاضر، عصر بحرانها و چالشهای بنیانافکن است و اگر بشر بخواهد تعادل روانی داشته باشد و در روابط فردی و اجتماعی موفق باشد، باید به اخلاق و تربیت اخلاقی روی آورد. اعضای هیأت علمی میتوانند ضمن متخلق نمودن خود به مؤلفههای تربیت اخلاقی در ابعاد رفتاری، شناختی و عاطفی، آنها را به دانشجویان منتقل کنند و در تبدیل این ویژگیهای نیکو به منش، نقش مهمی ایفا کنند
زهره کهنسال، نصرت عوضنژاد، بهناز باقریان، فائزه جهانپور،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
داشتن عملکرد حرفهای در پرستاری، نیازمند آشنایی با مسائل اخلاقی حرفهی پرستاری و حساسیت به آنها در ارتباط با بیماران است. این حساسیت، بهعنوان زیربنای اخلاق پرستاری، باید از ابتدای آموزش پرستاری مدِنظر قرار گیرد. هدف مطالعهی حاضر، بررسی میزان حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بود. این مطالعهی توصیفیمقطعی، با استفاده از پرسشنامهی استاندارد حساسیت اخلاقی پرستاران در تصمیمگیری، به بررسی حساسیت اخلاقی 73 دانشجوی پرستاری پرداخت. روایی و پایایی پرسشنامه در مطالعات پیشین تأیید شده بود (8/0=α). ابعاد پرسشنامه عبارت بود از: «میزان احترام به استقلال مددجو»، «میزان آگاهی از نحوهی ارتباط با بیمار»، «میزان دانش حرفهای»، «تجربهی مشکلات و کشمکشهای اخلاقی»، «بهکارگیری مفاهیم اخلاقی در تصمیمگیریهای اخلاقی» و «صداقت و خیرخواهی». امتیاز 0تا50، بهعنوان حساسیت اخلاقی کم، 50تا75، متوسط و 75تا100، زیاد در نظر گرفته شد. همهی دانشجویان پرستاری ترم سوم و هشتم دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، در سال 1395، بهصورت سرشماری، وارد مطالعه شدند. میانگین حساسیت اخلاقی دانشجویان، در سطح متوسط بود (90/13±15/68). بیشترین میانگین، مربوط به «صداقت و خیرخواهی» و کمترین، مربوط به «میزان دانش حرفهای» و «بهکارگیری مفاهیم اخلاقی در تصمیمگیریهای اخلاقی» بود. میانگین حساسیت اخلاقی دانشجویان ترم هشتم، بیشتر از ترم سوم بود. حساسیت اخلاقی دانشجویان با ترم تحصیلی آنها ارتباطی معنیدار داشت (000/0=p). پایینبودن حساسیت اخلاقی در پرستاران، منجر به تصمیمگیری نامناسب در آنها میشود؛ بنابراین، لازم است برنامههای آموزشی مناسبی برای افزایش حساسیت اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری از ابتدای تحصیل در نظر گرفته شود.
