10 نتیجه برای ملکی
امیر احمد شجاعی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 2، شماره 4 - ( مهر ماه 1388 )
چکیده
مصدوم کسی است که در اثر حادثهای طبیعی یا دستساز بشر آسیب جدی دیده باشد و نیازمند کمک آنی و فوری باشد. از سویی یاری رساندن به مصدوم وظیفهای است که یا به حکم قانون یا وجدان انسانی بر عهدهی دستگاه یا اشخاصی بهخصوص گذارده شده که اعم از پزشک، پرستار، امدادگر هلال احمر و تکنسین اورژانس و ... در اینجا نجاتگر نامیده میشوند. حال چنانچه مصدوم مجرم باشد یا مجرم انگاشته شود، آیا صحیح است که در وظیفهی نجاتگران خللی وارد شود یا از وظیفهی خود استنکاف نمایند؟ به عبارت دیگر، مجرمیت یا اتهام مجرمیت مصدومین، در وظیفهی نجاتگران مدخلیتی دارد یا خیر؟ در این مقاله به اینگونه سؤالات بر مبنای مبانی فلسفی و دینی و حفظ کرامت نامشروط انسانی پاسخ داده شده و چنین نتیجهگیری شده است که: امروزه عدم مدخلیت مجرمیت در عملکرد نجاتگران در تمام دنیا پذیرفته شده است، اما گاهی برخی باورها و آموزههای غلط ممکن است بر خلاف آن منجر شود که نیازمند اصلاح دیدگاه و تغییر نگرش است.
امیراحمد شجاعی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
محسن بهرامی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده
در این مقاله، به بیان معانی متمایز «تعارض اخلاقی» (moral conflict) و «دوراههی اخلاقی» ((moral dilemma در دو سطح تشخیص و عمل به تکالیف اخلاقی توجه شده و به برخی موارد کاربرد تعارض در روانشناسی (تعارض انگیزهها و اهداف) و جامعهشناسی (تعارض نقشها و هنجارها) اشاره شده است. همچنین، مفاهیم و قیود بهکار رفته در دو راههی اخلاقی، بهویژه مفهوم «باید» و مفهوم «خلاف گریزناپذیر» مورد تحلیل منطقی قرار گرفته است. اگر در تعریف تعارض اخلاقی، مفهوم «باید» به «موجه بودن» و تکالیف به دلایل و ارزشهای سنجشپذیر و قابل قیاس تحویل شوند، بسیاری از تعارضات ظاهری قابل حل میشود و تنها در صورتی که ارزشهای مندرج در تکالیف را سنجشناپذیر و غیرقابل قیاس بدانیم تخلف اخلاقی گریزناپذیر خواهد بود. در این تحقیق روشن میشود که چرا و چگونه حامیان امکان تحقق تعارض اخلاقی، تحت تأثیر استدلالهای منطق تکلیف و انتقادهای منکرین واقعی بودن آن، به منظور تأمین ویژگیهای لازم برای یک تعارض واقعی، بهویژه قید خلاف گریز ناپذیر، تعاریف متنوعی از تعارض اخلاقی ارائه نمودهاند: تعریف طبیعی تعارض اخلاقی نشانگر وضعیتی است که در آن عامل خود را در برابر دو تکلیف اخلاقی میبیند در حالیکه نمیتواند یکی را بهخوبی دیگری انجام دهد؛ در تعریف فصلی، عامل مکلف به انجام یکی از دو کار است. در تعریف دو وجهی (مرکب از بایدها و نبایدها) عامل از جهتی باید کاری را انجام دهد و از جهت دیگر نباید همان کار را انجام دهد و در تعریف ناظر به منع، عامل نباید مرتکب هیچ یک از دو کار شود در حالی که گریزی از انجام یکی ندارد.
