25 نتیجه برای رفتار
مرجان مردانی حموله، هایده حیدری،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
در عدالت سازمانی مطرح میشود که باید با چه شیوههایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند بهصورت عادلانه با آنها رفتار شده است و شامل حیطههای عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی است. رفتار مدنی سازمانی نیز رفتاری است که به قصد کمک به همکاران یا سازمان بهوسیلهی یک فرد انجام میگیرد. لذا با توجه به اهمیت این دو متغیر، هدف این پژوهش تعیین رابطهی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در کارکنان بیمارستان میباشد.
این مطالعه از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعهی پژوهش شامل کلیهی کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان و نمونهی تحقیق شامل 180 نفر از این کارکنان میباشد که به روش نمونهگیری تصادفی ساده در سال 1387 انتخاب شدهاند. اطلاعات از طریق پرسشنامههای روا و پایا شدهی عدالت سازمانی و رفتار مدنی سازمانی جمعآوری شده و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها نشان دادند که عدالت سازمانی و اجزای آن با رفتار مدنی سازمانی و اجزای آن همبستگی مثبت معنیدار دارد و فرضیهی پژوهش مورد پذیرش قرار گرفت. لذا از آنجا که رابطهی عدالت سازمانی با رفتار مدنی سازمانی در این پژوهش به خوبی مشخص شده است، کاربرد عدالت سازمانی و نحوهی بهکارگیری آن، جهت افزایش رفتار مدنی سازمانی کارکنان، الزامی است.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
بر اساس آنچه دانشمندان و اندیشمندان سلف از واژهی اخلاق تعریف کردهاند، اخلاق عبارت است از ملکات و سجایای نفسانی و شخص اخلاقی کسی است که به آن ملکات و سجایا متصف باشد. اما این تعریف که امروزه نیز مورد قبول است نسبت به رفتار شخص اخلاقی مواجهای ندارد و موضع اخلاق را نسبت به کسی که متصف به صفات اخلاقی است اما بر حسب اتفاق مرتکب فعلی غیراخلاقی میشود معلوم نمیکند.
در این مقاله با رویکردی تحلیلی و بحث منطقی علاوه بر پذیرش تعریف فوق نسبت به تکتک رفتار اشخاص نیز مواجهای ابطالگرایانه خواهیم داشت و پس از تبیین مفهوم واژهی تقوا به تعریفی جامع از شخص اخلاقی مبادرت خواهیم نمود. این تعریف که برای اولین بار در این مقاله عنوان میشود نظریهای جدید در باب تعرف اخلاق است و با تلفیق معنای واژهی تقوا و اخلاق، شخص اخلاقی را شخص با تقوایی میداند که علاوه بر آنکه به صفات اخلاقی متصف است نسبت به تکتک رفتار و کردار خود نیز حساس است و دغدغه دارد.
حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
رفتار سیاسی آندسته از فعالیتهایی است که انجام آنها در سازمان ضرورت ندارد، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع سازمانی اعمال نفوذ میکند. افراد با استفاده از رفتار سیاسی، سعی در بهدست آوردن و استفاده از قدرت در سازمان را دارند. امروزه، بیشترین تلاش محققان برای مطالعهی ادراک کارکنان از رفتار سیاسی است و اینکه آیا در انجام رفتار سیاسی باید اصول اخلاقی را رعایت کرد یا نه؟ لذا این پژوهش با هدف معرفی، علل، پیامدها و اخلاقی یا غیراخلاقی بودن رفتار سیاسی و قدرت در سازمان انجام شده است. پژوهش حاضر مطالعهای مروری است که اطلاعات مورد نیاز آن از طریق موتورهای جستوجوگر Medline، Ovid، Elsevier، Google، Pub Med، Scopus، Springer، Cochran Library و با بهکارگیری تعداد پنج کلیدواژه و یکصدوده منبع و سپس با انتخاب 41 منبع جمعآوری و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. بیشتر رفتارهای سیاسی حاصل تفاوت ادراک فردی و همچنین ویژگیهای سازمانی هستند. به همین دلیل، بعضی از افراد بهدنبال رفتارهای سیاسی مشروع هستند و بعضی از افراد رفتارهای نامشروع را ترجیح میدهند، اگرچه در رفتارهای سیاسی نمیتوان بهطور دقیق مشخص کرد که چه نوع کاری اخلاقی یا غیراخلاقی است. پس، باید گفت رعایت اصول اخلاقی در رفتار سیاسی باید در جهت تأمین منافع سازمان باشد. رفتارهای سیاسی را در سازمان نمیتوان از بین برد، زیرا آنها پدیدهای اجتنابناپذیر هستند. بنابراین، مدیران اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان را بپذیرند، استراتژیهای سیاسی را تنظیم کنند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برسانند.
حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
رفتارهای غیراخلاقی را در سازمان بهعنوان رفتار سیاسی مینامند؛ یعنی رفتارهایی که انجام آنها در سازمان بهطور رسمی ضرورت ندارند، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع اعمال نفوذ میکنند و برای کسب قدرت یک فرد یا گروه قدرتطلب بهکار می روند. به عبارت سادهتر، رفتار سیاسی، رفتارهایی غیررسمی، تنگ نظرانه و غیرقانونی هستند که اقتدار رسمی و ایدئولوژی سازمان آن را مجاز نمیداند. پژوهشهای اخیر نشان میدهد بعضی عوامل مانند ویژگیهای فردی، فرهنگ سازمانی و/ یا شرایط محیطی و جو سازمانی در بروز رفتارهای سیاسی نقش مهمی را ایفا میکنند. مقالهی حاضر یک پژوهش مروری است که با استفاده از موتورهای جستوجوگر و انتخاب منابع مرتبط، قصد دارد تا ضمن معرفی رفتارهای سیاسی که غیراخلاقی هستند به مدیریت و کنترل این رفتارها در سازمان توسط مدیر نیز بپردازد. بعضی از رفتارهای سیاسی مشروع و برخی نامشروع هستند. شکایت کارکنان از سازمان بهطور رسمی، رفتار سیاسی مشروع نامیده میشود، اما رفتارهایی مانند خرابکاری، شورش، سهل انگاری، وظیفه ناشناسی، کارگریزی، کش دادن کارها، سرزنش کردن و تقصیر را به گردن دیگران انداختن، جلوگیری از تغییر و تحول، ایجاد تنش و فشار عصبی در محیط کار، ایجاد نگرانی و دلواپسی در کار، مته به خشخاش گذاشتن، توپ را به زمین دیگران انداختن، خود را به هالوبازی زدن یا اصطلاحاً به کوچه علی چپ زدن، طفره رفتن، با عذرخواهی از دیگران و ابراز پشیمانی کردن از میزان مسؤولیت خود کاستن، دیگران را سپر بلا قراردادن، تحریف و مخدوش کردن اطلاعات و پافشاری بر تصمیمات نابهجا و اشتباهات گذشته، جزو رفتارهای سیاسی نامشروع بهحساب می آیند.
وظیفهی مدیران کنترل رفتارهای سیاسی در سازمان است تا در محدودهی منطقی و سازنده از آنها برای نیل به اهداف سازمانی بهره ببرند. سرانجام اینکه یک مدیر اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان خود را بپذیرد و راهبردهای مناسبی را برای پیش بینی و کنترل رفتارهای سیاسی تدوین و تنظیم کند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برساند. بنابراین، امروزه، سازمانها نیازمند مدلی هستند تا بتوانند بر مبنای رعایت اصول اخلاقی، ضمن اجرای نظریههای عدالت سازمانی و ارائهی خدمات رفاهی، نحوهی کنترل و در عین حال بهرهبرداری مناسب را از رفتارهای سیاسی تعیین و معرفی کنند.
احمد ایزدی، الهام ایمانی، زهرا خادمی، فریبا اسدی نوقابی ، نینا حاجیزاده، فاطمه نقیزاده،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
پرستاران در عمل با مسائل اخلاقی چالشبرانگیزی مواجه میشوند و این امر تصمیمگیری را برای آنها سخت میکند. هدف از این مطالعه تعیین میزان حساسیت اخلاقی پرستاران در تصمیمگیریهای بالینی و همبستگی آن با رفتار مراقبتی آنها در بخشهای مراقبتهای ویژهی بیمارستانهای آموزشی - درمانی بندرعباس در سال 1391 است. این پژوهش مطالعهای توصیفی - تحلیلی است و همهی پرستاران شاغل در بخشهای مراقبتهای ویژه نمونههای آن هستند. پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و زمینهای، پرسشنامهی استاندارد حساسیت اخلاقی پرستاران در تصمیمگیری و پرسشنامهی رفتار مراقبتی جهت گردآوری اطلاعات استفاده شدند. اطلاعات با نرمافزار SPSS16 و آمار توصیفی و آزمونهای من ویتنی یو، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. میانگین نمرهی حساسیت اخلاقی پرستاران90/6 ± 15/70 با حداکثر امتیاز 96 و حداقل امتیاز 49 بود و 6/85 درصد حساسیت اخلاقی متوسط داشتند. میانگین نمرهی رفتار مراقبتی پرستاران 62/10 ± 90/108 با حداکثر نمرهی 120 و حداقل نمرهی 69 محاسبه شد. همبستگی معنیداری بین نمرهی حساسیت اخلاقی و نمرهی رفتار مراقبتی وجود نداشت اما هر دو نمره با بخش محل کار رابطهی معنیدار داشتند. بعد میزان احترام به استقلال مددجو با سابقهی شرکت در سمینار یا کارگاه اخلاق پزشکی ارتباط معنیدار داشت. میزان حساسیت اخلاقی پرستاران در این پژوهش در حد متوسط بود و با رفتار مراقبتی آنها همبستگی معنیداری نداشت. از آنجا که پرستاران در امر مراقبت از بیمار با موقعیتهای جدی برخورد میکنند که نیاز به تواناییهای اخلاقی در تصمیمگیری و عملکرد مناسب دارد، لازم است نسبت به مسائل اخلاقی مربوط به حرفهی خود حساس و آشنا باشند.
محمد خواجه دلویی، زهرا موفقی، مهدیه پوریزدان پناه،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
آموزش اخلاق پزشکی در حقیقت ایجاد فرهنگ رفتاری، باورها و هویت حرفهای میباشد و یکی از محورهای اساسیآموزش پزشکی است. مطالعهی حاضر اثربخشی کوریکولوم اخلاق پزشکی و بهترین شیوهی اجرا را از دیدگاه کارورزان مورد بررسی قرار داده است. این مطالعه توصیفی - مقطعی در تیرماه سال 1391 انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامهای 10 سؤالی بود که در گروه اخلاق دانشکدهی پزشکی مشهد تدوین شد. روایی ابزار به روش محتوا و پایایی آن به روش همبستگی درونی (72/0=α) تأیید شد و با مراجعهی حضوری به بخشهای بالینی در اختیار کلیهی کارورزان قرار گرفت. اطلاعات بهوسیلهی نرم افزار SPSS تجزیه و با استفاده از آمار توصیفی و شاخص مرکزی نما گزارش شد. 71 کارورز (60 درصد) به پرسشنامه پاسخ دادند که 54 درصد آنها خانم، 55 درصد کارورز سال دوم بودند. نمای دادهها در خصوص میزان تحقق پیامدهای قابل انتظار از درس اخلاق پزشکی یعنی میزان دستیابی کارورزان به اهداف، میزان تناسب درس با نیازهای بالینی و تخمین کلی از مفید بودن درس در طبقهی کم و در پاسخ به چالشزایی موقعیتهای اخلاقی بالینی در طبقهی زیاد قرار گرفت. در پاسخ به مناسبترین روش انتقال دانش، نگرش و مهارتهای اخلاق پزشکی، بحث گروهی (38 درصد) برای آموزش مقدمات اخلاق پزشکی و بحث در مورد Case و ارائهی راهحل در مرحلهی کارآموزی (70 درصد)، نما را تشکیل داد. مناسبترین روش ارزشیابی دانشجو آزمون کتبی با ارائهی Case، و ارزشیابی عملکرد در بخش معرفی شد. مطالعهی حاضر اثربخشی درس اخلاق پزشکی را کم و تقاضای کارورزان را برای ارائهی کاربردی این درس نشان داد. بهنظر میرسد که ارائهی این درس نیازمند تغییرات بنیادین است.
ابوالفضل قاسمزاده، شیوا ملکی، شعبان بروکی میلان،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده
ریشهی بسیاری از رفتارها و فعالیتهای کارکنان درمانی بیمارستان را باید در اخلاق و ارزشهای اخلاقی جستوجو کرد. به همین دلیل توجه به اخلاق حرفهای و پیامدهای آن از اساسیترین موضوعات پژوهشی در حوزههای سازمانی است.هدف پژوهش حاضر بررسی و کشف اثر میانجی هویت سازمانی در روابط اخلاق حرفهای با رفتار شهروندی سازمانی و رفتار انحرافی کار است. این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوهی گردآوری دادههای توصیفی از نوع همبستگی است. جهت رسیدن به هدف پژوهش، نمونهای به حجم 225 نفر از جامعهی 820 نفری کارکنان و متخصصان درمانی بیمارستان شهرستانهای ماکو، شوط و پلدشت به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای استاندارد هویت سازمانی، اخلاق حرفهای، رفتار شهروندی و رفتار انحرافی کار جمعآوری شد. بهمنظور بررسی روابط متغیرها در الگوی مفهومی از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اخلاق حرفهای با هویت سازمانی (177/0(r= و با رفتار شهروندی سازمانی OCB (179/0=r) دارای رابطهی مثبت و معنیداری است. همچنین، نتایج نشان داد که رابطهی بین اخلاق حرفهای با رفتار شهروندی و رفتار انحرافی از طریق هویت سازمانی میانجیگری میشود. در الگوی مورد نظر، تمام وزنهای رگرسیونی- بهغیر از رابطهی بین اخلاق حرفهای و رفتار انحرافی - از نظر آماری معنیدار بودند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اخلاق حرفهای باعث تقویت هویت سازمانی میشود و سپس هویت سازمانی موجبات تقویت و ارتقای رفتار شهروندی سازمانی و کاهش رفتار انحرافی کار را در کارکنان و متخصصان درمانی بیمارستان فراهم میکند.
