جستجو در مقالات منتشر شده


25 نتیجه برای رفتار

هما صادقی اول شهر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

آموزش مؤثر پزشکی، مستلزم پرورش حرفه‌ای‌گرایی، استدلال اخلاقی، مهارت‌های ارتباطی و همدلی است. روش‌های سنتی، اغلب نمی‌توانند به اندازه‌ی کافی به این موضوع بپردازند؛ ازاین‌رو، به رویکردهای ساختارمندتر برای توسعه‌ی حرفه‌ای نیاز است. یادگیری مبتنی بر بازاندیشی، با تأکید بر خودتحلیلی و تفکر نقاد، راهبردی امیدوارکننده را ارائه می‌دهد. این مطالعه از نوع مروری است و برای جمع‌آوری اطلاعات، شواهد مرتبط با واژگان کلیدی آموزش، بازاندیشی، حرفه‌ای‌گرایی، رفتار حرفه‌ای و دانشجویان پزشکی، در فاصله‌ی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، در پایگاه‌های اطلاعاتی  Web of Science, PubMed, Scopusو Google Scolar جست‌وجو و در نهایت، هجده مقاله‌ی مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ نوع، تمرکز و پیامدهای مفهومی، رویکردهای مختلف به بازاندیشی در آموزش حرفه‌گرایی، تحلیل و طبقه‌بندی شدند. متون بررسی‌شده، با ترسیم رویکردی چندوجهی به بازاندیشی در آموزش پزشکی، بر اهمیت ادغام بازاندیشی در محیط یادگیری بالینی و برنامه‌ی درسی تأکید می‌کنند. به‌طور خلاصه، این رویکردها عبارت‌اند از: بازاندیشی متنی، پیوند بازاندیشیها به تجربیات بالینی خاص، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته مانند چرخه‌ی گیبس برای هدایت بازاندیشی، بحثهای تسهیلشده و بازخورد همتایان از طریق ایجاد محیطهایی برای یادگیری مشترک، نقد همتایان و راهنمایی و ادغام بازاندیشی در برنامه‌ی درسی، بهنحویکه آن را بهعنوان جنبهای مداوم و ارزیابیشده از یادگیری تبدیل کند. یافته‌ها حاکی از آن است که رویکرد آموزشی مبتنی بر کاربرد عملی و یادگیری تجربی، با فرصت‌هایی برای تعامل با همسالان و بازاندیشی ساختاریافته و ادغام بازاندیشی در برنامه‌ی درسی، به بهبود درک دانشجویان از رفتار حرفه‌ای منجر می‌شود. بهبود مهارت‌های ارتباطی، استدلال اخلاقی، همدلی و خودآگاهی از نتایج پیش‌بینی‌شده است که در نهایت، به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و قوی‌ترشدن نیروی کار پزشکی منتج می‌شود. روش توصیف‌شده، برای یادگیری مبتنی بر بازاندیشی در آموزش پزشکی، راهبردی جامع برای توسعه‌ی رفتار حرفه‌ای ارائه می‌دهد. این رویکرد از گنجاندن فعال بازاندیشی در فعالیت‌های یادگیری بالینی، استفاده از چهارچوب‌های ساختاریافته و ارائه‌ی فرصت‌هایی برای پشتیبانی همتایان و استادان حمایت می‌کند. در آینده،‌ برای ارزیابی دقیق تأثیر این راهکار‌های ترکیبی بر رشد حرفه‌ای دانشجویان پزشکی، بررسی پیوندهای بین فعالیت‌های بازاندیشی خاص و پیشرفت‌های ملموس در مهارت‌ها و رفتارهای بالینی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.

مینا کفاش محمدجانی، ماندانا کاظمی، فاطمه محبوب بشری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

هوش معنوی به مجموعه‌ای از توانایی‌ها برای استفاده از منابع دینی و معنوی اطلاق می‌شود و نقشی مهم در ارائه‌ی مراقبت‌های پرستاری باکیفیت به بیماران دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش هوش معنوی بر شایستگی پرستاران در مراقبت از بیماران است. در این مطالعه‌ی مروری، کلیدواژه‌های فارسی و انگلیسی معنویت، هوش معنوی، مراقبت معنوی و پرستاری، بین سال‌های ۲۰۱۷تا۲۰۲۳ در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed Scopus, Google Scholar, SID, جست‌وجو شدند. در این جست‌وجو، متن کامل ۲۱ مقاله، به زبان انگلیسی و فارسی انتخاب و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج بررسی‌ها نشان داد، مراقبت معنوی ۴۵درصد از پرستاران بررسی‌شده، در سطح زیر متوسط قرار دارد. اکثر مطالعات، ارتباطی معنادار بین هوش معنوی و شایستگی پرستاری در ارائه‌ی مراقبت معنوی گزارش کرده‌اند. هوش معنوی باعث تقویت باورها و شخصیت پرستاران و میل به رشد و یادگیری و بهبود کیفیت مراقبت‌های پرستاری می‌شود؛ همچنین، جنسیت مرد، محل سکونت و التزام به دین، شایستگی پرستاران را در ارائه‌ی مراقبت معنوی پیش‌بینی کرد. مطالعات نشان داده است، فرد در زمان بیماری و بستری‌شدن در بیمارستان و نیاز به مراقبت معنوی پرستاران، به بُعد معنوی خود توجه بیشتری دارد؛ بنابراین، مراقبت معنوی بخشی از مراقبت پرستاری کل‌نگر است. بر اساس مطالعه‌ی حاضر می‌توان نتیجه گرفت، در مراقبت‌های پرستاری چالش‌های اخلاقی وجود دارد و برخی پرستاران، به موضوع معنویت در مراقبت‌های خود توجه کافی ندارند؛ ازاین‌رو، ارتقاء معنویت در مراقبت‌های پرستاری به دلیل اهمیت آن در حرفه‌ی پرستاری که  از طریق آموزش هوش معنوی بایستی انجام شود ضروری به نظر می‌رسد.
 