مرتضی خاقانی زاده، حسن ملکی، محمود عباسی، عباس عباس پور، مهدی مصری،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده
اخلاق پزشکی دانشی میان رشتهای است و طی 30 سال اخیر رشد فزایندهای داشته است و امروزه بهعنوان جزئی از برنامههای درسی دانشجویان در بسیاری از دانشکدههای پزشکی به شمار میرود. در ایران هرچند بهبود کیفیت آموزش پزشکی عمومی، مورد عنایت قرار گرفته است، در زمینهی آموزش اخلاق پزشکی هنوز اصلاحات مؤثری صورت نگرفته است. بهمنظور شناخت عمیقتر و واقعیتر مشکلات و چالشهای برنامهی درسی اخلاق پزشکی، با اساتید اخلاق پزشکی مصاحبه شد و تجارب آنان در این زمینه تبیین گردید. این مطالعه یک پژوهش کیفی است که دادههای آن از طریق مصاحبهی نیمهساختارمند با 14 نفر از اساتید اخلاق پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی تهران در سال 1389 جمعآوری و با رویکرد تحلیل محتوای Mayring ، تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج این تحقیق بیانگر ضعفها و چالشهایی در برنامهی درسی اخلاق پزشکی است که تحت عنوان 5 درونمایه معرفی گردید: جامعیت اهداف، سازماندهی تلفیقی، تناسب محتوا، روش تدریس فعال، و نظام جامع ارزشیابی. ضعفها و چالشهای موجود در برنامهی درسی اخلاق پزشکی میتواند یک مانع مهم در ارتقا و رشد اخلاقی دانشجویان محسوب شود که با ارائهی راهکارها و مدلهای مناسب و جدید میتوان به توسعهی برنامهی درسی اخلاق پزشکی و آموزش آن کمک کرد.
پروین ملکی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
پروین ملکی هستم. سال هزار و سیصد و شصت و سه در شغل آموزگاری در یکی از استانهای غربی کشور مشغول بهکار بودم. همیشه تلاش میکردم برای دانش آموزانم دوست خوبی باشم و تا حد توانم حین ارائهی خدمت، احترام و نیازهای آنها را مورد توجهم قرار بدهم. همانسال حین سپری کردن دوران بارداریام به مشکلات بهداشتی زنانهای برخوردم که باعث نگرانیام شد. درد و خونریزی شروع شد و سریعاً خودم را به درمانگاه بیمارستان زنان شهرم رساندم. متأسفانه، من در آن تاریخ مجبور به سقط کامل شدم چون تقریباً جنینم را از دست داده بودم و در مدتی که در بیمارستان حضور داشتم با رفتارهای غیراخلاقی و بیاعتنایی و توهینهای شدیدی مواجه شدم طوری که با قلبی شکسته و ذهنی پریشان از وضعیت بهداشت و درمان، بیمارستان را ترک کردم. این حادثه به حدی روی روان من تأثیر گذاشت که به محض برگشت از بیمارستان تصمیم گرفتم به این حوزه وارد شوم و بهقدر سهم خودم فضا را تغییر دهم. شروع به درس خواندم کردم و همانسال در کنکور شرکت کردم و در رشتهی مامایی پذیرفته شدم. بعد از سپری شدن دورهی دانشجوییام برای تقسیم دورهی طرح به مرکز مربوطه رفتم و با اصرار زیادی درخواست کردم که مرا به همان بیمارستانی که این حادثه بر من گذشته بود بفرستند. واقعاً تصمیم داشتم فکری بکنم. دلم نمیخواست زنان دیگری روز تلخ من را در آن بیمارستان تجربه کنند. در ادارهی تقسیم نیروی طرحی، در مورد آن مرکز درمانی، نظر خوبی نداشتند حتی به من گفته شد: میدانی این بیمارستان معروف به بیمارستان ظالمان است؟! من اما، تصمیم نداشتم نظرم را به این دلایل تغییر بدهم چون انگیزهی من برای اعزام به آنجا همین بود. موفق شدم و در مرکز مربوطه مشغول بهکار شدم. حدود بیست و دو سال است که در این بیمارستان در شغل مامایی مشغول بهکار هستم. خوب شرایط کاری، نیروهای کاری، امکانات، بخشها، بیماران، بیماریها، همه چیز در این مدت تغییر زیادی کرده است اما من هنوز هم به کرات شاهد رفتارهای غیراخلاقی تیم پزشکی و پرستاری در مورد مراجعان هستم. از بیاعتنایی تا فریب، از توهین تا خشونت فیزیکی. به تشویق یکی از دوستانم خانم رحیمی تصمیم گرفتیم این مطالب واقعی را بهصورت نامهی سرگشادهای به تیم پزشکی مکتوب کنیم و برای ارائهی آن در این کنگره آماده شویم شاید که باب آن باز شود تا از این پس تریبون را در بخشی از زمان کنگرهها و همایشهای پزشکی در اختیار بیماران و مراجعان بگذارند تا پزشکان و جراحان و ماماها و پرستاران عزیز، کلام صادقانهی آنها را نیز بشنوند. لذا در این متن قصد دارم مواردی از رفتارهای غیرحرفهای تیم سلامت زنان و باروری در کنار نمودهایی از رفتارهای حرفهای و انسانی را که در این مدت بیستودو ساله با آنها برخورد کردهام به بحث بگذارم. امیداورم مسؤولان و متولیان بزرگوار این کنگره شروع این جریان را مبارک تلقی کرده و با آن موافقت کنند.
