13 نتیجه برای کاظمی
علی کاظمیان،
دوره 1، شماره 2 - ( مردادماه 1387 )
چکیده
در برخورد با بیمار ترمینال، مسائل متعدد اخلاقی در حیطهی اخلاق پزشکی مطرح میگردد. از جملهی این مسائل، مسألهی اطلاع دادن به بیمار ترمینال دربارهی بیماری خود و کسب نظر او راجع به اقدامات حمایتی و درمانی، شروع و قطع درمانهای طولانیکنندهی حیات و بالاخره بحث اتانازی است. با توجه به اینکه در فرهنگهای مختلف دیدگاه پزشکان و مردم نسبت به مسائل اخلاقی میتواند کاملاً متفاوت باشد, برخورد با مسائل اخلاقی بیماران ترمینال احتیاج به بررسی نظرات پزشکان و مردم در زمینهی خاص فرهنگی جامعه دارد. با توجه به اینکه در ایران مطالعهای برای بررسی نظر پزشکان نسبت به مسائل بیماران ترمینال انجام نشده بود، مطالعهی حاضر سعی در روشن کردن دیدگاه پزشکان ایرانی نسبت به مسألهی بیماران ترمینال دارد.
در این مطالعه با بیست پزشک متخصص در گروههای تخصصی نفرولوژی, هماتولوژی, بیهوشی, نورولوژی, جراحی عمومی, جراحی اعصاب و رادیوتراپی که بیشتر در حیطهی کاری خود با بیماران ترمینال مواجه بودند مصاحبهی عمیق انجام داده و نظر آنها را راجع به بیماران ترمینال جویا شدیم. سپس نظرات آنها جمعبندی و سعی در نتیجهگیری شد.
بر مبنای مصاحبههایی که انجام شده است مشخص شد که متخصصان مورد سؤال واقع شده، گرچه تعریف واحدی از بیماری ترمینال نداشته و بعضاً تعاریف آنها با تعاریف کتب اخلاق پزشکی مغایرت دارد, ولی بهنظر آنها در اطلاعرسانی و تصمیمگیری راجع به بیمار ترمینال، مهمترین عامل تأثیرگذار خانواده بوده و تمایلات پزشک و تشخیص او برای انجام یا قطع اقدامات حیات بخش نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. این طرز برخورد با بیمار ترمینال گرچه با اتونومی بیمار, مطابق آنچه در ادبیات غربی اخلاق پزشکی نامیده میشود مغایرت دارد, در یک مدل اخلاقی که عمدتاً در جوامع شرقی دنبال میگردد میگنجد. بهنظر میرسد در این روش برخورد، بیشتر تبعات قانونی اقدام و تعامل با بازماندگان فرد بیمار و اصول سودرسانی و عدم ضرررسانی مورد توجه بوده و اصل اتونومی از اهمیت کمتری برخوردار باشد. با قبول این روش برخورد، دیگر جایی برای مطرح کردن روش مراقبت پیشرو advanced care management باقی نمیماند.
عبدالحسن کاظمی، علیرضا پور سلیمانی، علی فخاری، کاظم مداین،
دوره 3، شماره 2 - ( فروردین ماه 1389 )
چکیده
از نظر مبانی اخلاق پزشکی، مطلع شدن بیمار از شرایط بیماری خود جزو حقوق اولیهی بیماران محسوب میشود ولی تصمیمگیری در مورد بیان حقایق مربوط به وضعیت سلامتی و ناخوشی بیمار به خود وی یا اطرافیان ذیحق بیمار، عملاً با محدودیتهای متعددی روبهرو میشود. در این بررسی با استفاده از منابع تخصصی و مساعدت اساتید صاحبنظر اخلاق زیستی - پزشکی، پرسشی پایا و معتبر در ارتباط با مسائل حرفهای شایع در مورد حقیقتگویی و بیان حقایق بیماری به بیمار تنظیم گردید و نظرات 200 نفر از شاغلان پزشکی در بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مورد این پرسش جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل نظرات جمعآوری شده نشان میدهد که برای بیان حقایق بیماری به بیمار در بیشتر زمینههایی که تصور ضرری برای بیمار یا مصالح عمومی وی وجود داشت، پزشکان مورد سؤال، برای بیمار «حق ندانستن» را بر «حق دانستن» اولی تشخیص میدادند و اجمالاً بر این نکته اذعان داشتند که خلأ آموزش رسمی در این زمینه در نظام آموزش پزشکی، احساس میشود.