سپیده محمدی، تاج محمد آرازی،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
امروزه، زندگی آکادمیک ارتباط تنگاتنگی با مقولهی انتشار مقاله دارد و در همین راستا تعیین نام نویسندگان مقالههای علمی و رعایت اخلاق در این زمینه با چالشهای متعددی مواجه بوده است. با توجه به اینکه حیطههای مختلف مشکلات موجود نیاز به شناسایی بیشتر دارد، این مقاله با نگاهی تاریخی به بررسی چالشها و راه حلهای موجود در تعیین نام نویسندگان مقالههای علمی میپردازد. مقالهی حاضر نوعی مقالهی مروری است که با جستوجوی مقالههای مرتبط با موضوع در موتورهای جستوجوی علمی طی سالهای 1985 تا 2014 میلادی انجام شده است.وجود نویسندگان افتخاری، اجباری، نامریی، و عدم رعایت ترتیب نام نویسندگان از جمله مسائلی است که نشان از عدم رعایت اخلاق در تعیین نام نویسندگان مقالههای علمی دارد. برای حل مشکلات فوق، سازمانهای متعددی معیارهای اخلاقی در این حیطه ارائه دادند که مشتمل بر: معیار کمیتهی بینالمللی سردبیران مجلههای پزشکی، سهمبندی یا تعیین مشارکت، ابزارهای اندازهگیری عینی و راهنمای کشوری اخلاق در انتشار آثار پژوهشی علوم پزشکی بوده است. اما با وجود تمام قوانین مصوب مطالعات همچنان نشان از وجود مشکلات فوق دارند.برای رفع معضلات موجود، تأکید ارزشیابی در سازمانهای علمی و پژوهشی باید از سمت تعداد و کمیت مقالههای چاپ شده به سمت کیفیت مقالهها سوق پیدا کند. تمام ارگانهای علمی قوانین تعیین نام نویسندگان را دانسته و اجرا کنند. همچنین، پیشنهاد میشود نظامهای آموزشی، خصوصاً در مقاطع تحصیلات تکمیلی، دورههای آموزشی در زمینهی اصول اخلاقی چاپ مقاله ارائه دهند و به گونهای بر این مسائل تأکید شود که منجر به نهادینه شدن این امر در دانشجویان و محققان جوان شود.
زهرا نیکخواه فرخانی، فریبرز رحیمنیا، مصطفی کاظمی، علی شیرازی،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای رفتار اخلاقی پرستاران و ارائهی مدل مربوطه، در شبکهی خدمات درمانی دولتی است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش آمیخته است. طرح تحقیق نیز از نوع طرح تحقیق آمیختهی اکتشافی است چراکه ابتدا روش کیفی انجام پذیرفته و سپس با توجه به نتایج بهدست آمده روش کمی انجام میپذیرد. از آنجا که فرضیههای تئوری فضیلتمحور بر روند انجام این پژوهش حاکم است، جامعهی آماری در بخش کیفی کلیهی پرستاران نمونه کشوری بیمارستانهای دولتی شهر مشهد بودند که با توجه به کفایت دادهها 14 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل مصاحبهها از روش تحلیل محتوا استفاده شده و در نتیجه مدل اولیهی رفتار اخلاقی در سه سطح استخراج شد. در سطح نخست، سه حوزهی رفتار اخلاقی با بیماران، رفتار اخلاقی با همراهان بیمار و رفتار اخلاقی با گروه درمان قرار گرفت. در سطح دوم، 13 بعد و در سطح سوم، 51 مؤلفه (مضمون) انتزاع شد. سپس در قسمت کمی تحقیق جهت سنجش و برازش مدل، پرسشنامهای در میان 176 نفر از پرستاران با سابقهی بیمارستانهای دولتی شهر مشهد توزیع شد. جهت تحلیل دادههای بخش کمی از روش تحلیل عاملی تأییدی و نرمافزار AMOS بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی گویای آن بود که تمامی ابعاد و مؤلفهها بهجز مؤلفه-ی «آموزش بیمار» مورد تأیید قرارگرفتند. شاخص برازش تطبیقی مدل (CFI= Comparative Fit Index) نیز با استفاده از نرمافزار AMOS 9/0 برآورد شد که نشان از برازش مدل ارائهشده دارد. نتایج حاصل از این پژوهش میتواند راهنمای عمل مدیران منابع انسانی بیمارستانهای دولتی باشد تا در بستری فضیلتمندانه به اشاعهی فضایل اخلاقی پرستاران بکوشند.
مهدی عقیلی، راضیه اکبری، علی کاظمیان،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
یکی از مباحث مهمی که امروزه در زمینهی ارتباط پزشک و بیمار مطرح میشود بحث بیان حقیقت از سوی پزشکان به بیماران است. تحقیق حاضر به بررسی رفتار پزشکان در زمینهی بیان حقیقت به بیماران سرطانی بر اساس تئوری رفتار برنامهریزی شده پرداخته است. به این منظور پرسشنامهای بر اساس ادبیات تحقیق و نظر متخصصان طراحی شد که شامل 24 سؤال بود. تعداد 161عدد پرسشنامهی قابل تحلیل از متخصصان مرتبط با بیماری سرطان بهدست آمد. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده بود و در کنفرانسها و همایشهای مرتبط با سرطان جمع آوری شد. نتایج اولویتبندی گویههای تحقیق نشان داد، در زمینهی نگرش، بیشتر پزشکان بر این اعتقاد بودند که حق اولیهی بیمار این است که اطلاعاتی در مورد بیماری خود داشته باشد و مشارکت خانواده در گفتن حقیقت به بیمار بسیار کارآمد و پرفایده است. توان پیشبینی تئوری رفتار برنامهریزیشده برای پیشبینی رفتار حقیقتگویی پزشکان R2=0.92 بود. نتایج نشان داد که بیشترین تأثیر را کنترل رفتار ادراکشده (تجربیات خود فرد) و هنجارهای ذهنی (افراد اثرگذار بر فرد) بر تمایل پزشکان بر بیان حقیقت دارند. کنترل رفتار ادراکشده با ضریب &beta=0.90 بر تمایل تأثیر داشت و نگرش تأثیر معنیداری بر تمایل به حقیقتگویی نداشت. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود از متخصصان برجسته در راستای آموزش متخصصان تازهکار استفاده شود و گایدلاین آموزشی برای آنها تدوین شود و جهت ارتقای رفتار پزشکان، لازم است متولیان بهداشت و درمان کشور اقدامات اصلاحی بهبود نگرش و هنجارهای ذهنی پزشکان را در دستور کار قرار دهند
حسین درگاهی، گلسا شهام،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
تمرکز بر روی ارتقای تعهد کارکنان یکی از روشهای مدیریت نرم در سازمانهاست تا بدینوسیله عملکرد و کارایی خود را افزایش دهند. از سوی دیگر، هرچه کارکنان از رفتارهای غیر اخلاقی بیشتر بدانند و به آن عمل کنند کمتر به تعهدات شغلی خود پایبند خواهند بود. در این پژوهش، هدف آن است تا ارتباط بین تعهد کارکنان با میزان تمایل آنها به بروز رفتارهای غیر اخلاقی در واحدهای ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران تعیین شود.
این مطالعه از نوع توصیفی - تحلیلی بود که بهصورت مقطعی در سال 93-92 بر روی کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و متناسب با تعداد کارکنان در هر یک از حوزههای ستادی دانشگاه به تعداد 150 نفر تعیین شد و سپس بهصورت طبقهای و با تخصیص مناسب تعداد کارکنان در هر یک از حوزهها بهدست آمد. ابزار پژوهش در این مطالعه پرسشنامهی محققساختهی رفتار غیراخلاقی و پرسشنامهی تعهد شغلی Allen & Mayer بود که پس از ترجمهی متون، روایی و پایایی آنها به تأیید رسید و میزان پاسخدهی برابر 85 درصد بهدست آمد. جهت تحلیل دادههای جمعآوری شده از نرمافزار SPSS ویرایش 19 استفاده شد، و نتایج توصیفی در قالب جدول، میانگین و درصد ارائه شد و بهمنظور دستیابی به نتایج تحلیلی از آزمون One Sample T-Test, K2 و Parson بهرهبرداری لازم بهعمل آمد.
میانگین تعهد کارکنان برابر 32/62 بود که نشان داد در حد متوسط قرار دارد. همچنین، اکثر قریب به اتفاق کارکنان تمایل به بروز رفتار غیر اخلاقی نداشتند. بین تعهد شغلی کارکنان با ردیف سازمانی آنها ارتباط معنیدار دیده شد (P=0.015). علاوه بر این، بین تعهد شغلی کارکنان در کار و ابعاد آن نیز با بروز رفتار غیراخلاقی و غیرضروری آنها ارتباط معنیداری دیده نشد. تعهد شغلی کارکنان واحدهای ستادی دانشگاه تحت تأثیر تمایل به بروز رفتارهای غیر اخلاقی نیز قرار ندارد. بنابراین، تعهد شغلی کارکنان میتواند تحت تأثیر دیگر عوامل سازمانی مانند اخلاق مدیران و رعایت عدالت سازمانی توسط سرپرستان و دیگر عوامل قرار داشته باشد که باید در پژوهشهای بعدی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
مرضیه کهنوجی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
اساس فرایند تدریس از یک بنیان اخلاقی محکم برخوردار است و اساتید میباید ابعاد تربیت اخلاقی را در نقشهای حرفهای خود متجلی کنند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد تربیت اخلاقی در رفتار اعضای هیأت علمی دانشگاه انجام شده است.
نتایج تحلیل محتوا نشاندهنده این مهم هستند که برخی اساتید علیرغم، آمادگی، دانش و معلومات کافی در فرآیند یاددهی، نمیتوانند رضایت درونی لازم را از عمل تدریس خود داشته باشند با کمی تامل مشخص میشود که یک سری مهارتها برای رفع این مشکل وجود دارد که از جمله آنها روی آوردن به اخلاق و تربیت اخلاقی در فرایند تدریس است چرا که امروزه اندیشمندان دایرهی موضوعی اخلاق را فراتر از صفات و ملکات یعنی به دامنهی وسیع افعال و کارهای ارزشی انسان کشاندهاند و از طرفی عصر حاضر، عصر بحرانها و چالشهای بنیانافکن است و اگر بشر بخواهد تعادل روانی داشته باشد و در روابط فردی و اجتماعی موفق باشد، باید به اخلاق و تربیت اخلاقی روی آورد. اعضای هیأت علمی میتوانند ضمن متخلق نمودن خود به مؤلفههای تربیت اخلاقی در ابعاد رفتاری، شناختی و عاطفی، آنها را به دانشجویان منتقل کنند و در تبدیل این ویژگیهای نیکو به منش، نقش مهمی ایفا کنند
صدیقه ابراهیمی، نسرین علی نژاد،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
امروزه بهعلت پررنگترشدن کرامت و شأن انسانی و افزایش آگاهی بیماران، روشهای سنتی آموزش اخلاق پزشکی نمیتواند جوابگوی نیاز افراد در زمینهی رعایت اخلاق پزشکی باشد. در این پژوهش مقطعی، تأثیر کارگاههای آموزشی اخلاق پزشکی، بر میزان یادگیری و تغییر دیدگاه چهل نفر از دانشجویان پزشکی سال چهارم، بررسی شد. در ابتدا و انتهای کارگاه اخلاق، پرسشنامهی سنجش اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی، خودارزیابی از نظر رفتار اخلاقی و خودارزیابی کلی برای بررسی میزان اخلاق حرفهای ارائه شد. نتایج حاصل از بررسی این پرسشنامهها نشان داد میانگین نمرهی دانشجویان در زمینهی میزان اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی (پرسشنامهی شمارهی ۱) بعد از کارگاه، بیشتر از قبل از آن بوده است (۰۰۲/۰=p) و از نظر آماری، تفاوتی معنادار میان این دو مرحله وجود دارد؛ ولی دربارهی خودارزیابی رفتار اخلاقی (۶۴/۰=p) و خودارزیابی کلی میزان رعایت اخلاق حرفهای (۴۸/۰=p)، بین میانگین نمرهی دانشجویان، قبل و بعد از کارگاه، تفاوت آماری معناداری دیده نشد. آنچه از تحلیل لاگبوکها به دست آمد، بیانگر آن بود که موضوعاتی همچون: رازداری، رضایت آگاهانه و شرایط ارائهی خبر بد، برای دانشجویان بهخوبی تفهیم شده و موضوعاتی مانند همدلی با بیمار، احترام به وضعیت روحی او، برخورد با بیمار ایدزی، آگاهساختن بیمار از بیماری و سیر درمان و قبول اشتباه از سمت پزشک یا پرسنل و عذرخواهی از بیمار، بهطور ناقص، در کانون توجه دانشجویان بوده است. آموزش اخلاق فقط در کارگاه اخلاق، آن هم تنها در شروع مقطع بالینی کافی نیست؛ بلکه باید، بهصورت فعال، در بیمارستان و بر بالین بیمار نیز آموزش داده شود.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
دغدغهها و نگرانیهای اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران بهعنوان موضوعی در خور بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمهی داشتن سیاست عینی و خطمشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، داشتن آگاهی و شناخت کافی دربارهی عوامل ایجادکنندهی آنهاست. در مطالعهی حاضر تلاش شده تا شواهد گزارششده در مطالعات داخل کشور دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آنها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعهی انجامشده دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعهی اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناساییشده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در ذیل سه مجموعهی ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاستهای ارتقای علمی، تأمین بودجهی پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیتهای نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیتهای پژوهشی؛ ۳. عوامل فردی شامل مهارتهای پژوهشی، مدرکگرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجامشده در کشور آنچنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداختهاند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند دادهسازی و تحریف دادهها، بهویژه سرقت علمی، توجه کردهاند.
زهرا محمودزاده، طاهره اشکتراب، سیدمحمدکاظم نایینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
یکی از معضلات اخلاقی شایع در حرفهی پرستاری، تنیدگی اخلاقی است که باعث ناراحتی و مانع از عملکرد صحیح اخلاقی پرستاران، علیرغم داشتن دانش کافی و لازم، میشود. از یک سو، تنیدگی اخلاقی، موجب اختلال در ارتباط پرستار و بیمار و کیفیت ارائهی مراقبت میگردد و از سوی دیگر، رفتارهای مراقبتی در بهبود کیفیت مراقبت و احساس امنیت در بیماران نقش دارد. مطالعهی حاضر با هدف تعیین همبستگی تنیدگی اخلاقی با رفتار مراقبتی پرستاران بخشهای مراقبت ویژهی بیمارستانهای شهر بندرعباس در سال ۱۳۹۶تا۱۳۹۷ انجام گرفت. این پژوهش، مطالعهای توصیفی از نوع همبستگی است که بر روی 173 پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژهی (آیسییو و اِنآیسییو) بیمارستانهای شهر بندرعباس، به روش تمامشماری، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناسی، مقیاس تنیدگی اخلاقی پرستاران بخش مراقبت ویژه و سیاههی رفتار مراقبتی پرستار بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 20 استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان تنیدگی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه، در محدودهی متوسط قرار داشت (81/0±75/1 از 4 نمره)؛ همچنین، میانگین نمرهی رفتار مراقبتی پرستاران 48/0±28/5 از 6 نمره بود که در سطحی پذیرفتنی است. بین تنیدگی اخلاقی و رفتار مراقبتی، ارتباط منفی معنیدار وجود داشت (150/0 - =r و 049/0P=). با توجه به اهمیت تنیدگی اخلاقی در پرستاران، به دلیل پیامدهای آن در آنان و بیماران و همچنین، نقش رفتار مراقبتی در بهبود کیفیت مراقبت و رضایتمندی بیماران، آشنایی بیشتر و ارائهی راهکارهایی برای مقابله و کاهش تنیدگی اخلاقی و بهبود رفتار مراقبتی پرستاران، ضروری به نظر میرسد.
ثریا فرجی، سیدمحسن سیدی، مجید خلیلی، مهران سیف فرشد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
در سراسر تاریخ پزشکی، نگارش رساله و کتابهای اخلاقی، در کنار علمآموزی، بهعنوان یکی از مباحث مهم مطرح بوده و در قرون طلایی علوم در اسلام نیز، رواج داشته است. دانشمندان این دوره، از بیان نکات اخلاقی که رعایت آن در پزشکی ضروری مینمود، غافل نبودند. مقالهی حاضر دربارهی رفتار و اخلاق پزشکان از دیدگاه دانشمند برجستهی دورهی اسلامی، اسحاقبنعلی رهاوی و مؤلف نخستین اثر مستقل در این زمینه، ادب الطبیب است. هدف از این مطالعه، تحلیل و بررسی رفتار و اخلاق پزشکان در این کتاب ارزشمند است. در این مطالعه، به دلیل حجم گسترده و جامعیت کتاب یادشده که شاید بتوان آن را دایرهالمعارف اخلاق پزشکی نامید، تنها چند جستار، مانند مختصری از زندگی و تبار رهاوی، ضرورت و مفهوم ادب، رفتار و تعهد پزشکان به خود، بیماران و جامعه و همچنین، رفتار پرستاران، عیادتکنندگان و نکاتی دربارهی چگونگی آزمون و آموزش پزشکی و داروسازی بررسی شده است. رهاوی، نخستین شرط طبابت را ایمان و اعتقاد راستین به خداوند دانسته و پزشکان را نگهبانان جسم و تن معرفی میکند. حفظ تعهد به آموزش پزشکی، نقش پرستاران و داروسازان در روند درمان، مهارتهای ارتباطی پزشک و توصیه به آموختن سایر علوم، همچون فلسفه و از همه مهمتر، رابطهی محکم بین جسم و روح، از نقاط قوت ادب الطبیب است که رهاوی با بیان این نکات، خواستار بهبود کیفیت خدمات پزشکی در جامعه بوده است.
عارفه مرزوقی، حسین محمودیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مهارت و رفتارهای «اخلاق سایبری» دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعهی آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، متشکل از سه رشتهی پزشکی و دندانپزشکی و کارشناسی پرستاری و مامایی که در سال تحصیلی 1395-1396 مشغول به تحصیل بودهاند، تشکیل داد. روش نمونهگیری تصادفی ساده بود که براساس آن، دویست نفر از دانشجویان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای پژوهش با استفاده از نرمافزار SPSS و با بهکارگیری آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان مهارت و رفتارهای اخلاقی سایبری دانشجویان از سطح قابلقبول پایینتر است؛ همچنین تفاوت بین دانشجویان براساس ویژگیهای جمعیتشناختی مانند جنسیت و رشته و مقطع تحصیلی، در زمینهی برخورداری آنان از مهارتها و رفتارهای اخلاقی سایبری معنادار نیست.
سجاد نعمتی، داریوش رخافروز، نسرین الهی، محمدحسین حقیقیزاده،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
سنجش عملکرد بالینی دانشجویان پرستاری، بهعنوان منبعی برای تعیین نیازهای آموزشی و تصمیمگیری برای ایجاد تحول در محیطهای آموزشی و ارتقاء کیفیت آموزش، امری ضروری است. این مطالعه با هدف ارزشیابی رفتار حرفهای دانشجویان پرستاری در محیط بالینی، با ابزار ارزشیابی حرفهای در مقیاس کوچک (P-MEX) انجام شد. این مطالعهی توصیفیتحلیلی مقطعی با مشارکت 86 نفر از کارورزهای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اهواز در سال 1398 صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و فرم ارزشیابی P-MEX کروز بود. روایی و پایایی این ابزار از طریق سنجش بین مشاهدهگران انجام و با ضریب آلفای کرونباخ 76% تعیین شد. برای تحلیل دادهها از SPSS نسخهی 20 و آزمونهای آماری توصیفی، تیتست مستقل، آنالیز واریانس و آزمونهای تعقیبی Post Hoc استفاده گردید. در مجموع مهارتهای حرفهای، اکثر شرکتکنندگان در مرحلهی اول 51.2% در سطح متوسط و قابل انتظار و 48.8% بالاتر از حد انتظار و در مرحلهی دوم اکثراً 84.9% در سطح متوسط و در حد انتظار و 15.1% بالاتر از حد انتظار قرار گرفتند. در این پژوهش بر اساس نمرات ارزشیابی در طی دو مرحله، گرچه میانگین کل نمرات مهارتهای بالینی اکثر دانشجویان در محدودهی در حد انتظار از مقیاس لیکرت چهار درجهای قرار گرفت؛ اما نمرهی مهارتها در بخشهای ویژه پایینتر بود؛ لذا به منظور ارتقاء همهجانبهی مهارتهای حرفهای، تدوین برنامهریزیها و روشهای آموزشی مناسب در حیطهی رفتارهای حرفهای الزامی است.