لازم به ذکر است تمامی اسامی و مشخصات افراد و نهادها در متن محرمانه خواهد ماند و به آغازکنندهی این حرکت (کنگرهی جراحان کولورکتال آمریکا و آقای پرویز کمانگر) اشاره خواهد شد.
احد فرامرز قراملکی، سیده مریم حسینی،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
اخلاق ارتباط دو سویه با آموزش دارد. اولاً آموزش نیازمند اخلاق است و یکی از رسالتهای آن ترویج اخلاق است. اخلاقِ آموزش برحسب تصوری که از آموزش داریم تعریف میشود: اخلاق تدریس که آموزش را در یاددهی منحصر میکند اما اخلاقِ آموزش آن را به منزلهی فرایند تعاملی یاددهی و یادگیری طرح میکند. اخلاق آموزش در این تصور بر مسؤولیتهای اخلاقی عناصر دارای نقش در فرایند یاددهی و یادگیری در محیط سیصد و شصت درجهی آموزش اعم از مسؤولیت اخلاقی مؤسسههای آموزشی (مانند گروه، دانشکده و دانشگاه) و مسؤولیتهای اخلاقی اشخاص حقیقی مانند استادان و دانشجویان، تأکید میکند. رعایت اخلاق در آموزشِ حرفهی پزشکی باعث افزایش اثربخشی و سهولت در فرایند یاددهی-یادگیری و نیز امنیت روانی در یادگیرندگان میشود. بهدلیل پژوهشمحور بودن نظامهای آموزشی این مسؤولیتها شامل روابط حرفهای بین استاد راهنما، مشاور و دانشجو نیز میشود. مسؤولیتهای اخلاقی در آموزش را میتوان بر حسب رهیافت اخلاق حقوقمحور براساس وظایف اخلاقی در قبال حقوق افراد تدوین کرد. پایبندی به اخلاق در امر مقدس آموزشِ حرفهی پزشکی یک وظیفهی اخلاقی است. ثانیاً، اخلاق در ترویج و تحقق یافتن در محیط حرفهای محتاج آموزش مؤثر و نظاممند است. امروزه، اخلاق آموزش در مفهوم تربیت منش اخلاقی در همهی حرفهها بهویژه حرفهی پزشکی اهمیت یافته است. ترویج و تحقق اخلاق در محیط عینی حرفهی پزشکی، چه در رهیافت سازمانی مانند اخلاقِ بیمارستان و مراکز درمان و چه در رهیافت فردی در مناسبات گروه درمان و بیمار محتاج اصول، مبانی، فرایندها و فنونی است که باید با رهیافت علمی بهدست آیند. تولید و توسعهی مدیریت و برنامهریزی آموزش اخلاق پزشکی برای ترویج اخلاق در حرفهی پزشکی ضروری است. در مدیریت و برنامهریزی آموزشی دو مسألهی عمده وجود دارد: اثربخشی و کارایی. آموزش اخلاق در حرفهی پزشکی شامل آموزش آشکار و رسمی برای دانشجویان پزشکی و آموزشهای غیرمستقیم برای حرفهمندهای پزشکی میشود. مهمترین مسأله در آموزشِ اخلاق افزایش کارایی و اثربخشی آن در هر دو محیط یادشده است. اگر در آموزش اخلاق فرایندها، مبانی و فنون اثربخش و کارا باشد، بهرهوری افزایش یافته و موجب توسعه و تعالی آموزش میشود، و اگر چنین نباشد، ممکن است ترویج بداخلاقی را درپی داشته باشد. در این مقاله اصول افزایش اثربخشی و کارایی را به تفصیل میآوریم.
