25 نتیجه برای رفتار
محمد خواجه دلویی، زهرا موفقی، مهدیه پوریزدان پناه،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
آموزش اخلاق پزشکی در حقیقت ایجاد فرهنگ رفتاری، باورها و هویت حرفهای میباشد و یکی از محورهای اساسیآموزش پزشکی است. مطالعهی حاضر اثربخشی کوریکولوم اخلاق پزشکی و بهترین شیوهی اجرا را از دیدگاه کارورزان مورد بررسی قرار داده است. این مطالعه توصیفی - مقطعی در تیرماه سال 1391 انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامهای 10 سؤالی بود که در گروه اخلاق دانشکدهی پزشکی مشهد تدوین شد. روایی ابزار به روش محتوا و پایایی آن به روش همبستگی درونی (72/0=α) تأیید شد و با مراجعهی حضوری به بخشهای بالینی در اختیار کلیهی کارورزان قرار گرفت. اطلاعات بهوسیلهی نرم افزار SPSS تجزیه و با استفاده از آمار توصیفی و شاخص مرکزی نما گزارش شد. 71 کارورز (60 درصد) به پرسشنامه پاسخ دادند که 54 درصد آنها خانم، 55 درصد کارورز سال دوم بودند. نمای دادهها در خصوص میزان تحقق پیامدهای قابل انتظار از درس اخلاق پزشکی یعنی میزان دستیابی کارورزان به اهداف، میزان تناسب درس با نیازهای بالینی و تخمین کلی از مفید بودن درس در طبقهی کم و در پاسخ به چالشزایی موقعیتهای اخلاقی بالینی در طبقهی زیاد قرار گرفت. در پاسخ به مناسبترین روش انتقال دانش، نگرش و مهارتهای اخلاق پزشکی، بحث گروهی (38 درصد) برای آموزش مقدمات اخلاق پزشکی و بحث در مورد Case و ارائهی راهحل در مرحلهی کارآموزی (70 درصد)، نما را تشکیل داد. مناسبترین روش ارزشیابی دانشجو آزمون کتبی با ارائهی Case، و ارزشیابی عملکرد در بخش معرفی شد. مطالعهی حاضر اثربخشی درس اخلاق پزشکی را کم و تقاضای کارورزان را برای ارائهی کاربردی این درس نشان داد. بهنظر میرسد که ارائهی این درس نیازمند تغییرات بنیادین است.
ابوالفضل قاسمزاده، شیوا ملکی، شعبان بروکی میلان،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده
ریشهی بسیاری از رفتارها و فعالیتهای کارکنان درمانی بیمارستان را باید در اخلاق و ارزشهای اخلاقی جستوجو کرد. به همین دلیل توجه به اخلاق حرفهای و پیامدهای آن از اساسیترین موضوعات پژوهشی در حوزههای سازمانی است.هدف پژوهش حاضر بررسی و کشف اثر میانجی هویت سازمانی در روابط اخلاق حرفهای با رفتار شهروندی سازمانی و رفتار انحرافی کار است. این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوهی گردآوری دادههای توصیفی از نوع همبستگی است. جهت رسیدن به هدف پژوهش، نمونهای به حجم 225 نفر از جامعهی 820 نفری کارکنان و متخصصان درمانی بیمارستان شهرستانهای ماکو، شوط و پلدشت به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای استاندارد هویت سازمانی، اخلاق حرفهای، رفتار شهروندی و رفتار انحرافی کار جمعآوری شد. بهمنظور بررسی روابط متغیرها در الگوی مفهومی از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اخلاق حرفهای با هویت سازمانی (177/0(r= و با رفتار شهروندی سازمانی OCB (179/0=r) دارای رابطهی مثبت و معنیداری است. همچنین، نتایج نشان داد که رابطهی بین اخلاق حرفهای با رفتار شهروندی و رفتار انحرافی از طریق هویت سازمانی میانجیگری میشود. در الگوی مورد نظر، تمام وزنهای رگرسیونی- بهغیر از رابطهی بین اخلاق حرفهای و رفتار انحرافی - از نظر آماری معنیدار بودند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اخلاق حرفهای باعث تقویت هویت سازمانی میشود و سپس هویت سازمانی موجبات تقویت و ارتقای رفتار شهروندی سازمانی و کاهش رفتار انحرافی کار را در کارکنان و متخصصان درمانی بیمارستان فراهم میکند.
سپیده محمدی، تاج محمد آرازی،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
امروزه، زندگی آکادمیک ارتباط تنگاتنگی با مقولهی انتشار مقاله دارد و در همین راستا تعیین نام نویسندگان مقالههای علمی و رعایت اخلاق در این زمینه با چالشهای متعددی مواجه بوده است. با توجه به اینکه حیطههای مختلف مشکلات موجود نیاز به شناسایی بیشتر دارد، این مقاله با نگاهی تاریخی به بررسی چالشها و راه حلهای موجود در تعیین نام نویسندگان مقالههای علمی میپردازد. مقالهی حاضر نوعی مقالهی مروری است که با جستوجوی مقالههای مرتبط با موضوع در موتورهای جستوجوی علمی طی سالهای 1985 تا 2014 میلادی انجام شده است.وجود نویسندگان افتخاری، اجباری، نامریی، و عدم رعایت ترتیب نام نویسندگان از جمله مسائلی است که نشان از عدم رعایت اخلاق در تعیین نام نویسندگان مقالههای علمی دارد. برای حل مشکلات فوق، سازمانهای متعددی معیارهای اخلاقی در این حیطه ارائه دادند که مشتمل بر: معیار کمیتهی بینالمللی سردبیران مجلههای پزشکی، سهمبندی یا تعیین مشارکت، ابزارهای اندازهگیری عینی و راهنمای کشوری اخلاق در انتشار آثار پژوهشی علوم پزشکی بوده است. اما با وجود تمام قوانین مصوب مطالعات همچنان نشان از وجود مشکلات فوق دارند.برای رفع معضلات موجود، تأکید ارزشیابی در سازمانهای علمی و پژوهشی باید از سمت تعداد و کمیت مقالههای چاپ شده به سمت کیفیت مقالهها سوق پیدا کند. تمام ارگانهای علمی قوانین تعیین نام نویسندگان را دانسته و اجرا کنند. همچنین، پیشنهاد میشود نظامهای آموزشی، خصوصاً در مقاطع تحصیلات تکمیلی، دورههای آموزشی در زمینهی اصول اخلاقی چاپ مقاله ارائه دهند و به گونهای بر این مسائل تأکید شود که منجر به نهادینه شدن این امر در دانشجویان و محققان جوان شود.
زهرا نیکخواه فرخانی، فریبرز رحیمنیا، مصطفی کاظمی، علی شیرازی،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای رفتار اخلاقی پرستاران و ارائهی مدل مربوطه، در شبکهی خدمات درمانی دولتی است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش آمیخته است. طرح تحقیق نیز از نوع طرح تحقیق آمیختهی اکتشافی است چراکه ابتدا روش کیفی انجام پذیرفته و سپس با توجه به نتایج بهدست آمده روش کمی انجام میپذیرد. از آنجا که فرضیههای تئوری فضیلتمحور بر روند انجام این پژوهش حاکم است، جامعهی آماری در بخش کیفی کلیهی پرستاران نمونه کشوری بیمارستانهای دولتی شهر مشهد بودند که با توجه به کفایت دادهها 14 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل مصاحبهها از روش تحلیل محتوا استفاده شده و در نتیجه مدل اولیهی رفتار اخلاقی در سه سطح استخراج شد. در سطح نخست، سه حوزهی رفتار اخلاقی با بیماران، رفتار اخلاقی با همراهان بیمار و رفتار اخلاقی با گروه درمان قرار گرفت. در سطح دوم، 13 بعد و در سطح سوم، 51 مؤلفه (مضمون) انتزاع شد. سپس در قسمت کمی تحقیق جهت سنجش و برازش مدل، پرسشنامهای در میان 176 نفر از پرستاران با سابقهی بیمارستانهای دولتی شهر مشهد توزیع شد. جهت تحلیل دادههای بخش کمی از روش تحلیل عاملی تأییدی و نرمافزار AMOS بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی گویای آن بود که تمامی ابعاد و مؤلفهها بهجز مؤلفه-ی «آموزش بیمار» مورد تأیید قرارگرفتند. شاخص برازش تطبیقی مدل (CFI= Comparative Fit Index) نیز با استفاده از نرمافزار AMOS 9/0 برآورد شد که نشان از برازش مدل ارائهشده دارد. نتایج حاصل از این پژوهش میتواند راهنمای عمل مدیران منابع انسانی بیمارستانهای دولتی باشد تا در بستری فضیلتمندانه به اشاعهی فضایل اخلاقی پرستاران بکوشند.
مهدی عقیلی، راضیه اکبری، علی کاظمیان،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
یکی از مباحث مهمی که امروزه در زمینهی ارتباط پزشک و بیمار مطرح میشود بحث بیان حقیقت از سوی پزشکان به بیماران است. تحقیق حاضر به بررسی رفتار پزشکان در زمینهی بیان حقیقت به بیماران سرطانی بر اساس تئوری رفتار برنامهریزی شده پرداخته است. به این منظور پرسشنامهای بر اساس ادبیات تحقیق و نظر متخصصان طراحی شد که شامل 24 سؤال بود. تعداد 161عدد پرسشنامهی قابل تحلیل از متخصصان مرتبط با بیماری سرطان بهدست آمد. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده بود و در کنفرانسها و همایشهای مرتبط با سرطان جمع آوری شد. نتایج اولویتبندی گویههای تحقیق نشان داد، در زمینهی نگرش، بیشتر پزشکان بر این اعتقاد بودند که حق اولیهی بیمار این است که اطلاعاتی در مورد بیماری خود داشته باشد و مشارکت خانواده در گفتن حقیقت به بیمار بسیار کارآمد و پرفایده است. توان پیشبینی تئوری رفتار برنامهریزیشده برای پیشبینی رفتار حقیقتگویی پزشکان R2=0.92 بود. نتایج نشان داد که بیشترین تأثیر را کنترل رفتار ادراکشده (تجربیات خود فرد) و هنجارهای ذهنی (افراد اثرگذار بر فرد) بر تمایل پزشکان بر بیان حقیقت دارند. کنترل رفتار ادراکشده با ضریب &beta=0.90 بر تمایل تأثیر داشت و نگرش تأثیر معنیداری بر تمایل به حقیقتگویی نداشت. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود از متخصصان برجسته در راستای آموزش متخصصان تازهکار استفاده شود و گایدلاین آموزشی برای آنها تدوین شود و جهت ارتقای رفتار پزشکان، لازم است متولیان بهداشت و درمان کشور اقدامات اصلاحی بهبود نگرش و هنجارهای ذهنی پزشکان را در دستور کار قرار دهند
حسین درگاهی، گلسا شهام،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
تمرکز بر روی ارتقای تعهد کارکنان یکی از روشهای مدیریت نرم در سازمانهاست تا بدینوسیله عملکرد و کارایی خود را افزایش دهند. از سوی دیگر، هرچه کارکنان از رفتارهای غیر اخلاقی بیشتر بدانند و به آن عمل کنند کمتر به تعهدات شغلی خود پایبند خواهند بود. در این پژوهش، هدف آن است تا ارتباط بین تعهد کارکنان با میزان تمایل آنها به بروز رفتارهای غیر اخلاقی در واحدهای ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران تعیین شود.
این مطالعه از نوع توصیفی - تحلیلی بود که بهصورت مقطعی در سال 93-92 بر روی کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و متناسب با تعداد کارکنان در هر یک از حوزههای ستادی دانشگاه به تعداد 150 نفر تعیین شد و سپس بهصورت طبقهای و با تخصیص مناسب تعداد کارکنان در هر یک از حوزهها بهدست آمد. ابزار پژوهش در این مطالعه پرسشنامهی محققساختهی رفتار غیراخلاقی و پرسشنامهی تعهد شغلی Allen & Mayer بود که پس از ترجمهی متون، روایی و پایایی آنها به تأیید رسید و میزان پاسخدهی برابر 85 درصد بهدست آمد. جهت تحلیل دادههای جمعآوری شده از نرمافزار SPSS ویرایش 19 استفاده شد، و نتایج توصیفی در قالب جدول، میانگین و درصد ارائه شد و بهمنظور دستیابی به نتایج تحلیلی از آزمون One Sample T-Test, K2 و Parson بهرهبرداری لازم بهعمل آمد.
میانگین تعهد کارکنان برابر 32/62 بود که نشان داد در حد متوسط قرار دارد. همچنین، اکثر قریب به اتفاق کارکنان تمایل به بروز رفتار غیر اخلاقی نداشتند. بین تعهد شغلی کارکنان با ردیف سازمانی آنها ارتباط معنیدار دیده شد (P=0.015). علاوه بر این، بین تعهد شغلی کارکنان در کار و ابعاد آن نیز با بروز رفتار غیراخلاقی و غیرضروری آنها ارتباط معنیداری دیده نشد. تعهد شغلی کارکنان واحدهای ستادی دانشگاه تحت تأثیر تمایل به بروز رفتارهای غیر اخلاقی نیز قرار ندارد. بنابراین، تعهد شغلی کارکنان میتواند تحت تأثیر دیگر عوامل سازمانی مانند اخلاق مدیران و رعایت عدالت سازمانی توسط سرپرستان و دیگر عوامل قرار داشته باشد که باید در پژوهشهای بعدی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
مرضیه کهنوجی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
اساس فرایند تدریس از یک بنیان اخلاقی محکم برخوردار است و اساتید میباید ابعاد تربیت اخلاقی را در نقشهای حرفهای خود متجلی کنند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد تربیت اخلاقی در رفتار اعضای هیأت علمی دانشگاه انجام شده است.
نتایج تحلیل محتوا نشاندهنده این مهم هستند که برخی اساتید علیرغم، آمادگی، دانش و معلومات کافی در فرآیند یاددهی، نمیتوانند رضایت درونی لازم را از عمل تدریس خود داشته باشند با کمی تامل مشخص میشود که یک سری مهارتها برای رفع این مشکل وجود دارد که از جمله آنها روی آوردن به اخلاق و تربیت اخلاقی در فرایند تدریس است چرا که امروزه اندیشمندان دایرهی موضوعی اخلاق را فراتر از صفات و ملکات یعنی به دامنهی وسیع افعال و کارهای ارزشی انسان کشاندهاند و از طرفی عصر حاضر، عصر بحرانها و چالشهای بنیانافکن است و اگر بشر بخواهد تعادل روانی داشته باشد و در روابط فردی و اجتماعی موفق باشد، باید به اخلاق و تربیت اخلاقی روی آورد. اعضای هیأت علمی میتوانند ضمن متخلق نمودن خود به مؤلفههای تربیت اخلاقی در ابعاد رفتاری، شناختی و عاطفی، آنها را به دانشجویان منتقل کنند و در تبدیل این ویژگیهای نیکو به منش، نقش مهمی ایفا کنند
صدیقه ابراهیمی، نسرین علی نژاد،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
امروزه بهعلت پررنگترشدن کرامت و شأن انسانی و افزایش آگاهی بیماران، روشهای سنتی آموزش اخلاق پزشکی نمیتواند جوابگوی نیاز افراد در زمینهی رعایت اخلاق پزشکی باشد. در این پژوهش مقطعی، تأثیر کارگاههای آموزشی اخلاق پزشکی، بر میزان یادگیری و تغییر دیدگاه چهل نفر از دانشجویان پزشکی سال چهارم، بررسی شد. در ابتدا و انتهای کارگاه اخلاق، پرسشنامهی سنجش اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی، خودارزیابی از نظر رفتار اخلاقی و خودارزیابی کلی برای بررسی میزان اخلاق حرفهای ارائه شد. نتایج حاصل از بررسی این پرسشنامهها نشان داد میانگین نمرهی دانشجویان در زمینهی میزان اهمیت مؤلفههای اخلاق پزشکی (پرسشنامهی شمارهی ۱) بعد از کارگاه، بیشتر از قبل از آن بوده است (۰۰۲/۰=p) و از نظر آماری، تفاوتی معنادار میان این دو مرحله وجود دارد؛ ولی دربارهی خودارزیابی رفتار اخلاقی (۶۴/۰=p) و خودارزیابی کلی میزان رعایت اخلاق حرفهای (۴۸/۰=p)، بین میانگین نمرهی دانشجویان، قبل و بعد از کارگاه، تفاوت آماری معناداری دیده نشد. آنچه از تحلیل لاگبوکها به دست آمد، بیانگر آن بود که موضوعاتی همچون: رازداری، رضایت آگاهانه و شرایط ارائهی خبر بد، برای دانشجویان بهخوبی تفهیم شده و موضوعاتی مانند همدلی با بیمار، احترام به وضعیت روحی او، برخورد با بیمار ایدزی، آگاهساختن بیمار از بیماری و سیر درمان و قبول اشتباه از سمت پزشک یا پرسنل و عذرخواهی از بیمار، بهطور ناقص، در کانون توجه دانشجویان بوده است. آموزش اخلاق فقط در کارگاه اخلاق، آن هم تنها در شروع مقطع بالینی کافی نیست؛ بلکه باید، بهصورت فعال، در بیمارستان و بر بالین بیمار نیز آموزش داده شود.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
دغدغهها و نگرانیهای اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران بهعنوان موضوعی در خور بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمهی داشتن سیاست عینی و خطمشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، داشتن آگاهی و شناخت کافی دربارهی عوامل ایجادکنندهی آنهاست. در مطالعهی حاضر تلاش شده تا شواهد گزارششده در مطالعات داخل کشور دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آنها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعهی انجامشده دربارهی سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعهی اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناساییشده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در ذیل سه مجموعهی ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاستهای ارتقای علمی، تأمین بودجهی پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیتهای نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیتهای پژوهشی؛ ۳. عوامل فردی شامل مهارتهای پژوهشی، مدرکگرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارششده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجامشده در کشور آنچنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداختهاند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند دادهسازی و تحریف دادهها، بهویژه سرقت علمی، توجه کردهاند.
زهرا محمودزاده، طاهره اشکتراب، سیدمحمدکاظم نایینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
یکی از معضلات اخلاقی شایع در حرفهی پرستاری، تنیدگی اخلاقی است که باعث ناراحتی و مانع از عملکرد صحیح اخلاقی پرستاران، علیرغم داشتن دانش کافی و لازم، میشود. از یک سو، تنیدگی اخلاقی، موجب اختلال در ارتباط پرستار و بیمار و کیفیت ارائهی مراقبت میگردد و از سوی دیگر، رفتارهای مراقبتی در بهبود کیفیت مراقبت و احساس امنیت در بیماران نقش دارد. مطالعهی حاضر با هدف تعیین همبستگی تنیدگی اخلاقی با رفتار مراقبتی پرستاران بخشهای مراقبت ویژهی بیمارستانهای شهر بندرعباس در سال ۱۳۹۶تا۱۳۹۷ انجام گرفت. این پژوهش، مطالعهای توصیفی از نوع همبستگی است که بر روی 173 پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژهی (آیسییو و اِنآیسییو) بیمارستانهای شهر بندرعباس، به روش تمامشماری، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناسی، مقیاس تنیدگی اخلاقی پرستاران بخش مراقبت ویژه و سیاههی رفتار مراقبتی پرستار بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 20 استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان تنیدگی اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه، در محدودهی متوسط قرار داشت (81/0±75/1 از 4 نمره)؛ همچنین، میانگین نمرهی رفتار مراقبتی پرستاران 48/0±28/5 از 6 نمره بود که در سطحی پذیرفتنی است. بین تنیدگی اخلاقی و رفتار مراقبتی، ارتباط منفی معنیدار وجود داشت (150/0 - =r و 049/0P=). با توجه به اهمیت تنیدگی اخلاقی در پرستاران، به دلیل پیامدهای آن در آنان و بیماران و همچنین، نقش رفتار مراقبتی در بهبود کیفیت مراقبت و رضایتمندی بیماران، آشنایی بیشتر و ارائهی راهکارهایی برای مقابله و کاهش تنیدگی اخلاقی و بهبود رفتار مراقبتی پرستاران، ضروری به نظر میرسد.
ثریا فرجی، سیدمحسن سیدی، مجید خلیلی، مهران سیف فرشد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
در سراسر تاریخ پزشکی، نگارش رساله و کتابهای اخلاقی، در کنار علمآموزی، بهعنوان یکی از مباحث مهم مطرح بوده و در قرون طلایی علوم در اسلام نیز، رواج داشته است. دانشمندان این دوره، از بیان نکات اخلاقی که رعایت آن در پزشکی ضروری مینمود، غافل نبودند. مقالهی حاضر دربارهی رفتار و اخلاق پزشکان از دیدگاه دانشمند برجستهی دورهی اسلامی، اسحاقبنعلی رهاوی و مؤلف نخستین اثر مستقل در این زمینه، ادب الطبیب است. هدف از این مطالعه، تحلیل و بررسی رفتار و اخلاق پزشکان در این کتاب ارزشمند است. در این مطالعه، به دلیل حجم گسترده و جامعیت کتاب یادشده که شاید بتوان آن را دایرهالمعارف اخلاق پزشکی نامید، تنها چند جستار، مانند مختصری از زندگی و تبار رهاوی، ضرورت و مفهوم ادب، رفتار و تعهد پزشکان به خود، بیماران و جامعه و همچنین، رفتار پرستاران، عیادتکنندگان و نکاتی دربارهی چگونگی آزمون و آموزش پزشکی و داروسازی بررسی شده است. رهاوی، نخستین شرط طبابت را ایمان و اعتقاد راستین به خداوند دانسته و پزشکان را نگهبانان جسم و تن معرفی میکند. حفظ تعهد به آموزش پزشکی، نقش پرستاران و داروسازان در روند درمان، مهارتهای ارتباطی پزشک و توصیه به آموختن سایر علوم، همچون فلسفه و از همه مهمتر، رابطهی محکم بین جسم و روح، از نقاط قوت ادب الطبیب است که رهاوی با بیان این نکات، خواستار بهبود کیفیت خدمات پزشکی در جامعه بوده است.
عارفه مرزوقی، حسین محمودیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مهارت و رفتارهای «اخلاق سایبری» دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعهی آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، متشکل از سه رشتهی پزشکی و دندانپزشکی و کارشناسی پرستاری و مامایی که در سال تحصیلی 1395-1396 مشغول به تحصیل بودهاند، تشکیل داد. روش نمونهگیری تصادفی ساده بود که براساس آن، دویست نفر از دانشجویان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای پژوهش با استفاده از نرمافزار SPSS و با بهکارگیری آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان مهارت و رفتارهای اخلاقی سایبری دانشجویان از سطح قابلقبول پایینتر است؛ همچنین تفاوت بین دانشجویان براساس ویژگیهای جمعیتشناختی مانند جنسیت و رشته و مقطع تحصیلی، در زمینهی برخورداری آنان از مهارتها و رفتارهای اخلاقی سایبری معنادار نیست.
سجاد نعمتی، داریوش رخافروز، نسرین الهی، محمدحسین حقیقیزاده،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
سنجش عملکرد بالینی دانشجویان پرستاری، بهعنوان منبعی برای تعیین نیازهای آموزشی و تصمیمگیری برای ایجاد تحول در محیطهای آموزشی و ارتقاء کیفیت آموزش، امری ضروری است. این مطالعه با هدف ارزشیابی رفتار حرفهای دانشجویان پرستاری در محیط بالینی، با ابزار ارزشیابی حرفهای در مقیاس کوچک (P-MEX) انجام شد. این مطالعهی توصیفیتحلیلی مقطعی با مشارکت 86 نفر از کارورزهای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اهواز در سال 1398 صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و فرم ارزشیابی P-MEX کروز بود. روایی و پایایی این ابزار از طریق سنجش بین مشاهدهگران انجام و با ضریب آلفای کرونباخ 76% تعیین شد. برای تحلیل دادهها از SPSS نسخهی 20 و آزمونهای آماری توصیفی، تیتست مستقل، آنالیز واریانس و آزمونهای تعقیبی Post Hoc استفاده گردید. در مجموع مهارتهای حرفهای، اکثر شرکتکنندگان در مرحلهی اول 51.2% در سطح متوسط و قابل انتظار و 48.8% بالاتر از حد انتظار و در مرحلهی دوم اکثراً 84.9% در سطح متوسط و در حد انتظار و 15.1% بالاتر از حد انتظار قرار گرفتند. در این پژوهش بر اساس نمرات ارزشیابی در طی دو مرحله، گرچه میانگین کل نمرات مهارتهای بالینی اکثر دانشجویان در محدودهی در حد انتظار از مقیاس لیکرت چهار درجهای قرار گرفت؛ اما نمرهی مهارتها در بخشهای ویژه پایینتر بود؛ لذا به منظور ارتقاء همهجانبهی مهارتهای حرفهای، تدوین برنامهریزیها و روشهای آموزشی مناسب در حیطهی رفتارهای حرفهای الزامی است.
زهرا صادقی آرانی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پس از انتشار ویروس کووید 19 و همهگیری آن در اواخر دسامبر 2020، سازمان بهداشت جهانی و سازمانهای ملی در سراسر دنیا توصیههایی برای محافظت شخصی ارائه کردند که یکی از مشهودترین آنها استفاده از ماسک برای جلوگیری از شیوع ویروس بود. علیرغم اهمیت این راهکار، هنوز بسیاری از افراد در برابر استفاده از ماسک مقاومت میکنند؛ ازاینرو، هدف این پژوهش، پیشبینی میزان پوشیدن ماسک توسط افراد با استفاده از چهار عامل تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی و فردگرایی، با تأکید بر تأثیر باورها و هنجارهای ذهنی بر رفتار مصرفکننده بود. جامعهی آماری این تحقیق را شهروندان شهرستان کاشان تشکیل دادند و برای جمعآوری دادههای تحقیق، از پرسشنامه استفاده شد. نتایج حاصل از آزمونهای میانگین حاکی از آن بود که زنان بیش از مردان از ماسک استفاده میکنند؛ همچنین با افزایش تحصیلات، میزان استفاده از ماسک افزایش یافته است. (p-value<0.05)
نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نیز نشان داد هر چهار متغیر پیشبین دارای توان پیشبینیکنندگی بودند. میزان استفاده از ماسک با متغیرهای تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی رابطهی مثبت و معنیدار و با فردگرایی رابطهی منفی و معنیدار داشت؛ همچنین تعهد اخلاقی با ضریب بتای 0.694 (p-value<0.1) و تفکر سیستمی با ضریب بتای 0.107 (p-value<0.05) بهترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر متغیر ملاک (میزان استفاده از ماسک) داشتند. با توجه به یافتههای این پژوهش به نظر میرسد، ایجاد و توسعهی یک تفکر کلنگر، توجه به مسئولیتهای فردی و اجتماعی، تقویت تعهد اخلاقی و پرهیز از فردگرایی در رابطه با رفتارهای مطلوبِ جمعی برای مدیریت یک بحران همهگیر ضروری است. در نتیجه، اجرای راهکارهایی برای افزایش این ویژگیهای فردی، میتواند به تقویت و شکلگیری رفتارهای مطلوب جمعی در زمان بحران، مانند پوشیدن ماسک در زمان کووید ۱۹، کمک میکند.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پروندههای سوءرفتار پژوهشی رسیدگیشده در کمیتههای اخلاق در پژوهش، منابعی ارزشمند از دادههایی هستند که میتوانند برای مدیریت نمونههای احتمالی سوءرفتارها در آینده استفاده شوند. در این مطالعه، به بررسی نمونههای گزارششده در پروندههای سوءرفتار پژوهشی مختومشده در کمیتهی ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی ایران پرداخته شد تا مصادیق شایع سوءرفتارها و عوامل زمینهساز آنها، با توجه به فعالیتهای مختلف درون نظام پژوهش شناسایی شوند. مستندات صد پروندهی خاتمهیافته در کمیتهی ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی مربوط به سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ بررسی شدند. برای بررسی این مستندات، از روش پژوهش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. با اتخاذ یک رویکرد تحلیل جهتدار، مصادیق و همهی عوامل گزارششده در هر پروندهی سوءرفتار، استخراج و دستهبندی، سپس، برای عوامل گزارششده، روابط علت و معلولی تعریف شدند. در این پروندهها، ۲۱ مصداق سوءرفتار پژوهشی شناسایی شد که بیشتر آنها مربوط به فعالیتهای نامطلوب سطح خرد، بهویژه رعایتنشدن ملاحظات اخلاقی در فعالیتهای انتشار پژوهش بودند. در این پروندهها به اثرگذاری فعالیتهای نامطلوب سطح مزو در حوزههایی مانند نظارت بر پژوهش، آموزش استانداردها و مهارتهای پژوهشی، ساختار و فعالیت مدیریت مجلهها و فعالیتهای ساختار اداری و مالی پژوهش در دانشگاهها اشاره شده؛ اما به فعالیتهای سطح ماکرو و عملکرد نامطلوب نظام پژوهش در سرمایهگذاری و تخصیص منابع مالی برای پژوهشها پرداخته نشده است. میان عوامل شناساییشده در پروندهها، دوازده رابطهی علت و معلولی برای وقوع سوءرفتارهای پژوهشی تبیین شد که نشان میداد، عملکرد نامناسب عوامل موجود در سطوح مختلف نظام پژوهش، مانند ساختار اداری تصویب و پرداخت مالی پژوهش، زیرساختهای پژوهش، ارزیابی و آموزش پژوهش، مدیریت مجلهها و نظارت بر سوءرفتار پژوهشی و برخورد با آن میتوانند بر یکدیگر یا مسائل سطوح دیگر در نظام پژوهش اثر بگذارند و وقوع سوءرفتارها را تسریع کنند. یافتهی تأملبرانگیز و مشهود در این پروندهها، فقدان گزارش اطلاعات کافی دربارهی دلایل بروز سوءرفتار پژوهشی در مستندات و شواهد پروندهها بود.به نظر میرسد، تلاش کمیتههای اخلاق در پژوهش، برای رسیدگی به این سوءرفتارها، چندان بر آسیبشناسی و چرایی وقوع آنها متمرکز نیست. گزارش دلایل جزئی و دقیق ارتکاب چنین سوءرفتارهایی، در کنار مطالعات مستقل دیگر، اطلاعاتی مفید و مؤثر را برای تصمیمگیرندگان فراهم خواهد کرد.
هما صادقی اول شهر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش مؤثر پزشکی، مستلزم پرورش حرفهایگرایی، استدلال اخلاقی، مهارتهای ارتباطی و همدلی است. روشهای سنتی، اغلب نمیتوانند به اندازهی کافی به این موضوع بپردازند؛ ازاینرو، به رویکردهای ساختارمندتر برای توسعهی حرفهای نیاز است. یادگیری مبتنی بر بازاندیشی، با تأکید بر خودتحلیلی و تفکر نقاد، راهبردی امیدوارکننده را ارائه میدهد. این مطالعه از نوع مروری است و برای جمعآوری اطلاعات، شواهد مرتبط با واژگان کلیدی آموزش، بازاندیشی، حرفهایگرایی، رفتار حرفهای و دانشجویان پزشکی، در فاصلهی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، در پایگاههای اطلاعاتی Web of Science, PubMed, Scopusو Google Scolar جستوجو و در نهایت، هجده مقالهی مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ نوع، تمرکز و پیامدهای مفهومی، رویکردهای مختلف به بازاندیشی در آموزش حرفهگرایی، تحلیل و طبقهبندی شدند. متون بررسیشده، با ترسیم رویکردی چندوجهی به بازاندیشی در آموزش پزشکی، بر اهمیت ادغام بازاندیشی در محیط یادگیری بالینی و برنامهی درسی تأکید میکنند. بهطور خلاصه، این رویکردها عبارتاند از: بازاندیشی متنی، پیوند بازاندیشیها به تجربیات بالینی خاص، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته مانند چرخهی گیبس برای هدایت بازاندیشی، بحثهای تسهیلشده و بازخورد همتایان از طریق ایجاد محیطهایی برای یادگیری مشترک، نقد همتایان و راهنمایی و ادغام بازاندیشی در برنامهی درسی، بهنحویکه آن را بهعنوان جنبهای مداوم و ارزیابیشده از یادگیری تبدیل کند. یافتهها حاکی از آن است که رویکرد آموزشی مبتنی بر کاربرد عملی و یادگیری تجربی، با فرصتهایی برای تعامل با همسالان و بازاندیشی ساختاریافته و ادغام بازاندیشی در برنامهی درسی، به بهبود درک دانشجویان از رفتار حرفهای منجر میشود. بهبود مهارتهای ارتباطی، استدلال اخلاقی، همدلی و خودآگاهی از نتایج پیشبینیشده است که در نهایت، به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و قویترشدن نیروی کار پزشکی منتج میشود. روش توصیفشده، برای یادگیری مبتنی بر بازاندیشی در آموزش پزشکی، راهبردی جامع برای توسعهی رفتار حرفهای ارائه میدهد. این رویکرد از گنجاندن فعال بازاندیشی در فعالیتهای یادگیری بالینی، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته و ارائهی فرصتهایی برای پشتیبانی همتایان و استادان حمایت میکند. در آینده، برای ارزیابی دقیق تأثیر این راهکارهای ترکیبی بر رشد حرفهای دانشجویان پزشکی، بررسی پیوندهای بین فعالیتهای بازاندیشی خاص و پیشرفتهای ملموس در مهارتها و رفتارهای بالینی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.
مینا کفاش محمدجانی، ماندانا کاظمی، فاطمه محبوب بشری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
هوش معنوی به مجموعهای از تواناییها برای استفاده از منابع دینی و معنوی اطلاق میشود و نقشی مهم در ارائهی مراقبتهای پرستاری باکیفیت به بیماران دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش هوش معنوی بر شایستگی پرستاران در مراقبت از بیماران است. در این مطالعهی مروری، کلیدواژههای فارسی و انگلیسی معنویت، هوش معنوی، مراقبت معنوی و پرستاری، بین سالهای ۲۰۱۷تا۲۰۲۳ در پایگاههای اطلاعاتی PubMed Scopus, Google Scholar, SID, جستوجو شدند. در این جستوجو، متن کامل ۲۱ مقاله، به زبان انگلیسی و فارسی انتخاب و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج بررسیها نشان داد، مراقبت معنوی ۴۵درصد از پرستاران بررسیشده، در سطح زیر متوسط قرار دارد. اکثر مطالعات، ارتباطی معنادار بین هوش معنوی و شایستگی پرستاری در ارائهی مراقبت معنوی گزارش کردهاند. هوش معنوی باعث تقویت باورها و شخصیت پرستاران و میل به رشد و یادگیری و بهبود کیفیت مراقبتهای پرستاری میشود؛ همچنین، جنسیت مرد، محل سکونت و التزام به دین، شایستگی پرستاران را در ارائهی مراقبت معنوی پیشبینی کرد. مطالعات نشان داده است، فرد در زمان بیماری و بستریشدن در بیمارستان و نیاز به مراقبت معنوی پرستاران، به بُعد معنوی خود توجه بیشتری دارد؛ بنابراین، مراقبت معنوی بخشی از مراقبت پرستاری کلنگر است. بر اساس مطالعهی حاضر میتوان نتیجه گرفت، در مراقبتهای پرستاری چالشهای اخلاقی وجود دارد و برخی پرستاران، به موضوع معنویت در مراقبتهای خود توجه کافی ندارند؛ ازاینرو، ارتقاء معنویت در مراقبتهای پرستاری به دلیل اهمیت آن در حرفهی پرستاری که از طریق آموزش هوش معنوی بایستی انجام شود ضروری به نظر میرسد.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
ازآنجاکه سوءرفتار پژوهشی میتواند بهعنوان واکنشی انطباقی در برابر محدودیتها و فشارها و خواستههای برآمده از کارکردهای نامناسب نظام پژوهش تلقی شود، برای مدیریت آن، باید فعالیتهای نظام پژوهش را در مسیر انتقال سیاستهای پژوهشی (سطح کلان) به برنامههای توسعهی پژوهش در مؤسسهها (سطح میانی) و اجرای پژوهش توسط پژوهشگران (سطح خرد) رصد و بررسی کرد. این مطالعه با اتخاذ چهارچوب تحلیلی کلان- میانی- خرد، وظایف و راهبردها و فعالیتهای شکلگرفته در سطوح سهگانهی نظام پژوهش علوم پزشکی کشور را روشن میسازد؛ ازاینرو، سیاستگذاریهای کلان پژوهش (سطح کلان) تا برنامههای عملیاتی برای توسعهی پژوهش در دانشگاهها و مراکز پژوهشی (سطح میانی) و پژوهشگران بهمنزلهی انجامدهندگان پژوهش (سطح خرد) را در کانون توجه قرار میدهد. برای این منظور، سه سطح تحلیلی نظام پژوهش با توجه به مفروضههای این چهارچوب، تبیین و تعریف شدند. با تحلیل محتوای کیفی متون مربوطه، فعالیتهایی که در این سطوح میتوانستند برای تأمین سلامت پژوهش مفید باشند، شناسایی و در قالب راهبردهایی مختلف ارائه شدند. یافتهها نشان داد، نظام پژوهش بر اساس چهارچوب تحلیلی موجود، یک نظام کلانِ صرف، بدون توجه به میانکنشِ بخشهای آن نیست، بلکه نظامی است که تعامل و اثرگذاری میانبخشی اجزاء در آن وجود دارد. این رویکرد میتواند تمرکز و وضوح و توانمندی بررسی سوءرفتارهای پژوهشی را ارتقا دهد و با بهکارگیری سطوح خُرد و میانی و کلان میتواند چالشهای موجود در جریان تعامل فعالیتها و عملکردهای مختلف نظام پژوهش و درهمتنیدگی آنها را دنبال کند.
مجتبی پارسا، سودابه مهدی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
خشونت خانگی و سوءرفتار با زنان، بهخصوص خشونت شریک زندگی، یک مشکل بهداشت عمومی فراگیر است. خشونت خانگی با طیفی وسیع از مشکلات سلامتی جسمی و روانی همراه است و بر سلامت و رفاه فرد آسیبدیده تأثیر منفی میگذارد. زنانی که در معرض خشونت قرار میگیرند، برای کاهش پیامدهای منفی این خشونتها به کمک نیاز دارند؛ ازاینرو، نهادهای سلامت، در ارائهی مراقبت جامع سلامت به زنان خشونتدیده، نقشی مهم دارند. مواجههی پزشکان با زنانی که تحت خشونت خانگی قرار گرفتهاند، بهویژه در کشور ما که دستورالعمل اختصاصی در این زمینه وجود ندارد، چالشها و مسائلی اخلاقی را به همراه دارد. در این مقاله، با ارائهی یک نمونه، برخی از چالشها و مسائل اخلاقی مطرح در این زمینه بررسی شده است.
زهرا دهقانی، فرهاد خرمائی، سید مهدی پورسید،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش منش بر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند دانشجویان بود. این پژوهش، طرحی شبهآزمایشی با گروه کنترل و پسآزمون بود. مشارکتکنندگان در پژوهش، دو گروه از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که با تخصیص تصادفی به گروههای آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس، گروه آزمایش، دوازده جلسه در برنامهی آموزش تکوینی صفت منشی آدابگرایانه شرکت کردند و در پایان، هر دو گروه به پرسشنامههای خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند پاسخ دادند. شایان ذکر است که روایی و پایایی این ابزارها برای فرهنگ ایرانی در سطح رضایتبخش بوده است. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد، آموزش منش آدابگرا بر هر سه متغیر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند تأثیری معنادار داشته است. تلویح ضمنی این نتایج، توجه به آموزش منش در موقعیتهای تحصیلی است.