مواجهه با مسائل تلخ مربوط به بیماری و نحوهی بیان این حقایق به بیمار و اطرافیانش نقش تعیینکنندهای در روابط پزشک و بیمار یا اساساً پزشک و جامعه ایفا میکند و با توجه بهنظرات پزشکان شاغل در بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در این مورد، بهعنوان نمونهای از جامعهی پزشکی کشور، بررسی حاضر میتواند زمینهساز تحقیقات بیشتر در این زمینه و نگرش نوین به مسائل اخلاق پزشکی در نظام آموزش پزشکی کشور باشد.
عبدالحسن کاظمی، مصطفی کاظمی، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، نجات فیض اللهی، صدیار عطالو، محمود مسعودی نیا،
دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )
چکیده
در متون دینی و در همهی فرهنگها، پایان زندگی با سختیهای ناشناخته و اضطراب توصیف شده است. مرگ مرحلهی انتقالی تجربه نشدهای است که انسان پیوندهای خود را با جهان مأنوس خود میگسلد و در عالمی اسرارآمیز گام میگذارد که در فرهنگ اسلامی برای گذر از این مرحله توصیههایی وجود دارد.
در حوزهی اخلاق پزشکی در مورد بیماران مشرف به موت و احساس درماندگی آنان مباحث عدیدهای وجود دارد و مراقبتهای پایان حیات، تسکین درد، مدیریت محیط و لحظات احتضار بیمار، مرگ در آرامش، تسکین آلام اطرافیان بیمار مشرف به موت و... در عرصهی اخلاق پزشکی نه تنها توصیه میگردد؛ بلکه حتی قسمتی از حقوق بیمار و وظایف کادر پزشکی است.
مفهوم مراقبتهای پایان حیات، افزایش کیفیت زندگی بیمار مشرف به موت است، ولی پروتکلهای کنترل و تسکین درد، برنامههای بالینی و کیفیت مراقبت استاندارد در همهی جوامع یکسان نیستند. اجرای این پروتکلها مفهوم توجه به تمامیت جسمانی و هویتی بیمار و جایگزینی فرهنگ بیمارمحوری بهجای فرهنگ بیماری محوری مرسوم را در خود دارد.
داغدیدگی اطرافیان بیمار پس از مرگ وی با سوگ و سوگواری در سه مرحلهی اجتناب، مواجهه و سازگاری ظاهر میشود. سوگواری نحوهی ابراز افکار و احساسات داغدیدگان است و مدیریت عالمانهی سوگ از بروز ناهنجاریها و احیاناً آسیبهای اجتماعی ناشی از فقدان بیمار فوت شده جلوگیری مینماید و هدف این نوشتار نیز بررسی بعضی از ابعاد این موضوع با رویکرد به اخلاق پزشکی است.
مصطفی کاظمی، عبدالحسن کاظمی، محمد مسعودی فر، نجات فیض اللهی،
دوره 5، شماره 8 - ( (اسفندماه ویژه نامه اخلاق پزشکی و سلامت باروری) 1391 )
چکیده
آیا عاشق میخواهد معشوق را تصاحب کند یا خود را به معشوق تسلیم کند؟ یا عشق در این میان صحنهی گردان است و قصد اثبات اصالت خود را دارد؟ هدف از تصاحب معشوق چیست؟ جستوجوی هویت؟ درک هویت جدید؟ شناسایی عمق بیشتری از چیستی معشوق؟ تکمیل و ارتقا سطح هویت خود؟ شناسایی ذات عشق؟ درک رابطهی فیمابین عشق و عاشق و معشوق؟ یا عاشق در معشوق مزایا و محسناتی مییابد که حفظ نسل خود را از طریق وی در قیاس با دیگران اصلح مییابد؟ و معشوق نیز چنین رویکردی به عاشق دارد؟