زهرا صادقی آرانی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پس از انتشار ویروس کووید 19 و همهگیری آن در اواخر دسامبر 2020، سازمان بهداشت جهانی و سازمانهای ملی در سراسر دنیا توصیههایی برای محافظت شخصی ارائه کردند که یکی از مشهودترین آنها استفاده از ماسک برای جلوگیری از شیوع ویروس بود. علیرغم اهمیت این راهکار، هنوز بسیاری از افراد در برابر استفاده از ماسک مقاومت میکنند؛ ازاینرو، هدف این پژوهش، پیشبینی میزان پوشیدن ماسک توسط افراد با استفاده از چهار عامل تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی و فردگرایی، با تأکید بر تأثیر باورها و هنجارهای ذهنی بر رفتار مصرفکننده بود. جامعهی آماری این تحقیق را شهروندان شهرستان کاشان تشکیل دادند و برای جمعآوری دادههای تحقیق، از پرسشنامه استفاده شد. نتایج حاصل از آزمونهای میانگین حاکی از آن بود که زنان بیش از مردان از ماسک استفاده میکنند؛ همچنین با افزایش تحصیلات، میزان استفاده از ماسک افزایش یافته است. (p-value<0.05)
نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نیز نشان داد هر چهار متغیر پیشبین دارای توان پیشبینیکنندگی بودند. میزان استفاده از ماسک با متغیرهای تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی رابطهی مثبت و معنیدار و با فردگرایی رابطهی منفی و معنیدار داشت؛ همچنین تعهد اخلاقی با ضریب بتای 0.694 (p-value<0.1) و تفکر سیستمی با ضریب بتای 0.107 (p-value<0.05) بهترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر متغیر ملاک (میزان استفاده از ماسک) داشتند. با توجه به یافتههای این پژوهش به نظر میرسد، ایجاد و توسعهی یک تفکر کلنگر، توجه به مسئولیتهای فردی و اجتماعی، تقویت تعهد اخلاقی و پرهیز از فردگرایی در رابطه با رفتارهای مطلوبِ جمعی برای مدیریت یک بحران همهگیر ضروری است. در نتیجه، اجرای راهکارهایی برای افزایش این ویژگیهای فردی، میتواند به تقویت و شکلگیری رفتارهای مطلوب جمعی در زمان بحران، مانند پوشیدن ماسک در زمان کووید ۱۹، کمک میکند.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پروندههای سوءرفتار پژوهشی رسیدگیشده در کمیتههای اخلاق در پژوهش، منابعی ارزشمند از دادههایی هستند که میتوانند برای مدیریت نمونههای احتمالی سوءرفتارها در آینده استفاده شوند. در این مطالعه، به بررسی نمونههای گزارششده در پروندههای سوءرفتار پژوهشی مختومشده در کمیتهی ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی ایران پرداخته شد تا مصادیق شایع سوءرفتارها و عوامل زمینهساز آنها، با توجه به فعالیتهای مختلف درون نظام پژوهش شناسایی شوند. مستندات صد پروندهی خاتمهیافته در کمیتهی ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی مربوط به سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ بررسی شدند. برای بررسی این مستندات، از روش پژوهش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. با اتخاذ یک رویکرد تحلیل جهتدار، مصادیق و همهی عوامل گزارششده در هر پروندهی سوءرفتار، استخراج و دستهبندی، سپس، برای عوامل گزارششده، روابط علت و معلولی تعریف شدند. در این پروندهها، ۲۱ مصداق سوءرفتار پژوهشی شناسایی شد که بیشتر آنها مربوط به فعالیتهای نامطلوب سطح خرد، بهویژه رعایتنشدن ملاحظات اخلاقی در فعالیتهای انتشار پژوهش بودند. در این پروندهها به اثرگذاری فعالیتهای نامطلوب سطح مزو در حوزههایی مانند نظارت بر پژوهش، آموزش استانداردها و مهارتهای پژوهشی، ساختار و فعالیت مدیریت مجلهها و فعالیتهای ساختار اداری و مالی پژوهش در دانشگاهها اشاره شده؛ اما به فعالیتهای سطح ماکرو و عملکرد نامطلوب نظام پژوهش در سرمایهگذاری و تخصیص منابع مالی برای پژوهشها پرداخته نشده است. میان عوامل شناساییشده در پروندهها، دوازده رابطهی علت و معلولی برای وقوع سوءرفتارهای پژوهشی تبیین شد که نشان میداد، عملکرد نامناسب عوامل موجود در سطوح مختلف نظام پژوهش، مانند ساختار اداری تصویب و پرداخت مالی پژوهش، زیرساختهای پژوهش، ارزیابی و آموزش پژوهش، مدیریت مجلهها و نظارت بر سوءرفتار پژوهشی و برخورد با آن میتوانند بر یکدیگر یا مسائل سطوح دیگر در نظام پژوهش اثر بگذارند و وقوع سوءرفتارها را تسریع کنند. یافتهی تأملبرانگیز و مشهود در این پروندهها، فقدان گزارش اطلاعات کافی دربارهی دلایل بروز سوءرفتار پژوهشی در مستندات و شواهد پروندهها بود.به نظر میرسد، تلاش کمیتههای اخلاق در پژوهش، برای رسیدگی به این سوءرفتارها، چندان بر آسیبشناسی و چرایی وقوع آنها متمرکز نیست. گزارش دلایل جزئی و دقیق ارتکاب چنین سوءرفتارهایی، در کنار مطالعات مستقل دیگر، اطلاعاتی مفید و مؤثر را برای تصمیمگیرندگان فراهم خواهد کرد.