ابوالفضل قاسمزاده، شیوا ملکی، شعبان بروکی میلان،
دوره 7، شماره 4 - ( آبان ماه 1393 )
چکیده
ریشهی بسیاری از رفتارها و فعالیتهای کارکنان درمانی بیمارستان را باید در اخلاق و ارزشهای اخلاقی جستوجو کرد. به همین دلیل توجه به اخلاق حرفهای و پیامدهای آن از اساسیترین موضوعات پژوهشی در حوزههای سازمانی است.هدف پژوهش حاضر بررسی و کشف اثر میانجی هویت سازمانی در روابط اخلاق حرفهای با رفتار شهروندی سازمانی و رفتار انحرافی کار است. این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوهی گردآوری دادههای توصیفی از نوع همبستگی است. جهت رسیدن به هدف پژوهش، نمونهای به حجم 225 نفر از جامعهی 820 نفری کارکنان و متخصصان درمانی بیمارستان شهرستانهای ماکو، شوط و پلدشت به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای استاندارد هویت سازمانی، اخلاق حرفهای، رفتار شهروندی و رفتار انحرافی کار جمعآوری شد. بهمنظور بررسی روابط متغیرها در الگوی مفهومی از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اخلاق حرفهای با هویت سازمانی (177/0(r= و با رفتار شهروندی سازمانی OCB (179/0=r) دارای رابطهی مثبت و معنیداری است. همچنین، نتایج نشان داد که رابطهی بین اخلاق حرفهای با رفتار شهروندی و رفتار انحرافی از طریق هویت سازمانی میانجیگری میشود. در الگوی مورد نظر، تمام وزنهای رگرسیونی- بهغیر از رابطهی بین اخلاق حرفهای و رفتار انحرافی - از نظر آماری معنیدار بودند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اخلاق حرفهای باعث تقویت هویت سازمانی میشود و سپس هویت سازمانی موجبات تقویت و ارتقای رفتار شهروندی سازمانی و کاهش رفتار انحرافی کار را در کارکنان و متخصصان درمانی بیمارستان فراهم میکند.
علی واشقانی فراهانی، مجید ملکی، رضا گل پیرا، هومن بخشنده، مجتبی پارسا، مهناز مایل افشار، سیما کاشانیان فرد، شیوا خالق پرست، محسن رضایی، سید احمد رضایی،
دوره 8، شماره 1 - ( اردیبهشت ماه 1394 )
چکیده
در طی دو دههی اخیر، تعاریف پروفشنالیسم به مرور تکامل یافته و ابزارهای متعددی برای سنجش آن طراحی و به اجرا گذاشته شده است. هدف از این مطالعه ارزیابی میزان رعایت پروفشنالیسم از دیدگاه پزشکان، پرستاران و بیماران با استفاده از پرسشنامه در یک بیمارستان تخصصی بوده است. از بین 8 شاخص تعهد حرفهای بالاترین نمره به ارتقای توانمندی حرفهای و رازداری اختصاص یافت. در مورد 2 شاخص «ارتقا توانمندی» و «رازداری بیمار» بین نظر بیماران و نظر گروه پرستار و پزشک اختلاف معنیداری مشاهده شد (P<0.0001). این اختلاف برای 3 محور «حفظ رابطهی مناسب با بیماران»، «بهبود دسترسی به خدمات» و «توزیع عادلانهی منابع محدود» بین گروه پرستاران با بیماران و پزشکان معنیدار بود.در 3 محور «تولید دانش»، «اعتماد از طریق مدیریت تعارضات منافع» و «مسؤولیتهای حرفهای» تنها اختلاف بین گروه پرستاران و بیماران معنیدار بود (P<0.0001). با توجه به اختلافات معنیدار آماری بین گروه پرستاران و 2 گروه دیگر، بهنظر میرسد نظرات گروه پرستاری با شناخت عمقیتر و تماس طولانیتری که از عملکرد پزشکان دارند، در زمینهی ارتقا توانمندی حرفهای پزشکان منطقیتر باشد.
ارغوان حاج شیخ الاسلامی، فاطمه ملارحیمی ملکی، مرضیه نجومی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
این مطالعه، مروری روایتی و پژوهشی اسنادی است که با بررسی متون، مستندات، جستوجوی مدارک مرتبط چاپی و اینترنتی به دو زبان فارسی و انگلیسی، یافتهها را استخراج، دستهبندی، تلخیص و گزارش کرده است. هدف از این مطالعه، تعیین روند شکلگیری رشتهی پزشکی اجتماعی در ایران و جهان و بررسی ضرورت وجودی آن بود. رشتهی پزشکی اجتماعی در حدود یک سده پیش، برای پاسخگویی به چالشهای عمدهی زمان خود، مانند نبود دید جامعهمحور به سلامت و بیماری، وجود شکاف بین پزشکی بالینی و سلامت عمومی و بیتوجهی به تأثیر تعیینکنندههای اجتماعی سلامت به وجود آمد. متخصصان پزشکی اجتماعی قادرند که بسیاری از مشکلات فعلی نظام سلامت، مانند بیماریمحوری، نابرابری، تأمین مالی ناعادلانه، افزایش روزافزون تقاضا و هزینههای خدمات سلامتی را کاهش دهند و پرچمدار توجه به تعیینکنندههای اجتماعی و ایجاد ارتباط سازنده بین بخشهای متولی سلامت با سایر سازمانهای اثرگذار بر سلامت باشند. این رشته میتواند راهگشای نظام سلامت برای فایقآمدن بر مهمترین چالشهای معاصر باشد. بیتوجهی به این رشته، نظام سلامت را در رسیدن به اهداف توسعهی پایدار و ارتقای سلامت جامعه با مشکل جدی روبهرو خواهد ساخت. حمایت بیشتر مسئولان و بهرهگیری از مهارت و توانمندیهای متخصصان این رشته میتواند موجب پاسخگویی بهتر به نیازهای سلامت جامعه و دستیابی آسانتر به اهداف کلان نظام سلامت شود.
شبنم رسول پور، رضا نعمت الهی ملکی، ندا تقی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
اتانازی، بهعنوان پایاندادن عمدی به زندگی بیمار برای تسکین درد و رنج طاقتفرسا، چالشهای اخلاقی و قانونی و عاطفی پیچیدهای را برای متخصصان مراقبتهای بهداشتی، بهویژه پرستاران ایجاد میکند. پرستاران در مراقبتهای پایان زندگی، نقشی محوری ایفا میکنند؛ ازاینرو، نگرش آنها دربارهی اتانازی، برای درک پیامدهای آن در عمل بالینی ضروری است. هدف این بررسی، ترکیب ادبیات موجود پیرامون نگرشهای پرستاران دربارهی اتانازی، برای شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار و زمینههایی است که به کاوش بیشتر نیاز دارند. این مطالعه با استفاده از دستورالعمل PRISMA 2020 بدون محدودیت زمانی (تا دسامبر۲۰۲۴) انجام شد. مقالات واجد شرایط پس از جستوجو در پایگاههای مختلف Google Scholar و Scopus و Web of Science و PubMed و Science Direct و Embase با استفاده از کلمات کلیدی OR , AND انتخاب شدند. راهبرد جستوجو شامل ادراکات، نگرشها، پرستار و اتانازی بود. دو بازبین (SR و NT) استخراج دادهها و ارزیابی ریسک سوگیری را بهطور مستقل انجام دادند. مطالعات با ابزار ارزیابی برای مطالعات مقطعی (ابزار AXIS) ارزیابی شدند. در مجموع، ۲۱ مطالعه در مرور وارد شدند. این بررسی نشان داد، نگرش پرستاران به اتانازی، بسته به چهارچوبهای قانونی، هنجارهای فرهنگی، باورهای مذهبی و ارزشهای شخصی بسیار متفاوت است. در کشورهایی مانند بلژیک و هلند که اتانازی قانونی است، پرستاران اغلب پذیرش و تمایل بیشتری برای مشارکت در این فرایند را گزارش میدهند و بر نقش خود در تضمین استقلال و کرامت بیمار تأکید میکنند. برعکس، در مناطقی که اتانازی غیرقانونی است، پرستاران اغلب نگرانیهای اخلاقی، ناراحتی اخلاقی و بیمیلی برای حمایت از این عمل را ابراز میکنند. موضوعات رایج، شامل نیاز به دستورالعملهای روشن، آموزش اخلاقی و نظامهای حمایت عاطفی برای پرستارانی است که با موقعیتهای مربوط به اتانازی سروکار دارند. نگرش پرستاران دربارهی اتانازی، تحت تأثیر یک تعامل پیچیده از عوامل فرهنگی و قانونی و شخصی است؛ درحالیکه برخی پرستاران، اتانازی را گسترش مراقبت دلسوزانه میبینند، برخی دیگر، با دوراهیهای اخلاقی و درگیری حرفهای مواجه میشوند. این امر، نیاز به چهارچوبهای اخلاقی قوی، آموزشهای تخصصی و منابع حمایتی را برای کمک به پرستاران در جهتیابی چالشهای مرتبط با اتانازی در عمل خود برجسته میکند.