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

ازآنجاکه سوءرفتار پژوهشی می‌تواند به‌عنوان واکنشی انطباقی در برابر محدودیت‌‌ها و فشارها و خواسته‌های برآمده از کارکردهای نامناسب نظام پژوهش تلقی شود، برای مدیریت آن، باید فعالیت‏های نظام پژوهش را در مسیر انتقال سیاست‏های پژوهشی (سطح کلان) به برنامه‏های توسعه‌ی پژوهش در مؤسسه‌ها (سطح میانی) و اجرای پژوهش توسط پژوهشگران (سطح خرد) رصد و بررسی کرد. این مطالعه با اتخاذ چهارچوب تحلیلی کلان- میانی- خرد، وظایف و راهبردها و فعالیت‌های شکل‌گرفته در سطوح سه‌گانه‌ی نظام پژوهش علوم پزشکی کشور را روشن می‌سازد؛ ازاین‌رو، سیاست‌گذاری‌های کلان پژوهش (سطح کلان) تا برنامه‌های عملیاتی برای توسعه‌ی پژوهش در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی (سطح میانی) و پژوهشگران به‌منزله‌ی انجام‌دهندگان پژوهش (سطح خرد) را در کانون توجه قرار می‌دهد. برای این منظور، سه سطح تحلیلی نظام پژوهش با توجه به مفروضه‏های این چهارچوب، تبیین و تعریف شدند. با تحلیل محتوای کیفی متون مربوطه، فعالیت‌هایی که در این سطوح می‏توانستند برای تأمین سلامت پژوهش مفید باشند، شناسایی و در قالب راهبردهایی مختلف ارائه شدند. یافته‌ها نشان داد، نظام پژوهش بر اساس چهارچوب تحلیلی موجود، یک نظام کلانِ صرف، بدون توجه به میان‌کنشِ بخش‌های آن نیست، بلکه نظامی است که تعامل و اثرگذاری میان‌بخشی اجزاء در آن وجود دارد. این رویکرد می‏تواند تمرکز و وضوح و توانمندی بررسی سوءرفتارهای پژوهشی را ارتقا دهد و با به‏کارگیری سطوح خُرد و میانی و کلان می‌تواند چالش‏های موجود در جریان تعامل فعالیت‏ها و عملکردهای مختلف نظام پژوهش و درهم‌تنیدگی آن‌ها را دنبال کند.

مجتبی پارسا، سودابه مهدی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

خشونت خانگی و سوءرفتار با زنان، به‌خصوص خشونت شریک زندگی، یک مشکل بهداشت عمومی فراگیر است. خشونت خانگی با طیفی وسیع از مشکلات سلامتی جسمی و روانی همراه است و بر سلامت و رفاه فرد آسیب‌دیده تأثیر منفی میگذارد. زنانی که در معرض خشونت قرار می‌گیرند، برای کاهش پیامدهای منفی این خشونت‌ها به کمک نیاز دارند؛ ازاین‌رو، نهادهای سلامت، در ارائه‌ی مراقبت جامع سلامت به زنان خشونت‌دیده، نقشی مهم دارند. مواجهه‌ی پزشکان با زنانی که تحت خشونت خانگی قرار گرفته‌اند، به‌ویژه در کشور ما که دستورالعمل اختصاصی در این زمینه وجود ندارد، چالش‌ها و مسائلی اخلاقی را به همراه دارد. در این مقاله، با ارائه‌ی یک نمونه، برخی از چالش‌ها و مسائل اخلاقی مطرح در این زمینه بررسی شده است.

زهرا دهقانی، فرهاد خرمائی، سید مهدی پورسید،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش منش بر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعه‌پسند دانشجویان بود. این پژوهش، طرحی شبه‌آزمایشی با گروه کنترل و پس‌آزمون بود. مشارکت‌کنندگان در پژوهش، دو گروه از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که با تخصیص تصادفی به گروه‌های آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس، گروه آزمایش، دوازده جلسه در برنامه‌ی آموزش تکوینی صفت منشی آداب‌گرایانه شرکت کردند و در پایان، هر دو گروه به پرسش‌نامه‌های خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعه‌پسند پاسخ دادند. شایان ذکر است که روایی و پایایی این ابزارها برای فرهنگ ایرانی در سطح رضایت‌بخش بوده است. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد، آموزش منش آداب‌گرا بر هر سه متغیر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعه‌پسند تأثیری معنادار داشته است. تلویح ضمنی این نتایج، توجه به آموزش منش در موقعیت‌های تحصیلی است.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb