18 نتیجه برای Jafari
علی جعفریان، علیرضا پارساپور، امیرحسن حاجترخانی، فریبا اصغری، سیدحسن امامی رضوی، علیرضا یلدا،
دوره 2، شماره 2 - ( اردیبهشت ماه 1388 )
چکیده
یکی از مهمترین تنشهای شغلی که هر پزشک در حرفهی خویش میتواند با آن مواجه شود شکایت بیمار است. هدف از این مطالعه بررسی شکایات وارده از پزشکان و دندانپزشکان به سازمان نظامپزشکی تهران بزرگ در سالهای 70، 75 و 80 از جهت تعداد، پراکندگی و عوامل ایجاد آن است.
این مطالعه بهصورت توصیفی و گذشتهنگر و با تکمیل فرم حاوی اطلاعات مورد نظر صورت گرفته است. تکمیل فرم با مطالعهی پرونده توسط یکنفر کارشناس امین سازمان نظامپزشکی در سالهای 81 و 82 صورت گرفته و اطلاعات بهدست آمده پس از طبقهبندی تجزیه و تحلیل شده است.
در مجموع این سه سال، 832 شکایت از پزشکان و دندانپزشکان طرح شده بود. شکایات بهعمل آمده از پزشکان در سالهای 75 و 80 به نسبت سال 70 بیش از دو برابر افزایش داشته است. 1/83 درصد پزشکان و دندانپزشکان تهران که طرف شکایت بودند بر اساس نتایج مندرج در پرونده تا زمان انجام مطالعه محکوم نشدهاند و از نظر سازمان نظام پزشکی قصوری نداشتهاند. شایعترین علل طرح شکایت از دیدگاه شکایتکنندگان بهترتیب خطای درمانی(38 درصد)، بیتوجهی(2/30 درصد)، مسائل مالی(4/25 درصد)، و عدم تبحر پزشک(7/17 درصد) بوده است. بر اساس این مطالعه، با افزایش سابقهی کاری پزشکان و داشتن تجربهی بیش از 15 تا 20 سال از آمار شکایات از آنها کاشته میشود؛ بهطوری که بیشترین آمار شکایات برای پزشکان میانسال با تجربهی 10 تا 20 سال بوده است.
بیشتر پزشکان و دندانپزشکان تهران که از آنان شکایت شده است، از نظر کارشناسان نظام پزشکی قصوری مرتکب نشدهاند و قسمت عمدهای از شکایتها مربوط به نتیجهی تعامل نامناسب میان پزشک و بیمار بوده است. رفتار مبتنی بر تعهدات حرفهای پزشک در برابر بیمار میتواند مانع وقوع بخش عمدهای از شکایتها شود.
سیدعبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامینیا، احمد فیاض بخش،
دوره 3، شماره 5 - ( (ویژه نامه حقوق بیمار) 1389 )
چکیده
کرامت انسانی از برجسته ترین موضوعهای بررسی شده در همهی زیر گروههای علوم انسانی است. همهگیر بودن و گستردگی جستارها در اینباره، آن را مسألهای سهل و ممتنع نموده است. به رغم کشش فراوان اندیشمندان به آن، کمتر بهدرستی بدان پرداخته شده و گرفتاریهای فراوانی در پژوهشهای آن دیده میشود. شاید نتایج گوناگون و گاه متناقض در اینباره، دستاورد نبود یک شیوهی همهپذیر در پژوهش کرامت باشد. بیشتر پژوهشگران تلاش نمودهاند تا باورها یا دریافتهای خود در اینباره را سامانمند سازند؛ ولی کمتر کوشیده شده است تا بنیادهای فکری و دغدغههای اندیشمندان دیگر واکاوی و برآورده گردیده؛ یا به پاسخی اقناعی و خردپذیر در آن زمینه دست یابند. با نگاه به برجستگی این جستار و جایگاه زیرساختی آن در دیگر تصمیمسازیها، این نگاره تلاش بر آن دارد تا برخلاف رایج، گامی پس نهد و پژوهشگران را پیش از پرداختن به این موضوع و با چشمپوشی از رسیدن به هر نتیجه، به نکاتی چند در راهبرد جستوجو و لغزشگاهها و لغزشها در پژوهش آن یادآوری نماید. از برترین این نکتهها میتوان به ضرورت پرداختن به موضوع با برهانهای عقلی پیش دینی و دوری از برداشتهای احساس محور، ضرورت رسیدن به یک باور جهان شمول، دقت در تعاریف کرامت و بهویژه انسان و سستیهای آنها، دستاوری گونهی بودن کرامت و ملاک آن و تمایز جایگاه بود و نمود در تعیین مصادیق نام برد.
سیدعبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامینیا، احمد فیاض بخش، علیرضا باقری،
دوره 4، شماره 1 - ( آذر ماه 1389 )
چکیده
پایهترین جستار در دانشهای انسانی همان جستار انسان یا مردم است. اگر چه آشنایی نخستین همگان با مفهوم کلان مردم، به جهت رویارویی هر روزه با مصادیق آن، به احساس بینیازی بسیاری، از پرداختن به تعریف و شناسه آن گردیده است. بیتوجهی در شناخت و شناسهی انسان میتواند ما را از دستیابی به نتایج تعمیمپذیر باز دارد و ما را بهسوی تصمیمهای روبینانه و گروهی و گذرا بکشاند. اما بهراستی لغزشگاههایی نیز در راه شناسهی انسان هست: برونرفت از تعریف مفهوم به توضیح واژگان انسان، جدا نبودن زیستی گونههای جانداران از یکدیگر تا مرز انکار عینیت گونهها، درآمد به درگیریهای نامگرایان و برونگرایان، نارسایی تعریفهای زیستی (ریختی، زایایی ، ژنتیکی و رفتاری) مردم و نیز کاستی تعریف منطقی آن.
در نگاه ما ملاک فراگیر و جداگری دربارهی انسان زیستی در دست نیست؛ از این رو، حقوق و ویژگیهایی که در دانشهای انسانی برای انسان بر میشماریم، از نگاه فلسفی نمیتواند منسوب به انسان زیستی گردد. در تلاش برای پیوست این گسست، در تعاریف انسان کمینه مشترک پذیرفته و انسان فلسفی دانسته شده و اختلافات و استثناها بدان الحاق گردیده است. آشکار است که الحاقی هم پایه با اصل نیست و میباید که دربارهی آن دو، پذیرای مراتب گردید و گرنه ملحق کلاً از مقولهی فلسفی انسان بیرون خواهد بود. دست کم در رویکرد ثبوتی، آنچه تفاوت چیستاری میان انسان و دیگر جانداران ایجاد مینماید، مفهوم زیستی و حتی شناسایی انسان نیست. هرچند در رویکرد اثباتی، این تعریف گاه تنها ابزار در دسترس برای جداگری نمونههای مردم باشد. خودآیینی و گزینش آزاد، ملاک راستین این شناسه تواند بود.
مریم عباسی نژاد، علی جعفریان، فریبا اصغری، علیرضا پارساپور، محمدرضا ظفرقندی،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده
یکی از تظاهرات رعایت حق اتونومی بیماران در عمل اخذ رضایت آگاهانه قبل از هر اقدام تهاجمی است. در حال حاضر در ایران، فرایند اخذ رضایت آگاهانه پیش از اقدامات جراحی، محدود به امضای یک برگه است و این برگه اغلب اطلاعات اختصاصی هر عمل جراحی را تشریح نمیکند و فرصت کافی برای مطالعهی آن به بیماران داده نمیشود. نویسندگان برای اصلاح این رویه برگههای اطلاعات اختصاصی را برای هر یک از انواع عمل جراحی تدوین کردهاند که با هدف بررسی اثر بخشی ارائهی این برگهها به بیماران در ارتقاء دانش و رضایتمندی آنها این مطالعه اجرا شد. به 110 نفر از بیمارانی که جهت انجام جراحیهای الکتیو، در بخشهای جراحی 1 و 3 و 4 و 5 بیمارستان امام خمینی (ره) و جراحی 3 بیمارستان سینا بستری شده بودند، پیش از انجام عمل جراحی، برگههایی حاوی اطلاعات اختصاصی پیرامون عملهای جراحی مختلف ارائه شد و نحوهی استفاده از آن به عهدهی خود بیمار گذاشته شد؛ سپس بعد از عمل جراحی و در نزدیکترین زمان ممکن به ترخیص، با استفاده از پرسشنامهی شفاهی، با آنان مصاحبه به عمل آمد. در مقطع زمانی دیگری با 110 بیمار دیگر مشابه از نظر شرایط مکانی و بیماری بدون دادن برگهی حاوی اطلاعات، بعد از عمل جراحی، و در نزدیک ترین زمان ممکن به ترخیص، مصاحبه شد. پرسشنامه شامل سؤالات تشریحی پیرامون آگاهی آنان از بیماریشان و عمل جراحی مورد نظر بود و نیز از میزان رضایت آنها از اطلاعاتی که در اختیارشان قرار گرفته بود سؤال شد.
میانگین نمرهی آگاهی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 8/48 درصد، و در بیماران گروه کنترل، معادل 6/44 درصد از 100 درصد بود. ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی عمل جراحی به بیماران گروه مداخله، تأثیر معنیداری بر آگاهی کلی بیماران نداشت (140/0 P=) و فقط آگاهی آنان را نسبت به عوارض جانبی عمل جراحی خود بالا برد (001/0< P). همچنین، رضایتمندی کلی در بیماران گروه مداخله، معادل 2/60، و در بیماران گروه کنترل، معادل 4/56 از 100 بود و ارائهی برگههای اطلاعات تأثیر معنیداری بر رضایتمندی کلی بیماران نداشته (166/0 P= ) و رضایتمندی آنان را فقط در مورد اطلاعاتی که در خصوص دورهی نقاهت پس از عمل جراحی در اختیارشان گذارده شده بود، افزایش داد (033/0 P=). با توجه به اینکه ارائهی برگههای اطلاعات اختصاصی موضوع این مطالعه، در مجموع نمیتواند به تنهایی باعث افزایش آگاهی و رضایتمندی بیماران شود، پیشنهاد میشود که پزشکان در روند اخذ رضایت از بیماران، به ارائهی یک برگه بسنده نکرده و وقت کافی جهت توضیح پیرامون نوع بیماری و جنبههای مختلف آن به بیماران اختصاص دهند.
علی اکبر جعفری،
دوره 4، شماره 5 - ( مهر ماه 1390 )
چکیده
غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی از حکما و فلاسفهی بزرگ در ایران دورهی اسلامی است. در میان علوم و تخصصها، کمترین توجه، به شخصیت و فعالیتهای عملی او در حوزهی طب و پزشکی شده است. این مسأله موجب شده تا سایر دانشها و علومی که او در آنها نیز تخصص زیادی داشت، مورد غفلت واقع شود. در مجموعه آثار دشتکی، دو اثر علمی در حوزهی طب وجود دارد. همچنین، گزارشهای تاریخی از رفتارهای بهداشتی و رعایت توصیههای پزشکی توسط او سخن میگویند. این مسائل نشاندهندهی این واقعیت است که دشتکی علیرغم گرفتاریهای علمی و اجرایی، در امور طب نیز چهرهای شاخص بوده است. براین اساس، این مقاله با رویکرد توصیفی - تحلیلی به بررسی شخصیت او در حوزهی پزشکی و نیز معرفی رسالهی طبی معالم الشفای او میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بررسی تاریخ طب ایرانی - اسلامی در قرن دهم هجری بدون در نظر گرفتن دشتکی و رسالهی طبی معالم الشفاء، پژوهشی ناقص خواهد بود. از این رو، پیشنهاد شده است تا این رساله، ترجمه و چاپ شود تا در این دسته از تحقیقات مورد استفاده واقع شود.
Aamir Jafari،
دوره 5، شماره 9 - ( (اسفند ماه ویژه نامه اخلاق در آموزش) 1391 )
چکیده
Over the past few years, there has been an exponential increase in people with bioethics related university degrees or diplomas in Pakistan. Whereas there was only one person with formal bioethics education in Pakistan in 1998, there are over a hundred in 2012, a sixteen fold increase. This paper will begin by describing the various bioethics education programs currently available in Pakistan, and their users. A qualitative study was conducted from August 2010 to July 2011 focusing on Pakistanis who had, or were pursuing formal bioethics qualifications like a Postgraduate Diploma or a Masters degree in bioethics. According to the findings of this study, the main reason for people to pursue this degree was because they hoped bioethics would equip them with means to address social evils, inequities and unethical practices they encountered in professional and personal encounters. For most, bioethics was a harbinger of change. This was in contrast to motivations noted in the West where an education in bioethics is regarded as an academic pursuit often aimed towards a career.Bioethics education had also made clear impacts on those who underwent the courses. They noted internal changes in themselves, their attitudes and behavior. They felt more humility with their new knowledge, and felt they were better communicators and were more sensitive individuals now.Respondents also noted changes in the attitudes of their colleagues with them. They observed that after their bioethics qualification, whereas some colleagues acknowledged them for their knowledge and expertise in this field, others felt uncomfortable in their presence and avoided them. There was a general perception of them having assumed the mantle of a Bioethics Police. Bioethics felt like a stigma for many respondents.With increasing numbers bioethicists with no discernable utility within institutions in Pakistan, the apparent laudable growth in this cadre of trained professionals also has its disadvantages. This will probably be true in the context of other developing countries also. There is therefore a need for seamlessly integrating bioethics within academia and the professions rather than developing it as a separate entity with little practical utility and with a holier than thou air about it.
هادی جعفری منش، مهدی رنجبران، کتایون وکیلیان، رضا تاجیک، امیر الماسی حشیانی،
دوره 6، شماره 6 - ( اسفند ماه 1392 )
چکیده
سنجش میزان رعایت کدهای اخلاق پرستاری در دانشجویان پرستاری بهعنوان کارکنان آیندهی سیستم خدمات بهداشتی درمانی امری ضروری است. برای تعیین نیازهای آموزشی اخلاقی و همچنین، ارزشیابی این آموزشها نیاز به بررسی میزان رعایت کدهای اخلاقی در بین دانشجویان وجود دارد. این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهی پرستاری و برخی عوامل مرتبط با آن، در بین دانشجویان پرستاری دانشکدهی پرستاری و مامایی شهید بهشتی انجام گرفت. در این پژوهش مقطعی توصیفی- تحلیلی تعداد 118 نفر از دانشجویان پرستاری که در بیمارستانهای دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در حال گذراندن واحدهای کارآموزی در عرصه بودند، بهصورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل یک پرسشنامه حاوی اطلاعات دموگرافیک و یک پرسشنامهی پرسشگر ساخته بود که بر اساس کدهای اخلاق حرفهی پرستاری و تحقیقات موجود در ایران و جهان تهیه شده است.مدیریت تعارضات و بعد از آن احترام به همکاران تیم درمانی بیشترین اصل از کدهای اخلاقی بودند که توسط دانشجویان پرستاری رعایت میشد. احترام به حقوق بیماران و آموزش به بیمار از اصولی بود که کمتر رعایت میشد. متغیرهای معدل، جنسیت دانشجویان، وضعیت تأهل، علاقه و احتمال کار در رشتهی پرستاری ارتباط آماری معنیداری با رعایت کدهای اخلاق نشان داد. نتایج این مطالعه میتواند بر اهمیت ایجاد درس اخلاق حرفهای، طراحی کدهای اخلاق حرفهای و آموزش آن به جامعهی پرستاری تأکید کند که این امر میتواند مورد توجه برنامهریزان و سیاستگذاران بخش سلامت قرار گیرد.
سمیه رستمی، روانبخش اسماعیلی، هدایت جعفری، جمشید یزدانی چراتی، سیدافشین شروفی،
دوره 10، شماره 0 - ( سال 1396 1396 )
چکیده
مراقبتهای درمانی با اثرات درمانی، اما بدون فایده برای بیمار، «مراقبت بیهوده» نامیده میشود. با توجه به اهمیت درک اعضای تیم درمان از مفهوم مراقبت بیهوده و همچنین تأثیر حاصل از این درک، بر کیفیت مراقبتهای پرستاری و سلامت جسمی و روانی تیم درمان، این تحقیق با هدف بررسی درک پرستاران از مراقبت بیهوده در بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است. مطالعهی حاضر یک مطالعهی تحلیلی از نوع همبستگی است. ۱۸۱ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای ICU مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران بهصورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار بررسی، پرسشنامهای دو قسمتی شامل فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامهی درک از مراقبت بیهوده بود. همچنین دادهها با نرمافزار آماری SPSS نسخهی ۱۹ و آزمونهای آماری توصیفی و شاخصهای مرکزی و پراکندگی، بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. برای بررسی رابطهی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی و تی تست و آنالیز واریانس استفاده شد. یافتهها نشان داد اکثر پرستاران (۷/۶۵ درصد) درک متوسطی از مراقبت بیهوده داشتند. از میان متغیرهای دموگرافیک تنها بین میانگین ساعت کار در هفته، با درک از مراقبت بیهوده ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (0/05>p). با توجه به سطح متوسط درک پرستاران از مراقبت بیهوده، لازم است مداخلات مناسبی برای به حداقل رساندن تناوب مواجهه با مراقبت بیهوده و تنش حاصل از آن صورت گیرد. آموزش مکانیسمهای سازگاری و افزایش شناخت پرستاران از موقعیتهای منتج به مراقبت بیهوده، کاملاً ضروری به نظر میرسد.
محمد جعفری، آرش قدوسی، نرگس صادقی، مژگان محمدپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
ارتباط همدلانه با بیماران از امور مهم پرستاری است و این مطالعه با هدف مقایسه میزان همدلی پرستاران با بیماران وابسته به مواد در مراکز درمان سوءمصرف مواد و بخش داخلی بیمارستان انجام شد. مطالعهی مقطعی از نوع توصیفیتحلیلی است و بخش داخلی بیمارستان و مراکز درمان سوءمصرف مواد، محیط این پژوهش بودند. نمونههای پژوهش، شصت نفر بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار مطالعه، پرسشنامهای دو قسمتی شامل اطلاعات فردی و پرسشنامهی استاندارد همدلی جفرسون بود که روایی و پایایی داشت. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS 16 (T-Test مستقل،One-Way ANOVA ، Krus kal-Wallis، (Chi-Square تجزیه و تحلیل شدند. امتیاز همدلی پرستاران (از صد نمره)، در بخش داخلی 32/6±84/67 و در مراکز درمان سوءمصرف مواد 21/9±73/79 بود (001/.=P). پرستاران مرد (88/9±80/76)، متأهلان (98/9±93/75)، پرستاران بالای چهل سال (12/11±1/79)، پرستاران دارای مدرک فوق لیسانس (78/3±5/75)، پرستاران دارای سابقهی خدمت بالای ده سال (53/8±53/83) و اضافهکار کمتر از پنجاه ساعت (9/9±61/80)، بیشترین امتیاز همدلی را داشتند (05/.> P). همدلی پرستاران با بیماران معتاد، در مراکز درمان سوءمصرف مواد در مقایسه با بخش داخلی بیمارستان بیشتر و تفاوت میان آنها معنادار بود. نتایج پژوهش نشان داد مراقبت از بیماران معتاد، در یک بخش اختصاصی باعث همدلی بیشتر میشود. در ارتباط همدلی با سطوح تحصیلی و سابقهی شغلی پرستاران، ضروری است به آموزش مهارتهای همدلی به دانشجویان پرستاری از ترم اول توجه شود و برای پرستاران شاغل در بیمارستان و دیگر مراکز درمانی توسط پرستاران با مدرک تحصیلی بالاتر و باتجربه، جلسات آموزش ضمن خدمت برگزار شود.
حامد فدایی، فتاح جعفریزاده، سعید غلامزاده، عبدالرسول ملکپور، محمد زارعنژاد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
مسئولیت کیفری پزشکان و دستیاران، از مباحث پیچیدهی حقوق پزشکی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مسئولیت دستیاران و دانشجویان پزشکی در انجام اقدامات تشخیصی و درمانی، با مطالعهی موردی پروندههای پزشکی قانونی استان فارس از سال 1390تا1395 بوده است. در این مطالعه، 63 پروندهی افراد شاکی بررسی شد که شامل 33 مرد (52.4 درصد) و 30 زن (47.6 درصد) بودند. غالب افراد شاکی، بیسواد و زیر دیپلم بودند و کمترین فراوانی، مربوط به سطح تحصیلات دکترا بود. دربارهی وضعیت جسمانی شاکی (بیمار)، بیشترین فراوانی مربوط به فوت افراد بود (با فراوانی 73 درصد)؛ بیشترین شکایات، از گروه درمانی (با فراوانی 95.2 درصد) و پس از آن، پزشک (با فراوانی 8/4 درصد) انجام شده بود. از نظر رشتهی تحصیلی، رشتهی زنان و زایمان، نسبت به سایر رشتهها، فراوانی بیشتری داشت (44.4 درصد). در کل، در 26 پرونده (41.3 درصد)، نهایتاً، متشاکی تبرئه و 37 پرونده (7/58 درصد) نیز، به محکومیت افراد ختم شده بود. از نظر نوع قصور، فراوانترین نوع قصور، مربوط به بیاحتیاطی (91.9 درصد) بود. در این مطالعه، بیشترین فراوانی سطح تحصیلات متشاکی، مربوط به رزیدنت ارشد (با فراوانی 11.1 درصد) بود. بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، در خطاهای پزشکی بهوجودآمده توسط دانشجویان دورهی کارورزی (انترن) و دکترای تخصصی (دستیاری)، مشخصکردن دقیق مسئولیتهای کیفری دانشجویان دورههای عمومی و دستیاران تخصصی، در قبال قصور و خطاهای رخداده و تبیین آنها در آییننامههای آموزشی هر دوره، اهمیتی خاص دارد. در کنار آن، برگزاری دورههای آموزشی پزشکی قانونی و مسئولیت حقوقی و کیفری دانشجویان در قبال امور درمانی، در ارتقای کیفیت درمان، بسیار اثرگذار است.
علیرضا مشیراحمدی، عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
احتمال بروز خطا و ایجاد آسیب در فعالیتهای پزشکی وجود دارد؛ موضوعی که میتواند زمینهساز طرح شکایت از پزشک شود. پس از مفتوحشدن چنین پروندههایی، با توجه به جنبهی تخصصی این امور، لازم است تا برای اخذ نظر کارشناسی اقدام گردد. سازمان پزشکی قانونی، یکی از مراجعی است که در این زمینه، نقشی اساسی دارد؛ بنابراین، اطلاع از معیارهایی که از نظر کارشناسان این سازمان، در محکومیت کادر درمانی حائز اهمیت تلقی میشود، علاوه بر آگاهیبخشی به پزشکان، میتواند در کاهش میزان تقصیرات شغلی این رشته نیز، تأثیری بسزا داشته باشد. مطالعهی پیشِ رو، به لحاظ هدف، کاربردی، از نظر شیوهی تجزیه و تحلیل، توصیفیتحلیلی و به لحاظ جمعآوری دادهها، اسنادی و کتابخانهای است. تلاش پزشکان، این است که با تشخیص صحیح بیماری و انتخاب فرایندی مناسب و علمی، به درمان بیماران بپردارند و ضمن کاستن از آلام و دردها، سلامتی را به آنان بازگردانند؛ اما همیشه، نمیتوان به چنین هدفی نایل شد؛ چهبسا پزشک در هر یک از مراحل تشخیص، انتخاب درمان و انجام آن، مرتکب اشتباه شود؛ لذا، اگرچه از هیچ پزشکی انتظار نمیرود که نتیجهای خاص را برای بیمار تضمین کند و الزاماً، به درمان قطعی بیماری نایل آید، از ایشان این توقع وجود دارد که در مداوای بیماران، مطابق استانداردهای متعارف رفتار کنند و در این زمینه، مرتکب بیاحتیاطی و بیمبالاتی نشوند. با دقت در استدلالهای منعکس در پروندههای قصور پزشکی، میتوان شاخصهای مؤثر محکومیت پزشکان را در دو دستهی اقدامات پیشا و پسادرمانی طبقهبندی کرد. شاخص پیشادرمانی شامل مجموعهاشتباهاتی است که مرتبط با تشخیص بیماری یا انتخاب نوع درمان است.
فاطمه جعفری نعل اشکنانی، زینب عیدیوندی، مرضیه شفیعی، الهام مراغی، مهرناز مرادی کل بلند،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
رعایت اخلاق حرفه ای جز ماهیت ذاتی پرستاری است. رعایت موازین اخلاقی توسط پرستاران عاملی موثر در بهتر شدن عملکرد ارائه مراقبت از بیمار خواهد بود. این مطالعه با هدف تعیین عوامل تسهیل کننده و بازدارنده رعایت اخلاق حرفه ای از دیدگاه پرستاران انجام گردید. این مطالعه توصیفی مقطعی با مشارکت 367 پرستارشاغل در بیمارستانهای شهر مسجدسلیمان انجام گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه عوامل تسهیل کننده و بازدارنده رعایت اخلاق طراحی و روایی و پایایی شده توسط دهقانی بود. آنالیز داده ها با استفاده از spss22 انجام شد. ازدیدگاه پرستاران عوامل تسهیل کننده رعایت اخلاق در بعد مدیریتی نیروی پرسنلی کافی متناسب با تعداد بیماران(6/64%)، در بعد فردی وجود ارتباط مناسب بین فردی بین همکاران و سایر تیم درمان(3/60%) و در بعد بیماران رفتار مناسب بیماران با کارکنان پرستاری(1/59%) و مهمترین عوامل بازدارنده رعایت اخلاق در بعد مدیریتی عدم توجه به توانایی و مهارت پرسنل در حین تقسیم کار(2/71%)، در بعد محیطی شلوغ بودن و پر کار بودن بخش(6/69%) و در بعد فردی و مراقبتی کمبود وقت(4/66%) عنوان گردید. در این پژوهش بر اساس دیدگاه پرستاران مهم ترین عوامل تسهیل کننده و بازدارنده رعایت معیارهای اخلاق حرفه ای شناسایی گردید. با توجه به ضرورت اخلاق حرفه ای در عملکرد پرستاری، مدیران می توانند با بررسی های دوره ای در زمینه رعایت اخلاق حرفه ای از دیدگاه پرستاران و بیماران، وضع موجود رعایت اخلاق حرفه ای را بررسی کنند.
عبدالرضا جوان جعفری بجنوردی، علیرضا مشیراحمدی، سیدآریا حجازی، حسام قپانچی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
صاحبان حِرَف پزشکی میکوشند خدمات درمانی را بهصورت کارآمد، مطلوب و باکیفیت به بیماران ارائه دهند؛ بااینحال، درمانهای پزشکی، مصون از خطا و اشتباه نیستند؛ بنابراین، حدوث آسیب متعاقب درمانهای پزشکی، امری اجتنابناپذیر است؛ موضوعی که میتواند منتهی به شکایت علیه کادر درمان شود. با بهجریانافتادن پروندههای اینچنینی، اخذ نظریهی کارشناسی ضرورت مییابد؛ ازهمینرو، وقوف به شاخصهای مؤثر در محکومیت، ضمن اثربخشی در تقلیل رفتارهای آسیبزا، میتواند در افزایش بینش کادر درمان نیز، مفید باشد. مداقه در پروندههای تخلفات پزشکی، گویای آن است که شاخصهای محکومیت، در دو دستهی پیشا و پسادرمانی جای میگیرند. خطاهای حادثشده پس از ورود به اجرای مراحل درمان، گویای معیار پسادرمانی است. نقص در خاتمهی فرایند درمان، انجامندادن اقدامات درمانی در محل مناسب، عدم تناسب یا اشتباه در روش بهکاررفته و تقصیر یا اشتباه فاحش، اهم موارد مسئولیتزای مرتبط با این شاخص است. پژوهش حاضر بر آن است تا به شیوهی توصیفیتحلیلی و با استناد به نظریات کارشناسی نوشتهشده در پروندههای قصور و تقصیر پزشکی، معیارهای مؤثر در محکومیت کارکنان درمانی را بررسی کند.
سیدعبدالصالح جعفری، سیدابوالحسن نواب، باقر طالبی دارابی، بهین آرامینیا،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
در قرآن کریم، به کرامت آدمی تصریح شده است؛ اما در دو آیه، به دو مفهوم خلافت و امانت دربارهی انسان و در سنجش با دیگر آفریدگان پرداخته شده که از آیات دشوار و پوشیده در تفسیر شمرده میشوند. «گزینش نیک» از بد یا همان معنای «اختیار» بهعنوان بنیاد و ملاک کرامت انسان، میتواند تفسیری آسان و شفاف از این آیات ارائه دهد. آیهی «امانت»، انسان را بر خلاف آفریدگان دیگر، پذیرای امانتی میشمارد که از «ظلوم» و «جهول»بودن اوست و مفسران، هم، در معنای این دو صفت و هم، در نسبت آن با پذیرش امانت، اختلاف کردهاند. اگر این امانت ویژه، همان ویژگی انسانی «اختیار» باشد، میتواند در کنار دو ویژگی عدل و علم، دو ویژگی ظلم و جهل را نیز، برای انسان رقم زند. وزن «فعول» برای رساندن توان یک ویژگی است، نه فعلیت آن و اینجا، به معنی «توانا به ستم یا توانا به نادانی» است، در کنار «عدول» و «علوم». پس التزام همه انسان ها به ستم و نادانی نیست. در آیهی «خلافت» نیز، فرشتگان به خدا میگویند جانشینی آدم، به «پستی» و «خونریزی» خواهد انجامید و خداوند نفی نکرده است؛ اما به دانشی بالاتر ارجاع میدهد. اگر وجه خلافت نیز، همان ویژگی انسانی نیکگزینی و ملزوم علم و عدل باشد، فرشتگان، بهدرستی، وجه مقارن آن را که جهل و ظلم و پستی و خونریزی است، دیده و ارزش اصل اختیار را که نیکگزینی آزادانه در برابر نیکی جبری خودشان است، درنیافتهاند؛ آنچه خلافت و تخلق و مَثَل خدا و عبودیت آزاد با کنه ربوبیت است.
هدایت جعفری، فاطمه احمدی، مبینا عابدین پور،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
خستگی شفقت به حالت خستگی فیزیکی و عاطفی اطلاق میشود که متخصصان مراقبتهای بهداشتی، به دلیل قرارگرفتن طولانیمدت در معرض استرسهای شغلی و عوارض عاطفی مراقبت از دیگران تجربه میکنند. مراقبت دلسوزانه برای نتایج بالینی بهتر بیمار ضروری است؛ اما، در طول ارائهی مراقبتهای بهداشتی میتواند با عوامل متعدد به خطر بیفتد. این مطالعه به بررسی عناصر مؤثر بر خستگی شفقت در پرستاران بخش مراقبت ویژه میپردازد. این بررسی نظاممند با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی SID, Magiran Irandoc, Iranmedex, Civilica, Science Direct, Web of Science, Embase, PubMed, Scopus, ProQuest, و Google Scholar با استفاده از کلیدواژههای خستگی شفقت، مراقبتهای ویژه، پرستاران، رضایت از شفقت و فرسودگی انجام شد. پس از حذف نمونههای تکراری، ابتدا مطالعات بر اساس معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند؛ سپس، کیفیت آنها، با استفاده از چکلیست ارزیابی انتقادی برای مطالعات مقطعیتحلیلی ارزیابی شد. در نهایت، ۲۳ مطالعهی انجامگرفته در بازهی زمانی ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ وارد این مرور نظاممند (سنتزکیفی) شدند. تعداد کل شرکتکنندگان در تمام مطالعاتی که در این مرور بررسی شدند، ۵۸۲۰ نفر بود. این بررسی نشان داد، عناصر ساختاری محل کار و ویژگیهای جمعیتشناختی پرستاران، مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، ملیت، سطح تحصیلات، تابآوری، طول شیفت، سابقهی کار در بخش مراقبت ویژه، محل کار، سمت در واحد و نسبت پرستار به بیمار، علل و پیشبینیکنندههای خستگی شفقت هستند. رهبری و حمایت اداری در محیط بالینی و راهبردهای مقابلهای بهکارگرفتهشده بهوسیلهی پرستاران، عواملی بودند که تأثیر خستگی شفقت را در میان پرستاران مراقبتهای ویژه کاهش دادند. این بررسی نظاممند، با برجستهکردن تأثیر شایان توجه خستگی شفقت بر پرستاران نشان داد، هم محیط کار و هم عوامل جمعیتشناختی، در بروز خستگی شفقت نقشی مهم دارند. یافتهها بر اهمیت رهبری حمایتی و همچنین راهبردهای مقابلهای مؤثر، در کاهش اثرات خستگی از شفقت در میان پرستاران مراقبتهای ویژه تأکید میکند. با پرداختن به این عوامل، سازمانهای مراقبتهای بهداشتی میتوانند رضایت شفقت را افزایش داده و فرسودگی شغلی را کاهش دهند؛ این اصلاحات، در نهایت، به بهبود مراقبت از بیمار و پیامدهای بالینی منجر میشوند.
ماندانا آرش، نادر قلی قورچیان، پریوش جعفری، اختر جمالی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
از شاخصهای مهم میزان موفقیت در حرفهی پرستاری، وجود نیروهای انسانی متعهد به حرفه است؛ ازاینرو، یکی از وظایف دانشکدههای پرستاری، ایجاد توانمندی در پذیرش تعهدات حرفهای در دانشجویان و عمل به آنهاست تا فرهنگ تعهد را بهصورت تکلیف پذیرفته و بهعنوان ارزشی اجتماعی در بروز رفتارهای حرفهای به کار بندند؛ لذا، این پژوهش با هدف تعیین راهبردهای ارتقاء و توسعهی شاخصهای فرهنگیاجتماعی مؤثر بر تعهد حرفهای در دانشجویان پرستاری انجام شده است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی بود که مشارکتکنندگان در بخش کیفی، بیست نفر از صاحبنظران حرفه بودند که به روش هدفمند در سال ۱۴۰۰ انتخاب شدند. دادهها بر اساس اصل اشباع نظری، از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافته جمعآوری و با روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شدند. شش مؤلفهی مشارکت رسانههای ارتباطی در ارتقاء فرهنگی و علمی حرفه، توجه به تفاوتهای فرهنگی بین دانشگاه و مراکز درمانی، ارائهی فرهنگ تعهد در دانشگاه و مراکز بالینی، توجه به همسویی فرهنگ فرد و فرهنگ حرفه، توجه به برخورداری حرفه از حمایت اجتماعی، توجه به اشاعهی فرهنگ کار و تلاش در جامعه در قالب بیست شاخصِ آگاهیبخشی، ایجاد احساس نیاز، دغدغهمندکردن جامعهی دانشگاهی، شناخت از دانش پرستار، وجود تعارضات فرهنگی، ایجاد زمینههای مناسب آموزش با توجه به اصول فرهنگی، بهکارگیری استادان متعهد، تبدیل تعهد به فرهنگ، تبدیل تعهد بهعنوان تکلیف، تلاش برای اشاعهی تعهد در دانشگاهها و مراکز بالینی، نبود تداخل فرهنگی فرد با حرفه، توجه به فرهنگ بومی، ماهیت جنسیتی حرفه، اعتبار اجتماعی حرفه، جایگاه اجتماعی حرفه، حمایت جامعه از حرفه، شناساندن حرفه به جامعه، انعطافپذیری در روابط اجتماعی، ایجاد فرهنگ مشارکت و ایجاد فرهنگ نیاز به تعهد استخراج شدند. ترویج فرهنگ تعهد بین اعضای حرفه با تکیه بر ضرورت آموزش اصول اخلاقی و حرفهای و ارتقاء فرهنگ حرفه از طریق ایجاد حساسیت و دعوت به تفکر در بین دانشجویان میتواند با ایجاد زمینههای اجتماعی برای تمرین مسئولیتپذیری و پاسخگوبودن دانشجویان در قبال وظایف محوله سبب ارتقاء و پایداری تعهد حرفهای شود.