اگر تلفیقی از موارد فوق را در نظر بگیریم، در این صورت، فرزند حاصله، سمبل تحقق غایت و کمال رابطهی عاشقانه خواهد بود و به منزلهی مکمل هویت و شخصیت طرفین رابطهی عشق تلقی خواهد شد. حال اگر تولد فرزند و بقاء نسل منوط به استفاده از رحم جایگزین باشد، آیا اساس موضوع مخدوش نخواهد شد؟ غایت تمنای طرفین چگونه به مادر جایگزین و رحم جایگزین و در نهایت به فرزند رشدیافته در رحم جایگزین منتقل میشود؟ آیا برای تحقق تولید نطفه و جنین و احتساب فرزند حاصله بهعنوان تبلور عشق و نهایت تمنای زوجین، صرف وجود رابطهی ژنتیکی کافی است؟ آیا ذوب و گمشدن زوجین در همدیگر در یک رابطهی عاشقانه منجر به تولد نوزاد برای احتساب فرزند حاصله بهعنوان تبلور عشق ضرورت ندارد؟ آیا میتوان ارادهی طرفین و توافق زوجین برای تولد فرزند از طریق رحم جایگزین را برای ظهور و بروز عشق کافی دانست؟
اساساً رابطهی مابین ارادهی عقلایی و احساس عاشقانه چگونه است؟ آیا عشق و عقل با هم آشتیپذیرند؟ ارادهی عقلایی با ذوب عاشقانه نسبتی دارد؟ و نهایت آنکه در این میان تکلیف احساس مادری مادر جایگزین و صاحب رحم اجارهای به نوزادی که در بطن وی و از خون و روح وی نمو میکند و جان مییابد، چیست؟ و اساساً اجاره دادن رحم را همهی مکاتب اخلاقی و همهی فرهنگها و مذاهب عقلایی، انسانی و حتی شرعی میدانند؟ چه عیاری و نسبتی مابین مادر بیولوژیک، مادر ژنتیکی و مادر اجتماعی میتواند برقرار باشد یا نباشد. خواجه شیراز چه نغز و خردمندانه فرموده است: که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها.
حسین ابراهیمی، عبدالحسن کاظمی، محمد اصغری جعفرآبادی، آرزو آزرم،
دوره 6، شماره 4 - ( مهر ماه 1392 )
چکیده
یکی از پدیدههای مهم در اخلاق پرستاری، تنش اخلاقی است. تنش اخلاقی که پرستاران از آن رنج میبرند، یکی از شدیدترین مشکلات روانشناختی است. هدف این مطالعه تعیین تنش اخلاقی از دیدگاه پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی شمال غرب ایران است. این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی است که در آن 418 نفر از پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی در شمالغرب کشور در سال 1391 به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای شرکت نمودند برای جمع آوری دادهها از مقیاس استاندارد تنش اخلاقی (MDS) با روایی بالا استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل نتایج از روشهای آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و آمار استنباطی (آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه) استفاده شد.میانگین تنش اخلاقی کلی پرستاران مراکز آموزشی - درمانی شمال غرب کشور 49/148 (انحراف معیار = 93/32) بود و 222 نفر (53 درصد) از پرستاران تنش اخلاقی در سطح شدید داشتند. در بین سه استان، استان زنجان با میانگین 46/152 (انحراف معیار 88/35)، بالاترین میزان تنش اخلاقی و در بین بخشها، بخش مراقبتهای ویژه با میانگین 72/152 (انحراف معیار 36/33) بالاترین میزان تنش اخلاقی را داشت. از بین متغیرهای مشخصات فردی - اجتماعی پرستاران، استان محل خدمت (01/0P<)، تحصیلات (05/0 P<)، نوع نوبت کاری(05/0P<) و وضعیت شغلی (05/0P <) با میزان تنش اخلاقی ارتباط معنیداری داشت.با توجه به تنش اخلاقی بالا در حرفهی پرستاری، مقابله با تنش اخلاقی توجه زیادی میطلبد. انجام مطالعاتی در مورد عوامل مؤثر و پیشگوییکنندهی تنش اخلاقی در بخشهای مختلف و آموزش در مورد راهکارهای مقابله با آن ضروری است.
عبدالحسن کاظمی، ثریا محمودی،
دوره 7، شماره 5 - ( دی ماه 1393 )
چکیده
ژنها «طلای سبز» عرصهی بیوتکنولوژی بهشمار میآیند. در حال حاضر، شرکتهای چندملیتی و دولتها همهی قارهها را در جست وجوی این طلای سبز زیر پا میگذارند، به امید این که انسانهایی را با خصوصیتهای بینظیر ژنتیکی که میتوانند در آینده به سرمایه تبدیل شوند، کشف کنند. اقتصاد نوین چهارچوبی مشخص برای آنالیز تکنولوژی تازهای از منظر سودجویی به ما ارائه می-کند، مفهوم سرمایه و بازار را دگرگون میسازد و بنابراین انسانها یا هر موجود زندهی دارای ویژگیهای ژنتیکی خاص، میتوانند هم به سرمایه و هم بازاری بالفعل و بسیار سودآور تبدیل شوند. باری، ثبت منابع ژنتیکی و مالکیت آن، بدون توجه به مبانی ذاتی حقوق بشر بر جامعه تأثیر خواهد گذاشت و باعث نقض حقوق اساسی بشر، بهویژه افراد و گروههای آسیبپذیر در اجتماع، خواهد شد و لذا در کنار توجه به فواید گستردهی بیوتکنولوژی، در زندگی و سلامت افراد و جامعهی بشری، نباید استفادههای سوء این فناوریها را برای برابری، کرامت انسانی، سلامت، اتونومی، دسترسی به اطلاعات، بهویژه با واقعیت اتحاد میان تکنولوژی و قدرت-های اقتصادی نادیده گرفت. انقلاب بیوتکنولوژی میتواند باعث ادعاهایی مبنی بر مالکیت ذات حیات انسانی، صفات حیاتی و ژنتیکی توسط غیر شود و این همان مشکل عینی است که با وقوع انقلاب بیوتکنولوژی، در کشورهای در حال توسعه روی داده است و متعاقباَ مردمان بومی این کشورها به چنین مسائلی واکنشهای متفاوتی نشان دادهاند.
زهرا نیکخواه فرخانی، فریبرز رحیمنیا، مصطفی کاظمی، علی شیرازی،
دوره 7، شماره 6 - ( اسفند ماه 1393 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای رفتار اخلاقی پرستاران و ارائهی مدل مربوطه، در شبکهی خدمات درمانی دولتی است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش آمیخته است. طرح تحقیق نیز از نوع طرح تحقیق آمیختهی اکتشافی است چراکه ابتدا روش کیفی انجام پذیرفته و سپس با توجه به نتایج بهدست آمده روش کمی انجام میپذیرد. از آنجا که فرضیههای تئوری فضیلتمحور بر روند انجام این پژوهش حاکم است، جامعهی آماری در بخش کیفی کلیهی پرستاران نمونه کشوری بیمارستانهای دولتی شهر مشهد بودند که با توجه به کفایت دادهها 14 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل مصاحبهها از روش تحلیل محتوا استفاده شده و در نتیجه مدل اولیهی رفتار اخلاقی در سه سطح استخراج شد. در سطح نخست، سه حوزهی رفتار اخلاقی با بیماران، رفتار اخلاقی با همراهان بیمار و رفتار اخلاقی با گروه درمان قرار گرفت. در سطح دوم، 13 بعد و در سطح سوم، 51 مؤلفه (مضمون) انتزاع شد. سپس در قسمت کمی تحقیق جهت سنجش و برازش مدل، پرسشنامهای در میان 176 نفر از پرستاران با سابقهی بیمارستانهای دولتی شهر مشهد توزیع شد. جهت تحلیل دادههای بخش کمی از روش تحلیل عاملی تأییدی و نرمافزار AMOS بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی گویای آن بود که تمامی ابعاد و مؤلفهها بهجز مؤلفه-ی «آموزش بیمار» مورد تأیید قرارگرفتند. شاخص برازش تطبیقی مدل (CFI= Comparative Fit Index) نیز با استفاده از نرمافزار AMOS 9/0 برآورد شد که نشان از برازش مدل ارائهشده دارد. نتایج حاصل از این پژوهش میتواند راهنمای عمل مدیران منابع انسانی بیمارستانهای دولتی باشد تا در بستری فضیلتمندانه به اشاعهی فضایل اخلاقی پرستاران بکوشند.