حسن کهنسال واجارگاه،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
امپراتوری ساسانی بین سالهای ۲۲۴تا۶۵۱ میلادی در ایران حاکمیت داشت. همگونی و همسویی دولت و دین در ساختار تشکیلات اداری ساسانی، در رشد علم و دانش، بهویژه علم پزشکی، در طول حیات سیاسی چهارصدسالهی ساسانیان، تأثیراتی بسیار مهم داشت. با توجه به اهمیت دانش پزشکی در این دوره، پرسش کلیدی پژوهش این است که با وجود نظام طبقاتی و انحصار فراگیری علم و دانش در طبقات ممتاز جامعه، علم پزشکی چه منزلتی در دورهی ساسانی داشته است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد در آموزههای دین زرتشت، علم پزشکی بالاترین جایگاه را داشته است؛ زیرا با وجود برخورداری از سلامتی بود که مؤمن زرتشتی میتوانست بر اهریمن غلبه کند. در کنار این، سیاست تشویقی شاهان و دولت ساسانی در رشد و بالندگی علم پزشکی بسیار اثرگذار بود. برخی از این سیاستها عبارتاند از: گسترش روابط فرهنگی و علمی با کشورهای هندوستان و یونان و روم، ترجمهی آثار پزشکان خارجی به زبان پهلوی و بایگانی آنها همراه با تشکیل کتابخانهای بزرگ، دعوت به اشتغال پزشکان خارجی در دانشگاه جندیشاپور و اعزام پزشکان ایران به خارج از کشور برای فراگیری دانش پزشکی و تجربهی بیشتر در این حوزه. پژوهش حاضر به روش تاریخی، با استناد به منابع کتابخانهای و باستانشناسی و به شیوهی توصیفیتحلیلی انجام شده است. به نظر میرسد با توجه به گستردگی تمدن ایران در عصر ساسانی و توجه به علم و دانش و همچنین، ایجاد شهر پزشکی در دورهی ساسانی، دانش پزشکی اهمیتی زیاد در این دوره داشته است و در این دانش بهصورت تخصصی پژوهش میشد.
محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
بهمنظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاهها، بهعنوان ترویجکنندگان دانش سلامت، آموزشدهندهی مهارتهای بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته میشوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزهی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونهگیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاههای علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با جمعآوری دادهها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکتکننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقهی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل دادههـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، دادهها در پنج طبقهی اصلی و پانزده زیرطبقه دستهبندی شد. زیرساختسازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگسازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه میتوانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را بهسوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغلههای روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیتها را به مسئولان خاطرنشان ساخت
معصومه جرجانی، میترا امینی، نوشین کهن، سید صمد سجادی، نیکزاد عیسی زاده، امین حبیبی، مریم سوهانکی، پوریا کنعانی، رضا مرتضوی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
دروس عمومی در توانمندسازی و رشد شخصیت حرفهای و اجتماعی دانش آموختگان موثر بوده و ارزیابی مستمر اثربخشی و وضعیت ارائه و به روز رسانی این دروس ضرورت دارد. هدف این مطالعه تبیین عوامل موثر در اثربخشی آموزش دروس عمومی در برنامههای آموزشی علوم پزشکی ایران می باشد. مطالعه شامل دو بخش کیفی و کمی است. پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحبنظران، مدرسین دروس عمومی و فراگیران رشتههای علوم پزشکی و تحلیل تماتیک اولیه به روش براون وکلارک ، تعداد 528 کد از متون مصاحبه استخراج که در قالب 4 مضمون، 11 طبقه و 33 زیرطبقه قرار گرفت . مضامین اصلی مورد توجه شرکت کنندگان شامل بروز رسانی برنامه های آموزشی، تمرکز بر یادگیری موثرو هدفمند، مشارکت و نیاز سنجی از ذینفعان و همگام سازی دروس عمومی با مهارتهای کاربردی بود. در مطالعه دلفی، بر مبنای نتایج مرحله کیفی، الگوی آموزش اثربخش دروس عمومی پیشنهاد وبا پرسشنامه از خبرگان موضوعی نظر سنجی شد که اعتبار الگو طی دو راند دلفی تایید گردید. مولفه هایی چون حذف دروس غیر ضروری یا با محتوای تکراری، طراحی محتوا بر اساس نیازسنجی، مشارکت متخصصین در بازنگری ، کاربرد روش های آموزشی مبتنی بر مهارت آموزی ، افزایش دروس مهارت محور و کاربردی، انعطاف پذیری در ارزشیابی واستفاده از فناوری های نوین آموزشی دارای بالاترین میانگین و شاخص اجماع بودند. نتایج مطالعه بیانگر ضرورت ایجاد تحول در نظام آموزش سنتی، بازاندیشی، بازنگری در عناوین ومحتوا ، مهارت محوری مبتنی بر نیاز های جدید، ارتقا مدلهای ارزشیابی و بکارگیری ابزار و فناوری های نوین آموزشی در دروس عمومی میباشد.