فاطمه رودی، هدایت جعفری، محمدرضا جلیلفر، سیدمحمد میرشفیعی، سید توحید حسینی، سودابه اسلامی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
پرستاران در موقعیتهای بحرانی، در خط مقدم ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی قرار دارند و با مسئولیتها و چالشهای اخلاقی پیچیدهای روبهرو هستند که نیازمند تصمیمگیریهای دشوار و لحظهای در چنین مواقعی است. هدف از این مطالعه، بررسی جامع چالشهای اخلاقی پیش روی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه درگیریهای مسلحانه و جنگهاست. در این مقالهی مروری نظاممند، برای جستوجوی مقالات مرتبط با موضوع چالشهای اخلاقی پرستاران در بحرانها بهویژه جنگ، از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus،ScienceDirect ، Magiran و موتور جستوجوگر Google Scholar استفاده شد. اخلاق پرستاری، جنگ، بحرانهای جهانی، ملاحظات اخلاقی پرستاری در جنگ، Ethical Considerations in Nursing During War و Nursing Ethics in Armed Conflicts از واژگان کلیدی جستوجوشده بودند. پس از بررسی مقالات و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، در مجموع، هفت مقالهی مرتبط با موضوع چالشهای اخلاقی پیش روی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه درگیریهای مسلحانه و جنگها بررسی شدند. یافتههای این مطالعات نشان داد، پرستاران در زمان جنگ با چالشهای اخلاقی پیچیدهای مواجه میشوند. ازجملهی این چالشها میتوان به تخصیص منابع محدود در مواقع بحرانی، درمان مجروحان جنگی و غیرنظامیان بدون تبعیض، حفظ رازداری بیمار درعین همکاری با مقامات نظامی و مراقبت از بیماران در مواقع خطرناک اشاره کرد. چالشهای اخلاقی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه جنگ عبارتاند از: تضاد بین وظیفهی حرفهای و وابستگیهای سیاسی و نظامی و تعهد آنها به کشور خود، تخصیص منابع محدود در مواقع بحران، تصمیمگیری دربارهی اولویتبندی بیماران برای دریافت خدمات درمانی و مواجهه با خطرات جانی فراوان درحین مراقبت از بیمار. آموزش اخلاق پرستاری در زمان جنگ و حمایت از پرستاران، در مواجهه با این چالشها امری ضروری است.
محمدرضا جلیلفر، هدایت جعفری، فاطمه رودی، سیدتوحید حسینی، سودابه اسلامی، سیدمحمد میرشفیعی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
با توجه به نیاز روزافزون به مراقبتهای پرستاری در منزل، استقلال بیمار به عنوان یک اصل اخلاقی مهم در ارائه خدمات مراقبتی مطرح میشود. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی اهمیت خودمختاری و استقلال فردی در مراقبت از بیماران در منزل بوده است. در این مقاله مروری سیستماتیک، از پایگاههای اطلاعاتی PubMed،Scopus، sciencedirect،magiran و موتور جستجوگرGoogle scholar برای جستجوی مقالات مرتبط با موضوع خودمختاری واستقلال در 10 سال اخیر مرتبط با مراقبت پرستاری در منزل استفاده شده است. کلمات کلیدی مورد استفاده درجستجو عبارت بودند از:"خودمختاری بیمار"،"مراقبت پرستاری در منزل"،"اخلاق پرستاری"،"autonomy in nursing home care". پس از بررسی مقالات و فرایند جستجو و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، 20 مقاله مرتبط با موضوع خودمختاری در مراقبت پرستاری درمنزل در این مطالعه مروری سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. یافتههای این مطالعات نشان داد که عوامل مختلفی میتوانند بر خودمختاری بیمار درمنزل تأثیرگذار باشند، از جمله به موارد ذیل اشاره نمود: · عوامل فردی: سن، جنس، وضعیت سلامت جسمی و روانی بیمار؛ · عوامل خانوادگی: حمایت خانواده، روابط خانوادگی، فرهنگ خانواده؛ · عوامل اجتماعی: حمایت اجتماعی، دسترسی به منابع اجتماعی؛ · عوامل سازمانی: سیاستهای مراقبتی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی. با توجه به این یافتهها ومقایسه آنها، میتوان نتیجه گرفت که برای ارتقای خودمختاری بیمار درمنزل، باید به تمام عوامل ذکرشده توجه شود. برخی از راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای خودمختاری بیمار عبارتند از: · آموزش بیمار و خانواده در مورد خودمختاری بیمار؛ · تقویت حمایت خانواده از بیمار، · ارائه خدمات حمایتی اجتماعی به بیمار؛ · توسعه سیاستهای مراقبتی حمایتی از خودمختاری بیمار؛ · بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی. خودمختاری بیمار یکی از اصول اخلاقی مهم در مراقبت پرستاری در منزل است. با توجه به عوامل موثر بر خودمختاری بیمار، باید راهکارهای جامعی برای ارتقای آن در نظر گرفته شود. آموزش بیمار و خانواده، تقویت حمایت خانواده، ارائه خدمات حمایتی اجتماعی و بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی از جمله راهکارهای موثر دراین زمینه هستند.