مهدی عقیلی، راضیه اکبری، علی کاظمیان،
دوره 8، شماره 3 - ( شهریور ماه 1394 )
چکیده
یکی از مباحث مهمی که امروزه در زمینهی ارتباط پزشک و بیمار مطرح میشود بحث بیان حقیقت از سوی پزشکان به بیماران است. تحقیق حاضر به بررسی رفتار پزشکان در زمینهی بیان حقیقت به بیماران سرطانی بر اساس تئوری رفتار برنامهریزی شده پرداخته است. به این منظور پرسشنامهای بر اساس ادبیات تحقیق و نظر متخصصان طراحی شد که شامل 24 سؤال بود. تعداد 161عدد پرسشنامهی قابل تحلیل از متخصصان مرتبط با بیماری سرطان بهدست آمد. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده بود و در کنفرانسها و همایشهای مرتبط با سرطان جمع آوری شد. نتایج اولویتبندی گویههای تحقیق نشان داد، در زمینهی نگرش، بیشتر پزشکان بر این اعتقاد بودند که حق اولیهی بیمار این است که اطلاعاتی در مورد بیماری خود داشته باشد و مشارکت خانواده در گفتن حقیقت به بیمار بسیار کارآمد و پرفایده است. توان پیشبینی تئوری رفتار برنامهریزیشده برای پیشبینی رفتار حقیقتگویی پزشکان R2=0.92 بود. نتایج نشان داد که بیشترین تأثیر را کنترل رفتار ادراکشده (تجربیات خود فرد) و هنجارهای ذهنی (افراد اثرگذار بر فرد) بر تمایل پزشکان بر بیان حقیقت دارند. کنترل رفتار ادراکشده با ضریب &beta=0.90 بر تمایل تأثیر داشت و نگرش تأثیر معنیداری بر تمایل به حقیقتگویی نداشت. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود از متخصصان برجسته در راستای آموزش متخصصان تازهکار استفاده شود و گایدلاین آموزشی برای آنها تدوین شود و جهت ارتقای رفتار پزشکان، لازم است متولیان بهداشت و درمان کشور اقدامات اصلاحی بهبود نگرش و هنجارهای ذهنی پزشکان را در دستور کار قرار دهند
مهدی ناطق پور، علی کاظمیان، نیکزاد عیسی زاده،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
فرهنگ اسلامی، مجموعهای درخشان و جامعنگر در تمدن انسانی است. تفکر اسلامی، تن و روان و جان را در ارتباطی تنگاتنگ میبیند و سلامت هر کدام را در گرو سلامت دیگری میداند. در بسیاری از آیات و روایات، بر توجه توأمان به روح و جسم تأکید شده است. از سوی دیگر با مراجعه به آثار فقهی علما و فقهای بزرگ میبینیم شرط صحت بسیاری از عبادات متوقف بر طهارت و نظافت است و در نتیجه، بسیاری از دورههای فقهی و رسائل عملیه با بحث طهارت و لوازم آن شروع میشوند. در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است: «الطُّهورُ نِصف الایمان»؛ پاکیزگی نیمی از ایمان است. پس تلاش در حفظ سلامت روحی و جسمی از لوازم دینی برای هر مسلمان دانسته شده است.
در دوران شکوفایی طب در میان مسلمانان، بهداشت و درمان در کنار یکدیگر بررسی میشدند. با ظهور حکیمان و طبیبان بزرگ اسلامی، این رشته از علوم از استحکام، غنا، نظم و ترتیبی شایسته برخوردار شد. طب در نزد اکثر حکما و اطبای مسلمان به سه بخش کلی تقسیم میشد: بهداشت (پیشگیری)، شناخت بیماریها و درمان آنها. در میان کشورهای اسلامی، ایران در علم طب از جایگاهی ویژه برخوردار بود: قبل از انتشار اسلام در ایران، مرکز علمی «جندیشاپور» از مهمترین مراکز طبی در زمان خود بود و طبیبان آن به عالم طب خدماتی ارزنده ارائه کردند؛ پس از تشرف ایرانیان به اسلام نیز، اطبای مسلمان ایرانی جزء پرکارترین و حاذقترین طبیبان زمان خود بودند. به منظور مروری اجمالی بر جایگاه بهداشت و طب در دوران شکوفایی طب اسلامی، با استفاده از روش مطالعات توصیفی و با مراجعه به آثار و شواهد تاریخی بهجامانده از مورخان و حکیمان ادوار گذشته، این بررسی انجام پذیرفت.
سیده محبوبه رضائیان، زهرا کاظمی گلیان، قاسم کاظمی گلیان، زهره عباسی، الهه سالاری، محبوبه طباطبایی چهر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
رعایتنشدن اخلاق حرفهای در مامایی، خطراتی زیانبار، ازجمله افزایش مرگومیر مادران و نوزادان را به دنبال خواهد داشت. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی موانع رعایت اخلاق حرفهای در مراقبتهای بالینی مامایی، از دیدگاه ماماهای بیمارستانهای استان خراسان شمالی، در سال 1397، انجام شد. این مطالعهی توصیفیمقطعی، با مشارکت 141 مامای شاغل در بیمارستانهای تخصصی زنان و زایمان استان خراسان شمالی، با استفاده از نمونهگیری طبقهبندیشده، صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهای شامل دو بخش بود: اطلاعات دموگرافیک و موانع رعایت اخلاق حرفهای، در سه حیطهی محیطی و مدیریتی و فردیمراقبتی. دادهها، با استفاده از نرمافزار SPSS، نسخهی 22 و آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. از دیدگاه ماماها، هر سه دستهی عوامل محیطی (73.94 %)، فردیمراقبتی (64.66 %) و مدیریتی (64.97 %)، ازجمله موانع رعایت اخلاق حرفهای بودند. مهمترین موانع رعایت اخلاق حرفهای در بعد مدیریتی، کمبود پرسنل (80 %)، در بعد محیطی، تغییرات بیولوژیکی بدن در شیفت کاری (85.2 %) و در بعد فردیمراقبتی، رضایتنداشتن از نیازهای پایه، مانند مکفیبودن درآمد یا استراحت کافی در پرسنل مامایی (80.9 %)، بود. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق حرفهای و مسائل و مشکلات ناشی از رعایتنشدن آن، پیشنهاد میشود مدیران و مسئولان، برنامهریزیهای لازم و ضروری را توسط بیمارستانها، برای رفع موانع ذکرشده از سوی ماماها انجام دهند.
عبدالحسن کاظمی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
مجلهها شروع به انتشار مقالاتی کردهاند که در آنها از رباتهای چت مانند Bard و Bing وChatGPT استفاده شده است؛ بهطوریکه برخی مجلات، چتباتها را بهعنوان نویسندگان مشترک، فهرست میکنند؛ اما خروجی چتباتها، در حال حاضر، خطراتی چون: سوگیریها، تحریفها، مطالب غیرمرتبط، ارائهی نادرست و سرقت ادبی دارند که بسیاری از آنها، ناشی از الگوریتمهای حاکم بر تولید آنها هستند و بهشدت به محتوای مواد استفادهشده در آموزش آن نرمافزار هوش مصنوعی وابستهاند. مجموع نظرات و بیانیههای مراجع بینالمللی چون: کمیتهی اخلاق نشر (COPE)، کمیتهی بینالمللی ویراستاران مجلات پزشکی (ICMJE)، انجمن جهانی سردبیران پزشکی (WAME)، شورای سازمانهای بینالمللی علوم پزشکی (CIOMS) حاوی نکات مشترک ذیل هستند:
- فقط انسانها میتوانند نویسنده باشند.
- نویسندگان باید منابع مطالب خود را بدانند.
- نویسندگان باید مسئولیت عمومی کار خود را بپذیرند.
- ویراستاران و داوران باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از رباتهای گفتوگو را در ارزیابی نسخهی خطی و تولید نقدها و مکاتبات مشخص کنند.
- ویراستاران برای مقابله با تأثیرات چتباتها بر انتشار، به ابزارهای دیجیتالی مناسب نیازمندند.
علاوهبراین، این ویرایش تصدیق میکند که چتباتها برای انجامدادن عملکردهای مختلف در نشریات علمی استفاده میشوند. چترباتها نمیتوانند نویسنده باشند. اگرچه وضعیت حقوقی یک نویسنده از کشوری به کشور دیگر متفاوت است، در اکثر حوزههای قضایی، نویسنده باید شخصی حقوقی باشد. چتباتها معیارهای تألیف کمیتهی بینالمللی ویراستاران مجلات پزشکی را برآورده نمیکنند، بهویژه اینکه نمیتوانند بعضی امور را ارزیابی کنند؛ اموری چون: تأیید نهایی نسخهای که باید منتشر شود؛ مسئولبودن برای تمام جنبههای کار در حصول اطمینان از اینکه سؤالات مرتبط هستند، بهدقت یا یکپارچگی هر بخشی از کار بهطور مناسب بررسی و حل میشود.هیچ ابزار هوش مصنوعی نمیتواند بیانیهی تضاد منافع را درک کند و وجههی قانونی امضای بیانیه را ندارد. چتباتها مستقل از توسعهدهندگان خود، وابستگی ندارند. ازآنجاکه نویسندگانی که یک سخهی خطی را ارسال میکنند، باید اطمینان حاصل کنند، همهی کسانی که بهعنوان نویسنده نامگذاری شدهاند، معیارهای تألیف را دارند، رباتهای گفتوگو نمیتوانند بهعنوان نویسنده گنجانده شوند. نویسندگان باید هنگام استفاده از چتباتها شفاف باشند و اطلاعاتی را دربارهی نحوهی استفاده از آنها ارائه دهند. میزان و نوع استفاده از چتباتها در نشریات و مجلات باید مشخص شود. این درخواست با توصیهی کمیتهی بینالمللی ویراستاران مجلات پزشکی، مبنی بر تأیید کمک نوشتاری و ارائهی اطلاعات دقیق دربارهی نحوهی انجامدادن مطالعه و نتایج تولیدشده در روشها مطابقت دارد. نویسندگانی که مقالهای را ارسال میکنند که در آن از یک ربات چت/ AIبرای پیشنویس متن جدید استفاده شده است، باید در قدردانی، به چنین استفادهای اشاره کنند. همهی اعلانهای استفادهشده برای تولید متن جدید یا تبدیل متن یا درخواستهای متنی به جداول یا تصاویر باید مشخص شوند. هنگامی که برای انجامدادن یا تولید کار تحلیلی، کمک به گزارش نتایج (مانند تولید جدولها یا شکلها) یا نوشتن کدهای کامپیوتری، از یک ابزار هوش مصنوعی مانند ربات چت استفاده میشود، باید در متن مقاله ذکر شود. در هر دو بخش چکیده و روش، بهمنظور فراهمکردن امکان بررسی دقیق علمی نظیر تکرار و شناسایی جعل، باید اعلان کامل استفادهشده برای تولید نتایج تحقیق، زمان و تاریخ پرسوجو و ابزار هوش مصنوعی بهکاررفته و نسخهی آن ارائه شود. ویراستاران و داوران همتا باید برای نویسندگان و یکدیگر، هرگونه استفاده از رباتهای گفتوگو را در ارزیابی نسخههای خطی و تولید نظرات و مکاتبات مشخص کنند. اگر آنها از چتباتها در ارتباطات خود با نویسندگان و یکدیگر استفاده میکنند، باید نحوهی استفاده از آنها را توضیح دهند. ویراستاران و داوران، مسئول هرگونه محتوا و نقلقول تولیدشده توسط ربات/ چت هستند. آنان باید توجه داشته باشند که چتباتها درخواستهایی را که به آنها داده میشود، ازجمله محتوای دستنوشته را حفظ میکنند و ارائهی دستنوشتهی نویسنده به یک ربات چت، محرمانهبودن دستنوشتهی ارسالشده را نقض میکند. ویراستاران به ابزارهای مناسب برای کمک به شناسایی محتوای تولیدشده یا تغییریافته توسط هوش مصنوعی نیاز دارند. چنین ابزارهایی باید بدون توجه به توانایی پرداخت هزینه برای آنها، به نفع علم و عموم مردم و برای کمک به اطمینان از یکپارچگی اطلاعات مراقبتهای بهداشتی و کاهش خطر پیامدهای نامطلوب سلامت، در دسترس ویراستاران قرار گیرد. بسیاری از سردبیران مجلات پزشکی از رویکردهای ارزیابی دستنوشته استفاده میکنند که برای مقابله با هوش مصنوعی طراحی نشدهاند. در حال حاضر، افراد در انتشارات علمی میتوانند از چتباتها برای اموری چون: کارهای سادهی پردازش کلمه (مشابه با نرمافزار واژهپردازی و بررسی دستور زبان و توسعهی آن)، تولید ایدهها و متن و محتوای اساسی پژوهش استفاده کنند.
میلاد کاظمی نجم، طاهره طولابی، عباس عباس زاده، رسول محمدی، نسرین ایمانی فر،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
مراقبت معنوی، حلقهی گمشدهی مراقبت کلنگر است. نتایج مطالعات، حاکی از صلاحیت اندک مراقبت معنوی پرستاران مخصوصاً در وضعیت اورژانس است؛ ازاینرو، پرستاران اغلب در وضعیت اورژانس از مراقبت معنوی غفلت میکنند. مطالعهی حاضر، بهمنظور تعیین تأثیر آموزش اخلاق حرفهای بر صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران بخش اورژانس انجام شد. این پژوهش، یک مطالعهی کارآزمایی تصادفیسازیشدهی کنترلدار دوگروهی با طرح پیشآزمون و پسآزمون است که روی 84 پرستار شاغل در بخش اورژانس مراکز آموزشیدرمانی دانشگاه علوم پزشکی لرستان، به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انجام شد. در گروه مداخله، چهار جلسه کارگاه آموزشی برگزار شد و پرسشنامهی صلاحیت مراقبت معنوی، ابزار مطالعه بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS، آمار توصیفی (میانگین و میانه و درصد) و آزمونهای آماری استنباطی (آنالیز واریانس تکرارشونده، تی مستقل و تست دقیق فیشر) استفاده شد. این مطالعه در دو گروه مداخله (42 نفر) و کنترل (42 نفر) صورت گرفت. بیشتر افراد شرکتکننده در هر دو گروه مداخله و کنترل، زن بودند. میانگین (انحراف معیار) نمرهی صلاحیت مراقبت معنوی قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد از آن، بهترتیب 57 (6/89)، 85/61 (7/47) و 83/41 (16/58) بود. آزمون آنالیز واریانس اندازهگیریهای مکرر نشان داد، تغییرات میانگین صلاحیت مراقبت معنوی کل و همچنین، خردهمقیاسهای آن، شامل ارزشهای انسانی، آگاهی، ارزیابی، اجرا و نگرش در طول زمانهای پیشگفته در دو گروه کنترل و مداخله معنادار بود (0/001 > P). در خردهمقیاس خودشناسی، میانگین نمرهی کسبشده در دو گروه کنترل و مداخله، در زمانهای متفاوت، تفاوت معناداری نداشت. نتایج این مطالعه نشان داد، آموزش اخلاق حرفهای باعث ارتقاء صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران میشود. با برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی، همچنین، دورههای ضمن خدمت اخلاق حرفهای و مراقبت معنوی برای پرستاران میتوان صلاحیت مراقبت معنوی پرستاران را ارتقا داد؛ بنابراین، به قانونگذاران حوزهی سلامت و مدیران پرستاری توصیه میشود، به اخلاق حرفهای، بهعنوان پایه و اساس تمام اقدامات پرستاری، نگاه و توجهی ویژه داشته باشند و از روشهای نوین و جذاب، مانند روش مطالعهی حاضر، یعنی سناریو در دورههای ارتقاء اخلاق حرفهای استفاده کنند.
مینا کفاش محمدجانی، ماندانا کاظمی، فاطمه محبوب بشری،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
هوش معنوی به مجموعهای از تواناییها برای استفاده از منابع دینی و معنوی اطلاق میشود و نقشی مهم در ارائهی مراقبتهای پرستاری باکیفیت به بیماران دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش هوش معنوی بر شایستگی پرستاران در مراقبت از بیماران است. در این مطالعهی مروری، کلیدواژههای فارسی و انگلیسی معنویت، هوش معنوی، مراقبت معنوی و پرستاری، بین سالهای ۲۰۱۷تا۲۰۲۳ در پایگاههای اطلاعاتی PubMed Scopus, Google Scholar, SID, جستوجو شدند. در این جستوجو، متن کامل ۲۱ مقاله، به زبان انگلیسی و فارسی انتخاب و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج بررسیها نشان داد، مراقبت معنوی ۴۵درصد از پرستاران بررسیشده، در سطح زیر متوسط قرار دارد. اکثر مطالعات، ارتباطی معنادار بین هوش معنوی و شایستگی پرستاری در ارائهی مراقبت معنوی گزارش کردهاند. هوش معنوی باعث تقویت باورها و شخصیت پرستاران و میل به رشد و یادگیری و بهبود کیفیت مراقبتهای پرستاری میشود؛ همچنین، جنسیت مرد، محل سکونت و التزام به دین، شایستگی پرستاران را در ارائهی مراقبت معنوی پیشبینی کرد. مطالعات نشان داده است، فرد در زمان بیماری و بستریشدن در بیمارستان و نیاز به مراقبت معنوی پرستاران، به بُعد معنوی خود توجه بیشتری دارد؛ بنابراین، مراقبت معنوی بخشی از مراقبت پرستاری کلنگر است. بر اساس مطالعهی حاضر میتوان نتیجه گرفت، در مراقبتهای پرستاری چالشهای اخلاقی وجود دارد و برخی پرستاران، به موضوع معنویت در مراقبتهای خود توجه کافی ندارند؛ ازاینرو، ارتقاء معنویت در مراقبتهای پرستاری به دلیل اهمیت آن در حرفهی پرستاری که از طریق آموزش هوش معنوی بایستی انجام شود ضروری به نظر میرسد.